دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

خوداشتغالی در کسب‌وکارهای خانگی

Self- employment in Home Based Business
نویسنده

فردی که هزینه‌های زندگی خود را از طریق کسب کار خانگی، واقع در منزل و محل مسکونی، خود تأمین می‌کند و حقوق یا دستمزدی از شخص یا سازمان دیگری دریافت نمی‌کند.

     کار را می‌توان کوشش جسمی و فکری انسان برای نیل به هدف‌هایی غیر از لذّت بردن از نفسِ کوشش، تعریف کرد. دیدگاه توسعه انسانی، با ویژگی خویشتن‌کاری در جامعه پساصنعتی به وجود می‌آید و جامعه را به‌سوی تمرکززدایی و خوداتکایی بیشتر در تهیه و تدارک انرژی سوق خواهد داد (حسینی و دیگران، 1386، ص. 15). بنابراین می‌توانیم انتظار داشته باشیم که هر روز شاهد اقبال بیشتری برای خروج از کار دیگران و تشکیل کسب‌وکار برای خود باشیم. اگرچه بحث خوداشتغالی در مجموعه مباحث اقتصادی چندان جدید نیست اما الزام شرایط حاکم بر جوامع صاحب‌نظران را وادار می‌سازد تا به‌طور عمیق‌تری به این موضوع بپردازند. به‌این‌ترتیب تعاریف مختلفی از خوداشتغالی ارائه شده است که در ادامه به چند تعریف اشاره می‌گردد.

     اگر شاغلین را به دو بخش دستمزد بگیر و خوداشتغال تقسیم کنیم، فردی که هزینه‌های زندگی خود را از طریق کسب‌وکار و تجارت خود پوشش می‌دهد و حقوق یا دستمزدی از شخص یا سازمان دیگری دریافت نمی‌کند، به بخش خوداشتغالی تعلق دارد، مانند پزشکان، صاحبان بقالی و سوپر مارکت، آرایشگران، صنعتگران کوچک، مهندسان، رستوران‌داران، ورزشکاران و برنامه‌ریزان کامپیوتر و درصورتی‌که فرد از کارفرما یا سازمانی حقوق و مزایایی را دریافت کند، به بخش دستمزدبگیر تعلق دارد (قویدل، 1387، ص. 22).

     از ویژگی‌ها و امتیازات این بخش از اشتغال آن است که فرد را به‌تدریج آماده کسب توانایی‌های لازم برای ورود به بازارهای بزرگ‌تر و گسترده‌تر می‌کند. تمامی مشاغل فردی موجود در بخش غیر مزدبگیری شامل همه افرادی که در زمینه‌های صنعتی، کشاورزی و خدمات برای خود کار می‌کنند (قوامی، 1387، ص5). کارآفرینی نوعی اشتغال در بخش غیر مزدبگیری است که فرد شاغل با اتکا به توان شخصی (ابتکار و خلاقیت) خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه، کسب درآمد می‌پردازد (Rosti & Chlli, 2009, 527). به‌عبارت‌دیگر، همه آنهایی که برای خود و به‌حساب خود کار می‌کنند و تابعیت افتصادی از کارفرما (اعم از بخش دولتی یا خصوصی) ندارند، خوداشتغال محسوب می‌شوند، ازاین‌رو، خوداشتغالی به‌عنوان کار مستقل و غیرتابع، پدیده‌ای جدید در اقتصاد نیست و ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کهن جوامع بشری دارد (قوامی، 1382، ص. 64).

