دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

جغرافیای کارآفرینی روستایی

Geography of Rural Entrepreneurship
نویسنده

محیط روستایی معرف یک محیط کارآفرینی معین به‌لحاظ ارضی با شرایط فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. موقعیت، منابع طبیعی و مناظر، سرمایه اجتماعی، نظارت روستایی، شبکه‌های اجتماعی و تجاری، و همچنین تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی، اثرات پیچیده و پویایی را بر فعالیت کارآفرینی در مناطق روستایی می‌گذارند. در این راستا جغرافیای کارآفرینی روستایی به مطالعه و بررسی نقش عوامل محیطی بر شکل‌گیری و پراکنش فضایی کارآفرینی‌های روستایی می‌پردازد. پترین بر این عقیده است که جهت‌گیری کارآفرینانه در قبال توسعه روستایی برخلاف توسعه مبتنی بر صادرات سرمایه انسانی و مادی برمبنای انگیزش استعداد محلی کارآفرینی و رشد شرکت‌های بومی است. چنین انگیزشی به‌نوبه خود باعث ایجاد شغل و اعطای ارزش اقتصادی و اجتماعی به یک منطقه می‌شود. برای شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی در نواحی روستایی لازم است که عرضه کارآفرینان و پدیدار شدن جمعی از کارآفرینان نسل اول یعنی کسانی که مخاطره جویند افزایش یابند. اینان همان کسانی هستند که از هیچ‌چیزی خلق می‌کنند. لازم به اشاره است که کارآفرینی روستایی ماهیتاً با کارآفرینی در محیط‌های شهری تفاوتی ندارد. کارآفرینی در نواحی روستایی در جست‌وجوی ترکیب واحدی از منابع هم در درون و هم در خارج از فعالیت‌های کشاورزی است. چنین چیزی می‌تواند از طریق وسعت بخشیدن به فعالیت‌های اقتصادی کشاورزی حاصل شود. تاجایی‌که تمام کاربری‌ها به غیر کشاورزی منابع موجود تحقق یابد و تحولات اساسی در کاربری زمین و سطح تولید از آنچه که در گذشته تنها مرتبط با کشاورزی بود صورت پذیرد. به‌این‌ترتیب کارآفرین روستایی شخصی است که برای ماندن در روستا و ایفای نقش در ایجاد ثروت عمومی آمادگی و اهداف اجتماعی توسعه در نواحی روستایی در قیاس با نواحی شهری بسیار بیشتر است. ازاین‌روی، معمولاً کارآفرینی در نواحی روستایی اجتماع‌مدار است و دارای یک خانواده گسترده مستحکم، پیوندها و تأثیری نسبتاً زیاد بر اجتماع روستایی است (پترین، 1381، 71).

 

کارآفرینی روستایی

کارآفرین روستایی به دنبال شناسایی فرصت‌های جدید، نوآوری و خلاقیت در فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی، کاربری اراضی و استفاده بهینه، متنوع و نوآورانه در راستای توسعه روستایی است (رضوانی و نجارزاده، 1387، 163). در همه‌جای دنیا و به‌ویژه کشورهای در حال توسعه، اصلی‌ترین کسب‌وکارها در اختیار روستاییان قرار دارد و آنها اصلی‌ترین ایفاکنندگان نقش در اقتصاد کشورهای خود هستند (Poza, 2007, 14). کارآفرینی روستایی راهکاری جدید در نظریه‌های توسعه برای توانمندسازی و ظرفیت‌سازی در مناطق روستایی در جهت تغییر الگوی زندگی کنونی به الگوی مطلوب و شایسته انسانی، کاهش شکاف شهر- روستا، ایجاد برابری اقتصادی، اجتماعی، محیطی و نهادی است و درعین‌حال ابزاری مهم برای رسیدن به توسعه پایدار به‌شمار می‌آید. سائر (1986) با در نظر گرفتن کارآفرینی به‌عنوان الگوی توسعه اقتصادی، توسعه روستایی را فرایند تشویق، کمک و مساعدت مدیریتی و تکنیکی کارآفرینان روستایی، حمل‌ونقل روستایی، خدمات ارتباطی و اطلاعاتی روستایی، مدیریت منابع طبیعی و مانند اینها تعریف می‌کند. از نظر ریگان، کارآفرینی روستایی فراهم‌کننده زمینه اشتغال، افزایش درآمد و تولید ثروت، بهبوددهنده کیفیت زندگی و کمک‌کننده به افراد محلی برای مشارکت در اقتصاد است. از نظر ورتمن، کارآفرینی روستایی عبارت است از ایجاد سازمانی جدید که تولیدی تازه یا خدماتی جدید را معرفی کند و یا بازار جدیدی را به وجود آورد یا از تکنولوژی جدید در محیط روستایی استفاده کند (Heriot, 2002, 2 به نقل از فرجی سبکبار و همکاران، 1390). پایین بودن میزان آشنایی روستاییان با زمینه‌های اولیه کارآفرینی با شرایط خاص محیط روستایی ازجمله انزوای جغرافیایی، محرومیت، محدودیت فرصت‌ها و امکانات و خدمات اولیه و ضروری زیربنایی و ارتباطی مرتبط است (رضوانی و نجارزاده،1387، 179). در زمان حاضر مؤسسات و اشخاص صاحب‌نظر در توسعه روستایی، ایجاد کارآفرینی را به‌مثابه شیوه‌ای مداخله‌جویانه در توسعه قلمداد می‌نمایند که روند توسعه را تسریع می‌بخشد. در این شیوه، به ضرورت ارتقای کارآفرینی در روستاها نیز توجه می‌شود، به‌گونه‌ای که آژانس‌های توسعه، کارآفرینی روستایی را همانند پتانسیلی برای ایجاد فرصت‌های وسیع شغلی تلقی می‌کنند (پاسبان، 1383، 281 به نقل از ایمنی، 1387). دابسون و دیگران در مطالعه خود برای طراحی فعالیت‌های کارآفرینی و جمع‌آوری اطلاعات درباره سازمان‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌های حمایت‌کننده از کارآفرینی در مناطق روستایی، به این نتیجه رسیدند که چهار عامل اصلی لازم برای حیات بخشی به روح کارآفرینی در مناطق روستایی عبارت‌اند از:

