نگهداری اطلاعات درآمد و هزینه کسبوکارهای خانگی بهمنظور تحلیل مالی دادهها برای کمک به تصمیمگیریهای کسبوکار است.
کسبوکارهای خانگی معمولاً در بخش کسبوکارهای بسیار کوچک دستهبندی میشوند (Holmes et al, 1997, P. 68). این کسبوکارها، مزیتهای بسیاری دارند؛ ازجمله پایین بودن میزان ریسک، پایین بودن میزان سرمایه موردنیاز جهت راهاندازی، استقلال عمل بیشتر، انعطافپذیری بالاتر و صرفهجویی در وقت و انرژی. مطالعهها نشان میدهد که بیش از 70 درصد کارآفرینان موفق، در ابتدا کار خود را از خانه شروع کردهاند (Finmark, 2006, P. 23). ازطرفدیگر، همواره تصمیمهای صحیح تجاری با اطلاعات مربوط و قابل اتکای حسابداری پیوند ناگسستنی دارند. بنابراین، دانش حسابداری و دانش کسبوکار از هم قابل تفکیک نیستند. حسابداری زبان کسبوکار است. آشنایی ناقص با این زبان کنترل مالی و تصمیمات را به سطح نازلی تنزل میدهد. بنابراین ارتقای دانش و توانمندی بهکارگیری این ابزار مقولهای بسیار مهم برای اداره موفق کسبوکارهای خانگی است که نرخ شکست در آنها بین 20 تا 25 درصد است (Smith, 1997, P. 5).
حسابداری به ما کمک میکند تا با استفاده از یک واحد اندازهگیری مشترک، یعنی واحد اندازهگیری پولی، بتوانیم منابع اقتصادی مختلف را اندازهگیری کرده، آثار و نتایج حاصل از بهکارگیری آنها را ارزیابی کنیم و از این طریق، برنامهریزی و مدیریت منابع اقتصادی را امکانپذیر سازیم (بختیاری، 1390، ص. 13).
به زبان ساده، برای راهاندازی و شروع هر کسبوکار به منابعی نیاز خواهد بود. در سادهترین حالت ممکن، فرض کنید تمام منابع مورد نیاز توسط مالک کسبوکار فراهم شود. در این صورت:
منابع کسبوکار = منابع آورده شده توسط مالک
به زبان حسابداری، منابع آورده شده توسط مالک، سرمایه و منابع واقعی استفاده شده برای کسبوکار، داراییها نامیده میشوند. به این معنی که اگر تمام منابع توسط مالک فراهم گردد، معادله حسابداری بهصورت ذیل خواهد بود:
داراییها = سرمایه
اما، در شرایط واقعی معمولاً افراد دیگری غیر از مالک نیز برخی داراییها را فراهم میآورند. به زبان حسابداری به این منابع، بدهیها گویند. بنابراین در حالت کلی معادله حسابداری عبارتست از:
داراییها = بدهیها + سرمایه
سمت راست این معادله بیانگر آنست که «چه منابعی داریم؟» و سمت چپ نشاندهندة آنست که «منابع از چه محلی تأمین شدهاند؟» (Wood and Sangster, 2005, PP. 7-8).
معادله «داراییها = بدهیها + سرمایه»، فقط در شرایطی که هنوز مؤسسه عملیاتی انجام نداده است تا سود و زیانی کسب کند، صادق است. هر مؤسسهای در طی عملیات خود، در قبال کالا یا خدماتی که به مشتریان عرضه میکند درآمد کسب میکند و برای کسب این درآمد قسمتی از داراییهای خود را از دست میدهد و یا اصطلاحاً متحمل هزینه میشود. سود به دست آمده حقوق صاحبان مؤسسه روی داراییها را افزایش میدهد و زیان حاصله موجب کاهش آن میشود. حاصل جمع جبری سود و یا زیان با سرمایه، حقوق صاحبان مؤسسه (ارزش ویژه) نام دارد. بنابراین، به زبان بسیار ساده، به محض اینکه مؤسسه درآمدی کسب کرد و یا هزینهای متحمل شد و بهعبارتدیگر سود و زیانی حاصل شد، معادله حسابداری مؤسسه را باید بهصورت زیر نوشت:
داراییها = بدهیها + حقوق صاحبان مؤسسه
بهطورکلی در یک جمعبندی میتوان اینگونه بیان نمود:
- تمام منابع اقتصادی که در تملک کسبوکار بوده، قابل تقویم به پول و دارای منافع آتی برای کسبوکار باشد، دارایی نام دارد.
