دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

دارایی‌های فکری در کسب‌وکار خانگی

Intellectual properties in home business
نویسنده

مطالعه درخصوص ابعاد دارایی‌های فکی در کسب‌وکار خانگی است.

     کسب‌وکار خانگی از نظر ایجاد شغل و نوآوری در حوزه کالاها یا خدمات دگرگونی‌های فراوانی را در عرصه اجتماع و اقتصاد کشورها به وجود آورده است. کسب‌وکار خانگی تنها محدود به انجام فعالیت‌های یدی نمی‌شود بلکه می‌تواند ناظر به آفرینش دارایی‌های فکری هم باشد. شاغل خانگی مالک فعالیت‌های خود می‌باشد و این فعالیت‌ها شامل تمام مواردی می‌شود که منجر به ارائه خدمات و تولید کالاها اعم از کالاهای فکری و غیرفکری می‌شود؛ ازاین‌رو می‌توان اذعان داشت کلیه دارایی‌های فکری که از طریق تلاش و کوشش اعضای خانوارها به منصه ظهور رسیده است متعلق به خود ایشان بوده و با اعمال حقوق انحصاری از طریق این شبه‌بنگاه خرد می‌تواند تجاری‌سازی شود.

     امروزه کسب‌وکارهای خانگی به‌عنوان راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد در سراسر جهان محسوب می‌گردند. قابلیت انجام این نوع کسب‌وکار در «منزل» سبب ایجاد مزایای بسیاری برای شاغلین آنها می‌شود که ازجمله می‌توان به ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه‌های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه و ایاب‌وذهاب، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده و ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد- شاگردی بین اعضای خانواده و... اشاره نمود. کسب‌وکار‌های خانگی در ایران سابقه‌ای دیرینه دارند. بسیاری از صنایع دستی که امروزه وجود دارند در منازل و محل سکونت افراد تولید می‌شده‌اند (فریدون نژاد، 1391، ص. 6). به‌طورکلی کسب‌وکار خانگی پدیده‌ای نوین نیست و در اثر فعالیت‌های اقتصادی روزبه‌روز گسترش می‌یابد تاآنجاکه امروزه به صراحت می‌توان گفت شاغلین فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی توانایی تولید محصولات فکری را نیز دارند و دیگر همانند گذشته تولیدات آنها محدود به یک سری محصولات مادی نمی‌باشد.

     شروع کسب‌وکار در منزل فرصت‌های مناسب و نامحدودی را برای بهبود و ارتقا مهارت‌ها در اختیار افراد قرار می‌دهد. یادگیری مهارت‌های جدید در زمینه‌های مختلف مانند بازاریابی، مدیریت، بهره‌وری، ارتباطات، تحقیق، مهارت‌های فنی، توسعه محصولات جدید و بسیاری موارد دیگر از آن جمله هستند. کلیه کسانی که در عرصه خانوارها مشغول به‌کار می‌باشند می‌توانند گامی بلند را در عرصه رشد و توسعه اقتصادی بردارند زیرا اگرچه گستره کاری آنها کم می‌باشد اما درهرحال وجود انبوهی از آنها خود می‌تواند یک جامعه تولیدی بزرگ تلقی گردد. با این‌حال، باید اذعان داشت که متأسفانه رتبه ایران در حوزه کسب‌وکار (اعم از خانگی و غیره) 152 در میان 189 کشور جهان می‌باشد که رتبه بسیار بالایی می‌باشد چنین رتبه بالایی نیازمند نگرش جدید دولتمردان در حوزه کسب‌وکار به‌ویژه کسب‌وکار خانگی می‌باشد.

     به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات و وسایل منزل راه‌اندازی شود کسب‌وکار خانگی می‌گویند. این تعریف شامل تمام فعالیت‌های اقتصادی می‌شود. اقتصاد دانش چگونگی انتخاب مردم و جامعه است و برای به‌کارگیری و اختصاص منابع کمیاب جهت تولید کالاها و خدمات گوناگون و توزیع آنها میان افراد و گروه‌های مختلف جامعه می‌باشد. این فعالیت اقتصادی می‌تواند شامل تولید هرگونه کالا و فرآورده فیزیکی مثل صنایع دستی باشد و یا می‌تواند شامل آفرینش هرگونه فرآورده، فرایند و یا اثر فکری نظیر اختراعات، طرح‌های صنعتی، علائم تجاری و یا آثار ادبی و هنری باشد. به موارد اخیر دارایی‌های فکری گفته می‌شود. دارایی فکری با اندکی تسامح مالکیت فکری خوانده می‌شود. البته واژه دارایی فکری بیشتر ناظر به مصادیق اموال فکری می‌باشد و ازاین‌جهت بیشتر در عرف اقتصادی بنگاه‌ها از عبارت دارایی‌های فکری استفاده می‌شود. سؤال اصلی این مقاله در این مهم نهفته است که مفهوم و انواع دارایی‌های فکری در حوزه کسب‌وکار خانگی چیست؟ و آیا شاغلین خانگی توانایی تولید دارایی‌های فکری را دارند؟

     فرض آن است که تولید دارایی‌های فکری به‌وسیلة تلاش و کوشش فکری منبعث از ذهن خلاقانه افراد به منصه ظهور می‌رسد و ذهن خلاق افراد فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی از این فرضیه مستثنی نیستند.

 

دارایی‌های فکری و انواع آن

بند اول) مفهوم دارایی فکری: دارایی فکری عبارت وصفی است که نشانگر وجود اموالی غیرمادی که برگرفته از تراوش‌های ذهنی افراد است می‌باشد. تحلیل مفهوم دارایی فکری نیازمند تحلیل اجزای آن می‌باشد؛ لذا ابتدا مفهوم دارایی بررسی می‌گردد و سپس مفهوم دارایی‌های فکری روشن خواهد گردید.

نخست) مفهوم دارایی: مجموعه حقوق و تکالیف مالی شخص را دارایی او می‌گویند (کاتوزیان، 1386، ص. 25). مفهوم اعتباری دارایی را نباید با اموال و دیون تشکیل‌دهنده آن اشتباه نموده و خلط کرد. اموال و دیون، ارکان دارایی هستند و لذا دارایی اعم از اموال شخص و دیون بر ذمه او می‌باشد. به‌عبارتی بهتر شاید بتوان گفت دارایی عبارت است از صلاحیت دارا شدن اموال و دیون که به محض تولد شخص با او همراه می‌باشد (حقوق عینیه). بنابراین دارایی با مفهومی که ذکر گردید دارای سه خصیصه اصلی می‌باشد:

1. دارایی کلی است حقوقی و مستقل از اجزای خود؛

2. تنها حقوق و تکالیف مالی جزء دارایی است؛

3. دارایی از مفاهیم وابسته به شخص است (همان، صص. 25-27).

     همان‌گونه که ملاحظه می‌گردد مفهوم دارایی بسیار متفاوت از آن چیزی است که در عرف مورد استعمال قرار می‌گیرد. در عرف هنگامی‌که از دارایی سخن به میان می‌آید منظور یکی از ارکان دارایی یعنی رکن اموال است و دارایی مرادف با مال در نظر گرفته می‌شود که البته از لحاظ حقوقی نادرست می‌باشد. به نظر می‌رسد چنین استعمال عرفی در مورد عبارت وصفی دارایی‌های فکری هم قابل صدق باشد و منظور از دارایی در این عبارت اموال باشد و نه مجموعه‌ای از اموال و دیون. به‌همین‌دلیل است که می‌توان عبارت وصفی دارایی فکری را با اندکی تسامح همان اموال فکری نامید و لذا ازاین‌جهت تفاوت چندانی باهم ندارند جز اینکه دارایی فکری بخش از سرمایه فکری (سرمایه فکری انسانی) بنگاه‌ها می‌باشد که بیشتر توسط اقتصاددانان مورد استفاده قرار می‌گیرد درحالی‌که اموال فکری اصولاً بدون دیدگاه اقتصادی و با نگاه حقوقی صرف مورد استفاده حقوق‌دانان قرار می‌گردد؛ وانگهی هر دو از لحاظ ماهیت دو روی یک سکه‌اند.

