توسعه کسبوکار خانگی
کسبوکار خانگی به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی با استفاده از وسایل و امکانات منزل، گفته میشود. کسبوکار خانگی طبق آمار و اطلاعات موجود کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان میدهد که سهم قابل ملاحظهای در ایجاد اشتغال و ارزش افزوده و حتی صادرات دارند که ازجمله این کشورها میتوان به ایتالیا، امریکا، سوییس، چین و تایوان اشاره کرد (رودگرنژاد، 1389).
امروزه استراتژی توسعه کارآفرینی ازجمله کسبوکارهای خانگی، یکی از مهمترین و کاربردیترین استراتژیهای توسعه اقتصادی جوامع تلقی میشود ازاینرو در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه فعالیتهای کارآفرینانه بهطور مستمر مورد ارزیابی قرار میگیرد.
در بسیاری از کشورها تعداد کسبوکارهای خانگی بیش از دهه گذشته و بهطور پیوسته در حال رشد و توسعه است. کسبوکارهای خانگی، بهعنوان یک روش امن برای آزمایش یک ایده و کسبوکار جدید دیده شده است و یک گزینه کم خطر برای فردی است که میخواهند کسبوکار جدیدی شروع کند.
بهاینترتیب آنها توجه دولت را بهخود جلب کردهاند. بااینحال، بهطورکلی دولتها در سیاستهای توسعهای برای هدایت کسانی که در این کسبوکار سرمایه گذاری و یا برنامهریزی کردهاند کند بودهاند (Redmond, 2010)
اهداف توسعه کسبوکار خانگی
اهداف اساسی راهاندازی کسبوکار خانگی یا توسعه مشاغل خانگی ایجاد بستر مناسب جهت توسعه ظرفیتهای اشتغال، کاهش هزینههای تولید و قیمت تمام شده تولیدات است. افزایش درآمد خانوار و رفاه عمومی و ارتقای فرهنگ کار از طریق آشنایی کودکان و جوانان با فرهنگ کار از همان سالهای ابتدایی نیز از اهداف دیگر توسعه مشاغل خانگی است (انتظاریان، 1389).
با توجه به توافق نظری که در خصوص این نوع کسبوکارها در حال حاضر وجود دارد، ایجاد فرصتهای قابل توجه و معنیدار اشتغال است. در واقع، برای هر کسبوکار خانگی بهطور متوسط 2.8 موقعیت شغلی تخمین زده میشود (Hitech Marketing, 1998).
در ایران دلایل عمده و قویتری برای توسعه کسبوکار خانگی بهشرح ذیل وجود دارد که باید در کانون سیاستهای دولت قرار گیرد:
· تحصیلات بالای نیروی کار و نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی
· نرخ بالای بیکاری جوانان
· نرخ بالای بیکاری زنان
·
![]() |
نرخ بالای بیکاری مناطق روستایی
· ضرورت جلوگیری از هدر رفتن سرمایه انسانی و استعدادهای خانمها در راستای کمک به افزایش چشمگیر تولید ناخالص داخلی (GDP)
· هزینههای بسیار سنگین اجاره یا خرید مراکز کسبوکار خصوصاً در کلانشهرها
· توجه و علاقه خاص زنان ایرانی به مسائل تربیتی و فرهنگی فرزندان
· کاهش چشمگیر هزینههای تولید و سربار در فعالیتهای اقتصادی مرتبط با کسبوکارهای خانگی
· علاقه ویژه خانمها برای بروز خلاقیتهای خود در عرصه خدمت به جامعه ازطریق انجام کسبوکارهای اقتصادی
· علاقه کمرنگ مردان بهکار کردن همسرانشان در فضای بیرون از منزل
· علاقمندی زنان به کسب استقلال مالی و اقتصادی (قنادی، 1388).
