اموری از زندگی خصوصی خانواده که در جوار کسبوکار باید مصون از مداخله و تعرض دیگران باشد.
همة کسبوکارها حقوق و حریم مشخصی دارند که هم بهصورت کلی و هم بنابر عوامل گوناگون بهویژه براساس ماهیت محیط فعالیتشان تعیین میشوند. در این میان شناسایی حریم خصوصی کسبوکارهای خانگی و عوامل اثرگذار بر آن بهدلیل فضای خاص، اندازه و تازگی بیشتر اینگونه کسبوکارها دارای ظرافتهای بیشتری دارد(Ruiz and Walling, 2005, P. 419).
تعاریف زیادی در مورد حریم خصوصی وجود دارد و این موجب اختلاف نظر بین صاحبنظران و پژوهشگران شده است. بیشترین اشتراک این تعریفها روی محرمانگی و پنهان ماندن امور و کنترل بر اطلاعات و دادههای شخصی بوده است. حریم خصوصی بخشی از حیات فردی و خانوادگی انسان بهشمار میآید که خارج از امور اجتماعی و رسمی است و براساس حمایت از استقلال و آزادی فردی و آبرو و حیثیت افراد و نیازهای فطری آنها قرار دارد (Mattare& Monahen, 2010, P. 72).
از حریم خصوصی بهعنوان «حق افراد برای حمایت شدن در مقابل ورود بدون اجازه به امور زندگی آنها بهوسیلة ابزار فیزیکی یا نشر اطلاعات» یاد میشود که در مادة 12 اعلامیة جهانی حقوق بشر نیز از آن نام برده شده است. حریم خصوصی بهطورکلی شامل چهار دستة حریم اطلاعات (اطلاعات شخصی مانند اطلاعات پزشکی، مالی، خانوادگی)، حریم جسمانی (حفاظت از جسم در برابر آزمایشهای دارویی و...)، حریم ارتباطاتی (پست الکترونیک، تلفن و...) و حریم مکانی (محل کار، محل زندگی و...) میشود. در قانون اساسی ایران، 17 اصل بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به مسئلة حریم خصوصی پرداختهاند و امنیت روحی و روانی و همچنین جسمی و فیزیکی افراد مورد تأکید قرار گرفته است. بااینوجود و بهطورکلی میتوان چنین نتیجهگیری کرد که در برخی از این قوانین، ابهامات مشخصی به چشم میخورد. در قانون اساسی ایران، اصول 22، 23 و 25 بهطور مستقیم به لزوم حفظ حریم خصوصی اشاره میکنند. همچنین، در مادة 528 قانون مجازات اسلامی مصوب خرداد 1375 افشای مخابرات و اطلاعات افراد مجازاتی از 1 تا 3 سال حبس به دنبال دارد. قوانین مربوط به رعایت حریم خصوصی در فضای مجازی بهدلیل نبود مرز مشخصی بین حریم خصوصی و حریم عمومی، افزایش فزایندة حجم اطلاعات و نبود تعاریف دقیق از حریم خصوصی با ابهامات زیادی روبهرو هستند (واعظی و علیپور، 1389).
مسئلة حریم خصوصی در دنیای اقتصاد و کسبوکار ریشه در قواعد و قوانین و ساختارهای نهادی دارد و در آن بهطور سنتی بهعنوان عرف شناخته میشود، سیر تکاملی حریم خصوصی کسبوکار از دوران اندیشمندانی مانند آدام اسمیت و جان لاک در قالب عرف و قواعد بازی آغاز شده و به تصویب و پیدایش قوانین محکم و مشخصی در مورد حقوق مالکیت خصوصی ختم میشود. قوانین موجود در مورد حریم خصوصی کسبوکارهای خانگی با تفاوتی اندک مشابه قوانین حریم خصوصی دیگر کسبوکارها بوده و حفاظت از منافع این کسبوکارها بیشتر بهصورت محلی است (Mattare & Monahen, 2010, P. 74).
