مفهوم مشاوره
گود، مؤلف فرهنگ آموزشوپرورش که در 1945 انتشار یافته است، مشاوره را کمک به فرد در مورد مسائل شخصی، تربیتی و شغلی تعریف میکند که در آن حقایق و اطلاعات لازم برای یافتن راهحلی مناسب مطالعه و تجزیهوتحلیل میشوند. غالباً با کمک متخصصان و استفاده از منابع مدرسه و جامعه و انجام مصاحبههای فردی به شاگردان و مراجعان آموخته میشود که خود با توجه به جوانب امر تصمیم بگیرند. استفلر، از صاحبنظران مشاوره، آن را بدینسان تعریف میکند: «مشاوره رابطهای است تخصصی بین دو فرد که یکی مشاور تحصیلکرده و ذیصلاح و دیگری مراجع است.» این رابطه معمولاً انفرادی است، یعنی رابطة رویاروی است گرچه ممکن است گاه در آن بیش از دو نفر درگیر باشند. هدف مشاوره کمک به مراجع است که غرض و مقصود خود را از زندگی دریابد، آن را تصریح کند تا به انتخابهای آگاهانه و عاقلانهای بپردازد که متناسب با طبیعت و تواناییهای او هستند، سپس در زمینههایی که در حد امکان و استطاعت او است به کار و عمل مبادرت ورزد (اردبیلی، 1353).
انجمن مشاورة آمریکا مشاوره را رابطة مجاز و رویاروی محرمانه مقبول و بدون ارزشیابی و داوری تعریف میکند که در آن مشاوره با بهرهگیری از دانش، تخصص و توانایی خود به مراجعان کمک میکند تا خود و محیط خود را بهتر شناخته، تصمیمهای شغلی و حرفهای لازم را در رابطه با رشد شخصی و نیز روابط میانفردی ازدواج یا دیگر مسائل زندگی اتخاذ کنند (نوابینژاد، 1386).
مفهوم مشاورة شغلی
شروع مشاوره در جهان با کار فرانک پارسونز در زمینة مشاور شغلی در 1909 بود؛ بههمینسبب او را پدر مشاوره مینامند. وی معتقد بود مشاورة شغلی جریانی رودررو است که در طی آن فرد از استعدادها، علایق، تواناییها و محدودیتهای خود اطلاعاتی کسب میکند و سپس در مورد ملزومات و شرایط موفقیت، مزایا، معایب و فرصتهای مختلف کار مطلع شده و سپس با استدلال صحیح به نتیجة منطقی میرسد (صادقی، 1398).
مشاورة شغلی کمک به فرد است در انتخاب شغلی متناسب با استعداد، علایق و تجربیات خود طوریکه نیازهای او را ارضا کند و موجب بهبود وضع جامعه شود (شفیعآبادی و احمدی، 1383).
مشاورة شغلی تعیین حرفهای است که با استعدادها و امکانات و خصوصیات روانی و جسمی فرد سازگار و هماهنگ باشد. بهعبارتی در این شاخة راهنمایی و مشاوره دو دسته اطلاعات بررسی میشود؛ یک دسته اطلاعات مربوط به مشاغل و دستة دیگر مربوط به ویژگیها و استعدادهای فرد. در جریان مشاوره تلاش میشود تناسب بین این دو دسته اطلاعات مشخص میشود و تعیین گردد تا چه اندازهای شرایط مربوط به یک حرفه با تواناییها و ویژگیهای فرد سازگاری دارد (شفیعآبادی، 1381).
