معنا و مفهوم علم و مهارت
علم در لغت ضد جهل(فراهیدی، 1409ق) به معنی دانستن (قرشی، 1371) و ادراک حقیقت چیزی است (راغب اصفهانی، 1412ق) و در اصطلاح Science اقدامی روشمند برای گسترش و سازماندهی هدفمند دادههای باارزش در چارچوب گزارههای قابلآزمایش و پیشبینیهایی دربارة جهان است (Wilson, 1999). بهیقین در تعالیم اسلامی مهارتآموزی نیز جزو مصادیق علمآموزی است. مهارت به معنای درک و دانش عمیق و تخصصی در رشتهای معین است که حاصل تجربه، تربیت و آموزش بوده، بهتدریج طی مدتی طولانی در شخص ایجاد میشود (ایروانی و مرجانی، 1394).
تعریف آموزشهای علمی-کاربردی
«آموزشهای علمی-کاربردی آموزشهایی است که با هدف ارتقا و انتقال دانش کار، ایجاد مهارتها، افزایش بهرهوری، به هنگام کردن و ارتقای معلومات و تجارب شاغلان، رشد استعدادهای بارز و به فعلیت درآوردن استعدادهای نهفته برای تصدی مشاغل و حِرَف گوناگون انجام میشود تا توانایی افراد را برای انجام دادن کاری -که به آنان محول میشود- به سطح مطلوب برساند. هدف از این آموزشها تربیت افرادی است که در کلیة سطوح برای بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات به آنان نیاز است.» (سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1374) این آموزشها مبتنیبر انجام دادن کار و عملیات تکرارشونده است که انتظار میرود کارآموز، کار را با مهارت زیاد انجام دهد (ابتکار، 1378).
جایگاه و اهمیت آموزش
در دین اسلام، بعثت پیامبر با آموزش و امر به خواندن آغاز میشود که آموزگار آن خداوند متعال است: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ... اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»(علق/1-5)» «[ای رسول!] بخوان به نام خدایت که تو را آفرید... بخوان که پروردگار تو گرامیترین است. آن خدایی که به کمک قلم آموزش داده است و
به انسان آنچه را نمیدانست آموخته است.» قرآن کریم
نیز ازجمله اهداف پیامبران الهی را آموزش کتاب و تربیت انسانها معرفی میکند (جمعه/2؛ آل عمران/164؛ بقره/15و129) و این آموختن چنان ارزش والایی
دارد که بر هر مسلمانی واجب شمرده شده است(1).
(کلینی، 1369) و در راه یادگیری علم، زمان و مکان(2) (مجلسی، 1403) و حتی شرک (شیخ حر عاملی، 1425) و نفاق(3) (شریف رضی، 1414) مانع نیست. زیرا
«کمال دین در طلب علم و عمل به آن است...»(4)(ابن شعبه حرانی، 1376: 199) و «جستوجوی دانش برتر از عبادت است.» (5) (مجلسی، 1403) اما وظیفة معلمان و
دانشمندان سنگینتر است زیرا خداوند از دانشمندان
پیمان گرفته است تا به مردم آموزش دهند (شریف رضی، 1414).
پیشدرآمدی بر مبانی اسلامی آموزشهای علمی-کاربردی
برخی اصول و مبانی، شالودة همة امور زندگی انسان است، اعماز آموزشهای علمی-کاربردی و غیر آن. مهمترینِ آنها «اصل اعتقاد به مبدأ هستی» است که اساس و زمینة یک جهانبینی است که زندگی را میسازد و انبیای الهی مأمور به آن شدند، «یا قَومِ اعبُدُوا اللَهَ ما لَکُم مِن اِلهٍ غَیرُه»(هود/50 و84؛ اعراف/65؛ مؤمنون/23) تا بنیان زندگی و جهانبینی مردم بر آن اساس بنا یابد. انبیا هم تحت لوای توحید- بهمثابه لبّ همة عقاید، اخلاق و احکامدینى- (طباطبایی، 1390ق) مأمور آموزش و تزکیه شدند (بقره/129؛ آل عمران/164؛ جمعه/2 و ...) (مکارم، 1371؛ طبری، 1412) تا انسان بتواند همة امور ازجمله آموزشهای مهارتی را نیز در راستای تعالی خود و رسیدن به خداوند جهت دهد، زیرا اگر انسان از نظر اعتقادی، بایسته تربیت نشود، نه تنها از دانش و مهارت خود در آبادانی و رشد خود و جامعه بهره نمیگیرد بلکه موجب تخریب نعمات الهی و سلب آسایش و امنیت جوامع نیز بشری میشود.
