ارزیابی عملکرد و توانمندیهای کسبوکار خانگی توسط صاحب آن است.
اقتصاد جهانی برپایه کسبوکارهای کوچک و متوسطی بنا شده است که حاصل فرایند کارآفرینی است. کسبوکارهای خانگی نقش مهمی در اقتصاد هر کشوری ایفا میکنند. برای راهاندازی کسبوکار خانگی و هنگام ورود به بازار کسبوکار، باید با روشهای راهاندازی آن آشنا شد و دانست که چه کاری را بایستی آغاز کرد و انتخابهای دیگر چه چیزهایی هستند؟ کسی که به دنبال موفقیت در راهاندازی کسبوکار خانگی است، باید بداند که از کجا شروع کند؟ بنابراین بررسی و انجام یکسری چک لیستها و کنترل مواردی قبل از شروع کسبوکار خانگی لازم است. در این مقاله ضمن ارائه تعاریف و معرفی ابعاد خودارزیابی متناسب با مراحل راهاندازی کسبوکار به ارزیابیهای کلیدی که فرد در راهاندازی کسبوکار خانگی درباره خود و کسبوکارش باید انجام دهد، توجه خواهد شد.
خودارزیابی شامل فرایند جمعآوری داده و اطلاعات درباره خود بهمنظور شناخت و ارزیابی میباشد (Porter, and Tanner, 2004). در تعریفی دیگر، خودارزیابی به هرگونه اقدامات ارزیابانه نظاممند مرتبط با راهبردها و برنامههایی است که توسط طراحان و مجریان مشارکت کننده انجام شود؛ گفته میشود (Rodriguez-Garcia, Rosalia; White, Elizabeth M. 2005).
برای شروع و ادامه هر کسبوکاری شناسایی نقاط قوت و ضعف و سنجش میزان آمادگی خود بهمنظور ایجاد پایههای مستحکم در کسبوکار لازم و ضروری است. چنین ارزیابی به فرد این امکان را میدهد که چه در مراحل اولیه راهاندازی کسبوکار و چه در مراحل استقرار و تثبیت، حساب شده عمل نماید. (Mc Mullan, David 2002)
تأسیس یک کسبوکار چهار مرحله دارد:
1) خودارزیابی و کسب آمادگی برای ورود به عرصه کسبوکار. ۲)انجام مقدمات راهاندازی کسبوکار و انجام فعالیتهای پیش از تأسیس کسبوکار. ۳)راهاندازی کسبوکار. و ۴) اداره کسبوکار (Small Business Start-up Guide, 2005)
همانگونه که اشاره شد، مهمترین و ابتداییترین مرحله راهاندازی کسبوکار خودارزیابی است. در ابتدا ابعاد مختلف خودارزیابی جهت ورود به کسبوکار توضیح داده میشود.
خودارزیابی و راههای کسب آمادگی برای ورود به عرصه کسبوکار
این موضوع از دو جنبه قابل ارزیابی است:
1. مراحل کسبوکار.
2. ارزیابی ایده ی کسبوکار.
خودارزیابی در راهاندازی کسبوکار و کارآفرینی شامل چهار بعد است: 1- ارزیابی فرصت، 2- ارزیابی رقابت،
3- ارزیابی قابلیتها و تواناییها و 4- ارزیابی ریسک (Ginsberg et al,2003, p5-8).
آیا فرد باید کار تماموقت خود را ترک کرده و زمان بیشتری به کسبوکار خانگی خود اختصاص دهد؟ سؤالات زیر را بایستی از خود بپرسد:
· آیا بهطورثابت مشتریان جدید در طی زمان در حال افزایش است؟
· آیا کسبوکار (هرچند که پارهوقت باشد) جریان درآمدی ثابتی حتی بهصورت فصلی یا دورهای دارد؟
· آیا به خاطر محدودیتهای زمانیکه دارد از انجام کسبوکار خود منصرف میشود؟ در صورت داشتن وقت و اختصاص زمان بیشتر ممکن است فرصت بیشتری برای بازار کسبوکار خود داشته باشد و مشتریان بیشتری جذب نماید.
اگر پاسخ فرد به دو سؤال از سه تا سؤال فوق مثبت باشد، نشانه خوبی است که بهراحتی و آسودگی شغل تماموقت خود را رها کرده و به کسبوکار خانگیاش بپردازد. البته فرد باید به این نکته آگاه باشد که طراحی و توسعه هر کسبوکاری ممکن است به خاطر بروکراسی اداری و قانونی و یا واردات فنّاوریهای جدید مورد نیاز در کسبوکار و همچنین تأمین منابع از بیرون مستلزم صرف وقت زیادی باشد (Edwards, Paul and Sarah; Economy, Peter (2005)).
