اهداف اصلی طرح کلمبو
اهداف اصلی طرح کلمبو عبارتاند از:
- افزایش حمایت از توسعة اقتصادی و اجتماعی در آسیا و اقیانوسیه؛
- ارتقاء همکاریهای فنّی و کمک به تسهیم و انتقال تکنولوژی میان کشورهای عضو؛
- بررسی اطلاعات مربوط به همکاریهای فنّی میان دولتهای عضو، سازمانهای چندجانبه و سایر مؤسسات برای شتابدهی به توسعه با اقدامات مشارکتی؛
- تسهیل انتقال و به اشتراکگذاری تجارب توسعهای میان کشورهای عضو درون منطقه با تأکید بر مفهوم همکاری جنوب - جنوب (The Colombo Plan, N.D).
کشورهای عضو
طرح کلمبو نخست با هفت کشور: استرالیا، کانادا، سیلان (اکنون سریلانکا)، هند، نیوزلند، پاکستان و انگلیس به همراه مالایا آغاز شد. هدف، بررسی نیازهای منطقه بود و فراهم آوردن چارچوبی که در آن میتوان یک تلاش بینالمللی مشترک را برای کمک به اقتصادهای درحالتوسعه در کشورهای تازهظهور آغاز کرد. در اصل، این طرح نوعی آموزة ارتقاء کمک به خود بود (Chandrakant,1976). برای نمونه در 1969 م پرسی اسپندر گزارشی از مشارکت خود در ایجاد طرح کلمبو را منتشر کرد. وی در این گزارش به بررسی سیاستهای دولت استرالیا برای شرکت در طرح کلمبو میپردازد. یکی از اهداف این طرح کمک به تغییر نگرشهای اجتماعی بیان شده است. همچنین دپارتمان «طرح همکاری فنّی» بهمنظور حمایت از آموزش و تربیت دانشجویان خارجی در کشور استرالیا نیز تحت برنامه کلمبو اداره میشد (Auletta, 2000).
در طول این سالها، مفهوم همکاری منطقهای بهطور پیوسته رشد کرده و امروزه اعضای برنامة کلمبو بیستوهفت کشور جهان را درگیر ساخته که علاوهبر هفت کشور اصلی شامل: ایالات متحده، فیلیپین، مالزی، اندونزی، سنگاپور، تایلند، لائوس، جمهوری ویتنام جنوبی، کامبوج، جمهوری کره، ژاپن، افغانستان، ایران، بنگلادش، نپال، بوتان، فیجی، مالدیو، پاپوا گینه نو و برمه است. بنابراین، طرح کلمبو نمایانگر بزرگترین نهاد منطقهای برای همکارهای اقتصادی است و فعالیتهای این طرح در میان بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر از مردم منطقه (که تقریباً یکسوم از جمعیت جهان را تشکیل میدهد) گسترش یافته است (Chandrakant, 1976).
کشورهای عضو با تأسیس کالج تربیت تکنسین کلمبو به این نتیجه رسیدند که مرکزی منطقهای برای تربیت عملی تکنسین جهت کمک به کشورهای منطقة طرح کلمبو موردنیاز است (Colombo Plan Staff College.N.D). ازجمله دستههای مختلف نیروی انسانی موردنیاز برای توسعه، پرسنل فنّی سطح متوسط است که معمولاً بهعنوان «تکنسین» شناخته میشوند. در واقع، تکنسینها به مانند نیروی ارتباطی مهمی میان مهندسان و متخصصان ازیکسو و کارگران ماهر ازطرفدیگر عمل میکنند. سیستمهای آموزش تکنسین که مسئول تولید نیروی انسانی سطح متوسط است، در مقاطع مختلف و در برابر محدودیتهای شدیدی که در آن به فعالیت میپردازند، تا حدی به نیازهای ملی پاسخ دادهاند. درحالیکه برخی از کشورها سیستمهایی را برای آموزش تکنسینها ایجاد کردهاند، برخی دیگر بهتازگی و بهآرامی آغاز به توسعة چنین سیستمهایی کردهاند (Saran & Balu, 2014: 307).
