در طول سالیان اخیر مزایا و منافعی که خوشههای کسبوکار برای انواع مختلف کسبوکارها ایجاد مینمایند، بیش از پیش مشخص شده است و بههمینترتیب علاقه فزایندهای در خصوص شناسایی و برنامهریزی جهت پویایی هرچه بهتر خوشههای کسبوکار به وجود آمده است و متعاقب آن فعالیتهایی نیز در این رابطه صورت پذیرفته است. در واقع این امر مورد تأیید محققان است که تغییرات فنّاورانه کمک فراوانی به اقتصاد جهانی میکند و به تبع آن مکان جغرافیایی و تمرکز کسبوکارها موضوع بسیار مهمی برای توسعه منطقهای است که مزایای رقابتی برای خوشههای کسبوکار فراهم میکند (Porter,2000, P. 15) و پویایی و فعالیت خوشهها باعث ارتقای رقابت شده و نوآوریهای منطقهای را به همراه خواهد داشت (OECD,1999). مشخصة خوشهها، تمرکز جغرافیایی، همکاری در تکمیل فعالیتهای یکدیگر، تولیدات و خدمات مشترک و همینطور چالشها و فرصتهای مشترک است. نزدیکی به منابع و مواد اولیه، وجود نیروی کار ماهر، رشد مناسب خدمات توسعه کسبوکار، رشد مناسب زیرساختها، شرایط مناسب اقتصادی محلی، ملی و بینالمللی از شرایط و پیدایش توسعه خوشههای صنعتی است. در این پژوهش به مطالعه و بررسی خوشههای کسبوکار خانگی بهعنوان یکی از مهمترین ارکان توسعه کسبوکارهای خانگی میپردازیم. ازآنجاکه یکی از عوامل مؤثر بر توسعه منطقهای و ایجاد اشتغال، فعالیت در زمینه کسبوکارهای خانگی است؛ لذا شناسایی، حفظ، تقویت و توسعه خوشههای کسبوکار خانگی میتواند به توسعه کسبوکارهای خانگی بیانجامد.
خوشههای کسبوکار
خوشههای کسبوکار، به تجمعی از واحدهای فعالیت، کسبوکار گفته میشود که بهصورت بخشی و جغرافیایی تمرکز یافته، در بستر ارتباط و تکمیل فعالیتهای همدیگر به تحقیق، تولید و عرضه تعدادی کالا و خدمات میپردازند و با فرصتهای مشترک مواجه هستند. تجمیع بنگاههای کوچک و متوسط میتواند به شکلهای گوناگون باعث کارآیی عملیات و توسعه اقتصادی شود و باعث همافزایی شده و منجر به مزیت نسبی جمعی میشود. همچنین کسبوکارها میتوانند مزایای متعددی از خوشهسازی و تشکیل خوشهها با یکدیگر، ببرند. این مزایا میتواند شامل توانایی سهیم شدن در زیرساختارها، استفاده اشتراکی از نیروهای کاری و استفاده از سرریز دانش و یا سرریز تقاضای یکدیگر، باشد (Freedman, M & Kosova, R; 2011, P. 1).
خوشهسازی کسبوکارها بر پایه دو عامل اساسی تعیین میشود که عبارتاند از: نزدیکی جغرافیایی کسبوکارها و ساختار اجتماعی محیطی که خوشههای کسبوکار در آنها شکل میگیرد (Braun, p; McRae-Williams, p; Lowe,j; 2005; P. 3).
خوشه در عامترین مفهوم به تمرکز مکانی فعالیتهای اقتصادی در زمینهای خاص اشاره میکند. آنچه سبب میشود که خوشهها این چنین مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرند، فرصتهای مربوط به کارایی جمعی است که از صرفههای اقتصادی بیرونی، پایین بودن هزینههای معاملاتی و اقدام جمعی سرچشمه میگیرد. بهاینترتیب صرفاً تجمع مکانی شرکتهایی که ارتباط با یکدیگر ندارند، نمیتواند کارایی جمعی را افزایش دهد. این تعاملات و اثرات بیرونی است که مورد توجه است. بنابراین خوشه مجموعهای نسبتاً بزرگ از بنگاههای اقتصادی است، که در محدوده مکانی خاصی قرار دارند، پیشینه تخصصی مشخص دارند و در آن خوشه، تجارت بین بنگاهی و تخصص بنگاهها چشمگیر است (Altenberg, 1999, P. 1693& Stamer).
