منظور از تنگناهای زمانی همان محدودیت زمانی است که در فرهنگ وبستر بدینصورت تعریف شده است: «یک بازه زمانی که چیزی (کاری) باید در آن (بازه) انجام یا کامل شود.»
این محدودیتها در انواع مختلف و ازجمله کسبوکارهای خانگی خود را نشان میدهند. بهطور مثال، کن بلانچارد (2003) تعلل را عاملی برای از دست دادن وقت بر میشمارد و بیان مینماید که : «تعلل یعنی این دست و آن دست کردن، کار امروز را به فردا انداختن .... در محیط کار، گاه در نتیجه تعلل به وعدهها و قرارهای مهم نمیرسیم یا اینکه پیش از انجام کارهای مهم به کارهای بی معنا مشغول میشویم.»
در واقع کسبوکارها و بهویژه کسبوکارهای خانگی بهدلیل ماهیت مکانی آن با تنگناها و محدودیتهای ویژه زمانی مواجه است.
از این منظر، «به محدودیتهای زمانی که بهواسطه ویژگیها و شرایط خاص کسبوکارهای خانگی، ایجاد میگردد، تنگناهای زمانی در کسبوکارهای خانگی اطلاق میشود.»
برای آماده شدن جهت کسبوکار خانگی مدت زمانی حدود یک سال یا بیشتر مورد نیاز است. برای این دوره تدارکات اولیه هرچه سریعتر انجام شود، حصول موفقیت سریعتر خواهد بود (پاول و سارا ادواردز، 2005) این مطلب مشخصکننده مواجهه کسبوکارهای خانگی با محدودیت یا فشارهای زمانی است که از آغاز آن کسبوکار در به ثمر نشستن تلاشها اثرگذار است.
ازسوی دیگر نتایج یک تحقیق نشان میدهد که 4/20 درصد از هفته کاری مدیران به هدر میرود. این مقدار اتلاف وقت در واقع یک روز از پنج روز کاری مدیر را شامل میشود. در یک بررسی جدید، مهمترین عوامل اتلافکننده وقت (بهترتیب اهمیت) اینگونه بیان شدهاند: (دبرا آلکوک، 1995)
1- مکالمات تلفنی؛
2- مراجعه بدون وقت قبلی ارباب رجوع؛
3- مبادله ضعیف اطلاعات بین بخشهای مختلف سازمان؛
4- مسائل ناشی از رایانهها (نقصهای فنی)؛
5- تغییر در الویتهای کاری بهوسیله همکاران؛
6- فقدان برنامهریزی سازمان؛
7- ضعف مهارتهای شنیداری دیگران؛
8- ساختار نامناسب سازمان؛
9- تغییر پستها و مسئولیتهای کلیدی؛
10- تنظیم و تصحیح مسائلی که در ابتدای امر بهطور صحیح نبودهاند؛
11- تردید و دودلی؛
12- نشستها و ملاقاتهای سازماننیافته؛
13- موجبات حواس پرتی در محل کار؛
14- بوروکراسی افراطی در رویههای اداری،
15- بررسی بی مورد در کار خود و دیگران.
نظر پاول و سارا ادواردز (2005) در حوزه کسبوکارهای خانگی و یادآوری نتایج تحقیق فوق و عوامل پانزدهگانه تلفکننده وقت (دبرا آلکوک، 1995)، خود مؤید بررسی و کنکاش در زمینه تنگناها و فشارهای زمانی از ابعاد گوناگون با تأیید بر کسبوکارهای خانگی است.