با رشد جمعیت و افزایش نیاز به فرصتهای شغلی، ضرورت توسعه کارآفرینی و زمینهسازی برای بهرهگیری شایسته از فرصتهای کارآفرینانه جدید و دارای پتانسیل نظیر حرف و مشاغل خانگی بهنحو فزایندهای احساس میشود. طبیعی است بسترسازی برای توسعه پایدار و بادوام این زمینه نیز مانند حوزههای دیگر اشتغال و کارآفرینی، نیاز به طراحی و اجرای سازوکارهای حمایتی و هدایتی ویژه دارد ولی در این بین آنچه پایداری فرایند توسعه کارآفرینی در شکل مشاغل خانگی را تا حدودی تضمین مینماید، توجه به برنامههایی برای توسعه فرهنگ و اندیشه کارآفرینی در سطوح مختلف جامعه و بهطور خاص مخاطبین این حوزه از فرصتهای شغلی است.
ارایه مدلی مفهومی از چالشها و موانع توسعه کسبوکار خانگی
تجربه نشان داده است که توسعه کسبوکارهای کوچک بهدلیل ساختار ساده و زودبازدهی و نیاز اندک به سرمایه در جهت متعادل کردن بازار کار مؤثر بوده است، در کشور ما با توجه به ترکیب جمعیتی، کسبوکارهای کوچک خانگی میتواند بازدهی مناسب داشته باشد و در کوتاهمدت و حتی در میانمدت در رفع مشکل بیکاری مؤثر باشد. لذا لزوم مطالعات و شناسایی چالشهای پیشروی این نوع کسبوکار، جهت موفق عمل کردن فعالیتهای کارآفرینانه خانگی و جلوگیری از شکستهای آنان را بیش از پیش نمایان میسازد (رودگرنژاد، 1389).
در ذیل، متداولترین موانعی که معمولاً بر سر راه کارآفرینان قرار میگیرد، بیان میشود.
· عدم ]وجود[ طرح کسبوکار مناسب: کارآفرینان باید موقعیتهای زمان و مکان را در نظر بگیرند و از بزرگ دیدن یا نادیده نگاشتن امکانات موجود بر حذر باشند. رسیدن به اهداف مستلزم آن است که کارآفرین از نوع فعالیت اقتصادی و جو رقابتی اطلاع لازم را داشته باشد. لذا داشتن یک طرح کسبوکار مناسب، یک حرکت پویشگرایانه برای قرار دادن کسبوکار در یک وضعیت بهتر در برابر حوادث آشکار میباشد. طرح کسبوکار، راهنمای اقدامات کارآفرین و معیاری برای عملکرد کارآفرین است. اما نشانگرهایی نیز وجود دارند که کسبوکار خانگی فاقد یک طرح و برنامه مناسب میباشند. این نشانگرها عبارتانداز عدم وجود اهداف قابل دستیابی، نبود محدودیت زمانی برای انجام کارها، نبود اولویتها و نبود گامهای عملی.
· عدم ]وجود[ تجربه و تخصص: بهطورکلی فقدان تجربه منجر به شکست خواهد شد، مگر آنکه کارآفرین بتواند دانش لازم را کسب کند یا با شخصی که آن دانش را دارد، همگروه شود. از آنجا که بسیاری از کارآفرینان ابتدایی، نظرات بلندپروازانه دارند و در مورد کار خود نیز تجربه زیادی ندارند و بهدلیل عدم تجربه در حیطه خاص مورد نظر، عدم فهم صحیح صنعتی که پروژه اقتصادی در حیطه آن قرار دارد و نداشتن تصویر واضحی از این موضوع که پروژه چرا و چگونه باید کار کند و چه کسی آن را قبول میکند، با شکست مواجه میشوند.
· عدم دسترسی به بازار مناسب: بسیاری از کارآفرینان ایدهای را پیشنهاد میکنند، اما در مورد مشتریان بالقوه آن چیزی نمیدانند. علاقه کارآفرین به محصول یا سرویسی که ارائه میکند، به این معنی نیست که دیگران نیز حاضر به پرداخت پول برای آن هستند. در هر حال یکی از مشکلات اساسی کارآفرینان عدم شناسایی یک بازار مناسب در طرح کسبوکار میباشد که این مهم بهدلیل انحصارطلبی بازار در گرو شرکتهای بزرگ، نوسانات شدید در عرضه و تقاضا، رقابت یارانهای ازسوی شرکتهای دولتی (در بازار کالاها اکثر شرکتهای بزرگ دولتی بوده و بهوسیله دولت حمایت مالی میشوند)، فقدان مکانیزمهای بازار و عدم دسترسی به کانالهای توزیع ملی و بینالمللی و موارد دیگر به وجود میآید.