اهمیت مشاورة شغلی
ازآنجاکه شغل و حرفه بخش عمدهای از زندگی فرد را به خود اختصاص میدهد، اهمیت بسزایی دارد. چنین شرایطی چنانچه با تواناییها و علایق فرد همخوانی نداشته باشد، به عدم رضایت شغلی خواهد انجامید. تحقیقات نشان میدهد عدم رضایت شغلی یکی از مهمترین مشکلات استرسزا در زندگی فرد است که میتواند جنبههای دیگر زندگی او را تحتتأثیر قرار دهد. افزونبر تأثیرات فردی مشاورة شغلی، تأثیرات اجتماعی آن را نیز نباید دور از نظر داشت. کارایی فرد در حرفهای که به او واگذار شده است تحتتأثیر توانایی و استعداد و علاقه او به آن شغل قرار دارد. عدم هماهنگی فرد با شرایط شغلی کارایی او را در مسیر اهداف شغلی مرکز، کارخانه یا مؤسسه پایین خواهد آورد. مؤسسات و مراکز مختلف کاری مایل به بهکارگیری افرادی هستند که کارایی بالاتری داشته باشند.
مشاورة شغلی به افراد کمک میکند تا اهداف و خواستههایشان را برای خود شفاف و آشکار سازند، تصمیمات درستی اتخاذ کنند، انتقالهای شغلی و حرفهای خود را مدیریت کنند، از عهدة تغییرات و تحولات شغلی طراحیشده برآیند و در حفظ و نگهداشت شغل با اکتساب قابلیتها و مهارتهای لازم توانمند باشند. در ضمن، مشاورة شغلی با بررسی عمیقتر موانع پیشروی جویندگان شغل، سعی دارد راهکارهایی را معین سازد که در بازار کار ادامة حیات داشته باشند. در جوامع پیشرفته، راهنمایی و مشاورة شغلی به ایفای نقش میپردازد و بهمثابه ابزاری حیاتی برای کنترل و هدایت تحولات بازار کار درنظر گرفته میشود. اهمیت و نقش اساسی مشاوره آنچنان درک شده است که آموزش شغلی جزو سرفصلهای اصلی دروس مقاطع تحصیلی منظور شده است (بهزاد، 1383).
به کمک مشاورة شغلی، اطلاعات شغلی یعنی خودشناسی و آگاهی از نیازهای شغلی جامعه در دسترس تمام کارجویان قرار میگیرد و امکان تصمیمگیری مناسب فراهم میآید. افزونبراین ازطریق راهنمایی و مشاورة شغلی میتوان بازار مشاغل را شناخت و کمبود یا فراوانی نیروی انسانی در بخش معینی از مشاغل را مشخص کرد، تعدیل نیروی انسانی در بازار مشاغل بهعمل آورد، بین دانشگاه و جامعه ارتباط متقابل و صمیمی برقرار و بر رضایت شغلی و در نهایت بر رضامندی از زندگی افزود، خودکفایی صنعتی و اقتصادی مملکت را تأمین کرد، انسان ها را به مشاغلی گمارد که برای آنها مناسب است، اطلاعات معین و موثقی دربارة مشاغل بهدست آورد و افراد را به اشتغال در ایام فراغت تشویق کرد (شفیعآبادی، 1381).
هدف اصلی مشاورة شغلی آن است که فرد پس از شناسایی خصوصیات خویش و آشنایی با ویژگیهای مشاغل دست به انتخاب شغل مناسب بزند (Amundson, Harris-Bowlsbey & Niles, 2006).
هدف ارائة خدمات مشاورة شغلی
هدف از ارائة مشاورة شغلی و کارآفرینی توسعة دانش، تبدیل ایده به یک فعالیت شغلی پایدار، کمک به حفظ و پایداری فعالیتهای نوپای کارآفرینی در صحنة رقابت اقتصادی و توسعة فعالیتهای دانشمدار در واحدهای صنعتی و خدماتی است. همچنین ارائة خدمات مشاورهای در زمینة آموزش کسبوکار، کاریابی، تدوین طرحهای اشتغال و کارآفرینی، حقوقی، بازاریابی و فروش، مالی و سرمایهگذاری، تهیة منابع سرمایهگذاری و هر خدمت دیگری را که در ارتباط با مسیر توسعة کسبوکار و کارآفرینی قابلتعریف باشد شامل میشود و انتظار میرود با ارائة این خدمات اهداف زیر محقق شود:
- شناسایی، تربیت و پرورش دانشجویان و دانشآموختگان کارآفرین؛
- پرورش مهارتهای کارآفرینی برای راهاندازی کسبوکارهای پایدار؛
- ارتقاء شناخت جامعة دانشگاهی و بهویژه دانشجویان و دانشآموختگان نسبت به کارآفرینی و کارآفرینان و نقش آنها در رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال کشور؛
- ایجاد شبکه و برقراری ارتباطات فرادانشگاهی قوی با صنایع و شرکتهای ذیربط، برای پشتیبانی و حمایت از کارآفرینی و توسعة کسبوکار.