کشورهای یادشده تحت همکاری جنوب - جنوب که چارچوب اصلی برنامههای کالج تربیت تکنسین کلمبو بود، همکاری کردند و فعالیتها از آغاز برهمیناساس ادامه داشته است. از 2011 م شانزده کشور در کالج تربیت تکنسین کلمبو فعال هستند که عبارتاند از: افغانستان، بنگلادش، بوتان، جزایر فیجی، هندوستان، مالزی، مالدیو، میانمار، مغولستان، نپال، پاکستان، گینه جدید پاپوآ، فیلیپین، سنگاپور، سریلانکا، تایلند (Colombo Plan Staff College. N.D).
ساختار سازمانی طرح کلمبو
1. کمیته مشورتی: این کمیته بالاترین مرجع سیاستگذاری طرح کلمبو و مرکب از نمایندگان کشورهای عضو است که بهصورت عادی هر دو سال یکبار در کشورهای عضو تشکیل جلسه میدهد. جلسات مذکور در سطح وزرای کشورهای عضو یا معاونین آنها برگزار میشود. این نشستها مجمعی برای تبادلنظر در خصوص چالشهای توسعهای جاری فراهم میآورد که کشورهای عضو با آن روبهرو هستند و عملکرد طرح کلمبو در جهت توسعة اقتصادی و اجتماعی در منطقه را مورد بازبینی قرار میدهد.
2. شورای طرح کلمبو: شورایی متشکل از رؤسای نمایندگیهای سیاسی کشورهای عضو که در کلمبو مقیم هستند. رئیس شورا از میان سفرای کشورهای عضو و بهترتیب حروف الفبا برای مدت یک سال انتخاب میشود. شورا در طول سال، جلساتی را بهمنظورشناسایی مهمترین موضوعات توسعهای که اعضا با آن روبهرو هستند و اطمینان از اجرای صحیح تصمیمات کمیتة مشورتی برگزار میکند.
3. دبیرخانة طرح کلمبو: به ریاست دبیرکل از 1951در کلمبو-سریلانکا واقع شده است و بهعنوان دبیرخانة کمیتة مشورتی و شورا فعالیت میکند. دبیرخانه مسئول مدیریت و اجرای مؤثر برنامههای طرح کلمبو با مشارکت کشورهای عضو و آژانسهای همکاری است (The Colombo Plan, N.D).
ویژگی آموزشهای کالج
آموزش تکنسین و توسعة صلاحیت حرفهای تکنسینها فرایندی پیچیده است که بخشی از این آموزش در مؤسسات فنّی و بخش دیگر آن در صنعت انجام میشود. رسالت مؤسسات فنّی این است که به تکنسینهای آینده چشماندازی گسترده از دانش بنیادی در زمینة رشتة مهندسی انتخابی خود بدهند. این امر باید با تجربة عملی در صنعت بارور و همراه شود تا کارآموزان فنّی با روشهای کار و مهارتهای مرتبط با زمینههای خود آشنا شوند. ازاینرو همة کشورهای درحالتوسعه برای تأمین نیازهای خود نیازمند به ایجاد سیستم آموزش فنّی هستند تا صنعت بتواند بهطور خودکار موارد تولیدشده ازسوی مؤسسات را بپذیرد. متأسفانه در زمینة تربیت تکنسین، هماهنگی میان مؤسسات و صنعت هیچگاه بهطور کامل محقق نشده است. معمولاً مؤسسات صنعتی محصول مؤسسات آموزشی (یعنی تکنسینهای آموزشدیده) را فاقد استانداردها و تجربههای لازم برای شروع به کار میدانند (Saran & Balu, 2014: 303).