· موانع ناشی از عدم دسترسی به اطلاعات: هزینههای جمعآوری و پردازش اطلاعات میتواند قابل ملاحظه باشد و با توجه به اینکه اطلاعات همیشه به سهولت نمیتواند درآمدزا باشد، در نتیجه تدوین یک طرح تجاری موفق اکثر مواقع با مشکل مواجه میگردد. عدم وجود اطلاعات معمولاً منجر به تصمیمگیریهای غلط در مورد کیفیت و کمیت تولیدات و همچنین نسبت به قیمتگذاری مناسب و بازاریابی محصولات میگردد. این امر معمولاً منجر به ورشکستگی در آینده میگردد. زمینههای اطلاعاتی چون اطلاعات بازاریابی، اطلاعات سرمایهگذاری، اطلاعات علمی و تکمیلی و اطلاعات در مورد مشتریان احتمالی بهعنوان ضرورتی برای تدوین و کاربردی نمودن یک طرح تجاری مناسب میباشد که این مشکلات میتواند بهدلیل توجه صرف به اطلاعات و گزارشات رسمی غفلت از دریافت اطلاعات مستقیم در بازار و یا تأکید بر آمار و اطلاعات گذشته، به وجود آید.
· عدم تأمین اعتبار مالی جهت سرمایهگذاری کسبوکار خانگی: تأمین اعتبار مورد نیاز اجرای طرحهای توسعه اشتغال در کشور یکی از مباحث جدی و مهمترین عامل در طرح مشاغل خانگی است که در صورت نبود سازوکار مناسب و تأمین نشدن تسهیلات لازم، اجرای طرح را با مشکل مواجه میکند.
با توجه به کاهش بودجه دولت و وزارتخانهها از درآمدهای نفتی و نبود سرمایهگذار خارجی برای توسعه و سرمایهگذاری تأمین اعتبار مورد نیاز اجرای طرحهای توسعه اشتغال در کشور یکی از مباحث جدی و مهمترین عامل در طرح مشاغل خانگی است که در صورت نبود سازوکار مناسب و تأمین نشدن تسهیلات لازم، اجرای طرح را با مشکل مواجه میکند.
بانکها مهمترین تأمینکننده اعتبار و تسهیلات طرحها در کشور محسوب میشوند اما این موضوع در حالی است که بهدلیل افزایش مطالبات معوق و بدهیهای دولت به سیستم بانکی، بانکها در وضعیت مناسبی به سر نمیبرند و سیاستهای دستور هم نمیتواند سرنوشت جالبی برای اجرای طرحهای اشتغالزا در کشور داشته باشد و همین موضوع باعث شده که سرنوشت اجرای طرح مشاغل خانگی در ابهام بماند و یا مانند اجرای طرح بنگاههای زودبازده با مشکل عدم تأمین تسهیلات بهموقع و سرمایه در گردش برای رفع مشکل بیکاری مواجه شود.
· موانع قانونی: توسعه کسبوکار خانگی، نیازمند وجود قوانین صریح و روشن جهت اعتلای رشد بخش صنعت و تولید و وجود قوانین بهمنظور حمایت از این طرحها در مقابل انحصارطلبیهای تحمیلی ازسوی شرکتهای بزرگ دارد. برخی موانع قانونی کسبوکار خانگی عبارتانداز، نامشخص بودن نحوه چتر حمایتی بیمه برای افراد تحت پوشش مشاغل خانگی، قوانین وراثتی، قوانین مالیاتی و غیره (رودگرنژاد، 1389).
