دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

خوداشتغالی روستایی

Rural Self Employment
نویسنده

خوداشتغالی روستایی، راهبردی در جهت کاهش بیکاری، رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال پایدار، کاهش فقر و توسعه همه‌جانبه روستایی.

     امروزه، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات کشورهای مختلف جهان، بیکاری است و برنامه‌ریزان و سیاستمداران، با چالش‌های بسیاری در زمینه رفع این معضل و اشتغال‌زایی روبه‌رو می‌باشد. در این بین، بخش کشاورزی و روستایی به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم اقتصادی بیشتر کشورها، به‌سبب مشکلاتی از قبیل پراکندگی جغرافیایی روستاها، ارائه خدمات اجتماعی، حرفه‌ای و تخصصی ناکافی، محدودیت منابع، عدم مدیریت صحیح، سطح پایین‌تر فنّاوری، فقر، بیسوادی و...، با مشکلات جدی‌تری در زمینه بیکاری مواجه می‌باشند که این امر سبب گردیده است تا برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران، در پی حل این مشکل باشند (عبداللهی، 1385، صص. 169-170 و ضیاء توانا و همکاران، 389، ص. 48). یکی از راهبردهای مؤثر و کارآمد در این زمینه، توسعه خوداشتغالی روستایی می‌باشد که می‌تواند مزایای بیشماری در پی داشته باشد و زمینه‌ساز دستیابی به توسعه پایدار روستایی گردد (رکن‌الدین افتخاری و همکاران، 1389، ص. 2). براین‌اساس، در مقاله حاضر، ضمن اشاره اجمالی به اهمیت اشتغال و خوداشتغالی، به مقوله خوداشتغالی روستایی و مزایای آن پرداخته می‌شود. در پایان نیز، عوامل مؤثر بر توسعه خوداشتغالی روستایی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مفهوم خوداشتغالی روستایی

خوداشتغالی، هر نوع فعالیت تولیدی، خدماتی مولد ارزش اقتصادی در بخش غیر مزدبگیری را شامل می‌شود و تمامی مشاغل فردی موجود در بخش غیرمزدبگیری اشتغال و همه افرادی که در زمینه‌های صنعتی، کشاورزی، خدماتی برای خود کار می‌کنند در محدوده فعالیت‌های خوداشتغالی قرار دارند. خوداشتغالی فرصتی را برای افراد فراهم می‌آورد که بتوانند برنامه‌های خود را عملی کنند، زمانی‌که دوست دارند کارکنند و به هیچ‌کس پاسخگو نباشند. در واقع، فرد خوداشتغال با اتکا به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی می‌پردازد. از ویژگی‌ها و امتیازات این بخش از اشتغال آن است که فرد را به تدریج آماده کسب توانایی‌های لازم برای ورود به بازارهای بزرگ‌تر و گسترده‌تر می‌کند و به لحاظ ساعات کار و استقلال در شرایط کار، از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردار می‌باشد. براین‌اساس، خوداشتغالی، زمینه‌ساز رشد اشتغال آزاد و کارآفرینی در جامعه است (قوامی، 1382، ص. 64).

     خوداشتغالی مفهومی است در برابر دگراشتغالی که مبین کار کردن و کسب درآمد برای خود می‌باشد. در این‌گونه اشتغال، برخلاف مزدبگیری و حقوق بگیری، میزان درآمد شاغل ثابت نبوده و بستگی به میزان سودآوری فعالیت مربوطه دارد.

     خوداشتغالی، فرصتی است برای ارتقای حرفه‌ای از طریق کسب درآمد و جایگاه اجتماعی بالاتر (سیفیه، 1385، ص 18). درصورتی‌که فعالیت‌های خوداشتغالی در محیط روستا و فعالیت‌های مربوط به آن صورت پذیرد، در حیطه خوداشتغالی روستایی قرار می‌گیرد. شومپیتر، اقتصاددان و نظریه‌پرداز اجتماعی، خوداشتغالی روستایی را مجموع سه گزاره تعریف می‌نماید: 1) نیرویی که سایر منابع را برای پاسخگویی به یک تقاضای بی‌پاسخ بازار بسیج می‌کند، 2) توانایی خلق و ایجاد چیزی از هیچ و 3) فرایند خلق ارزش به‌وسیله امتزاج مجموعه واحدی از منابع در راستای بهره‌گیری از یک فرصت. خوداشتغالی روستایی را می‌توان به‌صورت بکارگیری نوآورانه منابع و امکانات روستا در راستای شکار فرصت‌های کسب‌وکار تعریف نمود (امینی زارع، 1389، ص. 38).

اهمیت خوداشتغالی

برخورداری از شغل مناسب جزء یکی از اصلی‌ترین اجزای تشکیل‌دهنده حقوق شهروندی به‌شمار می‌رود. به‌طوری‌که ریشه‌کن کردن بیکاری یا همان اشتغال کامل، ازجمله وظایف بنیادین و دغدغه اصلی دولت‌ها محسوب می‌شود. از طرفی اشتغال با توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه در ارتباط مستقیم بوده و میزان موفقیت هر جامعه در روند توسعه، تاحدود زیادی با وضعیت اشتغال در آن جامعه ارتباط دارد (زیارتی نصرآبادی، 1389، ص. 20).

     بیکاری و سوء اشتغال، همواره دارای تبعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بسیاری می‌باشد. تبعات اقتصادی آن شامل هدر رفت منابع تولید و پیامدهای اجتماعی آن به‌صورت کاهش اعتماد به نفس، عادت به بیکاری و فراهم شدن زمینه‌های فساد در جامعه بروز یابد. بنابراین، اینکه چگونه می‌توان فرصت‌های شغلی مولد و مناسب و یا درآمد مکفی برای جمعیت در حال افزایش ایجاد کرد، شاید مهم‌ترین مسئله‌ای باشد که کشورهای در حال توسعه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند (سیفیه، 1385، ص. 19). بنابراین، مجموعه این عوامل، ضرورت پرداختن به مسئله اشتغال را بیش از پیش مطرح می‌سازد، به‌طوری‌که کشورهای در حال توسعه، ایجاد اشتغال را به‌عنوان یکی از اهداف اصلی در برنامه‌های توسعه خود گنجانده‌اند (سیفیه، 1385، ص. 19).