در زمینة مشاورة شغلی، میچل و کرومبولتز هدف مشاورة شغلی را یادگیری و نقش مشاوران شغلی را آسانسازندة این یادگیری برشمردهاند. در باور آنها، مردم باید تواناییها و دلبستگیهای خود را گسترش دهند و برای دگرگونسازی وظایف شغلی آمادگی یابند. بهسخن دیگر، آنها باید برای اقدام کردن، تواناییهای لازم را بهدست آورند که در این کار مشاوران حرفهای نقش بنیادی دارند. مراجعان نه تنها باید تواناییها و دلبستگیهای کنونی خود را دریابند که باید آن دسته از تواناییها و دلبستگیهایی را که دوست دارند در خود پرورش دهند و بیاموزند (مصحف و دیگران، 1384).
نقش اساسی مشاوره شغلی و حرفهای آن است که هماهنگی مطلوبی میان رغبتها، تواناییها، نیازهای فردی و اجتماعی و اطلاعات شغلی برقرار کند؛ بهطوری که شخص بتواند به شیوهای مطلوب به انجام وظایف محوله بپردازد و از شغل خود لذت ببرد. مشاوره حرفهای مفاهیمی
همچون کمک به افراد برای توسعه مهارتهای
برنامهریزی و تصمیمگیری در راستای تسهیل در امر
انتخاب حرفهای را دربر میگیرد (شماعیزاده و عابدی، 1384).
مشاور شغلی کیست؟
مشاور شغلی ممکن است نقش آموزشگر صمیمی، مربی یا معلم را اتخاذ کند. او باید برای رفع افکار ناکارآمد حرفهای منحصربهفرد مراجعان، که رشد فردی آنها را به تعویق میاندازد، آماده باشد. در واقع، مشاور در قامت معلم، محیطی را برای مراجع فراهم میکند تا علایق، رغبتها، مهارتها و ارزشها، عادتهای کاری و بسیاری دیگر از ویژگیهای فردیاش را توسعه دهد (Lent & brown, 2005: 223).
مشاورة شغلی دانشآموزان
دورة متوسطه یکی از مقاطع بسیار حساس است که لزوم مشاورة شغلی را محرز میسازد. راهنمایی و مشاورة شغلی در این دوره دو هدف اصلی را دنبال میکند: 1. فراهم آوردن امکان و موقعیتی که دانشآموز با خودشناسی و حرفهشناسی کاملتر و دقیقتر طرحریزی شغلی و حرفهای را دنبال کند؛ 2. در دسترس قرار دادن اطلاعات دقیقتری در باب نتایج آزمونهای روانی، شناسایی مشاغل متعدد، امکانات و فرصتهای استخدامی برای دانشآموزان (شفیعآبادی، 1381).
مشاورة شغلی دانشجویان
دانشجویان در حکم سرمایة انسانی کشور و قشر جوانی که در آستانة انتخابهای مهم زندگی مانند ازدواج و اشتغال هستند و لازم است مرحلة گذار از دانشگاه به کار را هرچه زودتر طی کنند، باید از هویت منسجم، پایدار و محکمی برخوردار باشند تا بتوانند انتخابهای خود را به واقعیت نزدیکتر کنند (زارع مهرجردی و دیگران، 1397).