خوشهها باعث تسهیل ایجاد و رشد کسبوکارها میشوند. این موضوع بهدلیل کاهش هزینههای ورود و راهاندازی، ارتقای فرصتهای بازار و نوآوری، و ایجاد خاصیت اهرمی برای شرکتها که بتوانند از منابع محلی برای توسعه کسبوکارشان با سرعت بیشتری استفاده نمایند، میباشد (Delgado, M; Porter, M; Stern, S; 2011; P. 10). خوشهسازی و تجمع کسبوکارها در حوزههای تخصصی، امکان خوبی را برای گسترش فعالیتهای کسبوکارها و حضور مؤثر در بازارهای جهانی و نهایتاً کمک به توسعه اقتصادی، ایجاد میکند. تجربه هم نشان داده است که در کشورهایی که صنایع کوچک و متوسط در قالب خوشه فعالیت خود را آغاز کردهاند، توانستهاند از طریق مزیتهای خوشه بهعنوان مهمترین بخش اقتصاد در کشور خود، استفاده نمایند.
بهطور کلی، خوشه عبارت است از مجموعهای همگن از صنایع که در مناطق جغرافیایی به سبب وجود مزیتهای خاص و با سرمایههای قوام یافته اجتماعی چون فن و مهارت، با اهداف اقتصادی شکل گرفته و همکاری توأم با رقابت با یکدیگر دارند. آنچه که اهمیت خوشهها را در ایران دو چندان میکند این است که در زیر بخشهای صنعت ایران بیش از 94 درصد مؤسسات و شرکتها را بنگاههای کوچک و متوسط تشکیل میدهند که عموماً بهصورت منفرد فعالیت میکنند و همواره با مشکلات و مسائل مختلف درگیرند. هر چند اینگونه شرکتها حدود 30 درصد از ارزش تولیدات صنعتی را ایجاد میکنند، لیکن از لحاظ اشتغال سهم مهمی از فرصتهای شغلی را (حدود 56 درصد) تأمین میکنند.
نکته قابل تأمل در این است که یک خوشة صنعتی را نمیتوان ایجاد کرد بلکه خوشههای کسبوکار، خودبهخود و با ایجاد شرایط مناسب به وجود میآید و باید توسعه پیدا کند. همچنین خوشهها باعث رشد اشتغال و بهبود عملکرد اقتصادی نظیر بهبود بهرهوری، افزایش دستمزدها، نوآوری و ارتقای نرخ کارآفرینی میشود (Delgado, M; Porter, M; Stern, S; 2011; P. 11).
خوشهها، ارتباطات گستردهای را میتوانند با یکدیگر به وجود بیاورند. آنچه حائز اهمیت است این است که تسهیل کردن این فرایند ارتباطی، منجر به شکوفایی بیشتر این فعالیتها میشود. ازآنجاکه صنایع با فنّاوری بالا، بهعنوان صنایع کلیدی و پیشرو در توسعه فنّاوری و به تبع آن رشد اقتصادی محسوب میگردند، هر سیاستی که بتواند این فرایند تبادل اطلاعات و دستیافتهها را از طریق ارتباطات عمودی و افقی بهتر و بیشتر تسهیل کند، زمینه رشد و توسعه بالاتری را به وجود میآورد.
خوشهها هم رقابت و هم همکاری را اشاعه میدهند. رقبا بهشدت برای جلب و حفظ مشتریان رقابت میکنند. بدون رقابت جدی، موفقیتی برای یک خوشه قابل تصور نیست. با این وجود میان آنها همکاری نیز وجود دارد که بیشتر بهصورت قائم است و این همکاری در برگیرنده شرکتهایی در صنایع مرتبط و مؤسسات درون خوشه است. رقابت میتواند همزیستی از طریق همکاری باشد زیرا که ابعاد گوناگون دارد و در میان بازیگران متفاوت صورت میپذیرد (porter, 1998, P. 80). خوشهها از سه طریق، رقابت را تحت تأثیر قرار میدهند:
· با افزایش بهرهوری براساس محل استقرار شرکتها؛
· با هدایت کردن سریع پیشرفت نوآوریها که رشد بهرهوری را در آینده تضمین میکند؛
· با تهییج و ترغیب تشکیل کسبوکارهای جدید که این امر باعث توسعه و تقویت خوشهها نیز میشود.