· ایجاد فعالیت متناسب با نیازهای شناسایی شده جامعه محلی؛

· تولیدات کافی متناسب با مقیاس، منابع و مهارت‌های محلی؛

· تمرکز بر کارآفرینی؛ و

· یادگیری مداوم از طریق تغییر آموزه‌های قبلی (Dabson et al.; 2003, 68 به نقل از فرجی سبکبار و همکاران، 1390).

 

کارآفرینی روستایی و محیط‌های جغرافیایی

در توسعه کارآفرینی روستایی عوامل مختلفی تأثیر گذارند. از دیدگاه لورد گیپانیدزه توسعه کارآفرینی روستایی علاوه‌بر عوامل فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و نهادی از عوامل جغرافیایی (محیطی) و زیرساختی نیز تأثیر‌پذیر است. در این ارتباط بیان می‌گردد که از دهه 1990 به بعد و با افزایش توجه به منابع زیستی و نیازهای نسل‌های آتی در قالب نظریه توسعه پایدار، در نظر گرفتن این بُعد از توسعه و عوامل مؤثر آن در فرایند توسعه اهمیت بالایی یافت. کارآفرینی در محیط‌های روستایی نیز نمی‌تواند از این امر مستثنی باشد، زیرا جوامع روستایی به‌دلیل ماهیت وجودی و کارکردی و ساختاری خود، ارتباط تنگاتنگی با محیط پیرامون دارند.

     پترین بر این عقیده است که سیاست‌ها و برنامه‌های ویژه توسعه کارآفرینی چندان تفاوتی را میان مکان فعالیت قائل نیست. از نقطه نظر فرایند کارآفرینی این موضوع که مکان فعالیت یک شهر، یک مکان نیمه‌روستایی یا یک روستا باشد فی‌نفسه مهم نیست. به‌عنوان مثال نیازهای آنان که در روستاها به‌تازگی بدل به کارآفرینی می‌شوند و نیازهای صاحبان فعالیت‌های کوچک اقتصادی چندان با نمونه‌های مشابه در شهرها تفاوت ندارد. همگی آنان برای تحقق اندیشه‌های کار آفرینانه خود و رشد و پایداری در فعالیت اقتصادی نیازمند دسترسی به سرمایه، نیروی کار، بازار و مهارت‌های خوب مدیریتی هستند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد به چه دلیل کارآفرینی روستایی در برخی نواحی که واجد هر دو رهیافت تکمیلی توسعه از پایین به بالا و توسعه از بالا به پایین هستند رشد و شکوفایی می‌یابد. توسعه کارآفرینان مستلزم وجود یک رهیافت جامع‌تر نسبت به توسعه روستایی است. برای تحقق چنین چیزی باید توانایی‌های محلی کارآفرینی توسعه یابد و یک راهبرد یکدست محلی و منطقه‌ای نیز وجود داشته باشد (پترین، 1381، 73).

     در کارآفرینی روستایی، بخش خصوصی مهم‌ترین عامل در توسعه پایدار اقتصادی روستاست. کارآفرینی روستایی دارای عناصر پایه‌ای است که تمرکز عمده آنها بر فراهم کردن زیرساخت‌های اساسی روستا (سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) و خدماتی است که موجب کاهش فقر و تسریع رشد اقتصادی روستا می‌شود. با نگاه توسعه پایدار، کارآفرینی در محیط روستایی دارای جنبه‌های مختلفی است:

1- جنبه اقتصادی: کمک به ایجاد اشتغال، بهره‌گیری از منابع مالی محدود با کمترین میزان ارز بری، کسب درآمد برای خانوارهای فاقد درآمد یا کم‌درآمد از مهم‌ترین جنبه‌های اقتصادی در سیاست‌گذاری کارآفرینی است.

