سیلان یا سراندیب جزیرهای بزرگ است که با مساحت 610,65 کیلومترمربع در فاصله 31 کیلومتری مرز جنوبی هند و در منتهیالیه آسیای جنوبی قرار دارد. تنگه پولک/ Polk این جزیره را از شبهقاره هند جدا میکند. ازنظر بسیاری از جغرافیدانان این جزیره گوشواره هند بهحساب میآید (استقامت، 1378: 1). سیلان، که در میان رومیهای باستان، تاپروبان نامیده میشد، پس از 1972م. به سریلانکا تغییر نام یافت که در زبان سانسکریت به معنای جزیره مقدس است. سیلان در گذشته بهسبب اقلیم مساعد و سرسبز به «جزیره ثبات» و «بهشت آسیا» معروف بود. ژان مارینیولی، یکی از سفیران پاپ، که در مسیر خود به چین در قرن چهاردهم میلادی به این جزیره رسید، آن را «کوه پرشکوه روبهروی بهشت» و «بلندترین نقطه روی زمین» توصیف کرد که فقط 40 مایل ایتالیایی از بهشت فاصله دارد (ویلتس، 1353: 196).
شهرت این جزیره در گذشته در کنار دارچین، گیاه بومی آن، وجود گوهرها و سنگهای ارزشمند یاقوت آبی، یاقوت زرد، یاقوت ارغوانی و گرانیت بوده است (سفرنامه مارکوپولو، 1371: 191؛ سیرافی، 1381: 127). سیلان امروزه بهسبب تولید و صدور چای، قهوه، نارگیل، کائوچو و همچنین دارچین شهرت جهانی دارد.
در روایات اسلامی آمده است که حضرت آدم در سراندیب هبوط کرد. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که خجستهترین مکانها مکه، مسجدالنبی، مسجدالاقصی و جزیره سراندیب است که آدم در آنجا فرود آمد. در سیلان، کوهی با نقش قدم انسان است که به اعتقاد مسلمانان جای پای آدم و در نظر بودائیان جای پای بوداست (یاحقی، 1369: 244). نخستین کتاب تاریخی دربارة این جزیره به نام ماها وامسا یا تاریخ حماسه پادشاهان سینایی در قرن پنجم میلادی بهوسیلة کاهنان بودایی نوشته شده است (استقامت، همان: 8).
سیلان بهخاطر قرار گرفتن در مسیر اصلی تجارت دریایی بین غرب و جنوب شرقی آسیا از موقعیت راهبردی در منطقه اقیانوس هند برخوردار است. کلدانیها از نخستین اقوامی بودند که در جنوب قلمرو خود ازطریق راه ادویه، روابط تجاری با هند و سیلان برقرار کردند (Rawlinson, 2005: 340). در دورة هخامنشیان، که با رواج مسکوکات تجارت خشکی و دریایی بسیار توسعه یافته بود؛ سیلان از صادرکنندگان ادویهها نظیر دارچین، پوست، نباتات معطر و فلفل بوده است (گیرشمن، 1380: 206).
روابط بین ایران و سیلان براساس روایات اسطورهای به دورة شاهان اسطورهای پیشدادیان برمیگردد؛ زمانیکه گرشاسب، سردار ایرانی، به دستور ضحاک به هند میرود تا فرماندار قسمتی از سرزمینهای ایرانی اقیانوس هند ازجمله سراندیب را سرکوب کند که نافرمانی کرده بود (حسن، 1371: 28-27 و 36). در دوره گوپتاها، با رونق گرفتن تجارت در هند، کشتیها و کاروانهایی از هند با بار ادویه به ایران، عربستان و مصر رفتوآمد میکردند (خیراندیش، 1376: 67). از قرن اول میلادی و بهدنبال کشف مسیر بادهای موسمی، کشتیهای ایرانی بهطور مستقیم از خلیج فارس عازم هندوستان و سیلان میشدند و ادویه، ابریشم و دیگر کالاها را با خود میآوردند. یک منبع چینی سده پنجم میلادی از دادوستد دریایی میان چین و هند، افریقای شرقی و سوریه خبر میدهد (حورانی، 1338: 50). از مهمترین کتابها درباره حضور تجار ایرانی در سیلان کتاب موضعنگاری مسیحی اثر کوسماس ایندیک پلوسس/ Cosmos Indic Plusses یونانی است که در 547م. همزمان با حکومت قباد در ایران نوشته شد (وثوقی، 1384: 74). در این کتاب آمده است که در 512م. کشتیهای ایرانیان در بنادر سیلان به رقابت با روم برخاستند (حسن، همان: 120). هدف پادشاهان ساسانی اعمال سلطه کامل بر خلیج فارس و گسترش تجارت با هند، سیلان و غرب بوده است. ساسانیان در اوایل قرن ششم میلادی، سیلان را یکی از ایستگاههای مهم مسیر بین چین و ایران میدانستند بهنحویکه تجارت سیلان در انحصار ایرانیان و حبشیها قرار گرفت (وثوقی، همان: 71، 75، 77). طبری، حمزه اصفهانی و ثعالبی از حمله و تصرف سیلان بهوسیله ساسانیان خبر میدهند (طبری، 1352: 705). اما پروفسور راولینسون معتقد است حمله و فتحی صورت نگرفته و در بیان روابط دوستانه اغراق شده است (Rawlinson, Ibid: 237). کوسماس رودخانه سند را مرز بین ایران و هند ذکر کرده و از وجود کلیسای ایرانی در سیلان خبر میدهد (وثوقی، همان: 77). ابنبطوطه مینویسد: همه خارجیها را در هندوستان خراسانی مینامیدند و نفوذ ایرانیان به اندازهای بود که برخی مقامات طبقه حاکم، ایرانی بودند یا مانند سلطان سیلان، زبان فارسی میدانستند (ضمیمه کتاب ماه و جغرافیا، 1388-1389: 114). پس از ظهور اسلام، دریانوردی ایرانیان علاوهبر چین و سوماترا تا سواحل سیلان گسترده بود. براساس شواهد موجود ایرانیان حتی تا 717 یا 727م. نیز همچنان با سیلان تجارت دریایی داشتهاند (حورانی، همان: 85).
سیلان پس از 2000 سال حکومت پادشاهان محلی، تحت مستعمره پرتغال و سپس در قرن شانزدهم میلادی مستعمره هلند شد و در قرن نوزدهم میلادی به تصرف انگلستان درآمد. سرانجام، طی مذاکرات صلحی در 1948م. استقلال این کشور مورد موافقت انگلستان قرار گرفت.