دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

مشاغل فراموش‌شده

Out of Date Jobs
نویسنده

پیشینة تاریخی و اقتصادی زوال برخی مشاغل 

شغل به معنی کار و پیشه (معین،1371: 2050) است و کاری که شخص در زندگی برای خود انتخاب کرده است (دهخدا، 1349: 419) شغل وسیله‌ای است که به‌واسطة آن امرار معاش می‌کنند. در اینجا، منظور فعالیتی است که فرد با آن ارتزاق می‌کند، بنابراین فعالیت‌هایی که بیشتر جنبة سرگرمی دارند، مدنظر نیست. تمرکز اصلی این جستار بر مشاغل فراموش‌شده در ایران است و به گروهی از شغل‌ها اشاره دارد که در طول سدة گذشته وجود داشتند، اما در گذر زمان یا به‌کلی از بین رفته‌اند یا در حال زوال‌اند. تغییرات اجتماعی و فرهنگی که با گذر زمان در جوامع بشری اتفاق می‌افتد، امری اجتناب‌ناپذیر و بدیهی است و جامعة ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در حوزة فرهنگی و اجتماعی بسیاری از این تغییرات کلان هستند. آداب‌ورسوم، عادات، باورها، شیوه‌های گذران اوقات فراغت، صنایع دستی، و شیوه‌های کسب‌وکار جملگی در گذر زمان از مفاهیم و چارچوب‌های گذشتة خود فاصله می‌گیرند. بسیاری از اموری که از تحولات اجتماعی جا مانده یا نتوانستند در مقابل آنها مقاومت کنند، در مواردی محکوم به فراموشی شدند. حرفه‌ها و مشاغل سنتی ایرانی یکی از این حوزه‌ها است که با گذر زمان دچار تحولات قابل‌توجهی شده است. بسیاری از این حرفه‌ها از مسیرِ ناگزیر آینده جا مانده‌اند یا چون نتوانستند خود را با تغییرات همگام کنند، به فراموشی سپرده شده و در عرصة رقابت با مشاغل جدیدتر و پرطرفدارتر از چرخة اقتصادی حذف شدند. بخشی از این فرایند در یک روند طبیعی اتفاق می‌افتد، اما در مواردی دیگر بسیاری از مشاغل ناآگاهانه و تنها به‌سبب پیروی از گرایش به نو شدن به محاق رفتند. همین مسئله سبب شد که عموماً با مرگ صاحب یک شغل، دانش و مهارت‌های مربوط به آن نیز فراموش ‌شود. درحالی‌که در گذشته‌ای نه چندان دور، بسیاری از این مهارت‌ها سینه‌به‌سینه و از راه آموزش پدران به فرزندان یا نظام منسجم استاد-شاگردی منتقل می‌شد. دارندگان این مشاغل اکنون عموماً سالخوردگانی هستند که در مغازه‌های کوچک و خاک‌گرفته درآمدی اندک کسب می‌کنند و شغل آنها برخلاف روال گذشته، دیگر سینه‌به‌سینه منتقل نمی‌شود چراکه برای فراگرفتن آن، خواهانی وجود ندارد.

     در طول سدة گذشته، با تغییرات گسترده، زمینة ترک برخی آداب‌ورسوم، سنت‌ها و علائق و همین‌طور تغییر الگوی مصرف فراهم شد. از سال‌های میانی سدة سیزدهم ق./سدة نوزده م.، هم‌زمان با گسترش روابط ایران با دولت‌های اروپایی، وضعیت نیمه‌استعماری در ایران پدید آمد. از پیامدهای اقتصادی این وضعیت می‌توان به ادغام اقتصاد ایران در شبکة اقتصاد جهانی، از میان رفتن بازارهای محلی، افزایش واردات و گرایش به مصنوعات غربی، زوال صنایع دستی، تسلط قدرت‌های استعماری بر بازرگانان و اصناف داخلی و به‌طورکلی وابستگی اقتصادی نسبت به قدرت‌های استعماری اشاره کرد (اشرف، 1359). با توجه به فرایند طبیعی و بدوی بودن ابزار و گزافی هزینة تولید محصولات و فرآورده‌ها و بازدهی پایین کار، تا زمانی که دروازه‌های اقتصاد جامعه به‌روی بقیة دنیا بسته باشد، تهدید جدی متوجه تولید بومی نیست، اما با گشوده شدن پای رقابت تجاری و سیاسی کشورهای دیگر و ورود کالاهای ارزان‌تر، این نظام طبیعی اگر مورد حمایت قرار نگیرد، توان رقابت را از دست داده و به‌تدریج عرصه را به رقبا می‌بازد و این معضل در قرن نوزدهم گریبانگیر صنایع دستی ایران شد (سیف، 1373).

