دورهای است از مراحلی که محصول خانگی طی میکند و پس از آن به مرحله بازاریابی و فروش میرود؛ زمان لازم برای تکمیل چرخه زندگی محصولات متفاوت است (کمنیوس، 1390).
همه محصولات و خدمات، چرخههای عمر مشخصی دارند که این چرخه، از تکوین محصول و روانه کردن اولیه آن به بازار شروع و زمانیکه محصول را از بازار جمع میکنند، خاتمه مییابد و به مراحل مختلفی تقسیم میشود.
کسبوکار خانگی عبارت است از واحدهای کسبوکاری که فعالیتهایی مانند تولید محصولات و ارایة خدمات را در محل زندگی خود انجام میدهند. کسبوکارهای خانگی کسبوکارهای کوچکی هستند که بهطور روز افزونی جایگزین بنگاههای سنتی شدهاند. درحالیکه کسبوکارهای سنتی در حال تغییرات زیاد هستند کسبوکارها ی خانگی موتور محرک برای رشد و توسعة اقتصادی هستند (Edwards, 2010).
انجام فعالیت در خانه برای مشتریان، فعالیت بهصورت تعاونی و مشارکتی با کسبوکارهای تأمین کنندة مواد اولیه و عرضة محصولات آنها در بازارهای مختلف از انواع کسبوکارهای خانگی است. در کشورهای پیشرفته کسبوکارهای خانگی نقش مهمی در اشتغالزایی و توسعه اقتصادی و رشد پایدار اقتصادی دارد. کسبوکارهای خانگی بر خلاف تصور رایج خاص زنان نیست و مردان نیز بهصورت پارهوقت یا تماموقت به آن میپردازند. کاهش رفتوآمد، امکان کار بهصورت متمرکز در خانه و همکاری با دیگر اعضای خانواده در محیطی خانوادگی و کاهش استرس از مزایای این کسبوکارها میباشد (برخورداری، فاطمه، «چالشها و راهکارهای توسعة کسبوکارهای خانگی»، بازار کار، ش593، اسفند1389).
چرخه عمر محصول، دورهای است که بهطور معمول شامل پنج مرحله یا فاز میشود: (کمنیوس، 1390)
1. تکوین محصول
2. معرفی محصول
3. رشد محصول
4. بلوغ یا اشباع محصول
5. افول محصول.
این مراحل برای همه محصولات و خدمات (از یک اتومبیل گرفته تا یک دستگاه لیتوگرافی چند میلیون دلاری یا حتی یک خازن کم ارزش) قابل اطلاق است؛ نسبت به محصولات مختلف این مراحل را میتوان به مراحل کوچکتری تقسیم کرد.
مرحله تکوین محصول، وقتی شروع میشود که شرکتی، ایده یک محصول جدید را یافته و بسط میدهد. این کار شامل ترجمان اطلاعات مختلف و ترکیب کردن آن با یک محصول جدید است؛ در خلال مرحله تکوین محصول، فروش و درآمدها منفی است، این دوره، دوره خرج کردن بدون هیچگونه برگشت پول است.
مرحله معرفی محصول شامل روانه کردن محصول به بازار بهنحویکه در لحظه فروش، بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مرحله پرداخت هزینه سنگین در زمینه تبلیغ و ترویج محصول امری متداول است.
در مرحله نوپایی کسبوکار، افراد هوشمند توجه خود را به این موضوع متمرکز میکنند که آیا باید برای فروش به طرفهای شریک خود وابسته باشند یا نیروی فروش خاص خود را ایجاد کنند (زلتنرس، سین ها، لریمر، 1385).
مرحله رشد محصول، مرحله مشاهده روند فروش محصول در بازار است. این مرحله زمان خوبی برای متمرکز شدن بر افزایش سهم بازار است. اگر محصولی که به بازار معرفی شده است در نوع خود اولین باشد (معرفی به یک بازار بکر و یا به یک بازار موجود) در موقعیتی خواهد بود که سهم بازار را نسبتاً آسان به دست آورد. مقرون به صرفه بودن، عرضه به موقع در بازار، قیمتگذاری صحیح و سیاست تخفیف دهی عوامل مهمی برای جلب اعتماد مشتریان است. پوشش مناسب کلیه نقاط بازار، هدف ارزندهای در مرحله رشد محصول است (کمنیوس، 1390).
مرحله بلوغ یا اشباع محصول، وقتی است که بازار از محصولات پایه متنوع اشباع میشود و همة رقبا با یک محصول جایگزین در بازار حضور دارند، وارد مرحله اشباع شده ایم. در این مرحله، رشد سهم بازار بهخودیخود امکانپذیر نیست و به بهای از دست رفتن کسبوکار شرکت دیگری به دست میآید. در این دوره بالاترین بازدهی از محصول حاصل میشود (همان).
مرحله افول محصول، در این مرحله باید محصولاتی را که موقعیت آنها در بازار ضعیف است، بیرون کشید. این کار باید با دقت انجام شود، زیرا غالباً مشخص نمیشود که کدام محصول این ویژگی را دارند.
چرخه عمر محصول را میتوان به مراحل مختلف ازجمله تجزیه و تحلیل نیازمندیها، طراحی، توسعه، امتحان، اجرا، ارزیابی، نگهداری و دفع تقسیم کرد (Xiao et al., 2010).
شناخت مراحل چرخه عمر محصول بسیار مهم است، زیرا مهارتهای کارکنان مرتبط با هر مرحله میتواند متفاوت باشد؛ مدیران و مسئولان باید زمان و استعداد لازم برای موفقیت یک محصول در بازار را درک کنند و این شامل مجموعه مهارتهای مختلف و نیازهای نیروی انسانی مرتبط با هر مرحله است که چنین درکی در حمایت از راهاندازی کسبوکار کوچک لازم است و موجب به کاربردن استراتژیهای موفق میشود.
بهطورکلی محصولات بر سه نوع مختلف هستند: (کمنیوس، 1390)
1. کلاس خاصی از محصولات (مانند خودروهای سواری)
2. شکل خاصی از محصولات یک صنعت (مانند خودروهای استیشن، کوپه، خانوادگی و غیره)
3. برند خاصی از محصولات (مانند فورد).
چرخه عمر مربوط به کلاس محصولات بیانگر تغییرات در روندهای بازار است و بیشتر از چرخه عمر مربوط به شکل محصولات و یا برند محصولات طول میکشد؛ چرخه عمر شکل محصولات و برند محصولات بیانگر رقابت یک شرکت (از لحاظ فروش و سودآوری) است بنابراین بهنحو بهتری با مدل چرخه عمر محصول انطباق دارد (همان).
چرخه عمر محصول، دیدگاهی به دست میدهد که از طریق آن، محصولات موجود، در مراحلی پویا مورد مشاهده قرار میگیرند؛ بر هریک از این مراحل، نیروهای بیرونی اقتصادی، اجتماعی و محیطی و عوامل درونی مانند منابع، سیاستها و اولویتها تأثیر گذارند (رضوانی و طالب نژاد، 1389). هر شرکت کوچکی که تجربه رشد را کسب نموده از طریق یک فرایند چرخه حیات مراحل را طی کرده و به رشد رسیده است؛ این رویکرد با روشهای چرخه زندگی برای محصولات مشابه است و بر یک مرحله رشد پس از تولد و سپس بلوغ و در نهایت زوال و مرگ دلالت دارد (Deakins & Freel, 1998).
ازسویدیگر چرخه عمر محصول بیانگر فروش هر واحد محصول در طول زمان میباشد و این چرخه به چهار مرحله تقسیم میگردد: (مدرس یزدی و دیگران، 1385)
1. معرفی؛
2. رشد؛
3. بلوغ؛
4. تنزل.
شکل منحنی عمر محصول بیان گر این موضوع میباشد که فروش یک محصول در مرحله معرفی به کندی صورت میگیرد، سپس بهسرعت به نقطه اوج نسبتاً زود هنگام در مرحله رشد میرسد؛ در مرحله رشد، ممکن است تقاضا قبل از از ین که به مرحله تنزل برسد دارای رشد نسبتاً آرامی باشد، همراه با این تغییر، تغییراتی را نیز در رشد واقعی شر ایط رقابتی، استراتژیها و عملکرد شاهد خواهیم بود. چرخه عمر را میتوان بهعنوان مجموعهای از روابط داخلی که با تغییرات سیستماتیک بازار مرتبط میباشند، قلمداد نمود (همان). در مرحله معرفی برآورده نمودن یک نیاز جدید یا موجود مطرح است، نیاز جدید میتواند شامل یک محصو ل ابداعی گردد. درحالیکه نیاز موجود، شامل یک محصول استاندارد میباشد، چنانچه محصول جدید باشد، آنگاه عموماً رقابت بر روی محصولات متنوعی صورت خواهد گرفت؛ مرحله رشد شامل پذیرش بازار محصول و افزایش در سهم بازار سازمان میباشد در مرحله بلوغ، رقابت بین شرکتهایی که با قیمت پایینتر محصول را عرضه میکنند ایجاد میگردد؛ تقاضا را نیز میتوان از طریق جایگزینی محصول جدید یا تغییر شکل در خانواده محصول فعلی تعیین و افزایش داد؛ به محض این که محصول وارد مرحله تنزل گردید، فروش بهشدت کاهش یافته و محصول، مشتری خود را از دست میدهد. عامل اصلی فروش در این مرحله، کهنه شدن و منسوخ شدن محصول بوده و محصولات (ابداعات) جدید جایگزین محصولات فعلی میگردند (همان).
همچنانکه تکنولوژی تکامل مییابد، محصولات یا خدماتی هستند که از این تکنولوژی بهره میبرند. تغییری که در خلال چرخه عمر یک محصول رخ میدهد، بازتاب منحصربهفردی روی مشتریان و روی چرخه عمر محصول دارد (کمنیوس، 1390).
محصولات ابداعی دارای چرخه عمر کوتاهی میباشند و بهطورکلی عمر این محصولات بین سه ماه تا یکسال است؛ مدیریت این محصولات مستلزم یک تعامل مداوم بین سازمان و مشتری است؛ جهت سودآوری، سازمان میبایستی با استفاده از روشهای مناسب ساخت که با زنجیره تأمین چابک مطابقت دارد، بتواند همه مراحل چرخه عمر محصول را پشت سر بگذارد؛ چرخه عمر محصولات استاندارد طولانیتر میباشد و معمولاً بیشتر از دو سا ل است (مدرس یزدی و دیگران، 1385).
صاحبنظران مختلف، مراحل ایجاد و توسعه کسبوکارهای کوچک و خانگی را در قالبهای متعددی تقسیمبندی کردهاند. بهطور سنتی چرخه زندگی این نوع کسبوکارها را میتوان در قالب پنج مرحله بررسی کرد (مقیمی و احمد پور داریانی، 1387):
1. مرحلة ایجاد کسبوکار: مرحلة اول شامل فعالیتهای مرتبط با شکلگیری اولیة کسبوکار است. در این مرحله، فرایند کارآفرینانه ایجاد شده و خلاقیت مورد نیاز است. برای انباشت و کسب منابع مالی و غیر مالی، خلاقیت، ارزیابی و شبکه سازی نیاز است. فلسفه کلی مأموریت و جهت کسبوکار در قالب راهبرد کارآفرینانة در این مرحله مشخص میشود.
2. مرحله شروع کسبوکار: در اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی ﻻزم ﺑﺮای اﻳﺠـﺎد ﺑﺮﻧﺎمة رﺳﻤﻲ کسبوکار، ﺟﺴﺘﺠﻮی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ، اﻧﺠﺎم ﻓﻌﺎﻟﻴـﺖﻫـﺎی ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ و اﻳﺠـﺎد ﺗـﻴﻢ ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎنة ﻣﺆﺛﺮ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﺷﻮد.
3. مرحلة رﺷﺪ: اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻬﻤﻲ در راﻫﺒﺮد ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎﻧﻪ اﺳﺖ. ﭼـﺮا ﻛﻪ رﻗﺒﺎ و ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻴﺮوﻫﺎی ﺑﺎزار ﻣﺸﻐﻮل ﺗﻐﻴﻴﺮ و ﺗﺤﻮل در راﻫﺒﺮدﻫـﺎی ﺧـﻮد ﻫﺴـﺘﻨﺪ و ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی جدیدی پیش روی کسبوکارها قرار میگیرد. در این مرحله، رشد و انتقال از رهبری انفرادی کارآفرینانه به رهبری تیمگرای مدیریتی مطرح است.
4. مرحلة ﺗﺜﺒﻴﺖ کسبوکار: اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻫﻢ نتیجة ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﺎزار و ﻫﻢ ﺗـﻼشﻫـﺎی ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎن اﺳﺖ. در ﻃﻮل اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ رﻗﺎﺑﺖ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ و ﺑﻲﺗﻔﺎوﺗﻲ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن نسبت ﺑﻪ ﻛﺎﻻﻫﺎ و خدمات ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎن اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﺑﺎزار اﺷﺒﺎع ﻣﻲﺷـﻮد؛ ﻋـﻼوه ﺑـﺮ آن ﻣﻴﺰان ﻓﺮوش کسبوکار ﺣﺎﻟﺖ ﺛﺎﺑﺘﻲ ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮای ﺳـﻪ ﺗـﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎل آﻳﻨﺪة ﺧﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﻛﻨﺪ. ﻧﻮآوری ﺑﺮای ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ آﻳﻨﺪة کسبوکار حیاتی است.
5. مرحلة ﻧﻮآوری ﻳﺎ اﻓﻮل: ﺷﺮﻛﺖﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻮآوری ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻲ ﺟﺰ ﻧﺎﺑﻮدی ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. ﺷﺮﻛﺖﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻟﻲ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ داﺷـﺘﻪاﻧـﺪ، اﻏﻠـﺐ ﺗﻼش ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ شرکتهای نوآورانة دیگر را صاحب شوند و بدینطریق از رشد خود اطمینان حاصل کنند. همچنین تعدادی از شرکتها تولید محصولات یا خدمات جدیدی را دنبال میکنند.
یکی از مسائل مهم در مشاغل خانگی انتخاب نوع کسبوکار است که میتوان بهطورکلی عنوان کرد که مشاغل خانگی به دو صورت ارائه محصول و یا ارائه خدمات است. مشاغل مبتنی بر محصول نیز معمولاً به دو صورت میباشند: فروش محصولات تولید شده توسط فرد، اعضای خانواده یا کارکنان صاحب کسبوکار، فروش محصولات تولید شده توسط دیگران و یا فروش محصولات خریداری شده توسط فرد جهت فروش مجدد و یا فروش براساس سفارش (انتظاریان و طهماسبی، 1389).
بسیاری از محصولات کسبوکارهای خانگی شامل خدمات است. مشاغل مبتنی بر ارائه خدمات ممکن است شامل انجام خدمات در محل کسبوکار و یا در مکانی دیگر باشد (انتظاریان و طهماسبی، 1389). در روش کسبوکار مبتنی بر خانه، افراد کالاها و خدمات تولید شده خود را در درب و یا در داخل منازل دیگران تحویل میدهند. در این نوع روش کسبوکار، مهم نیست که کالاها در کجا تولید شده، بلکه معیار این است که کالاها و خدمات در منازل مصرفکنندگان تحویل داده شود. در این نوع کار خانگی، ارزش افزوده کالاها و خدمات، نصیب کسی میشود که از بیرون این کالاها را میآورد.
آگاهی در زمینه چرخة عمر ازسوی کارآفرینان خانگی موجب موفقیت بیشتر در کسبوکار و کاهش هزینهها میشود، چنانکه قربانی (1391) توجه به نقش چرخه عمر محصول در نظامهای بودجهریزی، قیمتگذاری، کنترل استراتژیک هزینهها، رقابت کارساز در بازار و مواردی از این قبیل را بهعنوان راه کار لازم میداند.
علاوهبر انجام فعالیت در بازارهای داخلی میتوان به فروش در بازارهای بینالمللی نیز توجه کرد و چرخه حیات محصولات بینالمللی را در نظر گرفت، که البته این کار مستلزم انجام اقدامات مناسب بر روی محصول و کسب اطلاعات در این زمینه است. گریس سایرس (2010) بیان میدارد که اگر چه کسبوکارهای خانگی شهری ویژگیهای متمایزی دارند، باید ارتباط آنها با مکانهای دیگر کسبوکار مانند اینترنت، کافی نتها و حوزههای کسبوکار دیگر درک شود. باید باید دانست که رقابت جهانی و جستوجو برای یک مزیت رقابت جهانی، نیروی محرک بازارهای بینالمللی شده است؛ هردو فرایند و نوآوری محصول برای توسعه و حفظ مزیت رقابتی در بازارهای داخلی و بینالمللی حیاتی میباشند (Jacobs et al., 1997).