1- ابعاد متنوع تنگناهای زمانی در کسبوکارهای خانگی:
هرچند کسبوکارهای خانگی از مزایا و برتریهای ویژهای برخوردار است، با این وجود انتخاب منزل دارای معایب خاص خود است. اختلالات زیادی در این کار وجود دارد. یخچال همیشه در دسترس است. کار همیشه چند پله آن طرفتر قرار دارد و منفکشدن از کار میتواند به یک مشکل بزرگ تبدیل شود. مشکل دیگری که بعضی از کارآفرینان خانگی با آن مواجه میشوند در ارتباط با مقررات ناحیهبندی است. با رشد و موفقیت شرکت، همسایهها شروع به شکایت دربارة افزایش ترافیک، سروصدا و اختلالات مربوط به جابهجایی کارکنان و مشتریانی میکنند که برای انجام فعالیت بازرگانی به منطقۀ مسکونی مذکور مراجعه میکنند. درحالحاضر بسیاری از جوامع با چالش نقض قوانین ناحیهبندی مواجه میشوند که مرتباً بهروز شده و منعکسکنندة واقعیتهای فعالیتهای بازرگانی خانگی امروز است که درصدد حفظ منافع ساکنین مقیم این نواحی است. (زیمرر و اسکاربورو، 2013)
با مطالعه تحقیقات صورت گرفته درخصوص تنگناها و محدودیتهای زمانی در حوزه کسبوکارهای خانگی، دستهبندیهای متنوعی از این تنگناها مورد توجه محققین قرار گرفته است. در این زمینه به اجمال موارد ذیل برشمرده میشود:
1-1-تنگناهای زمانی ناشی از مدیریت کسبوکار:
در هر کسبوکاری، صرف منابع در دسترس جزء مولفههای مدیریت بر آن کسبوکار است. بدیهی است که کسبوکارهای خانگی نیز از این قاعده مستثنی نیست. ازجمله میتوان به منابع مالی، نیروی انسانی یا نیروی کار، اطلاعات فنی (یا فنّاوریهای مورد استفاده در کسبوکار) و همچنین زمان اشاره نمود. در واقع زمان یک عامل مشترک در بین همه عوامل پیش گفته و یا سایر عواملی است که ممکن است به فراخور هر کسبوکار خانگی نمود پیدا کند.
زمان همانند پول است که ما مقدار مشخصی از آن را در اختیار داریم و برای استفاده بهتر از آن باید برنامه مشخص، چه در چگونگی مصرف کردن آن و چه در تنظیم هزینهها، داشته باشیم (دبرا آلکوک، 1995).
فرایندهای کاری با در نظر گرفتن اهداف کوتاهمدت و بلندمدت و با انجام زمانبندی و برنامهریزی دقیق صورت میگیرد. این امر در مدیریت کسبوکارهای خانگی که از یکسو پیچیدگیهای خاص خود را دارد و ازسوی دیگر عنصر زمان در موفقیت و حصول سود ناشی از فعالیتهای کسبوکار تأثیر بهسزایی دارد، اهمیتی دو چندان مییابد. ازاینرو لازم است زمانبندی مناسب برای فرآیندهای کاری صورت پذیرد. از سوی دیگر بهدلیل ماهیت کسبوکارهای خانگی، در نظر گرفتن زمانهایی برای امور پیشبینی نشده نیز از وظایف مدیر آن کسبوکار است.
به هر روی حتی با مدیریت مناسب کسبوکارها، محدودیتهایی در جریان مدیریت کسبوکار ایجاد میشوند که برخی از این محدودیتها و تنگناهای زمانی بهشرح ذیل دستهبندی میشوند:
· کارهای خارج از برنامه و غیرمنتظره
· تنگناها و فشارهای زمانی ناشی از جلسات زیاد و طولانی مدت
· وقفههای ناشی از تجهیزات و دستگاهها
· وقفههای ناشی از تماسها (تلفنی و غیرتلفنی) (روبرتا روش، 1998)
1-2- تنگناهای زمانی ناشی از موانع و عوامل مزاحم:
یکی از عوامل اساسی هدر رفتن زمان کار، عوامل مزاحم است. چند نوع مزاحمت وجود دارد:
· مفید، ضروری و فوری
· مفید، غیر ضروری
· غیر مفید
· مواردی که خود فرد باعث آنها میشود.
مزاحمت از موارد مسئلهساز اساسی به شمار میرود که هرگز نمیتوان آن را حذف نمود، بلکه میتوان با راهکارهای خاصی آنها را کنترل نموده و از حجم آنها کم کرد.
قسمتی از این مشکل به درک و واکنش ما نسبت به مزاحمت مربوط میشود بهطوریکه رفتار ما در مواقعی، دیگران را تشویق میکند تا در هر زمان و هر موقعیتی مزاحم کار شوند.
برخی از عوامل مزاحم و موانع زمانی اجمالاً بهشرح ذیل هستند:
· گفتوگو و صحبت (بدون وقت قبلی):
زمانی که کار بهدلیل صحبت و گفتوگو (بدون اخذ وقت قبلی) متوقف میگردد، در حقیقت یک عمل برنامهریزی نشده صورت میگیرد و مانعی برای کار است.