     خوداشتغالی به‌لحاظ انعطاف‌پذیری ساعات کار و استقلال شرایط کار، طی سال‌های اخیر از اسقبال قابل توجّهی برخوردار بوده است (قوامی، 1387، ص. 5). دیگر مزایای این شیوه اشتغال عبارت است از: احتمال موفقیت بیشتر، ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی، پایین بودن هزینه کار و زندگی، پایین بودن میزان مخاطره، امکان کارکردن به شکل پاره‌وقت، داشتن کنترل بر توانایی‌های خود، داشتن فرصت و زمان بیشتر، تناسب با ویژگی‌های جسمی افراد معلول و کم‌توان، تناسب با توان اقشار مختلف، احساس راحتی بیشتر، تسهیل تربیت فرزندان، لذّت انجام کاری جدید توسط خود و عدم نیاز به مجوز (خانه کارآفرینان ایران، 1386، http://www.karafarini.ir). درباره آثار مثبت خوداشتغالی بر روی رشد اقتصاد و ایجاد اشتغال به مقدار مبسوطی در منابع مختلف پرداخته شده (Ruiz, 2010, 951 و Falter, 2005, 297). بسیاری از کشورها با اتخاذ برنامه‌های حمایت از بخش خوداشتغالی توانسته‌اند فرصت‌های جدید شغلی را در این بخش ایجاد کنند که به‌طور عمده، حمایت‌های آنان به‌صورت حمایت‌های اجتماعی مانند مشاوره، حمایت‌های مالی در قالب اعطای اعتبارات و تسهیلات به بنگاه‌های کوچک و کسب‌وکارهای کوچک بوده است که تحت عنوان اعتبارات خرد یا حمایت‌های مالی کوچک از آنها یاد می‌شود (قویدل، 1387، ص. 22). فعالیت در بخش خانگی، به‌طور فزاینده‌ای در حال به رسمیت شناخته شدن به‌عنوان عاملی مهم برای درک انواع مسائل اقتصاد کلان است (Silver & Verbrugge, 2010, 297). از لحاظ تاریخی، نرخ خوداشتغالی در اکثر اقتصادهای توسعه‌یافته بین اوایل قرن و در دهه 1970 کاهش یافته بود. از آن زمان به بعد، روند و الگوها در اقتصادهای توسعه یافته، در نرخ خوداشتغالی نسبتاً ناهمگون هستند. به‌عنوان مثال انگلستان و سوئد شاهد افزایش زیادی در نرخ خوداشتغالی بوده‌اند، درحالی‌که برای اتریش و دانمارک، وضعیت معکوس، درست است (Falter, 2005, 297).

     علاوه‌بر ویژگی‌های مثبتی که باعث می‌شوند تا افراد به خوداشتغالی گرایش بیابند که به برخی ار آنها اشاره شد، عوامل دیگری هم وجود دارند که براساس بررسی محققین می‌توان در ابعاد مختلفی به آنها پرداخت، ازجمله:

 

رابطه خوداشتغالی و وضعیت اقتصادی

در تحقیق با استفاده از داده‌های کشور آمریکا برای افراد 21 سال، در مدل لاجییت، نشان می‌دهد که مردان جوان هنگامی که در بخش دستمزدبگیری با محدودیت مواجه می‌شوند، ترجیح می‌دهند، فعالیت‌های خوداشتغالی را انتخاب کنند. درنهایت، یکی از نتایج این تحقیق اشاره به این دارد که درآمد یک دوره قبل فرد اثر مثبت و معنی‌دار بر خوداشتغالی دارد (قویدل،1387، ص26). مطالعات انجام شده در ایران، اثر مثبت تورم و کاهش قدرت خرید سایر اعضای خانواده را بر میزان مشارکت زنان نشان می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، تورم باعث می‌شود که زنان در جایگاه نان‌آور دوم، به ویژه در گروه‌های با درآمد پایین، وارد صحنه فعالیت و کار شوند که این امر بر میزان بی‌کاری و سطح دستمزد آنها مؤثر خواهد بود (علمی، 1383، ص. 36).

 

رابطه خوداشتغالی و ویژگی‌های جمعیتی

ترکیب سنّی: به نظر می‌رسد، تفاوت سنّی موجود در جامعه منجر به نمایان شدن برخی تفاوت‌ها در جنبه‌هایی از خوداشتغالی می‌شود. ازجمله اینکه با ورود رایانه به فضای خانه و اسقبال جوانان از این وسیله، بسیاری از جوانان را به‌سمت راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی سوق داده است.

تحصیلات: بدون شک داشتن تحصیلات به افراد در گرفتن کار و همین‌طور خوداشتغالی کمک می‌کند اما ظاهرا مردان توانایی بهتری برای استفاده از این توان تکمیلی در فرایندهای مربوط به خوداشتغالی دارند (Roche, 2013, 112).

آموزش: برنامه‌های آموزش اشتغال هم تأثیر مثبتی بر شروع کسب‌وکار برای افراد بیکار داشته است و هم افراد را کمک کند تا به شکل مؤثرتری در کار شرکت کنند (Michaelides, 2012, 695).

ترکیب جنسی: در اکثر قریب با اتّفاق فرهنگ‌های موجود در جهان، کار و کسب درآمد را برعهده مردان قرار می‌دهند و زنان در موارد ناچاری اقدام به کسب فعالیت درآمدزا می‌نمایند. الگوی نسبتاً ثابت کار خانگی برحسب جنسیت، به‌رغم رشد فزاینده رشد خانواده‌های دوگانه شغلی و ضرورت مشارکت بیشتر مردان در انجام امور خانگی در بسیاری از تحقیقات مشاهده می‌گردد (جمیلی کهنه‌شهری، 1380، ص. 161).