مقدمات ورود به بازار کسبوکار
قبل از ورود به بازارکسبوکار، باید نقشه راه خود را ترسیم نمود. برای شروع هر کاری به نقشه نیاز دارد و کسبوکار نیز از این قاعده مستثنی نیست. باید یک طرح کسبوکار خوب و جامع تهیه نموده تا هم خود و هم دیگران، بدانند که میخواهند چه چیزی را، چگونه، و برای چه کسی تولید نمایند. در انتهای این مقاله طرح کسبوکار بهعنوان ابزاری مهم جهت ارزیابی کسبوکار معرفی خواهد شد.
هر فردی برای موفقیت در بازار کسبوکار، باید با قوانین کسبوکار آشنایی داشته باشد. علاوهبرآن جهت موفقیت در بازار کسبوکار باید با اصول بازاریابی و فروش محصولات آشنایی داشته باشد.
کسب سود که یکی از مهمترین اهداف یک کسبوکار است، جز با فروش محصول به مشتریان و دریافت بهای آن میسر نمیشود.
چک لیست شروع و راهاندازی کسبوکار
|
1. چه نوعی از کسبوکار برای راهاندازی مناسب است؟ برای پاسخ به این سؤال باید شایستگیها، تجارب، استعداداها، مهارتها و تخصص و علایق در نظر گرفته شود. 2.آیا کسبوکار پایدار و موفق خواهد بود؟ · آیا برای کسبوکار مد نظر بازاری وجود دارد؟ · آیا بازار بهاندازه کافی بزرگ است که درآمد مورد نیاز تأمین شود؟ · رقیبان چه کسانی هستند، یا آیا به دنبال ایجاد بازارهای جدید هستید؟ · آیا ساختمان مناسب کسبوکار خانگی است؟ · آیا برای کسبوکار مغازه سمت خیابان لازم است؟ · آیا راهاندازی کسبوکار در منزل قانونی است؟ · مقررات شورای محلی درباره کسبوکار چیست؟ · آیا منابع مالی و سرمایهای کافی برای راهاندازی ذخیره شده است؟ · ایا دانش و مهارت کافی کسبوکار دارد؟ اگر ندارد، آیا میتواند کسب کند؟ · آیا افراد حرفهای مانند مدیر بانک، وکیل، حسابدار، مرکز کسبوکار محلی برای اخذ مشاوره وجود دارند؟ 3. چگونه عمل خواهد کرد؟ · آیا کسبوکار فرد پارهوقت خواهد بود یا تمام وقت؟ · آیا با ورود به کسبوکار شغل فعلی خود را حفظ خواهد کرد؟ · آیا چیدمان دائمی خواهد داشت یا قبل از اجاره سایر ساختمان، بازار را آزمایش خواهد کرد؟ · شکل کسبوکار چه خواهد بود؟ مالکیت انفرادی، شراکتی یا شرکتی با مسئولیت محدود؟ · نام کسبوکار چه خواهد بود؟ · آیا کسبوکار جدیدی راهاندازی خواهد کرد یا کسبوکار موجودی را میخرد؟ · آیا نمایندگی کسبوکار دیگری را بهعنوان فرانشیز خواهد خرید؟ · ساعات کار کسبوکار چقدر خواهد بود؟ Chryssides, Helen(2004) |
مراحل چرخة حیات کسبوکار
کسبوکار از زمانیکه ایده اولیة کسبوکار در ذهن کارآفرین شکل میگیرد تا زمان خروج کسبوکار، چهار مرحله را پشت سر میگذارد: 1) دوران بذرپاشی، ۲) مرحله رشد و جوانی؛ ۳)دوران بلوغ؛ و ۴) دوران افول. هریک از این مراحل، نیازها و شرایط ویژهای داشته و روشهای مدیریتی خاص خود را میطلبد.
با توجه به مطالب فوق، مهمترین سؤالات اساسی از این قبیل برای بررسی و ارزیابی مطرح است:
- آیا انگیزه کافی و جدیت و پشتکار لازم برای یک زندگی کاری جدید وجود دارد؟
- آیا فرد حاضر است خود را وقف کار کند؟
- آیا میتواند هزینه راهاندازی بنگاه را فراهم نماید؟
- آیا برای فروش محصولات خود تدابیری اندیشیده است؟
- آیا فرصتهای پیرامون خود را بهمنظور شناسایی و کسب ایدههای نو رصد کرده است؟
اگر پاسخ فرد به این سؤالات مثبت باشد، بدینمفهوم است که آمادگی ورود به دنیای کسبوکار را دارد. در این صورت میتواند وارد گام بعدی یعنی ارزیابی ایده کسبوکار خود شود.