موانع فردی، شخصیتی و رفتاری ایجاد و توسعه مشاغل خانگی:
عوامل داخلی کسبوکار خانگی که مربوط به اهداف و ویژگیهای شخصی مدیر صاحب کسبوکار است تأثیر قابل توجهی در آینده آن کسبوکار دارد. همچنین هال (1987) نشان داد که برنامههای حمایت از کسبوکار، در زمینه توجه به نگرش فردی و مشخصههای رفتاری کسبوکارهای کوچک، ویژگیهای کسبوکار فردی و نیز ذات ویژه و اغلب انحصاری برنامههای مشروط مورد نیاز، شکست خوردهاند. این موارد بهعنوان موانع مشارکت در این برنامهها دیده شده است (Ali, 2011, P. 166).
عوامل فردی، شخصیتی و رفتاری میتوانند نقش مهمی در راهاندازی مشاغل خانگی و در برخی از مواقع نیز مانعی در راه ایجاد و توسعه مشاغل خانگی باشند. برخی از این موارد عبارتانداز:
· تنهایی: برای افرادی که نیاز روزانه به داشتن کنشهای متقابل اجتماعی احساس میکنند، گزینه کار در خانه نمیتواند مناسب باشد. بعضیها هستند که باید همیشه دور و برشان رفت و آمد باشد، عدهای هم نیاز به روابط رودررو دارند و برای اینگونه افراد، اشتغال در یک شرکت میتواند بهتر باشد. البته برنامههای پیامرسان، توییتر و شبکههای اجتماعی تحت وب میتوانند راهحلی برای غلبه بر این مشکل باشند اما اینگونه ارتباطات مجازی با روابط حقیقی خیلی متفاوت هستند.
· عوامل مختلکننده حواس: در هنگام کار در خانه باید عوامل مختلکننده حواس کنترل، و تا جایی که امکان دارد رفع گردد. اگر فرد تنها زندگی میکند، مشکلی نیست. اما اگر با والدین، دوستان یا همسر و فرزندان زندگی میکند باید آمادگی فاصله گرفتن بیشتر از آنها را داشته باشد. دیگران ممکن است نیاز به وقت زیادی داشته باشند تا بتوانند قبول کنند که هنگامی که فرد در خانه و پشت کامپیوتر نشسته، واقعا در حال کار کردن است. در نتیجه ممکن است که آنها برای کوچکترین مسائل در اتاق را بزنند یا تلفن کنند. در نظر گرفتن یک اتاق کار در خانه شاید راهحل مناسبی باشد، گرچه برای رفع مشکل کمی سخت خواهد بود.
· نیاز به انضباط کاری: ممکن است فردی کاری را که در منزل انجام میدهد، دوست داشته باشد اما قابل انکار نیست وقتی که روز آفتابی خوبی را بیرون از پنجره شاهد است، نمیتوان روی کار تمرکز کند. بنابراین داشتن انضباط در کار بسیار مهم است. همچنین اگر فردی به یک رییس یا همکار محتاج است تا او را به تحرک وادارد آنگاه این موضوعات به ظاهر کوچک ممکن است مسئلهساز شود.
· مکان ثابت: یکی از مزیتهای کار در شرکت این است که بین محل سکونت فرد و محل کار یک تفاوت فیزیکی وجود دارد. در بعضی مواقع این تفاوت تأثیر زیادی روی سلامت فرد دارد. یکی از تأثیرات مهم آن این است که بدن و ذهنتان میتواند بین محل کار و کار از یکسو و خانه و استراحت از سویی دیگر ارتباط برقرار نماید. تمام روز در خانه ماندن، میتواند یکنواخت و خستهکننده باشد. رفتن به حوالی خانه و هوایی خوردن میتواند کمی تسکیندهنده باشد اما مشکل را بهطور کامل برطرف نمیکند.
· کمبود فضای مناسب: عدم وجود فضای کافی در منزل برای خانواده میتواند مانعی در ایجاد و توسعه مشاغل خانگی باشد.