     این مورد در فرهنگ اسلامی ابعاد دیگری چون وجود نوعی محدودیت برای خروج از منزل زنان پررنگ‌تر می‌گردد، بنابراین مشاهده می‌شود که عمده کار زنان حول محور امور قابل راه‌اندازی در منزل شخصی شکل گرفته است. با ایجاد تغییرات و تعدیل‌هایی در این نوع نگرش‌ها و در سال‌های اخیر، در سطح دنیا، سهم زنان در کسب‌وکارهای خصوصی به‌اندازه کارهای دولتی روند رو به رشدی را طی کرده است. وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه، در وضعیت مطلوبی نیست، همواره زنان فرصت‌های شغلی کمتری دارند و غالباً در بخش غیررسمی با اندک دستمزد مشغول به‌کار هستند. در بخش روستایی ایران رابطه‌ای بین میزان باروری زنان و میزان مشارکت آنان وجود ندارد زیرا تناقضی بین فعالیت شغلی و وظایف خانه‌داری و نگهداری از فرزندان وجود ندارد، اما در مناطق شهری رابطه ضعیف و دوطرفه بین میزان باروری و مشارکت زنان وجود دارد (علمی، 1383، ص. 36).

     بااین‌حال و در برخورد با مشکلات ناشی از آمدن فشارهای مضاعف کار بیرون از منزل بر زنان و به‌منظور جلوگیری از ادامه خسارات ترک خانه توسط زنان، نوعی بازگشت و تشویق به راه‌اندازی کار در خانه و کار از راه دور را ازسوی نهادهای رسمی جوامع نظاره‌گر هستیم.

اشتغال و بیکاری: جمعیت فعال در بازار کار را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: افرادی که در بخش دستمزدبگیری اشتغال دارند، افرادی در بخش خوداشتغالی هستند که مشاغل مستقل دارند و کسانی که در بخش خوداشتغالی یا در بخش دستمزدبگیری نیستند؛ افراد بیکار که از جست‌وجوی کار در بخش دستمزد و حقوق بگیری مأیوس شده‌اند، به بخش خوداشتغالی روی می‌آورند، بنابراین هنگامی‌که نرخ بیکاری افزایش می‌یابد، سهم بخش بیکاران از جمعیت فعال بیشتر می‌شود و آنها نمی‌توانند شغل‌های مناسب خود را در بخش دستمزد و حقوق بگیری پیدا کنند، بنابراین به بخش خوداشتغالی روی می‌آورند و به مرور سهم بخش خوداشتغالی از جمعیت فعال بیشتر می‌شود. پس به‌طور عمده، بخش خوداشتغالی باید بیشتر با بخش بیکاران در ارتباط باشد (ازوجی، 1389). برای بسیاری از کشورها یک رابطه منفی بین نرخ خوداشتغال و نرخ بیکاری وجود دارد (Blanchflower, 2000. P.471).

محل زندگی (شهر، روستا): محل و نوع سکونت‌گزینی افراد را می‌توان یک از زمینه‌های بررسی اطلاق نمود که با توجّه به آن زمینه‌های بروز و گرایش به خوداشتغالی و انواع مشاغل در هریک را بررسی نمود. ما می‌توانیم شهر اشتغال‌زایی را به شکل‌های مختلفی تعریف کنیم. پاینتر مجموعه‌ای از تفسیرهای دربرگیرنده عقیده‌ی ظهور شهر اشتغال‌زایی را عرضه می‌دارد. ازجمله: شهر به‌عنوان محل فعالیت‌های اشتغال‌زایی، اشتغال‌گرایی فزاینده بین ساکنین شهری، تغییری از بخش عمومی به بخش خصوصی و تغییری در سیاست‌ها و اداره‌ی شهری از مدیریت خدمات عمومی تا ترویج رقابت‌پذیری اقتصادی (پوراحمد و رستمی، 1384، ص. 194).