     اما در این بین، قسمت عمده‌ای از نیروی کار فعال در هر جامعه‌ای خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کارفرما یا مؤسسات خصوصی و دولتی ندارند و یا نمی‌توانند شغل دستمزدی مناسب پیدا کنند. این بخش از نیروی کار در ادبیات اقتصادی به بخش خوداشتغالی تعلق دارند (قویدل، 1387، ص. 21).

     بررسی‌های مختلف نشان می‌دهد که در جوامع اولیه، اشتغال به‌طور کامل در بخش غیر مزدبگیری بوده و به تدریج با گسترش فعالیت‌های اقتصادی، طی هزاران سال، گروهی پذیرفته‌اند که مسئول سود و زیان خود نباشند، افزون بر این، همواره با روند افزایش جمعیت، گرایش به تولید انبوه یک نیاز می‌شود و مراکز بزرگ تولیدی شکل می‌گیرند (قوامی، 1382، ص. 64).

     خوداشتغالی به لحاظ انعطاف‌پذیری ساعات کار و استقلال در شرایط کار، طی سال‌های اخیر از استقبال قابل توجهی برخوردار بوده است. ازاین‌رو، خوداشتغالی به‌عنوان کار مستقل و غیرتابع پدیده‌ای جدید در اقتصاد نیست و ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کهن جوامع بشری دارد (قوامی، 1382، ص. 64). خوداشتغالی به‌عنوان یکی از مقولات مهم در چارچوب سیاست‌های فعال بازار کار، مدنظر اکثر کشورهای جهان بوده است و بسیاری از این کشورها با اتخاذ برنامه‌های حمایت از بخش خوداشتغالی توانسته‌اند فرصت‌های جدید شغلی را در این بخش ایجاد کنند که به‌طور عمده حمایت‌های آنها به‌صورت حمایت‌های اجتماعی مانند مشاوره؛ حمایت مالی در قالب اعطای اعتبارات و تسهیلات به بنگاه‌های کوچک بوده است که این امر باعث می‌شود تعدادی از بیکاران به بخش خوداشتغالی روی آورند و در نتیجه نرخ بیکاری کاهش یابد (حسن‌زاده و همکاران، 1385، صص. 49-50 به نقل از Gomez & Santor, 2003).

 

خوداشتغالی روستایی

قشر عظیمی از فقیرترین مردم دنیا در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و عموماً روستاییان نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتری هستند و از خدمات اجتماعی ناچیزی برخوردار هستند و با رشد پرشتاب صنعت و فنّاوری در جهان، عقب ماندگی مناطق روستایی بیشتر عیان می‌گردد. علت این امر نیز پراکندگی جغرافیایی روستاها، نبود صرفه اقتصادی برای ارایه خدمات اجتماعی، حرفه‌ای و تخصصی نبودن کار کشاورزی، محدودیت منابع ارضی، عدم مدیریت صحیح و... می‌باشد (امینی زارع، 1389، ص. 37). اما به‌طورکلی، مشکلات و معضلات روستاها در تمامی جهان ناشی از دو مسئله اساسی است: یکی کمبود امکانات اجتماعی و دیگری کمبود درآمد. ازجمله امکانات اجتماعی می‌توان به خدمات بهداشتی، آموزشی، بیمه و تأمین اجتماعی، خطوط ارتباطی، امنیت، آب آشامیدنی، سوخت، برق و غیره اشاره کرد. کمبود درآمد عامل مهمی است که اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود اجازه نمی‌دهد طرح‌های توسعه روستایی به ثمر بنشیند و روستاها توسعه یافته و از حرکت به‌سمت شهرهای بزرگ باز ایستند که این کمبود درآمد روستاییان ناشی افزایش جمعیت روستاییان، بیکاری، بهره‌وری پایین افراد و منابع، عدم جذابیت برای سرمایه‌گذاری و ضعف فضای کسب‌وکار است (امینی زارع، 1389، ص. 37).

     از چند سده اخیر و با رشد پرشتاب صنعت و فنّاوری در جهان، عقب‌ماندگی مناطق روستایی بیشتر عیان گردید. ازآنجاکه عموماً روستاییان نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتری هستند و از خدمات اجتماعی ناچیزی برخوردار هستند، اقشار روستایی فقیرتر و آسیب‌پذیرتر محسوب می‌شوند که بعضاً منجر به مهاجرت آنان به‌سمت شهرها نیز می‌شود. به‌همین‌جهت، برای رفع فقر شدید مناطق روستایی، ارتقای سطح و کیفیت زندگی روستاییان، ایجاد اشتغال و افزایش بهره‌وری آنان، سیاست‌ها و استراتژی‌های گوناگونی برای توسعه روستاها پیشنهاد و اجرا گردید (قاسمی سیانی، 1388، ص. 30).

     در بیشتر نقاط دنیا و به‌خصوص کشورهای در حال توسعه، اصلی‌ترین کسب‌وکارها در اختیار روستاییان قرار دارد و آنها اصلی‌ترین ایفاکنندگان نقش در اقتصاد کشورهای خود هستند (Poza, 2007, P. 14). اما اغلب آنها دارای خصوصیاتی مانند درون‌گرایی، عدم انعطاف‌پذیری و ثبات در برابر تغییرات را دارند (Hall et al., 2001, P. 8) و اغلب دارای شیوه زندگی سنتی و معیشتی هستند که مانع از نوآوری خلاقیت می‌شود و آنان به‌عنوان سرپرستان خانوارهای روستایی، در شیوه‌ها و الگوهای سنتی کسب‌وکار فعالیت می‌کنند و کمتر رو به‌سوی فعالیت‌های اقتصادی جدید می‌آورند (Habbershon et al., 2006, P. 41).

     البته در این زمینه، عوامل درونی و بیرونی بسیاری از قبیل: عدم آشنایی شیوه‌های تولید جدید، عدم وجود مشوق‌‌های لازم، عدم تأمین مالی کشاورزان، ارائه پیشنهادها و طرح‌های بدون نقشه قبلی و طراحی نشده، عدم پاسخ سریع به ایده‌ها و پیشنهادهای جدید، وجود تنش و نارضایتی (Heritot, 2002, P. 4)، عدم دسترسی به اطلاعات موثق و شفاف، ساختار مکانیکی، فقدان فرهنگ حمایت از کارآفرینی و خوداشتغالی، فاصله با بازار و خدمات، شکاف در دسترسی به سرمایه، کاهش فرصت‌های شبکه‌ای و ارتباطی، گسستگی‌های درونی جوامع روستایی، آگاهی پایین از چگونگی استفاده از دانش، منابع و شبکه‌های موجود برای ورود به محیط جدید و... دخیل می‌باشد (Markley, 2002, P. 2). در کشور ما نیز وضعیت اشتغال در مناطق روستایی در مقایسه با مناطق شهری به مراتب نامطلوب‌تر و نامناسب‌تر است که یکی از مهم‌ترین علل آن، بخشی‌نگری در برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ای و عدم توجه به توسعه متوازن و پایدار است. به‌طوری‌که توسعه صنایع سنگین و فعالیت‌های مرتبط با توسعه شهری، موجب کاهش سرمایه‌گذاری در مناطق روستایی شده است. این شرایط، مهاجرت گسترده روستاییان به مناطق شهری، توسعه حاشیه‌نشینی، گسترش مشاغل کاذب و بسیاری از مسایل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را در پی داشته است (زیارتی نصرآبادی، 1389، ص. 20).