ارزیابی ایدة کسبوکار
برای بررسی و ارزیابی ایده کسبوکار، باید به سؤالهای متعدد پاسخ دهید تا بتوانید آینده شغلی خود را ترسیم کنید و با افقی روشن، وارد دنیای کسبوکار شوید.
- ایده کسبوکار چیست؟
- این کسبوکار باید چگونه راهاندازی شود؟
- قرار است این ایده به کجا برسد؟
- اهداف فرد از راهاندازی این کسبوکار چیست؟
- از چه روشی میخواهید به این اهداف برسید؟
- برای رسیدن به این اهداف به چه چیزهایی نیاز دارد؟
- برنامه زمانبندی چگونه است؟
درصورتیکه برای سؤالات بالا پاسخ قانعکنندهای باشد؛ میتوان خود را برای نوشتن طرح کسبوکار آماده کرد ولی قبل از آن بهتر است، در مورد کسبوکار، اطلاعات بیشتری کسب کند.
برای ورود به بازار کسبوکار، باید اطلاعات جامعی در مورد نوع بازار، رقبا، مشتریان و شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه کسب کرد. تصمیمگیری در مورد بازارهای هدف، شناخت نیازها و خواستههای بازار هدف، توسعه کالاها و خدمات برای برآوردن نیاز این بازارها، تکامل استراتژیهای بازاریابی برای جذب مشتریان جدید، برآوردن نیاز مشتریان بهصورت سریع و بهتر از رقبا، شناخت مشتری و یافتن پاسخ این سؤالات که مشتری چرا باید از ما خرید کند؟ نیاز مشتری چیست؟رقبای ما چه کسانی هستند و چه تواناییها و قابلیتهایی دارند؟ شرکت ما چه توانمندیها و قوتهایی دارد؟ چه فرصتها و تهدیدهایی پیش روی ما قرار دارد؟ تمایز کالا و خدمات شرکت نسبت به کالاها و خدمات رقبا چیست؟ یافتن پاسخ صحیح به این سؤالات تأثیر بهسزایی در موفقیت کسبوکار دارد. دانش بازاریابی ما را در یافتن پاسخ این سؤالات و شناخت بیشتر بازار و عوامل آن یاری میدهد.
ارزیابی نوع کسبوکار
بعضی افراد شایستگیهای حرفهایشان با کسبوکار خانگی تناسب بیشتری دارد بااینوجود افرادی هستند که از شایستگیهای حرفهای و دانشگاهیشان در کسبوکار خانوادگی استفاده نمیکنند، تجربه هم در کسبوکار خانگی نقش اساسی ایفا میکند اگر فردی سالهای زیادی در صنعت خردهفروشی تجربه داشته باشد ممکن است تصمیم بگیرد در خانه به تولید لباس پرداخته و به فروش رساند. این در مقایسه با کسی که از صفر شروع میکند تفاوت زیادی دارد چرا که فرد آن صنعت را بهخوبی میشناسد و تماسها و شبکههای زیادی برای خود شکل داده است.
کارفرمایان سابق شما ممکن است خوشحال نباشند از اینکه شما رقیب آنها شدهاید، اما بههرحال ممکن است بتوانید محصولتان را به آنها هم عرضه نموده و یا از کانال توزیع آنها استفاده نمایید (Chryssides, Helen, 2004)
اگر فرد شایستگیها و تجربه مناسبی نداشته باشد، ممکن است با استفاده از استعدادهای شخصی خود این کمبود را جبران نماید. فرد ممکن است نوازنده فوقالعادهای در پیانو و یا آشپز بسیار ماهری باشد. آیا به کسبوکار تدریس موسیقی یا تهیه غذا در منزل فکر کرده است؟
فرد ممکن است علاقه خاصی به تماشای پرندگان، باغبانی یا کامپیوتر داشته باشد، بنابراین باید فرصتی را بیابد که مقالات را برای مجلات یا روزنامههای مرتبط بفرستد. خیلی از این مجلات توسط افراد متخصص یا علاقمندان سرسخت نوشته میشوند تا روزنامهنگاران.
خیلی از کالجهای آموزش بزرگسالان افرادی را بهکار میگیرند که بتوانند تجربیات ارزشمند کاریشان را به سایرین انتقال دهند.
