دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

حمایت‌های حقوقی از نوآوری‌های مبتنی بر کسب‌وکار خانگی

Legal Protection of Innovations Based on Home Business
نویسنده

خدمات و مزایایی است که در قانون برای توسعه نوآوری توسط کسب‌وکارهای خانگی پیش‌بینی شده است. حمایت حقوقی از نوآوری‌های مبتنی بر کسب‌وکار خانگی می‌تواند به نقطه عطف پیشرفت کسب‌وکار مذکور مبدل گردد.

     کسب‌وکار خانگی یکی از شیوه‌های سنتی کارآفرینی است که امروزه با اشکال جدید و به‌روزی همراه گردیده است. در این میان، ثروت آفرینی مستمر و با داوم از کسب‌وکار خانگی نیازمند عناصری است که کار این گروه از فعالان را از سایر رقبا تمیز داده و آنها را در محور پیشرفت مادی و معنوی قرار دهد. تولید مبتنی‌بر خلاقیت و نوآوری یکی از مهم‌ترین عناصر در توسعه کسب‌وکار خانگی تلقی می‌شود، امری که بسیاری از کارآفرینان خانگی از گذشته آن را مورد توجه قرارداده و در منازل و اقامتگاه‌های شخصی خود با امکاناتی که براساس منابع مالی و اعتباری خود داشتند به ارائه خلاقیت و نوآوری پرداخته و توانسته‌اند مسیر تاریخ علمی و صنعتی را با دگرگونی همراه نمایند.

     در اقتصاد دانش محور، خلاقیت بسیار مهم تلقی می‌شود و هرکس که خلاق باشد یا بالقوه از چنین استعدادی برخوردار است، می‌تواند مدیریت جریان پیشرفت را به عهده بگیرد. این امر هنگامی برای یک کارآفرین خانگی از اهمیت برخودار است که وی می‌تواند برمبنای این خلاقیت خود حمایت‌های حقوقی را دریافت نماید. این حمایت بدان معناست که اگر خلاقیت وی از اوصاف موردنظر قانون برخودار باشد، وی از حق انحصاری بهره‌مند می‌شود و می‌تواند مانع استفاده دیگران از این خلاقیت گردد، به‌عبارت‌دیگر ایشان می‌تواند با صدور اجازه به دیگران، موجبات بهره‌برداری آنان را فراهم نماید و لذا این امتیاز می‌تواند منابع مالی قابل‌توجهی را برای کارآفرین خانگی فراهم نماید تا در آینده به ایجاد خلاقیت‌های بیشتر بپردازند. در این شرایط، حقوق انحصاری به‌عنوان انگیزه‌ای برای خلق نمودن استقرار می‌یابد و در قالب پیش شرط ضروری برای خلاقیت و جزئی از عناصر حیات بخش جامعه به‌شمار می‌آید، به‌عبارت‌دیگر، حمایت از کارآفرینان کوچک در جهت توسعه فکری و اجتماعی- اقتصادی صورت می‌گیرد و در تعقیب آن یک ارزش اجتماعی شکل می‌گیرد. بنابراین اعطای حقوق انحصاری یا به‌عبارت‌دیگر حقوق مالکیت‌های فکری، ابزارهای هستند که به‌وسیله آن اصالت و نوآوری فرهنگی و خلاقیت، ماندگار می‌شود. به‌طورکلی، می‌توان گفت که حقوق مالکیت فکری به دوره پیش از خلاقیت تعلق دارد چه این نظام انگیزه‌ای برای تولید است و اساساً جهت انگیزه آفرینی به منصه ظهور می‌رسد، هدفی که نهایتاً در خدمت تعالی اقتصاد و بازار و شکوفایی علمی و فرهنگی قرار می‌گیرد و در همین راستا است که بر دایره حق انحصاری افزوده می‌گردد، چنانچه برخی از متفکران بیان می‌نمایند هنگامی‌که حمایت مؤثری از حقوق مالکیت فکری وجود نداشته باشد، هیچ کارآفرین خلاقی نیز وجود نخواهد داشت (Parsons,2001, PP. 107-283). اما این پرسش نیز مطرح است که آیا تا همیشه این رویکرد نقش فعالانه خود را در خدمت به جامعه به‌کار خواهد بست؟ و در این بین، آیا کارآفرینان خانگی دیگری که محصولات خلاقیت‌ها را مصرف می‌نمایند با مانع ناشی از ممنوعیت نسخه‌برداری از خلاقیت روبه‌رو می‌شوند و اگر بخواهند خود منشأ خلاقیتی جدید باشند، دستشان از خلاقیت پیشین کوتاه است؟!

     بنابراین گسترش حمایت از یک‌سو و آزادسازی بهره‌برداری جامعه ازسوی‌دیگر، نتایجی را فراهم می‌آورد که درهرحال به سود جامعه و کارآفرین نیست و در این میان، شاید، سخن راندن از جنگ برای دستیابی به آزادی دور از واقعیت نباش (Kumar, 2006, P. 2).این متناقض نما باید در جست‌وجوی راه‌حل میانه‌ای باشد که هم خالقان فکری را از منافع مالکانه خود بهره‌مند سازد و از طرفی بخشی از مالکیت را به جامعه ببخشد تا هر دو گروه را یاری‌رسان باشد.