اصل دیگر که در راستای اصل توحید قابل تعریف است و اسلام به رعایت آن در همة شئون زندگی تأکید میکند «اصل اخلاص» است. آیة شریفة «فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ» (زمر/2) شرط صحت عبادت را اخلاص در دین بیان میکند. در این آیه ذکرِ بدون قید و شرطِ «دین»، معنای گستردهتری را میرساند و مجموعه حیات معنوى و مادى انسان را دربر مىگیرد (مکارم، 1371). آموزش علم و مهارت هم مشمول حیات مادی و هم حیات معنوی میشود لذا به همین گستره، رعایت اخلاص در نگرش اسلامی مورد تأکید است.
باورهای دینی انسان در رفتار او مؤثرند که ازجمله کارسازترین آنها اعتقاد به حشر و نشور و «اصل معاد» است که رفتار آدمی، تربیت و اصلاح او را سامان میبخشد. به دیگر سخن، کنش هر انسانی در همبستگی تنگاتنگ با جهانبینی او است.
وجود حدود 120 آیه در قرآن کریم دربارة معاد و بیان توأمان موضوع ایمان و معاد در کنار هم در قریب به 30 آیه (مکارم، 1372) بازگویندة ارزش و اهمیت آن است، چون انسان همة اعمال خود را در قیامت حاضر یافته (کهف/49) و جزای آن را درخواهد یافت (طبرسی، 1372؛ طبری، 1412). آموزشهای علمی-کاربردی نیز بهمثابه یکی از اعمال انسان، از این قاعده مستثنی نیستند. یک مدرس، مربی و مهارتآموز مسلمان برای اینکه در نزد خدا بتواند پاسخگو بوده و سرافکنده نباشد، توجه دارد که عمر خود را در آموزش چه چیزهایی صرف میکند.
هرچند سه اصل یادشده اختصاص به آموزشهای علمی-کاربردی ندارد و قلمرو آن به گسترة سراسر زندگی انسانی است، اما این آموزشها بهیقین یکی از مصادیق کنش و رفتار انسان است.
مبانی اسلامی آموزشهای علمی-کاربردی
اسلام تنها به کسب دانش و مهارتی توصیه میکند که
«جهت توحیدی داشته و بر خوف و خشیت انـسان بیافزاید.» (6) (فاطر/28) و علم او باعث ترس و دوری از گناه شود (طبرسی، 1372؛ قمی، 1363) (7) (یعنی علم مفید) و از برخی علوم و مهارتها مثل آموزش سحر با قصد اضرار نهی کرده است (بقره/102) (8)(یعنی علم مضرّ). از نگاه اسلام، دانستن برخی علوم هم فایدة خاصی ندارد (مثل دانستن عدد اصحاب کهف)(کهف/22) (9) (یعنی علمی که نه فایده دارد نه ضرر)؛ لذا خداوند به مقام دانشمندان (کسانی که علم و مهارت مفید آموزش میدهند)
رفعت میدهد(10)(مجادله/11). طبق این آیه، مؤمنین دو گروهاند: الف) مؤمنان و ب) مؤمنان عالم. طایفة دوم بر طایفة اول برترى دارند، زیرا «عالم و غیرعالم یکسان نیستند»(11)(زمر/9)(طبری، 1412 طباطبایی، 1390ق).
تاریخ بر سیرة اهل بیت(ع) و انبیای الهی گواه است که آنها از نظر علم و مهارت سرآمد زمان خود بودند و با بهرهگیری از دانش و مهارت، از دسترنج خویش ارتزاق میکردند و آن را با عمل خود به مردم آموزش میدادند (کلینی، 1407؛ مجلسی، 1403؛ شیخ صدوق، 1413).