· در دسترس بودن:
در دسترس بودن در تمامی زمانها خود عاملی برای وقفههای حین کار است. در حقیقت لازم است که زمانهای در دسترس بودن از پیش اعلام شده تا به نوعی این دست مزاحمتها مدیریت گردند.
· رسیدگی به ارتباطات تلفنی:
تلفن، معمولیترین نوع مزاحمت است. این مزاحمت در حقیقت با فرض وجود تلفن ازسوی فرد تماسگیرنده و تلقی اینکه وقت کافی برای گفتوگو وجود دارد، ایجاد میگردد (دبرا آلکوک، 1995).
1-3- تنگناهای زمانی ناشی از عدم توازن بین کار و زندگی:
زندگی شخصی و کار، هر دو به یک اندازه اهمیت دارند. برخی تنگناها، زمانی ایجاد میشود که بین این دو توازن برقرار نشود. در چنین شرایطی، با تضاد درونی یا بیرونی مواجه میشویم (دبرا آلکوک، 1995).
این امر با توجه به نزدیکی و بهعبارتی یکی بودن محل کار و زندگی در کسبوکارهای خانگی، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
فراموش کردن محل کار و مسائل شغلی و پرداختن به زندگی خانوادگی برای برخی افراد، کار چندان سادهای نیست ولی این نکته قابل ذکر است که فعالیت در خانه، خانواده و زمانهای فراغت از کار، بهاندازه فعالیت در محل کار، با اهمیت است. در اینجا نقش همسر کارآفرین نیز (خواه درگیر کسبوکار باشد و خواه درگیر نباشد) اهمیت پیدا میکند، زیرا آقایان هم باید مانند خانمها برای ایجاد تعادل بین خانه و کسبوکار تلاش نموده و از دیدگاه زمانی این دو دسته فعالیت را مدیریت نمایند (روبرتا روش، 1998).
روشها و حق انتخاب برای هر دو گروه زنان و مردان یکسان است. اما از آنجا که زنان مراقبان و مدیران اصلی خانهاند، بسیاری از آنها کشمکشهای موجود در فرایند ایجاد توازن بین کار و خانه را به شکل برجستهتری درک میکنند. ایجاد توازن بین کار و مسائل خانه ضرورتاً به تعیین اولویتهای دراز مدت و لحظهای مربوط میشود (دبرا آلکوک، 1995).
برخی از تنگناهای زمانی در این زمینه عبارتانداز:
· فرزندان:
بدیهی است که وجود فرزندان در منزل، کار برنامه ریزی و زمانبندی را پیچیده و مشکل میکند.
به گفته پروفسور آرلی هاچ شیلد، «آنها (فرزندان) بیش از پول به وقتمان نیاز دارند. بنابراین اگر زمان کافی به آنان اختصاص دهیم، همگی ثروتمندتر خواهیم بود.» (روبرتا روش، 1998).
· کارهای روزمره:
امور روزمره خانه ممکن است از حالت عادی خارج شده و با گرفتن وقت زیاد از کارآفرین، مانعی برای کسبوکار ایجاد نمایند.
· اطرافیان و همسایگان:
وقفههایی که بهدلیل مراجعان اطراف محل کسبوکار خانگی مانند همسایگان ایجاد میشود نیز از عوامل مهم است که بهدلیل قرابت محل کار و زندگی بهعنوان نوعی از تنگناهای زمانی برشمرده میشود.
· احساس تنهایی:
بهطورکلی کار کردن در محیط خانه، به این دلیل که قبل و بعد از زمانهای کاری نیز برای فرد کارآفرین (و احتمالاً دیگر کارکنان) در همان محیط خانه سپری میگردد، ممکن است تبعاتی داشته باشد. ازجمله پیامدهای این امر تنهایی یا احساس تنهایی است که برای افراد رخ میدهد. احساس تنهایی اولین شکایت کسانی است که در خانه کار میکنند. چرا که بسیاری از افراد برای کار کردن در محیط منزوی ساخته نشدهاند.