بیشتر دانشجویان در زمینة انتخاب شغل و بهطورکلی در همان مراحل اولیه با مشکل روبهرو میشوند. نداشتن خودسنجی و خودارزیابی از مهارتها و تواناییها و علایق و رغبت شغلی خود، عدم ارتباط رشتة تحصیلی با مشاغل موجود در جامعه و اینکه رشتههای تحصیلی آنان کاربرد چندانی در جامعه ندارد، ناآشنایی با بازار کار و فرصتهای شغلی سبب میشود که با سپری شدن سالهای زیادی از زندگی و عمر خود همچنان در پی نیازهای شغلی ایدهآل خود باشند. یک طرح شغلی موفق تصمیمگیری عاقلانهای را از بین تمام انتخابها ممکن میسازد (Luzzo, 2000).
انتخاب شغل یکی از اهداف مهم زندگی هر جوان دانشگاهی است؛ چنانچه وی در جستوجو و انتخاب این منبع نیاز متحمل سختی و موانع شدید شود، مضطرب خواهد شد و چنانچه پشتسر گذاشتن این موانع را خارج از کنترل خود یا ناممکن بداند، احساس درماندگی به او دست خواهد داد. متخصصان مشاورة شغلی عقیده دارند آموزش مهارتهای جستوجوی شغلی میتواند این اضطراب و نگرانی را کاهش داده یا از آن پیشگیری نماید (مهدینژاد و دیگران، 1387).
فرایند مشاورة شغلی
مشاورة شغلی طبق نظر پارسونز در سه مرحلة اساسی صورت میگیرد:
1. شناسایی کامل تواناییها، استعدادها، رغبتها و محدودیتهای فردی؛ این ویژگیها تمام توانایی جسمانی، روانی و محدودیتهای جسمانی و روانی و اجتماعی فرد را دربر میگیرد؛
2. شناسایی مشاغل متعدد و آگاهی نسبت به عواملی که منجر به موفقیت و رضایت شغلی میشوند. دراینراستا ویژگیهای مختلف هریک از مشاغل از جنبههای مختلف مالی، اجتماعی و سایر محدودیتها بررسی میشوند. برخی مشاغل ویژگیهای خاص خود را دارند که باید موردتوجه قرار گیرند؛
3. ایجاد سازش منطقی بین خصوصیات شخصی و شرایط شغلی که به موفقیت و رضایت شغلی میانجامد. در جریان مشاورة شغلی، به سؤالات: شغل موردنظر چه ویژگیها و چه محدودیتهایی دارد؟ چه ویژگیهای فردی را نیاز دارد؟ چقدر بین این دو دسته ویژگی هماهنگی و همخوانی وجود دارد؟ پاسخ داده میشود (Parsons, 1909).
تجربة مشاورة شغلی در ژاپن
مشاورة شغلی در دبیرستانهای ژاپن فوراً پس از ورود دانشآموز به مدارس آغاز شده و تا زمان جذب تمامی دانشآموزانی که قرار بوده در رشتة موردعلاقة خود شاغل شوند، ادامه پیدا میکند. برای دانشآموزان سال اول و دوم، مشاوره در سال آخر مقدماتی است، زمانیکه آنها بهطور واقعی دست به اقدام میزنند. این مشاورة مقدماتی بر رویدادها و فعالیتهایی متمرکز است که به دانشآموزان کمک میکند تا تصمیم بگیرند به دانشگاه بروند یا به سر کار و هدف آن آگاهسازی دانشآموزان از امکانات شغلی است. برای دانشآموز سال سوم مشاوره طوری صورت میگیرد که دیدگاه لازم را پیدا کند که تا اول جولای، زمانیکه شغل ارائهشده ازسوی شرکتها رسماً در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد، چه کاری را میخواهد انجام دهد. زمانیکه دانشآموزان در آوریل وارد سوم دبیرستان میشوند، فوراً آنها را میسنجند تا پی ببرند آیا میخواهند وارد دانشگاه شوند یا سر کار بروند. به آنهایی که میخواهند شغلی پیدا کنند راهنماییهایی در مورد آمادگی برای کار، زمانبندی فعالیتهای کارجویان، معیارهایی برای انتخاب اینکه به کدام کارخانه نزدیک شوند، شیوة تأمین کارتهای درخواست شغل ارائه میشود. پیشنهادات شغل واقعی از اول جولای در دسترس قرار میگیرد و تا این مرحله، مدارس از دانشآموزان سابق مشغول به کار در شرکتهای گوناگون دعوت میکنند تا به دبیرستان بیایند و راجعبه شرکتهای خود و تجربهشان از فعالیتهای کارمندان جدید صحبت کنند (ناگاوا، 1379).