     کسب‌وکار خانگی را با اندکی تسامح می‌توان یک شبه‌بنگاه خرد نامید زیرا منزل که محل تولید کالاهای شاغلین خانگی می‌باشد، مکانی برای ظهور فعالیت‌های اقتصادی ایشان می‌باشد. بااین‌حال، باید توجه داشت که این شبه‌بنگاه فاقد شخصیت حقوقی می‌باشد و به‌همین‌دلیل نمی‌تواند دارای دارایی مستقل باشد؛ ازاین‌رو، هریک از شاغلین خانگی علی‌رغم کار جمعی در قالب یک شبه‌بنگاه اقتصادی، دارای شخصیت مستقل و متعاقباً دارایی مستقل می‌باشند و این سخن خود می‌تواند مقدمه‌ای برای به رسمیت شناسی ملکیت حقوق انحصاری دارایی‌های فکری برای شاغلین خانگی‌ای که آفرینشی فکری را به منصه ظهور رسانیده‌اند، باشد.

دوم) دارایی فکری: دارایی‌های فکری ناظر بر اموال غیرمادی هستند که برگرفته از تراوش‌های ذهنی انسان می‌باشند. به‌عبارتی دقیق‌تر نظام حاکم بر دارایی‌های فکری به مجموعه‌ای از قوانین و مقررات گفته می‌شود که با اعطای حقوق انحصاری به پدیدآورنده اثر فکری، امکان انتفاع و بهره‌برداری داخلی از آن را به‌صورت موقّت و در مدتی معین فراهم می‌آورد. از این تعریف چندین نکته برمی‌آید:

اول اینکه حمایت از پدیدآورنده آفرینش فکری در قالب حقوق انحصاری‌ای است که به‌صورت معین از طرف قانون‌گذار به پدیدآورنده اعطا می‌شود مثل حق انحصاری تولید.

دوم اینکه حمایت از آفرینش فکری محدود به مدتی معین است و پس از آن به ملکیت عموم می‌پیوندد.

سوم اینکه حمایت از دارایی‌های فکری محدود به قلمرویی مشخص است و برخلاف اموال مادی خارج از قلمروی کشوری حمایت نمی‌شود مگر اینکه کشورها با انعقاد کنوانسیون‌های بین‌المللی حمایت از آفرینش‌های فکری خود را خواستار باشند. به‌همین‌دلیل است که امروزه کنوانسیون‌های مهمی مانند برن، پاریس، رم و یا تریپس بین کشورهای مختلف به‌منظور حمایت خارج از قلمرویی از آفرینش‌های فکری منعقد می‌شود.

     همان‌گونه که ملاحظه می‌گردد دارایی‌های فکری ماهیتی ذهنی دارند که بر اثر تلاش صاحبان اندیشه به منصه ظهور می‌رسند. صاحبان اندیشه لزوماً تحصیل‌کردگان دانشگاه‌ها نمی‌باشند بلکه می‌تواند شامل کسانی که در قالب کسب‌وکار کوچک و با وسایلی محدود آثاری شگرف را می‌آفرینند هم بشود. کسب‌وکار خانگی می‌تواند در این زمینه همواره پیشگامی موفق تلقی گردد. شروع کسب‌وکار در منزل باعث می‌شود تا از قدرت ذهن و خلاقیت افراد به بهترین شکل استفاده شود. نمونه بارز این مهم را می‌توان در طرح‌های فرش‌ها و قالی‌هایی مشاهده نمود که از همین کارگاه‌های خانوادگی بیرون می‌آید. این طرح‌های صنعتی که به روی این دسته فرش‌ها منقش هستند نمونه‌ای بارز از دارایی‌های فکری می‌باشند.

     حسب آنچه ذکر شد به‌راحتی می‌توان دریافت حوزه کسب‌وکار خانگی حتی با وسایل غیرفنّاورانه محدود، توانایی تولید و تجاری‌سازی دارایی‌های فکری را در سطحی نسبتاً وسیع دارد و شناسایی این حوزه نیازمند درنگ و تامل دقیق‌تری می‌باشد.

 

بند دوم) انواع دارایی‌های فکری: حقوق مالکیت فکری (با اندکی تسامح نظام حاکم بر دارایی‌های فکری) را به دو شاخه مهم و گسترده حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مالکیت صنعتی تقسیم می‌کنند (میرحسینی، 1385، ص. 21). این تقسیم‌بندی در اینجا مورد نظر نمی‌باشد زیرا از دیدگاه کسب‌وکار خانگی بسیار کلی به نظر می‌رسد. شاغلین فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی تنها با مصادیقی روشن از دارایی‌های فکری سروکار دارند و کاری به تقسیم‌بندی‌های نظری موجود در حوزه دارایی‌های فکری ندارند. در این راستا، بهتر است با نگاهی ظریف‌تردارایی‌های فکری را به پنج دسته اختراعات، طرح‌های صنعتی، علائم تجاری، اسرار تجاری و آثار ادبی و هنری تقسیم نمود. شاغلان خانگی و کسانی که در کارگاه‌های خانوادگی کار می‌نمایند حسب توانایی خود می‌توانند هریک از این دسته از دارایی‌های فکری را بیافرینند و متعاقباً در حد توانایی خود تجاری‌سازی نمایند و از این طریق کسب منفعت کنند. این پنج دسته ذیلاً توضیح داده می‌شوند.

نخست) اختراعات: اختراع حاصل و ثمره تلاش فکری و تراوش ذهنی مخترع است که در قالب یک فرآورده یا فرایند صنعتی متبلور می‌شود. اختراع به‌طورکلی به معنی راه‌حل جدید و نوآورانه برای یک مشکل فنی است. این راه‌حل ممکن است به ایجاد دستگاه، محصول، روش یا فرایند کاملاً جدید مربوط باشد یا ممکن است فقط بهبود جزئی محصول یا فرایند شناخته‌شده‌ای باشد. یک اختراع درصورتی قابل ثبت است که جدید باشد، دارای گام ابتکاری بوده و کاربرد صنعتی داشته باشد. از این شروط با عنوان شروط ماهوی اختراع یاد می‌شود و وجود همزمان هر سه آنها در فرآورده شرط لازم اختراع تلقی کردن آن می‌باشد. البته علاوه‌براین شروط ماهوی، تعدادی شروط شکلی هم باید در اختراع وجود داشته باشند تا بتوان آن را ثبت نمود.

     شرط جدید بودن به این معناست که موضوع اختراع نباید قبلاً توسط فرد دیگری اختراع شده باشد و در فن و صنعت پیشین وجود داشته باشد (میرحسینی، 1387، ص. 113). به‌عبارتی‌دیگر منظور از جدید بودن اختراع این است که اختراع در قلمرو دانش سابق وجود نداشته باشد. منظور از دانش سابق مجموعه اطلاعات علمی و فنی‌ای است که در حوزه علمی اختراع موجود می‌باشد (حبیبا، 1390، ص. 72). بنابراین در احراز جدید بودن، تنها به حوزه کسب‌وکارهای پیشین نگریسته نمی‌شود و تمام دانش پیشین را دربرمی‌گیرد. این شرط، تازگی و نو بودن ابتکار را می‌رساند بدین‌صورت که اختراع موردنظر تا تاریخ تسلیم اظهارنامه نبایستی به‌وسیلة علوم و فنون موجود پیش‌بینی و یا مطرح شده باشد در غیر این صورت دیگر نمی‌توان از جدید بودن اختراع سخن گفت و در نتیجه حمایتی هم به آن تعلق نخواهد گرفت.

     منظور از گام ابتکاری این است اختراع باید در نزد یک فرد دارای مهارت متعارف در حوزه مربوطه بدیهی نباشد و باعث آن شود که دانش کنونی گامی به جلو در راستای حل یک مشکل بردارد (Cornish, 2003, P. 146). به‌عبارتی‌دیگر کسی‌که مدعی آفرینش محصول یا فرایندی جدید به‌عنوان اختراع است باید به سطح دانش موجود چیزی نوین افزوده باشد. در برخی آثار بعضاً به‌جای عبارت «ابتکاری بودن» از عبارت «معمولی نبودن» و یا «بدیهی نبودن» استفاده شده است (Sharman, 2001, P. 120 & Bently). برخی نیز آن را با عنوان «بدیع بودن» ذکر کرده‌اند (فتحی‌زاده؛ بزرگی، 1383، ص. 168).