1-4- تنگناهای زمانی که از بررسی کسبوکارهای خانگی بدست آمدهاند:
در مطالعات انجام شده بر روی کسبوکارهای خانگی، مسائل و مشکلات ویژه هریک از کسبوکارهای خانگی برشمرده شدهاند. تعدادی از این مشکلات مربوط به محدودیتهای زمانی است که بهدلیل شرایط کسبوکارهای خانگی به وجود میآیند. البته محدودیتهای زمانی که در ادامه بدانها اشاره میشود، میتواند ناشی از خود کسبوکار باشد که بهدلیل انجام آنها بهصورت خانگی در حوزه کسبوکارهای خانگی، اهمیتی دو چندان مییابد. برخی از محدودیتها و تنگناهای زمانی در این حوزه به قرار زیرند:
· تعیین ضربالاجل:
در برخی از کسبوکارهای خانگی، زمان تحویل محصول و خدمات اهمیت دارد و از این رو بین صاحب کسبوکار و مشتری یک محدودیت زمانی بهعنوان ضربالاجل تعیین میشود. معمولاً ضربالاجلهای تعیین شده محدود هستند (پاول و سارا ادواردز، 2005)
ازجمله این کسبوکارها میتوان به خدمات تلخیص، مهمانپذیرها، تهیهکنندگان غذا، خدمات نظافت و ... اشاره نمود.
· در دسترس بودن:
در برخی کسبوکارهای خانگی، باید همیشه و در هر زمانی که مشتری درخواست مینماید، در دسترس باشید. گاهی اوقات سر شما بهشدت شلوغ خواهد بود. در چنین کسبوکارهایی که معمولاً در چارچوبهای زمانی مشخصی فعالیت میکنند، وقوع یک رخداد مهم، همچون یک پروژه کاری قابل انتظار است. از همین رو لازم است اکثر اوقات در خانه حضور داشته و معمولاً پاسخگوی مراجعات حضوری و غیرحضوری باشید (پاول و سارا ادواردز، 2005).
ازسوی دیگر بهطور معمول تعطیلات و اوقات فراغت به روال تعطیلات تقویمی نخواهد بود که این یک محدودیت زمانی مهم محسوب میشود؛ مانند کسبوکارهای فیلمبرداری، تصدی شبکه و مهمانپذیر خانگی.
· انجام فعالیت در یک بازه زمانی خاص:
نوع دیگری از تنگناهای زمانی در کسبوکارهای خانگی، فعالیت در برهههای زمانی خاصی است که معمولاً قبل از شروع کسبوکار، بهعنوان اوقات کاری محسوب نمیشوند. فعالیت کاری در شب و تعطیلات آخر هفته و صرفنظر کردن از زمانهای شخصی و خانوادگی و یا حضور مستمر در جلسات اول صبح، از این دست بازههای زمانی است. بهطور مثال در کسبوکارهایی مانند خدمات ویرایش، چرخه انتشار کاری بهقدری سریع است که ممکن است شبها و تعطیلات پایان هفته را نیز دربر بگیرد تا بتوان کار را در زمان مقرر انجام داد (پاول و سارا ادواردز، 2005).
همچنین بسیاری از مشاغل نیازمند آن هستند که شما زمانی را به ملاقات با مشتریان و آگاهی از نیازهای آنها، اختصاص دهید.
2- ابعاد مختلف برای سازماندهی زمان در کسبوکارهای خانگی:
2-1- ایجاد زمانبندی در برنامه کاری:
با عنایت به موارد ذکر شده درخصوص عوامل اتلافکننده وقت، محققان توصیه مینمایند که در کسبوکارهای خانگی یک برنامه کاری تدوین گردد. این برنامه به سازماندهی کار انجامیده و به خانواده و دوستان (با توجه به ماهیت کسبوکارهای خانگی) کمک خواهد نمود که چه زمانی میتوانند ملاقات غیرکاری داشته باشند. در واقع یک برنامه مدون به ایجاد تعادل میان کار و زندگی عادی در کسبوکارهای خانگی کمک مینماید. زیرا این برنامه، ساعات شروع و اتمام کار را دربر میگیرد. درصورت داشتن کار نیمه وقت، پیشنهاد میشود هشت ساعت وقت در هفته برای کسبوکار خانگی اختصاص یابد. البته این هشت ساعت نباید در یک روز فشرده باشد بلکه لازم است در طول هفته پخش شود. (پاول و سارا ادواردز، 2005).
