سفرنامه بارتلمی آبه کاره هماکنون در یکی از موزههای لندن نگهداری میشود. اهمیت کتاب در آن است که موقعیت تجاری بنادر اقیانوس هند و خلیج فارس را در مقطع بسیار حساس اواخر قرن هفدهم میلادی بررسی کرده است. از تولد و مرگ نویسنده کتاب اطلاع دقیق در دست نیست. فقط میتوان گفت 34 ساله بود که در 1673م. ازطرف کولبر، وزیر لوئی شانزدهم، به خلیج فارس و هند اعزام شد. در آن زمان، آبه لقب روحانیون کاتولیک بود. مترجم انگلیسی نام کامل او را آبه د دومینوس بارتلمه کاره د چامبون/Abbe D. Dominas Bartehelmy Carre de Chambon ذکر کرده است. کتاب مزبور بیشتر به یادداشتهای شخصی میماند که جدای از گزارشهای رسمی ارسالی برای کولبر نگارش شده است. این کتاب در سه جلد منتشر شد. باوجوداین، بهعلت شخصیت مذهبی و سیاسی نویسنده، یادداشتهای او تفاوتی با گزارشهای رسمیاش ندارد که برخی از آنها درحالحاضر در دسترس است. نویسنده در نسخه خطی موجود در لندن، کتاب را «سفرنامهای از شرق» نامیده است.
آبه کاره مأموریت داشت موقعیت فرانسویان در حوزه اقیانوس هند را بررسی و راههای مقابله با هلندیها در این منطقه را ارزیابی کند. او همچنین پیامهایی مهم برای فرمانده نیروی دریایی فرانسه در اقیانوس هند با خود داشت. بهسبب آشنایی با زبان فارسی و پرتغالی خود را گاه ایرانی و گاه پرتغالی معرفی میکرد. بهخاطر مأموریتی که داشت بخشی مهم از حضورش در شرق به اقامت در هند اختصاص یافت و در بسیاری از جنگهای دریایی فرانسه و هلند در شرق شرکت داشت. در این زمان، فرانسه در شرق نسبت به دیگر رقبای اروپاییاش از موقعیتی مناسب برخوردار نبود (وادالا، 1369: 46). گزارشهای آبه کاره بیشتر جنبه سیاسی- اقتصادی دارد. با اعزام آبه کاره به این منطقه، فرانسه بهدنبال توسعه نفوذ خود در مناطق شرقی بود (پالمر، 1340: 190؛ سایکس، بیتا: 296). آبه کاره ازطریق دریای مدیترانه و عثمانی به بصره و از آنجا به هند رفت و دو سال در شبهقاره و اقیانوس هند به تحقیق مشغول بود. در بازگشت به فرانسه مسیر سورت به بندر عباس، کنگ و بصره را پیمود.
متن انگلیسی کتاب در 1948م. در سه جلد به چاپ رسید و در سالهای 1992-1990م. تجدید چاپ شد. جلد نخست کتاب به جریان سفر نویسنده از فرانسه به بینالنهرین، خلیج فارس و هند و بخشی از دوره اقامت نویسنده در سورت، گوا، بیجاپور و دیگر بنادر هند و بهطور خاص به اوضاع هندوستان و موقعیت اروپاییها در این منطقه همراه با بنادر شرقی اقیانوس هند اختصاص یافته است.
جلد دوم کتاب، که به اقامت دوساله نویسنده در هند مربوط میشود، منازعات سیاسی و اقتصادی حکومتهای محلی هند و مداخلات سیاسی و اقتصادی دول اروپایی در این منطقه را مورد بحث قرار میدهد.