     و نهایتاً منظور از کاربرد صنعتی داشتن اختراع این می‌باشد که اختراع مذکور چه به‌صورت بالقوه و چه به‌صورت بالفعل قابلیت تولید یا استفاده را در صنعت داشته باشد (حبیبا، پیشین، ص. 79). صنعت مفهومی گسترده دارد و طبق بند سه ماده یک کنوانسیون پاریس این مفهوم نه‌تنها شامل صنعت و تجارت به‌معنای اخص می‌باشد بلکه شامل صنایع کشاورزی، استخراجی و کلیه محصولات مصنوعی یا طببیعی و... می‌شود.

دوم) طرح‌های صنعتی: طرح صنعتی خصوصیات مربوط به شکل و ساختار و یا نقش و نگار به‌کار رفته در یک کالا به‌واسطه یک فرایند صنعتی است که در کالا خاتمه یافته ایجاد چشم‌نوازی و جذابیت می‌نماید (حبیبا؛ حنفی، 1391، ص. 27). به‌عبارتی‌دیگر طرح صنعتی ناظر به هرگونه ترکیب خطوط و رنگ‌ها و هرگونه شکل سه‌بعدی با خطوط، رنگ‌ها و یا بدون آن است که بتواند طی یک فرایند صنعتی روی کالا به‌کار رود و به آن شکل ظاهری خاصی ببخشد (همان، ص. 30).

     به استناد ماده 21 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری، یک طرح صنعتی باید دارای سه معیـار باشد تا بتـواند ثبت گردد. این سه معیار عبارتند از: 1) جدید بودن؛ 2) اصیل بودن (مفهوم جدید بودن در بحث راجع به اختراعات گفته شد اما منظور از اصیل بودن این می‌باشد که طرح صنعتی باید دارای نشانی از پدیدآورنده باشد به‌نحوی‌که پدیدآورنده با خلق اثر شخصیت خود را به منصه ظهور گذاشته باشد. از این دیدگاه اثر بیانگر شخصیت پدیدآورنده است و پدیدآورنده با آفرینش اثر و افشای آن شخصیت خود را هم به آگاهی عموم می‌رساند و در این راستا عموم با ملاحظه ماهیت خلاقانه اثر به شخصیت مبتکرانه پدیدآورنده پی می‌برد (Lucas, A. & Lucas, H.J., 2001, P.144.)) و 3) خلاف نظم عمومی نبودن. دو شرط اول ماهوی و شرط سوم شکلی می‌باشد. البته در این ماده که در مقام تعیین معیارهای ثبت طرح صنعتی است مبهم می‌باشد چراکه قانون‌گذار ظاهراً نتوانسته به‌درستی تصمیم بگیرد که طرح برای ثبت شدن باید جدید باشد یا اصیل. بااین‌حال برخی از نویسندگان معتقدند لازم نیست که طرح صنعتی هم جدید و هم اصیل باشد بلکه وجود یکی از این دو شرط کافی می‌باشد (همان، ص. 39).

سوم) علائم تجاری:‌ مستنبط از ماده 1 قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب 1310 و قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری مصوب 1386، به هرگونه نشان، تصویر، رقم، حرف، عبارت و... که کالاها و یا خدمات بازرگانان را از هم متمایز سازد، علامت تجاری گفته می‌شود (حبیبا، حسین‌زاده، 1392، ص. 18). در تعریفی دیگر علامت تجاری وسیله‌ای است که بین کالاها یا خدمات و مصرف‌کنندگان رابطه مادی و معنوی برقرار می‌کند و در واقع عامل جلب توجه مصرف‌کنندگان کالا یا خدمات و وسیله‌ای برای معرفی کالاها و خدمات به مشتریان می‌باشد (Jerome, 2009, P. 40). علائم تجاری مصرف‌کنندگان را قادر می‌سازد تا کالاها و خدمات مورد نظر خود را از سایر کالاها و خدمات مشابه تمایز دهند. علاوه‌براین علائم تجاری دارای نقش بسیار مهم و راهبردی‌ای در گستره تبلیغات و بازاریابی شرکت‌ها و شناساندن تصویر و شهرت کالاها و خدمات یک شرکت را به‌عهده دارند. علائم تجاری انگیزه شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری برای بهبود کیفیت کالاها و خدمات را چندین برابر می‌کند و مصرف‌کنندگان را برای پرداخت بالا جهت خرید کالاها و خدمات با کیفیت تشویق می‌کند (Dinwoodie & Janis, 2008, P. 59). بنابراین به‌راحتی می‌توان دریافت گستره نظام حقوقی حاکم بر علائم تجاری بسیار بزرگ‌تر از آنچه در ظاهر یه نظر می‌رسد می‌باشد و ازاین‌رو می‌تواند ابزاری مهم برای حمایت از کالا و خدمات اعم از کالاها و خدمات فکری یا غیر فکری باشد.

چهارم) اسرار تجاری: اسرار تجاری عبارت است از مجموعه اطلاعات مربوط به روش و فن ساخت و تولید کالا و محصولات و برنامه یا فرمول کار و طرح و مهارت‌های عملی و تجربی تولید و عرضه محصولات در بازار، بدون آنکه عموم مردم و یا رقیب رشته‌های موضوع یک فعالیت اقتصادی و تجاری از آن آگاهی پیدا کنند (امامی، 1390، ج.2، ص. 523). اسرار تجاری که در حیطه حقوق مالکیت صنعتی مورد حمایت قرار می‌گیرند دارای دو ویژگی بسیار مهم می‌باشند؛

     اول اینکه این اطلاعات به صاحب خود مزیت رقابتی در بازارهای تجاری اعطا کرده و تاجر با استفاده از این اطلاعات می‌تواند در عرصه رقابت تجاری وزنه را به نفع خود سنگین‌تر کند.

     دوم اینکه ازآنجایی‌که این اطلاعات ممکن است همواره مورد تهدید واقع شوند، لذا باید اقداماتی از‌سوی صاحب این اسرار صورت گیرد تا از نشر این اطلاعات نزد عموم و یا رقبای تجاری جلوگیری کند و محرمانه بمانند؛ خواه دستیابی آنها از طرق صحیح باشد و خواه غیرصحیح مانند سرقت؛ بنابراین بخش مهمی از حمایت این اسرار را خود صاحب اسرار تجاری برعهده دارد (Doros, 2004, P. 76).

     اسرار تجاری برخلاف سایر اموال فکری که دسته‌ای از حقوق انحصاری برای مالکانشان به همراه دارند فاقد این ویژگی هستند و مالک سر تجاری همانند یک مالک معمولی حق استعمال از مال خود را دارد و فاقد هرگونه حق انحصاری است. برخی از نویسندگان این امر را بهانه‌ای قرار داده و بیان نموده‌اند که عدم اعطای حقوق انحصاری به مالک سر تجاری باعث خروج آن از حیطه حقوق مالکیت فکری و حمایت‌های ویژه آن است (حکمت‌نیا، 1387، ص. 33). به نظر می‌رسد که این دیدگاه قابل پذیرش نباشد زیرا ملاک برای فکری حساب نمودن یک مال غیرمادی برگرفتن آن از تراوش‌های ذهنی افراد است و صرف عدم اعطای حقوق انحصاری به مالک دلیل بر عدم حمایت از مال تحت چتر حمایتی حقوق مالکیت فکری نمی‌باشد.

     اسرار تجاری دارای جایگاهی ویژه در حوزه کسب‌وکار خانگی هستند زیرا بسیاری از آفرینش‌های فکری در فضای خانوارها (معمولاً به‌علت نداشتن معلومات علمی لازم برای ثبت) اصولاً افشا و توصیف نمی‌شوند بلکه صرفاً تجاری‌سازی شده و توزیع می‌گردند. البته این دیدگاه هم امروزه کم‌رنگ شده است و اطلاع‌رسانی اداره کل مالکیت صنعتی و یا دفتر کل امور مالکیت فکری وزارت ارشاد در حوزه ثبت آثار ادبی و هنری آنقدر شناخته شده هستند که دیگ حتی بی‌سودان هم نمی‌توانند ادعای ناشناخته بودن آن را بنمایند به‌ویژه اینکه امروزه تمام امور راجع به ثبت به همراه توضیحات و راهنمایی‌های مربوطه در فضای مجازی قابل دسترسی است.