     در زمینه حل معضل بیکاری در جوامع روستایی راهبردهای مختلفی وجود دارد که بدون شک یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آنها، خوداشتغالی و ایجاد کسب‌وکارهای کارآفرینانه می‌باشد. امروزه، توسعه روستایی بیش از گذشته با پدیده خوداشتغالی و کارآفرینی سرو کار دارد. مؤسسات و شخصیت‌های رواج دهنده توسعه روستایی، این دو امر را به منزله یک مداخله راهبردی می‌دانند که می‌تواند فرایند توسعه روستایی را تسریع بخشند. آژانس‌های توسعه، خوداشتغالی و کارآفرینی روستایی را به‌عنوان یک نیروی اشتغال‌زای بزرگ، سیاستمداران آن را همچون یک راهبرد کلیدی برای جلوگیری از ناآرامی در مناطق روستایی و کشاورزان آن را وسیله‌ای برای بهبود درآمد خویش می‌دانند (جنگچی کاشانی، 1389، ص. 6).

     به‌طور کلی، تجدید ساختار بخش کشاورزی در نتیجه تغییر سیاست‌های ملی و بین‌المللی، تقاضا برای فعالیت‌های کارآفرینانه در بین کشاورزان در بیشتر مناطق جهان را افزایش داده است و در این بین، توسعه محصولات نوآورانه و کسب‌وکارهای جدید در کشاورزی، یک اولویت اساسی در برنامه‌ریزی‌ها است، زیرا ضرورت افزایش نوآوری در تولید محصولات و ایجاد بازارهای جدید بیشتر شده است (Knudson, 2004, P. 1330). براین‌اساس، در طی دهه گذشته، توسعه خوداشتغالی و کارآفرینی روستایی، به‌عنوان یک جهت‌گیری اساسی در راستای افزایش ارزش تولیدات کشاورزی در دستور کار بیشتر کشورهای توسعه‌یافته قرار گرفته است (Gow, 2005, P. 290).

     خوداشتغالی، زمینه‌ساز رشد اشتغال آزاد و کارآفرینی در جامعه روستایی است (قوامی، 1382، ص. 64) که دارای گستردگی زیادی است و دارای عناصر پایه‌ای است که تمرکز عمده آنها بر فراهم کردن زیرساخت‌های اساسی روستا (سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) و خدماتی است که موجب کاهش فقر و تسریع رشد اقتصادی روستا می‌شود (Allen et al., 2003, P. 12).

     تقویت خوداشتغالی و کارآفرینی و ایجاد بستر مناسب برای توسعة آنها از ابزارهای پیشرفت اقتصادی روستاها به‌شمار می‌رود؛ زیرا این‌گونه فعالیت‌ها، با اثربخشی بالا، به توسعة اقتصادی می‌انجامد. بنابراین، امروزه، در نظریه‌های اقتصادی، به فعالیت‌های خودجوش اقتصادی در مناطق روستایی توجه ویژه می‌شود (Verheul et al., 2001, P. 4). در صورت وجود یک جهت‌گیری کارآ در قبال توسعه روستایی، این موضوع پذیرفته می‌گردد که کارآفرینی و خوداشتغالی، یک نیروی مرکزی برای نیل به رشد و توسعه اقتصادی است و بدون آن دیگر عوامل توسعه به هدر رفته و تلف می‌شوند (جنگچی کاشانی، 1389، ص. 6). همچنین، بسیاری از محققین توسعه عقیده دارند حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و خوداشتغالی در اجتماعات دارای درآمد اندک نظیر روستا بهترین استراتژی برای مبارزه با فقر می‌باشد (پوررجب میاندوآب، 1389، ص. 31).

     بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که توسعه واحدهای کوچک اقتصادی و توسعه خوداشتغالی، بهترین و بارزترین حالت ممکن برای ایجاد اشتغال در کشور است. اما این واحدها به خودی خود و آنی به وجود نمی‌آیند و ایجاد اشتغال نمی‌کنند بلکه زمانی می‌توانند رشد و توسعه یابند و در نتیجه ایجاد اشتغال کنند که از افرادی توانمند، خلاق، مبتکر، فرصت‌جو، خطرپذیر و اهل عمل بهره گیرند (فلاح جلودار و همکاران، 1386، ص. 89).

     تجربیات توسعه روستایی در کشورهای مختلف جهان در چند دهه گذشته نیز نشان می‌دهد که این امر مهم تنها با تزریق سرمایه و فنّاوری تحقق نمی‌یابد، بلکه عوامل بسیاری در این زمینه نقش دارند که از آن جمله می‌توان به قابلیت‌ها و روحیه کارآفرینی روستاییان و ازجمله کشاورزان اشاره نمود. اهمیت کارآفرینی در توسعه روستایی از آنجا ناشی می‌شود که فرد کارآفرین می‌تواند با شناسایی فرصت‌ها و مشکلات موجود، به ابداع راهکارهای نوین در جهت رشد و توسعه همت گمارد. بدین‌ترتیب کارآفرینی می‌تواند از طریق ایجاد اشتغال، بهبود کیفیت زندگی، توزیع مناسب درآمد و بهره‌برداری بهینه از منابع، نقش مهمی در توسعه روستایی داشته باشد (حسینی و سلیمان‌پور، 1385، ص47).