خیلی مهم و حیاتی است که قبل از راهاندازی کسبوکار خانگی به این مورد توجه کنید که چنین کاری با شخصیت شما تناسب داشته باشد، بعضی افراد از اینکه مجبور باشند لباس متحدالشکلی پوشیده و در ساعات خاصی هر روز بروند سرکار برای کس دیگر کار کنند، خوششان نمیآید. این افراد از انگیزه کافی برای کار کردن به خودشان برخوردار بوده و میتوانند روزهای متمادی بدون وقفه کار کنند. درآمد این افراد بستگی به میزان تلاششان داشته بنابراین خیلی از این کار راضی هستند.
علاوهبرآن شخصیت افراد شامل ساعت بدن آنها هم میشود. بعضی افراد زودتر از خواب بیدار میشوند و بعضی دیگر تا پاسی از شب کار میکنند. بنابراین مهم است که افراد بدانند در چه ساعاتی از شبانه روز بهرهوری بالایی دارند. صبح، بعدازظهر یا عصر. در کار خانگی این نوع انعطافپذیری بسیار بالاست و در هر ساعت از شبانه روز میتوان کار کرد.
کار کردن در شب برای کسبوکارهایی که تماس تلفنی با سایر کشورها دارند مناسبتر است چرا که به خاطر اختلاف زمانی امکان تماس مناسبتر است.
برای بعضی افراد کسبوکار خانگی یک سبک زندگی و انتخاب مناسبی است. چرا که میتوانند ساعتهای متمادی صرف بچههایشان کنند. علاوهبرآن امکان برنامهریزی برای تعطیلات خانوادگی راحتتر است و نیازی به اجازه و هماهنگی از کارفرما وجود ندارد.
کار کردن در خانه به افراد این امکان را میدهد که با بچههایشان باشند و بدانند که بچههایشان با چه کسانی رفتوآمد میکنند و بر مسائل روزمره آنها نظارت کافی داشته باشند. کسانیکه هر روز بچههایشان را به مهد کودک میفرستند و یا هر روز سرکار میروند از بچههایشان زیاد خبر ندارند.
علاوهبرآن کار کردن در خانه این امکان را میدهد که راحت بوده و خلاقیتهایشان بیشتر کشف شده و درآمد بیشتری داشته باشند.
انعطافپذیری آنقدر میتواند بالا باشد که شما گاهی تا پاسی از شب هم کار کرده و به خاطر راحتی فضای کاری احساس خستگی نداشته باشید. علاوهبرآن زندگی فرد در مدل کسبوکار خانگی تکمیل شده و تعامل کار و زندگی کامل برقرار میشود (Chryssides, Helen , 2004).
ارزیابی موفقیت و پایداری کسبوکار
یک کسبوکار موفق و پایدار نوعی از کسبوکار است که سود کافی داشته و جریان نقدینگی خوبی داشته باشد. در تصمیم به اینکه کسبوکار کار شما پایدار است یا نه شما بایستی به موارد ذیل توجه نمایید.
بدون بازار کالا یا خدمات، کسبوکار زمین مانده و تعطیل میشود. برای ارزیابی اندازه بازار، نیاز به اینست که دامنه کسبوکار خود را بدانید. آیا شما قصد دارید کسبوکار محلی راهاندازی کرده و در آن سطح بمانید. یا آیا شما میخواهید به سطح ملی و بینالمللی برسید. بهطور طبیعی با افزایش تقاضا به ارائه محصول بیشتر و با کاهش درخواست، محصول کمتری ارائه میشود. فرض کنید که تصمیم گرفتید به تنهایی در سطح محلی فعالیت نمایید. میتوان روزنامههای محلی، تابلوهای اعلانات عمومی، ویترین مغازهها و روزنامههای انجمنها و باشگاهها را بررسی نمایید. آیا در آنها تبلیغاتی مشابه کسبوکار شما وجود دارند؟ در صورت مثبت بودن جواب بدان معنی است که تقاضا برای چنین محصول (اعم از کالا یا خدمات) در آنجا وجود دارد. شاید لازم باشد با مسئولین آن صنف یا حتی رقیبان صحبتی داشته باشید.
اگر کسبوکار مشابه کسبوکار در آن منطقه وجود داشته اما ورشکست و تعطیل شده است، بهطور خودکار تسلیم نشود و چنین سؤالاتی را بپرسید. چرا شکست خورده است؟ آیا قیمتاش خیلی بالا بوده؟ آیا خدمات یا کالاها ضعیف بوده یا کسبوکار معتبر و قابل اتکائی نداشته است.
