اثربخشی ایجاد کسبوکارهای خانگی روستایی با توجه به شرایط زمینهای و محیطی است.
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی و ایجاد بسترهای مناسب برای ایجاد و توسعة کسبوکارهای خانگی در راستای توسعه درونزا در مناطق روستایی است. ایجاد یک توسعه درونزا در روستا برحسب مقتضیات و نیازهای روستا و کاربرد فنّاوری مناسب میتواند نقش بسزایی در باروری اقتصادی و امکانات تولیدی داشته باشد (Motiee Langroudi, Ardshiri, 2007, P. 4). همچنین توسعة درونزا فرصتی را برای جوامع روستایی فراهم میکند تا با آینده خود بیشتر درگیر شده و به رهاکردن توان بالقوة درونی خویش بپردازند (Stockdale, 2006, P. 356). این فرصت بهعنوان نیاز بازار مطرح میشود که این نیاز بهصورت دقیق تعریف نشده یا منابع و ظرفیتهای آن در شرایط اشتغال ناقص قرار دارند (Koen and Kleinschmidt, 2005, P. 1). در این راستا اثربخشی رهبران کسبوکار خانگی از اهمیت ویژهای برخوردار است. اثربخشی رهبر منوط بر این است که ارزیابی واقعگرایانه از محیط داشته باشد (کانگر و کانانگو، 1390، ص. 165) که در عین حال این مدیریت اثربخش و کارآمد نیازمند پیشبینی و آگاهی از آینده خواهد بود (کاظمی و همکاران، 1390، ص. 202) و مدیر در زمان اعمال مدیریت خود در حیطه برنامهریزی، سازماندهی، تأمین نیروی انسانی، هماهنگی و اعمال کنترل از ابزارها، فنون و مهارتهای گوناگون استفاده میکند (جوادکار، 1392، ص 19).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی و ایجاد بسترهای مناسب برای ایجاد زنجیرة تأمین مناسب ازطریق مدیریت این زنجیره در مناطق روستایی است. مدیریت زنجیرة تأمین به معنای یکپارچهسازی فعالیتها ازطریق بهبود روابط زنجیره برای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار است (استدلر، و کیلگر، 1390، ص. 29). مدیریت زنجیرة تأمین بر یکپارچهسازی فعالیتهای زنجیرة تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها ازطریق بهبود روابط زنجیره برای دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام تأکید دارد (زوکرمن، 1390، ص.9).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی تخصصی است. این برنامهریزی شامل: برنامهریزی و کنترل تولید (مدیریت تولید)، برنامهریزی پرسنلی (نیروی انسانی) و برنامهریزی مالی میشود (رضائیان، 1393، ص97). در این راستا کارایی هر برنامهریزی حول شش محور کارایی اقتصادی (از تناسب خروجیهای سیستم برنامهریزی با ورودیهای آن به دست میآید)، کارایی داخلی (کاهش هزینههای اضافی را در سیستم برنامهریزی مدنظر قرار میدهد)، کارایی تخصیص (براساس این کارایی، بودجة اختصاص داده شده به سیستم برنامهریزی باید برابر هزینة نهایی فعالیتهای آن باشد)، کارایی پویا (بهینهسازی مستمر فنّاوری سیستم مورد نظر)، کارایی فنی (نسبت عملکرد واقعی برنامه به عملکرد مورد انتظار آن است) و کارایی کیفی (نشانة میزان تناسب هدفهای واقعی با هدفهای مورد انتظار برنامه است و اثربخشی نیز نام دارد) سنجیده میشوند (حمیدیزاده، 1393، ص. 95). همچنین در برنامهریزی باید سه اصل: انعطاف (همسویی برنامهریزی با نیازهای کسبوکار)، تجدیدنظر (اصلاح برنامه در صورت لزوم) و اصل تعهد (براساس این اصل گفته میشود که منابع درگیر برنامهها باید به نتیجه و بازده برسند و افق برنامه باید چنان تعیین شود که در آن دوره منابع به بازدهی برسد) را رعایت نمود (ابراهیمینژاد، 1392، صص. 72-73).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل بررسیهای اساسی در سازماندهی و ساختاردهی فعالیتها در اقدامات مورد نیاز برای مدیریت و توسعه این نوع کسبوکارها در مناطق روستایی میشود. سازماندهی فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروههای کاری و هماهنگی میان آنان، بهمنظور کسب اهداف صورت میگیرد (رضائیان، 1393، ص. 138). از دگر سو فعالیتها بایستی طوری ساختار داده شوند که افراد مناسب را دربر گیرند، مسئلهمدار یا فرصتمدار باشد، هدف و راه رسیدن به آن نیز روشن باشد، احتمال موفقیت در رسیدن به هدف بالا رود و نیز هم یادگیری تجربهمدار و هم یادگیری مفهومی، یادگیری شناختی و یادگیری نظری را در برداشته باشد (مکلنن، 1383، صص. 424- 425).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل مدیریت راهبردی مناسب برای این نوع کسبوکارها میشود. مدیریت راهبردی فرایندی است که ازطریق آن یک کسبوکار محیط داخلی و خارجی (بیرونی) خود را تجزیه و تحلیل میکند، مقاصد مورد نظر را طرحریزی مینماید، راهبردهایی را برای دستیابی به اهداف راهبردی خویش تدوین میکند، و نهایتاً آنها را در جهت رضایت ذینفعان کلیدی آن کسبوکار به مرحله اجرا میگذارد (هریسون و جان، 1392، ص. 5).