2- جنبه‌های اجتماعی/ نهادی: از مهم‌ترین مباحث در این زمینه می‌توان به بهبود عدالت اجتماعی، ارتقای زمینه مشارکت (به‌ویژه زنان و جوانان)، هدایت تغییرات اجتماعی، برانگیختن نیروها و استعدادهای بالقوه افراد برای سازندگی و ایجاد انگیزه در جهت خوداتکایی، تعالی فردی و اجتماعی، کمک به گروه‌های خاص جامعه که دارای مشکلات بیشتری در زمینه اشتغال هستند، مبانی فرهنگی، طبقه اجتماعی، موقعیت جغرافیایی، وضع اقتصادی، تغییرات صنفی، دین، جنسیت، تجارب شخصی، والدین، اقوام و دوستان، مدرسه و...اشاره کرد.

3- جنبه‌های محیطی: رعایت حقوق مکان‌ها، مدیریت منابع، بهره‌برداری بهینه از محیط، حفظ منابع، کاهش مخاطرات، زیست بوم سالم، تنوع زیستی، و... (رکن‌الدین افتخاری و همکاران، 1388، 47).

     بنابراین، توسعه کارآفرینی روستایی پتانسیلی برای کمک به تنوع بخشی به درآمد و میزان تولیدات کشاورزی و غیرکشاورزی روستاییان است و فرصت‌های مناسبی را برای کاهش ریسک معیشتی و افزایش امنیت غذایی پایدار در مناطق روستایی فراهم می‌کند. کارآفرینی روستایی دارای عناصر پایه‌ای است که تمرکز عمده آنها بر فراهم کردن زیرساخت‌های اساسی روستا است و کاهش فقر و تسریع و زمینه‌های رشد اقتصادی روستا را به دنبال دارد (فرجی سبکبار و همکاران، 1390، 56).

     دراین‌ارتباط برخی از مهم‌ترین مشکلات و چالش‌های فراروی مبحث کارآفرینی روستایی در کشورهای درحال توسعه را می‌توان عدم دسترسی به سرمایه و امکانات، مشکلات در عرضه کالاها وخدمات، تأکید بر یک صنعت یا کسب‌وکارخاص، وجود پدیده حاشیه‌نشینی و تمایل شدید به مهاجرت، گسترش روزافزون تغییرکاربری اراضی زراعی، امکان ریسک کمتر در روستاها، کمبود سازمان‌های حمایت‌کننده دانست. بنابراین، نیل به توسعه کارآفرینی روستایی مستلزم مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها و پیش نیازهای اساسی به‌شرح زیر می‌دانند:

1. توسعه فرهنگ کارآفرینی؛

2. آموزش کارآفرینی؛

3. توسعة زیرساخت‌های کارآفرینی؛

4. حفظ و توسعة کسب‌وکارهای موجود ازطریق سیاست‌های حمایتی و حمایت از ایجاد کسب‌وکارهای جدید در مناطق روستایی (فاضل بیگی و یاوری، 1388، ص. 53).

     عمده‌ترین اقداماتی که در کشورهای استرالیا، کانادا، آمریکا، انگلیس، ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، سنگاپور و مالزی در بخش کارآفرینی روستایی مشاهده شده است عبارت‌اند از:

1- خدمات مشاوره‌ای: در کشورهای فوق‌الذکر مراکز کارآفرینی، خدمات مشاوره‌ای در زمینه‌هایی مانند: مدیریت، امور مالی، فعالیت‌های تجاری، بازاریابی و گاه طرح‌های توجیهی ارائه می‌کنند و هزینه خدمات ارائه شده ازسوی دولت پرداخت می‌شود.

2- تکنولوژی: در کشورهای مورد مطالعه، مراکز مسئول کارآفرینی بر کاربرد تکنولوژی و کاربری آن تأکید دارند و به شیوه‌های گوناگون مانند دادن وام برای ماشین‌آلات نو می‌کوشند تا این هدف تحقق پذیرد.

3- حمایت‌های اطلاعاتی: علاوه‌بر خدمات مشاوره‌ای، حمایت‌های اطلاع‌رسانی برای فعالیت‌های خرد نیز متداول است. این اطلاع‌رسانی شامل مواردی همچون وضعیت تجاری، مدیریتی و فنی می‌شود.

4- پیوندهای درون‌بخشی: ایجاد و تقویت پیوند میان تولیدکنندگان یک جامعه را می‌توان از اساسی‌ترین پایه‌های توسعه به‌شمار آورد. ازاین‌رو در سیاست کارآفرینی این اصل مدنظر قرار می‌گیرد و در برخی موارد ایجاد پیوند بین بنگاه‌های خرد و بزرگ در شمار وظایف مراکز کارآفرینی قرار گرفته است.

5- ظرفیت‌سازی علمی: در راستای تقویت تکنولوژیک و حمایت‌های اطلاع‌رسانی، تلاش شده است تا میان بنگاه‌های خرد از یک‌سو و مراکز علمی و فنی ازسوی دیگر پیوند برقرار شود. این ارتباط از طریق مراکز توسعه کا رآفرینی و در حوزه‌هایی مانند تحقیق، آموزش و توسعه صنعتی برقرار می‌شود.

6- وام و اعتبارات: یکی از بارزترین اقدامات، کمک به بنگاه‌های خرد برای دستیابی به سرمایه مالی است. این اقدام متکی بر این بینش است که بنگاه‌های خرد به‌طور نسبی ازسوی کسانی هدایت و مدیریت می‌شود که توان مالی محدودی دارند و به‌همین‌لحاظ میل به کاربرد تکنولوژی‌های کارآمدتر دارند به‌همین‌خاطر سهولت در دادن وام از ویژگی‌های ظرفیت‌سازی سرمایه مالی تلقی می‌شود.

6- آموزش: آموزش کارآفرینی سیاستی است که به‌طور مستقیم بر کمیت و کیفیت کارآفرینی در یک جامعه اثر می‌گذارد. به‌همین‌دلیل است که در بسیاری از کشورها به‌ویژه در کشورهای پیشرفته، موانع و مشکلات تا حد امکان برطرف شده‌اند و دولت‌ها به شکوفا کردن توان بالقوه مردم پرداخته‌اند. در چارچوب این مجموعه اقدامات است که در بسیاری از کشورها هدف‌های گوناگون اقتصادی- اجتماعی دولت مانند افزایش صادرات تحقق می‌پذیرد (احمدی و اخوان، 1383 ،35-40؛ سعیدی، 1388، 182- 181). دراین‌ارتباط مهم‌ترین راهکارهای توسعه کارآفرینی روستایی را می‌توان تمرکززدایی، بهره‌برداری حساب شده و اصولی از مراتع، جنگل‌ها و منابع طبیعی، ایجاد مشاغل درآمدزا، ارائه خدمات اجتماعی و اقتصادی در نقاط حد واسط شهر و روستا، توسعه صنایع و کسب‌وکارهای غیرکشاورزی (صنایع تبدیلی)، توجه به توسعة صنایع فرهنگی (صنایع دستی)، توجه به توسعه صنعت گردشگری (توریسم)، ارائه تسهیلات و خدمات به روستاییان دارای تحصیلات آکادمیک، ایجاد انگیزه در روستاییان برای مشارکت در مدیریت روستا، توسعه آموزش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس روستایی دانست (رضوی و جمشیدی کهساری، 1387، 15- 10).

 

· کارآفرینی کشاورزی

کارآفرینی روستایی می‌تواند یکی از زمینه‌های مناسب برای ایجاد اشتغال در بخش‌های کشاورزی باشد. از طرف دیگر، کشاورزی به‌عنوان یکی از فعالیت‌های مهم روستایی در محیط طبیعی و در یک فضای باز و متأثر از عوامل طبیعی، مانند نوع خاک و اقلیم انجام می‌شود؛ در نتیجه، توجه به عوامل محیطی در توسعه کارآفرینی روستایی و کشاورزی اهمیت بالایی به‌منظور کاهش مخاطرات محیطی، استفاده مناسب از منابع و جز اینها دارد (افتخاری و همکاران، 1389، 46).

     به‌طورکلی ایجاد اشتغال در بخش‌های زراعت، باغداری، دامداری، جنگل داری، آبخیزداری و حفظ منابع طبیعی، پرورش انواع گل و گیاه و حشراتی مانند زنبور عسل، کرم ابریشم و... را کارآفرینی کشاورزی گویند؛ که اغلب در روستاها و حاشیه شهرها انجام می‌گیرد و فرصت‌های مناسبی را برای کاهش مخاطره معیشتی و افزایش امنیت غذایی پایدار در مناطق روستایی و شهری فراهم می‌کند.

 

· کارآفرینی غیرکشاورزی 

هرگونه فعالیت‌های کارآفرینی که در بخش‌های صنعتی و خدماتی اشتغال ایجاد کرده و بر اقتصاد خانوار تأثیر مناسبی گذارد را فعالیت‌های کارآفرینی غیرکشاورزی گویند؛ این‌گونه فعالیت‌های غیرکشاورزی در محیط روستایی شامل انواع صنایع دستی، صنایع تبدیلی، توزیع و فروش محصولات کشاورزی، فرآوردهای دامی، تولید ابزارآلات کشاورزی، حمل‌ونقل، بازاریابی و تبلیغ محصولات روستاییان و... می‌باشد که با توجه به فاصله روستاها از شهر و روستاهای پیرامون این فعالیت‌ها متغیر می‌باشند.

     خدمات ترویج کشاورزی نوعی دیگری از نهادهای توسعه روستایی مبتنی بر کارآفرینی است. این فعالیت خدماتی غیرکشاورزی، ازسویی می‌تواند موجب درآمدزایی برای روستاییانی که به آموزش می‌پردازند شود و هم سبب افزایش درآمد کارآموزان روستایی گردد. بااین‌حال برای کسب توانایی در این جهت آنها باید ذهنی کارآفرین‌گرا داشته باشند. آنها باید فعالیت‌های کشاورزی را تنها به‌منزله یکی از فعالیت‌های قابل انجام که می‌تواند به‌نوبه خود نقشی را در توسعه روستایی ایفا کند بدانند.

 

روستا و کارآفرینی کشاورزی

امروزه توجه به روحیه کارآفرینی بین روستاییان و ازجمله کشاورزان از مهم‌ترین راهکارهای توسعه روستایی محسوب می‌شود. اهمیت کارآفرینی در توسعه روستایی از آنجا ناشی می‌شود که فرد کارآفرین می‌تواند با شناسایی فرصت‌ها و مشکلات موجود، به ابداع راهکارهای نوین در جهت رشد و توسعه همت گمارد. بدین‌ترتیب کارآفرینی می‌تواند از طریق ایجاد اشتغال، بهبود کیفیت زندگی، توزیع مناسب درآمد و بهره‌برداری بهینه از منابع، نقش مهمی در توسعة روستایی داشته باشد (احمدپور،1383، 299).

 

روستا و کارآفرینی صنعتی

از صنایع روستایی تعاریف مختلفی شده است. سازمان بین‌المللی کار صنایع روستایی را صنایعی می‌داند که در نواحی روستایی یا مراکز روستایی مستقر بوده و عمدتاً از نیروی کار روستایی استفاده می‌نماید (مشاورین D.H.V، 1371، ص. 15). میسرا بر این عقیده است که جامعه روستایی را برمبنای فعالیت‌های صنعتی می‌توان از دو جنبه ایجاد و استقرار صنعت در روستا باتوجه به عوامل تولید و وضعیت بازار و صنعتی کردن روستا مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. در دیدگاه دوم، صنعتی کردن روستا یک فرایند فرعی و وسیله‌ای برای متنوع کردن و نوسازی اقتصادی روستا تلقی می‌شود. انعطاف‌پذیری راهبردهایی که براساس نیازهای توسعه جهت داده می‌شوند نشانه‌های روشن این نگرش است (میسرا، 1366،ص 5). براساس دیدگاه‌های تعدادی از پژوهشگران، زمانی‌که یک روستا در مسیر تجهیز صنعتی قرار می‌گیرد اهداف مهمی ازجمله افزایش فرصت‌های شغلی در بخش‌های غیرکشاورزی، فرآوری تولیدات کشاورزی محلی، تهیه نهاده‌های اساسی و کالاهای مصرفی جامعه روستایی و... مورد توجه قرار می‌گیرد (تودارو، 1372،456 و آمار، 1389، ص. 93). صنایع روستایی کشورهای پیرامونی شامل سه رشتة عمده صنایع تبدیلی، صنایع دستی و صنایع کوچک است.

 

· صنایع تبدیلی

صنایع تبدیلی به صنایعی گفته می‌شود که ارتباط مستقیم با محصولات کشاورزی و دامداری دارد و در بیشتر کشورهای پیرامونی صنایع تبدیلی آن چنانی در روستاها وجود ندارد.

 

· صنایع دستی

بخش دوم، صنایع دستی است که در روستاهای کشورهای پیرامونی قدمت بسیاری دارد و از دیرباز روستاییان به آن مشغول بوده‌اند و هنوز هم گروه کثیری از روستاییان از این راه امرار معاش می‌کنند. بخش سوم صنایع روستایی؛ شامل صنایع کوچک است که در واقع، تأمین‌کنندة نیازهای کشاورزی، دامپروری و مکمل و زمینه‌ساز خودکفایی روستایی است (گل محمدی، 1389، ص. 83). نوع صنایع دستی و روستایی تابع محیط جغرافیایی و طبیعی است؛ زیرا این محیط است که مواد اولیة صنایع را در اختیار مردم قرار می‌دهد. ازسوی دیگر، توسعة صنایع دستی حرفه‌ای در مناطق مختلف کشور تحت تأثیر توزیع منطقه‌ای میزان بارندگی و مقدار آب منطقه قرار دارد. ازاین رو، هر کجا میزان بارندگی کم است، صنعت دستی حرفه‌ای در آن رواج بیشتری داشته است. درآمد روستاییان از محل صنایع دستی در همه جای ایران یکسان نیست، بلکه در برخی از مناطق کمتر و در جای دیگر بیشتر است. چنانچه در پارهای از مناطق روستایی درآمد اصلی خانوارهای دهقانی تنها از قالیبافی یا پارچه بافی تأمین می‌شود و در مقابل، مناطق دیگری نیز وجود دارد که سهم درآمد حاصل صنایع دستی آنها در درآمد کل روستاییان ناچیز است. برخی از صنایع دستی رایج در ایران به‌دلیل نفوذ پول و بازار در مناطق روستایی و شرایط جامعة در حال گذار ایران، به‌تدریج وسعت، نقش و اهمیت خود را از دست داده‌اند. برخی از آنها عبارتاند از قالی، گلیم، جاجیم، ورنی، زیلو، گیوه، سفال، سبد، جوراب، شال، گلابتون، پوستین، صابون، شمع، عرقچین و... (تقوی، 1381، ص. 100). ازاین‌رو با توجه به بالابودن هزینه اشتغال در بخش‌های دیگر اقتصادی، توسعه و سرمایه‌گذاری روی صنایع دستی یکی از راه‌های کم‌هزینه و مناسب برای ایجاد اشتغال می‌باشد. با توجه به اهمیت این نکته که، برای ایجاد اشتغال و رفع بیکاری باید آن را در بخش‌های روستایی، شهری و استانی با توجه به مزیت‌های نسبی و فرهنگ بومی هر منطقه جست‌وجو کرد، صنایع دستی با قابلیت‌ها و خصوصیات ویژه خود، ازجمله استفاده از مواد اولیه داخلی، ارزان و فنّاوری ساده و عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد و امکان ایجاد و توسعه در مناطق روستایی، به‌ویژه در داخل محل سکونت روستاییان، می‌تواند نقش مهمی در مبارزه با انواع بیکاری داشته باشد و مهم‌ترین منبع کار، به‌خصوص برای روستاییان و زنان روستایی محسوب گردد (McKercher, 2006). توسعه بخش صنایع دستی همچنین می‌تواند به کاهش مهاجرت روستاییان به شهرها کمک کند که بسیاری از کشورها را با ازدحام بیش از حد در شهرها و ناتوانی برای ایجاد فرصت‌های شغلی و افت ناشی از آن برای اقتصاد روستایی، به ستوه آورده است (O’Connor, 2006).

