روشهایی که میتوان با خدمات حمایتی به ایجاد و بقای کسبوکارهای نوپا کمک نمود، مورد نظر است.
حمایت از کسبوکار خانگی نوپا، شامل برطرف نمودن مشکلات اساسی کسبوکارهای خانگی نظیر تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای بازار، طراحی محصول، تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، فروش محصولات در بازار، شبکهسازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها، و نیز ایجاد بسترهای مناسب و انجام اقداماتی است که منجر به ایجاد و توسعة کسبوکارهایی جدید در قالب کسبوکارهای خانگی میشود. بهعنوان نمونه، حمایت از کسبوکار خانگی نوپا، حمایت از نیروی کار شاغل در این نوع کسبوکارها را شامل میشود که جدید بودن را برای این نوع کسبوکارها به ارمغان میآورد. همچنین از طریق حمایتهای مناسب، این نیروی شاغل میتواند در راستای شبکهسازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها نقش آفرین باشد. زیرا هرگونه یادگیری و دانستن به انسان مربوط میشود و از این روست که امروزه انسان اصلیترین سرمایه و بهترین دارایی کسبوکار محسوب میشود (قلیپور، 1393 ، ص46). از دگر سو در صورت حمایتهای مناسب، شاغلین در یک کسبوکار خانگی میتوانند بر فروش محصولات آن کسبوکار مؤثر باشند. در این میان پاداشهای مناسب میتوانند بسیار مؤثر باشند. طرحهای مختلف و متنوعی از پاداش وجود دارد که در کسبوکارهای گوناگون مورد استفاده قرار میگیرد. پاداشها معمولاً پرداختهای اضافی و مازاد هستند که بهصورت ماهانه یا سالانه و بهعنوان پاداش کار خوب، جبران کار پرخطر و یا سهم سود پرداخت میشوند (ساترلند و کانول، 1390، ص68). در این راستا زمان کار شناور نیز میتواند انتخابی مناسب بهمنظور حمایت از نیروی کار شاغل در کسبوکارهای خانگی جدید از سوی صاحبان این نوع کسبوکارها باشد. در واقع حمایتهای بالادستی از کسبوکار خانگی جدید میتواند به نحوی باشد که صاحبان و متولیان این نوع کسبوکارها امکان شناور سازی زمان کار همکاران خود را داشته باشند. زمان کار شناور بهخصوص برای همکاران در یک کسبوکار خانگی، که در عین حال وظیفه طراحی محصول جدید را دارند، بسیار مؤثر است. زمان کار شناور به کارکنان اجازه میدهد تا با توجه به مجموعهای از محدودیتها، زمان شروع و پایان کار خود را انتخاب کنند. در این روش از کارکنان خواسته میشود تا وظایف و نقش شغلی خود را در ساعات اصلی انجام دهند. مدت و تعداد ساعات کار نیز براساس توافق دوجانبه تعیین میگردد. در خارج از ساعات اصلی، همکار میتواند نحوه و زمان حضور خود در محیط کار را بهصورت شناور برنامهریزی نماید (ساترلند و کانول، 1390، ص159). از دگر سو وجود گروههای کاری نوگرا خود یکی از مهمترین حامیان کسبوکارخانگی جدید محسوب میشود و در مقابل گروههای کار سنتی قرار میگیرد. گروههای کار سنتی دارای ویژگیهای زیر هستند: مدیریت گرا، نیروی کار متخصص در یک زمینه، شرح شغل زیاد، اطلاعات محدود تخصصی، سطوح متعدد مدیریتی، تمرکز وظیفهای- بخشی، به ظاهر سازمان یافته، تأکید بر حل مسأله، تعهد زیاد مدیریت، بهبود تدریجی تکمیلی، کنترل توسط مدیریت، مبتنی بودن بر خط مشی و رویه (رضائیان، 1391، ص18). در واقع حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بسترهای مناسب برای توانمند سازی صاحبان و متولیان این نوع کسبوکارها میشود تا از این رهگذر و از طریق این آموزشها و توانمندسازیهای این افراد مهارتها و دانش لازم را در حوزة تحقیقات بازاریابی و شناسایی فرصتهای سودآور بازار و نیز طراحی محصول، تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، فروش محصولات در بازار، شبکهسازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها کسب نمایند. زیرا نیروی کار شاغل در کسبوکارهای خانگی جدید مهمترین عامل توانمندی این نوع کسبوکارها برای تولید محصول جدید محسوب میشوند. توانمندی کسبوکار از توانمندیهای تخصصی چون بازاریابی، تولید، تحقیق و توسعه، امور مالی و دانش مدیریت عمومی مانند مدیریت رشد، تنوع کالا و تدبیر ادغام، تشکیل شده است (انسف و مک دانل، 1389، ص. 406).