در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به ائتلاف راهبردی نیز توجه شود. زیرا ائتلاف راهبردی را میتوان یک نوع مشارکت دارای ارزش افزوده دانست که متشکل از شرکتهای مستقل است که به اتفاق هم، جریان کالا و خدمات را همراه با کل زنجیره ارزشافزوده مدیریت میکنند (گاندری و کیکول، 1390، ص. 423).
در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی جستوجوی رهبر برای یافتن فرصتهای مناسب پیشروی این نوع کسبوکارها در مناطق روستایی یکی از الزامات این فرایند است. زیرا یکی از مهمترین نقشهای رهبر تعیین مسیر است. تنها رهبرانی در این نقش مؤثر عمل میکنند که هم درک بهتری از فرصتهای محیطی داشته باشند و هم بتوانند موانع موجود در مسیر را شناسایی کنند. رهبر باید اهداف کسبوکار را براساس این فرصتها تدوین کند و حمایت اعضا را برای دستیابی به آن اهداف جلب کند (کانگر و کانانگو، 1390، ص. 163).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل مدیریت دانش در این نوع کسبوکارها نیز میشود. مدیریت دانش دیدگاهها، رهیافتها و بصیرت قراردادن سرمایهگذاریهای مناسب در داده و اطلاعات را در بهترین موارد استفاده که بیشترین نیاز بدان میرود فراهم میآورد (رادینگ، 1391، ص. 75).
توانمندیسازی در روستاها
توانمندسازی فرایند پرورش مهارتهای فنی و ادراکی منابع انسانی ازطریق بهکارگیری کارآمد و اثربخش آنها در محیط سازمانی است (امین و همکاران، 1393، ص. 253) در این راستا فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی و توجه به پنج توانمندی کلیدی برای نیل به برتری رقابتی میشود. در این راستا برتری رقابتی مرهون نوسازی مرتب مدیران و کسبوکارهای آنان بوده و خود از پنج توانمندی کلیدی سازمانی ناشی میشود. این پنج توانمندی شامل: قابلیت سازگاری (توان هماهنگسازی بهموقع خود با فنّاوریهای جدید، نیازهای مشتریان، قوانین موجود و دیگر تغییرات در وضعیت، بدون از دست دادن تمرکز و یا وقفه در فعالیتهای اصلی و تعهدات)؛ انعطافپذیری (توان طراحی راهبردهای کسبوکار، فرایندها و رویکردهای عملیاتی که میتوانند همزمان نیازهای متنوع و رو به تکامل مشتریان، توزیعکنندهها، تأمینکنندهها، حامیان مالی، و قانونگذاران را تأمین کند)؛ سرعت (توان اقدام سریع در هنگام بروز فرصتهای جدید، توسعة سریع محصولات و خدمات جدید و اخذ تصمیمات اساسی بدون اتلاف وقت)؛ برخورد تهاجمی (شیوهای متمرکز و قوی برای حذف رقبا، راضی نمودن مشتریان و رشد همکاران شاغل در کسبوکار) و نوآوری (اولویت دادن به توسعه و راهاندازی محصولات، خدمات، فرایندها، بازارها و فنّاوریهای جدید و پیشرو در بازار) میشود (& Covin, 2008, P. 7 Morris, Kuratko).