     به‌طورکلی، دو گروه از کارآفرینان خانگی وجود دارند: کسانی که خود خلاق هستند و کسانی که از خلاقیت دیگران بهره می‌برند.کارآفرین خلاق برای ایجاد مجموعه‌ای منحصربه‌فرد و با بازدهی بالا در پی تقویت و از آن ضروری‌تر حفظ و حراست از ابداعات خود است. ازاین‌رو در حال حاضر، نوآوری به سازوکار توسعه مبدل شده است (Samila & Sorenson, 2009, PP. 7-8). این ابداعات متشکل از نوآوری‌های است که در نتیجه تراوشات ناب، اصیل و خلاقانه آفرینندگان آن به منصه ظهور رسیده‌اند. کارآفرینی که اختراعی را تولید می‌کند یا از آن بهره‌برداری می‌کند یا با گروهی از اعضای خانواده یا دوستان نزدیک طرح‌های صنعتی را ترسیم می‌کنند یا کسانی که در محیطی دوستانه به نگارش رمان‌های ادبی یا آثار تحقیقاتی می‌پردازند و... همه و همه یک هدف مشترک را تعقیب می‌نمایند، توسعه و تولید ثروت (Charles E. Eesley, 2009, P. 8).

     یک کارآفرین خانگی موفق و علاقمند به پیشرفت همواره به آن می‌اندیشد که چگونه می‌تواند از این نوآوری‌ها در جهت آرمان‌های خود بهره جوید؟ یا چگونه می‌تواند در نتایج ابداعات سایرین مشارکت نماید؟ کارآفرینان جوانی که به رقیب پیشکسوت خود غبطه می‌خورد و آرزو می‌کند با امکانات محدودی که در خانه دارند به شهرت و اعتبار وی دست یابد، چگونه باید در این مسیر گام نهد؟ چه الزامات و ممنوعیت‌های قانونی فراراه او نهاده شده است؟ و سرانجام آنکه چگونه می‌تواند از چالش‌ها و دشواری‌ها، فرصت‌های بی‌بدیل را بنیان‌گذاری نمود؟

     اگرچه می‌توان مواردی از کارآفرینی خانگی را مشاهده نمود که در آنها نوآوری جایگاه قابل اعتنایی را ندارند اما نبابد تردید کرد که خلاقیت و نوآوری مسیر کسب‌وکار خانگی را با تغییر روبه‌رو می‌نماید اما با وجود این، هنوز بسیاری از کارآفرینان نگران هزینه‌های نوآوری و خلق سرمایه‌های فکری هستند و یا آن را به گروهی از محصولات با عنوان «اختراع» منحصر می‌نمایند اما حقیقت آن است که نوآوری در گستره‌ای متنوع ترسیم می‌شود. ازاین‌رو در اولین گام آشنایی کارآفرینان با انواع ابداعات ضروری است.

     بسیاری از کارافرینان خانگی، مفهوم سرمایه فکری را در اختراع نمودن یک محصول یا فرایند جست‌وجو می‌نمایند و در صورت ناکامی یا عدم توانایی در دستیابی به آن، از ورود به سایر عرصه‌ها خودداری می‌ورزند اما اگرچه اختراع تبلوری از فکری مبدعانه است اما طرح‌های صنعتی، علائم و نام‌های تجاری، نشانه‌های جغرافیایی، آثار ادبی و هنری و... . همه از مظاهر نوآوری‌های مفید هستند که می‌توانند با نیروی خویش یک کارافرین خانگی پویا را در دستیابی به توفیق مدد رسانند.

کارآفرین خلاق یا بهره‌بردار از خلاقیت سایرین: نخستین مسئله آن است که برای شروع یک کارآفرینی و سرمایه‌گذاری، باید نوع آن را مشخص کرد، آیا قرار است بر روی یک اختراع کوچک سرمایه‌گذاری شود یا با ثبت یک علامت تجاری، به طبخ غذاهای خانگی و فروش آن مبادرت شود و... در این هنگام باید روشن شود که یک کارآفرین مبدع است یا علاقمند به استفاده از نوآوری‌های دیگران می‌باشد؟

     در هریک از این موارد اوضاع تفاوت خواهد کرد، کارآفرین مبدع از حق انحصاری و مهمی برخوردار شوید که از بهره‌برداری دیگران جلوگیری کنید، در حالت دوم کارآفرین در پی دستاوردهای دیگران است و باید با حق ایشان به احترام رفتار نماید و این پرسش مطرح است که چگونه می‌توان به چنین حقی دست یافت؟

     یک کارآفرین مبدع در آغاز باید یک جست‌وجوی اساسی انجام دهد تا اطمینان یابد که پیش از او هیچ‌کس دیگری گوی سبقت را بر وی نربوده است؟ این مرحله از آن جهت مهم است که او می‌خواهد اساس سرمایه و وقت خود را در این زمینه وارد نمایید اگر نتیجه جست‌وجو به‌صورت فقدان سابقه بود، باید به‌سرعت روش حمایتی را برگزید و به این پرسش پاسخ داد که قصد دارد به کدامیک از حمایت‌های قانونی در زمینه نوآوری‌های خود دست یاید؟

     هریک از این موارد دارای تعریف و قلمرو متفاوتی است که اختلاف‌شان تنها به‌صورت تئوری باقی نمی‌نماند. قانون‌گذاران ملی کشور در برابر هر کدام از نوآوری‌ها، حقی انحصاری را اعطا می‌کنند و لذا شناخت کارآفرین از این انحصار و حوزة آن بسیار ضروری است.