علاوه بر عوامل فردی، شخصیتی و رفتاری، عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اداری نیز موانع مهمی در راه ایجاد و توسعه مشاغل هستند که توجه به آنها و رفع و اصلاح آنها باید بهطور اساسی موردنظر سیاستمداران و دولتمردان قرار گیرد. برخی از این موانع عبارتانداز:
توسعه مشاغل خانگی نیاز به سیاستهای کلی کشور در جهت توسعه مؤسسات صنعتی بزرگ، توسعه صنعت توریسم و در نهایت بهبود فضای سیاسی کشور دارد و در صورتی که نتوان در جهت توسعه مسائل یادشده گام برداشت عدم تنوع در این مشاغل نمیتواند منجر به تولید ثروت شود. نبود متولی، زیرساختهای مناسب، سیاستهای حمایتی و نظارتی و همچنین عدم اعتبار لازم از از موانع اساسی مشاغل خانگی در کشور است.
عدم تعریف مشخص از قوانین کسبوکار خانگی در کشور ما میتواند یکی دیگر از موانع ایجاد و توسعه مشاغل خانگی باشد. همچنین مغایرت مشاغل خانگی با قانون نظام صنفی که در این قانون عنوان شده «در محلهای مسکونی کسب ممنوع است» از عوامل دیگر عدم توسعه مشاغل خانگی است.
ابهام در نحوه دادن مجوز و متولی امر مشاغل خانگی، بهویژه در قسمت تولیدات مواد غذایی در بخش نظارت بهداشتی، نبود بازار عرضه محصولات مشاغل خانگی در برخی از حوزهها مانند صنایعدستی از مهمترین مشکلات و موانع راهاندازی مشاغل خانگی است.
بهدلیل عدم وجود زیرساختهای مناسب و حمایتهای لازم از مشاغل خانگی این مشاغل، مشاغل ناپایداری محسوب میشوند و بسیاری از افرادی که به شغلهای خانگی میپردازند از شغل خود رضایت ندارند و بههمیندلیل در سرشماریها خود را بیکار معرفی میکنند. بنابراین فقدان امنیت شغلی از عوامل دیگر عدم توسعه مشاغل خانگی است (انتظاریان، 1389).
برخی نیازمندیهای توسعه کسبوکار خانگی
توسعه این زمینه نیز مانند حوزههای دیگر اشتغال و کارآفرینی، نیاز به طراحی و اجرای ساز و کارهای حمایتی و تأمین احتیاجات و نیازهای کارآفرینان دارد ولی در این بین آنچه فرایند توسعه کارآفرینی در شکل مشاغل خانگی را میتواند شتاب ببخشد، توجه به برنامههایی برای توسعه فرهنگ کارآفرینی در سطوح مختلف جامعه میباشد. برنامههایی که اساس آنها تحول و دگرگونی سازنده در مسیر یک برنامهریزی هدفمند برای توسعه فرهنگ و اندیشه کارآفرینی و نوآوری در اعضای خانوادهها بهمنظور شناسایی و بهرهگیری صحیح از فرصتها و پتانسیلهای موجود و تبدیل آنها به ثروت برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی باشد.
بهعبارتدیگر برای دستیابی به هدف توسعه مشاغل خانگی، ترویج کارآفرینی باید بهعنوان فرایندی از جنس تغییر و تحول در نظام فرهنگی جامعه و تبدیل ارزشهای رایج جامعه به ارزشهای حامی کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد تا شکلگیری مشاغل خانگی از حالت خرده مشاغل به یک نظام خرده فرهنگ کارآفرینانه در خانواده و قابل تسری به فرزندان تبدیل شود. توسعه مشاغل خانگی، در گام اول نیازمند برنامههای فرهنگساز بهمنظور تغییر و اصلاح باورها و اندیشههای افراد برای پذیرش قابلیتها و توانمندیهای خود و ارزشگذاری به منابع و فرصتهای موجود و در دسترس در محیط خانه است و در تکمیل این گام، توجه به برنامههای توانمندساز برای ایجاد و بهبود مهارتها و قابلیتهای مورد نیاز ضرورت مییابد.