     ازسوی‌دیگر، شکست‌های پی‌درپی ایران از روسیه، زیان‌های مضاعفی ازجمله اعطای امتیاز تجارت هر نوع کالا و معافیت از حقوق گمرکی به میزان پنج درصد به بازرگانان روسی به اقتصاد ایران وارد آورد. از پیامدهای اعطای چنین امتیازات ناعادلانه‌ای، تغییر در ترکیب صادرات ایران برای جبران کسری بازرگانی کشور بود که سبب شد ایران از کشوری که تا پیش از آن با اتکا به تولیدات صنایع پیشه‌وری قادر به تأمین نیازهای داخلی خود بود، به یکی از واردکنندگان کالای خارجی به‌ویژه در زمینة منسوجات تبدیل شود (رزاقی، 1381). ادغام ایران در اقتصاد جهانی اقتصاد ایران را از «شیوه‌های تجاری و پیش‌تجاری و نظام مبادلة چندپاره که در آن بیشتر تولید برای قوت لایموت بود» به اقتصاد بازار تبدیل کرد که در آن، میزان اندکی تجارت خارجی هم دیده می‌شد (اشرف و بنوعزیزی، 1387: 63). از پیامدهای وابستگی بازارهای محلی ایران به بازارهای بین‌المللی، افزایش مراودة تجار خارجی با ایران و وابستگی تجار ایرانی به مؤسسات بازرگانی غربی بود که زمینه را برای ورود روزافزون کالای خارجی به ایران، زوال صنایع داخلی و تبدیل تجار ایرانی به دلالان کالاهای وارداتی هموار کرد (اشرف، 1359). درپی این تغییرات، بسیاری از اصناف و صاحبان مشاغل دچار بحران‌های اقتصادی و مالی شدید شده و بسیاری نیز ورشکست شدند و روند فروپاشی نظام کهن صنفی در ایران و بسیاری از کشورهای منطقه سرعت گرفت. نام بسیاری از این مشاغل در آمارگیری سال 1301 از مشاغل و حِرَف آمده است، شغل‌هایی که مواجهه با دورة مدرن و تغییر سبک زندگی، سبب از میان رفتن یا زوال نسبی آنها شده است.