باوجوداین و بهدلایل بسیاری ازجمله تازگی موضوع و نبودن مرزهای مشخص بین کسبوکارهای خانگی و کوچک و متوسط در بسیاری از موارد، ابهامات زیادی در قوانین مربوط به حریم خصوصی کسبوکارهای خانگی به چشم میخورد و این ابهامات بهویژه در مورد گردش جریان غیررسمی اطلاعات پررنگتر است. پیشرفت فنّاوریهای گوناگون از یکسو موجب آسانتر شدن راهاندازی کسبوکارها شده و ازسویدیگر چالشهای امنیتی بیشتری را مطرح کرده است. چنین حفاظتی بهویژه در مورد کسبوکارهای الکترونیکی اهمیت بسیاری دارد؛ برای مثال، شرکتهای تجاری از برنامههایی بهعنوان کوکی برای رهگیری و شناسایی فعالیتهای آنلاین کاربران (بازدید سایتها، زمان توقف در هر صفحه و...) استفاده میکنند. کسبوکارها برای حفظ امنیت دادههای مربوط به مشتریان راهبردهای مناسبی بهعنوان مدیریت بهینة رابطه با مشتری، تدوین میکنند (Mattare& Monahen, 2010, P. 75).
مسائل مربوط به حریم خصوصی کسبوکارهای خانگی را بهطورکلی میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1) حریم فیزیکی کسبوکار: حریم فیزیکی کسبوکار تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند خانواده، دوستان، همسایهها و دیگر عوامل محیطی قرار دارد. خانواده و مسائل خانوادگی بیشترین تأثیر را بر کسبوکار خانگی دارد. اختلافات خانوادگی و تفاهم نداشتن، فرزندان و شرایط آنها میتوانند کسبوکار خانگی را با دشواری روبهرو کنند. فضای محدود خانگی هم برای برخی کسبوکارها مشکلزا است. ازسویدیگر، ممکن است، کار خانگی (بهدلیل فضای خاص آن) چندان از طرف اعضای خانواده جدی گرفته نشود؛ در نتیجه فرد با اختلالات و وقفههای ناخواستهای روبهرو شود، بههمینترتیب ممکن است مزاحمتهایی ازسوی دوستان و همسایگان به وجود آید.
2) فضای مجازی و دادهها: اطلاعات و دادههای مربوط به کسبوکار و مشتریان آن هم ابزار مهم رقابتی کسبوکار بهشمار میآیند و هم در صورت افشا از بزرگترین تهدیدها محسوب میشوند. حملات سایبری که بهطور روزافزونی تکامل یافته و قویتر میشوند و آنچه از آن بهعنوان جاسوسی صنعتی یاد شده و از ربودن اطلاعات صنایع بزرگ آغاز و به کسبوکارهای کوچک و متوسط هم کشیده شده است، دامنگیر کسبوکارهای خانگی هم میباشد. افشای دادهها و اطلاعات حساس در مورد مشتریان موجب از دست دادن احتمالی آنها میشود و ازآنجاییکه کسبوکارهای خانگی پشتوانة مالی و حمایتی چندانی ندارند، چنین رویدادی میتواند بنیان آنها را با تهدیدهای جدی روبهرو کند (Walker et al, 2002, P. 31).
با توجه به نقش بزرگی که تلفن، رایانه و اینترنت در کسبوکارهای خانگی ایفا میکنند، رشد این بنگاهها تا اندازة زیادی در گروی رشد و پیشرفت زیر ساختهای فنّاوری اطلاعات است. ازسویدیگر فضای مجازی، حجم بالای دادهها در این فضا و گسترش روزافزون حملههای سایبری، جاسوسی صنعتی و عملیات هکرها این کسبوکارها را با چالشهای روزافزونی روبهرو میکند Mason & Carter, 2011, P. 627). در آمریکا براساس آخرین آمار در مورد کسبوکارها، بیش از 50 درصد کل شرکتها بهصورت کسبوکار خانگی بنا شدهاند و این کسبوکارها بهصورت فدرالی و هم به شکل ایالتی حمایت میشوند. در آمریکا 13 میلیون نفر بهصورت تماموقت و 43 میلیون نفر بهصورت پارهوقت در کسبوکارهای خانگی مشغول بهکارند. در این کشور همة قوانین حمایتی کسبوکارهای کوچک شامل کسبوکارهای خانگی هم میشود و برپایی این کسبوکارها با حمایت ایالتها صورت میگیرد. قوانین ساختارمندی برای حمایت از دادههای کسبوکارها بهویژه دادههای اینترنتی و اطلاعات مشتریان وجود دارد. تایوان که نرخ بسیار بالایی در مورد کسبوکارهای کوچک و متوسط (SME) دارد با شعار «هرخانه، کارخانه و هر کارخانه، خانه است» طرح گستردهای برای رشد و پرورش کسبوکارهای خانگی آغاز کرده و تسهیلات گوناگونی مانند گسترش صادرات، افزایش تعرفههای وارداتی و بهبود قوانین حقوقی فراهم آورده است (برخورداری، فاطمه، «چالشها و راهکارهای توسعة کسبوکارهای خانگی»، بازار کار، ش593، اسفند1389). در این کشور نیز حریم خصوصی بهخوبی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط و کسبوکارهای خانگی تعریف شده است.
مرز بین خانواده و حریم کسبوکارهای خانگی
حریم خصوصی کسبوکارهای خانگی نسبت به دیگر کسبوکارها اهمیت بیشتری داشته ممکن است بهراحتی مورد تعرض واقع شود. فضای خانه و اندازة آن تأثیر مهمی بر این مسئله دارد (Mason & Carter, 2011, P. 631). دخالت یا مزاحمتها برای مرد و زن متفاوت بوده آنها با کسب تجربه میتوانند از اثر منفی این مزاحمتها بکاهند. از مهمترین این مزاحمتها میتوان به وقفههایی اشاره کرد که بهوسیلة اعضای خانواده، دوستان و یا همسایهها ایجاد میشود؛ زیرا ازنظر آنها فرد در حال کار نیست (بهدلیل ماهیت کار خانگی و فضای خانه). همچنین فرزندان و بچهها بهخصوص کودکان خردسال، از دیگر اختلالها در کسبوکارهای خانگی بهشمار میروند. بهطورکلی میتوان گفت مهمترین تهدیدها برای کسبوکارهای خانگی بیشتر بهصورت ناخواسته و ازسویدیگر اعضای خانواده، دوستان و همسایگان به وجود میآید (Mattare and Monahan, 2010, P. 79).
دیدگاه سنتی در مورد جدا بودن و وجود مرز مشخص بین محل کار و خانه مورد چالشهای بسیاری واقع شده و خانه خود نه به محل آسایش و فراغت بلکه به محل اصلی کار تبدیل شده است (Pink, 2001). برای مثال براساس آمار نیروی کار در انگلستان در 2005، 11 درصد نیروی کار، یعنی 1/3 میلیون نفر، در خانه شاغل بودند، که این آمار نسبت به 1997 رشد 35 درصدی داشته است (Fitzgerald & Winter, 2001, P. 78).
پژوهشهای گستردهای در مورد جنبههای مختلف کسبوکارهای خانگی به مرزهای بین خانواده و کار و آسایش فرد پرداخته است (Fitzgerald & Winter, 2001, P.83). در انگلستان خانه بهترین محل برپایی کسبوکار و در آمریکا خانه مناسبترین مکان انجام فعالیتهای کارآفرینانة نوپا و برپایی کسبوکار شناخته شده است. بر تمایز نقش فرد در حکم مالک کسبوکار و همچنین نقش وی در کسوت عضوی از خانواده تأکید شده است (Singh & Lucas, 2005, P. 82).
کسبوکارهای خانگی بهویژه در نخستین مراحل فعالیتشان ممکن است احساس انزوا و به نوعی احساس دور افتادن از جریان اصلی کسبوکار داشته باشند و اقدام به تبلیغات به خصوص در محله و یا حتی بین همسایگان کنند. دراینصورت احتمال افشای اطلاعات حساس و دادههایی وجود دارد که ممکن است در نگاه اول مهم جلوه نکنند، ولی اهمیت زیادی برای کسبوکار دارند (Walker et al, 2002, P. 34).
دادههای مربوط به مشتری، دادههای مالی، دادههای مربوط به کارتهای اعتباری، اطلاعات شخصی، دادههای پرسنلی و دادههای مربوط به حقوق مالکیت از مهمترین دادههای حریم خصوصی کسبوکارها هستند. اختصاص ندادن زمان کافی به مدیریت دادهها و حفظ امنیت آنها از دغدغههای اصلی کسبوکارهای خانگی است. بیشترین چالشهای امنیت اطلاعات در کسبوکارهای کوچک شامل نبود سامانة امنیتی مناسب، نبود آموزش و توجیه نبودن کارمندان در مورد اهمیت امنیت اطلاعات و بهروز نبودن سامانههای امنیتی است. راهکارهایی مانند آموزش کارکنان در مورد مسائل امنیت اطلاعاتی، خطمشیگذاری در راستای بهرهمندی از بهروزترین فنّاوریها، کپی کردن و حفاظت دادههای اصلی میتوانند گام مؤثری در افزایش امنیت اطلاعاتی کسبوکارهای کوچک باشند (Walker et al, 2002, P. 42).
قانون حفاظت اطلاعات شخصی ایالت کبک کانادا که در 2004 تصویب شد، راهکارهایی مانند مسئولیتپذیر بودن سازمانها در قبال دادههای مشتری، جلب رضایت مشتری در مورد اطلاعاتی که میدهد و آگاه ساختن او در این مورد، محدود کردن گردآوری دادهها به دادههای حیاتی و ضروری، افشای اطلاعات فقط در صورت نیاز و آگاه ساختن مشتری از این امر و شفافیت در مورد خط مشیهای اطلاعاتی را در حفاظت هرچه بیشتر دادههای مشتری کارگشا میداند. براساس قوانین دولت کانادا برای کسبوکارهای کوچک درمورد حفاظت اطلاعات مربوط به مشتری همة سازمانها و کسبوکارهایی که در ایالتهای کبک، آلبرتا و بریتیش کلمبیا به فعالیت مشغولاند ملزم به رعایت قوانین تصویب شده در مورد حفاظت از دادههای مشتری هستند. برخی از این قوانین بهشرح زیر است:
1. مشتریان باید در مورد لزوم اطلاعاتی که از آنها گرفته میشود، اطلاع کافی داشته باشند؛
2. فقط اطلاعاتی از مشتری گرفته شود که به آن نیاز است؛
3. هر کسبوکاری ملزم به تدوین خطمشی اطلاعاتی شفاف، خلاصه و نوشتهشده بهصورت ساده و قابل درک باشد؛
4. برای افشای اطلاعات از مشتری اجازه گرفته شود؛
5. به کارکنان همة مهارتهای لازم در مورد حفاظت اطلاعات آموزش داده شود.
کسبوکارهای کوچک همچنین باید به تدوین و طراحی کنترلهای درونی برای جلوگیری از سرقت، جعل و دزدی اقدام کنند. کنترلهای درونی رویهها و روشهایی هستند که در کسبوکار برای حفاظت از داراییها، اطمینان از امنیت دادهها و رسیدن به اهداف کسبوکاری تدوین میشوند.
سامانههای اطلاعاتی روشهایی برای شناسایی، گردآوری، تحلیل، نتیجهگیری، طبقهبندی و ضبط همة دادههای مربوط به امور کسبوکارند. در مقابل، کنترلهای داخلی کسبوکار، رویهها و خطمشیهایی هستند، برای اطمینان از اینکه مالکان و مدیران، اقدامات لازم برای رسیدن به اهداف کسبوکار را انجام میدهند. رویهها چرایی و چگونگی همة این اعمال را شرح میدهند.
کنترلهای داخلی بهطورکلی پنج کارکرد برای کسبوکارهای خانگی دارند:
1. دستهبندی و اولویتبندی اهداف؛
2. حفاظت از داراییها و اموال کسبوکار در مقابل سرقت یا کلاهبرداری؛
3. تشویق مدیریت مؤثر و کارآمد؛
4. اطمینان از اقدام به موقع و مؤثر درصورت عملکرد نامطلوب و یا مشاهدة خطر؛
5. کاهش خطر (Ruiz and Walling, 2005, P. 422).