خوشهها به اعضای خود این اختیار را میدهند که بدون از دست دادن انعطافپذیری، طوری عمل کنند که ظاهراً از مقیاس بزرگتری برخوردارند و با شرکتهای دیگر پیوستگی دارند (porter, 1998, P. 81).
Rosenfeld در سال 1997 فعالیت خوشهسازی کسبوکارها را براساس زیرساختهای موجود در جامعه و تعامل مابین کسبوکارها تعیین کرده و بیان میکند که وجود سرمایه اجتماعی و اعتماد در خوشههای کسبوکار مبنای همکاری و گردش اطلاعات و دانش در خوشههای منطقهای کسبوکار است (Braun, McRae-Williams, Lowe, j; 2005; P. 3).
حوزه جغرافیایی فعالیت خوشهها میتواند بسیار متنوع باشد و در یک شهر، استان یا یک منطقه جغرافیایی قرار داشته باشد که در آن با برقراری شبکهای از شرکتها در محدوده یک استان یا حتی یک کشور فعالیت میکند. همچنین روشهای متعددی از شکلگیری خوشهها میتواند وجود داشته باشد که مزایای رقابتی حاصل از شکلگیری خوشهها را به حداکثر خود برساند و انواع مختلفی از خوشهها میتوانند وجود داشته باشند که بهصورت رسمی یا غیررسمی در بخشهای عمومی یا خصوصی؛ افقی یا عمودی؛ و همچنین بهصورت فیزیکی یا در محیط مجازی، میتوانند فعالیت کنند. در شکلگیری خوشهها بهصورت افقی شرکتها در درون بخشهای مشابهی از صنعت و در منطقه جغرافیایی خاصی قرار میگیرند. همچنین ممکن است زمینه فناورانه یا صنعتی مشترکی نیز داشته باشند و فعالیت آنها در یک بازار مشترک خواهد بود و از یک کانال خرید و توزیع استفاده میکنند (Michael, 2001. PP. 1-11). شبکههای عمودی دربرگیرنده خوشههای افقی میشود که با یکدیگر مشارکت میکنند نظیر افراد و شرکتهایی که در زنجیره تأمین فعال هستند مثل تأمینکنندگان، مشتریان و خدمات وابسته به آنها (Braun, p; McRae-Williams, p; Lowe,j; 2005; p2).
چرا کسبوکارها و خصوصاً شرکتهای کوچک اقدام به خوشهسازی میکنند؟
تحقیقات محققینی نظیر Keeble و Wilkinson در سال 2000، Storper در سال 1997 و سایرین نشان داده است که مزایای ایجاد و توسعه خوشهها تنها صرفهجویی در هزینه مبادلات نیست و سادهانگارانه است که تنها این عامل را باعث فعالیت و رشد خوشهها بدانیم. این موضوع را اینگونه میتوان توضیح داد که شرکتهای بزرگ میتوانند از مزایای صرفه جوییهای ناشی از مقیاس استفاده کنند و بسیاری از مزیتها را درونی سازند اما کسبوکارهای کوچک و متوسط در دستیابی به این مزیت در محدودیت هستند. همچنین آنها بهدلیل اندازه کوچکشان، نمیتوانند از منابع خاص و سرمایههای هوشمند استفاده کنند. Taylor و همکارانش در سال 2005 بیان میکنند که شرکتهای کوچک در جایگاه و موقعیتی نیستند که بتوانند مزیتهای صرفهجویی ناشی از مقیاس را درونی سازند و لذا تشکیل خوشههای کسبوکار راهکار مناسبی جهت دستیابی به منابع، کاهش هزینهها، رقابت با شرکتهای بزرگ و ایجاد نوآوری در کسبوکار است. بهعبارتدیگر شرکتهای کوچک با خوشهسازی، شبکههایی را تشکیل میدهند که دانش در آنها به اشتراک گذاشته میشود و شرکتهای کوچکتر قادر به رقابت در بازار میشوند. همچنین امکان دستیابی به منابع خاص و سیستمهای اطلاعات را خواهند داشت (Taylor & McRae-Williams, 2005). همچنین تشکیل خوشههای کسبوکار مزایایی را برای شرکتها به همراه خواهد داشت که مواردی که برای آنها غیر قابل دستیابی بوده است را سهلالوصول میسازد و ارزش افزودهای برای شرکتها فراهم میکند. توانایی در R&D، دسترسی به بازارهای جهانی و مشتریان جهانی، تولیدات و خدمات با کیفیت بالا و دسترسی به فنّاوریهای جدید نمونههایی از همکاری در خوشههای کسبوکار است (Patrice Braun, 2005, P.4).