     خوداشتغالی در شهرها برگرد خدمات خانگی، تهیه غذا و مواد غذایی، رساندن و تحویل کالا، خیاطی و آرایشگری زنانه، صنایع دستی و نگهداری کودک یا به نوعی از مشاغل که نیازهای زندگی مدرن و ازدحام جمعیت گرایش دارد. این تفاوت را در خوداشتغالی روستایی می‌توان به‌گونه‌ای دید که به‌جای مشاغل مربوط به زندگی مدرن، انواعی از کسب‌وکار در خانه شکل می‌گیرند که عمدتاً وابسته به شغل اصلی خانوار یا سرپرست خانوار می‌باشند، مانند پرورش دام و طیور در کنار باغداری و زراعت، استحصال و تولید انواع خوراکی‌ها در کنار دامداری، صنایع دستی و قالی‌بافی و اندک مشاغل خدماتی مورد نیاز سایر مشاغل مانند تعمیر وسایل کشاورزی. در تحقیقات متعددی نشان داده شده که آنچه که روستاییان مهاجر به شهرها را برای خوداشتغالی ترغیب می‌کند، وجود تفاوت در دستمزدها است (Giulietti et al., 2012, 111 & Mar, 2005, 341).

 

مشاغل عمده در خوداشتغالان سنتی کسب‌وکار خانگی

ازآنجایی‌که کارکردن برای خود و در محیط خانه خود موضوع جدیدی نیست، مشاغل زیادی را می‌توان پیدا نمود که به‌طور سنتی انجام آن در خانه رواج داشته است. عمده‌ترین گروه از این دسته مشاغل، صنایع دستی هستند، شامل: قالی‌بافی، انواع گلیم، جاجیم و حصیربافی، سفالگری، تزیینات، دوخت البسه، آرایشگری، دام‌داری و پرورش طیور، طبّ سنتی، مکتب‌خانه و آموزش، تعمیرات جزئی لوازم منزل و ارائه برخی خدمات خانگی به دیگران در منزل خود مانند لباس‌شویی، آشپزی و پاک یا آماده نمودن مواد غذایی مورد نیاز دیگران(معمولاً افراد متموّل جامعه).

 

تغییرات مشاغل در کسب‌وکار خانگی و در دوره مدرن

مهم بودن نوآوری و تحقیق و توسعه: در اقتصاد معاصر نوآوری مهم است. این در بهبود مصرف‌کنندگان، استانداردهای زندگی، رشد و موفقیت شرکت‌ها و ثروت ملی عامل کلیدی است. تحقیقات اقتصادی متکی بر دو منبع عمومی است یکی رشد اقتصادی «نیروی فاقد تخصص» (بیشتر ماشین‌آلات و نفر) و دیگری رشد هوشمند بهترین دستگاه (یعنی فنّاوری، پیشرفت و استفاده بهتر از متخصصان و ماشین‌آلات). رشد هوشمند عبارت‌اند از: تحقیق و توسعه و بهبود در کیفیت نیروی کار. ظرفیت کشور برای رشد درآمد سرانه جمعیت بستگی به توانایی آن جهت دستیابی برای تمام عوامل بهبود بهره‌وری دارد (رضایی، 1389، http://files.spac.ir).

اهمیت بنگاه‌های کوچک و متوسط و برنامه‌های حمایتی برای آنها: بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط شروع می‌نمایند. این شرکت‌ها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت‌های بزرگ از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولت‌ها متقاعد شده‌اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فنّاوری)، پارک‌های صنعتی و فنّاوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی‌که بتوانند به‌صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا 95% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تشکیل داده و به‌عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تأثیرگذارند. در این نوع اشتغال فرد شاغل کار خود را با استفاده از امکانات رایانه‌ای انجام می‌دهد و حاصل کار را (که می‌تواند محصولی مانند یک نرم‌افزار یا خدمتی نظیر کاوش باشد) از طریق اینترنت در اختیار کارفرما یا مشتریان قرار می‌دهد. دریافت دستمزد یا پرداخت مبالغ نیز با استفاده از اینترنت و از طریق مجاری اعتباری اینترنتی نظیر حساب‌های اینترنتی و کارت‌های اعتباری صورت می‌گیرد. مجموعه این فعالیت‌ها و تعاملات در قالب آنچه که امروزه تجارت الکترونیک نامیده می‌شود، قابل بررسی است. فنّاوری اطلاعات با برخورداری از ویژگی‌ها و قابلیت‌های مختلف توانسته است انعطاف‌پذیری شایان توجهی را در زمینه کارآفرینی از خود نشان دهد. همین ویژگی‌ها سبب افزایش کارایی این فنّاوری در امر کارآفرینی و ایجاد اشتغال شده‌اند. در یک نگاه کلی میطتوان به برخی از این ویژگی‌ها اشاره نمود:

· افزایش سرعت؛

· افزایش دقت؛

· کاهش اندازه فیزیکی مخازن اطلاعات؛

· رفع برخی از فسادهای اداری؛

· ایجاد امکان کار تمام وقت.