     ازسوی‌دیگر در شهرها فعالیت‌های خوداشتغالی بیشتر در بخش خدمات است، اما در روستاها عمده فعالیت‌های خوداشتغالی مربوط به بخش تولیدی و به‌ویژه کشاورزی است، بنابراین، پدیده خوداشتغالی در روستاهای کشور از اهمیت بالاتری نسبت به شهرها برخوردار است و همچنین بالا بودن سهم بخش کشاورزی در اشتغال کشور، دولت را موظف به گسترش و تقویت بخش خوداشتغالی در روستاهای کشور می‌نماید (پوررجب میاندوآب، 1389، ص. 30). روستاها نیز همچون شهرها، مملو از فرصت‌های جدید و کشف نشده هستند که کشف و بهره‌برداری به موقع از این فرصت‌ها و ایجاد کسب‌وکارهای جدید و رقابت‌پذیر برمبنای آن، می‌تواند مزایای اقتصادی چشمگیری برای روستاییان به همراه آورد (قاسمی سیانی، 1388، ص. 30).

     ازاین‌رو، حفظ جمعیت روستایی و رونق بخشیدن به رشد آن به‌منظور رسیدن به ابعاد مختلف توسعه اقتصادی نیازمند توسعه خوداشتغالی و کارآفرینی روستایی می‌باشد (پوررجب میاندوآب، 1389، ص. 30). به‌طورکلی، زمینه‌های استفاده از خوداشتغالی در نواحی روستایی بسیار گسترده و متنوع است. در واقع این نواحی، محیط بکری برای بروز کارآفرینی محسوب می‌شوند و فعالیت‌های مختلف کشاورزی و غیرکشاورزی ازجمله زراعت، باغداری، پرورش انواع دام و طیور، زنبور عسل، کشت گلخانه‌ای، ورمی کمپوست، تولید قارچ خوراکی و فعالیت‌های جنگلداری، آبخیزداری و حفظ منابع طبیعی، حفظ محیط زیست، توسعه صنایع روستایی (صنایع دستی، خانگی، کارگاهی و کارخانه‌ای، صنایع تبدیلی، فرآوری، بسته‌بندی)، گردشگری روستایی، مسکن روستایی و بهسازی محیط روستاها مهم‌ترین زمینه‌های بروز خوداشتغالی در نواحی روستایی است. در واقع کلیه اقدامات و فعالیت‌هایی که می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به ایجاد اشتغال و افزایش درآمد و بهره‌برداری مطلوب و پایدار و بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی یاری رسانند در قلمرو خوداشتغالی و کارآفرینی روستایی قرار می‌گیرند (رضوانی و نجارزاده، 1387، ص. 167).

 

مزایای خوداشتغالی روستایی

خوداشتغالی روستایی دارای مزایای بسیاری است. به‌طوری‌که فرصتی را برای افراد فراهم می‌آورد که بتوانند برنامه‌های خود را عملی کنند، زمانی‌که دوست دارند کار کنند و به هیچ‌کس پاسخگو نباشند. در واقع، فرد خوداشتغال با اتکا به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی می‌پردازد. از دیگر ویژگی‌ها و امتیازات این بخش از اشتغال آن است که فرد را به تدریج آماده کسب توانایی‌های لازم برای ورود به بازارهای بزرگ‌تر و گسترده‌تر می‌کند (قوامی، 1382، ص. 64). توسعه زنجیره کشاورزی، تنوع بخشی به اقتصاد کشاورزی و روستایی، توسعه نوآوری و فنّاوری در بخش کشاورزی، ارتقای بهره‌وری و بهره‌برداری از مزیت‌های نسبی رقابتی و تجاری، تحول در مناسبات تولید هم پای سایر تحولات نهادی، ارزش افزوده، کیفیت و محصولات و فرآورده‌های جدید، گسترش بازار محصولات کشاورزی و تشکیل و جذب سرمایه در بخش کشاورزی، از دیگر دستاوردهای توسعه کارآفرینی و خوداشتغالی در بخش روستایی محسوب می‌شود (شریف‌زاده و همکاران، 1387، ص. 67).

     علاوه‌براین، خوداشتغالی، پتانسیلی برای کمک به تنوع‌بخشی به درآمد و میزان تولیدات کشاورزی و غیرکشاورزی است که فرصت‌های مناسبی را برای کاهش مخاطره معیشتی و افزایش امنیت غذایی پایدار در مناطق روستایی فراهم می‌کند. اشتغالی که قالب بنگاه‌های اقتصادی کوچک و طرح‌های خوداشتغالی به‌ازای هر واحد سرمایه ثابت ایجاد می‌کنند، همواره بیشتر از صنایع بزرگ بوده است و نقش مهمی در جذب سرمایه‌های محدود و پراکنده موجود در جامعه روستایی و هدایت آنها به‌سمت فعالیت‌های تولیدی ایفا می‌کنند (دهقان دهنوی، 1385، ص. 24).

     این دستاوردها، در صورت فراهم بودن شرایط و در نتیجه هم‌افزایی با دستاورد سایر فرایندها، نظام‌ها و مؤلفه‌های توسعه روستایی، می‌توانند به پیامدهای توسعه صنایع، کمک به رشد سایر بخش‌ها، توسعه سرمایه و منابع انسانی، تولید ثروت، پیش برد امنیت غذایی، کمک به صادرات غیرنقتی، توسعه زیرساخت‌ها، تسهیل توسعه روستایی، توسعه منطقه‌ای و تحقق آمایش سرزمین، کاهش فقر و تحقق معیشت پایدار، توسعه رفاه و عدالت اجتماعی در بخش کشاورزی و روستایی و در کل، پیشبرد توسعه پایدار روستایی منجر شوند (شریف‌زاده و همکاران، 1387، ص. 67).

 

عوامل مؤثر بر توسعه خوداشتغالی روستایی

اشتغال نیز مانند هر متغیر اقتصادی و اجتماعی دیگر به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از عواملی مختلف تأثیر می‌پذیرد که در ادامه، به برخی از عواملی که می‌تواند در زمینه توسعه خوداشتغالی روستایی مؤثر بوده و این فرایند را تسهیل نماید اشاره می‌گردد:

 

- آموزش و فرهنگ‌سازی

یکی از عوامل عمده رشد و توسعه هر جامعه، تربیت نیروی انسانی کارآمد و توسعه منابع انسانی می‌باشد که آموزش نقش تعیین کننده و محوری در دستیابی به این امر مهم ایفا می‌نماید. بنابراین، تربیت نیروی انسانی کارآمد و آماده‌سازی آن در مقیاس جهانی بایستی به طرق مختلف و با بهره‌گیری از انواع روش‌های آموزش رسمی و غیررسمی و در تمامی سطوح و مقاطع تحصیلی مدّنظر قرار گیرد. در چنین زمانی است که با محور بودن انسان در توسعه و مدیریت منابع انسانی، می‌توان ضمن حل مشکل اشتغال به رونق اقتصادی نیز نائل آمد (فرشاد، ١٣٧٤، ص. ٣٤). بنابراین می‌توان گفت که یکی از نخستین گام‌های اشتغال‌زایی، آموزش نیروی انسانی و به‌خصوص آموزش‌های علمی- کاربردی و مبتنی بر بازار کار و نیازهای اقتصادی می‌باشد، چرا که عدم وجود ارتباط بین مباحث آموزشی و نیازهای اقتصادی و بازار کار باعث بروز و مشکلات عمده‌ای می‌گردد (امین بیدختی، 1383، ص. 41). علاوه‌براین، فرهنگ‌سازی از مهم‌ترین و زیربنایی‌ترین اموری است که باید برای توسعه روستاها و توسعه خوداشتغالی صورت گیرد که این امر می‌تواند از طریق برنامه‌های آموزشی و ترویجی مختلف محقق گردد.

