شروع فعالیتهای کسبوکار خانگی بدون اتکا به کمکهای دیگران است.
سختترین مرحله آغاز بهکار، شروع کردن کار است. هیچ کس صرفاً با برنامهریزی برای ثروت، موفق نشده است (کاوازاکی، 1390، ص. 23). خودآغازگر کسی است که بهتنهایی تصمیمگیری کند و با ابتکار عمل، توانایی شروع و انجام دادن کاری را بهطور مؤثر داشته، بدون آنکه نیاز به راهنمایی و تشویق مداوم شخص دیگری داشته باشد (کاوی، 1381، ص 275). کارآفرینان کسانی هستند که خود شروع به فعالیت میکنند و در نظر دیگران چنین جلوه میکنند که یک میل درونی قوی برای رقابت و دنبال کردن اهداف دشوار، آنها را به جلو میراند. افراد موفق تمایل دارند که در حد اعتدال ریسک کنند (کوارتکو و هاجتس، 1383، ص 133). کارآفرینان موفقی که بهتنهایی اقدام به راهاندازی کسبوکار میکنند دارای مشخصههای برجستهای چون استقامت و شکیبایی، تدبیر و کاردانی، دارای قدرت برانگیختن سایرین، قوه تمرکز، میل بالا به موفقیت، ظرفیت یادگیری بالا، انعطافپذیری در برابر تغییر میباشند. یک کارآفرین کسبوکار خود را با شکلدهی ایده یا با شناسایی فرصتی که سایرین تاکنون توجهی به آن ننمودهاند آغاز میکند. در کسبوکار خانگی معمولاً کارآفرین اقدام به راهاندازی کسبوکاری مینماید که در آن حوزه از دانش و تخصص کافی برخوردار است (گلابی، 1390، ص 68 و 69).
سختترین مرحله آغاز بهکار، شروع کردن کار است. هیچکس صرفاً با برنامهریزی برای ثروت، موفق نشده است (کاوازاکی، 1390، ص 23). اولین و برجستهترین ویژگی یک کسبوکار خانگی را خوداشتغالی فرد کارآفرین در نظر گرفتهاند (گلابی، 1390، ص 68). کارآفرینان کسانی هستند که خود شروع به فعالیت میکنند و در نظر دیگران چنین جلوه میکنند که یک میل درونی قوی برای رقابت و دنبال کردن اهداف دشوار، آنها را به جلو میراند. افراد موفق تمایل دارند که در حد اعتدال ریسک کنند. آنها وضعیتی را بررسی میکنند، چگونگی افزایش دادن احتمال بُرد را تعیین میکنند و سپس به پیش میروند (کوارتکو و هاجتس، 1383، ص 133). اما تا زمانیکه شخص، تصویر مشخص و دقیق از آنچه میخواهد انجام دهد نداشته باشد و برای آن برنامه اجرایی در نظر نگرفته باشد، نمیتواند اقدام مؤثری برای رفع موانع کار، انجام دهد (نظری، 1387، ص 29).
یک کارآفرین کسبوکار خود را با شکلدهی ایده یا با شناسایی فرصتی که سایرین تاکنون توجهی به آن ننمودهاند آغاز میکند. در کسبوکار خانگی معمولاً کارآفرین اقدام به راهاندازی کسبوکاری مینماید که در آن حوزه از دانش و تخصص کافی برخوردار است. در واقع کسبوکار خانگی راهکاری است که به کارآفرین این امکان را میدهد تا با راهاندازی و اداره یک کسبوکار شخصی بتواند تجارب پیشین و قابلیتهای فردی خود را بهصورت عملیاتی مورد بهرهبرداری قرار داده و در این راه کلیه تعهدات و سرمایه لازم را به شخصه فراهم نماید (گلابی، 1390، ص 68). هر فردی که کسبوکار تازهای را شروع میکند علاوهبر مشکلات معمول، مشکلات خاص خود را دارد. هر کارآفرین در شروع کار خود مجبور است راه خود را از میان طیف بیپایان مشکلات باز کند. تمام این مسائل و مشکلات قابل حلاند. کسانی که مقاومت میکنند و از مشکلات نمیهراسند از سیاهی بیرون میآیند (کوک، 1383، ص 37). باید بزرگ اندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کرد. حتی اگر برای آغاز کسبوکاری که در ذهن هست به تجربه عملی نیاز باشد، میتوان مدتی را برای یکی از رقبای خود کار کرده و اصول را فرا گرفت (وزورایی، 1385).