دراینمیان کالج کلمبو از مؤسساتی است که در زمینة برنامهریزی آموزشهای فنّی و حرفهای از قابلیت قابلقبولی برخوردار است. راجر خامبایات از اساتید بنام کالج تربیت تکنسین کلمبو ویژگیهای آموزش فنّی و حرفهای را که سرلوحة آموزشهای کالج است به شرح زیر نام میبرد:
1. پاسخگوی نیازهای دانشآموز و صنعت باشد؛
2. قابلیت اجرا داشته باشد؛
3. اهداف آن بهروشنی مشخص شده باشد؛
4. راهنمای خوبی برای اجرای آموزش تهیه کند؛
5. قابلیت اصلاح و بهروزآوری را داشته باشد؛
6. در اجزای آن برنامه، نیازهای صنعت باید لحاظ شده باشد (صدری، 1388: 39).
آموزش تکنسین در کشورهای برنامة کلمبو
تلاشها برای ارتقاء آموزش فنّی و تربیت حرفهای بهمنزلة مسیری مجزا در داخل نظام آموزشی کشورهای توسعهنیافته، با موفقیت چندانی مواجه نشده است. با شروع برنامة کلمبو، آژانسهای بینالمللی کمکرسانی (بهویژه سازمان بینالمللی کار، بانک توسعة آسیا، جامعة همکاریهای بینالمللی و اتحادیة اروپا) حمایت از آموزش فنّی و توسعة مهارتها را گسترش دادند. در این کشورها به لحاظ اهمیت و در مقایسه با آموزش عمومی، آموزش فنّی در درجه دوم اهمیت قرار دارد واین به ناتوانی مؤسسات دولتی در ارائه آموزش فنّی باکیفیت برمیگردد. به این معنا که موفقیت مؤسسات دولتی در حوزة آموزش فنّی در مقایسه با آموزش عمومی کمتر مشهود بوده است (Zafar, 2015).
بیشتر کشورهای عضوکلمبو (با وجود اقتصاد استعماری گذشته)، از مدتها قبل آموزش فنّی و حرفهای در سطوح مختلف را در برنامة آموزشی خود لحاظ کردهاند. اما سیستمهای آموزش فنّی و حرفهای آنها بسیار محدود بوده و صرفاً برای خدمت بهمنظورآموزش نیروی انسانی فنّی موردنیاز خدمات عمومی مانند احداث جادهها و پلها، ساخت بناها، تولید برق، گسترش حملونقل و ارتباطات و اقدامات تسهیلکننده در آبیاری و کشاورزی طراحی شدهاند. برای مثال، با توجه به وسعت و جمعیت شبهقاره هند، در 1947 تنها 23 دانشکدة مهندسی و 30 پلیتکنیک وجود داشت. این مؤسسات ظرفیت پذیرش تنها 3000 دانشجو برای اخذ مدرک کارشناسی و 4000 دانشجو برای اخذ دورههای فوق دیپلم را داشتند. مهندسان و تکنسینهای آموزشدیده عمدتاً در ادارات دولتی مانند اداره برق، راهآهن، پست و تلگراف و غیره استخدام میشدند. ماهیت وظایف و مسئولیتهای آنها نیز محدود بود و عمدتاً برای استفاده از فناوریهای شناختهشده در موقعیتهای محلی فراخوانده میشدند. حتی در این حوزههای فعالیتی نیز تحقیق و توسعهای صورت نمیگرفت و بههمینترتیب، سیستمهای آموزش فنّی و حرفهای برای آموزش مهندسان و تکنسینهایی طراحی شده بود که میتوانستند تحتنظر کارفرمایان مستعمراتی خود کار کنند. در دیگر کشورهای منطقه نیز با اقتصادی کمترتوسعهیافته نسبت به هند، همین وضعیت آموزشی دیده میشد (Chandrakant, 1976).
