به وجوه نقد دریافتی و پرداختی ازسوی کسبوکار خانگی طی دورهای معین، جریان نقدی اطلاق میشود (مهاجری و اسدی، 1388، ص 140). منابع و مصارف این وجوه در ترازنامه و صورت سود و زیان درج میشود. صورت منابع و مصارف وجوه، تأثیر تغییرات اقلام ترازنامه را بر وجوه نقد نشان میدهد.
جریان نقدی در یک کسبوکار همانند جریان آب در یک سیستم گرمایشی است. نقدینگی کم/ آب کم، مشکلاتی را به دنبال دارد. بدون جریان نقدی کافی، ممکن است یک شرکت در کوتاه مدت سودآور باشد اما نهایتاً از هم خواهد پاشید (میثاق، 1384).
عمدهترین منابع گردش وجوه نقد، عبارتاند از: فروش کالاها و خدمات، فروش دارائیهای ثابت و سرمایهگذاری، فروش سهام و اوراق قرضه، کمکهای نقدی دولت، و مانند آنها، و مصارف عمدة آن عبارتاند از: خرید کالاها و خدمات، خرید دارائیهای ثابت، پرداخت مالیات، سود سهام و بهره و مانند آنها. ازآنجاکه وجه نقد کافی میتواند یکی از عوامل اصلی تداوم فعالیتهای یک بنگاه محسوب شود، مدیران بنگاه باید دربارهی گردش وجوه خود، آگاهی کامل داشته باشند تا براین پایه بتوانند نیازهای مالی خود را بهنگام تأمین کرده و نسبت به نیازهای مالی آتی برنامهریزی مؤثر و دقیقی به عمل آورند (احمدی، 1388، ص 919).
منابع وجوه سرچشمة تأمین نیازهای مالی بنگاه را مشخص میکنند، این منابع در سمت چپ ترازنامه ثبت میشوند. مصارف، محل استفاده و سرمایهگذاری این وجوه را معین میکنند و در سمت راست ترازنامه منعکس میشوند.
منابع وجوه نتیجة کاهش دارائیها و افزایش بدهیها و مصارف وجوه ناشی از افزایش داراییها، کاهش بدهیها و سرمایه است (مهاجری و اسدی، 1388).
پول نقد برای هر کسبوکاری مانند خون برای انسان است و وجود وجه نقد برای انجام فعالیتهای جاری کسبوکار لازم است، بنابراین مقداری از درآمد کسبوکار، باید دائما در صندوق یا حسابهای بانکی شرکت بهصورت نقد موجود باشد تا هزینههای روزانه پرداخت شوند. معمولاً استانداردی وجود دارد که میگوید در ابتدای شروع هر کسبوکار باید هزینههای حقوق و کلیه هزینههای جاری سه ماه را بهصورت نقد در اختیار داشت، یعنی فرض میشود که کسبوکار در سه ماه اول فعالیت خود هیچ درآمدی نداشته باشد و یا بتواند حقوق و هزینههای جاری خود مثل اجاره دفتر و غیره را پرداخت کند (احمدی، 1388، ص. 919).
ممکن است در ابتدای کسبوکار وقایع پیشبینی نشدهای اتفاق بیفتد که نیاز به پول نقد وجود داشته باشد. همچنین فقدان وجه نقد کافی، ممکن است فرصت کافی برای مذاکره با سرمایهگذاران مختلف را از بین ببرد و نتوان سرمایهگذار خوبی را پیدا کرد. وجه نقد را میتوان از طریق قرض تأمین کرد و در کوتاه مدت پس داد (Deloitte and touché, 2003).
درآمد فروش معمولاً برمبنای وجوه نقد خالصی اندازهگیری میشود که انتظار میرود از فروش کالاها یا خدمات تحصیل شود.
هزینهها نیز معمولاً برمبنای وجوه نقد پرداخت شده و یا وجوه نقدی که انتظار پرداخت آن میرود برای تحصیل کالاها یا خدمات مورد استفاده واحد انتفاعی اندازهگیری میشود.