 

· صنایع کوچک

به کلیه واحدهای تولیدی که دارای کمتر از 50 نفر کارگر باشند را صنایع کوچک گویند. واحدهای تولیدی کوچک و صنایع کوچک از سال 1342 در اقتصاد ایران مطرح گردیدند. در این تاریخ دولت موقت با همکاری سازمان ملل متحد اقدام به تأسیس سازمانی به نام نواحی صنعتی نمود که هدف آن تأسیس نواحی صنعتی در نقاط مختلف کشور بود. سازمان مزبور در سال 1347 به سازمان صنایع کوچک و نواحی صنعتی ایران تغییر نام داد تا بتواند برنامه‌های جامع توسعه صنایع کوچک را به مورد اجرا بگذارد (بیک محمدی و اسدی، 1387، ص. 16).

     پس از انقلاب صنایع کوچک روستایی از شروع برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران (1368-1372) مورد توجه قرار گرفت. حتی در برنامه چهارم توسعه (1388-1384) به‌دلیل نقش گسترده اشتغال، توجه ویژه‌ای به مبحث کار شایسته شد که ظرفیت‌سازی برای اشتغال در واحدهای کوچک و متوسط و توجه به کارآفرینی را در زیر برنامه‌های خود دارد. طبق آمار سراسری سال 1385 بیشترین تعداد این کارگاه‌ها در تولید «محصولات کانی غیرفلزی» و کمترین تعداد کارگاه‌ها در تولید «محصولات توتون و تنباکو و سیگار» فعالیت دارند (امین آقایی،1387، ص. 128).

     اسمالبون (2007) مشکلات پیش روی بنگاه‌های کوچک و متوسط کارآفرین روستایی را در هفت عامل کوچکی بازار محلی، محدودیت در انتخاب نیروی کار، دسترسی نامناسب به مقدمه‌های تجارت، ضعف در زیرساخت‌های ارتباطی و حمل‌ونقل، نبود دسترسی مناسب به اطلاعات و خدمات مشاوره‌ای مرتبط با امور تجاری، نبود دسترسی مناسب به منابع مالی و محیط نهادی نامناسب، دسته‌بندی کرده است.

 

کارآفرینی و گردشگری روستایی

گردشگری روستایی می‌تواند در توانمندسازی مردم محلی و توسعة منابع انسانی، تنوع بخشی اقتصادی و رشد آن، خلق فرصت‌های شغلی، حل معضل بیکاری، ارتقای استانداردهای زندگی از طریق تأمین خدمات اجتماعی و پرکردن شکاف بین نواحی شهری و روستایی در زمینه‌های مختلف، و کاهش مهاجرت روستایی به کلان شهرها نقش عمده‌ای داشته باشد (مهدوی و همکاران، 1387، صص. 40-41).

 

· مزیت‌های گردشگری روستایی

پتانسیل‌های گردشگری در هر روستا بیش از هر چیز به سرمایه‌های جغرافیایی، کیفیت مناظر طبیعی، و آثار تاریخی و فرهنگی بستگی دارد. گردشگری روستایی می‌تواند راهبردی برای توسعة همه‌جانبة دولت از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی باشد. از نظر اقتصادی، گردشگری روستایی می‌تواند اثرات اقتصادی مهمی را برای نواحی روستایی دربرداشته باشد. گردشگران روستایی برای اقامت، خرید کالاهای محلی، و خدمات، پول پرداخت می‌کنند. این پول‌ها در فعالیت‌های محلی جریان می‌یابد و موجب تحرک مناطق روستایی در برآورده کردن هرچه بهتر و بیشتر نیازهای بازدیدکنندگان می‌شود و اثرات مهم اقتصادی آن به کند شدن روند تخلیة سکونتگاه‌های روستایی منتهی شود (جوان و سقایی، ۱383، 113). گردشگری نه تنها به‌عنوان ابزار بالقوه‌ای برای حل برخی از معضلات در روستاها