آموزش آگاهی به مدیران و سرپرستان، در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی دارای جایگاهی ویژه است. آموزش به مدیران و سرپرستان اجازه میدهد و کمک میکند تا اعتبار و ارزش تنوع و تفاوت میان نیروی کار را درک کنند. تنوع صرفاً شامل مسائل قومیتی یا ملیتی نیست، بلکه سن، جنسیت و سابقه را نیز دربر میگیرد. آموزش آگاهی همچنین روشهای مدیریت تنوع در محیطهای کاری را شامل میگردد (ساترلند و کانول، 1390، ص. 57).
امروزه در راستای ارزشآفرینی کسبوکارهای خانگی، فرایند مدیریت و توسعه موفق این نوع کسبوکارها شامل بررسی و تحلیل پیوندها و شبکههای اجتماعی میشود. شبکههای اجتماعی اطلاعاتی را برای ارزشآفرینان فراهم میکنند که در ارائة ایده و تشخیص فرصت به آنها کمک میکند. در نتیجه هرچقدر این شبکهها، وسیعتر بوده و تعداد تماسهای افراد بیشتر باشد، ارزشآفرینان فرصتهای بیشتری را تشخیص میدهند (Singh, 1998, P. 63). همچنین در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی درجههای متفاوت هوشیاری افراد مختلف مورد توجه قرار گیرد. زیرا درجة هوشیاری افراد مختلف متفاوت بوده و بنابراین فقط افراد مستعد میتوانند کسب امتیاز و تعقیب فرصتهایی که مورد غفلت واقع شدهاند را ببینند. تا آنجا که محور موضوع هوشیاری کارآفرینانه، قرار گرفتن فرد در یک جریان اطلاعاتی است که موجب تشخیص فرصت میشود (Gaglio & Katz, 2001, 96-97) و «فرصت» قلب فرایند کارآفرینی است (یدالهی فارسی و همکاران، 1390، ص.21).
همچنین ویژگیهای ساختاری شبکههای اجتماعی در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی مورد توجه قرار گیرند. براساس ویژگیهای ساختاری، شبکههای اجتماعی به دو گروه پیوندهای قوی و ضعیف تقسیم میشوند. پیوندهای ضعیف، بین افرادی ایجاد میشود که بهطور منظم و مکرر با یکدیگر تعامل ندارند، بلکه بهصورت غیرمنظم و متناوب با هم در تماس میباشند. در مقابل، پیوندهای قوی بین افرادی ایجاد میشود که تعامل زیادی با هم داشته و روابط صمیمی بین آنها وجود دارد؛ مانند اعضای خانواده، دوستان و همکاران نزدیک (Singh, 1998, P. 66).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل تحلیل، بررسی و برنامهریزی برای توزیع مناسب درآمد ازطریق این نوع کسبوکارها برای ساکنین مناطق روستایی میشود. زیرا بهترین حالت برای جامعه وقتی است که با منابع محدود کل اجتماع، سطحی از تولید و انواعی از کالاها و خدمات فراهم شود که بیشترین منفعت (رضایت خاطر یا مطلوبیت) را در کل اجتماع حاصل کند (توکلی، 1390، ص. 25).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی، برنامهریزی برای نیل به انعطافپذیری، رشد و نوآوری این کسبوکارها را بهعنوان الزامی در دنیای کسبوکار امروز دربر میگیرد. زیرا امروزه حتی کسبوکارهای بزرگی که تمایل به رقابت دارند به دنبال کسب ویژگیهای انعطافپذیری، رشد و نوآوری هستند (Stevenson & jarillo, 1990, P. 17) . در واقع اگر کسب وکاری نگرش پیشفعالی را بهسوی نوآوری و ایجاد کسبوکارهای جدید دنبال نکند، در بازار بهشدت رقابتی و پویای امروز جایی نخواهد داشت (Johnson, 2001, P. 135).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل تحلیل، بررسی و برنامهریزی برای آموزش و یادگیری مجموعه مهارتهای اساسی برای نیل به بالاترین بازده در این نوع کسبوکارها میشود. اگرچه یک فرد ارزشآفرین میکوشد تا با قدرت، خلاقیت، ابتکار، تصمیمگیری بهجا، تکیه بر وجدان کاری و انضباط اطلاعات شغلی خود را همواره توسعه داده و محیط کاری خود را به یک محیط کاری بهرهور، پویا، شاداب و خداپسندانه تبدیل کند (امین بیدختی و مالکی، 1393، ص. 155)؛ اما در عین حال حمایت و ایجاد بسترهای مناسب در این حوزه جایگاه ویژهای دارد. این موضوع تا آنجا مهم است که حتی یکی از اساسیترین عوامل توسعه روستایی، وجود زنان ماهر در عرصه تولید و مدیریت است (حسینی و لشگرآرا، 1393، ص. 14). در واقع راهاندازی یک کسبوکار خانگی نیازمند برخورداری از مجموعهای از مهارتهای اساسی است. با وجودی که راهاندازی این نوع از کسبوکار به سرمایه هنگفتی نیاز ندارد، اما لازمة درآمدزایی از همان سرمایه اندک نیز، برخورداری از مهارتهای مدیریت مالی، مدیریت زمان، سازماندهی، مدیریت فردی و مهمتر از همه مهارت یا ذهنیت بازاریابی و بهعبارتی داشتن روحیه کارآفرینی است (گلابی و همکاران، 1389، ص. 115).