     ایجاد امکان همکاری از راه دور (حجازی، 1391). پویایی اساسی با توجه به فنّاوری‌های خانه‌محور این است که فنّاوری‌ها یک نقش کلیدی در رابطه با زندگی، خانه، بازی می‌کنند. این می‌تواند از نظر سه احتمال شناسایی شود: نقش فنّاوری را از نظر نقش واسطه‌ای آن و نقش دگرگون شونده آن، امکان‌پذیر می‌سازد (Vencatesh, 2008, 391).

     طرح کار از راه دور قبل از آنکه یک نوع اشتغال باشد، یک شیوه کار کردن است که در سال 1984 خانم ارسلاهیوز آن را معرفی نمود (حسینی و دیگران، 1386، ص. 18). کار از راه دور پدیده‌ای است که در جوامع اطلاعاتی رونق یافته و محدودیت زمانی و مکانی در اجرای وظایف شغلی را با بهره‌گیری از فنّاوری ارتباطات و اطلاعات از بین می‌برد (همان، ص. 19). در یک دسته‌بندی کلی دیگر، تغییرات به وجود آمده را می‌توان به‌این‌ترتیب بیان نمود: حذف وابستگی جغرافیایی از طریق استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند لپ‌تالپ، تلفن همراه، نرم‌افزارها و دسترسی به اینترنت پرسرعت؛ ایجاد نوع از کسب‌وکارهای تک‌نفره مناسب برای دانشجویان و افرادی که برای گرفتن کمک هزینه زندگی از والدین خود تمایل چندانی ندارند و در نهایت، انطاف در شرایط کار مانند ساعت کار، دوره کاری و محل کار (Mason et al., 2008, P.8).

     در میان عواملی که در دوره جدید باعث از رونق افتادن برخی مشاغل در حوزه خوداشتغالی یا ایجاد و به ظهور رسیدن مشاغل دیگر است، عواملی مانند ممنوعیت یا محدودیت بهداشتی، قانونی و مالیاتی، جذابیت‌های ظاهری شغل، وابستگی بیش از پیش به انواع ماشین‌آلات، کمبود زمان و ازدحام جمعیت در شهرها و رایج شدن کار بیرون از منزل برای بانوان، اهمیّت بیشتری دارند.

     به‌طورکلّی می‌توان ادعا نمود که دوره جدید، تحولات اساسی را در حوزه خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی به وجود آورده است. در پی این تحولات، برخی از مشاغل ریشه‌دار و بعضاً مهم منسوخ شده و مشاغل جایگزین آنها صرفاً در بیرون از خانه انجام می‌شوند، مانند طبّ سنتی و آموزش کوکان، در برخی موارد نوع و نحوه ارایه آنها دچارتحولاتی شده ازجمله: صنایع دستی و تولید خوراکی‌ها. در این میان تعدادی هم به قوّه خود باقی‌اند و تعدادی مشاغل جدید هم به آنها اضافه شده است.

 

جامعه و خوداشتغالی در کسب‌وکار خانگی

یکی از مقوله‌های مهم در چارچوب سیاست‌های بازار کار کشورهای جهان، توسعه برنامه‌های خوداشتغالی و اعتبارات خرد برای رویارویی با بیکاری است که در بسیاری از موارد با فقرزدایی نیز گره خورده است. اگر شاغلان را به دو بخش دستمزدبگیر و خوداشتغال تقسیم کنیم، بسیاری از کشورها با اتخاذ برنامه‌های حمایت از بخش خوداشتغالی توانسته‌اند فرصت‌های جدید شغلی را در این بخش ایجاد کنند که به‌طور عمده حمایت‌های آنها به‌صورت حمایت‌های اجتماعی مانند مشاوره و حمایت‌های مالی در قالب اعطای اعتبارات و تسهیلات به بنگاه‌های کوچک و کسب‌وکارهای کوچک بوده است که با عنوان اعتبارات خرد یا حمایت‌های مالی کوچک از آنها یاد می‌شود، در همین ارتباط مؤسسه‌هایی برای کمک به واحدهای کوچک کسب‌وکار تأسیس شده‌اند که در کشورهای مختلف با عنوان‌های مختلف شناخته می‌شوند. این حمایت‌ها باعث می‌شود تعدادی از بیکاران به بخش خوداشتغالی، مشاغل یا فعالیت‌های گروهی روی آورند و در نتیجه سهم بیکاران که دارای هزینه گزافی برای دولت‌ها هستند از جمعیت فعال کاهش یابد(ازوجی، 1389). در ادامه نگاه نهادهای مختلف جامعه را به خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی بررسی می‌کنیم که عبارت‌اند از:

خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی از نگاه مردم. در برخورد کلّی با کار، مردم دو دسته عمده را تشکیل می‌دهند: افرادی که دوست دارند برای خود کار کنند و کارفرمای خویش باشند و افرادی که ترجیح می‌دهند، بدون اینکه برای ایجاد شغلی برای خود تلاش کنند، مشاغل ایجاد شده توسط افراد حقیقی یا حقوقی دیگر را دریافت داشته و کار کنند. خوداشتغالان از نوع اول این افراد هستند و برای خود بودن را ترجیح می‌دهند و به نظر می‌رسد که این حالت، از جهات گوناگون، برای بسیاری به مراتب خوشایندتر است. در نهایت، عوامل متعددی در خوداشتغال شدن افراد دخالت دارند و در بررسی‌ها به جزییات آنها پرداخته شده. از نگاه مردم راه‌اندازی کسب‌وکار سخت‌تر از کار کردن برای دیگران است و خانگی کردن آن جایگزینی مناسب برای غلبه بر برخی از مشکلات اولیه شروع کسب‌وکار است.

خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی از نگاه نهادهای رسمی جامعه. در برخورد با خوداشتغالی از این زاویه، می‌توانیم انواع گوناگونی از نگاه‌ها را بیابیم و ازجمله آنها:

نگاه حمایتی: شامل مجموعه نهادهایی که در راستای توانمندسازی فقرا به‌منظور ایجاد شغل و کسب درآمد کار می‌کنند، نهادهایی که توسعه روستاها و ارتقای سطح برخورد با روستاییان را مدّ نظر دارند، نهادهایی که افزایش درآمد افراد جامعه از طریق رونق کسب‌وکار برایشان دارای اهمیت است و نهادهایی که در تلاش برای کاهش بیکاری در جامعه و افزایش آمار شاغلین، کسب و تجارت هستند (Schreiner, 1999, Walker and Blair, 2002 and Wandner, 2008)؛

نگاه قانونی: این دیدگاه به نهادهای مدنی و قانون‌گذاری مربوط می‌شود. به‌این‌ترتیب ممکن است که برخی از این مشاغل به لحاظ تعریف ویژه‌ای که در محدوده خانه برای آنها می‌شود (از نظر بهداشت، ایمنی و...)، اساساً غیرقابل انجام تشخیص داده شوند و یا با محدودیت‌های فراوانی مواجه شوند. از طرفی به خاطر اینکه برای انجام هر فعالیت اقتصادی نیاز به اخذ مجوزهای خاصّی وجود دارد و این نوع از راه‌اندازی مشاغل چندان دربند اخذ مجوزها نیستند یا آن را ضروری نمی‌دانند و یا به‌دلیل کمبود منابع مالی قادر به پرداخت هزینه‌های آن نیستند، عموما به‌عنوان فعالیت‌های غیر قانونی یا حتّی زیرزمینی شناخته می‌شوند.

خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی از نگاه محققین: پژوهشگران رشته‌های اقتصاد و کارآفرینی کنجکاو هستند که بدانند چه عوامل بیرونی و چه ویژگی‌های درونی بر گرایش افراد به خوداشتغالی و کارآفرینی تأثیر دارند و در کنار آن، برای کسانی که مایل به راه‌اندازی کسب‌وکار خود در منزل شخصی هستند چه محدودیت‌ها و موانعی وجود دارد (پوررجب و همکاران، 1390، 185). در موارد بسیاری هم دیده شده که کارشناسان و محققان این راه را برای حل مشکلات بیکاری و کمبود درآمد و بهبود معضلات اجتماعی به مسئولین پیشنهاد می‌دهند.

خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی از نگاه بنگاه‌های اقتصادی: مفهوم اعتبارات خرد، فراهم آوردن تسهیلات مالی برای افراد با درآمد پایین است که امکان دسترسی به بانک‌ها و سایر منابع مالی رسمی ‌ندارند و برای تأمین نیاز از سرمایه در گردش یا از پس‌اندازهای خود استفاده می‌کنند یا ناچارند به منابع غیررسمی ‌مراجعه کنند. بانک جهانی (2000) هدف از اعطای اعتبارات به روستاییان را کاهش فقر، ایجاد اشتغال، درآمد، پایداری اکولوژیکی و فراهم کردن زمینه رفاه و بهزیستی روستاییان می‌داند. صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی نیز انگیزه اعطای اعتبارات به روستاییان را که از طریق بسیج منابع و دانش به‌مثابه ابزاری استراتژیک و مکمل و ائتلاف پویای روستاییان، دولت، مؤسسه‌های توسعه و اعتبار، سازمان‌های غیردولتی و بخش خصوصی اجرا می‌شود را به‌شرح زیر بیان می‌کند:

الف) تحرک اجتماعی، بالابردن آگاهی‌ها، آموزش و توانمند‌سازی فقرا؛

ب) افزایش اعتماد به نفس فقرا، ظرفیت‌سازی‌های محلی و...؛

ج) فراهم‌سازی زمینه کارگروهی برای ایجاد دارایی و زیرساخت تولید محلی. بانک توسعه آسیا نیز تأمین مالی خرد را فراهم‌سازی دامنه گسترده‌ای از خدمات مالی نظیر سپرده‌ها، وام‌ها، خدمات پرداختی، انتقال پول و بیمه برای فقرا و خانوارهای کم‌درآمد و بنگاه‌های کوچک آنها تعریف کرده است که این خدمات از طریق سه کانال نهادهای رسمی ‌نظیر بانک‌های روستایی و تعاونی‌ها، نهادهای نیمه‌رسمی‌نظیر سازمان‌های غیردولتی (NGOs) و منابع غیررسمی ‌نظیر وام‌دهندگان و مغازه‌داران جریان می‌یابد.

 
 


     در تأمین مالی خرد نهادی، خدمات مالی خرد از طریق هر دو نهاد رسمی‌و نیمه‌رسمی ‌یادشده جریان می‌یابد. هر چند که مؤسسه‌های تأمین مالی خرد (MFIها) از لحاظ اندازه بنگاه‌ها، مؤسسه‌های بزرگی هستند اما خدمات مالی و اعتباری خرد را برای افراد تحت پوشش که به‌طور عمده فقیر و کم‌درآمد هستند ارائه می‌کنند. زمینه‌های توسعه خوداشتغالی: به‌طورکلی، کارآفرینان و کارفرمایانی که دارای واحدهای کسب‌وکار کوچکی هستند برای برنامه‌های خوداشتغالی و توسعه آن، مناسب‌تر از بیکارانی هستند که از واقعیت فرار می‌کنند، همچنین، تحصیلات و سواد، می‌تواند نقش بسزایی در موفقیت برنامه‌های خوداشتغالی به همراه داشته باشد، به‌طوری‌که در برخی از مدارس در کشورهای مختلف موضوع کارآفرینی و کار به‌عنوان یک واحد درسی مدنظر است و حتی در برخی از موارد، مؤسسه‌هایی هستند که مبادرت به آموزش کارآفرینی می‌کنند و عمده اهداف آنها تشویق به کارآفرینی و آموزش خوداشتغالی است، البته این مسئله، بیشتر در دبیرستان‌ها انجام می‌شود و در دانشگاه‌ها و کالج‌ها موضوع، با وسعت بیشتری دنبال می‌شود (مانند مهارت تخصصی، مدیریت شخصی، برنامه‌ریزی شخصی و...) (ازوجی،1389).

     ابعاد خوداشتغالی و کسب‌وکار خانگی مبحث جدیدی در بررسی نیست، اما به‌دلیل اهمیتی که در سال‌های اخیر پیدا نموده و آن هم به خاطر تغییرات ساختاری جوامع است، محققان را برآن داشته از زوایای جدیدی به این موضوع بپردازند. این تغییرات شامل الزامات تمرکززدایی، گرایش به کارآفرینی، افزایش جمعیت و ازدحام آن در شهرها و گرایش افراد به پرهیز از عواقب ناشی از ازدحام، گسترش ارتباطات و فنّاوری اطلاعات، افزایش میانگین سنی برخی از جوامع و گرایش به خدمات‌دهی و حتّی خدمات‌گیری در خانه و خدماتی شدن عمده مشاغل در جوامع پیشرفته، می‌گردد.

     به نظر می‌رسد که کار در خانه مانع تحمیل هزینه‌های عمومی اضافه برعهده جوامع است و آنکه برای خود کار می‌کند، از مزیت‌های بیشتری برخوردار می‌گردد. بااین‌وجود و به‌منظور گسترش این شیوه از کار، نهادهای عمومی نباید از لزوم در دسترس بودن اعتبارات خرد، آموزش‌های کارآفرینی و اداره کسب‌وکار و مقررات زدایی غفلت ورزند.

