دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

خانواده و کسب‌وکار خانگی

Family and Home Base Business
نویسنده

«خانواده در یک کسب‌وکار خانگی»، شامل افرادی هستند که به‌واسطه وجود یک رابطه خویشاوندی، در یک کسب‌وکار خانگی به‌طور کامل یا پاره‌وقت ایفای نقش نموده و بر جهت‌گیری‌های مالکیتی و مشارکتی آن تأثیر می‌گذارند (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، ص. 196-197).

 

اهمیت کسب‌وکار خانگی برای خانواده

کسب‌وکار خانگی از بخشهای حیاتی و ضروری فعالیت‌های اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب می‌شود. کسب‌وکارهای خانگی از نظر ایجاد شغل، نوآوری در عرضه کالا و خدمات، موجب تنوع زیادی در اجتماع و اقتصاد هر کشور می‌شوند. همچنین برای جوانان، کسب‌وکارهای خانگی نقطه شروع مناسبی به‌منظور راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی است، زیرا راه‌اندازی آن در مقایسه بادیگر انواع کسب‌وکار،ساده و آسان می‌باشد. امروزه کسب‌وکار خانگی در مقایسه با کسب‌وکارهای دیگر به‌دلیل تنوع در عرضه محصول و خدمات یا تنوع در زمان و مکان عرضه آنها طرفداران زیادی پیدا کرده است و بسیاری از دولتها سعی می‌کنند راه‌اندازی آن را در میان اقشار مختلف مردم رواج دهند. کسب‌وکارهای خانگی به‌عنوان راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد برای خانواده، محسوب می‌گردند. قابلیت انجام این نوع کسب‌وکارها، در «منزل» موجب پر رنگ‌تر شدن نقش خانواده در این حوزه گردیده است. به طوری‌که می‌توان گفت ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه‌های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه و رفت‌وآمد، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده، ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی و امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی‌ به شیوه استاد- شاگردی بین اعضاء خانواده از مهم‌ترین تأثیرات دوسویه «کسب‌وکارهای خانگی و خانواده» محسوب می‌شوند (احمدپور داریانی و عزیزی، 1386، صص. 33-34).

 

دلایل گرایش به کسب‌وکار خانگی در خانواده

از یک دیدگاه پژوهشگران اعتقاد دارند که بهبود وضع اقتصادی خانواده و پاسخ به نیازهای روزافزون آن، عامل اصلی گرایش کارآفرین خانگی به اشتغال است و پس از این عامل کلی؛ دیگر عوامل با توجه به شرایط اجتماعی و شغلی، دگرگونی‌های بنیادی می‌یابند و محیط‌های سه‌گانه کارگری، متوسط و مرفه هریک شبکه‌ای خاص از عوامل را دربرمی‌گیرند که خود موجب پیدایش فرهنگ اختلافی اشتغال در بین گروه‌های متمایز اجتماعی می‌گردد. می‌توان گفت در محیط کارگری، اولویت با فشار اقتصادی است، در محیط متوسط، شکوفایی اعضای خانواده از طریق کسب‌وکار خانگی حاصل می‌شود و در محیط‌های مرفه، تمایل به ارزش‌آفرینی انگیزه راه‌اندازی چنین کسب‌وکارهایی می‌باشد (ساروخانی، 1386، ص. 170).

     از نظر گروهی دیگر از صاحب‌نظران، می‌توان مهم‌ترین دلایلی را که موجب ایجاد انگیزه و انتخاب یک کسب‌وکار خانگی توسط یک خانواده می‌شود به این شرح معرفی نمود:

     بالابردن کیفیت زندگی خانواده: امروزه اکثر صاحبان کسب‌وکارهای خانگی بر این باورند که کار کردن در خانه، کیفیت زندگی آنان را بهبود می‌بخشد. کار کردن در خانه، باعث می‌شود که وقت بیشتری به خانواده و خانه اختصاص یابد و به دیگر مسائل و موضوعات خانواده، تربیت و پرورش فرزندان توجه بیشتری شود. به‌طورکلی امروزه کار و زندگی، بیش از پیش در همدیگر ادغام شده‌اند؛

-   توسعه فنّاوری: امروزه با پیشرفت‌های زیادی که در زمینه علوم رایانه و دیگر وسایل ارتباطی به وجود آمده است، محیط خانه محل مناسب،راحت و کارآتری برای کسب‌وکار شده است (احمدپور داریانی و عزیزی، 1386، ص. 35).