     مثال بارز در زمینة زوال شغلی، افول صنایع نساجی کشور در گذر زمان است؛ گزارش جغرافیای اصفهان شواهد قابل‌توجهی از زوال برخی صنایع ارائه می‌دهد. در این اثر ضمن اشاره به کسادی کسب‌وکار صنف نساج، بی‌رغبتی به منسوجات داخلی چنین توصیف شده است: «مردم ایران جسم و جان خود را رها کردند و دنبال رنگ و بوی دیگران بالا رفتند و در واقع در این مرحله به ضررها رسیدند و درست ملتفت نیستند چنانچه الان به‌خصوص [در] لباس ارزان معقولانة مقرون‌به‌ صرف و دوام حیران‌اند» (تحویلدار، 1388: 120). صنعت نساجی در ایران از سابقة طولانی و درخوری برخوردار بود و نقاطی همچون کاشان و یزد شهرت قابل‌توجهی در عرصة تولید پارچه داشتند. اما پس از پیشرفت در تولیدات صنعتی و صادراتی اروپا از نیمة سدة نوزده میلادی، به‌ویژه در تولید و صادرات منسوجات نخی انگلستان، هجوم واقعی کالاهای وارداتی آغاز شد و مصرف این کالاها تأثیری کاهنده بر تولید صنایع ایران گذاشت (فلور، 1393). ا. ابوت کنسول انگلیس در ایران به تنوع و طرح قابل‌توجه کالاهای تولیدی انگلیس اشاره می‌کند که با ارضاء حس تنوع‌طلبی مردم، به‌تدریج توانستند جایگزین کالاهای پنبه‌ای و ابریشمی ایران شوند (عیسوی، 1362). کرزن دربارة مصرف همه‌گیر منسوجات خارجی در ایران می‌نویسد: «حقیرترین افراد اجناس ساخت منچستر تا مسکو می‌پوشند و کرباس نیلی کشور که زن روستایی بر پیکر بی‌قوارة خود می‌اندازند از بمبئی وارد می‌شود.... ایران در واقع از سر تا پا همه لوازم زندگی خود را باید از غرب بیاورد» (کرزن، 1387: 667). سقوط صنعت بافندگی دستی بر سایر اصناف وابسته نظیر رنگرزان، حلاجان و کارگران تأثیر گذاشت و می‌توان گفت این مشاغل تقریباً از بین رفتند. با کاهش و افت توان اقتصادی، تقاضا برای کلاه‌فروشان، کفاشان و منبت‌کاران نیز کاهش یافت و به‌تدریج صاحبان این صنایع هم شهرها را ترک کردند (فوران، 1392: 197).

     با وجود افت انکارناپذیر صنایع دستی و بومی ایران در دورة قاجار، این دوره شاهد رشد برخی رشته‌ها ازجمله حلبی‌سازی، اُرُسی‌دوزی (دوزندگی کفش‌های روسی) و عبابافی بود (تحویلدار، 1388). اگر تجارت خارجی و واردات به صنایع دستی لطمه وارد کرد، در مقابل موجب ارتقاء صنایعی مانند چرم، تریاک، حنا، ابریشم و مهم‌تر از همه صنعت قالی‌‌بافی شد که از گسترش بازارهای خارجی سود می‌برد (عیسوی، 1362) همچنین در این دوره اهتمام امیرکبیر به ارتقاء صنعت داخلی ازجمله رواج پارچه‌های وطنی و حمایت مالی از پیشه‌وران قابل‌توجه است. (آدمیت، 1354) تأثیرات این اصلاحات مانند سایر جنبه‌ها زودگذر بود چرا که حکومت قاجار نیز در مجموع در اجرای برنامه‌های اصلاحات اقتصادی مثل اصلاحات گمرکی بسیار ناکارآمد بود و افزایش درماندگی‌ها، وضعیت پیشه‌وران و بازاریان را به وخامت کشاند. بنابراین، گسترش شیوة جدید زندگی و الزامات فردی و اجتماعی سبب تغییرات گسترده‌ای در الگوی مصرف و بهره‌گیری از وسایل گوناگون در زندگی روزمره شد. بخش مهمی از کالاها و وسایل مصرفی در سبک زندگی به شیوة جدید از خارج از کشور وارد و جایگزین تولید داخل شده و این امر به کاهش تقاضا در مورد کالاهای تولید داخل و تنزل ظرفیت‌های تولیدی و خدماتی اصناف دست‌اندرکار منجر می‌شد (یوسفی‌فر، 1389: 151).

     در 20 آذر 1305، با تصویب «قانون الغای مالیات‌های صنفی»، کلیة مالیات‌های صنفی در شهرها و قصبات و قراء، که به هر عنوان اخذ می‌شد، لغو و مقرر گردید از ابتدای 1306 نیز بابت مالیات جاری و بقایا وجهی مطالبه نشود. در این قانون، فهرستی از 267 فقره مالیاتِ مشاغل ازبین‌رفته یا در حالِ زوال، که توانایی پرداخت مالیات‌های مقرر در سال‌های قبل را نداشتند، درج شده است که برای آگاهی از نام و عنوان بسیاری از پیشه‌ها و حِرَف موجود در جامعة ایران در اوایل قرن حاضر بسیار مفید است؛ مشاغلی چون علاقبند (سازنده و فروشنده نخ و دگمه و سایر وسایل)، کماج‌پز (شیرینی‌پز)، دوشاب‌پز(کسی که شیرة پخته‌شدة انگور یا خرما را می‌پزد)، موتاب (صنفی مانند زهتاب که موی بز به هم تاب می‌دهد و رشتة موئین پدید می‌آورد) و نظایر آن (مختاری اصفهانی، 1380؛ روستایی، 1388). یکی از علل لغو مالیات‌های صنفی، سطح بسیار پایین درآمدهای این اصناف بود (فوران، 1392). مجلس برهمین‌اساس با تصویب قانون فوق، دریافت مالیات از اصناف ضعیف یا ازبین‌رفته را غیرقانونی می‌شمرد (مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 6، جلسه 33).