پنجم) آثار ادبی و هنری: آثار ادبی و هنری به آثاری نظیر کتاب، نقاشی، خطاطی، حکاکی، پیکره‌سازی و مواردی از این نظیر گفته می‌شود که پدیدآورنده با تلاش و کوشش فکری خود را آنها را به منصه ظهور رسانده و شخصیت خود را در این آثار در قالب اصالت اثر به نمایش می‌گذارد. دارایی‌های فکری موجود در حوزه مالکیت ادبی و هنری اغلباً با عنوان اثر یاد می‌شود که این خود نشانگر لزوم اصیل بودن دارایی فکری در این حوزه می‌باشد. یک اثر در صورتی مستحق حمایت قرار می‌گیرد که دارای دو ویژگی بسیار مهم باشد. اول اینکه اثر مذکور اثری فکری باشد و دوم اینکه اثر فکری مذکور اصیل باشد (Goldstein, 2001, P. 164). البته تعیین مفهوم اصالت و همچنین اثر فکری چندان آسان نیست. نه‌تنها مفهوم اثر فکری در خود مفهوم اصالت نهفته است بلکه علی‌القاعده یک اثر اصیل اثری فکری هم تلقی می‌گردد. فی‌الواقع پیدا کردن مثالی از آثار فکری که فاقد اصالت باشند بسیار نادر و نیازمند دقت و موشکافی است.

     از نظر اندیشمندان حقوقی یکی از ویژگی‌های اثر ادبی و هنری فکری بودن آن است. منظور از فکری بودن اثر این می‌باشد که: اولاً اثر ناشی از یک خلاقیت و ابتکار فکری باشد؛ ثانیاً به‌نحوی از انحاء ابراز شده و به منصه ظهور رسیده باشد (پروفسور لوکاس، به نقل از محمدزاده وادقانی، 1385، ص. 43). مفهوم اصالت هم با مفهوم خلاقیت به‌شدت گره خورده است به این معنی که از لحاظ عملی جدایش آن دو از هم بسیار دشوار می‌باشد. در نظام حقوقی کامن لا دو معیار بسیار مهم برای احراز اصالت در انگلستان مورد توجه قرار گرفته است. اولین معیار اینکه اثر بی‌هیچ وجه نباید رونوشت اثر دیگری باشد و دوم اینکه اثر باید ناشی از سرمایه‌گذاری مهارت شخصی و تلاش وی باشد (Cotter, 2003, p.52). مفهوم اصالت در کشور‌های نظام حقوقی نوشته دارای ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فرد خود است و با دیدگاه کشورهای کامن لایی نسبت به اصلات متفاوت است. در حقوق فرانسه اثر درصورتی اصیل تلقی می‌شود که دارای نشانی از پدیدآورنده باشد به‌نحوی‌که پدیدآورنده با خلق اثر شخصیت خود را به منصه ظهور گذاشته باشد. از این دیدگاه اثر بیانگر شخصیت مؤلف است و پدیدآورنده با آفرینش اثر و افشای آن شخصیت خود را هم به آگاهی عموم می‌رساند و در این راستا عموم با ملاحظه ماهیت خلاقانه اثر به شخصیت مبتکرانه پدیدآورنده پی می‌برد (Lucas, A. & Lucas, H.J, Op.Cit, P. 145).

     آثار ادبی و هنری شایع‌ترین و مهم‌ترین دسته از دارایی‌های فکری شاغلان خانگی می‌باشد. به‌عبارتی‌دیگر عمده فعالیت‌های فکری موجود در حوزه کسب‌وکار خانگی در حوزه آثار ادبی و هنری خلاصه می‌شود. نمونه بارز آن را می‌توان نقاشی‌ها یا کنده‌کاری‌هایی دانست که به‌صورت فردی یا گروهی در قالب فعالیت موجود در کارگاه‌های خانوادگی تولید و به بازار ارائه می‌شوند. البته لازم به ذکر است که سود ناشی از تجاری‌سازی این دسته دارایی‌های فکری اصیل در حوزه کسب‌وکار خانگی به‌علت عدم توانایی تجاری‌سازی در سطح وسیع نمی‌تواند چندان گسترده باشد اما درهرحال ازآنجاکه تولید این دسته از دارایی‌های فکری بیشتر مهارت محور است تا دانش محور و شاغلان فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی اصولاً تحصیلات دانشگاهی ندارند و بر پایه استاد- شاگردی تولید این دسته دارایی‌های فکری را آموخته‌اند عملاً کسب‌وکار خانگی بیشتر سوق به تولید آثار ادبی وهنری به‌عنوان یک دارایی فکری اصیل دارد و تولید اختراعات یا طرح‌های صنعتی بسیار کمتر به چشم می‌خورد.

 

ویژگی‌های دارایی‌های فکری

دارایی‌های فکری به‌عنوان دسته‌ای نوین از اموال فکری همانند سایر اموال دارای برخی ویژگی‌های مخصوص به خود می‌باشند و این ویژگی‌ها برخی ذاتی و برخی دیگر اکتسابی هستند که در ذیل مورد بررسی قرار می‌گیرند.

بند اول) ویژگی‌های ذاتی: منظور از ویژگی‌های ذاتی که از آنها به‌عنوان ویژگی‌های انتسابی دارایی‌های فکری هم می‌توان یاد نمود ویژگی‌هایی هستند که مقتضای ذات دارایی فکری می‌باشند بدان‌معنی که نه می‌توان این ویژگی‌ها را از آنها جدا نمود و یا اگر قابل شدن باشند دیگر نمی‌توان از آنها به‌عنوان یک دارایی فکری یاد نمود. این ویژگی‌ها عبارتند از محدودیت زمانی دارایی فکری و دیگری فکری بودن این دسته دارایی‌ها. این دو ویژگی در ذیل بررسی می‌شوند.

نخست) محدودیت زمانی دارایی فکری: منظور از این ویژگی محدودبودن مدت حمایت از دارایی فکری مالک می‌باشد یعنی قانون‌گذار در ازای اعطای حقوق ویژه به پدیدآورنده دارایی‌های فکری، حمایت از آنها را محدود به زمان مشخص نموده است به‌طوری‌که پس از پایان مدت مذکور مال از ملکیت پدیدآورنده خارج گردیده و به ملکیت عمومی درمی‌آید. قانون‌گذار در ماده 16 و بند «د» ماده 28 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری به محدودبودن مدت حمایت از اختراعات و طرح‌های صنعتی و در ماده 12 قانون حمایت از مصنفان، مؤلفان و هنرمندان به محدودبودن مدت حمایت از آثار علمی، ادبی هنری و در ماده 1 قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌ای به محدودیت زمانی حمایت از نرم‌افزارهای رایانه‌ای اشاره داشته است (علائم تجاری در صورت پرداخت حق تمدید از این محدودیت زمانی حمایت، معاف هستند).

     بنابراین می‌توان دریافت دارایی فکری همانند دارایی‌های مادی همیشه در ملکیت شخص باقی نمی‌مانند و ازاین‌رو مالک این دسته دارایی‌های باید تمام تلاش خود را در تجاری‌سازی این اموال در مهلت معینه بنماید. این مهم شامل شاغلان کسب‌وکار خانگی هم می‌شود و ایشان از این قاعده مستثنی نمی‌باشند. ممکن است اعمال این قاعده برای شاغلان خانگی کافی نباشد زیرا ایشان اغلباً فاقد منابع مالی لازم برای تجاری‌سازی در مدت حمایتی هستند و ممکن است درصورتی‌که مثلاً مالک یک طرح صنعتی به روی صنایع دستی باشند نتوانند به‌درستی تجاری‌سازی را به منصه ظهور برسانند. این سخن اگرچه عادلانه است اما باید اذعان داشت که شرایط برای همه یکسان است و نمی‌توان با ادعای نداشتن منابع مالی لازم برای افراد فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی دسترسی عموم به دارایی ارزشنمد فکری به تعویق انداخت و حمایت‌هایی اضافه از این دسته افراد نمود وانگهی درحال‌حاضر موارد متعددی دیده می‌شود که مخترع اختراع خود را در اداره مالکیت صنعتی کشور به ثبت می‌رساند اما به‌علت عدم وجود حمایت دولتی و یا عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی اختراع وی اصلاً به مرحله تجاری‌سازی نمی‌رسد.