با شروع استقلال کشورها و در راستای تلاش گسترده برای توسعه، نیاز به نیروی انسانی متخصص و مستقل بهوجود آمد و تربیت و آموزش تکنسین اهمیت یافت. برایناساس در سیستمهای آموزشی همة کشورها آموزش تکنسین و تربیت نیروی کار ماهر موردتوجه قرار گرفت. اگرچه کشورها برای پاسخگویی به نیازهای خود در زمینة تربیت نیروی انسانی متخصص به شیوههای متفاوت عمل کردهاند، اما سیستمهای آموزشی آنها ویژگیهای مشترک بسیاری دارد. ازجمله بیشتر مؤسسات در سطح سوم (تحصیلات عالی) هستند، یعنی پس از تحصیل در دورة دبیرستان (یا ده تا دوازده سال تحصیل در مدرسه عمومی)، دورههای فنّی عمدتاً تماموقت دو تا سهساله پیشبینی شده است. مؤسسات آموزش تکنسین متفاوت از سایر مؤسسات تحصیلات عالی عمومی یا تحصیلات حرفهای عمل میکنند. در بیشتر کشورها، مؤسسات آموزش تکنسین بهطور کامل توسط دولت تأمین مالی و اداره میشوند، اما در برخی از کشورها، شرکتهای خصوصی نیز با ایجاد و اداره مؤسسات در سیستمهای آموزشی نقش دارند (Ibid).
تربیت تکنسین در کشورهای عضو کلمبو تفاوتهایی دارد. در برخی از کشورها، دورههای آموزش تکنسین در دو سطح ارائه میشود: یکی برای تکنسینهای مهندسی یا بالاتر و دیگری برای تکنسینهای صنعتی. این سبک آموزش در سنگاپور، تایلند، اندونزی، کره و مالزی مصداق دارد. اما در هند، پاکستان، بنگلادش، فیجی و سریلانکا، دورههای آموزش تکنسین تنها در یک سطح ارائه میشود. هرجا دورههای آموزش تکنسین دوسطحی است، مدت زمان دورهها متفاوت است. بهطورکلی، تکنسینهای مهندسی یا مهندسی ارشد پس از سه سال و تکنسینهای صنعتی پس از دو سال موفق به دریافت گواهینامة تکنسین میشوند. تفاوت مهم دیگر اصطلاح ترکیبی دانش - مهارت در برنامههای درسی است. در یکی، محتوای دانش بالاتر است و در دیگری، محتوای مهارت. این تغییرات معمولاً مطابق با روند جهان کنونی دربارة مفهوم تکنسین یا متخصص فنّی است، عنوانی که طیف گستردة شغلی را تشکیل میدهد. در یک سوی طیف وظایف تقریباً حرفهای قرار دارد و از تکنسینها انتظار میرود که با کسب دانش گسترده در زمینة مهندسی و توانایی بهکارگیری آن دانش در طراحی، ساخت، تولید و سازماندهی اقدام به حل مشکلات عملی روزمره کنند. در سوی دیگر طیف تکنسینهایی هستند که باید مهارتهای دستی یا کارهای یدی در زمینة صنعتگری را با دانش مهندسی مربوط به مهارت کسب کنند و کنترل و نظارت در کارگاههای تولیدی را بهعهده داشته باشند (Chandrakant, 1976).
یکی دیگر از ویژگیهای مهم آموزش تکنسین در منطقه، رشتههای تخصصی تحت پوشش برنامههای درسی است. در دورههای فنّی و مهندسی ارشد، در زمینههای گستردة مهندسی عمران، مهندسی مکانیک، مهندسی برق، الکترونیک، فناوری نساجی، مهندسی شیمی و مانند آن ارائه میشود. رشتههای مهارتمحور (بسته به نیاز) در زمینههای تخصصی خردتر مانند ساختوساز، اتومکانیک ، مهندسی تولید و غیره نیز ارائه میشوند (Ibid).
