نوپا و توسعه آن
براساس تعریف نهاد SEP نوپا، بهمنزله مجموعهای موقتی تعریف میشود که برای دستیابی به مدل کسبوکار مقیاسپذیر و تکرارشدنی طراحی و ایجاد میشود. بنابراین تعریف نوپا میتواند، کسبوکار پرمخاطره جدید، بخشی جدید یا واحد کسبوکاری جدید در سازمان موجود باشد.
بلانک (2005)، نوپا را بهمنزله سازمانی موقتی توصیف میکند که محصولات نوآورانه با فناوری بالا تولید میکند و سابقه عملی پیشینی ندارد. این تعاریف، نوپاها را از سازمانهای مستقر (فعلی) که منابع بیشتری داشته و بازار بالغی را اداره میکنند، متمایز میکند (Blank, 2005).
رِیز (2011) نوپا را نهادی انسانی میداند که برای تولید محصول / خدمت جدید در شرایط عدم قطعیت زیاد طراحی شده است. او نوپا را سازمانی موقت تعریف میکند که با هدف ایجاد مدل کسبوکار تکرارپذیر و مقیاسپذیر به وجود آمده است (Ries, 2011).
بلانک و دورف (2012)، نوپا را بهمنزله سازمان موقتی که با پیروی از مدل کسبوکار مقیاسپذیر، تکرارشدنی و سودآور، بهدنبال رشد است. تعریف بلانک، تفاوت میان نوپا و کسبوکار کوچک را مشخص میکند؛ که همانا عدم تمایل صددرصدی برای رشد و بنابراین داشتن مدل کسبوکاری مقیاسناپذیر است (Blank & Dorf, 2012). آنچه در این تعریف ما را به سمت شناخت بهتر نوپا میکشاند، در موارد زیر خلاصه شده است:
مدلهای کسبوکار: قالبی است که نوپاها با آنها برای مشتریان خود ارزش میآفریند و ارزش تولیدشده را به درآمد برای شرکت تبدیل میکنند. برای نمونه، روش جدیدی برای تبلیغ محصول، یا اجاره اتاقی در هتلی، یعنی راهحل کسبوکار برای «مشکلات اجتماعی».
قابلیت تکرار: قابلیت تکرار محصولات برای اینکه بهصورت همیشگی در اختیار مصرفکننده قرار گیرند، صرفنظر از تقاضا و نیاز کم به سفارشیسازی.
مقیاسپذیری: توانایی برای مقیاس گسترده، با در نظر گرفتن حجم بالایی از مشتریان است؛ بهطوریکه رشد سریعی رخ دهد و هزینههای عملیاتی در مقایسه با درآمد، رشد آهستهتری داشته باشد.
شرایط عدمقطعیت شدید: این شرایط بهطور مستقیم به این واقعیت اشاره داردکه برخلاف تحلیل بازار، حیات مالی و عملیاتی نوپا، با موفقیت آن و پذیرش از سوی مشتریان قابل پیشبینی نیست.
نوپاها، شرکتهای تازه متولد شده، یا جوانی هستند که برای دستیابی به پتانسیل و رشد خود تلاش کرده، فرصتهایی برای مشاغل جدید به وجود میآورند و در سالهای اخیر، بخش زیادی از رشد اقتصادی جهان را بر عهده داشتهاند (Akkaya, 2020: 138).
در گزارشی که هر سال از نوپاهای اروپایی صورت میگیرد، نوپاها با سه ویژگی شناخته میشوند (Kollmann et al, 2016):
- نوپاها کمتر از 10 سال عمر دارند.
- نوپاها ویژگیهای نوآوری فناورانه و/ یا مدلهای کسبوکار دارند.
- نوپاها در تلاش برای داشتن کارمندان و رشد فروش چشمگیر هستند.
ساتن (2000) چهار ویژگی نوپاها را، جوان و نابالغ بودن، منابع محدود، نفوذ از طریق سهامداران و سرانجام فناوریها و بازارهای پویا میداند.