مزایای خوشههای کسبوکار
خوشه به مجموعهای از واحدهای کسبوکار اطلاق میشود که در یک منطقة جغرافیایی و با یک گرایش صنعتی متمرکز شده و با همکاری و تکمیل فعالیتهای یکدیگر به تولید و عرضة کالا و خدمات میپردازند و از چالشها و فرصتهای مشترک برخوردارند. مزیتهای تشکیل خوشهها را میتوان بهشرح زیر برشمرد:
1. خوشهسازی، بسیج منابع مالی وانسانی را تسهیل میکند.
2. در خوشهسازی، سرمایهگذاری به مراحل کوچک و با ریسک پایین تقسیم میشود.
3. خوشهسازی، بستری برای صعود و بالندگی شرکتهای کوچک فراهم میآورد.
4. شرکتها درخوشهسازی، امکان انباشت سرمایه و مهارتها را برای یکدیگر به وجود میآورند.
5. تکرارپذیری و قابلیت گسترش خوشه.
هرچند کارکرد اصلی خوشهها را در افزایش کارایی جمعی دیدهاند، ولی یک محصول مهم خوشهها، قابلیت بسیار بالای آنها در اشتغالزایی است. دو کارکرد اصلی خوشهها یعنی امکان ایجاد برتری نسبی در توان رقابتی کشورها و از طرفی توان بالای اشتغالزایی این خوشهها، نقش بسیار پررنگتری در اقتصاد دانایی محور نسبت به اقتصاد تولید محور یافته است و لذا نقش خوشهها در اقتصاد دانایی محور بسیار مهم گشته است.
رقابتپذیری و تشکیل انواع صرفههای اقتصادی در خوشهها
هر نوع صرفه اقتصادی با کاهش هزینه تولید همراه است و رقابتپذیری با کاهش هزینهها رابطهای دوسویه دارد. هر چند عوامل متعددی در رقابتپذیری نقش دارند، ولی محوریترین عنصر آن تولید با کمترین هزینه است. خوشههای کسبوکار با تدارک انواع صرفهها به کاهش هزینهها کمک میکنند.
در اقتصاد منطقهای علت عمده توسعه مناطق صنعتی و تشکیل شهرهای بزرگ صنعتی را وجود صرفهجوییهای ناشی از تجمع واحدها میدانند که در اثر آنها عوارض جانبی مثبت در تولید شکل گرفته و هزینه تولید بنگاه در اثر افزایش تولید بنگاههای دیگر کاهش مییابد. اینگونه صرفهجوییها زمانی روی میدهد که هزینههای تولید بنگاهها در یک صنعت خاص با افزایش تولید آن صنعت کاهش یابد.
برای تحقق این صرفهجوییها بایستی بنگاههای آن صنعت در کنار هم قرار گیرند. چند نوع عمده این صرفهجوییها که تشکلهای خوشهای امکان بهرهبرداری از آنها را در بنگاههای عضو به وجود میآورند عبارتاند از:
1. صرفههای ناشی از نقل و انتقال؛
2. صرفههای تولید در مواد واسطه؛
3. صرفههای داخلی ناشی از مقیاس برای بنگاه؛
4. صرفههای ناشی از شهرت؛
5. صرفههای خارجی ناشی از مقیاس برای بنگاه، اماداخلی برای صنعت؛
6. صرفههای خارجی ناشی از مقیاس یا صرفههای شهری؛
7. صرفههای ناشی از نیروی کار؛
8. صرفههای ناشی از ارتباطات؛
9. صرفههای ناشی از ارائه خدمات پشتیبانی؛
10. صرفههای ناشی از وجود عوامل زیربنایی مکانی؛
11. صرفههای ناشی از تسهیلات دولتی؛
12. صرفههای ناشی از جریان اطلاعات؛
13. صرفههای ناشی از شکل گیری فعالیتهای مکمل.