 

- توسعه فنّاوری‌های مناسب در مناطق روستایی

این امر نقش بسزایی در توسعه کسب‌و کارها و خوداشتغالی دارد. توسعه فنّاوری‌های زیستی و فنّاوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی باعث افزایش توانمندی‌های نوآوران و کارآفرینان خواهد شد. اشاعه این فنّاوری‌ها در روستاها، موجی عظیم از فرصت‌های اشتغال را به این مناطق سرازیر می‌نماید. به‌ویژه توسعه فنّاوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در مناطق روستایی علاوه‌براینکه باعث تسهیل و بهبود امکانات و شرایط روستاییان می‌شود، فرصت‌های کاری خوبی را نیز در اختیار قشر به‌نسبه تحصیل‌کرده روستا می‌گذارد (امینی زارع، 1389، ص. 40).

 

- سیاست‌گذاری مناسب

بدون وجود یک استراتژی کلان توسعه و توسعه اقتصادی مشخص، نمی‌توان توفیق فراوانی در امر توسعه روستایی و توسعه اشتغال در روستاها به دست آورد. دولت می‌تواند با برنامه‌ریزی، طراحی و اجرای طرح‌های مختلف برای ارایه خدمات دولتی در مناطق روستایی، زمینه اشتغال‌زایی و کارآفرینی را در روستاها ایجاد نماید. اقدامات دولتی در بازنگری سیاست‌ها، قوانین و مقررات و رویه‌های اداری و مناسبات نهادی و اصلاح نظام بهره‌برداری و ساختار تولید و مالکیت در بخش کشاورزی در راستای توسعه کسب‌وکارهای کشاورزی قابل تأمل است (پوررجب میاندوآب، 1389، ص. 35).

 

- عوامل زیرساختی، خدماتی و حمایتی

جوامع روستایی به‌دلیل ماهیت وجودی، کارکردی و ساختاری خود، ارتباط تنگاتنگی با محیط پیرامون دارند. در نتیجه توجه به عوامل محیطی در توسعه خوداشتغالی و کارآفرینی روستایی از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد (رکن‌الدین افتخاری و همکاران، 1388، ص 46). علاوه‌بر این، وجود زیرساخت‌های لازم همچون تسهیلات و امکانات، خدمات تجاری، شبکه‌های ارتباطی و... نیز می‌تواند به توسعه این امر کمک نماید (ایمنی و هاشمی، 1388، ص. 97) که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

· ارائه خدمات اجتماعی و اقتصادی مناسب در نقاط واسطی همچون روستاهای مرکزی و شهرک‌ها و شهرهای کوچک.

· ایجاد شهرک‌های کسب‌وکار با ایجاد فضای مناسب برای رشد کسب‌وکارها و کارآفرینی به‌منظور رشد شرکت‌ها و بنگاه‌های روستایی.

· حرکت به‌سمت مشاغل غیرکشاورزی مانند صنایع تبدیلی، صنایع دستی، خدمات (خدمات اجتماعی، بهداشتی، فنی، آموزشی، تجارت، اقتصادی و مالی‌، ارتباطی و...).

 

- تأمین منابع مالی و اعتباری

تولید در هر کشوری بستگی به میزان سرمایه‌گذاری دارد و اشتغال فقط در بستر سرمایه‌گذاری ایجاد می‌شود. دنبال کردن یک طرح کارآفرینانه و خوداشتغالی در محیط روستایی با توجه به محدودیت منابع مالی این قشر، نیاز به تأمین منابع مالی پایدار دارد، بنابراین، دسترسی آسان به منابع مالی و اعتباری برای شروع کسب‌وکار باید مورد توجه جدی قرار گیرد که پرداخت اعتبارات خرد در زمینه توسعه فعالیت‌های اقتصادی توسط مؤسسات مالی و اعتباری مختص روستاییان، پرداخت وام توسط بانک‌های دولتی و خصوصی به‌صورت فردی و گروهی و تسهیل فرایند دریافت این تسهیلات می‌تواند مفید واقع گردد (پوررجب میاندوآب، 1389، ص. 31).

 

- تقویت روحیه کارآفرینی

یکی از عواملی که می‌توانند در تشویق، ترغیب و آماده نمودن روستاییان برای ورود به حیطه خوداشتغالی آماده نماید، برخورداری از قابلیت‌ها و روحیه کارآفرینی می‌باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که عوامل فردی (مانند پشتکار، مهارت، استقلال فردی، تجربه‌های قبلی، خلاّقیت، احساس موفّقیت و کنترل درونی) و محیطی (مانند عامل سازمانی، عامل آموزش و الگوی نقش و عامل مالی) بر توانمندی کارآفرینی روستاییان تأثیرگذار است که در این زمینه برگزاری دوره‌های آموزشی- ترویجی و فرهنگ‌سازی نقش مهمی ایفا می‌نمایند (مطیعی لنگرودی و همکاران، 1391، ص. 136).