 

تغییر سبک زندگی خانوار و ایجاد کسب‌وکار خانگی

در فرهنگ کشور ما، مرد به‌عنوان سرپرست خانواده، باید هزینه‌های خانواده را تأمین نماید؛ بدین‌معنا که دستمزد او برای تأمین مخارج زندگی همسر و فرزندانش کافی باشد. قوانین حمایتی نیز با محدود کردن ساعات و نوع مشاغلی که زنان و کودکان می‌توانستند اختیار کنند موجب برجسته‌تر شدن این هنجار اجتماعی گردید. در نتیجه، زنان از مشاغل درآمدزا باز مانده و به این باور گرویدند که باید در قلمرو خانگی به مراقبت از همسر و فرزندان خود مشغول باشند. در مقررات تحصیل اجباری نیز فرض بر این است که یکی از والدین که معمولاً مادر است، مسئولیت رفت و برگشت کودکان به مدرسه را برعهده می‌گیرد و ساعات مدرسه با اشتغال تمام وقت پدر و مادر هر دو سازگار نیست. کمبود مهد کودکهای دولتی مناسب، تسهیلات مراقبت از کودکان هنگام تعطیلی مدرسه و امثال آن نیز اشتغال مادران را دشوار می‌سازد. بنابراین، خانواده‌ها برای پر نمودن شکاف‌های طرح شده در بالا، بر آن شدند تا تغییر در سبک زندگی خود، به وجود آورند به‌نحوی‌که به الگوی نقش آنها در خانواده نیز خدشه‌ایی وارد نشود (هیستریچ و پیترز، 1383، ص. 12).

     پژوهشگران علوم اجتماعی معتقدند یک کسب‌وکار خانگی می‌تواند با دربرداشتن آثار مثبت زیر، راه‌حلی مناسب برای این چاره‌جویی‌ها باشد:

1- اشتغال و شکوفایی مادر؛

2- سر یک سفره غذا خوردن و بیشتر شدن تعاملات صمیمانه؛

3- افزایش تعامل میان اعضاء خانواده؛

4- برتری مناسبات عاطفی درون چار چوب خانواده (مهدوی، 1387).

 

ویژگی‌های کسب‌وکار خانگی با محوریت خانواده به‌عنوان نیروی کار خانگی

برخی از ویژگی‌های این نوع از کسب‌وکارها به این شرح می‌باشد:

- مالکان این نوع کسب‌وکارها، تمایل بیشتری برای انتقال این کسب‌وکارها به نسل بعدی اعضای خانواده دارند؛

- این نوع از کسب‌وکارها در مقایسه با سایر کسب‌وکارها اغلب دارای دیوان‌ سالاری کمتر و شخصیت بیشتری هستند؛

- کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی با وجود اینکه از قدرت ریسک‌پذیری چندانی برخوردار نیستند، از آزادی عمل بیشتری در فعالیت‌های خود برخوردار هستند؛

- چنین کسب‌وکارهایی به‌دلیل برخورداری از تعهد و یک فرهنگ پایدار دارای ساختار قابل اطمینان و معتبر بوده و در بازار به‌عنوان الگو شناخته می‌شوند؛

- این گروه از کسب‌وکارها، نیروی ویژه‌ای را از تاریخچه، هویت و زبان مشترک خانواده‌های خود دریافت می‌کنند؛

- انعطاف‌پذیری کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی، در زمان، کار و پول می‌تواند منجر به ایجاد مزیت رقابتی برای کسب‌وکارهای فوق‌الذکر گردیده و به‌همین‌دلیل، آنها به‌راحتی و به‌سرعت می‌توانند خود را با شرایط متغیر، سازگار نمایند (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، صص. 183-185).

 

عناصر کلیدی کسب‌وکارهای خانگی با محوریت نیروی کار خانواده

می‌توان عناصر کلیدی یک کسب‌وکار خانگی خانوادگی را به این شرح معرفی نمود:

- اعتماد، بینش مشترک و ارزش‌های مشترک؛

- وجود فرصت‌هایی برای رشد شخصی، پیشرفت اجتماعی، امنیت و استقلال شخصی؛

- نقش تعیین کنندگی افراد خانواده در زمان‌های سخت و دشوار؛

- فقدان دخالت‌های بیرونی و ایجاد تعهد به سهامداران (Long & Chrisman, 2014, P. 37-42).

