ابنخلدون میگوید: «بلاد سفاله بر ساحل جنوبی دریای هند و در بخش هفتم از اقلیم اول است» (ابنخلدون، 1352: 104). در آثارالبلاد آمده است که سفالا شهری در آخر ولایت زنگبار است که در آن معدن طلا وجود دارد و طلای سفالی ازنظر عیار بالا در بین تجار مشهور است. تجار زیادی به آنجا میروند و کالاهای خود را به آنجا برده و طلا از آنجا میآورند (قزوینی، 1373: 88).
مسعودی سفالا را دارای طلای بسیار و عجایب فراوان معرفی میکند که بسیار حاصلخیز و گرم است و مرکز قلمرو زنگیان بهحساب میآید. بهعلاوه، چون در آن سرزمین اسب و شتر وجود ندارد، از گاو بهعنوان مرکب استفاده میشود. وی در ادامه آورده است که بعضی از طوایف آنها دندانهای تیز دارند و همدیگر را میخورند (مسعودی، 1365: 370). به آدمخوار بودن اهالی سفالا در کتاب عجایب هند، اثر بزرگ رامهرمزی نیز اشاره شده است (حورانی، 1338: 111). مشهور است تجاری که به سفالا رفتوآمد داشتند کالاهای خود را در آنجا میگذاشتند و میرفتند و سپس برمیگشتند و بهای کالاهای خود را در کنار آنها میدیدند و آنان را بهعنوان تجار نامرئی میشناختند (حموی، 1339: 224).
سفالا پیشرفت خود را از 700 م. آغاز کرد که بازرگانان عرب و ایرانی به این جزیره رفتوآمد میکردند. در قرن دهم میلادی، کشتیهای سیراف و عمان با افریقای شرقی بهطور منظم دادوستد داشتند. آنها با عبور از کرانة افریقا در جستوجوی برده، عاج، عنبر و طلا بهسمت جنوب افریقا حرکت میکردند و دورترین هدف آنها سفالا در موزامبیک بود (حورانی، همان: 110-109). درحالیکه بازرگانان دریایی فارس و کرمان در قرن دهم میلادی در عمان و یمن موقعیتی ویژه پیدا کرده بودند، گروهی از مهاجران ایرانی بهخصوص شیرازیها به مقام شهریاری زنگبار، موگادیشو و کلوه رسیدند. در قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی، امپراتوری کلوه را به بندر سفالا گسترش دادند و استخراج و حمل طلا از معادن زیمباوه را زیر نظارت خود گرفتند. این جزیره تا قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی به دست سلطان کلوه اداره میشد (حسن، 1371: 199 و 204). پادشاه پرتغال بهمنظور کسب اطلاعات درست و جامع از تجارت دریاهای شرقی و کشف ممالک ادویه، هیئتهایی در 1478م. به نقاط مختلف اعزام کرد که یکی از آنها پدرو دی کویلهام/ Pedro de Covilham بود که در سواحل افریقا تا سفالا پیش رفت (وثوقی، 1384: 175). بهدنبال آن، سفالا در قرن شانزدهم میلادی بهوسیله پرتغالیها اشغال شد. این بندر بهسبب مبادلات تجاری، معادن و ذخایر طلای موجود در منطقه تا قرن هفدهم میلادی سرزمینی سعادتمند بهحساب میآمد، اما در اواخر قرن هفدهم کمکم از رونق شهر و بازار آن کاسته شد (دایرةالمعارف اسلامیة، 1352: 11/447). در قرن نوزدهم میلادی بهسبب تأسیس بندری جدید در نزدیکی سفالا، از اهمیت این شهر بسیار کاسته شد و ساکنانش از آنجا مهاجرت کردند. در نتیجه سفالا به شهری کوچک تبدیل شد.