اصل وجوب یادگیری مهارت
تحصیل هر علم و تخصصی که برآوردن نیازهاى جامعه اسلامى وابسته به دانستن آن باشد، از باب مقدمه تهیّئى بر مسلمین واجب کفایی است. در مواردى که حفظ کیان جامعة اسلامى موقوف به تحصیل علوم و صنایع در عالىترین حد ممکن است، آن علوم در همان سطح واجب مىشود (مطهری، 1372). لذا آفریدگار به مسلمانان فرمان میدهد: «هرچه در توان دارید از نیرو(قوّه)، آماده و بسیج کنید»(12)(انفال/60). «قوّت» نه تنها به هر نوع سلاح (قمی، 1363) و هر نیرو و قدرت اطلاق مىشود (طبرسی، 1412؛ زمخشری، 1407) بلکه هر نیرو و قدرتى را که در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مىشود، اعماز نیروهاى مادى و معنوى. (مکارم، 1371) بنابراین، آموزش علمی-کاربردی و مهارتی نیز «قوت» و نیرو است و طبق صریح آیه، واجب است مسلمین بر هر نیروی مجهزشده، و دشمنان را بهواسطة آن بترسانند (انفال/60) (13) تا متخاصمین از حدود خود تجاوز نکنند. همچنین براساس روایات تأکید و تکلیف شده است مؤمنان دانشها و مهارتهای موردنیاز و کاربردی را در حوزة فردی و اجتماعی بیاموزند و این موضوع محدود به زمان و مکان خاصی نیست(14)(ابن حکم، 1408؛ جیلانی، 1387).
اصل استعداد
نفس انسان در ابتدای آفرینش از هرگونه علوم و معارف خالی بود و خداوند برای او حواس بینایی، شنوایی و قوة تعقل قرار داد(15)(نحل/78) تا مستعدّ کسب علم و مهارت شود (فخر رازی، 1420؛ طباطبایی، 1390ق). لذا خداوند به او اسماء الهی را آموزش داد (بقره/31) و به استعداد و توانایى کامل مجهّز ساخت (جاثیه/13) (16) تا تمامى نیروها و امکاناتى را که در جهان وجود دارد کشف کند (مغنیه، 1378) و برای عمران و آبادانى زمین تلاش کند (معرفت، 1379؛ اعلام قرآن، 1385). واژة «جمیعاً» در آیة 13 سورة جاثیه نشانگر آن است که انسان از تمامى استعدادها و شایستگىهایى برخوردار است که بتواند با آنها به کرة ماه و دیگر ستارگان دسترسى پیدا کند (مغنیه، 1378) و این معنا در مقایسة انسان – و تفنّنهایى که در خوراک و لباس و مسکن و مانند آن دارد- با سایر موجودات کاملاً روشن مىشود (طباطبایی، 1390ق). در نتیجه، انسان احتیاجات خود را در دریا و خشکی (اسراء/70) (17) از راه بازرگانى و کشاورزى یا سایر صنایع، علوم و فنون تأمین میکند (حسینی همدانی نجفی، 1363).
پیامبر(ص) مردم را به معادن طلا و نقره تشبیه فرمودند(18) (کلینی، 1407). مقام معظم رهبری در تبیین جمله حضرت (ص) گفتند: آنچه در این جملة کوتاه و پرمغز موردنظر است، وجود استعدادهای پنهان در هر انسان است (خامنهای، 1391). «[خداوند] رسولانش را در میان انسانها مبعوث کرد [تا اندیشههای آنان را برانگیزانند] و پیامبرانش را پیدرپى بهسویشان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند و نعمت فراموششده او را به یادشان آورند و با رساندن پیام الهى حجّت را بر آنان تمام کنند، و گنجینههاى خردهایشان را به فعلیّت درآورند.» (19) (شریف رضی، 1414) این همان کشاندن استعداد است (خامنهای، 1391). امام صادق(ع) نیز شاگردان خود را براساس استعدادشان تربیت میکردند نظیر «هشامبن حکم» در مهارت مناظره با مباحث توحیدی (بحرانی، 1374؛ قمی، 1414)، «ابوموسی جابربن حیان» در کیمیاگری (Britannica, 2013)؛ با عنایت به ظرفیتهای خدادادی در وجود انسان، اگر آموزشهای علمی-کاربردی برمبنای استعداد و توانمندی اشخاص نباشد، یا هیچ نتیجهای نخواهد داشت یا به نتیجة مطلوب نخواهد رسید.