عوامل مؤثر در تشکیل کسب‌وکارهای خانگی با محوریت خانواده

عوامل متعددی بر چنین کسب‌وکارهایی اثرگذارند که برخی از آنها عبارت‌اند از:

1- ویژگی‌های خانوادگی؛

2- حاکمیت و مالکیت؛

3- عوامل محیطی؛

4- ویژگی‌های نوع خانواده (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، صص. 196-197).

     به‌طورکلی، می‌توان برخی از عوامل مؤثر خانوادگی را که در کسب‌وکارهای خانگی دخیل هستند، ارتباطات خانوادگی؛ منابع خانوادگی؛ اهداف خانوادگی؛ اختلافات خانوادگی؛ اندازه خانواده و بینش خانواده معرفی نمود (احمدپور داریانی، یدالهی فارسی و سمیع‌زاده، 1388، صص. 345-331).

 

مزایای کسب‌وکار خانگی نسبت به کسب‌وکارهای دیگر برای افراد و اعضای خانواده

کسب‌وکار خانگی در مقایسه با دیگر کسب‌وکارها و شغل‌ها مزایا و برتری‌هایی برای خانواده دارد که در اینجا به آنها اشاره می‌شود:

- آزادی و استقلال عمل بیشتر: واضح و بدیهی است که اگر محل کار و زندگی یکی و متعلق به‌خود فرد باشد، فرد به دیگران وابستگی نداشته و الزامی به رعایت مقررات دست و پا گیر اداری نیز نخواهد داشت؛

- ساعات کاری انعطاف‌پذیر: با داشتن کار در منزل، اعضای خانواده، مجبور نخواهند بود همه روزه در ساعات مشخصی به خاطر شغل خویش از منزل خارج شده و پس از اتمام ساعات کاری به منزل برگردند؛ بلکه هر موقع فرصت پیدا کنند،می‌توانند به کار یا زندگی خود بپردازند؛

- ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی: اگر افراد خانواده مجبور باشند ساعات بیشتری بیرون از خانه کار کنند یا مسافتی طولانی را برای رسیدن به محل کار طی کنند، وقت کمتری را برای خانه و خانواده خود اختصاص خواهند داد. اما اگر درمنزل برای خود کار کنند، هر چقدر هم ساعت کار آنان زیاد باشد، از خانواده خود دور نیستند و می‌توانند به وظایف خانگی خود نیز بپردازند؛

- پایین بودن هزینه راه‌اندازی: راه‌اندازی کسب‌وکار در خانه، در مقایسه با مشاغل بیرون از خانه به هزینه و سرمایه کمتری نیاز دارد.به‌عنوان مثال، هزینه‌هایی چون پرداخت اجاره و کرایه رفت‌وآمد در کسب‌وکار خانگی وجود ندارد؛

- پایین بودن میزان ریسک: با توجه به اینکه برای راه‌اندازی کسب‌وکار در منزل به سرمایه زیادی نیاز نیست؛ اگر فرد در کسب‌وکار خود موفق نشود، ضرر و زیان زیادی نمی‌بیند؛

- امکان کار کردن پاره‌وقت: اگر فرد شغل ثابتی بیرون از خانه داشته باشد، می‌تواند با حفظ آن شغل نیز برای خود کسب‌وکاری راه بیندازد و از وقت‌های اضافی در منزل برای پیشبرد اهداف کسب‌وکار خود استفاده کند؛

- راحت‌تر بودن تربیت فرزندان: با کار در منزل می‌توان وقت بیشتری را به تربیت فرزندان اختصاص داد و دیگر اجباری برای سپردن آنان به مهد کودک نیست؛

- داشتن فرصت و زمان بیشتر: واضح و روشن است که در صورت اشتغال به کار در منزل، از نظر زمانی مجال بیشتری وجود خواهد داشت و هزینه زمانی رفت‌وآمد و ترافیک حذف خواهد گردید؛