 

- توسعه شرکت‌های تعاونی

شرکت‌های تعاونی که در بخش‌های مختلف کشاورزی، صنعت، خدمات و منابع طبیعی به‌کار گرفته می‌شوند، می‌توانند به ایجاد نظام غیرمتمرکز تصمیم‌گیری، واگذاری امور به مردم ذینفع، شناسایی و اشتغال با استفاده از قابلیت‌های محلی، یکپارچه‌سازی و انسجام جامعه روستایی در جریان توسعه و افزایش قدرت چانه‌زنی در ایجاد زمینه‌ها و توان برنامه‌ریزی و رشد برنامه‌ای مؤثر می‌باشد (رضایی، 1386، ص 1-13). اگر چه نباید گفت که تعاونی تنها راهکار اشتغال‌زایی و افزایش درآمدهای مردم روستایی است، اما قطعاً می‌توان گفت بهترین و بهره‌ورترین نوع آن است. اقتصاددانان آن را مهم‌ترین پیشران توسعه اقتصاد روستایی، سیاستمداران آن را یک راهبردی کلیدی برای جلوگیری از اغتشاشات و ناآرامی در روستاها، کشاورزان و روستاییان آن­را ابزاری برای بهبود درآمد خویش و زنان آن را امکانی برای اشتغال در مجاورت محل سکونت خود می‌دانند (فاضل بیگی و یاوری، 1388، صص. 58-59).

 

- توسعه سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی

سرمایه اجتماعی شامل ارتباطات فردی و سازمانی و سرمایه انسانی شامل دانش و تجربه کارآفرین در شناسایی و بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینی و خوداشتغالی و موفّقیت کارآفرین نوظهور مؤثّر است. سرمایه انسانی از دو بعد اصلی دانش و مهارت تشکیل شده است. سرمایه انسانی تنها سرمایه‌ای است که با استفاده بیشتر، کاهش نیافته و به‌صورت فزاینده، گسترش می‌یابد (Bhagavatula, et al., 2010, P. 245). سرمایه اجتماعی نیز انرژی یا قدرتی است که ساختار عوامل اقتصادی را شکل می‌دهد و در یک زمینه اجتماعی بر روی هدف خاص، تمرکز می‌کند. شبکه اجتماعی، ساختاری اجتماعی است که از گروه‌های فردی یا سازمانی تشکیل شده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی، نقش مهمی در تعیین راه‌حل مسائل، اداره کردن سازمان‌ها و اندازه موفّقیت افراد در رسیدن به اهدافشان دارند. علاوه‌براین، سرمایه انسانی، علاوه‌براینکه به‌طور مستقیم بر تشخیص فرصت‌ها به‌ویژه فرصت‌های شغلی اثر می‌گذارد، به‌طور غیرمستقیم و با تأثیر بر سرمایه اجتماعی نیز در تشخیص فرصت‌ها مؤثّر است (Ring et al., 2010, PP. 171-195).

 

- توجه به خوداشتغالی زنان روستایی

اعلام سال ۱۹۷۵ به‌عنوان سال جهانی زن و در پی آن، اعلام دهة زن ازسوی سازمان ملل نمونه‌هایی از این روند تغییرات بود، که توجه جهانیان را به نقش انکارناپذیر زنان در توسعه جلب کرد و برای تلاش در رفع تبعیض از زنان، انگیزه‌های لازم را در سازمان‌های بین‌المللی و بسیاری از حکومت‌ها به وجود آورد (خانی، ۱۳7۵، ص. 182). در این بین، زنان که حدود نیمی از جمعیت روستایی را تشکیل می‌دهند، با انجام فعالیت در درون و بیرون از منزل، نقش مهمی در روند توسعه روستایی برعهده دارند و عدم توجه به این مهم منجر به شکست و ناکارآمد شدن برنامه‌های توسعه می‌شود (جمشیدی، 1382، ص. 64). اما آنچه موجب می‌شود که کار زنان روستایی نادیده گرفته شود، برخی مشکلات روان‌شناختی اقتصاد ملی در سطح کلان است و ازاین‌روست که با تلاش گروه‌های طرفدار حقوق زنان، ضرورت ایجاد ارزش پولی برای کار زنان در کنفرانس چهارم سازمان ملل در 1995 مورد تأکید قرار گرفته به ایجاد ارزش مادی برای کار بدون دستمزد اما مولد زنان در منزل نیز توجه روزافزون می‌شود (Armstrong, 2001, P. 45).

     فعالیت‌های اقتصادی زنان و روی آوردن آنها به فعالیت‌های کارآفرینانه و خوداشتغالی بر دو گونه است: بر پایه ضرورت یا بر پایه فرصت که البته در کشورهای توسعه‌یافته، بیشتر بر پایه فرصت و در کشورهای رو به توسعه، بیشتر بر پایه ضرورت است (گلرد، 1386، ص 204). حضور زنان در بازار کار برحسب شرایط محیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر کشور متفاوت بوده، به عوامل گوناگون ازجمله مشارکت زنان، اندازه و سیاست‌های دولت، توزیع درآمد و هزینة خانوار، نرخ بیکاری، نرخ باروری، شرایط محیطی خانواده، میزان سواد و سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد (Cavalcanti & Tavares, 2006, P. 6). به‌طورکلی، زنان برای ورود به کسب‌وکار از انگیزه‌های مختلفی مانند نیاز به استقلال، چالش‌طلبی، بهبود فرصت‌های اقتصادی، انعطاف‌پذیری، تعادل کار- خانواده، توسعه زمینه شغلی، شناسایی فرصت‌های شغلی، علایق شخصی، خودشکوفایی و خود تصمیم‌سازی برخوردار می‌باشند (Hughes, 2006, PP.7-9).

     با توجه به دیدگاه‌های موجود در زمینه زنان و توسعه، بهبود جایگاه زنان و ارتقای شاخص‌های آنان در فرایند توسعه روستایی ضروری است. بنابراین، بخش عمده‌ای از برنامه‌ای مربوط به خوداشتغالی در مناطق روستایی بایستی معطوف به این قشر باشد که در این بین، راهکارهایی چون بهبود دسترسی زنان به خدمات آموزشی ترویجی، ارائه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای برای زنان و دختران روستایی، توسعه فنّاوری‌های جدید و روش‌های نوین، افزایش سواد، علم و دانش زنان، سیاست‌گذاری دولت و توسعه دسترسی زنان روستایی به اعتبارات و منابع مادی از طریق رفع موانع مربوط می‌تواند مفید واقع گردد (عنابستانی و احمدزاده، 1391، ص. 96 به نقل از رضوانی، 1383، ص. 257).