در کشورهایی که دورههای فنّی دوسطحی ارائه میشود، (دور از ذهن نیست که دریابیم) دورههای تکنسین صنعتی بهنوعی گسترش آموزش حرفهای در مرحلة متوسطه است که برای تولید کارگران نیمهماهر یا ماهر طراحی شده است. برای مثال، در تایلند، دورة دوساله تکنسین صنعتی، پس از دورة متوسطه در مدارس فنّی و حرفهای با یازده، دوازده و سیزده سال برای آموزش نیروهای ماهر طراحی شده است. در کره، پس از نه سال تحصیلات ابتدایی، دانشآموزان یا به یک دبیرستان فنّی سهساله یا یک مدرسة دانشگاهی میپیوندند. دانشآموزان میتوانند پس از گذراندن این دو تیپ از آموزش متوسطه، به کالجهای فنّی که دورههای تخصصی دوسالة فنّی دارد بروند (Ibid).
همانگونه که اشاره شد، کشورهای منطقه تحت
انواع مختلف استعمار (انگلیس، هلند، فرانسه و غیره)
بودند که هرکدام تأثیرات مهمی در آموزش فنّی کشورهای تحت حاکمیت گذاشتند. در سالهای اخیر بُعد جدیدی اضافه شده است؛ کشورهای آسیایی پس از استقلال، کمکهای گستردهای را برای توسعة اقتصادی بهصورت دوجانبه از کشورهای پیشرفته دریافت کردند. تربیت و آموزش فنّی در برنامههای کمکرسانی گنجانده شد، با این پیامد که در بسیاری از کشورهای منطقه، مؤسسات فنّی منعکسکننده سیستمهای کشورهای کمککننده هستند، یا بر سیستمهای بومی سوار شدهاند یا با آنها همزیستی دارند (Ibid).
در ایران پیش از انقلاب اسلامی، دفتر امور مدارس عالی عضو کالج تربیت تکنسین کلمبو بود و در زمان انقلاب این ارتباط قطع شد. دوباره در 1360 این ارتباط برقرار و سه نوع دوره ازطرف کالج در ایران برگزار شد:
- نخست دورههایی که در داخل کالج در شهر مانیل و کشور فیلیپین اجرا شد و همة کشورهای عضو در آن شرکت کردند.
- دوم دورههایی که بهصورت منطقهای و در یکی از کشورهای عضو اجرا شد.
- سوم دورههای درونکشوری که برای شرکتکنندگان داخل کشور به اجرا درآمد. در دفتر مدارس عالی
سالانه حدود 10 دورة آموزشی با کالج برگزار میشد و توانمندی همهجانبهای برای همة افراد در زمینههای فنّی و حرفهای شکل میگرفت. همچنین سالانه
دورههایی ازسوی اساتید دانشگاه اجرا میشد
که با برگزاری این دورهها تعداد 200 مدیر و
کارشناس توانمند تربیت شده و با جدیدترین شیوههای مدیریت و برنامهریزی آشنا میشدند (جبلعاملی، 1396).
محل کالج تربیت تکنسین کلمبو
محل کالج تربیت تکنسین کلمبو از بدو ایجاد در 1973 م در سنگاپور پایتخت سنگاپور بود، اما در 1988 م از سنگاپور به مانیل پایتخت فیلیپین انتقال داده شد (Colombo Plan Staff College. N.D).
برنامهها و پروژههای کالج
انواع مختلف برنامه و پروژههای کالج عبارتاند از:
الف) برنامههای درونکشوری (ICP). برنامههای اصلی کالج هستند که با نیازهای خاص هر کشور عضو مشخص شدهاند. معمولاً این برنامهها در کشور سازماندهی شده و در برنامهای سالانه انجام میشوند.
ب) برنامههای منطقهای (RP). بهمنزلة برنامههای اصلی کالج، به نیازهای مشترک در توسعه و ارتقاء سیستمهای تصمیمگیری و سیاستگذاری که کشورهای عضو شناسایی کردهاند، توجه میکنند.
ج) برنامههای سفارشی.
د) برنامههای مشاورهای. برنامههایی هستند که در اجرای قرارداد سازماندهی شدهاند و براساس مرجع ارائهشده ازسوی مشتری طراحی شدهاند.
ه) جوایز. کمکهای مالی کالج به نامزد رسمی کشورهای عضو اعطا میشود که شامل هزینههای برنامه، هزینة پرواز، اقامت و هزینههای روزانه است.