دیدگاه مناسبی برای درک بهتر توسعه نوپا، نظریه چرخه عمر است. برای نمونه کران (2002) چرخه عمر نوپا را دارای چهار مرحله میداند: مرحله اول، آغاز مرحله از مفهومسازی ایده تا نخستین فروش است. مرحله دوم، از آغاز نخستین فروش تا زمانی است که محصول به اندازه کافی برای عرضه به مشتریان جدید، بدون تأثیر بر فرایند توسعه، پایدار باشد. مرحله رشد با کسب سهم در بازار آغاز میشود و مرحله سوم است. مرحله نهایی زمانی است که نوپا به شرکت بالغی تبدیل شده و بهدنبال گسترش محصولی نوآور است. در هر یک از مراحل چرخه عمر، اقدامات متفاوتی انجام میشود که ابزارهای گوناگون میتوانند در انجام دادن این اقدامات به کارآفرینان یاری رسانند (Edison et al, 2015).
لوگر و کو (2005) در جستوجوی تعریفی دقیق و جامع از نوپا، پس از بررسی ادبیات دریافتند که همه تعاریف عرضه شده، دارای سه شرط است: «جدید»، «فعال»، «مستقل». آنها با این سه شرط نوپا را موجودیت (یا هویت) کسبوکاری تعریف میکنند که پیش از این وجود نداشته، یعنی جدید؛ آغاز به استخدام دستکم یک کارمند حقوقبگیر در مدت زمان انجام خود نماید، یعنی فعال وزیرمجموعه شرکت مستقر و موجود و یا شعبهای از آن نباشد، یعنی مستقل(Luger & koo, 2005).
هیسریچ و همکاران (2005) نوپاها را بر اساس کارکنان و سرعتِ رشد درآمدی به چهار دسته اصلی تقسیم کردند که این تقسیمبندی در جدول (1) نشان داده شده است.
سای و لن (2006) برخی از تحقیقات انجام شده درباره توسعه نوپا از دریچه چرخه عمر را با هم مقایسه کردند. جدول (2) نتایج مقایسه آنها را نشان میدهد، بهطوریکه ستون محتوای مرحله دربردارنده فهرستی از رفتار و اقدامات مدیریتی است که کارآفرینان انجام میدهند.
![]() |
سلامزاده و کاواموریتا کثیم (2015) چرخه عمر نوپا را دارای مراحل خودراهاندازی، مرحله دانهای (اولیه) و مرحله ایجاد میدانند. در مرحله اول، کارآفرین با انجام اقداماتی تلاش میکند تا ایده خود را به کسبوکار سودآوری تبدیل کند، برای نمونه اقدام به جمعآوری تیم کرده، از اعضای خانواده و دوستان خود تقاضای سرمایهگذاری میکند و منابع مالی شخصی خود را به کار میگیرد. البته خودراهاندازی گاهی به معنی روشهای خلاقانهای است که از سوی کارآفرینان انجام میشود مانند بهکارگیری منابع بدون کاربرد. مرحله بعدی با کار تیمی، گسترش نمونه اولیه، ورود به بازار، ارزیابی کسبوکار پرخطر (ونچر)، جستوجو برای مکانیسمهای حمایتی مانند، شتابدهندهها و سرمایهگذاری برای رشد نوپا شناخته میشود. نوپا زمانی وارد مرحله ایجاد میشود که محصول خود را فروخته، به بازار وارد شده و نخستین کارکنان خود را استخدام میکند. مراحل این چرخه در شکل (1) نشان داده است.
گروئنوگن و لانگن (2012) با بررسی نوپاهای کمتر از 15 سال، بهجستوجوی عوامل گسترش نوپاها در سه سال اول راهاندازی پرداختند و مدل مفهومی طراحی کردند که در آن سه عامل اصلی، رشد و موفقیت نوپاها را تعیین میکند. منحصربهفرد بودن مزایای بهکارگیری نوآوری، ویژگیهای سازمانی نوپا و شخص کارآفرین و نوآور سه عامل اصلی موفقیت نوپاها هستند (Groenewegen and Langen, 2012).