- تمامی دیون و تعهدها به اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر، بدهی نام دارد. بدهیها در یک کسبوکار خانگی بهطور معمول در اثر خرید نسیه کالا و خدمات یا دریافت وام به وجود میآیند که باید ظرف مدت معینی پرداخت شوند.
- روی داراییهای مؤسسه، دو نوع حق وجود دارد. حق صاحب (صاحبان) مؤسسه و حق دیگران که به آن بدهی گفته میشود.
بدون توجه به تعداد مبادلات صورتگرفته، همواره رابطه بالا برقرار است. بنابراین هر واقعه مالی میبایست حداقل بر روی دو عنصر از عناصر آن اثر گذارد. این دو عنصر یا هر دو در یک طرف معادله است (واقعه مالی باعث افزایش یکی و کاهش دیگری است) و یا در طرفین معادله خواهد بود. این مفهوم اساس سیستم حسابداری دوبل است. در ادامه هریک از عناصر معادله حسابداری را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم.
ترازنامه و اجزای تشکیلدهنده آن
ترازنامه یکی از صورتهای مالی اساسی است که وضعیت مالی کسبوکار را در یک تاریخ مشخص (پایان سال مالی) نشان میدهد. عکسی است که نشان میدهد کسبوکار چقدر منابع اقتصادی دارد، چقدر بدهی دارد و بهطورکلی وضعیت مالی آن ضعیف است یا قوی. با تهیه نظاممند ترازنامه، بررسی و تحلیل روند مالی کسبوکار امکانپذیر شده و در نتیجه میتوان اقدامات لازم در جهت بهبود شرایط را بهموقع اجرا نمود (Pinson, 2007, p.63). ترازنامه در حقیقت گزارشی است که تحقق معادله معروف «داراییها برابر است با بدهیها و ارزش ویژه (حقوق صاحبان مؤسسه)» را در یک تاریخ معین نشان میدهد. بهعبارتی به آگاهی خوانندگان این گزارش میرساند که در این مقطع زمانی چه داریم و آن را از کجا آوردهایم؟

بهمنظور قابل استفاده کردن اطلاعات ترازنامه، داراییها و بدهیها را میبایست به زیرمجموعههای اساسی طبقهبندی کرد. مثلاً تفکیک بدهیهایی که سررسید آنها در آینده نزدیک فرا خواهد رسید از بدهیهایی که چند سال دیگر به سررسید آنها باقی مانده است، جهت ارزیابی توان بازپرداخت، ضروری است ویا نحوه تأمین و مدیریت بر داراییهایی که عمر آنها کوتاهمدت است با روشهای مدیریت و کنترل داراییهای طویلالعمر متفاوت است. با توجه به این موضوع، یکی از مهمترین روشهای طبقهبندی داراییها و بدهیها، تفکیک اقلام جاری از اقلام غیرجاری است. اقلام جاری اقلامی هستند که طی یک سال و یا یک دوره عملیاتی (هر کدام طولانیتر است) نقد میشوند و یا سررسید آنها فرا میرسد (بختیاری، 1389، ص. 84).
اجزای اصلی داراییها:
· داراییهای جاری: داراییهای جاری عبارتاند از داراییهایی که معمولاً طی یک سال به نقد تبدیل شوند. در واقع، این داراییها در چرخه عملیات کسبوکار در جریان بوده و وجود آنها برای جریان یافتن امور روزمره لازم است. به همین جهت به آنها سرمایه در گردش هم گفته میشود. انواع داراییهای جاری عبارتاند از (Pinson, 2007, P. 64):
- وجه نقد؛
- موجودی کالا: مواداولیه، کالای در جریان ساخت و کالای آماده برای فروش؛
- حسابهای دریافتنی: طلبها در اثر فروش نسیه کالا یا خدمات؛
- پیشپرداختها: مبالغی که جهت دریافت کالا یا خدمات در آینده، پرداخت شده است. مانند پیشپرداخت خرید مواد اولیه و یا پیشپرداخت اجاره.
· داراییهای ثابت: داراییهای ثابت عبارتاند از داراییهای با ارزش قابلملاحظه و عمر مفید بیش از یک سال که بهمنظور فروش خریداری نشدهاند بلکه برای تولید کالا یا خدمات مورد استفاده قرار میگیرند. مثلاً در یک کسبوکار خانگی، ماشینآلات و تجهیزات تولید مانند ماشینهای برش و پرس و نظایر آنها بهعنوان داراییهای ثابت هستند.