نظر به اینکه بهکارگیری ارزشهای تاریخی و فرایند تخصیص حسابداری، تا حدودی اختیاری است به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران روشهای سنتی حسابداری برای گزارش فعالیتهای پیچیده اقتصادی مناسب نیست. یکی از طریق پرهیز از روشهای تخصیص اختیاری تأکید بر گزارش جریانهای ورود و خروج وجوه نقد بهعنوان مکمل سایر اطلاعات مالی است که به استفاده کنندگان امکان پیشبینیهای مربوط به آینده واحد انتفاعی را بدهد و اطلاعات تاریخی مربوط به گردش وجوه نقد همراه با گردش نقدی بودجه شده اطلاعات مربوطی را برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان فراهم میکند تا نسبت به ارزشیابی واحد انتفاعی و پیشبینی سود سهام رأساً اقدام کنند.
مدیریت وجه نقد
مدیریت وجوه نقد عبارت است از برنامهریزی و نگهداری مطلوب وجه نقد و کاربرد اقتصادی و مؤثر آن. مدیریت وجه نقد یکی از عوامل اصلی موفقیت و پیشرفت بنگاه و برعکس، اداره ضعیف آن یکی از عوامل مهم بروز بحران مالی و شکست سازمان است. برای گرفتن وام و دیگر حمایتهای مالی و بهرهبرداری سودمندانه از آنها مستلزم مدیریت شایسته و خردمندانه است که شامل این موارد میباشد:
آگاهی از گردش وجوه نقد بنگاه در هر لحظه، پیشبینی نیاز به نقدینگی برای فعالیتهای کوتاهمدت و بلندمدت بنگاه، برنامهریزی برای استفاده از وجه نقد در زمان مناسب، آگاهی از ظرفیتهای بازپرداخت بنگاه و حفظ آن.
بودجهبندی وجه نقد بنگاه، انتشار سهام، اعتبارات کوتاهمدت و بلندمدت ازجمله اقلام مهمی هستند که در مدیریت وجه نقد باید در نظر گرفته شوند (مهاجری، 1388، ص. 141).
مدیریت وجه نقد مستلزم اتخاذ بهترین تصمیم برای استفاده از وجه نقد یا منابع نقدی هر سازمان است. نیاز هر شرکت به وجه نقد، نیازی اساسی است. شرکتهایی که با کسری یا مازاد وجه نقد مواجهاند، با مشکلات بالقوه زیادی روبهرو خواهند شد. وجه نقد سیالترین و بهترین دارایی شرکت است و اگر بهخوبی مدیریت شود، باعث کسب موفقیتهای بزرگی در شرکت خواهد شد، همانطورکه اگر بهنحو مناسب مدیریت و برنامهریزی نشود، ممکن است موجبات ورشکستگی شرکت را فراهم آورد. اقتصاددانان در توجیه نگهداری وجه نقد درون واحد تجاری دلایل مختلفی را عرضه کردهاند که معروفترین آنها انگیزههای نگهداری وجه نقد کینز است. کینز در کتاب معروفش، نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول نظریه کلاسیکها را که اعتقاد داشتند سرعت گردش پول ثابت است زیر سؤال برده و نظریه تقاضای پولی را که بر نرخ بهره تأکید دارد، مطرح کرده است. از نظر کینز نظریه تقاضای پول که وی آن را نظریه رجحان نقدینگی نامیده است، این پرسش را مطرح میکند که چرا مردم پول را نگهداری میکند. وی در پاسخ به این پرسش (برخلاف کلاسیکها که فقط بر تقاضای معاملاتی پول تکیه میکردند) برای تقاضای پول سه نوع انگیزه در نظر گرفتهاند: انگیزه معاملاتی، انگیزه احتیاطی، و انگیزه سفتهبازی. براساس انگیزه معاملاتی، افراد اغلب ترجیح میدهند برای اطمینان از انجام معاملههای پایهای، وجه نقد نگهداری کنند. براساس انگیزه احتیاطی، افراد ترجیح میدهند برای مقابله با وضعیتهای پیشبینی نشدنی که به هزینههای غیرعادی منجر میشود، میزانی از وجه نقد را نگهداری کنند. براساس نظر کینز، تقاضای احتیاطی پول نیز، نظیر تقاضای معاملاتی، با درآمد رابطه مستقیمی دارد، اما با نرخ بهره در ارتباط نیست. در نهایت منظور از تقاضای سفتهبازی پول این است که پول با هدف و امید انجام دادن معاملههای سودآور و بهرهبرداری از فرصتهایی که در آینده پیش میآید نگهداری میشود. نگهداری پول در شکل ساده آن مشمول هزینه فرصت است و باعث از دست رفتن سود ناشی از سرمایهگذاری در اوراق بهادار یا حسابهای سپرده سرمایهگذاری میشود. بنابراین این نوع از تقاضای پول با نرخ بهره رابطه معکوس دارد و با بالا رفتن نرخ بهره، یا بهعبارتدیگر هزینه نگهداری پول، تقاضای سفته بازی پول کاهش مییابد و برعکس (فرجی، 1385).