ایجاد مراکز فروش فیزیکی و مجازی برای محصولات کسبوکارهای خانگی جدید
یکی از مهمترین حمایتها از کسبوکارهای خانگی جدید، ایجاد مراکز فروش فیزیکی و مجازی برای محصولات این نوع کسبوکارهاست. در همین راستا حمایت دیگری که میتواند از کسبوکارهای خانگی جدید انجام شود شامل ایجاد فضای یادگیریِ انجام مذاکرات موفق برای فروش محصولات این نوع کسبوکارها و نیز شبکهسازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها میشود. مذاکره موفقیتآمیز یعنی تلاش برای بهدست آوردن راه حلی که مورد قبول و توافق هر دو طرف باشد که این فرآیند حتماٌ نبایستی برنده و بازندهای در پی داشته باشد. زیرا مذاکره فرآیندی است که میتواند یک نتیجه رضایت بخش برای هر دو طرف به دنبال داشته باشد. هنر مذاکره بر این اصل استوار است که طرفین بکوشند بین نتیجه دلخواه خود و نتیجه مورد نظر طرف مقابل نقطه مشترکی ایجاد کرده و برای رسیدن به این موقعیت بایستی آمادگی، هوشیاری و انعطاف پذیری لازم را داشته باشند (صادقیان و همکاران، 1393، صص 47 و 48). وقتی فضای مناسب برای فروش محصولات این نوع کسبوکارها فراهم میشود و تیم فروش در این نوع کسبوکارها مهارتهای لازم برای موفقیت در یک مذاکره اقتصادی را کسب می کند توجه به نوآوری معمولاً در شاغلین در این نوع کسبوکارها از طریق این حمایتها درونی میشود. تیمهای کاری عمدتاً به کار انجام شده در کسبوکار مادر، مانند طراحی و ساخت محصولات جدید، ارائه خدمات به مشتریان و مانند آن علاقهمندند و تمرکز اصلی آنها بر استفاده اثربخش از منابع کسبوکار برای ایجاد نتایج، دلخواه تولید محصول یا ارائه خدمت، میباشد (رضائیان، 1391، ص. 16).
ایجاد بسترهای مناسب برای گسترش دانش و شایستگیهای مورد نیاز کسبوکارهای خانگی
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بسترهای مناسب برای گسترش دانش و شایستگیهای مورد نیاز این نوع کسبوکارها میشود. زیرا لازمه نوآوری در محصول، دانش و شایستگی در یک کسبوکار میباشد. از دگر سو، دانش کسب شده در گذشته اثر قابل توجهی بر فعالیتهای جاری و آینده تحقیق و توسعه خواهد داشت. در این راستا، کسبوکارهای موفق از دانش برتر خود سود جسته و از فرصتهای بهبود و توسعه، سریعتر و مؤثرتر از رقبای خود بهره میبرند (شاهین و صادقبیگی، 1389، ص. 39). در این راستا گاه تیمی که برای طراحی محصول جدید ایجاد میشود، را تیم موقتی مینامند. زیرا همین که کار آن به انجام رسید تیم منحل میشود. بنابراین به لحاظ مالی بایستی بهگونهای برنامهریزی شود که همواره این تیم علاقهمند به همکاری برای ارائه محصول جدید باشد (رضائیان، 1391، ص. 17). اما در عین حال توجه به نتایج ارزیابی رضایت همکاران از عمکرد این تیمها بسیار مهم است. این ارزیابی بهمنظور شناسایی و تشخیص استنباطها و برداشتهای منابع انسانی از فعالیتها و سیستمهای مستقر طراحی و اجرا میگردد (ساترلند و کانول، 1390، ص. 54).