کلینیک چیست؟
به مکانی گفته میشود که با بیمارستان یا دانشکدة پزشکی در ارتباط بوده و به بیماران سرپایی با هزینة کم یا بدون هزینه خدمات داده میشود. در تعریف دیگری، کلینیک کلاس یا گروهی عنوان شده است که برای آموزش یا تشخیص و درمان مشکلات خاص تشکیل میشود. کلینیک یک جلسة گروهی نیز تعریف شده است که ارائهدهندة مشاوره یا آموزش در رشته یا زمینهای خاص است.
انواع کلینیک
کلینیک درمانی: طبق تعریف فرهنگ عمید از این واژه، کلینیک درمانی به محلی اطلاق میشود که دارای تجهیزات در رشتهای خاص برای درمان بیماران مربوط به آن رشته است (عمید، 1390).
کلینیک مشاورهای: به محلی اطلاق میشود که خدمات مشاوره و روانشناسی بالینی در جهت بهبود حال روحی و توسعة فردی انجام میشود.
کلینیک کسبوکار: یکی از راههای ارائۀ خدمات مشاورۀ مدیریت و بهرهوری در کسبوکارها، ارائة آنها بهصورت کلینیکی است. دراینحالت، مشاورین در مکانی مستقر بوده و کاربران با مراجعه به محل ارائة خدمات و استقرار مشاور، از راهنمایی و توصیههای کلی آنان براساس شناخت اجمالی از نیاز و درخواست کاربر و در مدت زمان محدود بهرهمند میشوند. مشاورة کسبوکار با استفاده از ارائة خدمات مشاوره میتواند ما را به هدفمان در تجارت و راهاندازی کسبوکار موردنظر هدایت کند.
کلینیک حقوقی: مرکزی دانشگاهی وابسته به دانشکدههای حقوق است که در آن اساتید و دانشجویان حقوق بهصورت عملی اقدام به ارائة خدمات حقوقی مختلف به مراجعان و موکلان میکنند. خدمات حقوقی در کلینیک حقوقی نوعاً زیرنظر اساتید حقوق با تجربة علمی و تجربی بالا ارائه شده و از دانشجویان حقوق دارای مجوز کار برای امور اجرایی و پیگیری امور بهره گرفته میشود (Black’s law dictionary).
کلینیک سلامت روان: کلینیکهای سلامت روان جامعه شبیه به مراکز سلامت روان دانشگاهها و دانشکدهها است. اما عموماً مراجعان کلینیکها بهطور جدیتری دچار کمبود و نقص در مهارتهای زندگی هستند (بابایی و حاجی باباکاشانی، 1386).
کلینیک مشاورة شغلی
به مؤسسههای مشاورة شغلی و کاریابی غیردولتی (خصوصی و تعاونی) گفته میشود که اشخاص توانمند آنها را برای راهنمایی و مشاورة شغلی به جویندگان کار و کارفرمایان، شناسایی فرصتهای شغلی در داخل و خارج از کشور و انجام خدمات موردنیاز تحکیمکنندة روابط سهجانبه کارگر، کارفرما و دولت تأسیس کرده یا خواهند کرد (صادقی و دیگران، 1398).