شرکتها راهبردهای مدیریت وجوه نقدشان را با محور قرار دادن دو هدف تعیین میکنند: تهیه و تأمین وجه نقد برای انجام دادن پرداختهای شرکت؛ به حداقل رساندن وجوهی که در شرکت بهصورت راکد باقی میماند. هدف دوم بازتاب این طرز تفکر است که اگر اقلامی از دارایی به درستی مصرف نشود، برای شرکت بازدهی نخواهد داشت. متاسفانه این دو هدف ممکن است با یکدیگر در تناقض باشند. پایین آوردن سطح وجه نقد و بهکارگیری تمامی وجوه نقد، گاهی باعث کمبود وجه نقد برای پرداختهای به موقع شرکت میشود. بنابراین راهبردهای مدیریت وجوه نقد باید بهگونهای باشد که بین این دو هدف نوعی هماهنگی ایجاد شود (پی نوو، 1382).
شرکتها به دلایل مختلف برای نگهداری مقداری موجودی نقدی انگیزه دارند. با توجه به فرضیههای کینز از تقاضای پول این دلائل شامل هدفهای احتیاطی، سفته بازی، و معاملاتی است. بنابراین اینکه هر شرکت چه مقدار از وجه نقد را نگهداری کند، یا میزان مورد انتظار وجه نقد چه مقدار است، تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل هزینههای معاملاتی، هزینههای فرصت و نامتقارن بودن اطلاعاتی قرار میگیرد. هزینههای معاملاتی همواره در بازارهای مالی وجود دارد. این هزینهها و هزینههای فرصت از دست رفته، به شرکتها اطمینان میدهد تا سطح بهینهای از داراییهای نقدی را نگهداری کنند. مشکل نامتقارن بودن اطلاعاتی نیز باعث میشود برای تقاضای احتیاطی، ماندههای نقد ایجاد شود. زیرا وجود نامتقارن بودن اطلاعاتی، مشکلات و هزینه تأمین مالی خارجی را افزایش میدهد. ازاینرو نامتقارن بودن اطلاعاتی بین شرکتها و بازار سرمایه، انگیزهای احتیاطی برای تقاضای نقدینگی شرکتها است (بولو و همکاران، 1390، ص. 23).
هدف گزارشگری حسابداری مالی، ارائه اطلاعاتی است که برمبنای آن استفاده کنندگان بتوانند مبلغ، زمان و ابهام در مورد جریانهای نقدی آتی بنگاه را ارزیابی نمایند. اینگونه ارزشیابیها براساس اطلاعات مربوط به وضعیت مالی بنگاه صورت میگیرد. وضعیت مالی دارای ابعاد مختلفی است، لیکن همه این ابعاد در نهایت به گردش نقدی ارتباط مییابند. ازاینرو به نظر میرسد که اطلاعات مربوط به گردش نقد، اطلاعات مربوط تری را بهعنوان مبنای ارزیابی جریانهای نقدی آتی فراهم میآورد. ارتباط تعدادی از این متغیرها با جریان نقد بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت. یکی از مهمترین ابعاد ارزیابیها، بررسی سود آوری است که جزئیات مشروح مربوط به آن در صورت حساب سود و زیان منعکس میشود. هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا معتقد است که علاقه به جریان نقدی احتمالی، اساسا به ملاحظات مربوط به سودآوری منتهی میشود. سود منبع اصلی تأمین مابهازاء برای کسانی است که سرمایه بنگاه را تأمین کردهاند. در نهایت امر لازمه اینکه بستانکاران و سهامداران بتوانند وجوهی دریافت دارند، لازم است که سود به وجه نقد تبدیل گردد. به خاطر ارتباط بین اهداف حسابداری، سود و گردش نقدی است که هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی معتقد است در یک مجموعه کامل صورتهای مالی لازم است که صورتی از گردش وجوه نقد بنگاه نیز ارائه گردد. این هیئت معتقد است که صورت گردش وجوه نقد اطلاعات مربوط به مقدار، چگونگی و فاصله زمانی بین درآمد و دریافت و پرداختهای نقدی را ارائه مینماید (حقیقی و وفادار، 1376، ص. 41).