در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به تحصیلات توجهی خاص داشت. از یکسو سطح تحصیلات میتواند تأثیر منفی بر انتخاب فعالیتهای کارآفرینانه داشته باشد؛ زیرا در سطح تحصیلی بالاتر امکانات خارجی بهتری برای افراد فراهم میشود (حقوق بالاتر، اشتغال در شرایط کاری بهتر) که شاید احتمال و انتخاب فعالیت کارآفرینانه را کمتر کند (wu and wu, 2008, P. 757) و از سوی دیگر سطح پایین سواد روستاییان و وجود رفتارهای انعطافناپذیر در میان آنان، ازجمله موانع فردی کارآفرینی روستایی محسوب میشود (افتخاری و سجاسی، 1389، ص 2) اما در عین حال تحصیلات از مهمترین ویژگیهایی است که در تقویت استعداد و گسترش فضای کارآفرینی نقش بهسزایی دارد (فراهانی و حاجی حسینی، 1392، ص. 723).
بهمنظور استفادة حداکثری از توان مالی و نیروی انسانی در روستاها تعاونیهای روستایی ازجمله مواردی است که میتوانند در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی مورد توجه خاص قرار گیرند. زیرا تأسیس تعاونیهای تولید روستایی برای کشاورزان راه جدیدی را بهروزکردن کشاورزی و استفاده از فنّاوریهای نوین آن میگشایند (بیگلری و همکاران، 1392، ص. 110) این در حالی است که عملکرد تعاونیهای روستایی از نظر میزان تولید، متوسط درآمد و کاربرد ماشینآلات نیز موفقیتآمیز بوده است (پزشکی راد و کیانی مهر، 1380، ص. 347) .
عوامل مؤثر در توسعة کسبوکارهای خانگی روستایی: امروزه با توجه به پویایی محیط رقابتی، فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل مطالعة فرصتهای ارزشآفرین نیز میشود. ارزشآفرینی، کشف، ارزیابی و استفاده از فرصتها بهمنظور تولید کالاها و خدمات قابل ارائه در آینده میباشد. در حقیقت، ارزشآفرینی در یک کسبوکار به معنی مطالعة فرصتهای پیشروی آن کسبوکار میباشد (Shane & Venkataraman, 2000, P. 218).
آموزش ارزشآفرینی و توجه به دانش پیشین افراد شاغل در کسبوکار خانگی روستایی: بخشی از فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل تربیت ارزشآفرینانی در حوزة کسبوکار خانگی است که کسبوکار آنان منجر به تولید کالا و یا ارائة خدمات در این مناطق میشود. بنابراین در این راستا آموزش ارزشآفرینی شامل فعالیتهایی با هدف تقویت ذهنیت، نگرشها و مهارتهای ارزشآفرینی میباشد (Arasti et al., 2012, P. 3)، مربیان نگرشی به وجود میآورند که درک بالقوة کارآفرینان از فرصتهای بالقوه را توسعه میدهند (Kuratko& Welsch, 2001, P. 180). اما در عین حال در این فرایند بایستی به دانش پیشین افراد نیز توجهی ویژه داشت. زیرا دانش پیشین فرد، نتیجة تجربة کاری و عمومی فرد، تحصیلات، آموزش و یا ابزارهای دیگر است. همچنین دانش پیشین توانایی فرد برای تشخیص فرصتهای بیشتر را افزایش میدهد و میتواند توانایی افراد را هم برای ایجاد فرصتهای بیشتر و هم سطح نوآوری این فرصتها بالا ببرد (Shepherd & DeTienne, 2005, P. 92).