     اگر سرمایه‌گذار بخواهد از اختراع خود حمایت کند در آغاز باید درک کند که آیا الزامات قانونی را رعایت کرده است زیرا در غیر این صورت نمی‌تواند از حق انحصاری بهره جوید، قانون‌گذار از اختراع تعریفی ارائه می‌نماید کند (ماده 1 قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری ایران) و مواردی را از شمول آن خارج می‌کند، ازاین‌رو کارآفرین با سنجش ظرافت‌های قانونی نباید در پی کسب حق اختراع برای استثنائات قانونی باشد و در آنها سرمایه‌گذاری نماید (رجوع کنید به: حبیبا و شاکری، 1390 (ب)، ص. 261).

     به‌طور مثال کارآفرین خانگی که در عرصه موسیقی اشتغال دارد نمی‌تواند از حمایت ناشی از حق اختراع بهره جوید، او باید حمایت قانون‌گذار را در سایر زمینه‌ها جست‌وجو کند، ازاین‌رو نیاز به تصمیم قاطعانه‌ای وجود دارد زیرا اگر یک کارآفرین به دنبال آن است که با تکیه بر حق قانونی از استفاده دیگران از نوآوری‌های خود ممانعت به عمل اورد و همه امور را در تحت تسلط خود درآورد باید با اتخاذ سیاست‌های راهبردی خود مسیر را تنظیم نماید، اکنون کشفیات علمی، روش‌های انجام کار تجاری، روش‌های تشخیص و معالجه بیماری‌های انسانی و حیوانی، منابع ژنتیک و اجزای تشکیل‌دهندة آن و... از کسب یک حق انحصاری به‌عنوان اختراع محروم هستند و لذا کارآفرینان مشتاق دریافت انحصار باید از این دایره خارج شوند (ماده 4 قانون ثبت اختراعات...).

خلاقیت‌های کوچک: ازسویی نوآوری ارائه شده در قالب اختراع باید خلاقانه باشند به‌گونه‌ای که از دیدگاه اداره مالکیت صنعتی بتواند گواهینامه را دریافت نماید. اختراعاتی که مشمول حق اختراع واقع می‌گردند، دارای مرحله ابتکاری هستند وآن اختراعات نباید برای فرد کارشناسی که دارای مهارت عادی درآن زمینه علمی است، بدیهی و آشکار باشد و در حقیقت چنین اختراعی دارای خلاقیتی می‌باشد که قابل‌توجه است و نسبت به دانش‌های قبلی پیشرفتی مهم را فراهم می‌آورد. اما گروهی از اختراعات به نام «نمونه اشیاءمفید» (اختراعات کوچک/Utility Model) هستند که چنین خلاقیت چشمگیری که گامی مترقی نسبت به دانش قبلی در آن باشد، مشاهده نمی‌شود (حبیبا و شاکری، 1390 (الف)، ص. 194) و معمولاً کارآفرینان خانگی به‌جهت بضاعت اندک خود، نوآوری‌هایی از این دست دارند، اختراعاتی که دارای عنصر یا عناصر مفید و مثمرثمر برای مصرف‌کنندگان هستند اما ابتکار اساسی و برجسته‌ای در آنها وجود ندارد، به‌طورمثال تهیه نوعی لباس برای محیط‌های سرد یا تهیه سس خاصی برای صرف غذا و... .

     یکی از نکات مهم برای کارآفرینان خانگی آن است که در نظام حقوقی ایران از نمونه اشیا مفید حمایت قانونی صورت نمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر یک کارآفرین خانگی با ذکاوت باید بر این مسئله آگاهی داشته باشید که اختراعی که دارای گام ابتکاری و منحصربه‌فرد نباشد و تنها به‌عنوان عنصری ساده و مفید مطرح باشد که ابتکار پیشرفته‌ای نیز در آن به‌کار نرفته، از دایره حمایتی حقوق ایران به‌عنوان اختراع خارج می‌شود البته این در حالی بوده که در بسیاری از کشورها مانند آلمان که مهد اختراعات کوچک است از این اختراعات حمایت می‌گردد (John Richards, 2002, P. 1)

     اما علی‌رغم نقش مهم این دسته از اختراعات در توسعه کشور و امکان انجام آن در محیط‌های خانگی، کارآفرینان ایرانی از این زمینه پیشرفت محروم هستند و اساساً آنها را به‌عنوان سرمایه فکری تلقی نمی‌نمایند (بااین‌وجود، کارآفرینان خانگی می‌تواند با مشورت با وکلای زبردست ثبت اختراع، راه‌هایی را برای ثبت محصول خود به‌عنوان اختراع پیدا نمایند. علاوه‌براین ازآنجاکه در نظام حقوقی ایران، بررسی ماهوی پیشرفته‌ای روی اختراعات صورت نمی‌گیرد، لذا این امید است که کارآفرین خانگی بتواند، اختراعات ساده خود را نیز به ثبت برساند).