شاید هم لازم باشد در تحقیقات بازار از روشهایی مانند مراجعه به در منزل افراد، پرسشنامه میدانی، پرسیدن از همسایهها و کسبوکارهای محلی جهت اخذ گرایشها و نظرات مشتریان انجام شود. با نگاه به بازارهای ملی و بینالمللی اصول مشترک استخراج میشود. با مشخص کردن وضعیت موجود و اندازه بازار میتوان ترسیم کرد که درآمد مورد نظر تحقق پیدا میکند یا در غیر این صورت فقط به خاطر علاقه ممکن است کسبوکار را ادامه بدهد.
اگر بسته محصولات درست بوده و بهخوبی آن را توضیح داده باشند، مردم آن را خوب خواهند خرید، EBay یکی از آسانترین روشها برای پول درآوردن برای کسانی که در خانه هستند، است. آیا کسبوکار شما جهت جذب مشتری نیاز به این دارد که بهسمت خیابان باشد؟ معمولاً برای کسبوکارهای خانگی چنین مجوزی اعطا نمیشود. ممکن است در خانه به کسبوکار تعمیر کفش پرداخت، اما نمیتوان تابلو تبلیغات در محل سکونت نصب کنید، بنابراین به شیوههای دیگری باید تبلیغ نمایید. قوانین و مقررات برای چنین اموری معمولاً توسط شورای محلی اعمال میشوند. بنابراین قبل از راهاندازی کسبوکار و چاپ کارت ویزیت و تبلیغات از قوانین موجود اطلاع پیدا کرد.
بهطورکلی صاحبان کسبوکار خانگی نیاز دارند که به محیط اطراف و همسایهها توجه بیشتری نمایند. آیا کسبوکار شما منجر به سروصدای زیاد و آلودگی محیطی میشود؟ دربارة پارک کردن آیا مشتریان دائماً باید رفتوآمد کنند؟ این موضوع برای همسایگان میتواند بسیار آزاردهنده باشد، بنابراین لازم است با شورای محل تماس گرفته و از مقررات موجود مطلع شوید.
در راهاندازی کسبوکار خانگی بایستی به این نکته توجه کرد که کسبوکار مورد نظر آیا مجوز لازم دارد یا نه؟ مراکزی در این زمینه وجود دارند که میتوانند مشاورههای لازم را ارائه دهند. معمولاً در پایگاه اطلاعاتی چنین مراکزی فعالیتهایی که نیاز به مجوز دارند، فهرست شدهاند.
زمانیکه امکان راهاندازی کسبوکار برای فرد فراهم شد، بایستی مهارتهای کسبوکار خود را تقویت و بهروز نماید. بسیاری از کسبوکارهایی که با شکست مواجه میشوند صاحبشان هیچ ایدهای دربارة چگونه راهاندازی نداشته است. هر چند که کسبوکار را خوب بشناسد اما ممکن است کارهایی مثل هزینه کردن، دفترداری و حسابداری فرایند کسبوکار را با کندی مواجه نمایند.
در مطالعاتی توسط ویلیام انجام شده، نشان میدهد که ماههای اول کسبوکار بسیار حیاتی است: 11 درصد از کسبوکارهای کوچک در سه ماه اول با شکست مواجه میشوند. 18 درصد از آنها در 6 ماه اول، 30 درصد در پایان سال اول، 39 درصد در پایان سال دوم، 70 درصد در پایان سال پنجم و 90 درصد از آنها در 10 سال تعطیل میشوند. ده درصد باقی مانده، پروازکنندگان بزرگی هستند.
ورشکستگی معمولاً در نتیجه نداشتن مهارتهای مدیریتی، تخصص فنی، یا انگیزه کارآفرینانه است. مردم اغلب شکست در کسبوکار را به تمام شدن پول نسبت میدهند. درحالیکه اگر عمیق به مسئله توجه شود، دلایل واقعی میتوان در نداشتن فروش، کنترل ضعیف هزینهها و غیره پیدا کرد.
هنگامیکه شکست کسبوکار به مدیریت مالی مرتبط است، این میتواند در نتیجه عدم توجه به اهمیت نقدشوندگی و جریان نقدینگی مثبت باشد. بنابراین لازم است شما به بودجهبندی، توجه به پولی که به دست میآورید، ثبت و نگهداری اسناد و سوابق مالی و به فروش و بازاریابی توجه نمایید.