- تناسب با ویژگی‌های جسمی‌ افراد معلول و کم‌توان: برای افراد معلول، رفت‌وآمد بین کار و منزل مشکل است. اگر این افراد بتوانند در خانه برای خود کسب‌وکار ایجاد کنند؛ بسیار راحت و آسوده خواهند بود؛

- احتمال موفقیت بیشتر: تحقیقات نشان می‌دهد که در ایالات متحده حدود 85 درصد از کسب‌وکارهای تازه ایجاد شده، در پنج سال اول با ورشکستگی مواجه می‌شوند، درحالی‌که این میزان در کسب‌وکارهای خانگی بین 20تا25 درصد است؛

- تناسب با اقشار مختلف: ازآنجاکه سطح تحصیلات زنان در مقایسه با گذشته بالا رفته، و در عصر حاضر فعالیت اقتصادی این قشر نیز اهمیت و ضرورت فراوانی پیدا کرده است؛ به نظر می‌رسد کار در منزل، راه‌حل مناسبی برای اشتغال زنان باشد. امروزه بیش از دوسوم کسب‌وکارهای خانگی، در اختیار زنان است؛

- احساس راحتی بیشتر: شاید کار کردن برای خود در منزل، آرزوی هر فردی باشد. بسیاری از افراد اگر کار خود را در خانه انجام دهند، احساس راحتی و آرامش بیشتری خواهند کرد؛

- عدم نیاز به مجوز: کسب‌وکارهای خانگی در اکثر مواقع، نیاز به اخذ مجوز ندارند و مالیات نیز به آنها تعلق نمی‌گیرد (احمدپور داریانی و عزیزی،1386،ص. 35).

ازسوی‌دیگر، اگر به کسب‌وکارهای خانگی که در آنها نیروی کار خانوادگی مشغول به فعالیت هستند، از منظر نوع کسب‌وکار نگریسته شود، می‌توان مزایای زیر را برای چنین کسب‌وکارهایی ذکر نمود:

- تعهد بالای اعضای خانواده؛

- ایجاد لحن قدردانی در خانواده؛

- ایجاد ارتباطات مؤثر؛

- احساس ایجاد سلامت معنوی به‌دلیل ارتقای اهداف خانوادگی؛

- امکان فائق آمدن بر بحران‌ها (Dyer & Handler, 1994, PP .71-84).

 

چرخه‌ عمر کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی

یک کسب‌وکار خانگی با محوریت نیروی کار خانوادگی، برای اینکه بتواند بقا و دوام خود را در طولانی مدت حفظ نماید، بایستی بتواند خود را با افراد، خانواده‌ها و کسب‌وکارها به‌عنوان نهادهای پویایی که هرکدام دارای مراحل مختلفی مانند تولد، رشد و تنزل می‌باشند برای رویارویی با تغییرات و مسائل نوظهور سازمانی و شخصی که ممکن است در آینده با آنها مواجه شود؛ متناسب سازد. می‌توان مراحل توسعه چرخه عمر چنین کسب‌وکارهایی را به‌صورت زیر برشمرد:

1- راه‌اندازی و ایجاد کسب‌وکار: زمانی که هدف، موفقیت در بازار و بقای کسب‌وکار می‌باشد؛

2- رشد و توسعه: زمانی که عمده‌ترین کارها مربوط به مدیریت دارایی‌ها و توزیع مالکیت می‌باشد؛

3- توالی به نسل دوم: زمانی که تعارض میان اجزای کسب‌وکار و اجزای خانواده نهادی است؛

4- مالکیت عمومی و مدیریت حرفه‌ای: زمانی که انتقال کسب‌وکار خانوادگی به‌سمت مدیریت حرفه‌ای و توقف کسب‌وکار، ویژگی منحصربه‌فرد کسب‌وکار می‌باشد (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، ص. 194).

 

تعارض بین خانواده و کار در کسب‌وکار خانگی

یکی از تعارض‌هایی که در هنگام کار برای هر شاغل کسب‌وکار خانگی ایجاد می‌گردد، تضاد بین خانواده و کار است. و در واقع این چالشی است که یک نیروی کار خانگی در برآوردن خواسته‌های مربوط به کسب‌وکار خانگی خود و ازسوی دیگر خواسته‌های متعلق به خانواده خود با آن روبه‌رو می‌باشد. این موضوع که خواسته‌های شغلی و نیازهای خانواده همیشه با یکدیگر سازگار نیستند، موضوع دور از ذهنی نیست (Mesme, 2005, PP. 215-232).