![]() |
عواملی مانند تعهد، خوداتکایی، سازگاری و یادگیری، مهمترین عوامل در مرحله اکتشاف در کسبوکارهای نوپا و عواملی همچون مشتریان، تعهد و یادگیری در مرحله بهرهوری و کارایی، مهم هستند. افزونبر اینها، عامل نیروی انسانی با گذشت زمان در موفقیت نوپاها بسیار مهم است و بهطورکلی عامل تعهد درراستای موفقیت کارآفرینان بسیار مهم شمرده میشود (Menkveld, 2012).
گزارش سالانه (ESM) از نوپاها در سراسر اروپا، با هدف کمک به ایجاد مبنای دانشی در زمینه دانشگاهی و تحقیقاتی و نیز در زمینه عملی، چارچوبی با نه حوزه را معرفی میکند که از بیانیهها و گزارشات درباره نوپاها و بنیانگذاران آنها بهره گرفته و دو دسته کلی است. دسته نخست، مربوط به نوپا است و دارای پنج حوزه مدیریت/ تیم، دسترسی به بازار، امور مالی، فرایندها و محصول/ خدمت میشود. دسته دوم، مربوط به محیط است و دارای چهار حوزه سیاسی، رقابت، زیرساخت/ شبکه و جامعه/ فرهنگ است. این چارچوب دانشگاهی، بر پایه ادبیات و دانش موجود و تجربیات در صحنه عمل ایجاد شده است (Kollmann et al, 2016).
ارزیابی نوپا
اولیویِرا و زاتس (2018) به نقل از گورینیِت تورس (2016) گزارش میدهند که سرمایه باید بهمنزله پلی میان امروز و فردا دیده شود، زیرا سازمان را قادر میسازد، تا زمانیکه هنوز به توازن دست نیافته است، به بقا ادامه دهد و زمانیکه لحظه آن فرا رسید، رشد یابد. در سرمایهگذاری که در آن هر دو طرف، یعنی سرمایهگذاران و نوپاها، نیاز به معیاری مشترک درباره مقدار سرمایهگذاری دارند، پاسخ از سوی فرایند ارزیابی کسبوکار برای رسیدن به ارزش توافق شده مشخص میشود. با این حال، روند ارزیابی نوپاها در مقایسه با شرکتهایی که مستقر هستند و تاریخچه عملیاتی و مالی دارند، اندکی خاص میشود، زیرا سرمایهگذاری گاهی در مراحل ابتدایی رخ میدهد، یعنی زمانیکه دادههای تاریخی برای هرگونه تحلیل مالی، بازار یا عملیات دردسترس نیست؛ بنابراین برای پیشبینی آینده، موردی که اهمیت بیشتری دارد، عامل نوآوری است، نه بلوغ کسبوکار.
برای ارزیابی نوپاها میتوان از سه دسته شروط استفاده کرد که منابع داخلی (مانند مهارتهای کارآفرینانه، کیفیت رهبری، تیم مدیریت، یک بنیانگذار در مقابل تیم بنیانگذاران)، موارد مرتبط با صنعت (تمایز محصول، مزیت رقابتی، ادراک از بازار، نرخ رشد صنعت) و مبنای شبکه (پیوندهای بیرونی، اندازه شبکه، فرصتهای همکاری) هستند (Dhochak & Dolia, 2020).
آلوز و همکاران (2013) اطلاعاتی عرضه کردند که شیوههای گوناگون ارزیابی نوپاها را مشخص میکند و در جدول (3) آورده شده است.
چالشهای نوپا
![]() |
برخی از پژوهشگران ، مشکلاتی که نوپاها با آنها درگیر
هستند را موارد زیر میدانند (Sanderberg, 2008; Traufflar & Tschriky, 2007; Akkaya, 2020: 138):
· هزینههای زیاد تحقیقوتوسعه
· ضعف تیم مدیریتی
· ناشناخته بودن بازار و نیازهای مشتریان
· مقاومت در مشتریان و فقدان اطمینان در آنها
· تهدید ایجاد رقبا
· عدمقطعیت در موفقیت نوپا
· کانالهای توزیع نامشخص
· عدم سازگاری قوانین موجود با موضوع جدید
نوپا
· ضعف در تأمین مالی
چالشهای مالی، منابع انسانی، مکانیسمهای حمایتی مانند شتابدهندهها و یا مراکز رشد و.. و سرانجام عناصر محیطی مهمترین چالشهایی است که در طول عمر نوپا، پیش روی آن قرار دارد (Salamzadeh & Kawamorita Kesim, 2015). در گزارشی که از نوپاهای اروپایی صورت گرفته است، فروش و کسب مشتری همچنان بزرگترین چالش پیشروی نوپاها بهشمار میآید. (Kollmann et al, 2016).