اصل توجه به نیاز جامعه و انسان
در اسلام، آموزش هر مهارتی که در جهت رفع نیازهای واقعی جامعه باشد مورد تأکید است. از همین باب خداوند برخی از این مهارتها را به پیامبران آموزش داده است: «و صنعت زره(سازى) را به خاطر شما به آن (داود) آموزش دادیم، تا شما را از سختى (و آسیب جنگهای)تان حفظ کند؛ پس آیا شما سپاسگزارید؟!»(20) (انبیاء/80) (رضایی اصفهانی، 1383) زیرا این هنر و مهارت برای مقابله با دشمنان ضروری بود که بهواسطة حضرت داود(ع) به مردم آموزش داده شد. قتاده گفته: اولین کسی که زره ساخت داود(ع) بود و پیش از آن تختهآهن بهکار میبردند و خدا آهن را در دست او چون خمیر نرم کرد و او آن را رشته کرد و حلقه نمود و زرهى سبک و نفوذناپذیر از آن ساخت ... (طبرانی، 2008؛ مجلسی، 1351) همچنین خداوند ساخت کشتی را با دستورات غیبى و بهتدریج به حضرت نوح(ع) آموزش داد (طباطبایی، 1390ق): «به او [نوح(ع)] وحى کردیم که زیرنظر ما و با وحى (راهنمایى و آموزش) ما کشتى بساز...» (مؤمنون/27) (21)(حکیمی، 1380) ولی چون مردم نوح(ع) را باور نداشتند و از نیاز فردای خود آگاه نبودند، حضرت نوح(ع) را مورد استهزا قرار میدادند، اما در روزی که به اذن خدا طوفان شد، ضرورت وجود کشتی برای آنها روشن شد (هود/37-41). همچنین، خداوند بهواسطة کلاغ، مهارت دفن جسد برادر را به قابیل آموزش داد (مائده/31) (22) زیرا نیاز آن روز بود. در نتیجه، آموزشهای علمی-کاربردی باید براساس شرایط و نیاز جامعه و انسان باشد.
اولویتبندی در فراگیری
پیامبر(ص) فرمودند: «علم بیش از آن است که بتوانی به تمام آن احاطه یابی پس، از هر چیزی [علم یا مهارت] بهترین آن را یاد بگیرید.» (23)(ورّام، 1369، ج 2: 15)بنابراین انسان ناگزیر است در یادگیری همة امور ازجمله مهارتها اولویتبندی کند چون هم مهارتها بسیار زیادند و هم عمر انسان بسیار کوتاه است.
اصل دقت و ظرافت
آموزش مهارت باید با دقت و ظرافت تمام انجام شود تا نتیجه مطلوب حاصل شود. خداوند که آهن را براى داود نرم کرد، به او دستور داد حلقههای زرهها را با ظرافت تمام بهاندازه و متناسب بسازد (سبأ/10-11) (24)(طباطبایی، 1390ق) .پیامبر(ص) هنگام دفن سعدبن معاذ، با دقت درزهای لحدها را مسدود کردند و فرمودند: «من مىدانم که این قبر بهزودى کهنه و فرسوده مىشود ولى خداوند متعال دوست دارد که بندهاش وقتى عملى انجام داد محکم و استوار بجا آورد»(25)(شیخ صدوق، 1376: 385).
اصل داشتن حسن فعلی و حسن فاعلی
در اسلام، کمال حقیقی انسان قرب به خدا است و ارزش افعال اختیاری انسان تابع میزان تأثیرآن در تقرب انسان به خداوند متعال است. درعینحال باید توجه کرد که تقرب به خدا در صورتی برای انسان حاصل میشود که رفتار افزونبر اینکه حسن فعلی دارد با انگیزة صحیح (حسن فاعلی) انجام شده باشد. اگر عمل خوب با انگیزهای نادرست انجام شود، برکمال انجامدهنده چیزی نمیافزاید؛ چنانکه اگر عمل بد با انگیزة صحیح انجام شود، بر کمال وی چیزی افزون نمیکند. بنابراین، دو چیز در ارزشمندی عمل مؤثراست: 1. خوب بودن عمل و 2. خوب بودن انگیزة فاعل(مصباح یزدی، 1367).
اصل نافع بودن
علم مفیدی که مایة رشد انسان باشد، در اسلام مورد تأیید و تأکید است (مکارم، 1371) همانگونه که موسى به خضر(علیهما السلام) گفت: «آیا از تو پیروى کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایة رشد و صلاح است، به من بیاموزى؟»(کهف/66) (26). در روایات نیز بهترین علوم نافعترین آنها معرفی شده است(27).(تمیمی آمدی، 1410) لذا رسول اکرم(ص) از علم بینفع به خدا پناه میبرد(28)(کراجکی، 1410). بنابراین در نگرش اسلام، علوم کاربردی و آموزش آن مثل هر علمی، اگر دارای محتوای منطقی و عقلایی(29)(لیثی واسطی، 1376) باشد و نیازی را از انسان یا جامعه برطرف سازد، نافع خواهد بود. گرچه آموزش علم و مهارت همراه با خشیت الهی(30)(فاطر/28) و رضای خدا(31) (توبه/72) نیز باشد، دارای جایگاه متعالیتری خواهد بود زیرا افزونبر دنیا، در آخرت نیز نجاتدهندة او خواهد بود.