اهداف و مأموریتهای کلینیک مشاورة شغلی
ازنظر پارسونز، قاعدة مشاورة شغلی برای افراد بیکار شامل سه بخش است: 1. بررسی تواناییها، علایق، ارزشهای فرد؛ 2. بررسی بازار کار، فرصتهای شغلی موجود؛ 3. انطباق این فرصتها با افراد. این رویکرد مشاوره از ابتدا موردتوجه بود و با پیشرفت مشاورة شغلی و ابداع نظریههای جدید و توجه دقیقتر به این موضوع فرایندهای دقیق و کاربردی برای مشاورة شغلی و کمک به کاریابی افراد طراحی و تدوین شد. امروزه نظریههای جدید مشاورة شغلی در سه پارادایم راهنمایی، رشدی و طراحی زندگی، محتواهای گسترده و متنوعی برای کمک به اشتغال و انتخاب و کاریابی ارائه کردهاند که آموزش آنها به افرادی که هیچ تخصصی در این زمینه ندارند امکانپذیر نمیباشد. بنابراین، آموزش توانمندسازی مدیران و کارکنان مؤسسات مشاورة شغلی و کاریابی در حد آشنایی آنها با علم روز در زمینة مشاوره شغلی و کاریابی بیشتر امکانپذیر نمیباشد. برای اینکه توانمندسازی واقعی صورت گیرد، نیاز به بهکارگیری افراد متخصصی است که در این زمینه سالها تحصیل کردهاند (صادقی، 1398).
هدف مؤسسات مشاورة شغلی و کاریابی سازگاری عرضه و تقاضای نیروی کار میباشد و ایفای نقش آنها در فرایند کاریابی در ارائة خدمات مشاورة شغلی و هدایت نیروی کار بسیار حائز اهمیت است. لذا تسلط بر فضاهای اطلاعاتی موجود و آتی بازار کار و شناخت کافی از میزان عرضه و تقاضای نیروی کار و فضای کسبوکار، قوانین و مقررات و اطلاع از وضعیت کارجویان بیآنکه آنان را حمایت کنند برای افزایش کارایی بهطور مستمر حائز اهمیت است (ازما و رهبری، 1394).
اگرچه مؤسسههای مشاورة شغلی و کاریابی مرکز ثقل سیاستهای بازار کار شناخته میشوند و بایستی خدمات متنوعی ارائه دهند (همان)، اما امروزه بیشتر تبدیل به بنگاههای کاریابی شدهاند و مشاوره و راهنمایی شغلی به معنای فراهم ساختن امکان تصمیمگیری مناسب، آموزش مهارتهای کاریابی، تقویت خودکارآمدی کاریابی، آموزش و تقویت استخدامپذیری، آموزش کارآفرینی و تقویت نگرش و خودکارآمدی کارآفرینی نه تنها بهصورت تخصصی در این مراکز صورت نمیگیرد که بعضی از این مفاهیم هنوز وارد حیطة عملکرد این مؤسسات نشده است (صادقی و دیگران، 1398).
انواع خدمات کلینیکال
1. روانشناسی شغلی؛
2. بررسی و ارائة خدمات؛
3. آسیبشناسی مشاغل و ارائة مشاوره در مقابل آنها: زمانیکه افراد از شغل خود ناراضی هستند و قصد ترک شغل خود را دارند، اولین مسئلهای که مشاوران به آن میپردازند این است که علت نارضایتی فرد از شغلش چیست؟ این علت ممکن است در خود شغل(فعالیتهای شغلی)، در محیط (داشتن رئیسی مستبد)، یا در خود شخص (صفات شخصیتی همچون تحمل استرس و افسردگی) جستوجو کرد. بررسی رضایتبخش منابع فشار تنها با استفاده از یک رویکرد چندرشتهای امکانپذیر است. یعنی برای این منظور باید طیف کامل مسائل روانشناختی، جامعهشناختی و فیزیولوژیایی که در محیط کار بر افراد اثر میگذارد موردبررسی قرار گیرد. محیط کار، محیط خانواده، محیط اجتماعی و خود فرد حوزههایی از زندگی هستند که خاستگاه آسیب محسوب میشوند (دیباج و دیگران، 1387).