مالکیت‌های ادبی- هنری و صنعتی؛ درک تفاوت‌ها: یکی از مصادیق سرمایه فکری، مالکیت‌های ادبی و هنری (مانند کتاب، موسیقی و...) است و هنگامی‌که یک کارآفرین خانگی، آفریننده آثار ادبی و هنری بوده این مسئله مهم است که وی از حمایت ناشی از اختراعات محروم می‌شود و باید حمایت قانونی را در دایره حقوق مالکیت ادبی و هنری ایران جست‌وجو نماید.

     این مسئله به سادگی حل نمی‌گردد زیرا که از لحاظ ماهیتی و قلمرو، تفاوت‌های اشکاری بین نوآوری‌های ادبی- هنری و صنعتی وجود دارد. در این مجال با توجه به پیچیدگی‌های فنی موضوع به کنه آن نمی‌پردازیم اما باید اشاره کرد که در عمل ازجمله مدت حمایت و... مسیر جداگانه‌ای طی می‌گردد (Jens Schovsbo, 2008, P. 401).

     شناخت مصادیق حق انحصاری به بهره‌گیری صحیح کارآفرینان مساعدت می‌کند، حقوق فعلی ایران نسبت به گذشته توسعه قابل ملاحظه‌ای را تجربه می‌کند به‌گونه‌ای که اکنون یک کارآفرین مخترع علاوه‌بر حق ساخت و تولید یا واردات، از حق عرضه برای فروش، ذخیره به قصد عرضه برای فروش و... برخوردار است (ماده 15 قانون ثبت اختراعات...) و ثمره این بحث آن است که یک کارآفرین می‌تواند با افرادی که به‌طور نمونه اقدام به ذخیره اختراعات می‌کنند، قراردادی منعقد نمایند و بتوانند با هدایت یک ابزار قانونی سود سرشاری را کسب نمایند.

     یکی از موارد مهم و اساسی ان است که برای بهره‌برداری انحصاری و کامل از سرمایه فکری بایستی از گام نخست، قلمرو حق خود را به سایرین متذکر گشت و لذا باید در تنظیم اظهارنامه‌ها و مدارک ثبت، به توصیف واضح و کامل نوآوری خود اقدام شود، این نکته از ظرافت‌هایی است که به‌شدت با حقوق آتی کارآفرینان و حمایت از سرمایه در رابطه‌ای تنگاتنگ قرار دارد.

کارآفرینی شرکتی: امروزه کارآفرینی شرکتی گسترش بسیاری یافته است و ازاین‌رو ما شاهد ظهور و بروز ابداعاتی هستیم که حاصل تلاش عده‌ای از نیروهای انسانی تحت لوای شرکت هستند، شرکت‌هایی که دفتر و محل عملیاتشان در منزل یا محل سکونت شخصی است.اما آنچه که اهمیت دارد آن است که حقوق مادی نوآوری به شرکت کارآفرین تعلق دارد نه اعضای خانواده یا گروه دوستانی که به خلق نوآوری می‌پردازند، این نکته مهم است که از حق انحصاری کارآفرین مراقبت شود اما همواره این تهدید وجود دارد که کارمندان شرکت کارآفرین با ترک شرکت یا همزمان با حضور در شرکت رقیب، به افشای نوآوری‌ها و ابداعات خلاقانه شرکت بپردازند و درست در این نقطه است که پیش‌بینی صرف منشور اخلاقی جهت تضمین حقوق شرکت کافی نیست. شرکت‌های کارآفرین می‌توانند با اتخاذ تدابیر قراردادی (مانند تراضی بر وجه التزام سنگین) یا قواعد مسئولیت مدنی ایران به مقابله با این تعدی جدی بپردازند، وجود ضمانت اجرا قوی از توان بالقوة بازدارندگی برخوردار است اما اگر کارمندان به افشا بپردازند به‌راستی این تدابیر قادر است سود از دست‌رفته را به شرکت کارآفرین بازگرداند؟ (Samila& Sorenson, 2009, P.7-8, Mariagiovanna Baccara, 2009, PP. 10-15).

     اهمیت این نکته به‌ویژه در هنگامی آشکار می‌گردد که شرکت کارآفرین به کسب حق انحصاری رسمی نپرداخته باشد و نوآوری را در قالب «سر تجاری» حفظ نماید، نباید از نظر دور داشت که حقوق ایران از اسرار تجاری به‌گونة مصرحی حمایت نمی‌کند و لذا شاید بایستی بر آن بود که شرکت کارآفرین نیز در این میان با غفلت خود (یا احیاناً علم به وضعیت آینده) در ایجاد زمینه‌های تجاوز مقصر بوده است.