2-2-مدیریت زمان در کسبوکارها:
مدیریت زمان عبارتاستاز مجموعهای از روشها، راهکارها و مهارتها برای استفاده کاراتر و مؤثرتر از زمان (جعفری مقدم، 1385).
از موارد مهم در بیشتر کسبوکارها و بهویژه کسبوکارهای خانگی، مدیریت زمان برای مدیر آن کسبوکار خانگی است. بررسیهای مینز برگ (1987) و کارتر (1987) نشان میدهند که بیش از 50% از فعالیتهای مدیران پس از 9 دقیقه یا کمتر، دچار وقفه و مزاحمت میشود. در این خصوص رضاییان تبیین مینماید که بیشتر مدیران، 97% وقت خود را تلف میکنند. پژوهشی که در مورد مدیران اجرایی صورت گرفته است نشان میدهد که بیشتر مدیران:
1- 49% وقت خود را صرف کارهایی میکنند که منشی آنها میتواند آن را انجام دهد.
2- 5% وقتشان را صرف کارهایی میکنند که میتوانند آنها را به کارکنان واگذار کنند.
3- 43% وقت آنان صرف کارهایی میشود که میتوانند به همکارانشان تفویض نمایند.
4- تنها 3% از وقتشان صرف کارهایی میشود که از نظر عملکرد در سطح بهینه است.
پژوهش دیگری نشان میدهد که 43% مردم در کشورهای صنعتی از نداشتن وقت کافی مینالند، درحالیکه فقط 27% آنان میخواهند پول بیشتری داشته باشند. از طرف دیگر باید ویژگیهای زمان را نیز در نظر داشت زیرا:
1- زمان را نمیتوان خرید.
2- زمان را نمیتوان ذخیره کرد.
3- زمان را نمیتوان متوقف ساخت.
با توجه به نتایج پژوهشها و ویژگیهای زمان، این پرسش مطرح است که چگونه باید وقت را در کسبوکارهای خانگی مدیریت کرد؟
صاحبنظران توصیههایی را در این زمینه بیان کردهاند ازجمله اینکه مدیر باید فنونی را بهکار برد که در کوتاهترین زمان بیشترین نتیجه را بگیرد ولی در این راستا برخی تنگناها و محدودیتهای زمانی قابل ملاحظه است که از نشانههای سوء مدیریت زمان است. این محدویتها و یا فشارهای زمانی عبارتانداز:
· بیش از 55 ساعت در هفته کار کردن (بهطور مکرر شبها و در پایان هفته کار کردن و بهندرت مرخصی رفتن)
· به قرار ملاقاتها نرسیدن (همواره تأخیر داشتن)
· نپرداختن بهطور عمیق به مسائل
· اخذ تصمیمات عجولانه
· ترس از تفویض کار (ترس از پذیرش ابتکار دیگران)
· همواره سود کوتاهمدت را به میانمدت یا بلندمدت ترجیح دادن
· داشتن فهرست انتظار بلندمدت برای قرار ملاقات افراد
· عدم تخصیص وقت برای زندگی اجتماعی و اوقات فراغت
از راهکارهای مناسب برای سازماندهی زمان در کسبوکارها و بهویژه کسبوکارهای خانگی، موضوع تفویض اختیارات در امور متنوع کاری به سایرین است. هرچند این امر باید با احتیاط انجام شده و لازم است مدیر کسبوکار، اهمیت و اولویت اختیارات را مد نظر قرار دهد.
در همین زمینه رضاییان (1371) تبیین مینماید که مدیر باید تفویض اختیار را فرا گیرد. هرچه مدیر به کارکنان اعتماد کند و بخشی از اختیارات خود را به آنان واگذار نماید، فرصت بیشتری برای پرداختن به تصمیمات مهمتر مییابد. «همواره باید به یاد داشت که زمان، پرارزشترین کالا و اساس زندگی است و چیرگی بر زمان تنها رمز موفقیت است.»