     لازم به ذکر است که، زنان روستایی در هنگام تلاش برای خوداشتغالی با موانع بسیاری مواجه هستند. نواحی روستایی در مواجهه با مبحث جنسیت در قیاس با هریک عامل آسیب‌رسان بسیار قوی برای زنان مستعد کارآفرینی به‌شمار می‌رود.در میان زنان روستایی مهارت‌های ارزیابی از خود و مهارت‌های مدیریتی در قیاس با زنان شهری پایین‌تر و دسترسی به منایع سرمایه‌ای غیربومی مشکل‌تر است. بنابراین باید برنامه‌های فنی و مالی برای فائق آمدن بر موانع موجود شکل گیرد و طراحی شود تا به نیازهای زنان روستایی پاسخ دهد و زنان روستایی در شکل‌دهی کارآفرینانه به جوامع خود نقش فعال‌تری را ایفا کنند (جنگچی کاشانی، 1389، ص. 7).

 

جمع‌بندی

همان‌طورکه گفته شد، بیکاری به یکی از مهم‌ترین معضلات جوامع تبدیل شده است که این معضل در مناطق روستایی با توجه به شرایط خاص خود از قبیل دسترسی کمتر به منابع مالی، نبود زیرساخت‌های مادی، انسانی و تسهیلاتی و نگاه تبعیض‌آمیز بین مناطق شهری و روستایی، از شرایط حادتری برخوردار می‌باشد. این امر سبب شده است تا برنامه‌ریزان در تلاش در جهت یافتن راهکارهای مناسب باشند. در این زمینه راهبردهای مختلفی وجود دارد که بدون شک یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آنها، خوداشتغالی می‌باشد.

     خوداشتغالی روستایی دارای مزایای بسیاری از قبیل آماده نمودن فرد برای کسب توانایی‌های لازم برای ورود به بازارهای بزرگ‌تر، توسعه زنجیره کشاورزی، تنوع بخشی به اقتصاد کشاورزی و روستایی، توسعه نوآوری و فنّاوری در بخش روستایی، ارتقای بهره‌وری و بهره‌برداری از مزیت‌های نسبی رقابتی و تجاری، تحول در مناسبات تولید هم پای سایر تحولات نهادی، گسترش بازار محصولات کشاورزی، تشکیل و جذب سرمایه در بخش کشاورزی و روستایی و تنوع‌بخشی به منابع درآمدی می‌باشد. اما خوداشتغالی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از عواملی مختلفی چون آموزش و فرهنگ‌سازی، توسعه فنّاوری‌های مناسب در مناطق روستایی، سیاست‌گذاری مناسب، عوامل زیرساختی، خدماتی و حمایتی، تأمین منابع مالی و اعتباری، تقویت روحیه کارآفرینی، توسعه شرکت‌های تعاونی، توسعه سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی و توجه به خوداشتغالی زنان روستایی تأثیر می‌پذیرد.

     در مجموع، بایستی ذکر کرد که به‌منظور توسعه خوداشتغالی در مناطق روستایی، باید به ترکیبی از عوامل مؤثر توجه کرد تا تأثیرگذاری آنها در محیط روستا بیشتر نمود یابد. به همین علت، نگاه کل‌گرا و یکپارچه در برنامه‌ریزی‌ها نشان می‌دهد که نگاه چرخشی بیش از نگاه خطی تک‌بعدی مؤثر است و این امر مدیران را در اجرای برنامه‌های توسعه با موفقیت بیشتری همراه می‌سازد. بنابراین، بهترین استراتژی توسعه روستایی، ترکیبی از رویکرد ساختارهای سلسله ‌مراتبی سکونت‌گاه‌ها، توسعه روستایی یکپارچه و توسعه پایدار است (هاشمی و همکاران، 1390، ص. 103).