میتوان فعالیتهای آگاهسازی، انگیزش، آموزش و حمایت را بهعنوان ابعاد چهارگانه برنامههای ترویج کارآفرینی برای توسعه مشاغل خانگی معرفی نمود. طبیعی است حصول به اهداف مورد نظر در هریک از ابعاد، مستلزم تعریف و تدوین برنامهها و شیوههای اجرایی مناسب میباشد که با این توصیف میتوان ابعاد محتوایی فرایند ترویج کارآفرینی را بهصورت نگاره زیر در نظر گرفت (یعقوبی فرانی، 1389)
مطالعات قبلی در خصوص کسبوکارهای خانگی نشان میدهد که این نوع کسبوکارها با مشکلات مهمی روبرو هستند و باید از حمایت دولت بهرهمند شوند. اما صاحبان این کسبوکارها ترجیح میدهند مخفی بمانند. این کسبوکارها با رعایت احتیاط و دوری از دولت، اغلب باعث ایجاد برخی محدودیتها در کسبوکار میگردند و چون کسبوکارهای خانگی مخفی هستند تعامل با آنها برای دولتهای محلی دشوار است (Ali, 2011, P. 164).
در سالهای اخیر در استرالیا کسبوکار خانگی، مورد توجه دولت بوده است و در این خصوص سیاستهایی را دنبال میکند. کسبوکارهای کوچک نقش مهمی در اقتصاد استرالیا بازی میکنند که هنوز تعداد زیادی از آنها را کسبوکارهای خانگی تشکیل میدهد. این کسبوکارهای خانگی حدوداً 67% کسبوکارهای کوچک استرالیا را تشکیل میدهد. با توجه به تعداد زیاد این کسبوکارهای خانگی و نظر به جلب توجه سطوح دولتی متفاوت به خودشان، از نظر سیاسی و اقتصادی گروههای بسیار مهمی هستند (Ali, 2011, P. 164).
برای مثال، تایوان با بهرهگیری از شیوههای نوین آموزشهای مهارتی خصوصاً آموزشهای از راه دورش، همچنین اتخاذ سیاستهای حمایتی و تشویقی در رابطه با توسعه کسبوکارهای خانگی توانسته است گامهای بسیار ارزشمندی در این زمینه بردارد. تایوان با اصلاح سیاستهای مالیاتی، تعرفههای گمرکی، قوانین حقوقی، رفع محدودیتهای بازرگانی و صادراتی توانسته است بسترهای لازم را در ارتباط ایجاد و توسعه کسبوکارهای خانگی در یک دهه اخیر فراهم سازد. این کشور با ایجاد پایگاههای اطلاعرسانی و تبلیغات گسترده در سطح بینالمللی، موقعیت ممتازی را در ارتباط با بازارهای خارجی و بازارشناسی برای شاغلین کسبوکارهای خانگی فراهم نموده است (قنادی، 1388).
راهکارهای توسعه کسبوکار خانگی
برنامهریزی برای ارتقای آموزش علمی و تخصصی این دست مشاغل و زمینهسازی برای دسترسی سریعتر به بازار فروش از همه مهمتر تنظیم بازار برای اقتصادیتر شدن این قبیل فعالیتها موجب شده است کارکرد اقتصادی این مشاغل همتراز سایر فعالیتهای مهم اقتصادی باشد. بهعبارتدیگر برنامهریزان اقتصای در جوامع صنعتی و یا در حال رشد بهگونهای تحولات اقتصادی را رقم میزنند که مشاغل خانگی از دو زاویه پیوسته توسعه یابد، درآمدزایی و ارتقای علمی روش تولید. درآمدزایی و اقتصادی بودن فراوردههای این دست مشاغل بهگونهای است که فعالان مشاغل خانگی بهطور طبیعی از درآمد قابل توجهی برخوردارند. رشد مالی و فزونی روزافزون گردش مالی در این بخش از فعالیتهای اقتصادی، یکی از مهمترین انگیزههای اقبال جویندگان کار برای ورود به مشاغل خانگی است. علاوهبر اینها دسترسی راحت و سریع به منابع مالی و تلاش مداوم برنامهریزان برای کاهش چشمگیر ریسکپذیری در حوزه مشاغل خانگی نیز سبب شده است که بسیاری از فعالان اقتصادی برای ورود به کسبوکار خانگی اهتمام ویژهای داشته باشند.