تعیین میزان ذخایر نقدی برای بسیاری از شرکتها از اهمیت خاصی برخوردار است. باید در نظر داشت که هرچه قدرت نقد شوندگی یک دارائی بالاتر باشد، بازده حاصل از آن کاهش مییابد. ازطرفدیگر، شرکتها میتوانند تأمین مالی عملیات و پروژههای سرمایهگذاری خود را از طریق بازار سرمایه انجام دهند. بنابراین شرکتی که دسترسی مناسبی به بازارهای سرمایه داشته باشد، نباید به نگهداری وجه نقد اقدام نماید (Opler, et al., 1999). آلمیدا و همکاران برمبنای انگیزه احتیاطی نگهداری وجوه نقد استدلال میکنند که شرکتهای دارای محدودیت مالی، بهمنظور بهرهبرداری از فرصتهای سرمایهگذاری سودآور آتی و جلوگیری از هدر رفتن چنین فرصتهای ارزشمندی قسمت زیادی از جریانهای نقدی خود را ذخیره میکنند. برای تعیین میزان بهینه ذخایر نقدی هر شرکت باید به میزان دسترسی آن شرکت به بازارهای سرمایه توجه کنیم. برای تعیین میزان دسترسی شرکت به بازارهای سرمایه میتوان از متغیرهای زیر استفاده نمود:
جریان نقدی عملیاتی: تردیدی وجود ندارد که میزان ذخایر نقدی یک شرکت باید متناسب با جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی آن تعیین شود. میزان انباشته سازی جریانهای نقدی که از آن با عنوان حساسیت جریان نقدی وجه نقد یاد میشود، تحت تأثیر سایر ویژگیهای شرکت قرار میگیرد، اما بهطورکلی میتوان انتظار داشت که میزان ذخایر نقدی با میزان جریانهای نقدی عملیاتی در یک راستا حرکت کند (Opler, et al., 1999).
میزان استفاده از بدهی: یکی از شیوههای تأمین مالی شرکتها، استقراض است. با توجه به اینکه استقراض از خروج ذخایر نقدی داخلی جلوگیری میکند، میتوان آن را نوعی ذخایر نقدی منفی بهحساب آورد ازطرفدیگر شرکتی که مقدار زیادی از منابع مورد نیاز خود را از طریق استقراض تأمین نموده باشد، در جذب منابع جدید به این شیوه دچار مشکل میشود، زیرا هرچه میزان استقراض (اهرم) شرکتی بالاتر برود ریسک ورشکستگی آن شرکت افزایش مییابد. افزایش ریسک با افزایش بازده مورد انتظار تأمین کنندگان وجوه همراه است و باعث بالا رفتن هزینه استقراض میشود. بنابراین شرکتهایی که میزان اهرم آنها بیشتر باشد، با مشکلات بیشتری در دستیابی به منابع مالی خارجی مواجه بوده، چارهای غیر از اتکا بر منابع داخلی ندارند. بدیهی است که میزان ذخایر نقدی برای چنین شرکتهایی از اهمیت خاصی برخوردار خواهد بود (Ozkan and Ozkan, 2004).
فرصتهای سرمایهگذاری: برای اندازهگیری فرصتهای سرمایهگذاری یک کسبوکار از نسبت ارزش بازار به دفتری آن شرکت استفاده میشود. شرکتی که دارای فرصتهای سرمایهگذاری بیشتری باشد، در صورت کمبود منابع مالی، ناگزیر به کنار گذاری پروژههای با سودآوری بیشتر خواهد بود. بهعبارتدیگر، چنین شرکتی در مقایسه با شرکتهای با فرصتهای سرمایهگذاری اندک، مجبور به چشمپوشی از فرصتهای مناسب تری میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که شرکتهای دارای فرصتهای سرمایهگذاری بیشتر، برای ذخایر نقدی داخلی اهمیت بیشتری قائل هستند، زیرا در صورت مواجه شدن با محدودیتهای مالی، هزینه فرصت بیشتری را تحمل میکنند.
سرمایهگذاری: انجام مخارج سرمایهگذاری سنگین باعث کاهش منابع نقدی شرکت میشود. شرکتهایی که سرمایهگذاری بیشتری برای ذخایر قائل هستند. بنابراین رابطه مثبت بین ذخایر نقدی و میزان مخارج سرمایهای امری غیر منطقی نیست (Arsalan et al,. 2006).