جلد سوم کتاب، گزارش بازگشت نویسنده از هندوستان به فرانسه ازطریق خلیج فارس، بینالنهرین تا فرانسه است. ازاینرو، بخشهایی از دو جلد اول و سوم این کتاب بهصورت مستقیم به اوضاع سیاسی و اقتصادی خلیج فارس پرداخته است. اما چون تحولات خلیج فارس در این دوره تا حدود زیادی به اوضاع سیاسی و اقتصادی هند و رقابت کشورهای اروپایی در این منطقه بستگی داشت، ازاینرو بخش دوم کتاب اهمیتی خاص در مطالعات خلیج فارس و بهخصوص در عرصه حضور قدرتهای اروپایی در این منطقه دارد. مسأله سیاسی و اقتصادی دول اروپایی در منطقه، روابط ایران و حکومت هند با دولت فرانسه، موقعیت پرتغالیها در دوره پایانی حضور آنان در منطقه و وضعیت رو به زوال آنان در خلیج فارس، عمان و هند، و اوضاع اقتصادی و اجتماعی بنادر ساحلی ایران از بصره تا جاسک از موضوعاتی است که آبه کاره به آنها پرداخته است.
نویسنده ازطریق خارک به کُنگ و بندر عباس میرود و بوشهر را روستایی کوچک میبیند که بیشتر به قلعه نظامی پرتغالی شبیه است. نویسنده از بنادر کوچک و جزایر مختلف همچون کنگ، خور زیارت، هنگام، نخیلو، عسلو، قشم، و دیگر جزایر واقع در میانه بندر عباس تا بصره اطلاعاتی میدهد. در مسیر حرکت از بصره به جاسک، نویسنده در دو بندر کنگ و نخیلو اقامت داشته و اوضاع این دو بندر را بهتفصیل شرح داده است. طبق نوشتههای آبه کاره، بندر نخیلو در این زمان ازسوی شیخ زائد اداره میشد. توصیفات نویسنده از موقعیت پرتغالیها در کنگ را میتوان مهمترین بخش از اطلاعات جلد نخست کتاب دربارة خلیج فارس دانست. کنگ در این زمان تنها بندر پرتغالی در خلیج فارس و مرکز منازعات سیاسی اسپانیا و پرتغال با هلند بود. توصیفات نویسنده از بندر عباس از دیگر نکات بخش نخست کتاب است.
در جلد سوم نویسنده پس از آوردن گزارشی مفصل از مسیر حرکت از هند به خلیج فارس به موضوع بندر عباس بازمیگردد (Abbe Carre, 1948: 806-811). توصیفات نویسنده از ملاقاتها و میهمانیهای او با کارگزاران انگلیسی نشاندهندة موقعیت ویژة هلندیها در این بندر است (Ibid: 816-818). نویسنده همچنین به موضوع حضور شاردن در بندر عباس اشاره میکند و از ملاقات خود به همراه شاردن با حاکم شهر گزارش میدهد (Ibid: 818). در ادامه نیز به توصیف دیگر بنادر همچون برکه سفلی، خمیر، کنگ و تجارت پرتغالیها در آن و بهخصوص اقدامات فرمانده پرتغالیها در کنگ و ملاقات دوباره با حاکم پیشین شهر- ایمانوئل مندز- تاجر ثروتمندی که 40 سال در بندر حضور داشته و همچنین بنادر نخیلو، ریشهر و بصره میپردازد (Ibib: 823-829).
علاوهبراین، نویسنده دربارة اوضاع اجتماعی و امنیتی مسیرهای حرکت نیز اطلاعاتی را عرضه کرده است. وی ذکر میکند که بنادر چارک، لنگه، نخیلو، عسلو، شیلو، کنگان، بردستان، ریشهر و ریگ در دست شیوخی است که دائم با یکدیگر در حال منازعه هستند. بههمینعلت او ناچار شده برای عبور از بندر عباس به کنگ از مسیر خشکی استفاده کند و در این مسیر بارها با راهزنان مواجه شده است (Ibid: 822-823). نویسنده مینویسد که در شرق، تجار برای رهایی از شر دزدان دریایی تلاش میکنند با یک فرانسوی همسفر شوند که البته نوعی اغراق است (Ibid: 825-828).