 

اقتضائات دنیای نوین و افول مشاغل کهن

ورود فناوری جدید نیز از عوامل تضعیف مشاغل قدیم بوده است. برای نمونه، ورود و استفاده از اتومبیل در ایران از اواخر دورة قاجار و اوایل پهلوی، وضعیت بسیاری از مشاغل سنتی حمل‌ونقل را به چالش طلبید و موجودیت آنان را با خطر مواجه کرد؛ مثلاً درشکه‌چی‌ها و مُکاری‌ها که با وسایل قدیمی حمل‌و‌نقل همچون درشکه، شتر و قاطر امرار معاش می‌کردند، با رونق و استفاده از اتومبیل به‌عنوان وسیله‌ای سریع‌تر و باکیفیت‌تر برای حمل‌ونقل، معیشتشان دچار بحران شد. در اوایل سدة حاضر، صاحبان چنین مشاغلی با توصیف اوضاع بحرانی شغلی خود، از دولت درخواست مساعدت داشتند (آرشیو مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، سند شماره: 110/2/15/20/6). افزونبر درشکه‌چی‌ها، طیف وسیعی از مشاغلی چون آهنگر، نعل‌بند، سراج، سورچی و پالان‌دوز نیز که با سیستم حمل‌و‌نقل کهن ارتباط داشتند، با تهدید شغلی جدی مواجه شدند (مختاری، 1380).

     افزون‌برآن، ظهور نظم اقتصادی جدید و گسترش مناسبات بازار جهانی در دورة معاصر و جابه‌جایی عظیمی که در نقش کشورهای جهان در زمینة تولید کالا و تأمین مواد اولیه و خام براساس نظم تقسیم کار جهانی رخ داد، روال‌های سنتی تولید و حِرَف را دگرگون کرد. برای مثال، افزایش قیمت مواد خام و اولیه تحت‌تأثیر قیمت‌های جهانی، به‌سرعت در قیمت کالاهای تولیدشده در داخل کشور تأثیر گذاشته و آنان را در برابر کالاهای ارزان خارجی ناتوان می‌کرد. روند صنعتی شدن کشور نیز بازار مواد اولیه را با تقاضای روزافزونی روبه‌رو کرد و در نتیجه اصناف مربوط با چالش شکننده‌ای روبه‌رو شدند. برای نمونه، صنف مسگر در دهه‌های اخیر با چنین چالشی روبه‌رو شد و از غلبه بر بحران‌های ناشی از آن ناتوان ماند. گاه به‌علت آنکه مادة اولیة موردنیاز یک صنف از خارج کشور تأمین می‌شد، سرنوشت آن حرفه دستخوش تلاطم می‌شد. در نمونه‌ای دیگر، واردات ورقه‌های ورشو که در لهستان تولید می‌شد به کشور تنزل کرد، بنابراین مشاغل مرتبط با تولید لوازم و ظروف ورشویی در داخل کشور ازجمله در شهر بروجرد دچار رکودی شدید و فعالیت در این پیشه پس از آن ناممکن شد. در اینجا باید به‌ویژه از عدم به‌کارگیری ابزار و وسایل نوین در فرایند تولید و عرضة محصولات و کالاها توسط صاحبان برخی مشاغل به‌منزلة عاملی مؤثر در افول این حرفه‌ها یاد کرد. این نقیصه علاوه‌بر اینکه هزینه‌های تولید را بالا می‌برد، از توان رقابت محصولات تولیدشده با موارد مشابه می‌کاست. ازاین‌رو محصولات برخی از این اصناف ازجمله مسگران و آهنگران بیشتر جنبة تزیینی یافته و از چرخة تقاضاهای مربوط به زندگی روزمرة مردم حذف شدند. هم‌زمان با موارد فوق، باید از بروز شکاف و انقطاع نسلی نیز به‌مثابه عاملی اجتماعی در کمرنگ شدن برخی مشاغل یاد کرد. در گذشته، فنون و رموز هر حرفه نسل‌ اندر نسل به فرزندان و شاگردان استادکاران و صاحبان مشاغل انتقال می‌یافت و تربیت اجتماعی و حرفه‌ای کارآموزان با تربیت فنّی و علمی و اخلاقی آمیخته بود. با تکوین نظام تعلیم‌وتربیت نوین در کشور و گرایش عموم به تحصیلات نوین و دانشگاهی، به‌تدریج شماری از فرزندان کسبه و اصناف، به رغبت یا اجبار، آموزش‌های نوین و تخصص‌های نامرتبط با حرفة خانوادگی و موروثی خود را فرا گرفته و در حوزه‌های جدید شغلی و اداری به کار مشغول شدند. ازجمله پیامدهای درازمدت این روند این بود که جریان انتقال موروثی تجربیات حرفه‌ای دچار مشکل شد. به‌سبب آنکه در شماری از مشاغلِ در حال زوال، نه‌تنها داوطلبان باانگیزه‌ای برای فراگیری وجود ندارد، بلکه حتی فرزندان این افراد نیز علاقه‌ای به فراگیری این پیشه‌ها نشان نمی‌دهند، در نتیجه این‌گونه مشاغل دچار بحران شده‌اند (یوسفی‌فر، 1389).