دوم: فکری (ذهنی) بودن دارایی فکری: دومین ویژگی دارایی‌های فکری، فکری و یا ذهنی بودن آنها می‌باشد. فکری بودن دارایی‌های فکری بدان معنا می‌باشد که: اولاً دارایی ناشی از یک خلاقیت و ابتکار فکری باشد؛ ثانیاً به‌نحوی از انحاء ابراز شده و به منصه ظهور رسیده باشد (پروفسور لوکاس، به نقل از محمدزاده وادقانی، پیشین، ص. 44).

     اولین ویژگی ناظر بر احراز فکری بودن یک دارایی فکری این است که حسب آن مال فکری باید ناشی از یک فکر خلاق و مبتکرانه باشد. منظور از فکر مبتکرانه این است که در مال به وجود آمده آفرینشی به منصه ظهور رسیده باشد و اگر اثر مذکور فاقد این آفرینش باشد مسلماً دارایی فکری هم مطرح نخواهد بود. تعیین این امر که آیا در این دسته دارایی‌ها آفرینشی به‌کار فته است یا خیر، موضوعی کاملاً مصداقی بوده و دادگاه در هر مورد باید احراز نماید که آیا در اثر مذکور آفرینشی به‌کار رفته است یا خیر. به‌عنوان مثال در یکی از آرایی که به‌وسیلة دیوان عالی فرانسه صادر شده است به صراحت از اطلاق عنوان مؤلف برای تهیه کننده یک اثر تلویزیونی احتراز شده است با این استدلال که نقش او دارای خلاقیت فکری خاص یا آفرینشی نوین نمی‌باشد بلکه در حد ارائه خدمات فنی معمولی می‌باشد.

     در موارد متعددی دیده می‌شود که امر مطروحه نزد دادگاه دارای ابعاد کاملاً تخصصی می‌باشد به‌نحوی‌که دادگاه توان احراز مبتکرانه بودن یا نبودن آن را ندارد. سؤالی که در اینجا پیش می‌آید این است که آیا در این‌گونه موارد دادگاه باید امر مذکور را به کارشناس ارجاع داده و درخواست اظهارنظر از وی بنماید یا خود می‌تواند از دیدگاه یک انسان متعارف به قضیه نگاه کند؟ در پاسخ باید گفت که به نظر می‌رسد دادگاه در راستای احراز مبتکرانه و خلاقانه بودن یک اثر، باید به اثر مذکور از دید یک انسان متعارف نگاه کند نه از نگاه یک فرد متخصص در حوزه آن دانش؛ به‌عبارتی‌دیگر ملاک برای احراز مبتکرانه بودن یک دارایی فکری دید یک انسان متعارف نسبت به آن اثر می‌باشد و نه از دید فردی که در آن حوزه دارای دانش تخصصی می‌باشد. دلیل آن هم این می‌باشد که در صورت سخت‌گیری در احراز مفهوم خلاقیت حیطه حمایت از آثاری که دارای خلاقیت کمی هستند کاهش می‌یابد و این مهم به‌نوبه خود باعث کاهش انگیزه پدیدآورندگان برای آفرینش و به منصه ظهور رساندن آثار فکری جدید می‌باشد. بنابراین بهتر است که احراز مفهوم خلاقیت را با کمی تسامح همراه کرده و ملاک دادرسی را دید یک انسان متعارف نسبت به اثر فکری مطروحه قرار دهیم. دراین‌صورت گستره حمایت از آثار فکری با هر مقدار از خلاقیت گسترش می‌یابد و این به‌نوبه خود منجر به افزایش سطح دانش و فنّاوری حاکم بر جامعه، افزایش رفاه اجتماعی و ایجاد انگیزه آفرینش هرچه بیشتر برای پدیدآورندگان دارایی‌های فکری می‌شود.

     دومین ویژگی برای احراز فکری بودن دارایی فکری به منصه ظهور رسانیدن آن می‌باشد. این مهم در مورد آثار ادبی و هنری ابراز اثر و در مورد اموال مالکیت صنعتی توصیف و ثبت مال فکری نامیده می‌شود. مستفاد از واژه «اثر» آن پدیده فکری‌ای است که از عالم اندیشه و فکر خارج شود و به شکل محسوسی به عالم مادی وارد گردد. افکار به‌هیچ‌وجه مورد حمایت نمی‌باشند بلکه آنچه مورد حمایت قرار می‌گیرد آن ظرفی می‌باشد که افکار در قالب آن ریخته می‌شوند. این ویژگی مبتنی‌بر اصل اساسی آزاد بودن جریان افکار می‌باشد. محتوای این اصل آن می‌باشد که افکار مادام که به منصه ظهور نرسیده و در دسترس عموم قرار نگرفته باشند قابلیت تملک را ندارند و در واقع پس از افشای عمومی اثر است که حق انحصاری مؤلف به همزمان با آن به وجود می‌آید. محتوای این اصل در مورد آثار ادبی و هنری در بند «ب» ماده 102 قانون حق مؤلف آمریکا به صراحت مورد توجه قانون‌گذار قرار گرفته است (بند «ب» ماده 102 قانون حق مؤلف آمریکا مقرر می‌دارد: حمایت ناشی از حقوق مالکیت ادبی و هنری به‌هیچ‌وجه به اندیشه، رویه، فرایند، سیستم، روش اجرا، مفهوم، هرگونه اصل یا کشف تسری نمی‌یابد...). این مهم در مورد دارایی‌های فکری موجود در حوز مالکیت صنعتی هم صدق می‌نماید با این تفاوت که ملاک برای حمایت از آنها ثبت دارایی فکری می‌باشد. بنابراین می‌توان دریافت که شرط فکری بودن دارایی‌های فکری که لازمه حمایت از آن می‌باشد خلاقانه بودن آن و به منصه ظهور رسانیدن (ابراز در مورد آثار ادبی و هنری و ثبت در مورد دارایی‌های فکری موجود در حوزه مالکیت صنعتی مثل اختراعات و طرح‌های صنعتی) آنها می‌باشد (البته باید اسرار تجاری را از قاعده ثبت مستثنی نمود زیرا ثبت اسرار تجاری ملازمه با افشای آنها و متعاقباًً افشای اسرار تجاری ملازمه قانونی با زوال مالیت آنها دارد. لذا باید اذعان داشت اسرار تجاری اصولاً از طریق قراردادی مورد حمایت قرار می‌گیرند و برعکس سایر دارایی‌های فکری فاقد حقوق انحصاری برای مالکانشان هستند).

 

بند دوم) ویژگی‌های اکتسابی: این دسته ویژگی‌ها که از آنها به‌عنوان ویژگی‌های غیرذاتی دارایی فکری می‌توان یاد کرد ناظر بر ویژگی‌هایی هستند که با هر دسته‌ای از دارایی‌های فکری همراه هستند اما جزء ذات این دسته دارایی‌ها نیستند بدان‌معنا که می‌توان به‌صورت یک‌جانبه یا با توافق دوطرفه این ویژگی‌ها را از آنها سلب نمود. این ویژگی‌ها عبارتند از داشتن حقوق انحصاری و محدودیت مکانی. این دو ویژگی در ذیل بررسی می‌گردند.