هرکدام از عوامل فوق سهم مهمی در ایجاد توان رقابتی دارند. برایناساس با ایجاد این صرفهها و وجود همزمان عنصر رقابت و همکاری،خوشهها بار معنایی عباراتی چون صرفههای اقتصادی بیرونی، پایین بودن هزینههای معاملاتی و اقدام جمعی را بر دوش میکشند که منجر به افزایش کارایی جمعی میشود (دین محمدی، مصطفی؛ دل انگیزان، سهراب و صادقی، زین العابدین؛ 1384، صص. 5-8).
تفاوت شبکههای محلی و خوشههای منطقهای کسبوکار
در عصر حاضر تفکر شبکهای و در نتیجه تصمیمگیری و تصمیمسازی شبکهای، جای عملکردهای فردی را گرفته است. چرا که در شبکه روابط به هم پیچیده میان بنگاهها در سطح ملی و نیز بین شرکتها و کشورها در مقیاس بینالمللی، جز با تفکر و تصمیمگیری شبکهای که همان استفاده از دانش، بینش و تجارب مشترک است، نمیتوان راه بهجایی برد.
چنانکه گفته شد، خوشه مجموعهای از واحدهای کسبوکار است که در مورد آنها 4 مشخصه تمرکز جغرافیایی، گرایش صنعتی مشترک، روابط همکاری و چالشها و فرصتهای مشترک وجود داشته باشد. اما شبکه به گروهی از واحدها اطلاق میشود که برای تولید یک کالا یا انجام یک پروژه خاص با هم در ارتباط بوده، همدیگر را تکمیل کنند و برای مواجهه با مسئلهای واحد، تخصص یابند و تقاضایی را با تکیه بر تواناییهای خود پوشش دهند. شکلگیری یک شبکه میتواند مقطعی بوده و سپس از بین برود. برای عضویت در یک شبکه، استقرار در محل جغرافیایی خاص ضروری نیست. تعداد زیادی شبکه میتواند ذیل یک خوشه نیز شکل گیرد. بههمینترتیب، واحدهای زیر مجموعه یک خوشه میتوانند بهصورت شبکهای با واحدهای خارج از خوشه در ارتباط باشند. در بسیاری از موارد، شبکه واحدها به اشتباه خوشه خوانده میشود.
منطق اساسی در شبکهسازی در قبال محیط خارجیاش این است که شرکتها با برقراری شبکهها، مالکیت و دسترسی مازادی بر تخصصها و دانش و... دارند که این امر برای شرکتها اغلب متمم و مکمل یکدیگر است، بدینصورت که تخصصها و دانش در درون شرکت موجود و در دسترس نیست اما برای توسعه و تجاریسازی محصولات آینده شرکت لازم و ضروری میباشد. لذا این دانش و تخصص را از شبکه ایجاد شده مابین شرکتها به دست میآورند. از طرفی برقراری شبکهها در همافزایی مابین شرکتها و تولید علم و کاربردی ساختن آنها بسیار مفید و مثمرثمر است (Manuel H.Gubeli, David Doloreux, 2005, P. 279). همچنین خوشهسازی برای کسبوکارها ارزش افزوده ایجاد میکند و با ایجاد مشاغل فنی، باعث توسعه اقتصادهای محلی، ارتقای کارایی و همچنین توسعه صادرات میشود (Alessandra Ressico; 2004, P. 18).