مشاورههای شغلی رایگان یا مشاورههایی کم هزینه
صاحبان کسبوکارهای خانگی جدید در کنار حمایتهای قانونی و سیاستهای تشویقی برای نیل به محصولات جدید، نیازدارند تا با مشاورههای قوی برای نیل به محصولاتی قابل رقابتتر همراهی شوند. حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد فضایی امن در مشاورههای شغلی رایگان یا مشاورههایی کم هزینه برای ایجاد بینش در صاحبان این نوع کسبوکارها برای تجزیه و تحلیل درست محیط این نوع کسبوکارهاست. در این راستا تجزیه و تحلیل محیط، عوامل خارجی به وجود آورنده فرصت برای کسبوکار را مشخص می کند. این عوامل معمولاً بهعنوان عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قانونی و تکنولوژیکی شناخته میشوند که بخشهای اصلی آن شامل: پیشرفتهای جمعیت شناختی و فرهنگی- اجتماعی (مواردی نظیر: ساختار جمعیت و تغییرات آن، توزیع درآمد، روشهای ارتباطات و تغییر سبک زندگی)، خط مشیهای دولتی و فشار گروهها (مواردی نظیر: سیاستهای دولت در زمینه مالیات، حمل و نقل و آموزش)، ساختار قانونی (مواردی نظیر: قوانین سلامت و ایمنی، بستهبندی، ضایعات، قوانین تجارت الکترونیک، حفاظت از دادهها و اطلاعات، خدمات انحصاری)، محیط اقتصادی؛ بازار کار و سرمایه (مواردی نظیر: نرخ مالیات و سود، حقوق بازنشتگی، الگوهای پسانداز، اشتغال، تورم و تولید ناخالص ملی (GNP)) و فنّاوری (مواردی نظیر: هزینه تحقیقات، سرعت تبادل اطلاعات، نرخ کهنگی و از رده خارج شدن، بیوفنّاوری و فنّاوری اطلاعات) میشود (جباری و نبیلو، 1392، ص. 35). همچنین این مشاورهها شامل مشاورههایی در زمینه تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای بازار، طراحی محصول، تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، فروش محصولات در بازار، شبکه سازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها میشود. از دگر سو خلاقیت فردی را با مشاوره و هدایت نیز میتوان تقویت نمود (رضائیان، 1393، ص. 35).
ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای مشورتی خلاق در کسبوکار خانگی جدید
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای مشورتی خلاق در این نوع کسبوکارها میشود. وجود تیمهای مشورتی بهمنظور گسترش پایه اطلاعاتی تصمیمهای مدیریتی است. بهترین نمونه، حلقههای کیفیت است. زیرا پیشنهادهای بهبود کیفیت داوطلبانه از سوی کارکنان تولیدی و خدماتی را تسهیل میکنند. تیمهای مشورتی به درجه کمتری از تخصص فنی نیاز دارند. در عین حال میزان هماهنگی آنها با سایر واحدها نیز کم است؛ زیرا این تیمها بیشتر مستقل عمل میکنند (رضائیان، 1391، ص. 14). در این راستا برای اینکه تیم با اثربخشی انجام وظیفه کند، اعضای آن باید تعریف مشترک و مورد توافق همگانی از مأموریت تیم- یعنی دلیل وجودی تیم- داشته باشند. تعارضهای مربوط به اولویت هدف باید درک شوند و بهطور شفاف رفع و رجوع گردند (مکلنن، 1383، ص. 313). از مهمترین موضوعات مورد بررسی در این تیمها میتوان به مواردی چون: چگونگی انجام تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای بازار، ایجاد بسترهای مناسب برای طراحی محصول جدید در قالب یک کسبوکار خانگی، چگونگی تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، چگونگی فروش محصولات یک کسبوکار خانگی در بازار، چگونگی شبکهسازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها میتوان اشاره نمود. در این راستا بایستی شایستگیهای همکاران در یک کسبوکار خانگی برای حمایت از محصولات جدید ارائه شده گسترش یابد. در راستای گسترش شایستگیها، شایستگیها به مهارتها، دانش و رفتارهایی گفته میشود که احراز آن برای ایفای یک نقش خاص توسط کارکنان ضروری و حیاتی است؛ و شایستگیهای مطلوب و ایدهآل که بهعنوان مبنا و اساس طراحی شغل یا شرح شغلی قرار دارد، به دنبال شناسایی نیازهای یک فرد برای اجرای مجموعهای از فعالیتهای خاص و یا ایفای یک نقش خاص در یک سطح از کسبوکار میباشد (ساترلند و کانول، 1390، ص. 89).
ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای تولیدی نوآور
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیم های تولیدی نوآور در این نوع کسبوکارها میشود. این نوع تیم، مسئول انجام عملیات روزانه است. تیم تولیدی نوعاً به هماهنگی زیاد نیاز دارد (رضائیان، 1391، ص. 14). در این راستا موارد مربوط به نقش (چه کسی باید چه کاری را انجام دهد تا این تیم به هدفهای خود نایل آید؟)، همچنین موارد مربوط به مراحل انجام کار (چگونه باید انجام وظیفه کنیم؟) و موارد بین شخصی (احساساتی که مردم نسبت به هم دارند) و از دگر سو میزان اعتماد، پشتیبانی، احترام و احساس راحتی نسبت به همدیگر، اثر بخشی این کار تیمی را به طور مسلم تحت تأثیر قرار میدهد (مکلنن، 1383، صص. 314 و 315).