آیا فرد مهارتهای لازم برای کسبوکار را دارا هست؟ در غیراین صورت باید حداقل دربارة ساماندهی و دفترداری سوابق برای اهداف مالیاتی را یاد بگیرد. یک دوره کسبوکار کوچک در دانشکده کارآفرینی میتواند اصول اولیه را به فرد آموزش دهد. این دوره میتواند ذهن فرد را درباره ی کسبوکار خود تغییر دهد.
همانند مهارت کسبوکار، فرد باید سرمایه کافی برای شروع کسبوکار داشته باشد. همواره این توجیه وجود دارد که پسانداز شخصی برای مدت حداقل 6 ماه و تا زمان راهاندازی کسبوکار وجود داشته باشد. این پساندازها همچنین میتواند در زمانهایی که فروش کسبوکار ناگهان متوقف میشود، مفید باشد. وقتی فرد کارمند است نگران چنین روزهایی نیست. چرا که درآمد ثابتی وجود دارد ولی درآمد در کسبوکار در نوسان است و یک ماه ممکن است خوب باشد و ماه دیگر کم باشد.
فرد بایستی در طرح کسبوکار درآمد ماهیانه را بهصورت واقعی پیشبینی نموده و بهصورت محتاطانه و محافظهکارانه در نظر داشته باشید که برای دورهای شما درآمد نخواهید داشت بهعنوان مثال برای شش، نه و یا دوازده ماه پولهای شما خرج شده و درآمدی نخواهید داشت (Chryssides, Helen , 200).
اگر فرد بدون داشتن سرمایه کافی وارد کسبوکار شود، در مسیر سریع شکست قرار خواهد گرفت. این همان نقطهای است که برنامهریزی بسیار حیاتی است. خیلی مهم است که تیمی از افراد حرفهای داشته باشد و از مشورتهای آنها استفاده کند. انتظار این نیست که یک فرد همه چیز را در کسبوکار بداند. افراد حرفهای میتوانند جدیدترین قوانین و مقررات و موضوعات را در اختیار صاحبان کسبوکار بگذارند. حداقل ارتباط خوبی با حسابدار، وکیل و مدیر بانک داشته باشید، اگر قبلاً چنین افرادی را نمیشناسید از افراد دیگر بپرسید و یا از سازمانهای حرفهای لیست این افراد را پیدا کنید. برای دریافت خدمات مشاورهای از حرفهای پول پرداخت میشود، بنابراین درصورت راضی نبودن از کارشان، عوض کنید (Chryssides, Helen, 2004).
ارزیابی برنامه کاری و اجرا
برای انتخاب کسبوکار پارهوقت در خانه دلایل زیادی وجود دارد.
1. بزرگ نبودن بازار و عدم دریافت درآمد کامل
2. داشتن تعهد در سایر کارها
3. دوره آزمایشی راهاندازی کسبوکار و عدم اطمینان از فروش حداکثری
4. داشتن کار پارهوقت در سایر شرکتها.
ورود تدریجی یا یک مرحلهای به کسبوکار خانگی بستگی به شرایط شخصی هر فردی دارد. بعضی افراد گزینههای دیگری ندارند و بعضی دیگر مشغولیتهایی دارند. به هرحال هرکدام مزایا و معایبی دارد. آیا میتوان به یکباره حقوق بگیری را رها نمود و به امید فروش در ماههای اول راهاندازی در کسبوکار فعالیت نمود. همانطوریکه قبلاً اشاره شد در این زمینه بایستی محافظهکارانه عمل نمود.
بعضی افراد ترجیح میدهند استخدامشان را تا زمان پیدا کردن مشتریان و کسب درآمد حفظ کنند. چنین افرادی از قطع ناگهانی حقوق و تغییر در شرایط کسبوکار پرهیز میکنند.
بعضی افراد قبل از راهاندازی جامع کسبوکار، در مقیاس کوچکی به ارائه محصول به بازار میکنند. خیلی از بزرگترین شرکتهای دنیا کسبوکارشان از منزل شروع شده است. شروع کسبوکار در منزل باعث پایین آمدن هزینههای راهاندازی میشود. بهعنوان مثال هزینه اجاره محل و بالاسری لازم نیست (Chryssides, Helen, 2004).
راهاندازی کسبوکار- شکل کسبوکار
روشهای اصلی مالکیت کسبوکار عبارتاند از انفرادی، شراکت، یا شرکت با مسئولیت محدود، بیشتر صاحبان کسبوکار خانگی مالکیت انفرادی دارند. بااینحال شراکتی و شرکتی هم گاهی پیدا میشود.