توجه به رقابت شدید پیشروی کسبوکارهای خانگی روستایی: امروزه در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به رقابت شدید به وجود آمده ما بین کسبوکارهای خانگی در این مناطق توجهی ویژه داشت. رقابت شدید سبب افزایش توجه کسبوکارها به مسائلی مانند توسعه محصولات جدید، تنوعگرایی، افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها با استفاده از روشهایی مانند کاهش نیروی کار میشود (Hisrich, Peters& Shepherd, 2005, P. 44).
توسعة محصول جدید در کسبوکارهای خانگی روستایی: فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی، توسعة محصول جدید را بهعنوان یک راهبرد مناسب برای نیل به سودآوری مناسب در مناطق روستایی دربر میگیرد. فرایند توسعة محصول جدید مجموعهای از فعالیتهایی است که دستورالعملها و سفارشهای مشتری، تقاضای بازار و پیشرفتهای فنّاوری را در فرایند طراحی و تولید انتقال میدهد (رجبزاده قطری و معزی، 1393، ص. 10).
پیشینة خانوادگی: ازجمله مواردی که بایستی در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی و بهخصوص کسبوکارهای خانگی کارآفرینانه، در مناطق روستایی مورد توجه قرار گیرد پیشینة خانوادگی است. پیشینة خانوادگی ازطریق فراهم کردن محیطی پشتیبان و هوشیار بر فرایند کارآفرینی تأثیرگذار است. همچنین والدین کارآفرین در انتخاب یک شغل کارآفرینانه تأثیرگذارند (Hisrich & Brush,1983, P. 36) و از دگر سو تحصیلات پدر و مادر و درآمد خانواده در قصد کارآفرینانه مؤثر است (Alibaygi & pouya, 2011, P. 13319). همچنین خانوادهگرایی در جنبه مثبت آن، باعث ایجاد انگیزه پیشرفت برای اعضا، کارآفرینی، نوآوری و نیز ایجاد فرصتهای ترقی برای یکدیگر و تأمین اجتماعی و حمایت از افراد )تحصیل یکی از اعضا و کار همه برای تأمین معاش (میشود و میتوان آن را نوعی درونگرایی دانست. ولی در جنبه منفی خانوادهگرایی، بحث افراط مطرح میشود؛ بهطوریکه اگر درونگرایی شدت یابد باعث میشود، فرصتهایی که در نتیجه تعامل با دیگران و برونگرایی حاصل میشود، از بین برود. پس میتوان نتیجه گرفت که باید تعادلی بین جنبه درونگروهی و برونگروهی خانوادهگرایی وجود داشته باشد (کرمپور و یوسفوند، 1391، ص. 147).
ریسک ادراک شده: در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی بایستی ریسک ادراک شده توسط مشتریان محصولات این نوع کسبوکارها را مورد توجه و تحلیل قرار داد و این ریسک را به حداقل ممکن رساند. ریسک و احتمال خطر ادراک شده عبارت است از عدم اطمینان در محیط خرید؛ جایی که مصرفکنندگان ممکن است در نظر بگیرند که یک اشتباه و یا تصمیم نامناسب است. ریسک درک شده توسط مشتری پدیدة نامعلومی است که مشتری در روند خرید با آن مواجه میشود. این پدیده در اثر تصمیمات غلط یا نامناسب، که ناشی از فرضیات ذهنی مشتری است، ایجاد میشود (منتظری و همکاران، 1393، ص. 210).