کسبوکار خانگی و جریان نقد
کسبوکارهای جوان و کوچک مانند کسبوکارهای خانگی معمولاً دارای عدم تقاران اطلاعاتی بالاتری هستند. در نتیجه اتکا بر منابع داخلی برای چنین شرکتهایی، از همیت حیاتی برخوردار است. شرکتهای جوان و در حال رشد، بخش اعظم سود حاصل از عملیات خود را در شرکت ذخیره نموده، بدینوسیله اقدام به تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری خود میکنند. بنابراین هرچه شرکت دارای قدمت و اندازه بیشتری باشد، کمتر به نگهداری ذخایر نقدی نیاز خواهد داشت (Arsalan et al,. 2006).
سود تقسیمی: همانگونه که در بخشهای قبلی بیان شد، شرکتی که دارای نسبت سود تقسیمی بالاتری باشد، از محدودیتهای مالی کمتری برخوردار است، زیرا در صورت مواجه شدن با مشکلات دستیابی به منابع مالی خارجی، میتواند از طریق کاهش سودهای تقسیمی، بخشی از نیازهای مالی خود را تأمین نماید. بنابراین شرکتهایی که دارای نسبت سود تقسیمی بالاتری هستند، نیاز کمتری به ذخیره سازی وجوه نقدی دارند (Opler, et al., 1999).
گروههای تجاری: همانگونه که در بخشهای قبلی بیان شد، عضویت در گروههای تجاری باعث سهولت در تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری میشود. شرکتهای عضو گروههای تجاری با دستیابی به یک سرمایه داخلی، کمتر به انباشت وجوه نقد نیاز دارند (Hoshi et al,. 1991).
براساس بیانیه شماره یک هیئت استانداردهای حسابداری مالی هدف اولیه حسابداری این است که به سهامداران و سایر استفاده کنندگان امکان دهد که انتظارات خود را از گردش وجوه نقد آتی شکل دهند. یعنی گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند که سرمایهگذاران فعلی و آتی و همچنین اعتباردهندگان بتوانند مبالغ، زمانبندی و ابهام مربوط به دریافتهای نقدی مربوط به سود سهام و یا بهره و وجوه حاصل از فروش، یا بازخرید یا سر رسید شدن اوراق بهادار را ارزیابی کنند.
اشخاصی که وجوه خود را در اختیار واحد انتفاعی مثل کسبوکار خانگی قرار میدهند انتظار دارند برای پول خود بازدهای کسب کنند که از نرخ بهره بازارکمتر نباشد به بیان دیگر وجوه نقدی که از سرمایهگذاری مورد نظر تحصیل میشود نباید کمتر از وجوه سرمایهگذاری شده باشد یعنی ارزش فعلی خالص سرمایهگذاری بزرگتر از صفر باشد.
ارائه اطلاعات درباره گردشهای نقدی گذشته بهترین جایگرین عملی برای ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان میباشد. گردش وجوه نقد در گذشته میتواند مبنای مناسبی برای پیشبینی گردش وجوه نقد در آینده را فراهم کند. بهاینترتیب هریک از سرمایهگذاران میتوانند برآوردی از سهم خود را از کل گردش وجوه نقد واحد انتفاعی محاسبه نماید.
یکی از مشکلات استفاده از اطلاعات مرتبط با گردش وجوه نقد در گذشته برای پیشبینی توزیع وجوه نقد در آینده کسبوکار خانگی این است که در بسیاری از این گردشهای نقدی، مواردی مانند سود اهل منزل با یکدیگر وابستگی دارند مثلاً وجوه نقد در دسترس یا دریافتهای نقدی مورد انتظار ممکن است برای مخارج سرمایهای، باز پرداخت بدهیها و یا برای پرداخت سود به اعضا مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین برنامهها و انتظارات مدیریت همراه با سایر اطلاعات نظیر صورت منابع و تعهدات واحد انتفاعی باید بهعنوان مکمل صورت گردش وجوه نقد ارائه شود تا نه تنها کسب و خانگی و پیوندهای اجتماعی آن را آسیب نزند بلکه باعث انسجام و تقویت سایر بنیانها و پیوندهای اجتماعی- خانوادگی گردد.