اجزای اصلی بدهیها:
· بدهیهای جاری: دیون و تعهداتی که طی یک سال باید پرداخت شوند و مهمترین موارد آن عبارتاند از:
- حسابهای پرداختنی: این نوع بدهی در نتیجه خرید نسیه کالا و خدمات از دیگران ایجاد میشود و بایستی در موعدی که طبق قرارداد یا قول و قراری که به هنگام خرید کالا یا خدمات با فروشنده منعقد شده و مورد توافق قرار گرفته است، بازپرداخت شود.
- اسناد پرداختنی: اگر علاوهبر قرارداد و یا قول و قرار منعقده با فروشنده کالا یا خدمات، در قبال بدهیهای ایجاد شده، اسنادی مانند سفته و برات نیز به طلبکار داده شود، به این نوع بدهیها اسناد پرداختنی گفته میشود.
· بدهیهای بلندمدت: این نوع از بدهی، بدهیهای با سررسید بیش از یک سال میباشند. گاهی منابع مالی مورد نیاز کسبوکار از راه دریافت وام و تسهیلات از بانکها یا اشخاص و مؤسسات دیگر تأمین میشود. بدهیهای به وجود آمده در این مورد را وام پرداختنی مینامند و زیر مجموعه بدهیهای بلندمدت است.
یک نمونه ترازنامه با در نظر گرفتن ماهیت کسبوکارهای خانگی در ذیل نشان داده شده است.
صورت سود و زیان و اجزای تشکیلدهنده آن
نتیجة فعالیت و عملکرد مؤسسه در طی یک دوره، در صورت سود و زیان منعکس است. نتیجه عملکرد مؤسسه از تفریق هزینههای آن از درآمدهایش به دست میآید.
یکی از دلایل راهاندازی اغلب کسبوکارها کسب سود است. البته اگر کسبوکار موفقیتآمیز نباشد، با زیان مواجه خواهد شد. محاسبه سود یا زیان یکی از مهمترین اهداف سیستم حسابداری است.
1. سود ناخالص
یکی از مهمترین استفادههای حسابهای سود و زیان، مقایسه نتایج کسب شده با نتایج موردانتظار است. رقم سود حاصله در هر سطحی از فروش، قبل از کسر هزینهها، بسیار مورد توجه است.
بنابراین، به سادگی میتوان مشاهده نمود که در محاسبه سود، صورتحساب سود و زیان به دو بخش تقسیم میشود. در بخش اول، سود ناخالص را خواهیم داشت و در بخش بعد، سود خالص محاسبه میشود.
سود ناخالص، مابهالتفاوت بین درآمد حاصل از فروش و بهای تمامشده کالای فروشرفته در طی دوره مورد بررسی است. بهطور خلاصه:
فروش منهای بهای تمام شده کالای فروش رفته = سود ناخالص
مقایسه نرخ سود ناخالص از یک سال به سال دیگر و یا مقایسه آن با سایر کسبوکارهای فعال در صنعت مورد نظر، بسیار مورد توجه است. سادهترین راه برای این منظور، بررسی سودناخالص بهصورت درصدی میباشد. این درصدگیری معمولاً برمبنای فروش ویا برمبنای بهای تمام شده کالای فروش رفته محاسبه میشود (Taylor, 2007, P. 120).
برای مثال اگر در یک کسبوکار خانگی رقم فروش در طی دوره 150 و بهای تمام شده آن 100 میلیون ریال باشد، بنابراین، 50 میلیون ریال سود ناخالص خواهیم داشت و در این صورت:
|
نسبت سود ناخالص به فروش (حاشیه سود ناخالص): |
33% = 150/50 |
|
نسبت سود ناخالص به بهای تمام شده کالای فروش رفته: |
50% = 100/50 |
2. سود خالص
سود خالص عبارت است از سود ناخالص بهعلاوه هرگونه عایدی دیگر غیر از محل فروش، مانند اجارههای دریافتی یا سایر درآمدهای غیرعملیاتی، منهای کل هزینههای دوره، غیر از آنچه تحت عنوان بهای تمام شده کالای فروش رفته در نظر گرفته شد (Wood and Sangster, 2005, PP. 71-73).