وثیقه‌گذاری: یکی از مهم‌ترین مصادیق نوآوری‌های ناشی از تراوشات ذهنی، علائم و نام‌های تجاری هستند که به‌عنوان یکی از اموال اساسی کارآفرینان مطرح هستند و چه بسیار کارآفرینی‌های که برمبنای علائم و نام‌های تجاری نهاده شده باشد. هر کارآفرینی حتی اگر با اختراعات، طرح‌های صنعتی، نشانه‌های جغرافیایی و... سروکار نداشته باشد، حداقل دارای علامت یا نام تجاری است. این علائم به تنهایی از این نیرو برخوردار هستند که انقلابی مهم را در کارآفرینی ایجاد کنند. علائم مشهور بازارها را قبضه می‌کنند و حتی ورود کارآفرینان جوان را منوط به کسب مجوز از خود می‌کنند. بسیاری از این علائم به سادگی قابل ارزش‌گذاری نیستند و دارای چنان اقتداری هستند که عرضه کالاهای مجعول نیز به اعتبار آنها خدشه وارد نمی‌کند. این علائم و نام‌ها از دیدگاه حقوقی نیز با مسائل مختلفی روبه‌رو هستند.در کشورهای پیشرفته حقوقی و اقتصادی، با وثیقه نهادن علائم تجاری، وام و اعتبارات مالی کسب می‌شود و ازسویی براساس آن، قراردادهای متنوع و با ارزش اقتصادی بسیار بالا منعقد می‌شود و شاید گزاف نباشد که بیان گردد کارآفرینی امروز با اعتبار علائم و نام‌های تجاری در تعاملی تنگاتنگ است (حبیبا و شاکری، 1389، ص. 158).

     در بعضی از قوانین حقوق مالکیت فکری قابل به رهن نهادن می‌باشد (مانند ماده 63 ثبت علائم تجاری کره جنوبی). در حقوق ایران به‌دلیل ماده 774 قانون مدنی که سابقة فقهی دارد و بیان می‌دارد: مال مرهون باید عین معین باشد، رهن چنین اموالی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. امروزه بسیاری از کشورها اهمیت بحث رهن اموال فکری را درک نموده و آن را در قوانین خود درج کرده‌اند (Abu-Ghazaleh. Kluwer, 2000, P. xxii).

     در ایران، صرف‌نظر از مانع اخیر، بسیاری از کارآفرینان از ارزش این اموال خود غفلت می‌ورزند و با تمام تلاش به حفظ و حراست از آن نمی‌پردازند، در شرایطی که به سهولت از علامت تجاری یک کارآفرین موفق سوءاستفاده می‌گردد و افراد فرصت‌طلب از آن در مورد محصولات خود بهره می‌برند و کارآفرینان سکوت می‌کنند، چگونه می‌توان از قدرت شگفت‌انگیز علائم سخن به میان نیاورد؟

 

سیاست‌ها و تدابیر کارآفرینان خانگی و مقامات قانونی

عوامل مختلفی می‌توانند حق قانونی را تحت تأثیر قرار دهد، از یک‌سو اقدامات و سیاست‌های یک کارآفرین و ازسویی قانون‌گذار یا مقام قضایی. ازاین‌رو در ادامه به بررسی این تدابیر و سیاست‌ها پرداخته می‌شود.

سیاست‌ها و تدابیرکارآفرین خانگی: این تدابیر و سیاست‌ها در دو شکل رخ خواهد داد از طرفی یک کارآفرین خانگی خلاق ممکن است تصمیمی یا عملی انجام دهد که حقوق خود را متأثر نماید:

فروش در ایران: هنگامی‌که کارآفرین محصولات نوآورانه خود را با رضایت کامل در بازار ایران به فروش می‌رساند به حقوق انحصاری خود درباره ان ابداعات خاتمه می‌دهد اما از این نکته نباید غافل ماند که این اقدام نباید کارآفرینان فرصت طلب دیگر را به تولید و ساخت آن ابداع تشویق نماید زیرا که کارآفرین مبدع تنها به بخشی از حق خویش پایان داده است. به‌عبارت‌دیگر هرگونه انتقال مالکیت، به خریدار یا کارآفرینان خانگی دیگر این توان را می‌بخشد که با آن کالاهای خریداری شده کسب‌وکار تازه‌ای را آغاز نماید و دیگران نیز از این سرمایه بهره جویند (Herman Cohen Gehoram, 2006, P.1, EleanorM. Fox, 2001, PP. 1-5, Margreth Barrett, 2000, PP. 25-32).

     این امر می‌تواند معد آن باشد که دعاوی متعددی ازسوی کارآفرینان در نزد محاکم ایران اقامه شود که نظر به پیچیدگی فنی از مطالعه آن خودداری می‌شود اما باید توجه نمود این مسئله اخیر از نتایج توسعه حقوقی اخیری است که در حقوق ایران صورت پذیرفته است (حبیبا و شاکری، 1390 (ب)، ص. 267) که می‌تواند کارفرینان خانگی بسیاری را برای ظهور در بازارهای توزیعی ازجمله فروش و اجاره محصولات صنعتی و خوراکی و... یاری رسان باشد.

     قراردادهای اجازه بهره‌برداری: علاوه‌براین یک کارآفرین مبدع می‌تواند با انعقاد قراردادهای مجوز بهره‌برداری یا لیسانس یا واگذاری امتیاز یا فرانشیز، به بخشی یا تمام حقوق خود در همه یا جزئی از مدت حمایت پایان دهد. این نکته را نباید از نظر دور داشت که اهمیت بحث در آن است که یک کارآفرین موفق باید از این قراردادها حداکثر منفعت را به دست آورد. کارآفرین مبدع یا کارآفرین طرف قرارداد باید از آنکه چه چیز را دریافت می‌کنید و چه حقوقی را به دست می‌آورید یا از دست می‌دهید آگاه گردد، بی‌تردید مشاوره با حقوق‌دانان ماهر و زبردست در این میان یاری‌رسان خواهد بود.