امین بیدختی، علی‌اکبر. نقش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در توسعه خوداشتغالی در استان سمنان، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی، 4(16): 37-50، 1383.
امینی زارع، رامین. اشتغال‌زایی روستایی، ماهنامه دهیاری‌ها، 6(30): 36-41، 1389.
ایمنی، سیاوش و هاشمی، سیدسعید. نقش کارآفرینی در توسعه پایدار گردشگری، مجله کار و جامعه، 106 و 107: 95-106، 1388.
پوررجب میاندوآب، پیمان. آسیب‌شناسی کارآفرینی روستایی در ایران، ماهنامه دهیاری‌ها، 6(30): 28-35، 1389.
جمشیدی، مژگان. زنان و توسعه روستایی، ماهنامه جهاد 257، 1382.
جنگچی کاشانی، سمیه. کارآفرینی نشان یک نیروی اقتصادی بر توسعه روستایی، کارآفرینان امیرکبیر، 5(56):6-7، 1389.
حسن‌زاده، علی؛ ازوجی، علاالدین و قویدل، صالح. بررسی آثار اعتبارات خرد در کاهش فقر و نابرابری‌های درآمدی، اقتصاد اسلامی، 6(21)، 45-68، 1385.
حسینی، سیدمحمد و سلیمان‌پور، محمدرضا. بررسی اثرات تقویت روحیه کارآفرینی در روند توسعه کشاورزی، ماهنامه جهاد، 273: 47-53، 1385.
خانی، فضیله. جایگاه و نقش اشتغال زنان در فرایند توسعه روستایی، مطالعه موردی استان گیلان، پایان‌نامه دکترا، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 1375.
دهقان دهنوی، محمدعلی. جایگاه بنگاه‌های کوچک و متوسط در توسعه، اشتغال و صادرات، ماهنامه اقتصاد و توسعه، 13 و 14، 23-32، 1385.
رضایی، م. تعاونی‌های منابع طبیعی و آبخیزداری، تهران: سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیز، دفتر ترویج و مشارکت‌های مردمی، 1386.
رضوانی، محمدرضا و نجارزاده، محمد. بررسی و تحلیل زمینه‌های کارآفرینی روستاییان در فرایند توسعه نواحی روستایی (مطالعه موردی: دهستان براآن جنوبی شهرستان اصفهان)، توسعه کارآفرینی، 1(2)، 161-182، 1387.
رکن‌الدین افتخاری، عبدالرضا؛ سجاسی قیداری، حمدالله و رضوی، سیدحسن. راهبرد‌های توسعة کارآفرینی کشاورزی در مناطق روستایی: مطالعة موردی روستاهای شهرستان خدابنده، فصلنامه روستا و توسعه، 13(3)، 1-29، 1389.
رکن‌الدین افتخاری، عبدالرضا؛ طاهرخانی، مهدی و سجاسی قیداری، حمداله. تحلیل ابعاد و عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی کشاورزان مناطق روستایی: مطالعه شهرستان خدابنده، فصلنامه روستا و توسعه، 3، 43-72، 1388.
زیارتی نصرآبادی، اسماعیل. دهیاری و اشتغال روستایی از منظر قوانین و مقررات، ماهنامه دهیاری‌ها، 6(30)، 20-27، 1389.
سیفیه، آزیتا. نقش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در توسعه خوداشتغالی، ماهنامه مهارت، 43: 18-21، 1385.
شریف‌زاده، ابوالقاسم؛ یدالهی فارسی، جهانگیر و مرادنژادی، همایون. توسعه کسب‌وکارهای تعاونی کشاورزی بسان سازوکارهای نهادی تلفیق کارآفرینی در فرایند توسعه پایدار کشاورزی، چکیده مقالات همایش ملی تعاون و کار آفرینی، وزارت تعاون، تهران، 1387.
ضیاء توانا، محمدحسن و شمس‌الدینی، علی. کارکردهای شهری در توسعه روستایی، مورد: نورآباد و روستاهای پیرامون، فصلنامه جغرافیای انسانی، 2(3)، 45-61، 1389.
عبداللهی، مهدی. سرمایه‌گذاری و چالش‌های بازار مالی در بخش کشاورزی، روند، 49، 169-200، 1385.
عنابستانی، علی‌اکبر و احمدزاده، سحر. بررسی ارتباط بین ویژگی‌های مکانی- فضایی و عوامل مؤثر بر مشارکت زنان در سطح جامعه روستایی (مطالعه موردی: دهستان درزآب- شهرستان مشهد)، نشریه جغرافیا و مطالعات محیطی، 1(2)، 95-112، 1391.
فاضل بیگی، محمدمهدی و یاوری، غلامرضا. تعاون روستایی سرآغازی بر توسعه کارآفرینی، تعاون، 20(204 و 205): 41-62، 1388.
فرشاد، مجید. رابطه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای با اشتغال فارغ‌التحصیلان در سال‌های 63 و 67، مرکز تحقیقات آموزش، پژوهشکده تعلیم و تربیت، تهران، ١٣٧٤.
فلاح جلودار، ربیع؛ فرج‌الله حسینی، سیدجمال؛ حسینی، سیدمحمود و میردامادی، سیدمهدی. عوامل مؤثر بر موفقیت کارآفرینی زنان روستایی شمال کشور، فصلنامه روستا و توسعه، 10(4): 87-115، 1386.
قاسمی سیانی، محمد. کارآفرینی و نقش آن در توسعه اقتصادی روستاهای ایران، مسکن و محیط روستا، 128: 28-43، 1388.
قوامی، هادی. بررسی تحولات ساختاری خوداشتغالی با استفاده از روش‌شناسی تجزیه طی سال‌های 1335-1375، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، 15: 63-91، 1382.
قویدل، صالح. خوداشتغالی در مقابل بیکاری (مورد ایران)، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، 8(1): 21-41، 1387.
گلرد، پروانه. ویژگی‌ها، انگیزه‌ها و اهداف ترغیب‌کننده زنان ایرانی در توسعه کسب‌وکار، فصلنامه پژوهش‌های بازرگانی، 11(44): 267-295، 1386.
مطیعی لنگرودی، سیدحسن؛ قدیری معصوم، مجتبی؛ دادورخانی، فضیله؛ یداللهی فارسی، جهانگیر و ترکاشوند، زهرا. تبیین عوامل مؤثّر بر توانمندسازی روستاییان در توسعه کارآفرینی (مطالعه موردی: بخش‌های زند و سامن شهرستان ملایر)، پژوهش‌های جغرافیای انسانی، 80، 119-138، 1391.
هاشمی، سید سعید؛ مطیعی لنگرودی، سید حسن؛ قدیری معصوم، مجتبی؛ رضوانی، محمدرضا و مقیمی، سید محمد. تبیین نقش دهیاری‌ها و شوراهای اسلامی در توسعه کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: بهاباد استان یزد)، پژوهش‌های روستایی، 2(1)، 93-114، 1390.
Allen, J.C., Korsching, P.F., & Vogt, R. Examination of a Community Action Field Theory Model for Locality Based Entrepreneurship, Annual Rural Sociological Society Meeting, Montreal, Canada, 2003.
Armstrong, E. Contingency plans for the feminist revolution, Science and Society, 65(1): 39-71, 2001.
Bhagavatula, S., Elfring, T., Tilburg, A.V., & Gerhard G.V.B. How social and human capital influence opportunity recognition and resource mobilization in India’s handloom industry, Journal of Business Venturing, 25(3): 245-260, 2010.
Cavalcanti, T.V., & Tavares, J. Women prefer larger governments: Growth, structural transformation and government Size, CEPR Discussion Paper No. 5667, 2006.
Gomez, R., & Santor, E. Do Peer Group members outperform Individual Borrowers? A Test of peer Group lending using Canadian Micro – Credit DATA, working paper, 2003 – 33.
Gow, N.G. Farmer entrepreneurship in New Zealand some observations from case studies, 15th Congress – Developing Entrepreneurship Abilities to Feed the World in a Sustainable Way. Campinas، SP - August/2005 IFma 2005 – Brazil – 290-294, 2005.
Habbershon, T.G., Pistrui, J., & McGrann, M. Enterprising Families: Mindset and Methods for Wealth Acceleration in a Dynamic Marketplace, Snider Entrepreneurial Center, Wharton School, 2006.
Hall, A., Melin, L., & Nordqvist, M. Entrepreneurship as Radical Change in the Family Business: Exploring the Role of Cultural Patterns, Family Business Review, vol. 14, no, 3, 193-208, 2001.
Heritot, K. A New Approach to Rural Entrepreneurship a Case Study of Two Rural Electric Cooperatives, Western Kentucky University, and Noel D. Campbell, North Georgia College & State University, 2002.
Hughes, K.D. Does motivation matter? Women’s entrepreneurship and economic success, The Annual Meetings of the Academy of Management, University of Atlanta, August 14-16, 2006.
Knudson, J. Entrepreneurship and Innovation in the Agri-Food System, American. Journal of Agricultural Economics, 86(5): 1330-1336, 2004.
Markley, D.M. Entrepreneurship in Rural America; Prepared for the NCSL Rural Development Task Force, Center for Rural Entrepreneurship, 2002.
Poza, E.J. Family Business, Thomson South-Western, 2007
Ring, J., Peredo, A., & Chrisman, J. Business networks and economic development in rural communities in the United States, Entrepreneurship Theory and Practice, 34: 171-195, 2010.
Verheul, I. et al. An eclectic theory of entrepreneurship, Tinbergen Institute Discussion Paper. Indianapolis: Institute for Development Strategies, Indiana University, 2001