ایجاد بسترهای مناسب برای حمایت از نوآوری در کسبوکارهای خانگی
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بسترهای مناسب برای حمایت از نوآوری و طراحی محصولات جدید در این نوع کسبوکارها میشود. در این راستا بایستی توجه داشت که نوآوریهای مربوط به محصول، فرایند و نیز کسبوکار اغلب به هم مرتبط هستند. زیرا آنها برای توسعة تمام جنبههای کسبوکار با هم منسجم شدهاند. اما این ارتباطات حتی از این هم نزدیکترند. آنها باید بهطور همزمان دو معیار کارایی (فنی و تولیدی) و اثربخشی (اقتصادی، اجتماعی و بر حسب تصور) را برآورده سازند (طالبی و تاج الدین، 1389، ص. 92). گاه این وظیفه را یک تیم خودگردان در درون یک کسبوکارخانگی بهعنوان یک حامی کسبوکار خانگی جدید ایفا میکند.
تیمهای خودگردان دارای ویژگیهای زیر میباشد: مشتریگرا، دارای نیروی کار چند مهارتی، شرح شغل کم، تبادل اطلاعات گسترده، سطوح مدیریتی محدود، تمرکز بر کل کسبوکار، هدفهای مشترک، بهظاهر آشوبناک، تأکید بر مقصد، تعهد زیاد کارکنان، بهبود مستمر، خود کنترلی و مبتنی بر اصول و ارزشها (رضائیان، 1391، ص. 18). اما در عین حال و با وجود یک تیم خودگردان، حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید با ایجاد بسترهای مناسب برای نوآوری با توسعه حرفهای مستمر صاحبان و شاغلین در این نوع کسبوکارها گره میخورد. توسعه حرفهای مداوم بهعنوان یکی از اجزاء جداییناپذیر فرایند یادگیری مداوم است که طی آن افراد تلاش میکنند تا مهارتهای مازاد و شایستگیهای مورد نیاز در طول زندگی کاری را بهدست آورند (ساترلند و کانول، 1390، ص. 99).
ایجاد بسترهای مناسب برای تحقق نوآوری مبتنی بر فنّاوری
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بسترهای مناسب برای تحقق نوآوری مبتنی بر فنّاوری در این نوع کسبوکارهاست. فرایند نوآوری مبتنی بر فنّاوری عبارت از سلسله فعالیتهایی است که بهوسیله آنها دانش فنی به واقعیتی فیزیکی تبدیل شده و مصرفی قابل توجه در سطح اجتماع بهدست میآورد (امیدخواه و آذری محمدی، 1385، ص. 21). یکی از مباحث مهم در این مورد ارگونومی است. اصطلاح ارگونومی به مفهوم مطالعه چگونگی طراحی تجهیزات، رویهها و محیط کاری میباشد که هدف آن بهبود آسایش کارکنان و اثربخشی و کارایی کسبوکار میباشد. (ساترلند و کانول، 1390، ص. 138). علم ارگونومی از رابط بین انسان، محیط و ابزارسخن میگوید (غضنفری و همکاران، 1393، ص. 94). ارگونومی همچنین به محیط کاری که کارکنان در آن فعالیت میکنند توجه دارد (ساترلند و کانول، 1390، ص. 139).
ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای پروژهای نوآور
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای پروژهای نوآور در این نوع کسبوکارها میشود. زیرا پروژهها راه حلهای خلاق میطلبند و اغلب بستر بهکارگیری دانش تخصصی هستند (رضائیان، 1391، ص. 14). در عین حال عملکرد این تیمها نیاز به سنجش خواهد داشت. در این میان کارت امتیاز متوازن میتواند یک گزینة مناسب برای سنجش عملکرد این تیم و عملکرد کل کسبوکار خانگی جدید باشد. زیرا کارت امتیاز متوازن یکی از ابزارهای جامع و کامل در سنجش عملکرد کسبوکار میباشد. در این رویکرد، علاوهبر بررسی توانمندی کسبوکار در نوآوری، مدیریت مالی و ارتباط و تعامل با مشتریان، عملیات داخلی کسبوکار از جمله مدیریت منابع انسانی نیز مورد توجه جدی قرار میگیرد. کسبوکارهای بسیار اندکی هستند که میتوانند با تنظیم مؤثر و کارآمد راهبردهای خود، به حداکثر کارایی دست پیدا کنند. با استفاده از مفهوم کارت امتیاز متوازن، کسبوکار تلاش میکند تا روشهای دسترسی به افراد در داخل کسبوکار و ماهیت اصلی و دقیق شاخصهای عملکردی که نیاز به کنترل دارد را کشف و فهم کرده و درک روابط و ارتباطات درون کسبوکار را تسهیل کند. تا زمانی که گسترش سیستم کارت امتیاز متوازن بتواند به این فهم و درک کمک کند، کسبوکار قادر خواهد بود تا ابتکارات مهم و اصلی را اجرا و پیگیری نماید. بهعبارت دیگر این امر باعث میشود تا در طول و عرض کسبوکار بهرهبرداری بهتری از منابع صورت پذیرد (ساترلند و کانول، 1390، ص. 59).
ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای گردانندة خلاق در درون کسبوکارهای خانگی جدید
حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای گردانندة خلاق در درون این نوع کسبوکارها میشود. مسائل اصلی برای این گونه تیمها شناسایی مقصد، اهداف کلی کسبوکار و همچنین ارزشهای کسبوکار است (رضائیان، 1391، ص. 16). در این راستا شروع یک ابتکار جدید به همان اندازه که ذهن خلاق نیاز دارد، به سرمایهگذاری خلاق نیز محتاج است (بامفورد و بروتن، 1390، ص. 193). اما در عین حال چهار دسته از عوامل کاری یا مربوط به کار وجود دارند که اگر تمام تیمها بخواهند با اثربخشی عمل نمایند باید با این عوامل با موفقیت برخورد نمایند. این عوامل عبارتاند از: موارد مربوط به هدف، موارد مربوط به نقش، موارد مربوط به مراحل انجام کار، و موارد بین شخصی میباشد (مکلنن، 1383، ص. 313). این در حالی است که هر چه افراد در تیمهای گوناگون بیشتری فعالیت داشته باشند، دیدگاههای گستردهتری کسب میکنند و سهم بیشتری در موفقیت کسبوکار خواهند داشت. افراد متخصص حوزههای گوناگون برای یادگیری چگونگی برقراری ارتباط با یکدیگر و هماهنگ کردن تلاشهایشان به زمان نیاز دارند. ایجاد اعتماد و پذیرش متقابل افراد برای کار نزدیک با یکدیگر نیز زمان بر است (رضائیان، 1391، ص. 20).
توجه به سرمایههای فکری در کسبوکارهای خانگی نوپا
همچنین حمایت از کسبوکارهای خانگی نوپا شامل توجه به سرمایههای فکری میشود که از تولید محصول جدید در این نوع کسبوکارها حمایت میکنند. سرمایه فکری شامل همه فرایندها و داراییهایی میشود که معمولاً در ترازنامه نشان داده نمیشوند و همچنین شامل همه داراییهای ناملموس (مثل مارکهای تجاری، حق ثبت و بهرهبرداری محصولات و نامهای تجاری) میشود که در روشهای حسابداری مدرن مورد توجه قرار میگیرند. سرمایه فکری عبارت از جمع دانش اعضای سازمان و کاربرد دانش آنهاست (قلیچلی، 1391، ص. 33). سرمایه فکری شامل دانش و شایستگیهای همه افراد در کسبوکار است که باعث ایجاد مزیت رقابتی و ثروت برای کسبوکار میشود (موسوی و همکاران، 1392، ص. 79). سرمایه فکری همچنین شامل دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه است که میتواند برای ایجاد ثروت آفرینی مورد استفاده واقع شود. سرمایه فکری عبارت از توانایی ذهنی جمعی یا دانش کلیدی بهصورت یک مجموعه است (قلیچلی، 1391، ص. 33). یکی از ابعاد سرمایه فکری، سرمایة مرتبط با مشتری است. سرمایه مشتری را میتوان در قالب قابلیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری طبقهبندی نمود (دستگیر و همکاران، 1393، ص. 7).
توجه به رهبری در کسبوکارهای خانگی نوپا
حمایت از کسبوکارهای خانگی نوپا شامل توجه به رهبر و تبیین سبکهای رهبری همسو با عملکرد این نوع کسبوکارها میشود. رهبر در یک کسبوکار خانگی بایستی دارای دانش و مهارت کافی در حوزههایی نظیر تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای بازار، طراحی محصول، تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، فروش محصولات در بازار و نیز شبکه سازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها باشد و در عین حال سیاستهای کلان نیز بایستی حامی رهبران کسبوکارهای خانگی در رویارویی آنان با مشکلات اساسی این نوع کسبوکارها باشند. در عین حال که رهبر باید در مورد تواناییها و نیازهای عاطفی پیروان (مهمترین منابع برای دسترسی به اهداف کسبوکار) حساس باشد. توانایی رهبر در درک و شناخت کاستیهای وضعیت فعلی بسیار حائز اهمیت است. در این میان هر وضعیتی که نیاز به تغییر اساسی را موجب شود، یا فرصتهای بهکار گرفته نشده بازار را نشان دهد، با ظهور رهبر فرهمند مرتبط است (کانگر و کانانگو، 1390 ص. 74).