نخست) حقوق انحصاری: بارزترین ویژگی دارایی‌های فکری که آنها را از سایر دارایی‌های موجود جدا می‌سازد ترتب حقوق انحصاری برای پدیدآورندگان این دسته دارایی‌های فکری می‌باشد. شاغل خانگی و به‌عبارتی پدیدآورنده دارایی فکری پس از به منصه ظهور رسانیدن ایده فکری خود در قالب یک اثر در برابر جامعه مستحق دو دسته حقوقی می‌شود که از لحاظ ماهوی شباهتی با هم ندارند. در این میان تنها حقوق مادی هستند که نه‌تنها قابلیت اعراض را دارند بلکه در موارد لزوم می‌توان بدون اجازه دارنده آنها، این حقوق را از آنها سلب نمود که نمونه بارز آن را می‌توان در صدور مجوزهای اجباری‌ای دانست که در موارد قانونی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

     بنابر آنچه گفته شد به‌زعم نظر برخی حقوق انحصاری مادی جزء ماهیت دارایی‌های فکری نیستند بلکه مکمل تلاش و کوشش پدیدآورنده دارایی فکری می‌باشد. شاغلین کسب‌وکار خانگی می‌توانند از این دسته حقوق انحصاری نفع زیادی ببرند زیرا در صورت ابداع اثری فکری و نداشتن امکانات لازم برای تجاری‌سازی می‌توانند پروانه بهره‌برداری از آن را به دیگری بدهند و ازاین‌رو به‌صورت غیرمستقیم در تولید کالاهای فکری در جامعه شریک باشند.

     نکته‌ای که ذکر آن در اینجا لازم و ضروری به نظر می‌رسد فرایند ملکیت این حقوق می‌باشد. اصولاً حقوق معنوی قابلیت نقل‌وانتقال را ندارند و متعلق به خود پدیدآورنده یعنی همان شاغل خانگی می‌باشند اما در مورد حقوق مادی مترتب بر دارایی فکری تولید شده باید قائل به تفکیک شد. درصورتی‌که افراد فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی در قالب ایفای وظایف خود مبادرت به تولید مالی فکری نموده باشند، دراین‌صورت حقوق مادی انحصاری دارایی فکری متعلق به کارفرما می‌باشد و شاغلین خانگی حق ادعای مالکیت آن حقوق را ندارد اما درصورتی‌که ایشان این دارای‌های فکری را نه در قالب قرارداد کار بلکه در به‌صورت مستقل پدید آورند، دراین‌صورت خود ایشان مالک حقوق ناشی از دارایی فکری خود می‌باشند.

     حقوق انحصاری پدیدآورنده دارایی‌های فکری متعدد هستند. اولین و مهم‌ترین هدف هر نظام حاکم بر دارایی‌های فکری، ایجاد اطمینان برای پدیدآورنده است که حق استفاده از منافع اقتصادی خود را به‌طور انحصاری در مدتی معین دارد و قانون به نحوه شایسته از او حمایت می‌کند. حقوق مادی شاغل خانگی ناظر به این هدف می‌باشد و به وی حق انحصاری بهره‌برداری از اثر خود را برای مدتی معین می‌دهد تا بتواند هزینه‌ها و تلاش و کوشش فراوانی را که برای خلق پدیده فکری خود کرده است بازیابی نماید. این حقوق مادی و معنوی در ذیل بررسی می‌شود.

الف) حقوق مادی پدیدآورنده اختراع، طرح صنعتی و علائم تجاری

کم‌رنگ بودن حقوق معنوی و اهمیت بسیار بالای منافع اقتصادی باعث توجه بیشتر به حقوق مادی نسبت به حقوق معنوی در حیطه مالکیت صنعتی شده است. این حقوق عبارتند از:

1. حق انحصاری ساخت و تولید: اولین و روشن‌ترین حق شاغل خانگی پس از ابداع یک اختراع یا طرح صنعتی حق ساخت و تولید انبوه آن است. براین‌مبنا تنها پدیدآورنده حق دارد اختراع یا کالای حاوی طرح را تولید و تکثیر نماید. نظام‌های مالکیت فکری از این حق حمایت می‌کنند و حق انحصاری ساخت و تولید اثر فکری را به پدیدآورنده می‌دهند. قانون‌گذار ما در بند 1 پاراگراف «الف» ماده 15 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری به حق انحصاری ساخت در مورد اختراعات و در ماده 28 همان قانون به حق انحصاری ساخت در مورد طرح‌های صنعتی اشاره داشته است.

2. حق انحصاری فروش و عرضه برای فروش: نتیجه یک اختراع حسب مورد ممکن است یک فرآورده یا فرایند باشد. اگر نتیجه اختراع یک فرآورده باشد نه‌تنها ساخت و تولید آن ممنوع است بلکه فروش فرآورده و عرضه برای فروش کالای تولید شده منوط به رضایت مخترع است و اگر موضوع اختراع یک فرایند باشد فروش و عرضه برای فروش کالاهایی که مستقیماً از طریق آن فرایند ایجاد می‌شوند ممنوع است. قانون‌گذار ما در بند 1 پاراگراف «الف» ماده 15 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری و همچنین در بند 2 همان پاراگراف به این مهم اشاره داشته است. علاوه‌براین حسب پاراگراف «ب» ماده 28 همان قانون فروش اقلام حاوی طرح‌های صنعتی یکی از حقوق پدیدآورنده طرح تلقی شده است. بااین‌حال از حق عرضه برای فروش در این مورد سخنی به میان نیاورده است.

3. حق ممانعت از واردات: در مواردی ممکن است پدیده فکری در خارج از مرزهایی که اختراع در آن به ثبت رسیده است تولید شده و واردات آن سبب لطمه به منافع اقتصادی پدیدآورنده شود. ازاین‌رو مخترع یا پدیدآورنده طرح صنعتی حسب قانون می‌تواند از واردات آن اختراع یا کالای حاوی طرح جلوگیری نماید. قانون‌گذار ما در بند 1 پاراگراف «الف» ماده 15 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری و همچنین در بند 2 همان پاراگراف و همچنین در پاراگراف «ب» ماده 28 همان قانون به این حق اشاره داشته است.

4. حق اعطای مجوزهای بهره‌برداری: پدیدآورنده اثر فکری حق انحصاری استفاده از اثر فکری دارد. این بدان‌معنا نیست که وی نتواند فرصت استفاده از اختراع را برای دیگران فراهم نماید. در این راستا پدیدآورنده می‌تواند با اعطای مجوزهای بهره‌برداری امکان بهره‌برداری از اختراع، طرح‌های صنعتی و یا علائم تجاری را برای دیگران فراهم آورد.

ب) حقوق مادی پدیدآورنده اثر ادبی و هنری

پدیدآورنده اثر فکری اثر ادبی و هنری و به‌عبارتی شاغل خانگی علاوه‌بر کسب افتخار آفرینش یک اثر همانند آفریننده یک اختراع یا یک طرح صنعتی مستحق استفاده انحصاری اقتصادی از اثر خود می‌باشد تا بتواند از این راه هزینه‌ها و زحماتی را که در این راه برای خلق یک اثر کشیده است دریابد. حقوق مادی پدیدآورنده را می‌توان در دو عنوان کلی جمع نمود:

1. حق نشر و تکثیر: حق نشر و تکثیر مهم‌ترین و روشن‌ترین حق اقتصادی پدیدآورنده یک اثر ادبی و هنری تلقی می‌شود. براساس ماده 3-122 ال قانون مالکیت فکری فرانسه حق تکثیر عبارت است از تثبیت مادی اثر به هر طریقی که موجب اطلاع‌رسانی اثر به عموم به‌صورت غیرمستقیم شود. بدین‌ترتیب تکثیر می‌تواند به‌ویژه با چاپ، نقاشی، کنده کاری، عکاسی و هر ورش دیگری که منجر به نشر اثر گردد انجام شود (کلمبه، محمدزاده، پیشین، ص. 108). قانون‌گذار ما در ماده 3 قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان حق انحصاری نشر برای پدیدآورنده به رسمیت شناخته و در ماده 5 همین قانون آن را قابل انتقال به غیر دانسته است. علاوه‌براین در ماده 1 قانون حمایت از نرم‌افزارهای رایانه‌ای حق نشر نرم‌افزارهای رایانه‌ای متعلق حق پدیدآورنده آن شناخته شده است.