برخی از راهکارهای ایجاد و توسعه مشاغل خانگی در کشور ما که میتوان از آنها نام برد، عبارتانداز:
· توسعه مشاغل خانگی نیازمند بسترسازی اجتماعی است، اطلاعرسانی و تبلیغات از مؤلفههای کلیدی در توسعه مشاغل خانگی به شمار میرود. برگزاری جشنوارههای استانی و ملی، تدوین دانشنامه و حمایت مالی از پایاننامههای دانشگاهی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در حوزه مشاغل خانگی از مواردی است که برای بسترسازی اجتماعی در راستای توسعه مشاغل خانگی میتواند انجام شود. کلید توسعه مشاغل خانگی آموزش مهارتی است، بنابراین سازمان آموزش فنی و حرفهای باید در این حوزه مشارکت و همکاری فعالانهای داشته باشد. همچنین تدوین برنامههای آموزشی بلندمدت در چهارچوب دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاهها و ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزش مدیریت مشاغل خانگی و نیز در سطح دبیرستانها و مدارس راهنمایی و ابتدایی میتوان برنامههای آموزشی مناسبی را اجرا کرد. پشتیبانی از پروژههای مختلف پیرامون شناسایی نقاط ضعف کارآفرینان در مشاغل خانگی و ارائه راهکارهای اصولی جهت رفع کمبودها و ضعفهای آن. تشکیل انجمن کارآفرینان مشاغل خانگی جهت مشورت و تبادل نظر با سایر کارآفرینان در سطح ملی و انتشار نشریه کارآفرینی و مشاغل خانگی بهعنوان ارگان انجمن کارآفرینان خانگی برای فرهنگ کارآفرینی در خانه. گسترش فرهنگ کارآفرینی و مشاغل خانگی در جامعه ازطریق الگو قرار دادن افراد کارآفرین مناسب برای مردم از طریق رسانهها، مطبوعات و قدردانی از آنها. شناسایی کارآفرینان و صاحبان مشاغل خانگی و معرفی آنان. گسترش فرهنگ کارآفرینی و مشاغل خانگی در دو بخش دولتی و تعاونی، با توجه به اینکه نقش سازمانهای دولتی و تعاونی در کشور ما از اهمیت زیادی برخوردار است، تعیین جایگاه کارآفرینان در این دو بخش نیز بیش از پیش احساس میشود. ایجاد بسترهای لازم رقابتی مولد برای رشد مشاغل خانگی که موجب رشد سرمایههای صنعتی- تولیدی کشور میشود.
· جذب سرمایههای خانگی بهدلیل اینکه باعث ایجاد اشتغال و ورود دانش و فنّاوریهای نوین مشاغل خانگی جدید به کشور میشود.
· رفع موانع ایجاد و توسعه مشاغل خانگی از لحاظ اداری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی
· استفاده از شیوههای آموزشی جدید و آخرین یافتههای آموزشی برای افزایش مهارتهای فنی و تکنولوژیکی نیروهای فنی شاغل در منازل
· توسعه همهجانبه توانمندیهای فنی و تکنولوژیکی ازطریق برنامههای اجرایی در سطح کلان کشور
· از آنجا که راهبرد و هدف توسعه مشاغل خانگی افزایش درآمد خانوار و رفاه عمومی است. باید ازطریق شبکه مجازی امکان تبادل اطلاعات و ظرفیتهای توسعه مشاغل خانگی فراهم شود.