     گاهی از اوقات کارآفرینان خانگی با وجود کسب حق انحصاری از بهره‌برداری از ابداعات خودداری می‌ورزند (مانند کسب حق اختراع برای یک داروی گیاهی) و سایر کارآفرینان داوطلب را از فرصت بی‌بدیل کسب سود و توسعه محروم می‌نمایند، در این هنگام علی‌رغم همه تلاش‌های خلاقانه کارآفرین، این امکان وجود دارد که کارآفرینان رقیب یا جوان که سر پر سودایی دارند از این امکان بهره گیرند که با ابطال گواهینامه حق انحصاری میدان را از دستان کارآفرین مبدع بربایند و سرمایه دیگری تصاحب نمایند.

     ازاین‌رو باید بر ان بود که کارآفرینی که با دشواری حقی را تحصیل کرده با اتخاذ تدابیر غیرمطلوب، زمینه‌های سرمایه‌گذاری‌های جدید را برخلاف انصاف تصرف کرده است و لذا مقام قضایی با مداخله خود، اسباب کارآفرینی براساس سرمایه فکری انجام گرفته را به سایرین می‌بخشد.

     عدم به‌کارگیری حق انحصاری تنها به ابطال گواهینامه منجر نمی‌شود زیرا ممکن است مسئله با امنیت یا بهداشت عمومی ایران ارتباط بیابد. به‌عبارت‌دیگر جامعه در برابر سرمایه‌های فکری ارزشمندی که وارد عرصه بازار نمی‌شود. از طرفی با امور بهداشتی و حیاتی مردم در ارتباط است واکنش نشان می‌دهد و به اعطای لیسانس به دیگران مبادرت می‌ورزد (مجوز اجباری). در این میان اگرچه حق انحصاری کارآفرین به‌طور کامل از بین نرفته است اما با تعدیلی جدی و اساسی روبه‌رو می‌گردد که مسلماً بر ارزش سرمایه وی اثر می‌گذارد. لذا کارآفرین با مدیریت نوآوری خود می‌تواند از خطر بزرگی که می‌تواند عنان امور را از کف وی خارج نماید جلوگیری نماید (Anand, B. and A. Galetovic, 2000, PP. 616-642 & Anton, J. and D. Yao, 1994, PP. 190-204).

     یکی از مسائل محل بحث آن است که بسیاری از کارآفرینان خانگی که اعتبار و شهرت چندانی ندارند تمایل دارند با انعقاد قرارداد اجازه بهره‌برداری از علائم تجاری کارآفرینان موفق و معتبر بهره گیرند اما این قراردادها در معرض چالش‌های جدی قرار دارند. زیرا کارآفرینان پیشکسوت جهت حفظ اعتبار خود نظارت مستمری بر عمکرد کارآفرینان مجوزگیرنده خواهند داشت. اما در این میان قانون‌گذار نیز برای حفظ حقوق مصرف‌کنندگان و حفظ سلامت کارآفرینی به صراحت عدم اعتبار قراردادهایی را که نظارت کارآفرین پیشکسوت را فاقد است، اعلام می‌کند (ماده 44 قانون ثبت اختراعات...). عرصه علائم تجاری از حساسیت بالای قانونی برخوردار است و فریب و گمراهی مردم برای مقنن از اهمیت خاصی برخوردار است و لذا کارآفرینان موفق باید بتواند به درستی به مدیریت اوضاع بپردازند. اما عملاً بسیاری از کارآفرینان به‌دلیل عدم آگاهی یا بار مالی و... از تعقیب قضایی متجاوزان به حقوق خویش، خودداری می‌کنند و همین امر می‌تواند به تعدیل کارآفرینی منجر گردد.

دوره حمایتی: حمایت از حقوق انحصاری کارآفرینان دائمی نیست و پس از چندی خاتمه می‌یابد، انتخاب این مدت و تمدید به هنگام از ظرافت‌های مدیریتی کارآفرین است، نوآوری که پس از مدتی همگیر می‌شود و یا ارزش اقتصادی آن کاهش بسیاری می‌یابد و... به حمایت قانونی طولانی مدتی نیاز ندارد و یا آنکه می‌تواند با قرارداد به صرفه‌ای واگذار گردد. به‌طورکلی، امکان تمدید حمایت درباره علائم تجاری و طرح‌های صنعتی پیش‌بینی شده است و به‌هرحال این کارآفرینان هستند که در باب استمرار آن می‌اندیشند و تصمیم می‌گیرند (20 سال در مورد اختراعات یا تا 50 سال پس از فوت مؤلف در مورد آثار ادبی و هنری).

چند نکته دیگر: یکی از نکات تأمل‌برانگیز نظام حقوقی ایران آن است که نام‌های تجاری حتی بدون ثبت حمایت می‌شوند (ماده 47 قانون ثبت اختراعات مصوب 1386) و این امر می‌تواند برای کارآفرینان سنتی بازار مفید و مؤثر باشد. ولی مجدداً تأکید می‌گردد، این آگاهی و تصمیم کارآفرینان است که مسیر پیشرفت را می‌سازد. لذا کارآفرینان خانگی که دارای نام تجاری هستند ولی اقدام به ثبت نکرده‌اند از حمایت قانونی برخودار هستند.

     علاوه‌براین، کارآفرینان خانگی در عرصه نوآوری‌های ادبی و هنری، با چالش‌های خاصی روبه‌رو هستند زیرا که شرط حمایت از حقوق انحصاری در این موارد آن است که اثر برای نخستین بار در ایران چاپ، پخش، نشر و اجرا گردد و قبلاً در هیچ کشوری چاپ یا نشر یا پخش یا اجرا نشده باشد (ماده 22 قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 (حبیبا و شاکری، 1389، ص. 164). اما همواره این عرصه مهیا است که یک کارآفرین ایرانی به دنبال چاپ یا نشر آثاری که قبلاً در خارج از ایران چاپ یا نشر شده‌اند، باشد، اما این یک حقیقت است که به مجرد عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی و الزام‌آور شدن تعهدات بین‌المللی درباره چنین اموالی، این امکان از بین خواهد رفت لذا تا آن هنگام این فرصت برای تعداد بسیاری از کارآفرینان خانگی مطرح است که فارغ از نظارت بین‌المللی به فعالیت در این عرصه مبادرت ورزند.

سیاست‌های مقامات صالح: شاید مهم‌ترین مداخله دولتی همان نکته اخیر است که به صدور مجوز بهره‌برداری اجباری می‌انجامد اما در اینجا نیز حق اعتراض و تجدیدنظر فراروی کارآفرینان قرار می‌گیرد، در واقع این مجوزها یک قلع و قمع مطلق نیستند بلکه همواره این امکان وجود دارد که به موازات مجوزها، حق کارآفرین با جرح و تعدیل‌های باقی بماند یا به مجرد تغییر اوضاع واحوال، تقاضای لغو این مجوزها صورت گیرد (ماده 17 قانون ثبت اختراعات...).

     یکی از مهم‌ترین سیاست‌های قانونی آن است که به کارآفرین خانگی پیشکسوت که بدون کسب حق رسمی اقدام به بهره‌برداری از نوآوری‌ها می‌کند، اجازه می‌دهد به استفاده قبلی خود ادامه دهد به‌طور مثال، اگر یک خانواده روستایی چند سالی است که بدون ثبت فرایند تولید یک نوع کود جدید به استفاده و تولید آن بپردازد، قادر است به جهت استفاده پیشین با حسن نیت به استفاده خود ادامه دهد. این مسئله یک حمایت عظیم از فعالان سنتی بازار است که مانع از تعطیلی یا رکود اشتغال پیشکسوتان می‌گردد. این حق تا آنجا پیش می‌رود که با انتقال شرکت یا کسب‌وکار کارآفرین پیشکسوت به قائم مقامان منتقل می‌گردد، البته چنین حقی هنگامی متصور می‌گردد که حسن نیت کارآفرین احراز گردد و لذا کارآفرینی که با تقلب در پی بهره بردن از دستاوردهای سایرین است نمی‌تواند چنین استفاده‌ای را انجام دهد.

     اگرچه، چنین حمایتی از فعالان سابق سبب ادامه روند توسعه کارآفرینی می‌گردد، نباید از این مسئله غفلت ورزید که آن می‌تواند بر بازاراشتغال کارآفرینان جوان که با همت خویش به یک حق رسمی دست یافته ثأثیرگذار باشد و می‌تواند منفعت وی را با چالش روبه‌رو کند، چنانچه اگر کارآفرین جوانی برای همان فرایند تولید کود، گواهینامه ثبت اختراع نماید، منافع مالیش می‌تواند تحت‌الشعاع تولید آن خانواده روستایی قرار گیرد. بنابراین، کارآفرین خانگی که به تازگی وارد عرصه شده، عملاً با تصمیم مقننن، بخشی از فرصت‌ها را از دست می‌دهد.ازاین‌رو کارآفرینان جوان باید در ابتدا به مطالعه سوابق نوآوری‌ها اقدام کنند تا با حسابگری کامل به کسب حق انحصاری در این موارد که رقیق‌تر از معمول است، دست یابند.

     دخالت مقامات صالح به همین قسمت خاتمه نمی‌یابد و مقامات قضایی حتی می‌توانند اقدام به ابطال گواهینامه نمایند. همچنین، قانون‌گذار، بهره‌برداری از نوآوری‌هایی که برخلاف موازین شرعی یا نظم عمومی و اخلاق حسنه ایران باشد، از حمایت قانونی محروم می‌کند و لذا توجه کارآفرینان جوان و کم‌تجربه به این مهم بسیار ضروری است، زیرا اگرچه شاید برای یک کارآفرین مبدع ایرانی این نکته بدیهی باشد اما کارآفرینانی که در عرصه توزیع و واسطه یا به‌عنوان امتیاز گیرنده از مبدعان خارجی در ایران عمل می‌کنند باید شرایط خود را در قراردادها لحاظ نمایند و از مشورت نخبگان حقوقی بهره جویند.