اگر شخص احتیاجات، خواستهها و ناامیدیهای کوچک خود را دقیق بررسی کند، فرصتی را کشف خواهد کرد. در خانه، در محل کار، حتی در زمان تفریح باید هر روز به واکنشهای خود توجه کند چرا ناراضی است، چه چیز او را عصبی میکند، چه آرزویی دارد، دلش چه میخواهد و... احتیاجات هر فردی در واقع نیازهای همگانی است. از دیگران هم غافل نباید شد. اطرافیان، محل کار یا خانه چه مشکلاتی دارند؟ چگونه میتوان مشکلات آنها را حل کرد.... برای پیشرفت باید یک شکاف در بازار یافت، آنگاه کسبوکار هدفی خواهد داشت. تقلید از تلاشهای رقبا کاری بیهوده است. کارهای خدماتی برای شروع سادهتر از کارهای تولیدیاند. تنها تحولی که در یک شرکت خدماتی به آن نیاز است، ارائه برترین خدمات است. با بررسی خدمات ضعیف، به فرصتهای ناگفتهای دست خواهید یافت. کاری که شروع میشود احتمالاً هدف ثابت نخواهد بود. پس از آغاز کار ایدهها و فرصتهای جدید به ذهن خطور خواهند کرد که پاداشهای بزرگتری خواهند داشت (کوک، 1383، ص 63).
خودآغازگر در واقع کسی است که بهتنهایی تصمیمگیری کند و با ابتکار عمل، توانایی شروع و انجام دادن کاری را بهطور مؤثر داشته، بدون آنکه نیاز به راهنمایی و تشویق مداوم شخص دیگری داشته باشد. فرد «خودآغازگر» در واقع عامل است. عامل بودن، چیزی فراتر از تهاجمی بودن و قاطعیت داشتن است. عامل بودن به معنای داشتن ابتکار و واکنش نشان دادن به محرک بیرونی با توجه به اصول اعتقادی به خویشتن است. عامل بودن این نظریه را نمیپذیرد که اشخاص تحت تأثیر عوامل ژنتیک، عوامل تاریخی و یا نیروهای محیطی هدایت میشوند. اشخاص عامل از خودآگاهی برخوردارند، مسئولیت اعمال خود را میپذیرند و در زمان بروز دشواری دیگران را متهم نمیکنند، در حیطه نفوذ خود پیوسته نقشی پویا دارند و برای اینکه روی دیگران تأثیر بیشتر و بهتری بگذارند در خود تجدید نظر میکنند (کاوی، 1381، ص 275). دانستن محدودیتهای فردی در این میان، بسیار مهم است. کسی که محدودیتها و نقاط ضعف خود را میشناسد تا زمانیکه مهارتها و منابع جدیدی را برای پوشش نقاط ضعف خود بهکار گیرد سعی در انجام کاری ندارد که میداند نمیتواند آن را به موفقیت برساند. البته این بدینمعنی نیست که آنها تسلیم میشوند بلکه اگر این کار از دیدگاه آنان ضروری باشد آن را انجام خواهند داد و چنانچه نتوانند مهارتهای لازم را در خود پیدا کنند، شخص دیگری را برای انجام آن پیدا خواهند کرد (کارت رایت، 1387، ص 71).
کارآفرینان موفقی که بهتنهایی اقدام به راهاندازی کسبوکار میکنند دارای مشخصههای برجستهای چون استقامت و شکیبایی، تدبیر و کاردانی، دارای قدرت بر انگیختن سایرین، قوه تمرکز، میل بالا به موفقیت، ظرفیت یادگیری بالا و انعطافپذیری در برابر تغییر میباشند (گلابی، 1390، ص 69). لازم به ذکر است که افرادی که به راهاندازی کسبوکار کوچک میپردازند از نظر سن و جنس و تحصیلات در محدوده خاصی قرار ندارند (نظری، 1387، ص 9). کارآفرین با راهاندازی کسبوکار خود بهصورت خانگی میتواند اختیار امور را به شخصه در دست گرفته و مسیر شغلی و حرفهای خود را شخصاً هدایت نماید و با توجه به آنکه (گلابی، 1390، ص 68) کسبوکار خانگی اغلب در داخل تجارتهای خیلی کوچک جای میگیرد و بهطور معمول برای نامیدن فعالیت تجاری که در درجه اول در محل سکونت و یا محل مسکونی فرد قرار دارد و یا متمرکز در خانه است، استفاده میشود (احمدپور داریانی و عزیزی، 1383)؛ هزینههای راهاندازی ازجمله هزینههای ثابت در کسبوکار خانگی به میزان قابلتوجهی پایین است. بههمیندلیل کارآفرین بهسرعت مراحل اولیه راهاندازی را پشت سر نهاده و بخش عمده سرمایهگذاری خود را صرف اقدامات آتی ازجمله بازاریابی، توسعه محصولات و خدمات با کیفیت بالاتر خواهد نمود (گلابی، 1390، ص. 68).