ایجاد زیرساختهای مناسب برای گسترش کسبوکارهای خانگی جدید فنآور محور
گاه حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد زیرساختهای مناسب برای گسترش کاربرد فنّاوری در این نوع کسبوکارها میشود. به طوریکه صاحبان این نوع کسبوکارها هزینه فرصت فعالیت در این عرصه را بسیار اندک ارزیابی کنند. به بهترین فرصتی که با انتخاب یک حالت خاص از دست میرود، هزینه فرصت این انتخاب گفته میشود (کاظمیتربقان و قاسمی، 1391، ص. 19). همچنین این زیرساخت باید بهگونهای باشد که صاحبان کسبوکارخانگی جدید در عین حال، درک از مخاطرة کمی را تجربه نمایند. درک از مخاطره بهعنوان عامل تعیین کننده رفتار مخاطرهای، بر ویژگیهای واقعی و درک شده موقعیت غلبه میکند (مبارکی و همکاران، 1391، ص. 120). زیرا فنّاوری از مدتها پیش همواره منبعی از فرصتهای تجاری بهشمار میرفته است (یدالهیفارسی و همکاران، 1390، ص. 72).
خلق بینش راهبردی ایجاد و توسعة محصول جدید برای صاحبان کسبوکارهای خانگی
از جمله حمایتهای دولتی از کسبوکارهای خانگی جدید برگزاری دورههای آموزشی عمومی و تخصصی و ایجاد بسترهای مناسب برای مشاورههای رایگان شغلی به صاحبان این نوع کسبوکارها با هدف خلق بینش راهبردی ایجاد و توسعة محصول جدید برای صاحبان این نوع کسبوکارها و تأمین منابع مالی استقرار این راهبرد در این کسبوکارها برای ایجاد و توسعة محصول جدید است. زیرا افراد دخیل در کسبوکار ملزم به دانستن علت به وجود آمدن آن هستند. شناسایی اهداف کسبوکار جدید ارزشهای واقعی که در آن تشکیلات بیان میکند را نشان میدهد. این امر یک گام مهم جهت تضمین آن است که کسبوکار در مسیر خودش به سمت موفقیت در حرکت است و میتواند بدون توقف در شرایط سخت ادامه یابد (گاندری و کیکول، 1390، ص. 160). در این راستا آموزشهای عمومی و تخصصی کمک بسیار زیادی به صاحبان این نوع کسبوکارها برای تحقق محصول جدید از طریق خلق این بینش راهبردی خواهد کرد. از دگر سو این بینش، راهبرد مالی را که منتج به ایجاد محصول جدید میشود را نیز در درون خود خواهد داشت. در این راستا در پیاده سازی یک راهبرد دو منبع پولی مورد نیاز میباشد: 1) حجم زیادی از سرمایه برای حصول به اهداف و راهبردهای رشد و حفظ آن؛ 2) صرف بودجههایی برای حمایت از فعالیتهای همیشگی و روزانه کسبوکار. در این راستا مقصود اصلی از راهبرد مالی، فراهم آوردن ساختار سرمایه و وجوه نقدی است که به بهترین شکل راهبردهای رشد و رقابتی را به مرحله اجرا بگذارد (هریسون و جان، 1392، ص. 246).
حمایت از راهبرد توسعه محصول جدید
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل حمایت از راهبرد توسعه محصول جدید در این نوع کسبوکارها میشود. راهبرد توسعه محصول جدید چارچوبی را برای جهتگیری پروژه های توسعهای کسبوکار و نیز فرایند توسعه فراهم میآورد. البته تعیین راهبرد هر کسبوکار به تواناییها، ضعفها، مزیت رقابتی کسبوکار، نیاز بازار، فرصتها و تهدیدها و اهداف و منابع وابسته است. اما نقطه آغاز راهبرد توسعه محصول، تعیین راهبرد توسعه از سوی هر کسبوکار است (رجبزاده قطری و معزی، 1393، ص25). در این راستا حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای عمل یا ساختِ نوگرا در درون این نوع کسبوکارها است. تیم عمل یا ساخت، یک گروه دایمیِ وظیفهای است که کار مستمر انجام میدهد مانند بازاریابی یا ساخت. اعضای تیمهای ساخت یا عمل باید روابط کاری بلندمدت همراه با سیستم های عملیاتی خوب داشته و از پشتیبانی خارجی برای کسب اثربخشی طی یک دوره پایدار برخوردار باشند (رضائیان، 1391، ص. 16). اگرچه در این میان سرمایهگذاری شروع یک کسبوکار جدید و سازماندهی سیستم حسابداری، نگرانی اصلی در شروع یک کسبوکار کوچک جدید است (بامفورد و بروتن، 1390، ص. 194).