2. حق عرضه و اجرا: دومین حق مادی پدیدآورنده اثر ادبی و هنری حق عرضه و اجرا می‌باشد. ماده 2-122 ال قانون مالکیت فکری فرانسه عرضه را به‌طور خیلی کلی تعریف می‌کند. این ماده مقرر می‌دارد: عرضه عبارت است از به اطلاع عموم رسانیدن اثر به هر روشی. با این به نظر می‌رسد عرضه به اطلاع عموم رسانیدن اثر به هر روشی جز آنچه موجب حق تکثیر است می‌باشد. در این راستا می‌توان اظهار داشت حق عرضه خود منقسم بر دو قسم می‌شود؛ قسم اول عبارت است از اطلاع‌رسانی مستقیم اثر به عموم توسط بازیگر حاضر در مقابل عموم مثل اجرای تئاتر در برابر دیدگان مردم؛ قسم دوم عبارت است از به اطلاع عموم رسانیدن اثر با حامل‌های مادی که موجب حذف زمان و فاصله می‌شود مثل رادیو و تلویزیون. قانون‌گذار ما در ماده 3 و بند 3 و 5 ماده 5 قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان برای پدیدآورنده اثر ادبی و هنری این حق را به رسمیت می‌شناسد.

3. حق تعقیب: حق تعقیب عبارت است از حق مؤلف و پس از مرگ او حق وراث او بر درصدی از افزایش قیمت اثر هنری اصیل. برمبنای این حق که در ماده 14 کنوانسیون برن و ماده 8-122 ال قانون مالکیت فکری فرانسه به رسمیت شناخته شده است حقی است مبتنی‌بر عدالت و بیشتر ناظر به آثار هنرهای پلاستیکی و گرافیکی نظیر نقاشی است. در قوانین ما این حق مورد شناسایی قرار نگرفته است و تنها به حق تکثیر و حق عرضه اکتفا شده است.

ج) حقوق معنوی پدیدآورنده اختراع، طرح صنعتی و علائم تجاری

حقوق معنوی حقوقی است که مرتبط با شخصیت افراد است و وابسته به فرد، غیرقابل انتقال به غیر و علی‌القاعده غیرقابل تقویم به پول است. حقوق معنوی ازآنجاکه وابسته به شخصیت پدیدآورنده هستند دائمی می‌باشند و علی‌الابد مورد حمایت قانون‌گذاراند. حقوق معنوی در حیطه حقوق مالکیت صنعتی به‌دلیل پررنگ بودن ماهیت اقتصادی آنان بسیار کم‌رنگ می‌باشد و صرفاً به حق انتساب اثر فکری پدیدآمده به پدیدآورنده محدود می‌شود. به‌عنوان مثال در بند و ماده 5 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری از حق انتساب اختراع به مخترع نام برده و در مورد حقوق معنوی مخترع به همین حق اکتفا کرده است. همچنین حسب ماده 23 قانون مذکور حقی مشابه را برای پدیدآورنده طرح صنعتی به رسمیت شناخته و به همین مقدار بسنده نموده است. بنابراین همان‌گونه که مشاهده می‌شود از دیدگاه قانون‌گذار ما گستره حقوق معنوی برای مخترع یا پدیدآورنده طرح صنعتی محدود می‌باشد و آنچه واجد اهمیت است منافع اقصادی آثار فکری مذکور است؛ ازاین‌رو در مورد حقوق معنوی به همین مقداری که قانون‌گذار مشخص کرده بسنده نموده و ادامه بحث را معطوف به حقوق معنوی پدیدآورنده اثر ادبی و هنری می‌نماییم.

د) حقوق معنوی پدیدآورنده اثر ادبی و هنری

در حیطه حقوق مالکیت ادبی و هنری حقوق معنوی پدیدآورنده به مراتب اهمیتی والا دارد و این به‌دلیل ارتباط بین اثر پدیدآمده با شخصیت پدیدآورنده است تاآنجاکه افشای اثر ادبی و هنری را اعلان شخصیت پدیدآورنده دانسته‌اند. حقوق معنوی پدیدآورنده عبارتند از:

1. حق افشا یا اعلان اثر: حق افشا عبارت است از حق انحصاری خانه دار شاغل مبنی‌بر در اختیار عموم گذاشتن اثر به هر شکل و طریقی. این حق از آن جهت انحصاری است که فقط خود مؤلف حق تصمیم در مورد نخستین انتشار آن را دارد (زرکلام، 1388، ص. 111). به‌لحاظ زمانی حق افشا متقدم بر سایر حقوق معنوی می‌باشد زیرا با اجرای این حق است که اثر از پدید آورنده‌اش جدا گشته و در جریان اقتصادی قرار می‌گیرد و به مال قابل تملکی تبدیل می‌گردد که مؤلف می‌تواند از طریق آن سایر حقوق اعم از حقوق مادی یا معنوی خود را به اجرا در آورد.

2. حق رعایت نام و عنوان پدیدآورنده: این حق هر پدیدآورنده و ازجمله شاغل خانگی خالق است که اثر را به خود نسبت دهد. برمبنای این حق پدیدآورنده می‌تواند انتشار یا عدم انتشار اثر خود را با نام و عنوان خود بخواهد یا اینکه انتشار اثر بدون نام یا با نام مستعار را طلب نماید. قانون‌گذار ما در ماده 18 قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان به این حق مهم اشاره داشته است. این ماده مقرر می‌دارد:

     انتقال گیرنده و ناشر و کسانی که طبق این قانون اجازه استفاده یا استناد یا اقتباس از اثری را به‌منظور انتفاع دارند باید نام پدیدآورنده را با عنوان و نشان ویژه اثر همراه اثر یا روی نسخه یا نسخه‌های چاپی یا تکثیر شده به روش معمول و متداول اعلام و درج نمایند مگر اینکه پدیدآورنده به‌ترتیب دیگری موافقت نموده باشد.

     علاوه‌براین قانون‌گذار در ماده 3 قانون حمایت از نرم‌افزارهای رایانه‌ای چنین حقی را برای پدیدآورنده نرم‌افزار به رسمیت نشناخته است.

3. حق تمامیت اثر: برمبنای این حق که یکی از مهم‌ترین حقوق معنوی شاغل خانگی تلقی می‌گردد هیچ‌کس نمی‌تواند یک اثر ادبی و هنری را بدون موافقت پدیدآورنده آن تغییر دهد هرچند تغییر بسیار جزئی باشد. ماده 19 قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مقرر می‌دارد: هرگونه تغییر یا تحریف در اثرهای مورد حمایت این قانون و نشر آن بدون اجازه پدیدآورنده ممنوع است.

     چنین حقی در حقوق انگلیس به‌عنوان حق در برابر رفتار توهین‌آمیز به رسمیت شناخته شده است. براساس بند 1 ماده 80 قانون حق اختراع، طرح‌های صنعتی و کپی‌رایت انگلستان پدیدآورنده آثار ادبی، موسیقیایی، هنری و نمایشی مورد حمایت بوده و کارگردان فیلم دارای کپی‌رایت با شرایطی که ذکر گردید حق دارد تا کارش در معرض رفتار توهین‌آمیز قرار نگیرد.

4. حق پشیمانی و بازستانی اثر: براساس این حق علی‌رغم وجود قرارداد و حق بهره‌برداری از اثر دیگری و حتی پس از انتشار اثر توسط ناشر، شاغل خانگی که پدیدآورنده اثر تلقی می‌گردد حق دارد از تصمیم خود عدول نماید و اثر را باز پس گیرد. اما ازآنجاکه براساس قرارداد برای پدیدآورنده حقی به وجود آمده است پدیدآورنده باید زیان ناشی از عدول خود را به ناشر بپردازد. در قوانین موضوعه ما چنین حقی برای پدیدآورنده در نظر گرفته نشده است و در کنوانسیون برن هم به آن اشاره نگشته است. بااین‌حال این حق در ماده4-121 ال قانون مالکیت فکری فرانسه مورد پذیرش قانون‌گذار آن کشور قرار گرفته است.