 

تجربة زوال مشاغل در جهان

در تمام جهان نیز پدیدة از بین رفتن برخی مشاغل و جایگزین شدن آنها امری فراگیر است. با مراجعه به گزارش‌های مختلفی که هر سال ازسوی روزنامه‌ها، سایت‌ها و مؤسسات دولتی و غیردولتی در مورد وضعیت اشتغال در کسب‌وکارهای سنتی و نوپا منتشر می‌شود، به این موضوع پی خواهیم برد که تهدید اصلی برای کسب‌وکارهای سنتی، پیشرفت فناوری است. برای مثال، حتی امروزه نیز استارتاپ‌هایی که در حوزة پرداخت به‌وجود آمده‌اند، درآمد خدمات بانکی را کاهش می‌دهند و ‌آنهایی که در حوزة فروش کالاها فعالیت می‌کنند، فروشندگان خرد را از میدان خارج کرده‌اند. آنچه در این موضوع اهمیت دارد، درک فرایند از بین رفتن اشتغالِ بخش سنتی به‌سبب پیشرفت‌های فناوری است. بدین‌صورت که فناوری پیشرفت می‌کند، تولید به روش سنتی توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد، کسب‌وکار فناورانة جدید جای مشاغل قدیمی را می‌گیرد و مجدداً فناوری پیشرفت می‌کند و همین چرخه ادامه می‌یابد. در مثالی از این روند، نقش اسب در تولید محصولات کشاورزی ابتدا کاهش پیدا کرد و سپس با معرفی تراکتور به‌طور کامل حذف شد (حسینی، 1396). در نمونه‌ای دیگر، استفاده از ماشین در اروپا به‌تدریج در صنعت تحولی ایجاد کرد. این روند که در انگلیس ظهور کرده بود، به‌مرور به کشورهای دیگر نیز راه یافت. اما صنعت بزرگ بی‌دردسر رواج نیافت چون با مخالفت پیشه‌وران مواجه بود و نتایج قابل‌توجهی ازجمله هجوم به شهرهای بزرگ، تنزل دستمزد و افزایش رقابت‌ها داشت (دولاندلن، 1347: 238). پس از انقلاب صنعتی، در انگلستان نیز صنایع و حرفه‌هایی بودند که به تباهی کشیده شدند و پیشرفت صنعتی آنها را از میدان به در کرد. نیم میلیون کارگر بافنده‌ای که با دستگاه دستی کار می‌کردند، آشکارترین نمونه است. آنها بیش از پیش تحت فشار بودند و به عبث می‌کوشیدند تا با کار بیشتر و ارزان‌تر با دستگاه‌های تازه رقابت کنند درحالی‌که مزد آنها بین سال‌های 1805 و 1833 از 23 شیلینگ در هفته به 6 شیلینگ سقوط کرد (هابسبام، 1387: 106). لودی‌ها، صنعتگران نساجی انگلیس، یکی از مشهورترین نمونه‌ مشاغلی بودند که با ورود فناوری شغل خود را از دست دادند. آنها به‌شدت نسبت به ماشین‌آلات نساجی جدید واکنش نشان دادند، اما در نهایت از چرخة رقابت حذف شدند (Nybergh, 2016).

 

مشاغل دوره‌گرد

در اینجا اشاره به برخی مشاغل که مکان ثابتی نداشتند و با پرسه زدن در کوی و برزن، کالاهای خود را می‌فروختند یا به تعمیر اشیای خانگی می‌پرداختند نیز ضروری است. این دسته از پیشه‌وران دوره‌گرد با عرضة انواع خوراکی و کالا در محله‌ها در یک نقطه یا با گردش در محله‌ها به فروش محصولات خود می‌پرداختند. لبویی، دوغی، گردویی، چاقاله بادامی، عدسی‌فروشی و نظایر آن را می‌توان در این دسته نام برد (شهری، 1369، ج6). برخی از دوره‌گردان اهل فن بودند و از راه عرضة مهارت‌های فنّی خود به مردم روزگار می‌گذراندند، مانند چینی‌بندزن‌ها، چاقوتیزکن‌ها، لحاف‌دوزان و مانند آن (بلوکباشی، 1387).

 

ضرورت و چگونگی احیای مشاغل قدیمی و بهره‌گیری از ظرفیت آموزش‌های علمیکاربردی

بسیاری از مشاغلی که در معرض زوال و فراموشی قرار گرفته‌اند دارای ظرفیت‌های بالقوة فراوانی برای بهره‌برداری هستند که با شناخت آنها می‌توان از این ظرفیت‌ها برای استفاده از جامعة امروز سود جست. بسیاری از حِرَف کهن را می‌توان با توسل به حداقل سرمایه و امکانات بومی کشور دوباره به‌منزلة یک کسب‌وکار احیا و با نیازهای امروزی جامعة ایرانی منطبق کرد. برای مثال، گروهی از شغل‌ها در سال‌های اخیر با توجه به گرایش عمومی به آنها جانی دوباره گرفته‌اند، ازجمله مسگری و عطاری که هر دو با توجه به علاقه و گرایش عموم به طب سنتی ایرانی و اعتقاد به مضر بودن ظروفی چون تفلون و بی‌رغبتی و بی‌اعتمادی به استفاده از داروهای شیمیایی، در معرض توجه‌اند. چنان‌که امروزه کمتر خیابانی هست که مغازة عطاری در آن نباشد. بسیاری از این شغل‌های فراموش‌شده از لحاظ ابزار و سبک زندگی را می‌توان مجدداً به‌عنوان کسب‌و‌کاری کوچک احیا کرد. این کسب‌وکارها با حداقل امکانات، ابزار و سرمایه و با بهره‌گیری از فناوری‌های بومی کشور و همسو با سلائق و علائق مردم، راهی برای احیای مجدد برخی شغل‌ها محسوب شوند. بخشی از این مشاغل حتی می‌توانند به‌عنوان نوعی جاذبة گردشگری فرهنگی موردتوجه گردشگران خارجی قرار گیرد و از این مسیر ضمن معرفی فرهنگ غنی و سطح بالای مهارت‌های فنّی پیشینیان به مردم جهان، به وجه درآمدزایی این جاذبه‌ها نیز توجه کرد. یکی از ساده‌ترین و عملی‌ترین راهکارها در حوزة گردشگری، حفظ مشاغل محلی در جهت ارتقاء هویت محلی و به تبع آن جذب گردشگر است. بسیاری از مشاغل می‌توانند با حمایت و برنامه‌ریزی دولت، شهرداری‌ها و استانداری‌ها باقی
بمانند.

     این شغل‌ها را می‌توان حفظ کرد، اما نه به شکل کامل، چرا که دیگر جامعه نیازی به این مشاغل ندارد. معمولاً این مشاغل به‌یکباره از بین نمی‌روند. در بسیاری از کشورها مانند انگلستان، مشاغلی را که از رده خارج می‌شوند به‌صورت نمادین حفظ می‌کنند و به‌صورت گلخانه‌ای نگه می‌دارند. در ایران نیز با سامان‌دهی این مشاغل و تبدیل آنها به پتانسیلی برای جذب گردشگر می توان از آنها استفاده کرد. برای نمونه، شغل عصاری (روغن‌کشی از محصولات گیاهی) و یخنی‌پزی (یخنی: گوشت آب‌پز) را می‌توان به یکی از نمونه‌های جذاب گردشگری تبدیل کرد (اثنی‌عشری، 1393: 37).

     استفاده از ظرفیت آموزش‌های علمی-کاربردی به‌عنوان مراکزی برای آموزش‌های مهارت‌محور، عامل مؤثری در احیای اصولی و علمی بسیاری از مشاغل است. در گذشته، مهارت‌های شغلی در حین کار آموخته می‌شد، اما این روند آموزش سنتی دچار انقطاع شده و این آموزش‌ها دیگر به‌صورت بین‌نسلی و روش قدیمی استاد-شاگردی صورت نمی‌گیرد؛ بنابراین بحث آموزش‌های حرفه‌ای مطرح شده است. مراکزی چون مراکز آموزش علمی-کاربردی می‌توانند با پر کردن این خلأ به تداوم و حفظ حیات این مشاغل یاری برسانند. با توجه به رواج مدرک‌گرایی در جامعة امروز، ازآنجاکه این حرفه‌ها در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شوند، در بسیاری موارد فاقد ارزش تلقی می‌شوند که با گنجاندن آموزش این رشته‌ها در مراکز آموزشی می‌توان به حل این معضل یاری رساند. امروزه اغلب نیروی کار حاضر در مشاغل کهن را کهنسالانی تشکیل می‌دهند که با مرگ آنان، عرصة این حِرَف از تجربه و فنون مرتبط تهی می‌شود، درحالی‌که کشور ما شاهد وفور مهندسان تحصیل‌کردة دانشگاهی و فاقد مهارت‌های لازم و کارگر غیرماهر است و از کمبود تکنسین رنج می‌برد.

 

کتاب‌شناسی
آدمیت، ف. (1354). امیرکبیر و ایران. تهران: خوارزمی.
آرشیو مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، سند شماره: 110/2/15/20/6.
آیت‌الله‌زاده شیرازی، ب. (1358). بافت قدیم تهران و طرح سازماندهی بازار. جلد 2، تهران: بی‌نا.
اتاق اصناف تهران. (1399)، لیست اتحادیه‌های تحت پوشش اتاق اصناف تهران. برگرفته از: http:// www. otaghasnaftehran. ir/ wp-content/ uploads/ 2019/10/Jadval.pdf
اتحادیه، م. (1377). اینجا تهران است. تهران: نشر تاریخ ایران.
اثنی‌عشری، ف. (1393). مشاغل فراموش‌شده، سرگذشت بازار. گفت‌وگو با شهرام یوسفی‌فر دربارة پوست‌اندازی بازار تهران. هفته‌نامه اقتصادی تجارت فردا، 2(89)، 36-39.
اشرف، ا. (1359). موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران. تهران: زمینه.
اشرف، ا. و بنوعزیزی، ع. (1387). طبقات اجتماعی دولت و انقلاب در ایران. (ترجمة سهیلا ترابی فارسانی). تهران: نیلوفر.
بلوکباشی، ع. (1387). «گروه‌های شغلی-صنفی تهران». در کاظم موسوی بجنوردی (زیرنظر)، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی (ج 16، صفحات 516-518) تهران: دایره‌المعارف بزرگ اسلامی.
تحویلدار، م. (1388). جغرافیای اصفهان. به کوشش الهه تیرا، تهران: اختران.
حسینی، م. (139.)، نابودی مشاغل. برگرفته از: http:// www. tejaratefarda. com/ %D8%A8% 9%84
دولاندلن، ش. (1347). تاریخ جهانی. (ترجمة احمد بهمنش). ج 2. تهران: انتشارات دانشگاه تهران
دهخدا، ع. ا. (1349). لغتنامه دهخدا. تهران: مؤسسه دهخدا
رزاقی، ا. (1381). اقتصاد ایران. تهران: نی.
رنجبران، ف. (1392). بازار همدان، (پایان‌نامه کارشناسی ارشد ایرانشناسی). بنیاد ایرانشناسی دانشگاه شهید بهشتی: تهران.
روستایی، م. (1388). معرفی سندی از صنوف و مشاغل عهد رضاشاه. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، 139، 81-84.
سیف، ا. (1373). اقتصاد ایران در قرن نوزدهم. تهران: چشمه.
شهری، ج. (1369). تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم. چاپ دوم، تهران:‌ رسا.
صفری، ر. (1390). وضعیت حِرَف و مشاغل و اصناف بازار کرمانشاه در دو قرن اخیر، (پایان‌نامه کارشناسی ارشد ایرانشناسی). بنیاد ایرانشناسی دانشگاه شهید بهشتی: تهران.
عیسوی، چ. (1362). تاریخ اقتصادی ایران. (ترجمة یعقوب آژند). تهران: گستره.
فلور، و. (1371). جستارهایی از تاریخ اجتماعی مردم ایران، اتحادیه‌های کارگری و قانون کار در ایران. (ترجمة ابوالقاسم سری). جلد 6، تهران: توس.
فلور، و. (1393). صنایع کهن در دوره قاجار. (ترجمة علیرضا بهارلو). تهران: پیکره.
فوران، ج. (1392). مقاومت شکننده. (ترجمة احمد تدین). تهران: رسا.
قاجارقوانلو، ز. (1382). نفوس ارض اقدس، مردم مشهد قدیم. تصحیح مهدی سیدی، مشهد: مهبان.
کرزن، ج. (1387). ایران و قضیه ایران. (ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی). تهران:‌ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
مختاری اصفهانی، ر. (1380). اسنادی از انجمن‌های بلدی تجار و اصناف 1320-1300. تهران: خدمات مدیریت و اطلاع‌رسانی دفتر ریاست جمهوری.
مرکز آمار ایران، نتایج آمارگیری نیروی کار 1396، برگرفته از:https:// www. amar.org.ir/ Portals/ 0/ Files/ fulltext/ 1396/ n_ nank_ sal96.pdf
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (شهریورماه 1396). تحلیل الگوی اشتغال در بخش صنعت ایران (با بررسی طرح کارانه اشتغال برای جوانان (کاج)). معاونت پژوهش‌های زیربنایی و امور تولیدی، دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن.
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی و اسلامی (لوح مشروح). مرکز پژوهش‌های کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
معین، م. (1371). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
مهینی خداویردی، ا. (1388). بازار خوی، (پایان‌نامه کارشناسی ارشد ایرانشناسی). بنیاد ایرانشناسی دانشگاه شهید بهشتی: تهران.
هابسبام، ا. (1387). صنعت و امپراطوری. (ترجمة عبدالله کوثری). تهران: نشر ماهی.
یوسفی‌فر، ش. (1389). سرگذشت بازار بزرگ تهران، بازارها و بازارچه‌های پیرامونی آن در دویست سال اخیر. تهران: بنیاد ایرانشناسی.
Nybergh, T. (2016). 12 professions that got disrupted by technology. Retrieved from: http:// www. whizzpast. com/12-professions-got-disrupted-technology/