برای اداره مؤثر زمان و برای حذف عوامل تنشزای زمانی، دو دسته متفاوت از مهارتها مهم هستند. یک دسته از آنها بر استفاده کارآمد از اوقات روز (مدیریت مؤثر) تأکید میکنند و دسته دیگر بر استفاده از زمان در بلندمدت (مدیریت کارا)، تمرکز دارند (وتن و کمرون، 1381). بهکارگیری این دو دسته مهارت در کاهش فشارهای زمانی در کسبوکارهای خانگی مؤثر است که در ذیل بهطور خلاصه تبیین میگردند:
2-3- مدیریت موثر زمان:
هماهنگ کردن استفاده از زمان با اصول فردی را مدیریت مؤثر زمان گویند. بهعبارتدیگر در اینجا موضوع مدت زمان نیست، بلکه چگونگی استفاده بهینه از زمان است. متداولترین راهحلهایی که برای مدیریت زمان و مقابله با مشکلات ناشی از تنش زمانی توصیه میشود، عبارتانداز:
1- استفاده از گاهشمارها (فهرستهای زمانبندی شده)؛
2- استفاده از طراحان و برنامهریزان؛
3- تدوین فهرستهای انجام کار؛
4- آموختن «نه گفتن».
اگرچه تقریباً همه سعی میکنند از این روشها استفاده کنند، اما باز هم ادعا میکنند که تحت تنش زمانی زیادی قرار دارند و این بدان معنا نیست که گاهشمارها، فهرستها و نه گفتنها هرگز مفید نخواهند بود. البته اینها نمونههایی از دیدگاه کارایی بهجای دیدگاه اثربخشی به مدیریت زمان است. اگرچه در حذف عوامل تنشزای زمانی، کارایی بدون اثربخشی، نتیجهای نخواهد داشت.
مدیریت زمان از دیدگاه اثربخشی عبارتاستاز:
1- افراد از اوقات خود برای امور مهم و نه فقط برای مسائل ضروری و فوری استفاده کنند؛
2- افراد بتوانند مسائل مهم را به وضوح از مسائل ضروری تفکیک کنند؛
3- راهبردهای مدیریت زمان بهجای روشها بر نتایج متمرکز است؛
4- هنگامیکه لازم است افراد نه بگویند، برای پاسخ منفی خود علتی داشته باشند تا احساس گناه نکنند (جعفری مقدم، 1385).
2-4- مدیریت کارای زمان:
کسب دستاوردهای بیشتر در یک روز، بدون اتلاف وقت را مدیریت کارای زمان تعریف مینمایند. این دیدگاه مانند نگرش مدیریت زمان از دیدگاه اثربخشی، حائز اهمیت است. برای استفاده کاراتر مدیران از ساعات روز نیز روشهایی وجود دارد. البته هیچ کس نمیتواند و نباید همه این روشها را یکباره اجرا کند. مقدار زمانی که صرف تلاش برای اجرای همه روشهای یاد شده میشود، آن قدر توانفرساست که فقط عوامل استرسزای زمانی را افزایش خواهد داد؛ بنابراین بهترین کار آن است که در هر زمان از زندگی روزانه، تعدادی از این روشها را با یکدیگر، تلفیق کنیم. قانونهای اولی بیشترین بهبود را در استفاده از زمان به بار خواهند آورد. 10 درصد صرفهجویی بیشتر در زمان یا 30 دقیقه استفاده بیشتر از اوقات روز، بهنحوی معقول، در طول ماهها و سالها نتایج حیرتآوری به بار خواهد آورد؛ بنابراین مدیریت مؤثر زمان نه فقط در انجام بیشتر هر کار به فرد کمک میکند، بلکه در حذف احساس تنش و گرفتاری بیش از حد نیز به وی یاری میرساند. احساسی که برای دستاوردهای فردی و رضایت شخصی فوقالعاده زیانبار است (جعفری مقدم، 1385).
برای مدیریت کارای زمان 40 روش یا قانون در نظر گرفته شده است که 20 قانون اول آن برای همه افراد و در همه جنبههای زندگی قابل استفاده است. باقی روشها، قوانین بیشتر به مدیران و نقشهای مدیریتی مربوط میشود (وتن و کمرون، 1381).
همانطورکه مشاهده میگردد مدیریت زمان با در نظر گرفتن اثربخشی و کارایی مفاهیمی هستند که هرچند در شناسایی تنگناها و فشارهای زمانی بهطور مستقیم دخیل نیستند ولی آشنایی با این مفاهیم در رفع یا کاهش اثرات ناشی از تنگناهای زمانی مؤثر بوده و بهعنوان مؤلفههای مدیریتی در کسبوکارهای خانگی نمود داشته و به مدیران کسبوکارها در تنظیم زمان امور، کاهش تنشهای کاری، جلوگیری از اتلاف وقت، تبیین امور ضروری و ... کمک مینماید.