 
 


محسوب می‌شود، بلکه همچنین به‌عنوان یکی از عناصر جدایی‌ناپذیر راهبرد توسعه روستایی مطرح شده است (Sharpley, 2002: 234) گردشگری روستایی موجب توسعه اقتصادی جامعه محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی می‌گردد (Djekic, 2007: 129). به‌طورکلی توسعه گردشگری هرچند موجب تحولات اجتماعی مشابه با تغییر و تحولات ناشی از صنعتی شدن جوامع بومی می‌گردد ولی گردشگری بر نسبتاً فرصت‌های زیادی برای نیروی کار مازاد، در سطح مهارت پایین ایجاد می‌کند، بنابراین، این صنعت می‌تواند به‌عنوان مهم‌ترین استراتژی برای اشتغال زایی سریع در بعضی مناطق معرفی شود (Yolanda, 2004: 4-5).

· کاستی‌های گردشگری روستایی

گردشگری مانند اغلب پدیده‌های مدرن معاصر همراه با پیامدهای مثبت دارای پیامدهای سوئی نیز می‌باشد که هیچ جامعه پیشرفته و یا عقب مانده‌ای از آن مصون نمی‌باشد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که گردشگری معمولاً هزینه‌های اقتصادی جامعه میزبان نظیر افزایش قیمت کالا و خدمت، افزایش کاذب قیمت زمین، افزایش هزینه زندگی، برگشت کم سرمایه، فصلی بودن فرصت‌های شغلی، جابجایی در اشتغال افراد بومی، و منسوخ شدن برخی فعالیت‌های مرسوم مانند کشاورزی و ماهیگیری در نواحی روستایی را موجب می‌شود (Mathieson and Wall, 1982: 92 , Weaver and Lawton, 2001: 353 & Tosun, 2002: 232).

     براساس تحقیقات انجام گرفته، گردشگری ممکن است آثار منفی متعددی بر محیط هم داشته باشد که ازدحام، ترافیک، آلودگی، تغییر شکل چشم‌اندازهای طبیعی و مصرف بی‌رویه منابع ازجمله آثار منفی گردشگری محسوب می‌شوند (کاظمی،1385، ص. 111). در مناطق هدف گردشگری ایران مانند نواحی دریای خزر و پیرامون شهرها، این آثار سوء گردشگری بسیار ملموس‌تر است. تخریب جنگل‌های شمال و آلودن دریاها و رودخانه‌های و دیگر منابع طبیعی در جای جای این مناطق قابل مشاهده است. بدین‌ترتیب، همان‌طورکه از توسعه گردشگری فوایدی نصیب نواحی روستایی می‌شود، توسعه نامناسب آن نیز زیان‌های و آثار منفی در پی خواهد داشت؛ بااین‌حال، متناسب با عوامل مختلفی چون اهمیت فعالیت گردشگری محلی، ظرفیت گردشگران و فعالیت‌های آنها، استحکام محیط زیست محلی و اقتدار فرهنگ و سنن محلی، سطح این تأثیرات تغییر می‌کند.