برونسپاری خدمات عمومی روستا به کسبوکارهای فعال در عرصه کسبوکارهای خانگی روستایی: در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی نقش برونسپاری خدمات عمومی روستاها در قالب کارآفرینی عمومی، به کسبوکارهای خانگی فعال در آن روستا میتواند خود جزئی از این فرایند بوده و نیز نقش مهمی را در این فرایند ایفا کند. کارآفرینی عمومی شامل معرفی ایدهها و طرحهای جدید و نوآورانه و اجرای این ایدههای نوآورانه در فعالیتهای بخش عمومی میشود (Zampetakis and Moustakis, 2007, P. 21). از دگر سو کارآفرینی عمومی استفادة توأم با مخاطره از منابع عمومی برای ایجاد ارزش میباشد (Kim, 2007, P. 38).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی و ایجاد بسترهای مناسب برای کارآفرینیشرکتی در قالب این نوع کسبوکارها میشود. کارآفرینی شرکتی ابزاری ارزشمند برای بقا و افزایش رقابت در بازار است از دگر سو کسبوکارها با مدیرانی که نگرش آنها با فعالیتهای کارآفرینی عجین شده است میتوانند به سطوح بالای رشد، سوددهی و خلق ثروت دست پیدا کنند (Antoncic & Hisrich, 2004, P. 542). کارآفرینی شرکتی عاملی مهم در توسعة کسبوکار و توسعة اقتصادی و نیز توسعة عملکرد و خلق ثروت برای آن کسبوکار بوده و میتواند در رونق بخشیدن به آن کسبوکار و نیز بهبود عملکرد آن بسیار حیاتی باشد (Antoncic. & Hisrich , 2003, P. 198).
توجه به مارک تجاری سبز: امروزه با شیوع بیماریهای ناشی از استفاده از مواد شیمیایی، فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتواند شامل تحلیل، بررسی و نیز برنامهریزی برای ایجاد مارک تجاری سبز با توجه به پتانسیل این مناطق برای نیل به بالاترین بازده در این نوع کسبوکارها باشد. ارزش این مارک تجاری برای شرکتها میتواند مزایای رقابتی ایجاد کند، زیرا به مارک تجاری قدرت میدهد سهم بزرگتری از بازار را به دست آورد و در نتیجه محصولات را با سود بیشتری به فروش برساند، ازاینرو لحاظ کردن ایدة بازاریابی سبز در چارچوب ارزش مارک تجاری، ضروری است (شافعی و همکاران، 1393، ص. 561).
توجه به منصفانه بودن قیمت: بهدلیل اهمیت قیمت کالا و خدمات در تقاضای آن، در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی توجه ویژهای را به آن مبذول داشت. اگرچه ادراک منصفانه بودن بیشتر ذهنی است، اما این ادراک تأثیرگذار است و میتوان آن را مدیریت کرد؛ از دگر سو مفهوم منصفانه به نظر میرسد هیچ ارتباطی با مسائل عرضه و تقاضا ندارد. چرا که مشتریان در برخی مواقع باور دارند با آنها ناعادلانه رفتار شده است (نظری و همکاران، 1393، ص. 650).
توجه به هوشمندی رقابتی: امروزه در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به هوشمندی رقابتی توجهی ویژه داشت. هوشمندی رقابتی آگاهی و دانشی از پیش در ارتباط با تمامی عوامل محیط کسبوکار است که درنهایت به اقدام عملی آن منجر میشود. هدف هوشمندی ایجاد دانش نیست بلکه ایجاد توانایی برای عمل کردن است (حیدری و همکاران، 1393، صص. 456-457).
توجه به سبک تصمیمگیری مصرفکننده: در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به سبک تصمیمگیری مصرفکننده توجه داشت. شیوة تصمیمگیری مصرفکننده بهعنوان یک گرایش الگویافته، ذهنی، و شناختی به خرید است که دائماً روی انتخاب مصرفکننده تسلط دارد. این ویژگیها همواره موجود، قابل پیشبینی، و نیروی محرکة اصلی در تصمیمگیریاند (طباطبایی نسب و ارجمند، 1393، ص. 342).
در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بایستی به فرایند کنترل توجهی ویژه داشت. کنترل را میتوان طی چهار مرحله انجام داد که این مراحل شامل: تعیین معیار (استاندارد) یا ضابطه برای کنترل، سنجش عملکرد در برابر معیارها، تشخیص انحرافات و تحلیل علل آنها و اقدامات اصلاحی میشود (رضائیان، 1393، ص263). همچنین در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی کنترل و مدیریت تعارضها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا در این مناطق، فرایند مدیریت با مدیریت تعارضها سروکار دارد (جوادکار، 1392، ص. 19).