     نوآوری‌ها و اموال فکری، کارآفرینان خانگی را به مسیر توسعه و تولید ثروت راهنمایی می‌کنند، ازاین‌رو هر کارآفرین بصیر و آگاهی در پی کسب حمایت قانونی است تا با قدرت کامل، چشم‌انداز وصول به کامیابی را در دستان خود احساس نماید.اما این نوآوری‌ها به موازات پیشرفت کارآفرینان خانگی به رفاه و توسعه جامعه نیز منجر می‌شود اما سخن بر سر آن است که قوانین ایستا کشورها نمی‌تواند کارآفرینی را تسهیل نمایند، امروزه عدم حمایت قانونی از یک نوآوری سبب خواهد شد کارآفرینان در آن عرصه ابزارهای رسمی حمایت را از دست دهند و ناگزیر باید بر آن بود که از طریق قراردادها و مسئولیت ناشی از آن و در قالب اسرار تجاری حمایت حقوقی صورت گیرد.

     تفاوت نظام‌های حقوقی از مشکلات مهم است و این کارآفرینان هستند که باید راه وصول به هدف را دریابند. بی‌گمان تعاملات گسترده کارآفرینان با قانون‌گذار می‌تواند به درک دغدغه‌های آن منجر شود. به‌طور مثال نظام حمایتی از نمونه اشیای مفید، انگیزه‌های خفته جهت کسب‌وکار خانگی را بیدارخواهد کرد و ترویج این اختراعات می‌تواند نقش یک کاتالیزور نیرومند را رونق ثروت‌آفرینی ایفا نماید. علاوه‌بر چالش‌های قانونی مانند نکته اخیر یا عدم جواز فقهی و حقوقی پذیرش وثیقه‌گذاری نوآوری‌های فکری، ایجاد نظام مشاوره‌ای برای کارآفرینان خانگی از اهمیت برخودار است تا این کارآفرینان با کسب نظر کارشناسی با دقت و اطمینان در مسیر تولید نوآوری و بهره‌برداری مادی از آن و نیز استفاده از خلاقیت‌های کارآفرینان دیگر گام نهند.

قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان وهنرمندان ایران مصوب 1348.
قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری جمهوری اسلامی ایران، 1386.
حبیبا، سعید و شاکری، زهرا. ابعاد حقوقی نمونه اشیاء مفید؛ با تأکید بر مطالعه تطبیقی. فصلنامه حقوق خصوصی.دوره 41. شماره 1. بهار 1390 (الف).
حبیبا، سعید و شاکری، زهرا. بررسی جایگاه حقوق مالکیت صنعتی در قوانین ایران، مجموعه مقالات همایش نکوداشت یکصدمین سال تأسیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، 1391(ب).
حبیبا، سعید و شاکری، زهرا. جستاری در نظام حمایتی تولیدات علمی و صنعتی مجموعه مقالات همایش ملی مدیریت پژوهش و فنّاوری وزارت علوم، تهران، سالن اجلاس سران، دی ماه 1389.
Abu-Ghazaleh, Intellectual Property Laws of the Arab Countries, Kluwer Law International, 2000.
Anand, B. & Galetovic. A., “Weak Property Rights and Hold-Up in R&D”. Journal of Economics, Management and Strategy”. Vol. 9(4). Winter 2000.
Anton, J. & D. Yao, “Expropriations and Inventions: Appropriable Rents in the Absence of Property Rights”. The American Economic Review. 84.1994.
Charles E. Eesley, Entrepreneurial Ventures from Technology-Based Universities: a Cross-National Comparison. Available at: http://ssrn.com/abstract=1420225.2009.
Eleanor M. Fox, Parallel Import ,the Intrabrand Completion Paradigm, Juris Publication International Intellectual Property Law & Policy, 2002.
Herman Cohen, Gehoram, Exhaustion or First Sale Doctrine in General, Available at http://www.ivir.ni/publication/cohen-jehorami cohen2.doc.2006
John, Richards. Forms of Legal Protection for Technical Invention, Juris Publishing and Sweet & Maxwell, 2002.
Kumar, Sapna, Enforcing the GNU GPL, Journal of Law, Technology & Policy, Vol. 1, Available at http://ssrn.com/abstract=936403.2006.
Mariagiovanna Baccarayand, Ronny Razin. Innovation and Corporate Conservatism, Available at: http://ssrn.com/abstract=1410207.2009.
Margreth, Barrett, The United States Doctrine of Exhaustion. Available at http://www.Heinonline.com.2000.
Parsons, R. D. Statement, Online Entertainment and Copyright Law: Coming Soon to a Digital Device Near You, Senate Hearing 107–283. http://gopher.quux.org:70/Government/ USA/Law/IP/napster-hearing.txt.2001.
Sampsa, Samila & Olav, Sorenson, Non-Compete Covenants: Incentives to Innovate or Impediments to Growth, Available at: http://ssrn.com/abstract=1411172.2009.
Schovsbo, Jens, Integrating Consumer Rights into Copyright Law: From a European Perspective, Journal of Consumer Policy, Vol. 31, Issue 4, 2008.