قواعد حسابداری برای ثبت دوطرفه
برای طبقهبندی گروه خاصی از فعالیتهای مالی از حساب استفاده مینماییم. برای هریک از اقلامیکه در ترازنامه یا صورت سود و زیان قرار دارند حسابهای جداگانهای نگهداری میشود. حسابداران معمولاً برای کسب اطمینان از صحت تشخیص عنوان و نام حسابهای بدهکار و بستانکار، ابتدا ثبتهای لازم را در مدل سادهای که بهدلیل شباهت آن به حرف انگلیسی T، به همین نام موسوم است، ثبت میکنند. خط عمودی حساب را به دو بخش چپ و راست تقسیم میکند. بنابراین حساب در سادهترین شکل خود دارای سه قسمت میباشد:
- عنوان حساب، عنوان حساب تعیینکنندة نوع اقلامی است که در آن حساب ثبت و رویهم انباشته میشوند، مانند حساب صندوق که کلیه فعالیتها و تغییرات در وجه نقد مؤسسه را در خود جای میدهد یا حساب بدهکاران، حساب بستانکاران و حساب سرمایه.
- طرف راست هر حساب را اصطلاحاً و براساس قرارداد بدهکار مینامند.
- طرف چپ هر حساب اصطلاحاً و براساس قرارداد بستانکار نامیده میشود.
در حسابداری اصطلاحاً ثبت اعداد و مبالغ در طرف راست (بدهکار) را بدهکار کردن و ثبت در طرف چپ (بستانکار) را بستانکار کردن میگویند. درصورتیکه مبالغ مندرج در طرف راست حساب را جمع کنیم به آن «جمع بدهکار» گویند به جمع مبالغ طرف چپ این حساب «جمع بستانکار» گفته میشود. تفاضل این دو جمع «مانده» حساب در یک تاریخ معین میباشد. وقتی که جمع طرف بدهکار یک حساب بیشتر از جمع طرف بستانکار باشد مانده بدهکاری نامیده میشود. زمانیکه جمع طرف بستانکار یک حساب بیشتر از جمع طرف بدهکار باشد مانده بستانکار خوانده میشود.
|
عنوان حساب |
|
|
بدهکار
|
بستانکار |
حسابها از نظر محل قرار گرفتن در گزارشهای مالی پایان دورهای به طبقات زیر تقسیم میشوند:
1) حسابهای داراییها؛
2) حسابهای بدهیها؛
3) حسابهای سرمایهای؛
4) حسابهای هزینهای؛
5) حسابهای درآمدی.
1. سیستم ثبت دوطرفه برای حسابهای ترازنامهای
· افزایش در حسابهای داراییها بهصورت بدهکار ثبت میشود.
· کاهش در حسابهای داراییها بهصورت بستانکار ثبت میشود.
· افزایش در حسابهای بدهیها/ سرمایهای بهصورت بستانکار ثبت میشود.
· کاهش در حسابهای داراییها/ سرمایهای بهصورت بدهکار ثبت میشود.
|
حساب |
نوع ثبت |
قاعده حسابداری برای ثبت |
|
داراییها |
افزایش کاهش |
بدهکار بستانکار |
|
بدهیها |
افزایش کاهش |
بستانکار بدهکار |
|
سرمایهای |
افزایش کاهش |
بستانکار بدهکار |
در تطابق با معادله اساسی حسابداری:
|
|
داراییها = بدهیها + حقوق صاحبان مؤسسه |
||
|
بهمنظور افزایش هر آیتم |
بدهکار |
بستانکار |
بستانکار |
|
بهمنظور کاهش هر آیتم |
بستانکار |
بدهکار |
بدهکار |
2. تأثیر سود (زیان) بر روی حقوق صاحبان مؤسسه و سیستم ثبت دوطرفه برای درآمد و هزینهها
سود، متعلق به مالکان (صاحبان) مؤسسه است. درآمد، سود را افزایش میدهد، بنابراین حقوق صاحبان مؤسسه افزایش یافته و در نتیجه بهصورت بستانکار ثبت میشود. هزینهها، سود را کاهش میدهند، بنابراین حقوق صاحبان مؤسسه کاهش یافته و در نتیجه بهصورت بدهکار ثبت میشود. در نتیجه:
· افزایش درآمدها بهصورت بستانکار ثبت میشود.
· کاهش درآمدها بهصورت بدهکار ثبت میشود.
· افزایش هزینهها بهصورت بدهکار ثبت میشود.
· کاهش هزینهها بهصورت بستانکار ثبت میشود.