آنچه مسلم است این است که خوشهها و شبکههای کسبوکار برای اقتصاد و رونق فعالیت شرکتها بسیار مهماند و نقش غیرقابل انکاری را هم در توسعه کسبوکارها و هم در رونق اقتصادی منطقه ایجاد میکنند و در صورت مشارکت قوی بین واحدها، جریان یک طرفه اطلاعات به جریانی دو طرفه تبدیل میشود. امروز با فرصتهای بالقوهای که جهانی شدن برای دسترسی به بازارهای جهانی به وجود آورده است، بنگاههای کوچک و متوسط بهطور فزایندهای برای قرار گرفتن در موقعیتی که بتوانند از این فرصتها، استفاده کنند، تحریک میشوند. اما گاهی اوقات ممکن است شبکهها و خوشهها بهجای یکدیگر بهکار گرفته شوند. این در حالی است که یکسری تفاوتها آنها را از یکدیگر متمایز میکنند که تعدادی از این تفاوتها در جدول زیر آمده است.
جدول شماره 1. ویژگیهای شبکهها در برابر خوشههای کسبوکار (Braun, p; McRae-Williams, p; Lowe, j; 2005; p. 6)
|
شبکهها |
خوشهها |
|
شبکهها به شرکتها اجازه میدهند که به خدمات تخصصی شده با پایینترین سطح هزینه را داشته باشند. |
خوشههای کسبوکار خدمات تخصصی شده را برای یک منطقه جذب میکنند. |
|
عضویت در شبکههای کسبوکار محدود است. |
عضویت در خوشههای کسبوکار آزاد است. |
|
شبکههای کسبوکار مبتنی بر توافقات قراردادی هستند. |
شبکههای کسبوکار مبتنی بر ارزشهای اجتماعی اند که اعتماد را در بین افراد و شرکتها پرورش میدهد و عمل متقابل شرکتها را تقویت میکنند. |
|
شبکههای کسبوکار برای شرکتها تولید محصولات پیچیده را ساده میکنند. |
خوشههای کسبوکار برای دیگر شرکتها تقاضایی را ایجاد میکنند که با تنوعی از ظرفیتهای مشابه و مرتبط همراه است. |
|
شبکههای کسبوکار مبتنی بر همکاری اند. |
خوشههای کسبوکار برمبنای همکاری و رقابتاند. |
|
شبکههای کسبوکار اهداف تجاری مشترکی دارند. |
خوشههای کسبوکار اهداف و دیدگاههای جمعی دارند. |
خوشههای کسبوکار و توسعه منطقهای
ازجمله مهمترین تأثیرات خوشهها، تأثیر آنها بر رشد و توسعه منطقهای است (porter,2003, p.549). شکلگیری خوشههای کسبوکار و فعالیت آنها در مناطق باعث توسعه میشود بهگونهای که سطح متخصص بودن یک منطقه جغرافیایی در یک صنعت خاص و قدرت خوشههای کسبوکار در یک صنعت باعث توسعه اقتصادی و اجتماعی آن منطقه خواهد شد. بهعبارتدیگر رابطه مستقیمی بین فعالیت تخصصی یک خوشه کسبوکار در صنعتی خاص و نرخ کارآفرینی در آن منطقه وجود دارد. این در حالی است که فعالیت تخصصی یک منطقه جغرافیایی باعث ارتقای فرصتهای کسبوکار جهت یادگیری، نوآوری و افزایش نرخ فعالیت کارآفرینانه خواهد شد (Glaeser & Keer, 2009).
در مقابل این موضوع قابل توجه است که محیط قوی خوشههای کسبوکار باعث ارتقای نوآوریها و توان بالقوه کارآفرینی در صنایع خاصی میشوند که در آن منطقه فعالیت میکنند. شرکتهایی که در یک منطقه جغرافیایی متمرکز شدهاند و خوشههای کسبوکار را تشکیل دادهاند باعث به اشتراک گذاشتن فنّاوریهای مشترک، مهارتها، دانش، نهادههای کسبوکار، مشتریان خواهند شد. یک خوشه کسبوکار قوی باعث ارتقاء رشد سطح فعالیت صنایع محلی از طریق افزایش کارآیی عملیات و افزایش توسعه کسبوکار، سرمایهگذاری مالی و نوآوری میشود. به موجب این امر تعداد مشاغل ایجاد شده و بهرهوری برای کسبوکارها و برای مناطق جغرافیایی افزایش پیدا خواهد کرد(Cortright, 2006).
بهطور خاص، خوشههای کسبوکار تشکیل کسبوکارهای جدید و رشد موفقیتآمیز شرکتهای جدید را تسهیل میکنند. این امر با پایین آوردن هزینه ورود به کسبوکار (مثل آماده کردن و مهیا کردن شرایطی جهت دسترسی به تأمینکنندگان و یا کاهش هزینههای فراهم کردن نهادههای خاص و یا پیشنهاد کردن محیطی جهت فعالیت که هزینه شکست در آن محیط پایین باشد)؛ ارتقای فرصتهایی برای ورود مبتنی بر نوآوری به کسبوکار (تقویت محیط فعالیت خوشههای کسبوکار به کارآفرینان محلی اجازه خواهد داد تا با سرعت بیشتری فنّاوریهای جدید را توسعه داده و آنها را بهسمت تجاریسازی متمایل کنند) و به شرکتهای در مرحله شروع فعالیت اجازه خواهند داد تا منابع محلی جهت توسعه کسبوکارهای جدید را با سرعت بیشتری بهکار گیرند. نهایتاً اینکه خوشههای کسبوکار قوی اغلب با مشتریان محلی که به دنبال نوآوریهای در محصولات هستند پیوستگی محکمی دارند. بنابراین فرصتهای فزایندهای جهت ورود به بخشهای مختلف بازار فراهم میکنند. لذا میتوان نتیجه گرفت که کارآفرینی کانال ارتباطی خاصی برای همکاریهای فزاینده خوشههای کسبوکار به وجود خواهد آورد و لذا فعالیت خوشههای کسبوکار باعث افزایش عملکرد منطقهای خواهد شد (Wennberg, K & Lindqvist, G; 2008).
یکی دیگر از نتایج قابلملاحظه در خوشههای کسبوکار فعالیت خوشهها در مجاورت یکدیگر است. خوشههای قوی که در کنار یکدیگر فعالیت میکنند باعث افزایش فرصتها و کاهش هزینهها در فعالیتهای کارآفرینانه میشوند. پژوهش Delgado در سال 2007 نشان داد که خوشههای کسبوکاری که در کنار یکدیگر جای دارند و بهصورت اشتراکی فعالیت میکنند مزایای متعددی را برای حوزه جغرافیایی فعالیتشان ایجاد میکنند. خصوصاً باعث افزایش رقابت بین کسبوکارها خواهند شد (Delgado, M; Porter, M; Stern, S 2011; P. 9).
سیاستگذاری کسبوکارهای خانگی و توسعه خوشههای کسبوکار
در راستای توجه به کسبوکارهای خانگی و نقش آن در توسعه اشتغال در کشور، قوانینی نیز به تصویب رسیده است که هدف از آن شناسایی و توسعه ظرفیتهای کسبوکار خانگی در جهت توسعه فرصتهای شغلی، ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی و اشتغال اعضاء خانوار، کاهش هزینههای تولید و خدمات برای حضور فعال و مستمر در بازار رقابت، افزایش بهرهوری سرمایه و صرفهجویی در هزینههای جانبی اشتغال و افزایش درآمد خانواده، ارتقای مدیریت کسبوکار خانگی از طریق پیوند با بنگاههای بالادستی و تشکلهای خوشهای، اتحادیهها، تعاونیها و صنوف و تسهیل مقررات مربوط به کسبوکار خانگی میباشد. در همین راستا و با توجه به اهمیت نقش خوشههای کسبوکار در توسعه کسبوکارها و ترغیب فعالیتها، لازم است تا اقداماتی جهت تقویت این بخش مهم صورت گیرد. بدینترتیب، وزارت صنایع و معادن موظف شده است تا از طریق سازمان صنایع کوچک و مذاکره با شرکتها و کارخانجات بزرگ صنعتی، آن بخش از تولیدات این قبیل کارخانجات را که انجام آنها در منازل امکانپذیر است با تشکیل خوشههای مشاغل خانگی در مناطق شهری و روستایی عملیاتی نماید (قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی ابلاغی بهشماره 53231 مورخ 23/3/89).