بهسازی کارایی بازاریابی به کمک رسیدگی و ممیزی
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل بهسازی کارایی بازاریابی به کمک رسیدگی و ممیزی در این نوع کسبوکارها میشود. در این راستا ممیزی بازاریابی، رسیدگی و بازبینی دورهای، سازمند و مستقل از محیط بازاریابی، منظورها، راهبردها و فعالیتها میباشد تا بتوان کاستیها و فرصتها را شناسایی نموده و برای اصلاح و بهسازی وضع، برنامه اقدام تنظیم کرده و به اجرا درآورد (هدایتی دزفولی، 1391، ص. 79). در این راستا حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای عملِ فنآور در درون این نوع کسبوکارها میشود. چالش منحصر به فرد تیمهای عمل، به نمایش گذاشتن اوج عملکرد مورد تقاضاست (رضائیان، 1391، ص. 15)؛ تا آنجا که همه موارد تحت کنترل باشد و حتی کسبوکار خانگی جدید با افزایش تقاضا نیز مواجه نباشد. تقاضای اضافی: سطحی از تقاضا که از حداکثر ظرفیت موجود فراتر میرود، با این نتیجه که برخی مشتریان از خدمات دست میکشند و داد و ستد ضایع میگردد (لاولاک و رایت، 1391، ص. 529).
تعقیب تقاضا
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل آموزش صاحبان این کسبوکارها در راستای مدیریت مناسب تقاضاست. در این راستا مجموعه دیگری از گزینهها جهت مدیریت تقاضا عبارت است از تنظیم ظرفیت جهت برآوردن سطوح مختلف تقاضا؛ این راهبرد معروف به تعقیب تقاضا است. مدیران می توانند جهت تعدیل ظرفیت، بنا بر لزوم، اعمالی را انجام دهند (لاولاک و رایت، 1391، ص. 534).
ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل ایجاد توانمندی در این نوع کسبوکارها در راستای ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار ممکن است. در واقع ارزیابی راهکارها و انتخاب مناسبترین عمل، از مراحل بسیار بنیانی و اساسی فرایند تصمیمگیری است. در این مرحله است که مدیر سرانجام باید تصمیم بگیرد که چه کاری انجام دهد. مرحله قطعی و نهایی سه مرحله دارد: تعیین راهکارهای عملی؛ ارزیابی راهکارهای عملی؛ و انتخاب مناسبترین راهکار (ابراهیمینژاد، 1392، ص. 22).
گذر از ظرفیت اضافی و رسیدن به ظرفیت بهینه
از جمله حمایتهایی که میتوان از کسبوکار خانگی جدید نمود، آموزش به صاحبان این نوع کسبوکارها برای گذر مناسب و برنامهریزی شده از ظرفیت اضافی تولید به ظرفیت بهینه در کسبوکارهای خانگی جدید است. در ظرفیت اضافی، تقاضا پایینتر از ظرفیت بهینه است و منابع سودبخش کمتر مورد استفاده قرار میگیرند (لاولاک و رایت، 1391، ص. 529). در این راستا گاه حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بستر مناسب برای رشد تیمهای مشورتی نوآور در درون این نوع کسبوکارها بهمنظور بازبینی ظرفیت تولیدی این نوع کسبوکارها میشود. این گونه تیمها برای مطالعه دقیق مسائل و توصیه راهحل برای آنها تشکیل میشوند و نوعاً موعد زمانی خاصی دارند. پس از انجام کار، هر کس به واحد خود برمیگردد و تیم منحل میگردد. این نوع تیم، گروه موقت نیز نامیده میشود (رضائیان، 1391، ص. 15).