·
![]() |
لزوم موفقیت طرح مشاغل خانگی، توجه به خوشهسازی و بهرهگیری از ظرفیت تشکلهای صنفی- تعاونیها است بنابراین نظارت و پایش فعالیتها و برنامههای در این زمینه از اهمیت بسیار برخوردار است.
· حمایتهای حقوقی و معنوی دولت از صاحبان مشاغل خانگی
· حمایتهای مشاورهای و خدماتی در راهاندازی و مدیریت مشاغل خانگی
· ایجاد مراکز رشد مشاغل خانگی جهت حمایتهای فنی و معنوی کارآفرینان
· تشکیل صندوقهای حمایت از کسبوکارهای خانگی و سرمایهگذاران خطرپذیر در این زمینه
· بهکارگیری حمایتهای رسانهای در ارائه الگوهای مناسب و تشویق مردم به پرداختن به مشاغل خانگی
· تشکیل تعاونیهای مشاغل خانگی
· سیاستهای حمایت در بازاریابی، بازارشناسی تولیدات خانگی و تبلیغات در سطح جهانی
· ارتقای سطح آگاهی، دانش و بینش مدیران، سیاستگذاران، اقتصاددانان و کارگزاران مؤسسههای مختلف مانند بانکها، مؤسسههای صنعتی، مؤسسههای خدماتی در زمینه کارآفرینی و کسبوکارهای خانگی
· با توجه به زمینههای موجود و مزایای کسبوکارهای خانگی وجود مراکز آموزشی و مشاوره برای متقاضیان مشاغل خانگی امری ضروری است و میتواند نقش مؤثری در توسعه مشاغل خانگی در کشور داشته باشد (انتظاریان، 1389).
مورد مهم در توسعه سیاستها و برنامههای متناسب مربوط به پشتیبانی ارائه شده توسط دولت، داشتن درک درست از مدل چرخه زندگی رشد کسبوکارهای کوچک است. مدل چرخه زندگیGreiner پنج مرحله برای توسعه کسبوکار متصور است، آغاز، بقا، رشد، توسعه و بلوغ. این مدل نشان میدهد که هریک از کسبوکارهای کوچک در هریک از مراحل مدل، شخصیتی متفاوت از دیگر کسبوکارها دارد. مطالعات قبلی در مورد موانع برنامههای حمایتی کسبوکارهای کوچک (سیمز و دیگران، 2002؛ هال، 1987) نشان میدهد که عدم آگاهی از خدمات حمایتی، مانعی برای گسترش کسبوکارهای کوچک است. در نتیجه، در شناسایی کسبوکارهای کوچک که با رشد آتی روبرو هستند، عوامل پیشنهادی موریسون و همکاران (2003) بهعنوان متغیرهای کلیدی، توانمندی و ظرفیت مالکان برای سرمایهگذاری روی فرصتهاست. برای تهیه برنامههای حمایتی که برنامههای پشتیبانی برای توسعه هستند بیان اهداف و نتایج مورد انتظار بسیار مهم هستند. بهطور مثال اگر هدف مهمی برای رشد بالقوه کسبوکارهای خانگی شناسایی شد سپس براساس آن باید برنامههای فردی خاص مربوط به یک یا گروهی از کسبوکارهای مشابه آن که نیاز به توسعه دارند تهیه شود.
اگر هدف این است که تعداد کسبوکارهای خانگی افزایش یابد، باید برنامههای حمایتی مناسبتر، کاملتر باشد و با برنامههای نظارتی همراه باشد.
برای درک مراحل توسعه کسبوکارهای مختلف و نیازهای مربوط آن از دو منظر مهم به آن پرداخته میشود. در مرحله اول، ایجاد برنامههای حمایتی مناسب با نیازهای خاص و در مرحله دوم، در حمایت آن کسبوکار میتوان در انتقال از یک مرحله چرخه کسبوکار به مرحله بعد کمک کرد. بهعنوان مثال، برنامههای تسهیلکننده به آنها تخصیص داد، مانند مشاوره، بازاریابی، شبکهسازی، و اتحاد، و حمایت در ورود به بازارهای خارجی و جدید (Ali, 2011, P. 173).