مشاورة شغلی و آموزشهای علمی-کاربردی
با توجه به اینکه نظام آموزشی کشور در راستای تربیت نیروهای انسانی ازلحاظ دانشی در سالهای اخیر بسیار تلاش کرده است و توانسته نیاز کشور را در حوزههای مختلف تأمین کند، فلسفة شکلگیری دانشگاه علمی-کاربردی مطرح شد تا به افراد کمک کند از راه یادگیری دانشهای عملیاتی و نحوة اجرایی کردن این دانشها، ارتباط بین صنعت و دانشگاه را بهصورت عمیقتر برقرار کنند.
فراهم کردن زمینههای مناسب برای افزایش درک دانشجویان از واقعیات مربوط به مشاغل در جامعه و موقعیت رشتة تحصیلی آنان در رابطه با مشاغل موجود در جامعه ازجمله وظایف و رسالتهای کلینیکهای مشاورة شغلی در دانشگاهها است. از دیگر اهداف این مشاورهها در دانشگاهها خصوصاً مراکز آموزشی علمی-کاربردی توسعة این دیدگاه و عقیده در دانشجویان است که برای انتخاب شغل، مهارت و اطلاعات متناسب با آن شغل لازم است. با توجه به این رسالت، دانشجویان باید سعی کنند بهنحوی این دانشها را فرا بگیرند که اثر آن را در جریانهای توسعة شغلی خود بهصورت محسوس مشاهده کنند.
دانشجویان باید دریابند که انتخاب شغل، پروژهای است که باید در طول تحصیل آن را طراحی و اجرا کنند. ایجاد این دیدگاه در دانشجویان موجب تکاپو در آنان برای کسب مهارتهای جستوجوی شغل و شغلآفرینی میشود. نیز به دانشجویان کمک میشود تا در زمینة خودشناسی شغلی و کسب خودپنداری حرفهای به سطحی لازم از آگاهی برسند. برای دانشجویان کلاسهای آموزشی یا جلسات مشاورة گروهی با استفاده از ابزارهای گوناگون روانشناسی برگزار میشود تا رغبتها، علایق، انتظارات و اهداف شغلی خود را کشف و آنها را سازماندهی کنند. از دیگر خدمات کلینیکهای مشاورة شغلی در مراکز آموزشی شناخت مشاغل و فرصتهای شغلی و نحوة شغل و شغلآفرینی است و به دانشجو کمک میشود تا خلاقانه موقعیتهای جدید را بشناسد. ازآنجاکه نیاز بازار مسئلهای جدا است، وقتی این نیاز در کنار آموزشهای دانشجو و در انتخاب مسیر شغلی و کارراهه وی قرار بگیرد، هم میتواند شغلی را انتخاب کند که موردنیاز بازار باشد و هم در طول مسیر خود نکات لازم را فرا بگیرد. این کلینیکها میتوانند انواع مهارتهای لازم ازجمله نحوة معرفی خود به صاحبان مشاغل، نحوة برقراری ارتباط با سازمانها و ادارات، نحوة نامهنگاری و درخواست شغل و نحوة شناسایی فرصتها و امکانات را به دانشجویان آموزش دهند. وجود مشاورة شغلی از ابتدای انتخاب رشته تا مدیریت کارراهة شغلی و یادگیری هرچه بهتر مشاغل بسیار مفید است و هم دانشگاه را به مقصود خود، که همان عملیاتی شدن آموزش است، میرساند و هم افراد را در راستای اهداف خود هدایت میکند. این لزوم وجود مشاورة شغلی در دانشگاه علمی-کاربردی است (شفیعآبادی و فرحبخش، 1383).