راهاندازی کسبوکار بهصورت انفرادی دارای هزینه و زمان اندکی است. فرد تنهاست و مسئولیت همه کسبوکار برعهده اوست.
داراییهای شخصی شما مانند خانه یا ماشین ممکن است در راه کسبوکار از دست برود. بااینوجود خیلی از هزینههای کسبوکار میتواند با رعایت و صرفهجویی کم شود.
داشتن شرکت پیچیدگیها و مزایای خاصی هم دارد. معمولاً شرکت 2 نفری بیشتر متداول است. در شراکت کارها، نگرانیها، خطرها و هزینههای راهاندازی تقسیم میشود. بااینحال شراکت آسانترین راه برای تبدیل دوست به دشمن است. هنگامیکه فردی در کسبوکار با همسرش شریک میشود توصیه اکید اینست که توافق رسمی شراکت داشته باشد. در شراکتی خیلی موضوعات وجود دارند که باید به آن پاسخ داد. آیا اعتماد کافی به مهارتها و تواناییهای شریک وجود دارد؟ درباره تقسیم سود چگونه فکر شده است؟ آیا برای چک امضای هر دو نفر لازم است؟ چه اتفاق خواهد افتاد اگر یکی از شریکان کسبوکار را ترک کند؟
بهمنظور راهاندازی کسبوکار بهصورت شرکتی بایستی با قوانین شرکت آشنا بود. بنابراین به حمایت و مشاوره وکیل و حسابدار نیاز هست. هزینهها و زمان راهاندازی کسبوکار شرکتی بالاست (Chryssides, Helen, 2004).
اسم کسبوکار
ثبت اسم کسبوکار از نیازهای قانونی کسبوکار خانگی اجباری نیست. اما بهمنظور ایجاد تصور حرفهای در نزد مشتریان، لازم است اسم متناسب با کسبوکار انتخاب شود (Chryssides, Helen, 2004).
طرح کسبوکار ابزاری برای ارزیابی خود و کسبوکار
نوشتن یک طرح برای کسبوکار فرد را موظف میکند که آن را از زوایای مختلف مورد تحقیق و مطالعه قرار داده و برای شرایط مخاطرهآمیز احتمالی راهحلهایی بیندیشد. این در واقع فرصتی است که فرضیات ذهنی خود را یکبار بهطور دقیق زیر سؤال ببرد و از درستی آنها مطمئن شود. اینگونه نوشتن برنامة کسبوکار در مرحلة راهاندازی میتواند از سرمایهگذاری بر روی یک فعالیت محکوم به شکست در آینده جلوگیری کند و بنابراین ارزش تمام سختیهایش را دارد. بهعلاوه، طرح کسبوکار شما ممکن است توسط کارمندان، سرمایهگذاران، بانکداران، تأمینکنندگان، خریداران، و مشاوران خوانده شود. کسی که قرار است طرح را بخواند میتواند اغلب بر حدود و مفهوم واقعی آن اثر بگذارد.
در نوشتن طرح کسبوکار از همة زوایا به آن بپردازید: از دید خودتان، مدیران کلیدی، مشتریان بلندمدت، سرمایهگذاران، بانکدارها، و مشاوران. ملاحظه میکنید که باید از زوایای بسیار متفاوتی به نوشتة خود نگاه کنید. بهطور خلاصه از دید شما، طرح کسبوکار راهنمای پیشبرد کار و ارزیابی آن در مراحل مختلف است. اما دید سرمایهگذار با شما متفاوت است. سرمایهگذار به دنبال چگونگی توسعه و پیشرفت کار و بالا رفتن ارزش سهام و مهمتر از همه چگونگی بازپرداخت بدهیها و وامها است. مدیران کلیدی شما میخواهند بدانند که چه نقشی در این کسبوکار دارند و اصلاً این، چگونه کسبوکاری است. طرح کسبوکار حتی برای کارمندان جدید که سعی در عادت دادن خودشان با فعالیت کارآفرینانةنوپا و اهداف و منظورهای آن دارند، باارزش است.
سیار مهم است که بدانید مخاطب طرح کسبوکار که شما آن را مینویسید، کیست. طرح کسبوکار شما باید از سه دیدگاه قانعکننده باشد.
دیدگاه اول. نظر خود فرد بهعنوان فرد کارآفرین است. این خود فرد هست که کسبوکار را راهاندازی کرده و توسعه میدهد. بنابراین وی درگیر ایدة کسبوکار بوده و جامعترین اطلاعات را در مورد ایده دارد. بسیاری از کارآفرینان تنها به این بُعد پرداخته و سایر دیدگاهها که آنها هم بسیار مهم هستند را فراموش میکنند.