 

ازوجی، علاءالدین. برنامه‌های توسعه اعتبارات خرد: ابرازی برای کاهش فقر و ایجاد فرصت‌های شغلی، هفته‌نامه خبری- تحلیلی برنامه، ارگان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، شماره 401، بهمن 1389، http://files.spac.ir.
پوراحمد، احمد؛ رستمی، شایان. جهانی شدن و شهر، تهران: جهاد دانشگاهی، 1384.
جمیلی کهنه‌شهری، فاطمه. آسیب‌شناسی نظری و روشی مطالعات تقسیم کار خانگی: به‌سوی یک رویکرد روش‌شناختی، فصلنامه علمی- پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، سال یازدهم، شماره 37 و 38، 1380.
حجازی، سیّدعلی‌رضا، مشارکت فنّاوری اطلاعات در کارآفرینی، هفته‌نامه خبری- تحلیلی برنامه، ارگان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، شماره 453، اردیبهشت1391، http://files.spac.ir.
حسینی، سید محمود، پگاه مریدسادات و الهام فهام، کار از راه دور؛ راهبردی در کسب‌وکار خانگی زنان ایران، ماهنامه اجتماعی- اقتصادی کار و جامعه، شماره 91، 92 و 93، 1386.
رضایی، رحیم، ارزیابی شاخص‌های جهانی تحقیق و توسعه، هفته‌نامه خبری- تحلیلی برنامه، ارگان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، شماره379، شهریور 1389، http://files.spac.ir.
قوامی، هادی. بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب کارآفرینی در مقایسه با اشتغال دستمزدی دانش‌آموختگان: مطالعه موردی دانشگاه فردوسی مشهد، دانش و توسعه، سال پانزدهم، شماره 24، پاییز 1387.
قوامی، هادی. بررسی تحولات ساختاری خوداشتغالی با استفاده از روش‌شناسی تجزیه طی سال‌های 1335- 1375، پژوهش‌های اقتصادی ایران، شماره 15، تابستان 1382.
قویدل، صالح. خوداشتغالی در مقابل بیکاری(مورد ایران)، پژوهش‌های اقتصادی سال هشتم، شماره اول، بهار 1387.
علمی، زهرا. سیاست‌های اقتصادی کلان و بازار کار زنان در ایران، پژوهش زنان، دوره 2، شماره 2، 1383.
خانه کارآفرینان ایرن، کسب‌وکار خانگی، زمان استفاده1391 http://www.karafarini.ir .
Blanchflower, David G. Self-employment in OECD countries Labour Economics, Volume 7, Issue 5, September 2000, Pages 471-505.
Falter. Jean-Marc, The changing structure of male self-employment in Switzerland, International Journal of Manpower, Vol. 26 No. 3, 2005.
Giulietti. Corrado; Ning, Guangjie & Zimmermann. Klaus F. Self- employment of rural-to-urban migrants in China, International Journal of Manpower, Vol. 33 No. 1, 2012.
Mar. Don, Individual characteristics vs. city structural characteristics: explaining self- employment differences among Chinese, Japanese, and Filipinos in the United States, The Journal of Socio-Economics, 34, 2005.
Mason, Colin; Carter, Sara; Tagg, Stephen. Invisible Businesses: the characteristics of home-based businesses in the United Kingdom, Hunter Centre for Entrepreneurship, University of Strathclyde, 2008.
Michaelides. Marios, Benus. Jacob, Are self-employment training programs effective? Evidence from Project GATE, Labour Economics, Volume 19, Issue 5, October 2012.
Roche. Kristen, Reconciling gender differences in the returns to education in self-employment: Does occupation matter? The Journal of Socio-Economics, Vol. 44, 2013.
Rosti. Luisa & Chelli. Francesco, Self-employment among Italian female graduates, Education ‏ Training, Vol. 51 No. 7, 2009.
Ruiz. Antonio Caparro´s, Self-employment or paid employment as the first job Evidence from Spain by nationality, International Journal of Social Economics, Vol. 7 No. 12, 2010.
Schreiner. M., Self-employment, microenterprise, and the poorest, The Social Service Review, Vol. 73, No.4, 1999.
Silver. Steven D., Verbrugge. Randal, Home production and endogenous economic growth, Journal of Economic Behavior & Organization, Vol. 75, 2010.
Venkatesh, Alladi. Digital home technologies and transformation of households, Inf Syst Front, 2008.
Walker. B.A., A.K. Blair, 2002 Directory of U.S. Microenterprise Programs, The Aspen Institute, Washington, DC, 2002.
Wandner. S.A., Employment programs for recipients of unemployment insurance, Monthly Labor Review, Vol. 131, No.10, 2008.