علم و مهارت بیفایده یا مضرّ
برخی علوم و مهارتها دارای قبح فعلی و قبح فاعلیاند که از نظر دینی نهی شدهاند و به دو دسته علوم مضرّ و علوم بیفایده تقسیم میشوند. درکل، علم یا مهارتی که بینشزا نباشد یا مشکلی را در زندگی حل نکند، بیفایده و چه بسا مضرّ است؛ مثل دانستن تعداد سنگها و ریگهای جهان، یا مهارت بیست بار پلک زدن در یک ثانیه و مانند اینها بیفایده است. پیامبر خدا(ص) فرمود: «برخی از دانشها نادانی است» (جصاص، 1405، ج1: 51) (32). یعنی اگر دانش بهره و خاصیتی نداشته باشد مساوی با جهل است. امام علی(ع) فرمودند: «از کسی که علمش به او نفعی نرسانده علم نیاموز، زیرا علمی که به حال او سودمند نیست، به حال تو نیز سودمند نخواهد بود» (مجلسی، 1403، ج ۲: ۹۹)(33). همچنین آن حضرت(ع) میفرمایند: «به یادگرفتن چیزی(علم یا مهارتی) که ندانستن آن زیانی به تو نمیرساند، مشغول نشو و از آموختن چیزی (علم یا مهارتی) که فروگذاردنش بر نادانی تو میافزاید، غافل مباش.» (قمی، 1414، ج6: 344) (34).
بیتردید یادگیری هر علم و مهارتی توسط اهل آن مفید است، لکن قرآن آموزش سحر برای غیر اهل آن را ممنوع دانسته زیرا که یکی از آثار شوم آن جدایی بین زن و شوهر است (بقره/102) (35). یعنی افراد ناصالح این مهارت را برای استفادة سوء یاد میگیرند بنابراین مضرّ به حال خود و جامعه خواهد بود. مثل یادگیری نجوم که امام علی(ع) آن را بهصورت مشروط مجاز دانسته و فرمودند: ای مردم، از یادگیری ستارهشناسی پرهیز کنید، جز آن مقدار که در خشکی و دریا بهوسیلة آن راهیابی شود، زیرا نجوم به کهانت، فرا میخواند و منجم مانند کاهن است و کاهن مانند ساحر و ساحر مانند کافر و کافر در آتش است(36) (العروسی الحویزی، 1415).
اصل عملگرایی
اسلام دینی عملگرا است و اگر دانش و مهارت مفیدی را که در حد کلام، خواندن و نوشتن باقی بماند، توبیخ میکند و آن را اتلاف سرمایة عمر و سرمایة مادی میداند. امام صادق(ع) فرمودند: «آن که فعلش گواه بر قولش نباشد، عالم نیست.» (37)(بحرانی، 1374، ج4: 544) یعنی چنانچه علمی همبسته با عمل نباشد و نتیجه عملی در زندگی مادی و معنوی انسان نداشته باشد، از نظر دینی نه تنها مورد تأیید نیست بلکه منهیّ هم است. بنابراین بهترین دانش دانشی است که همراه با عمل باشد(38)(لیثی واسطی، 1376). افزونبراین، اگر علم با عمل پیوند نخورده باشد، موجب فراموشی و زوال علم میشود. امام صادق(ع) میفرماید: «علم با عمل همدوش است (نجات و رستگارى انسان به هر دو مربوط است). هر که بداند باید عمل کند و هر که عمل کند باید بداند. علم عمل را صدا زند اگر پاسخش گوید بماند و گرنه کوچ کند (مثلاً کسى که میداند اطاعت خدا خوب است و لازم گویا همان دانستن او را به زبان حال صدا میزند و میگوید تو که میدانى اطاعت خدا خوب است اطاعت کن، اگر فرمان برد علمش ثابت و برجا ماند وگرنه با شک و شبهه و فراموشى از میان برود)» (39)(کلینی، 1407، ج1: 44). آموزشهای علمی-کاربردی با پیوستگی خود با عمل، پایدار مانده و موجب رشد انسان و جامعه خواهد بود.