     تعارض بین کار و خانواده را می‌توان یک شکل از تعارض در نقش تعریف نمود که در آن نقشی که باید در خانواده ایفا کرد و فعالیتی که در کار باید انجام داد، نسبت به یکدیگر در برخی جهات، ناسازگار هستند. این بدان علت است که مطالبات مربوط به هریک از این نقش‌ها، مسئولیت‌ها، ملزومات، وظایف، تعهدات و انتظارات خاص خود را دارد (Mesme, 2005, PP. 215-232).

 

کسب‌وکارهای خانگی و تأثیر آن بر خانواده

بخش عمده‌ای از ادبیات اخیر کسب‌وکار خانگی نشان‌دهندة رضایت از کار داخل خانه دارد و حاکی از آن است که بین عوامل دموگرافیک، اجتماعی، اقتصادی و یکپارچگی فضای کار خانگی با خانواده یک ارتباط قوی به وجود می‌آید. کار بیرون از خانه درک خانواده را از کار پایین می‌آورد، اما کسب‌وکار خانگی درک اعضای خانواده را از کار بالا می‌برد. برخی از پژوهش‌های علوم اجتماعی که مسائل کار و خانواده را بررسی کرده‌اند پویایی خانواده در فضای کاری خانه را تایید نموده است. وقتی محل کار و خانواده مجزا نباشند باعث پشتیبانی از منزل و محل کار به‌عنوان دو سیستم جداگانه با مرزهای محکم و منسجم و بدون نفوذپذیری می‌شود و این مهم سبب بالا رفتن استقلال ذاتی کارآفرینان و کارگران زن است. نظریه‌های زیادی در مورد اثرات مثبت روابط کار و خانواده وجود دارد. از لحاظ تاریخی، فعالیت‌های زنان کارآفرین بیشتر بر روی تولید پوشاک، لوازم آرایشی، پخت‌وپز، آموزش، مراقبت از کودکان، منشی‌گری خدمات و دوخت و تهیه مواد غذایی متمرکز شده بود، این خدمات طبق مطالعه انجام شده، خدمات مرتبط با کسب‌وکار سنتی می‌باشد. تحقیقات معدودی وجود دارد که به‌طور خاصی چگونگی ایجاد تعادل بین کار و خانواده را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که عامل تعدیل‌کننده بین کار و خانواده در کسب‌وکار خانگی خانواده است. به‌خصوص خانواده تأکید و تأثیر زیادی بر تعیین سبک کار زنان کارآفرین دارد، اعضاء خانواده بر محل کار، تخصیص فضای کاری در خانه، برنامه کار، ساعت کار و میزان درآمد نفوذ دارند. فضای کاری کسب‌وکار خانگی باید از خانواده مجزا و دارای حریمی مشخص و خصوصی باشد. زنان کارآفرین نیاز به ایمنی بیشتری در محیط کار دارند چون فرزندانشان در کنار محیط کار آنها هستند و نیاز به مراقبت هم دارند. ترکیب فضای کار و خانواده تعامل افراد خانواده و همسر را با زن کار آفرین بالا میبرد. البته بعضی از منتقدان معتقدند کسب‌وکار خانگی و آمیخته شدن محیط کار و خانواده اختلافاتی را به وجود می‌آورد، برای جلوگیری از اختلافات باید حریم کار از خانواده مرزبندی شود. البته تمام این تحقیقات نشان می‌دهد تنش‌هایی که در محیط خانه و کسب‌وکار رخ می‌دهد، غیرقابل اجتناب است (Thompson & Jones-Evans, 2009, P. 227-239; Marlow & McAdam, 2013, P.114-124).

 

تفاوت میان کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی و غیرخانوادگی

تفاوت اصلی میان این دو گروه از کسب‌وکارها، از هسته کسب‌وکار آغاز می‌گردد. مالکان کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی اغلب ماهیت اهداف خانواده را با مقاصد کسب‌وکار درگیر نموده‌اند. اهداف خانواده ممکن است که مبتنی بر عملکرد نباشند و بر اهدافی مانند رشد و سودبخشی ترجیح داده شوند. به‌عبارت‌دیگر، اولویت‌بندی اهداف توسط مالکان کسب‌وکارهای خانوادگی با کسب‌وکارهای غیر خانوادگی تفاوت دارد. تفاوت‌های دیگر میان این دو گروه از کسب‌وکارهای خانگی، به‌شرح زیر می‌باشد:

- در کسب‌وکارهای خانوادگی، اغلب فرایند تصمیم‌گیری متمرکزتر و سیستم‌های کنترل غیررسمی‌تر است؛

- در کسب‌وکارهای خانوادگی، تعارض میان افراد خانواده در بیشتر اوقات تا مدتی طولانی باقی می‌ماند و مسائل شخصی خانوادگی با مسائل کسب‌وکار آمیخته است؛

- فرایند توالی و جانشینی در کسب‌وکارهای خانوادگی اغلب بسیار دشوار و تشنج آفرین است؛

- افراد خانواده، معمولاً هویت و شخصیت خود را به همراه کسب‌وکارشان در تمام زندگی نمایش میدهند؛

- شکست افراد خانواده، با محدودیت‌های شغلی و شخصیتی مهمی همراه است؛

- رهبران کسب‌وکارهای خانوادگی نسبت به‌خود و خانواده خود کاملا حسابگر و جوابگو هستند (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، صص. 185-188).

 

مدیریت استراتژیک در کسب‌وکارهای خانگی با محوریت نیروی کار خانوادگی

فرایند مدیریت استراتژیک در کسب‌وکارهای خانگی خانوادگی، فرایند پویا و تعاملی است. اهداف باید انتخاب شوند؛ استراتژی‌ها برای رسیدن به اهداف فرموله گردند؛ و سپس استراتژی انتخاب شده پییاده سازی گردد. علاوه‌براین، در همه مراحل، نیاز به ارزیابی و انتخاب گزینه‌ها، تصمیم‌سازی و اطمینان از کنترل مؤثر فرایند است. البته در کسب‌وکارهای خانگی به‌دلیل کنترل نفوذ علایق خانوادگی و ارزش‌هایی که دارای اهمیت هستند؛ این فرایند، دارای تفاوت‌هایی است. برای ایجاد یک مدیریت استراتژیک اثربخش، علایق و تمایلات خانوادگی و ارزش‌ها را می‌توان در اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت کسب‌وکار گنجاند و روابط خانوادگی به‌عنوان یک استراتژی کسب موفقیت در نظر گرفته می‌شوند و معیارهای تصمیم‌گیری به‌وسیله ملاحظات خانوادگی که در اهداف کسب‌وکار نیز لحاظ شده‌اند؛ تحت تأثیر قرار گرفته می‌شود (Sharma, Chrisman, & Chua, 1997, P.1-36).

 

درگیری‌های خانواده و فعالیت‌های مربوط به شروع یک کسب‌وکار خانگی

ارتباط خانواده کارآفرین با کسب‌وکار جدید، نقش تعیین کننده‌ای در پیروزی یا شکست کسب‌وکار خانگی ایجاد شده دارد. معمولاً در چنین کسب‌وکارهایی، سرمایه اولیه برای حمایت سرمایه‌ای به‌طورکلی از دارایی‌های شخصی و خانوادگی فراهم می‌گردد. بنابراین، خانواده برای حمایت مالی از ایجاد و راه‌اندازی یک کسب‌وکار خانگی، متغیری حیاتی محسوب می‌گردد. اعضای خانواده، همچنین، در فعالیت‌های مربوط به خرید تجهیزات مورد نیاز کسب‌وکار درگیر هستند. البته در این فرایند باید به این موضوع توجه داشت که در این نوع کسب‌وکارها: 1- معمولاً سود و زیان اولیه به آسانی در میان اعضای خانواده به اشتراک گذاشته می‌شود؛ 2- ابتدا انتفاع خانواده به‌عنوان یک اصل کلی پذیرفته شده و پس از آن، موفقیت کسب‌وکار حائز اهمیت است؛ 3- هم‌افزایی اعضای خانواده با یکدیگر؛ 4- اعتماد حاکم بر چنین کسب‌وکارهایی. ازجمله درگیری‌های دیگر خانواده در آغاز یک کسب‌وکار خانگی، تجربه کاری یک خانواده با یکدیگر، تقسیم کار و مسئولیت‌ها و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌باشد. مشغله دیگر چنین کسب‌وکارهایی، مدیریت هم‌زمان خانواده و کسب‌وکار می‌باشد (Dyer & Handler, 1994, PP. 71-84).

 

کسب‌وکار خانگی گروهی با محوریت خانواده

یک کسب‌وکار خانگی گروهی با محوریت خانواده، یک شبکه به هم مرتبط در مدیریت و مالکیت از کسب‌وکارهای خانگی با محوریت خانواده می‌باشد که هر کسب‌وکار دارای محیط پیرامونی خاص خود بوده و تعاملات مختلفی با محیط خود دارد. مانند سایر انواع شرکت‌های خانوادگی، این نوع از کسب‌وکار نیز با اثر مدیریت خانواده و مالکیت در تصمیمات استراتژیک از سایر کسب‌وکارها قابل تشخیص و تمایز است. این نوع از کسب‌وکارهای گروهی تأثیر مثبتی بر اقتصاد ملی، خلق ارزش و حفظ پویایی و تحرک اجتماعی دارند (Chung, 2014, PP. 260-271).

 

توصیه‌هایی برای جلب مشارکت دیگر اعضای خانواده در کسب‌وکار خانگی

کارها و امور مربوط به کسب‌وکارتان را با دیگر اعضای خانواده در میان بگذارید. راه‌اندازی کسب‌وکار در منزل، بدان معنی است که شما وقت زیادی را با خانواده خود خواهید گذراند. همچنین اعضای خانواده نیز بیشتر اوقات با شما خواهند بود.بنابراین، قبل از شروع کسب‌وکارتان حتما توافق دیگر اعضای خانواده را نیز جلب کنید و مانع ایجاد مشکلی برای خانواده خود گردید (احمدپور داریانی و عزیزی، 1386، ص. 36).

 

احمدپور داریانی، محمود.، یدالهی فارسی، جهانگیر و سمیع‌زاده، مهدی. (1388). نقش عوامل خانوادگی در شکل‌گیری کسب‌وکارهای خانوادگی (مطالعه موردی: صنایع نفت و نساجی شهر تهران). فصلنامه خانواده‌پژوهی، 5 (19)، 331-345.
احمدپور داریانی، محمود و عزیزی ، محمد. (1386) کار آفرینی، تهران: انتشارات محراب قلم.
احمدپور داریانی، محمود و سمیع زاده، مهدی. (1390) کسب‌وکار خانوادگی، تهران: پویندگان پارس.
احمدپور داریانی، محمود.، و ملکی، علی. (1390). کارآفرینی پیشرفته. تهران: راه دان.
ساروخانی، باقر. (1386) مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش (انتشارات صداو سیما).
هیستریچ، رابرت. دی وپیترز، مایکل. (1383) کارآفرینی، مترجم: فیض‌بخش، علیرضا و تقی‌یاری، حمیدرضا.، تهران: دانشگاه صنعتی شریف.
مهدوی، محمد‌صادق. (1387) درس تاریخ تحولات خانواده، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.
Chung, H. M. (2014). The role of family management and ownership on semi-globalization pattern of globalization: The case of family business groups§. International Business Review, 23 (1), 260-271.
Dyer, W. G., & Handler, W. (1994). Entrepreneurship and family business: Exploring the connections. Entrepreneurship Theory and Practice, 19 (1), 71-84.
Long, P. G., & Chrisman, J. J. (2014). Management succession in family business. London: Sage.
Marlow, M., & McAdam, M. (2013). Gender and entrepreneurship: advancing debate and challenging myths; exploring the mystery of the under-performing female entrepreneur. International Journal of Entrepreneurial Behaviour & Research, 19 (1), 114-124.
Mesme, J. R. (2005). Convergence Between Measures Convergence Between Measures of Work-to-Family and Family-to-Work Conflict: A meta-analytic examination. Journal of Vocational Behavior , 67, 215–232.
Sharma, P., Chrisman, J. j., & Chua, J. H. (1997). Strategic Management of the Family Business: Past Research and Future Challenges. Family business review, 10 (1), 1-36.
Thompson, p., & Jones-Evans, D. (2009). Women and Home-based Entrepreneurship. International Small Business Journal, 27 (2), 227-239.