3- رابطه تنگناهای زمانی با خلاقیت و نوآوری در کسبوکارهای خانگی:
تنگناها و یا بهعبارتدیگر فشارهای زمانی از جنبهای دیگر در کسبوکارهای خانگی قابل بررسی است. این جنبه ناظر به دو مقوله مهم حوزه کارآفرینی، یعنی خلاقیت و نوآوری است. هرچند افراد در مواجهه با محدودیتها، با تکیه بر تواناییهای ذهنی و عملیاتی خود که بهترتیب منجر به بروز خلاقیت و نوآوری میگردد سعی در کنار زدن آن محدودیتها دارند، اما ممکن است با ایجاد برخی محدودیتها ازجمله تنگناها و یا فشارهای زمانی، در مسیر فعالیتهای خلاقانه و نوآورانه افراد چالشهایی ایجاد گردد. بررسی این موضوع بدیندلیل که در کسبوکارهای خانگی با توجه به محدودیتهای پیش گفته، خلاقیت و به تبع آن نوآوری در انجام فعالیتها برای غلبه بر محدودیتهای مذکور نمود بیشتری دارد، ضرورت مییابد. البته ذکر این نکته لازم است که در اینجا منشأ پیدایش فشارهای زمانی با محدودیتهای بررسی شده در مطالب گذشته تفاوت دارد. چرا که در اینجا محدودیتها و فشارهای زمانی به دلایل کاری توسط خود مدیران کسبوکار ایجاد میشود.
آمابیل و همکاران (2002) بیان مینمایند که برخلاف بسیاری از عواملی چون شخصیت فردی و یا الزامات و سیاستهای سازمانی که میتواند خلاقیت را تحت تأثیر قرار دهد، فشار زمانی بهعنوان یک عامل مؤثر میبایست بیشتر از سایر عوامل توسط مدیران (کسبوکارها) کنترل گردد.
مطالعات ایشان نشان میدهد که مدیران باید گامهایی را برای حفظ زمان کارکنانی که مایل به شرکت در «پردازش شناختی خلاق» (بهویژه آنهایی که خواستار کار با درجه بالایی از خلاقیت هستند)، بردارند... اگرچه محدودیت و فشار زمانی به احتمال زیاد دارای اثرات منفی بر «پردازش خلاق» حتی در سطوح متوسط دارد، اما این مطالعه نشان میدهد که اثرات آن ممکن است در سطوح بالاتر بهطور نامتناسبی بدتر گردد.
پرواضح است که ادامه روند ایجاد و افزایش فشارهای زمانی، موجب اثرگذاری در فرایند عملیاتی کار یعنی نوآوری میگردد. این تأثیر منفی تا بدانجا میتواند ادامه یابد که منجر به حذف نوآوری در فرایند کارآفرینی گردد.
در این زمینه وینسور (2012) تبیین مینماید که چگونه در یک تجزیه و تحلیل دقیق فشار زمان در ابتدا باعث حذف نوآوری در یک پروژه کاری مشتری محور میگردد. وی سه راهکار در این خصوص به مدیران نوآوری پیشنهاد مینماید: در مرحله اول مدیران باید از تحمیل فشار زمانی به تیم کاری اجتناب نمایند.
در مرحله دوم مدیران باید از وجود فاصله زمانی مناسب بین پروژههای کسبوکار اطمینان حاصل نمایند تا تیم کسبوکار در برابر تنشهای کاری انعطافپذیری لازم را داشته باشند. در مرحله سوم مدیران باید از گردآوری اطلاعات و رخدادها در پروژه مطمئن شوند تا بتوانند نوآوریهای بالقوه را پوشش دهند.
در نتیجه با توجه به شرایط خاص حاکم بر کسبوکارهای خانگی بهعنوان یکی از انواع کارآفرینی، در نظر گرفتن شرایط تیم کارآفرین ازسوی مدیر کسبوکار و استفاده از مؤلفه زمان میتواند علاوهبر ممانعت از اعمال فشارهای غیرضرور به تیم مذکور، موجبات رشد خلاقیت و درنهایت نوآوری در کسبوکار خانگی مربوطه گردد.