و) کنفرانسها، سمینارها، کارگاههای آموزشی (Ibid).
مدیران کالج
از سال 1975 تا سال 2005 کالج تربیت تکنسین کلمبو در ساختار تشکیلاتی خود دارای رئیس بود. اما از سال 2005 رئیس کالج به مدیر کل ارتقاء پیدا کرد. طول 44 سال گذشته ده نفر از 7 کشور مسئولیت کالج را به عنوان رئیس و یا مدیر کل بر عهده داشتهاند. در میان ایشان هندوستان با 5 رئیس یا مدیر کل در رأس قرار دارد. رؤسای کالج، ملیت، دوره تصدی و شعار هر یک عبارت هستند از:
1. دکتر ا. اس. چاندراکانت. هندوستان، 1975 تا 1980. مهمترین سرمایهگذاری که هر کشور میتواند انجام دهد در منابع انسانیاش، درآموزش، کارآموزی و انرژی دادن به مردم خلاصه می شود.
2. دکتر یوگیاندرا ساران، هندوستان، 1980 تا 1985. کالج باید همچنین بهعنوان معبری برای جمعآوری و انتشار اطلاعات در همه جنبهها عمل کند.
3. دکتر رابرت مککیگ، استرالیا، 1985 تا 1989. این مهارت در برخورد با افراد است که ابزار تجارت برای رهبر هستند.
4. دکتر تامرونگساک معینجاک، تایلند، 1989 تا 1991. کالج از زمان آغاز راه طولانی را طی کرده است، ولی همچنان چیزهای بهتر و جدیدتر وجود دارد.
5. دکتر ایزاک گودین، کانادا، 1991 تا 1992. خودمان را نه بهعنوان شهروندان کشورمان، بلکه بهمنزله اعضای دهکده جهانی ببینیم.
6. دکتر سی. کی. باسو، هندوستان، 1992 تا 1997. کالج باید همچنان به ارائه استانداردهای بالای خدمات در میان کارکنان ادامه دهد.
7. دکتر برناردو آدیویسو، فیلیپین، 1997 تا 2002. ما باید نه تنها تغییرات را مدیریت کنیم، بلکه باید تغییرات را خلق کنیم.
8. دکتر مان گون پارک، کره جنوبی، 2002 تا 2005 رئیس و 2005 تا 2007 مدیر کل. مدیریت کالج تضمین پایداری و رشد در میان جریان های در حال حرکت است. ما باید امواج پیشرو را پیشبینی کنیم .
9. دکتر شیامال ماجومدار، هندوستان، 2007 تا 2011. ذهن را آموزش دهید، قلب را لمس کنید و زندگی را تغییر دهید.
10. دکتر محمد نعیم یعقوب، مالزی، 2011 تا 2015. کالج تیمی از حرفهایها است که با هوشمندی پیشرفت منطقهای را ازطریق نوآوری، پاسخگویی، مشارکت و پایداری تسریع میکند (Ibid).
اعضای کادر فنّی و حرفهای
الف. مشاوران هیئتمدیره. متخصصانی هستند که برنامههای کالج را ازطریق تدریس، تحقیق یا وظایف دیگری که ممکن است مدیرکل تعیین کرده باشد انجام میدهند. آنها را هیئتمدیره از کشورهای عضو استخدام میکنند.
ب. مشاوران متمرکز. متخصصان تحصیلی هستند که ازسوی دولتها یا آژانسهای دیگر مشغول به کار هستند و بهطور مشابه برای انجام برنامههای آکادمیک کالج بهکار گرفته میشوند. توافقنامههای مالی (حقوق، کمکهزینه، جبران خسارت و غیره) بین آژانسهای ذیربط دولت منتخب ازجمله وظایف این گروه است.
ج. متخصصان. آنها ازطریق هیئت علمی توسط مدیر کل منصوب میشوند. دورة اولیة انتصاب متخصصان برای یک سال است که درصورت عملکرد رضایتبخش قابل تجدیدنظر میباشد (Ibid).