ممکن است طرح کسبوکار تنها شامل تعریف و تمجید از ایدة خاص و برتر باشد و فرد بهعنوان یک مهندس تنها به جزئیات فنی و برتریهای خاص کالای خود بپردازد. هر چند این دیدگاه مهم است و باید خوب و کامل نوشته شود، اما نباید تنها موضوعی باشد که به آن پرداخته شود. چرا که ممکن است باعث شود از پرداختن به سایر مسایل مانند مسایل مالی غافل بماند.
مهمتر از خلاقیت و فنّاوری درگیر در کسبوکار، توجه به بازار آن است. در واقع طرح کسبوکار بازارگرا هم باید باشد و فواید ویژة کسبوکار را برای مصرفکنندگان بیان کند. باید مشتریانی که مورد نظر طرح هستند، بازار فعلی موجود در این زمینه، و سایر اطلاعات مربوط به بازار و بازاریابی را به همراه داشته باشد. اینکه طرح کسبوکار همراه با مدارک قانعکننده دال بر وجود بازار مورد نظر باشد، در موفقیت طرح بسیار مهم است.
دیدگاه سوم. توجه به نیازها و خواست سرمایهگذاران در طرح است. در طرح کسبوکار باید موفقیت و اهداف اقتصادی کسبوکار خود را حداقل، 3 تا 5 ساله مشخص کند. برای سرمایهگذاران رشد کسبوکار فرد که در واقع همان رشد سرمایة آنهاست، بسیار مهم است. وجود شکلها و جداول مناسب برای این منظور بسیار مناسب است.
با توجه به تنوع و تفاوت قابلتوجهی که میان این افراد و دیدگاه آنها نسبت به کسبوکار وجود دارد، شاید بهتر باشد که برای هرکدام از این افراد یک برنامة کسبوکار مخصوص نوشته شود. مشخص است که کار بسیار سخت و دشواری است، اما ، مزایا بر معایب آن برتری دارند.
طرح کسبوکار باید برای تمام ذینفعانی که میتوانند از کسبوکار حمایت کنند، مفید باشد و مورد استفاده قرار گیرد. ذینفعان مختلف ممکن است منافع متفاوتی در ارزیابی طرح داشته باشند که باید در طرح کسبوکار نشان داده شود. حتی ممکن است بعضی وقتها این منافع در تعارض باشند. بهعنوان مثال بانکدارها معمولاً از رشد سریع در هراس هستند، درحالیکه یک سرمایهگذار فعالیت کارآفرینانه عاشق آن است. همانطورکه گفته شد، این به آن معنی است که فرد باید طرحهای کسبوکار متعددی داشته باشد که هرکدام یک دسته از این خوانندگان (ذینفعان) را هدف قرار دهد.
فرایند تدوین طرح کسبوکار همچنین نقش یک خودارزیابی را برای فرد ایفا میکند. معمولاً فرد تصور میکند که موفقیت فعالیت کارآفرینانة نوپا تضمین شده است. اما فرایند برنامهریزی، فرد را مجبور میکند بیطرفی و واقعگرایی را در ایدههایش لحاظ کرده و به سؤالهایی از این قبیل پاسخ دهد که: آیا ایده عملی خواهد بود؟ چه کسی مشتری است؟ آیا نیازهای خریدار را برآورده میکند؟ چه محافظتی در مقابل محصولات تقلیدی رقبا میتوان انجام داد؟ آیا موفق خواهد شد چنین فعالیت اقتصادی را انجام دهد؟ با چه کسی رقابت خواهد کرد؟ این خودارزیابی شبیه به نقش بازی کردن است، که نیاز به این دارد تا فرد به سناریوهای متفاوت فکر کند و موانعی را که ممکن است مانع موفقیت کار شوند بررسی کند. این فرایند به وی اجازه میدهد تا راههایی طرح کند تا از چنین موانعی اجتناب کند. حتی ممکن است که بعد از تمام شدن طرح کسبوکار، متوجه موانعی شود که قابل اجتناب یا غلبهکردن نیستند. از اینرو زمانیکه فعالیت کارآفرینانه هنوز در حد ایده بر روی صفحة کاغذ است، میتوان آن را به پایان برسانید. شاید بهتر باشد تلاشها قبل از سرمایهگذاری پول و زمان بیشتر، پایان یابند.