احمدپور داریانی، محمود؛ 1383، کارآفرینی، چاپ چهارم، شرکت پریس، تهران.
احمدی، علی و علیرضا اخوان، پیمان؛ 1383، کارآفرینی موفق (مهارت‌های ایجاد یک شرکت سودآور)،تهران: انتشارات تولید دانش.
آمار، تیمور؛ 1389، کارکرد صنعتی نواحی روستایی و ضرورت توسعه آن مطالعه موردی: بخش خورگام شهرستان رودبار، فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیای انسانی- سال دوم، شماره چهارم، پاییز 1389.
امین‌آقایی، مهرناز؛ 1387، بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد صنایع کوچک از دیدگاه کارشناسان توسعه روستایی،فصلنامه روستا و توسعه، سال ۱۱، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۷، صفحات 146-۱۲۵.
ایمنی، سیاوش؛ (1387)، کارآفرینی راهبردی نو در توسعه روستایی، قابل دسترس در http://www.jobportal.ir .
بیک‌محمدی، حسن و اسدی، مسلم؛ 1387، ضرورت توجه به صنایع کوچک روستایی، اقتصاد کشاورزی و توسعه، دوره هجدهم، شماره 71.
پترین، تی؛ 1381، کارآفرینی به‌منزله یک نیروی اقتصادی در توسعه روستایی، ترجمه حمیدرضا زرنگار، نشریه جهاد، سال 22، شماره 253، مهر و آبان.
تقوی، نعمت‌الله؛ 1381، جامعه‌شناسی روستایی، انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران.
تودارو، مایکل؛ 1372، توسعه اقتصادی در جهان سوم. ترجمه غلامعلی فرجادی. تهران: انتشارات مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه تهران.
جوان، جعفر و سقایی، مهدی ؛ ۱۳۸۳، نقش گردشگری روستایی در توسعة منطقه‌ای با تأکید بر مدیریت روستایی، مجلة جغرافیا و توسعة ناحیه‌ای، شماره ۲.
رضوانی، محمدرضا و نجارزاده، محمد؛ 1387، بررسی و تحلیل زمینه‌های کارآفرینی روستاییان در فرایند توسعه نواحی روستایی، مطالعه موردی بر آن جنوبی استان اصفهان، مجله توسعه کارآفرینی، شماره دوم. صص182- 161.
رضوی، سیدرضا و جمشیدی کهساری، حمزه؛ کارآفرینی روستایی، کارآفرینی در عرصه تئوری و عمل (نشریه تخصصی مرکز کارآفرینی پردیس قم دانشگاه تهران).
رکن‌الدین افتخاری، عبدالرضا و سجاسی قیداری، حمدالله؛ 1389، توسعه روستایی با تأکید بر کارآفرینی، تهران، انتشارات سمت.
رکن‌الدین افتخاری، عبدالرضا، پورطاهری، مهدی و سجاسی، حمدالله؛ 1388، «تحلیل ابعاد و عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی کشاورزی مناطق روستایی: مطالعه موردی روستاهای شهرستان خدابنده» فصلنامه روستا و توسعه، سال ۱۲، شماره ۳، پاییز، صص. 72-43.
سعیدی، پرویز؛ 1388، نقش مدیریت نوین روستایی در کارآفرینی و ایجاد اشتغال روستاها، مجله راهبرد یاس، شماره 19.
فاضل بیگی، محمدمهدی، یاوری، غلامرضا؛ 1388، تعاون روستایی سرآغازی بر توسعه کارآفرینی، تعاون، سال بیستم، شماره 204 و 205، تیر و مرداد.
فرجی سبکبار، حسنعلی و همکاران 1390؛ اولویت‌بندی توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با استفاده از تکنیک پرومتی (مطالعه موردی: دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان خدابنده استان زنجان) پژوهش‌های جغرافیای انسانی، شماره 75، بهار، صص 68-53.
کاظمی، مهدی (1385) مدیریت گردشگری، تهران، انتشارات سمت.
گل محمدی، فرهود؛ 1389، توسعة صنایع دستی و فنّاوری متوسط با هدف گسترش توریسم و اشتغال پایدار روستایی، مسکن و محیط روستا، شماره 131، پاییز 1389.صص. 94-73.
مسعود مهدوی، مجتبی قدیری معصوم، نسرین قهرمانی؛ 1387، اثرات گردشگری بر توسعة روستایی با نظرسنجی از روستاییان درة کن و سولقان، فصلنامه روستا و توسعه، سال ۱۱، شماره ۲، تابستان ۱۳۸۷، صفحات ۳۹.
مشاورین D.H.V از هلند؛ 1371، رهنمودهایی برای برنامه‌ریزی مراکزروستایی. ترجمه ابوطالب فنایی ودیگران. مرکز تحقیقات و بررسی مسایل روستایی وزارت جهاد سازندگی، تهران.
میسرا، آر.پی؛ 1366، صنعتی کردن روستاها در کشورهای جهان سوم. ترجمه علی اکبری. فصلنامه روستا و توسعه شماره یک.
Commission of the European Communities (1997), Towards a Common Agricultural and Rural Policy for Europe. European Economy, Reports and Studies, No. 5, Commission of the European Communities, Brussels.
Dabson B., Malkin J., Matthews A., Pate K., Stickle S., 2003, Mapping Rural - Entrepreneurship, Washington, D.C.: Corp. for Enterprise Development. 68 p.
Djekic, S. (2007). Some Structures and Principles of Sustainable Rural Tourism; Available on ceeol. com/ aspx/ getdocument. aspx? logid= 5& id288 aaebe-4192-43b1-9627-…
Heritot, Kirk 2002, A New Approach to Rural Entrepreneurship a Case Study of Two Rural Electric Cooperatives, Western Kentucky University, and Noel D. Campbell, North Georgia College & State University.
Mathieson, A. and Wall, G. (1982). Tourism: Economic, Physical and Social Impacts. London: Longman.
McKercher, Bob. (2006) Tourism as a Catalyst for Crafts: Pros and Cons.
O’Connor, David; Handicrafts and Their Linkage with Tourism Artisans Are Also Your Treasures; 2006.
Poza, E. (2007). Family business (2nd ed.). Mason, OH: Thomson Southwestern.
Sharpley, Richard. (2002). Rural tourism and the challenge of tourism diversification:the case of Cyprus; Tourism Management 23.
Tosun, C. (2002), “Host perception of impacts: a comparative tourism study”. Annals of Tourism Research. Vol. 29 (1).
Weaver, D. and Lawton, L. (2001), “Resident perceptions in the urban-rural fringe”. Annals of Tourism Research. Vol. 4- (4).
Yolanda M.Leon. (2004). Commuity Impacts of coastal Tourism in The Dominican Republic.