     نکته‌ای که در انتها باید به آن اشاره نمود این می‌باشد که اقساط ناپذیری حقوق معنوی در نظام‌های حقوقی نوشته جزء ماهیت دارایی فکری می‌باشد و آنچه در این بند راجع به امکان سلب ترتب حقوق انحصاری گذشت تنها در مورد حقوق انحصاری مادی بود.

دوم: محدودیت مکانی: یکی دیگر از ویژگی‌های مهم دارایی‌های فکری که باید همواره مورد توجه شاغلان کسب‌وکار خانگی قرار بگیرد محدود بودن قلمروی حمایتی از دارایی‌های فکری می‌باشد. دارایی‌های فکری محدود به مکان هستند؛ یعنی اینکه حقوق پدیدآورنده اثر فکری فقط در درون مرزهای یک کشور مورد حمایت قرار می‌گیرند و در خارج از کشور مورد حمایت دولت قرار نمی‌گیرد. به این اصل، اصل سرزمینی بودن حمایت از دارایی‌های فکری گفته می‌شود. قانون‌گذار در ماده 22 قانون حمایت از مصنفان، مؤلفان و هنرمندان، ماده 6 قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی و در مواد 15، 28 و 40 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری به این ویژگی اشاره داشته است. بااین‌حال در مواردی که بین چند دولت معاهداتی مبنی‌بر حمایت از آثار فکری اتباع بیگانه مقرر گردیده باشد (مثل موافقت‌نامه تریپس)حمایت از اموال فکری به خارج از مرزهای یک کشور گسترش می‌یابد.

     کلیه کسانی در قالب کسب‌وکار خانگی به‌کار اشتغال دارند باید به اصل محدودیت سرزمینی توجهی ویژه داشته باشند زیرا عملاً دیده می‌شود دارایی‌های فکری که در کارگاه‌های کوچک خانوادگی تولید می‌شوند (مثل طرح‌های هنری به‌کار رفته روی قالیچه‌های دستی) اصولاً با فرهنگ مردم و آداب و رسوم ایشان درهم تنیده‌اند و نشانگر فرهنگ آن جامعه هستند و لذا ازاین‌جهت به مراتب بیشتر مورد توجه اتباع سایر کشورها قرار گرفته و نقض گردند

     بهترین راه بین‌المللی برای جلوگیری از این‌گونه نقض‌ها، آگاه نمودن فعالان حوزه کسب‌وکار خانگی در مورد فرایند ثبت فراملی دارایی‌های فکری و چگونگی حمایت از آنها در برابر هرگونه نقضی می‌باشد زیرا هر اندازه که ثبت مالکیت (دارایی‌های فکری) سخت‌تر باشد، احتمال اینکه دارایی‌ها در بخش غیررسمی باقی بمانند بیشتر است (جکسون، ترجمه سلیمانی و حسینی، 1392، ص. 46). بنابراین آشنا‌سازی فعالان حوزه کسب‌وکار با امکان ثبت دارایی‌های ایشان در کنار ایجاد نظامی مناسب و نسبتاً آسان‌گیر برای ثبت دارایی فکری می‌تواند تحولی مناسب را در حوزه کسب‌وکار خانگی ایجاد نماید. البته برای آن دسته از شاغلینی که در حوزه آفرینش دارایی‌های فکری فعالیت‌های خلاقانه‌ای را از خود به منصه ظهور می‌رسانند.

 

نتیجه‌گیری

1. امروزه به‌راحتی می‌توان اثبات نمود که حوزه کسب‌وکار خانگی علی‌رغم وجود محدودیت‌های ابزاری و ادواتی توانایی آفرینش دارایی‌های فکری موجود در حوزه‌های مختلف حقوق مالکیت فکری مثل حوزه طرح‌های صنعتی یا آثار ادبی و هنری را دارد.

2. شاغلان فعال در حوزه کسب‌وکار خانگی نه‌تنها خود می‌توانند مبادرت به تجاری‌سازی دارایی‌های فکری خود بنمایند بلکه می‌توانند با ثبت دارایی فکری خود در مراجع صالحه مبادرت به صدور پروانه‌های بهره‌برداری تولید برای دیگران بنمایند.

3. پیشنهاد می‌گردد مسئولان ناظر بر فعالیت موجود در حوزه کسب‌وکار خانگی، کلیه شاغلان خانگی و افراد فعال در کارگاه‌های خانوادگی را نسبت به شناسایی مفهوم دارایی‌های فکری و فرایند ثبت آنها مطلع سازند.

4. حقوق انحصاری پدیدآورندگان دارایی‌های فکری این فرصت را در اختیار حوزه کسب‌وکار خانگی قرار می‌دهد تا با آرامشی فراتر نسبت به انحصار در بهره‌برداری از آثار خود اقدام نمایند و در تأمین منابع مالی لازم برای تجاری‌سازی آنها از خود تاخیری را به نمایش نگذارد.

امامی، اسدالله (1390)، حقوق مالکیت صنعتی، جلد دوم، چاپ اول، نشر میزان، تهران.
جکسون، کایل ای؛ ترجمه سلیمانی، حنظله؛ حسینی، سید محمدرضا (1392)،‌ شاخص بین‌المللی حقوق مالکیت، گروه مطالعات محیط کسب‌وکار، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تهران.
حبیبا، سعید (1391)، جزوه حقوق مالکیت صنعتی1، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
حبیبا، سعید؛ حسین‌زاده، مجید (1392)، بررسی دکترین نقض نوع دوم در نظام حقوقی حاکم بر علائم تجاری، فصلنامه حقوقی، دوره 43، شماره 1، صفحات 17 تا 35.
حبیبا، سعید؛ حنفی، نسیم (1391)، بررسی تطبیقی تعریف و معیارهای ثبت طرح صنعتی در قانون مصوب 1386، مجله پژوهش‌های حقوق تطبیقی، دوره 16، شماره 1، صفحات 25 تا 46.
حکمت نیا، محمود (1387)، مبانی مالکیت فکری، چاپ دوم، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، قم.
زرکلام، ستار (1388)، حقوق مالکیت ادبی و هنری، چاپ دوم، انتشارات سمت، تهران.
فتحی زاده، امیر هوشنگ؛ بزرگی، وحید (1383)، بایسته‌های الحاق به سازمان جهانی تجارت در زمینه حقوق مالکیت فکری، چاپ اول، انتشارات نشر بازرگان، تهران.
فریدون نژاد، رضا (1391)، کسب‌وکار خانگی؛ کارآفرینی، خوداشتغالی و ثروت‌آفرینی، از سری مجموعه کتاب‌های دیجیتالی دانش و زندگی، قابل دسترسی در تارنمای ذیل: www.dzbook.ir
کاتوزیان، ناصر (1386)، حقوق اموال و مالکیت، چاپ پانزدهم، نشر میزان، تهران.
محمدزاده وادقانی، علیرضا (1385)، اصول بنیادین حقوق مؤلف و حقوق مجاور در جهان، چاپ اول، نشر میزان، تهران.
میرحسینی، سید حسن (1387)، حقوق اختراعات، چاپ اول، نشر میزان، تهران.
میرحسینی، سیدحسن (1385)، مقدمه‌ای بر حقوق مالکیت معنوی (فکری)، چاپ دوم، نشر میزان، تهران.
Bently Lioel & Sherman Brad (2001), Intellectual Property Law, Second Edition, Oxford University Press, UK, London.
Cornish, William (2003), intellectual Property, Third Edition, Sweet and Maxwell Publication, London.
Cotter, Anne-Marie (2003), Intellectual Property Rights, First Edition, Cavendish Publishing, London.
Dinwoodie, Greame & Janis, Mark (2008), Trademark Law and Theory, , Edward Elgar Publishing Inc, Massachusettes, USA.
Goldstein, Paul (2001), International Copyright: Principle, Law and Practice, Library of Congress of US, Oxford University Press.
Jerome, A. (2009), Passa, Traite de Droit de la Propriete Industrielle, Le Promeire Edition, Alfa Publication, Paris.
Lucas, Andre & Lucas, Henri, Jacques (2001), Traite de la Propriete litteraire et Artistique, 2nd Edition, Paris.
http://maharatebartar.ir/Print_item.asp?ID=30
http://www.ecopersian.com/fa/2456
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/832372