شرکتها و نوپاها
شرکتها از نگاه فرهنگ استارتاپی و سرمایهگذاری خطرپذیر در ایجاد نوآوریهای تخریبی به اهمیت کارآفرینی پی بردند (Srinivasan, 2014: 46). نوآوری تخریبی
(مدنظر شومپیتر) امروزه بهمنزله تنها راه رقابت
موفق در اقتصاد جهانی به شمار میرود. نمونههای موفقی مانند فیسبوک و موتورهای تسلا این نکته را نمایان کردند، که این نوپاها هستند که با رخدادهای بزرگ پسینی سروکار دارند، فضای آزاد بازار را ایجاد و صنایع را به کلی دچار دگرگونی میکنند و نه شرکتهای مستقر؛ تا آنجاکه شرکتهای بزرگ در حال حاضر به استارتاپها بهمنزله عاملان تخریب نگاه میکنند و سعی در انتقال آنها به موتور نوآوری شرکت دارند (Weiblem & Chesbrough, 2015).
ویبلن و چسبرو (2015) در پژوهشی، چگونگی درگیری و مشارکت شرکتها را با نوپاها در جهت ارتقاء نوآوری بررسی کرده و نوعشناسی از آن عرضه کردند که در شکل (2) نشان داده شده است.
![]() |
آموزشهای علمی-کاربردی و کسب وکارهای
نوپا
امـروزه با توجه به اهمیت روزافزون اقتصاد دانشبنیان و رقابت جهانی، دانشـگاههـا و مؤسسات آموزشی به سمت آموزش فعالیتهای کارآفرینانه روی آوردهاند؛ بنابراین دانشگاهها در عرضه فرصتهای کسبوکار نوپا در سالیان اخیر بسیار پررنگتر ظاهر شدهاند (Wright and Siegel, 2015: 585). در ایران بهدلیل وجود نیروهای جوان و دانشآموخته و نرخ بالای بیکاری در میان آنها، کسب وکارهای نوپا میتواند، زمینه مناسبی برای ایجاد اشتغال فراهم کند. دراینراستا یکی از مهمترین اقدامات سیاستگذاران و برنامهریزان، مجهزساختن دانشگاهها است. در این میان، دانشگاه علمی-کاربردی با توجه به نوع آموزشها و اهمیت دادن به مباحث عملی نقش پر رنگی ایفا میکند.
![]() |
![]() |
جولایی کلی و مهرادفرد (1396) به عناصر لازم برای آموزش کارآفرینی در دانشگاه علمی-کاربردی اشاره میکنند که هدفگذاری، کشف ایده، اجرای ایده و رشد ایده لایه زیربنایی است؛ این موارد سبب ایجاد مهارت شده که در کنار دانش و نگرش میتواند، عناصر آموزشی لازم برای
کارآفرینی را شکل دهد. بنابراین دانشگاه علمی - کاربردی میتواند، در ایجاد مهارت، در کنار دانش و نگرش بسیار قویتر عمل کند. زیرا کشف، اجرا و رشد ایده از ملزومات اصلی شکلگیری نوپا است. قراردادن مفاد درسی لازم، برگرفته از نمونههای موفق خارجی میتواند، بسیار راهگشا باشد.
نمونههای موفق کسب وکارهای نوپای داخلی و خارجی
در ادامه نیز فهرستی از برخی نوپاهای ایرانی در جدول (4) و خارجی در جدول (5) به همراه حوزه فعالیت آنها، نشان داده شده است.