احیای کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل احیای کسبوکارهای خانگی نیز میشود. احیای کسبوکار، فرایندی است که در آن وضعیت عملکردی ضعیف کسبوکار تغییر میکند و شاخصهای عملکردی آن بهبود مییابد (رحمانسرشت و همکاران، 1393، ص. 499).
ایجاد خوشهها ازجمله مواردی است که بایستی در فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی مورد توجه قرار گیرد. ایجاد خوشهها به دو صورت خودجوش و نظاممند است. خوشههای خودجوش خوشههایی هستند که بر اثر تمرکز خودجوش فاکتورها به وجود آمدهاند (Chiaroni and Chiesa, 2006, P. 1076). در این فرایند برحسب امکانات و پتانسیلهای روستا نوع خوشه مشخص میشود. انواع خوشهها نظیر: خوشههای مارشالی: شامل کسبوکارهای کوچک و متوسط با مالکان محلی در صنایع ارائهکنندة خدمات تولیدی، صنایع مبتنی بر فنّاوریهای پیشرفته، و صنایع هنری؛ خوشههای توپی- پرهای: که از یک یا چند شرکت بزرگ و چندین تأمینکنندة کوچکتر و فعالیتهای مرتبط تشکیل شدهاند؛ ساختارهای اقماری: خوشههای صنعتی هستند که بهواسطة حضور شاخهای از شرکتهای چندکارخانهای خارجی به وجود آمدهاند و خوشههای صنعتی ایالتمدار که مناطقی هستند که ساختار کسبوکار محلی توسط یک نهاد عمومی یا غیرانتفاعی (مانند دانشگاه، دفاتر دولتی و پایگاه نظامی) به وجود آمده است (سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی، 1389: 47).
فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی و ایجاد بسترهای مناسب و نیز برنامهریزی برای نیل به انعطافپذیری، رشد و نوآوری این کسبوکارها برای ایجاد و توسعة کسبوکارهای خانگی بهمنظور توسعه درونزا در مناطق روستایی است. این فرایند شامل برنامهریزی و ایجاد بسترهای مناسب برای ایجاد زنجیرة تأمین مناسب ازطریق مدیریت این زنجیره در مناطق روستایی است.
همچنین فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل برنامهریزی تخصصی بوده و شامل بررسیهای اساسی در سازماندهی و ساختاردهی فعالیتها در اقدامات مورد نیاز برای مدیریت و توسعه این نوع کسبوکارها در مناطق روستایی میشود. از دگر سو فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل مدیریت راهبردی مناسب برای این نوع کسبوکارها و نیز شامل تحلیل، بررسی و برنامهریزی برای آموزش و یادگیری مجموعه مهارتهای اساسی برای نیل به بالاترین بازده در این نوع کسبوکارها میشود. در این فرایند بایستی به ائتلاف راهبردی نیز توجه شود و از دگر سو جستوجوی رهبر برای یافتن فرصتهای مناسبِ پیشروی این نوع کسبوکارها در مناطق روستایی یکی از الزامات این فرایند است. فرایند مدیریت و توسعه موفق کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل مدیریت دانش در این نوع کسبوکارها و نیز بررسی و تحلیل پیوندها و شبکههای اجتماعی را شامل میشود. تحصیلات، پیشینة خانوادگی، ریسک ادراک شده، ایجاد خوشههای کسبوکارخانگی در مناطق روستایی، تعاونیهای روستایی، گردشگری روستایی، برونسپاری خدمات عمومی روستا به کسبوکارهای فعال در عرصه کسبوکارهای خانگی روستایی، کارآفرینیشرکتی در قالب کسبوکارهای خانگی روستایی، مطالعة فرصتهای ارزشآفرین، آموزش ارزشآفرینی و توجه به دانش پیشین افراد، توجه به رقابت شدید پیشروی کسبوکارهای خانگی روستایی، توسعة محصول جدید، توجه به مارک تجاری سبز، منصفانه بودن قیمت، توجه به هوشمندی رقابتی و توجه به سبک تصمیمگیری مصرفکننده، همچنین فرایند کنترل این نوع کسبوکارها در این مناطق، آموزش آگاهی و احیای این نوع کسب و در مناطق روستایی بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد.