مدرس در نظام آموزش عالی
در هر کشور معمولاً برحسب معیارهای گوناگون، دستهبندیهای خاصی از مدرسان وجود دارد. مثلاً استخدام در دانشگاههای مالزی بهصورت تماموقت، پارهوقت و قراردادی (بیشتر برای خارجیها) میباشد و مدت خدمت پیمانی یا آزمایشی برای اعضای مالزیایی بسته به دانشگاه یک تا سه سال است. در دانشگاههای مالزی برای استخدامهای نیمهوقت و قراردادی هم ترفیع سالیانه وجود دارد (زمانی، 1398).
در ایران، مدرسان از چند جهت تفکیک میشوند. یکی از متداولترین تقسیمبندیهای مدرسان براساس نوع استخدام است و به مدرس رسمى (رسمی قطعی و رسمی آزمایشی)، مدرس پیمانی، عضو وابسته و مدرس قراردادی یا حقالتدریس تقسیم میشوند. معمولاً مدرسان قراردادی یا حقالتدریس، در واحدی که اقدام به تدریس و انعقاد قرارداد با مؤسسه یا مرکز آموزش عالی میکنند، مدعو و پارهوقت بهحساب میآیند. مدرس و عضو هیئت علمى شاغل در مؤسسه اعم از رسمى یا پیمانى، تماموقت بوده و باید صلاحیت علمى و عمومى آنها به تأیید مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، هیئت اجرایی جذب اعضای هیئت علمی مرکز یا مؤسسة آموزش عالی یا هیئتممیزة مرکز یا مؤسسة آموزش عالی (حسب مورد) برسد.
ازسویدیگر، مؤسسه مىتواند از خدمات دارندگان مدارک تحصیلى دانشگاهى غیر عضو هیئت علمى، در کسوت «مدرس» در ازاى پرداخت حقالتدریس براساس ضابطه برای تدریس استفاده کند مشروط بر آنکه صلاحیت مدرسى آنان در یکى از رشتههاى تحصیلى به تأیید کمیتهاى مرکب از نمایندة رئیس مؤسسه و معاون آموزشى دانشکدة پیشنهاد دهنده و مدیر گروه آموزشى ذىربط رسیده باشد. همچنین، مؤسسه مىتواند براى آموزش فنّى، عملى، هنرى و آزمایشگاهى از مدرسانى که مدرک تحصیلى خاص یا مرتبة دانشگاهى نداشته و صلاحیت مدرسى آنان به تأیید کمیتة فوق رسیده است، استفاده کند (طاهری و شمسبخش، 1395).
مدرس یا عضو رسمی: فردی است که بهموجب حکم رسمی برای تصدی یکی از پستهای سازمانی مؤسسه در چارچوب ضوابط و مقررات آییننامة استخدامی اعضای هیئت علمی، استخدام شده باشد (همان). این مدرسان در دانشگاه یا مؤسسه آموزش عالی محل خدمت خود در کسوت مدرس یا اعضای هیئت علمی تماموقت بهحساب میآیند. اعضای تماموقت مکلفاند در ساعات خدمت تعیینشده (40 ساعت) در محل خدمت خود حضور یابند و وظایف محول را انجام دهند و چنانچه در مرکز یا مؤسسة آموزش عالی دیگری بهجز محل خدمت خود اقدام به تدریس کنند، در آن مرکز یا مؤسسه مدرس مدعو، پارهوقت یا حقالتدریس نامیده میشوند. بهموجب قانون، این قبیل اعضا نمیتوانند بهطور تماموقت یا نیمهوقت با سایر مراکز یا دستگاهها همکاری کنند.
مدرس یا عضو پیمانى: فردی است که بهموجب قرارداد پیمانى برای تصدی یکی از پستهای سازمانی مؤسسه براى مدت معین، در چارچوب ضوابط و مقررات آییننامه استخدامی اعضای هیئت علمی استخدام شده باشد (همان). این فرد نیز همانند مدرسان رسمی در دانشگاه یا مؤسسة آموزش عالی محل خدمت خود در کسوت مدرس یا عضو هیئت علمی تماموقت بهحساب میآید و چنانچه در مرکز یا مؤسسة آموزش عالی دیگری بهجز محل خدمت خود اقدام به تدریس کند، در آن مرکز یا مؤسسه مدرس مدعو، پارهوقت یا حقالتدریس نامیده میشود. همچنین بهموجب قانون، این افراد نمیتوانند بهطور تماموقت یا نیمهوقت با سایر مراکز یا دستگاهها همکاری کنند.
عضو وابسته: به فرد برجستة علمى اطلاق مىشود که در چارچوب ضوابط و مقررات آییننامة استخدامی اعضای هیئت علمی برای انجام وظایف آموزشى و پژوهشى براى مدت معین انتخاب و در مؤسسه بدون ایجاد هرگونه رابطة استخدامى جدید بهکار گرفته مىشود. بهکارگیرى عضو وابسته وضعیت استخدامى جدید تلقى نمىشود (همان).
عضو قراردادی، مدعو یا حقالتدریس: فرد و مدرس واجد شرایطی است که بهموجب قرارداد و توافقنامة کتبى که به امضاى مقام صلاحیتدار مرکز یا مؤسسة آموزش عالی (معمولاً رییس یا معاون آموزشی) میرسد تدریس تعداد واحد درسی معینی را برعهده میگیرد و وى بهموجب آن قرارداد در ازاى دریافت حقالتدریس معینی براى مدت زمان مندرج در قرارداد، وظایف مدرسی و تدریس دروس محول را برعهده میگیرد و به انجام میرساند. این افراد و مدرسان تحتعنوان پارهوقت نیز نامیده میشوند.
مزیت بهکارگیری مدرس تماموقت در آموزش عالی
بهکارگیری مدرس تماموقت در نظام آموزش عالی با وجود داشتن هزینههای بیشتر برای نهادهای دانشگاهی مزایایی دارد که عبارتاند از:
1. احساس تعلق، تعهد و وابستگی سازمانی مدرس تماموقت به دانشگاه که موجب وفاداری بیشتر وی به سازمان دانشگاه میشود؛
2. افزایش مشارکت مدرسان تماموقت در برنامههای بهبود و بالندگی دانشگاه و حضور مؤثرتر آنها در تصمیمگیریهای دانشگاهی؛
3. تعامل فعال بیشتر با دانشجویان برای انجام دادن فعالیتهای علمی و پژوهشی و در دسترس قرار داشتن بیشتر نسبت به مدرسان پارهوقت؛
4. انباشت تجربة تدریس و آموزش در طی سالهای خدمت و بهکارگیری آن برای بهبود فرایندهای تدریس و ارتقاء کیفیت آموزش و آموزش حرفهای؛
5. تعامل با گروه و دپارتمان دانشگاه و صرف وقت بیشتر در این رابطه؛
6. آگاهی بیشتر مدرسان تماموقت از قوانین، سیاستها و اهداف گروه و دانشگاه؛
7. عرضه خدمات متنوع علمی و اجرایی و مانند آن، به دانشگاه و جامعة دانشگاهی، نسبت به مدرسان پارهوقت؛
8. امکان سرمایهگذاری روی مدرسان تماموقت و برنامهریزیهای آتی و پیشبینی و اجرای سیاستهای علمی و آموزشی دانشگاهی برای آیندة دانشگاه و دپارتمان.
مدرس در دانشگاه جامع علمی-کاربردی
به هریک از افراد واجد شرایط تدریس در مراکز (جامع علمی–کاربردی) مدرس گفته میشود. مدرسان فاقد هرگونـه رابطـة اسـتخدامی بـا دانشـگاه و مراکز وابسته (اعماز اداری یا قانون کار) بوده و فعالیت آنهـا بـهمنزلة تصـدی یـک شـغل تلقـی نمیشود. مقررات خاص دانشگاه جامع علمی–کاربردی بر روابط میان آنها با دانشگاه حاکم است (دانشگاه جامع علمی-کاربردی، 1396). بهبیان دیگر، مدرس علمی-کاربردی به شخصی اطلاق میشود که توانایی تدریس و تحقیق در دروس دورههای علمی-کاربردی را دارد و حائز شرایط عمومی و اختصاصی درنظرگرفتهشده برای مدرسان باشد. شرایط عمومی مدرسان تابع شرایط عمومی استخدام اعضای هیئت علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور و آییننامههای هیئت عالی جذب و شورای عالی انقلاب فرهنگی است و شرایط اختصاصی بسته به هر دانشگاه متفاوت میباشد. برای مثال، در دانشگاه جامع علمی-کاربردی مدرسان باید واجد یکی از شرایط زیر باشند:
1. دارای مدرک دکترا در رشتة مرتبط؛
2. دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشتة مرتبط و حداقل سه سال تجربة کاری مرتبط در محیط کار و تدریس؛
۳. دارای مدرک کارشناسی با هفت سال سابقة کار و تجربة مرتبط و مستند که حداقل سه سال آن بعد از دانشآموختگی باشد (مدرسان دارای مدرک کارشناسی صرفاً مجاز به تدریس دروس غیرنظری کاردانی میباشند و اختصاص دروس نظری به این دسته از مدرسان همانند مدرسان تجربی و با رأی هیئتممیزه میباشد)؛
4. دارا بودن تأییدیة خبرگی مطابق آییننامة مصوب هیئتممیزة دانشگاه (آییننامة بهکارگیری مدرسان در مراکز آموزش علمی-کاربردی، 1394).
مدرس تماموقت، نیمهوقت و پارهوقت در دانشگاه جامع علمی-کاربردی
مدرس تماموقت به مدرسی اطلاق میشود که برای ارائة خدمات آموزشی، تدریس، پژوهشی و اجرایی مصوب به مدت ۴۰ ساعت در هفته و بهصورت کامل در خدمت مرکز بوده و هیچگونه رابطة همکاری تماموقت با سایر دستگاهها نداشته باشد. حداقل مدت همکاری مدرس تماموقت دو سال و نحوة تنظیم قرارداد آن بهصورت سالیانه است. این قرارداد بین مرکز جامع علمی-کاربردی و مدرس و با نظارت واحد استانی تنظیم و اجرا میشود. قرارداد اولیه برای مدرسان تماموقت با مدرک دکترا، استادیار
علمی-کاربردی پایة (۱) و برای مدرک کارشناسی ارشد، مربی علمی-کاربردی پایة (۱) میباشد. در خصوص مدرسان نیمهوقت و پارهوقت قرارداد حقالتدریس براساس آییننامه همترازی تعیین و منعقد میشود (آییننامه جذب و بهکارگیری مدرسان در مراکز آموزش علمی-کاربردی وابسته یا تحت نظارت دانشگاه جامع علمی-کاربردی، ۱۳90). همچنین، هیئتممیزة دانشگاه جامع علمی–کاربردی میتواند با رعایت مقررات و مفاد آییننامههای مصوب، پروندة مدرسانی را که بهصورت تماموقت یا نیمهوقت با یکی از مراکز همکاری میکنند، به درخواست متقاضی و تأیید رئیس مرکز بررسی کرده و چنانچه واجد حداقل امتیازات مصوبة آییننامة ارتقاء دانشگاه جامع
علمی-کاربردی باشند، پس از تأیید نهایی، مدرس را به یکی از مرتبههای مربی، استادیار، دانشیار و استاد علمی-کاربردی ارتقاء دهند. در قبال هر یک سال خدمت قابلقبول آموزشی و پژوهشی و مدیریتی در مراکز، به مدرسان تماموقت اعماز آموزشی و پژوهشی یک پایه اعطا میشود و ترفیع و ارتقاء مدرسان تماموقت براساس آییننامههای علمی-کاربردی مصوب وزارت متبوع و دانشگاه میباشد. ازسویدیگر، چنانچه مرکزی که مدرس تماموقت در آن مشغول فعالیت است منحل شود، مدرس تماموقت با حفظ سوابق خدمتی میتواند به سایر مراکز انتقال یابد. واحد موظف تدریس مدرسان تماموقت، برای استاد علمی–کاربردی (۸)، دانشیار علمی–کاربردی (9)، استادیار علمی-کاربردی (10) و مربی علمی-کاربردی (12) واحد نظری و یا معادل آن تعیین شده است. اما عضو هیئت علمی و مدرس تماموقت، که پروژههای مصوب علمی–کاربردی در دست اجرا دارد، بنابه پیشنهاد مدیر گروه و تأیید رئیس مرکز و تصویب شورای پژوهشی دانشگاه میتواند قسمتی از ساعات مربوط به آموزش را صرف امور پژوهشی کند مشروط بر اینکه ساعات تدریس و آموزش موظف وی از نصف میزان ذکرشدة فوق کمتر نباشد (همان). اگرچه در دانشگاه جامع علمی-کاربردی از مدرسان تماموقت طی سالهای 1387 تا 1394 در بخشهایی چون مدیریت گروه و مانند آن استفاده شد، بااینحال آییننامة مربوطه که براساس آن مدرسان تماموقت به مربی، استادیار، دانشیار و استاد علمی-کاربردی تقسیمبندی میشدند، اجرایی نشد.
مدرس نیمهوقت به مدرسی اطلاق میشود که برای انجام حداقل ۵۰ درصد وظایف مدرسان تماموقت در خدمت مرکز باشد. همچنین مراکز دانشگاه جامع
علمی-کاربردی میتوانند از همکاری اعضای هیئت علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی با رعایت قوانین و مقررات در زمینة فعالیتهای آموزشی و پژوهشی بهصورت نیمهوقت یا پارهوقت استفاده کنند یا از همکاری مستخدمین غیرهیئت علمی رسمی و پیمانی مؤسسات دولتی و غیردولتی واجد شرایط، بهصورت مأمور بهعنوان مدرس تماموقت یا نیمهوقت منوط به موافقت دستگاه استفاده کنند. این مدرسان باید شرایط عمومی و اختصاصی مدرسان دانشگاه جامع علمی-کاربردی را دارا باشند (همان). درحالحاضر، در دانشگاه جامع علمی-کاربردی مدرس نیمهوقت وجود ندارد. اما در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، آن دسته از اعضاى آموزشى رسمى مؤسسه که بهدلایل مختلف امکان حضور تماموقت در محیط کار را ندارند، براساس شرایط و ضوابط مىتوانند حداکثر به مدت پنج سال در طول خدمت بهعنوان عضو نیمهحضورى فعالیت کنند که دراینصورت میزان حضور عضو نیمهحضورى نصف ساعات حضور عضو تماموقت است، ولی میزان واحد موظف عضو نیمهحضورى برابر با واحد موظف عضو تماموقت مىباشد و سابقة خدمت عضو نیمهحضورى در دوران خدمت، نصف سابقة خدمت تماموقت محاسبه مىشود (طاهری و شمسبخش، 1395).
مدرس پارهوقت معمولاً به مدرسی اطلاق میشود که همکاری آنها با مراکز بهصورت حقالتدریس باشد (آییننامه جذب و بهکارگیری مدرسان در مراکز آموزش علمی-کاربردی وابسته یا تحت نظارت دانشگاه جامع علمی-کاربردی، ۱۳90). مدرس پارهوقت در دانشگاه یک گزینة شغلی مطلوبتر از اشتغال پارهوقت در جای دیگر بهحساب میآید. برای کسانی که میخواهند فقط مدت محدودی را در محل کار بگذرانند، اشتغال بهصورت پارهوقت (مدعو و حقالتدریس) در دانشگاه ایدهآل است. این ویژگی شغلی مخصوص تدریس پارهوقت است و برای کسانی که به زمان طولانی نیاز دارند یا کسانی که میتوانند در ساعات محدودی خانة خود را ترک کنند، مطلوب است. در هریک از موارد فوق، اشتغال پارهوقت «خوب» است زیرا دامنة انتخاب را گسترش میدهد و در دسترس افرادی است که مایلاند زمان دیگری برای خودشان داشته باشند. اشتغال پارهوقت با انعطافپذیری در زمان انجام کار همراه است. (Tuckman, 1978).
بایدها و نبایدها در استفاده از مدرس نیمهوقت و پارهوقت
تقاضای رو به افزایش برای ورود به آموزش عالی طی چند دهة گذشته با کاهش بودجة عمومی مصادف بوده است (Kane & Orszag, 2003). مؤسسات آموزش عالی دولتی با افزایش شهریه، افزایش اندازة کلاس، و تغییر برنامهها به این موضوع پاسخ دادهاند و بهدنبال اقدامات کاهش هزینهها و بهبود کارایی هستند (XU, 2018). یکی از این اقدامات، صرفهجویی در هزینهها و اعتماد و استفاده از مدرسانی است که بیشتر اوقات بهصورت نیمهوقت و موقت استخدام میشوند (Leslie, 1998; Wagoner et al., 2004). لذا از اوایل دهة 1930، مدرسان پارهوقت بهکار گرفته شدند و استفادة موفقیتآمیز آنها در برنامههای آموزش بزرگسالان، مدیران را تشویق به استفاده از خدمات اینگونه مدرسان کرد (Moo, 1977). ازسویدیگر، کم بودن هزینه و انعطافپذیری در ارتباط با مدرسان کمکی و پارهوقت باعث ایجاد تغییرات اساسی در ترکیب اساتید در آموزش عالی شده است(NCES, 2016). طبقهبندی «موقتی» یا «پارهوقت» که درحالحاضر وجود دارد، کمترین مشارکت مدرسان پارهوقت را درنظر دارد و این مربیان را همانند کارگران در خط تولید، پارهوقت میپندارد (Hartleb & Vilter, 1986) و این واقعیت را نادیده میگیرد که «محل کارِ دانشگاهی یک کارخانة صنعتی نیست بلکه محل همکاری انسانی است» (Bonham, 1982). اما ازآنجاکه تدریس فعالیتی حرفهای است، تعهد مربیان به مؤسسه و تعامل فعال با دانشجویان بهمثابه عوامل مهم فرایند آموزش شناخته شده است (Elliott & Crosswell, 2001). ازهمینرو، منتقدان مدرس پارهوقت چند مشکل بالقوه مانند عدم تعامل کافی با دپارتمان، عدم تجربه، آموزش حرفهای و پشتیبانی نهادی، دسترسی محدود برای دانشجویان، کمبود وقت برای آمادگی کافی برای یک دوره از قبل، و امکان تدریس و تعهدات در بیش از یک مؤسسه را ذکر میکنند که معمولاً در نیروهای کار موقت مشاهده میشود (Benjamin, 2002; Benjamin, 2003; Schuetz, 2002; Umbach, 2007).
نکته درخور توجه این است که مدرس«موقت» یا «پارهوقت» را میتوان در هر زمان برکنار کرد و درصورت عدم تأیید دوباره (حتی اگر بسیاری از این مدرسان بهطور مرتب و مداوم به مدت ده سال یا بیشتر به تدریس پرداخته باشند)، هیچ پروسه حقوقی و رویهای برای اخطار یا دادرسی ندارند(Spinetta, 1990). همچنین بهدلیل کم بودن جبران زحمات، حداقل مزایا و نبود امنیت شغلی
(XU, 2018؛ به نقل از آداموویچ، 2007؛ فریدلندر، 1980؛ جاکوبی، 2005؛ اشمیت، 2008)؛ تمایل برای بهکارگیری این نوع مدرسان در دانشگاهها افزایش یافته است. اما نسبت به این مدرسین دیدگاههایی وجود دارد، برای مثال: مدرس پارهوقت، نسبت به مدرس تماموقت ممکن است از بدو کار با پیشرفت کمی در حرفه شغلی حرکت کند؛ تجربه و تحصیلات محدودی داشته باشد؛ تعهد کاری مدرس پارهوقت از همتای تماموقت خود کمتر باشد (Tuckman, 1978)؛ به نظر میرسد که مدرسین پارهوقت در دانشگاهها وفاداری لازم را برای مؤسسه ندارند و احساس سرخوردگی از شرایط، در آنها افزایش مییابد (Brewster, 2000). مجموع این مشکلات در ارتباط با مدرسین پارهوقت میتواند، بر کیفیت آموزشی و تعامل آنها با دانشجویان تأثیری منفی بگذارد (XU, 2018). بنابراین لازم است تا دانشگاهها با بررسی دورهای، اطمینان کسب کنند که بهکارگیری بیش از اندازه از مدرس پارهوقت، مسائلی را بههمراه نداشته باشد و درنهایت این کار سبب کاهش کیفیت آموزشی نشود(Spinetta, 1990).
مزایا و چالشهای اشتغال مدرس پارهوقت
اشتغال پارهوقت در دانشگاه با بیشتر انواع دیگر اشتغال پارهوقت متفاوت است (Tuckman, 1978). ازآنجاکه بهدلایلی ازجمله کمبود اعضای هیئت علمی در گروههای آموزشی دانشگاهها، بهصرفه نبودن جذب عضو هیئت علمی، لزوم استفاده از ظرفیتهای غیر هیئت علمی موجود بهویژه در بخشهای صنعت و جامعه، باصرفهتر بودن استفاده از مدرس پارهوقت ازنظر مالی و مانند آن، غالباً برای تدریس برخی از دروس نظری، عملی، کارآموزی و کارورزی به نیروهایی غیر از اعضای هیئت علمی دانشگاه نیاز وجود دارد؛ بههمینمنظور از مدرس پارهوقت در دانشگاهها استفاده میشود. مدرس پارهوقت در چرخة اشتغال خود ناپایداری زیادی را تجربه میکند، بهویژه در دورههایی که ثبتنام دانشجویان تغییر میکند، ممکن است ارتباط وی با دانشگاه نیز دستخوش تغییر شود. همچنین، موقعیت شغلی متزلزل مدرس پارهوقت در رکود اقتصادی و بسیاری از موقعیتهای پیشبینینشده، او را از آرامش خاطر و امنیت شغلی به دور میدارد.
مهمترین نقطه ضعف اشتغال پارهوقت حاشیهای است که این کار بین مدرسان ایجاد میکند. مدرس پارهوقت غالباً شخصیتی حاشیهای در بخش خود است که برای تدریس به کلاس میآید و به محض پایان تدریس، ناپدید میشود. گاهاً مدرس پارهوقت مانند ضربالمثل فرد بدون کشور (فردی که وفاداری و تابعیتی به محلی ندارد و تعلق خاطری نیز به مکانی ندارد)، هیچگونه وفاداری به گروه و بخش خود ندارد. برای برخی از مدرسان، پارهوقتبودن مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما برای دیگر مدرسان سبب نگرانی است. مدرسان پارهوقت حق اظهارنظر و رأی در امور دپارتمانها و گروه را ندارند و آگاهی محدودی از سیاستها و اهداف دپارتمانها دارند. همچنین رابطهای گذرا با مؤسسهای که آنها را بهطور پارهوقت استخدام کرده، دارند. بنابراین، مدرس پارهوقت حس محدودی در مشارکت برای محیط دانشگاهی و گروههای آموزشی دارد. مرتبط با این احساس انزوا و محدودیت، تنش پویا و تعارض نقش است که برای افراد با مسئولیتهای شغلی متعدد وجود دارد. این موضوع ممکن است مشکلاتی را برای مدرسی ایجاد کند که دارای شغل پارهوقت دوم در دانشگاه است. ازسویدیگر، اشتغال پارهوقت برای دانشگاه و مدرسانی که میخواهند ساعت انعطافپذیری داشته باشد، مزیت بینظیری را ارائه میدهد. به این معنا که این گزینه (مدرس پارهوقت) این امکان را به دانشگاه میدهد تا تحصیلکردههایی را داشته باشد که در غیر اینصورت آنها را نخواهد داشت و بنابراین احتمالاً بهعنوان یک گزینه «خوب» مورد بررسی قرار میگیرد. اما برای کسانی که ترجیح میدهند تماموقت کار کنند، این انعطافپذیری ارزش کمی دارد (Tuckman, 1978). مدرسان پارهوقت همچنین خدمات نسبتاً معدودی را به دانشجویان ارائه میدهند که فراتر از خدمات ارائهشده و لازم در دوره و مقطع تحصیلی هستند. اما ازسویدیگر نیز وجود مدرسان پارهوقت باعث میشود تا دپارتمانها هزینههای آموزشی خود را کاهش دهند (Tuckmanand & Vogler, 1978). معمولاً به مدرسان پارهوقت هزینههای بیمه و بازنشستگی و رفاهی تعلق نمیگیرد و مؤسسات آموزش عالی نیز از ارائة خدمات گوناگون در برابر این قشر معاف میباشند.
از مزایای دیگر اشتغال بهصورت مدرس پارهوقت این است که برخی از افراد با داشتن شغل اصلی بهدنبال شغل دوم پارهوقت هستند تا درآمد اضافی فراهم کنند (Tuckman, 1978) و یا با تدریس در دانشگاه کسب وجهة اجتماعی بالاتری کنند. ازسویدیگر، دانشگاه نیز میتواند از خبرگان صنعت و جامعه برای تدریس در دروس مهارتی و کاربردی استفاده کند و از این راه کیفیت آموزشهای نظری و حتی عملی خود را بالا ببرد. در نهایت، مدرس پارهوقت رشد قابلملاحظهای در برخی از دانشگاهها داشته است، زیرا هزینههای پرداختی در هر دورة تدریس کمتر از آن است که به مدرس تماموقت پرداخت میشود. آنها نسبت به همتایان تماموقت خود مزایای کمتری را دریافت میکنند، بهخصوص به فضای دفتری کمتری نیاز دارند و فقط در صورت لزوم میتوانند از آن استفاده کنند (Tuckmanand & Vogler, 1978). ازهمینرو، گاهی اقبال گستردهای از این نوع تدریس شده است.