اصل تخصص
داشتن چیرگی و تخصص از مهمترین پرسمانهایی است که باید در آموزشهای مهارتی مورد توجه قرار گیرد زیرا اگر مربّی متخصص نباشد، نمیتواند مهارت لازم را منتقل
کند یا آموزش غلط خواهد داد. بنا به فرمایش رسول اکرم(ص) «کسى که ندانسته عملى انجام دهد، خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است»(40) (برقی، 1371ق، ج1: 198). بنابراین بدیهى است که تمامى انحرافات و فساد و تخریب، معلول ناآگاهى باشد. بههمینسبب اسلام در اولین قدم به علم و آگاهى (و تخصص) تشویق مىکند و آن را غذاى عقل مىشمارد (کلینی، 1387) و از جمله مهمترین شروط موفقیت در کسبوکار برای هر اهل فنّی داشتن تخصص، باهوشی در آن فن است(41) (مجلسی، 1403).
اصل توجه توأمان به زندگی دنیوی و اخروی
آموزش علوم مهارتی بهمنزلة ترک آخرت و توجه صرف به دنیا نیست، بلکه هدف، یادگیری و عمل به این علوم و مهارتها در راستای دستورات دینی است زیرا اسلام دین زندگی است و همة جوانب زندگی انسانی را دربر میگیرد، همانگونه که به زندگی اخروی توجه دارد بهمثابه زمینة زندگی آخرت، به زندگی دنیوی نیز توجه دارد. امام مجتبی(ع) میفرماید: «برای دنیایت چنان کار کن که گویا برای همیشه [در این دنیا] خواهی بود و برای آخرتت [نیز چنان] سعی و تلاش کن که گویا فردا از دنیا خواهی رفت»(42)(مجلسی، 1403، ج44: 139) در نتیجه، در چارچوب تربیت دینى، ترغیب به کنارهگیرى از اجتماع و تقویت روحیة مرتاضانه در فرد امرى کاملاً غیرمتعارف است (مطهرى، 1371). بنابراین در تعالیم اهل بیت(ع) کسی که دنیا را برای آخرتش رها کند یا آخرت را برای دنیایش ترک کند، مطرود شمرده شده است. امام باقر(ع) از امام سجاد(ع) روایت میکنند: «از ما نیست آن کس که دنیاى خود را براى آخرت رها کند یا آخرت خود را براى دنیا از دست دهد»(43) (بروجردی، 1386، ج22: 124). بنابراین، توجه توأمان به زندگی دنیوی و اخروی از مبانی دینی آموزشهای علمی-کاربردی است زیرا نباید انسان در علم و مهارت خود غرق شده و او را از آخرت غافل کند. همچنین توجه به جهان پس از مرگ نباید مانع تلاش او در ساختن دنیایی آباد شود.
اصل آموزش دیداری و شنیداری توأمان
در عصر فناوری، آموزش سمعی و بصری از جایگاه والایی برخوردار است، زیرا اثر دیدن در یادگیری بسیار بیشتر از شنیدن است. لذا پیامبر(ص) در تربیت اصحاب از این مهم نیز بهره میگیرد، مثلاً با روشی ملموس و کاربردی خطرِ «کوچک شمردن گناهان» را برای اصحابش تبیین کرد، آنجا که با یاران خود در زمینى بىگیاه فرود آمدند، به یاران خود فرمود: مقدارى هیزم بیاورید. عرض کردند: اى رسول خدا، ما در مکانى بىگیاه هستیم و در اینجا هیزم نیست. حضرت(ص) فرمود: هر کدام از شما به اندازهاى که مىتواند بیاورد. هرکدام مقدارى هیزم آوردند و در مقابل پیامبر(ص) روى هم ریختند. رسول خدا(ص) فرمود: «گناهان نیز اینگونه جمع مىشوند» (کلینی، 1407؛ بحرانی، 1374). همچنین، آموزش عملی و هنرمندانة وضو توسط حسنین(ع) به پیرمردی که وضویش اشتباه بود، نمونهای دیگر از آموزش کاربردی به روش دیداری و شنیداری در سیره معصومین(ع) است (مجلسی، 1403؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، 1379ق).