فرهنگ
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل ایجاد فرهنگی است که از جدید بودن محصولات در این نوع کسبوکارها حمایت میکند. فرهنگ سازمانی وظایف چندی را بهعهده دارد. نخست آنکه به اعضای خود هویت ببخشد. بهعبارت دیگر افراد سازمان افتخار کنند که در یک چنین سازمانی و برای هدفهای آن تلاش می کنند. دیگر وظایف فرهنگ سازمانی آن است که تعهد و مسئولیت جمعی را تسهیل کند (رضائیان، 1393، ص294). در این میان هنجارهای فرهنگی، ارزشهایی هستند که رفتارهای خاص فردی و یا گروهی افراد داخل کسبوکار را تعیین میکنند. هنجارهای فرهنگی برای تشریح و بیان فرهنگ غالب و مسلطی که در میان کارکنان سازمان ایجاد شده است، بهکار میرود. این هنجارها، شاخصهای مناسبی در خصوص نحوه تعامل و پاسخگویی افراد در برابر درخواستها یا نیازهای خاص مدیریت یا بخش منابع انسانی هستند (ساترلند و کانول، 1390، ص107). در واقع هر کسبوکاری دارای یک فرهنگ است. فرهنگ یک کسبوکار قسمتی از محیط داخلی آن کسبوکار را توصیف میکند که در حقیقت ترکیبی از مجموعة تعهدات، اعتقادات و ارزشهای مشترک بین اعضاء در آن کسبوکار میباشد و برای راهنمایی کارکنان در انجام وظایفشان استفاده میشود (قاسمی و کاظمیتربقان، 1391، ص236). در راستای نیاز مداوم یک کسبوکار خانگی به ایجاد محصولات جدید، با فرهنگی که آن را حمایت میکند، نیاز به دقت در مدیریت تغییر در این نوع کسبوکارها بهخوبی احساس میشود. مدیریت باید کاملاً نسبت به تغییرات توجیه بوده و مشابهتها و مغایرتهای موجود میان رویههای فعلی و جدید را شناسایی نماید. اهداف باید تعیین شود، پیشرفت کار مورد رصد قرار گرفته و گزارش شود. کارکنان نیز باید در خصوص تلاشهای خود و هرگونه موفقیت بهدست آمده آگاه شوند (ساترلند و کانول، 1390، ص77).
حمایت از کسبوکار خانگی جدید شامل برطرف نمودن مشکلات اساسی کسبوکارهای خانگی نظیر تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای بازار، طراحی محصول، تأمین مواد اولیه ارزان و با کیفیت مناسب، فروش محصولات در بازار، شبکه سازی و توسعة روابط با سایر کسبوکارها و نیز حمایت از نیروی کار شاغل در این نوع کسبوکارها میشود که جدید بودن را برای این نوع کسبوکارها به ارمغان میآورد. در این میان یکی از مهمترین حمایتها از کسبوکارهای خانگی جدید، ایجاد مراکز فروش فیزیکی و مجازی برای محصولات این نوع کسبوکارهاست. حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید شامل ایجاد بسترهای مناسب برای گسترش دانش و شایستگیهای مورد نیاز این نوع کسبوکارها، مشاورههای شغلی رایگان یا مشاورههایی کم هزینه، رشد تیم های مشورتی خلاق در کسبوکار خانگی جدید، رشد تیمهای تولیدی نوآور، تحقق نوآوری مبتنی بر فنّاوری رشد تیمهای پروژهای نوآور، رشد تیمهای گردانندة خلاق در درون کسبوکارهای خانگی جدید، همچنین توجه به فرهنگ، سرمایههای فکری و رهبری در کسبوکارهای خانگی جدید، زیرساختهای مناسب برای گسترش کسبوکارهای خانگی جدید فنآور محور، حمایت از راهبرد توسعه محصول جدید، بهسازی کارایی بازاریابی به کمک رسیدگی و ممیزی و نیز شناخت و حمایت از شایستگیهای محوری کسبوکارهای خانگی در ارائة محصول جدید میشود. شایستگیهای محوری شامل شناسایی مهارتهای کلیدی، دانش و تجربه مورد نیاز برای انجام یک شغل خاص میباشد (ساترلند و کانول، 1390، ص102). از دگر سو با توجه به وسعت کم فعالیت در کسبوکارهای خانگی، خلق بینش راهبردی در صاحبان این نوع کسبوکارها از طریق آموزشهای عمومی و تخصصی تحت نظارت ارگانهای دولتی، بستری مناسب برای حمایت از کسبوکارهای خانگی جدید و نیز توسعة آنها را فراهم میآورد. در واقع تشریح کسبوکار جدید و نیازهای آن، و نیز جستجو برای ایده و توسعه فرصتهای کسبوکار، مستلزم خلاقیت و تحقیق بسیار دقیق است. در عین حال این کار باید به سمت نوآوری بینش راهبردی سوق پیدا نماید (گاندری و کیکول، 1390، ص159) و این امر حمایت ارگانهای دولتی را میطلبد تا از طریق یارانة مناسب سببساز تحقق اهداف این آموزشها شوند. قدر مسلم گرفتن بازخورد میتواند به تحقق کامل این اهداف کمک نماید. بازخورد به هرگونه اطلاعاتی که برای ارزیابی و سنجش موفقیت یا شکست هر اقدامی که صورت گرفته است، گفته میشود (ساترلند و کانول، 1390، ص154).