اجزاء و مؤلفههای فناوری
هر فناوری دارای دو بعد سخت و نرم است. بعد سختافزاری فناوری دربردارنده هرگونه وسیله و ابزار مادی است که در صورت مهیا بودن سرمایه بهراحتی قابل وصول است؛ ولی بعد نرمافزاری فناوری دربرگیرنده دانش روش یا شیوۀ انجام کار یا فوتوفن بهکارگیری ابزارها است. چنانچه فناوری به معنای کلیت نظامیافته از علم برای عمل و عامل تبدیلکننده عوامل تولید (ازجمله مواد اولیه و کالاهای سرمایهای) به کالاها و خدمات تلقی شود، آنگاه میتوان براساس دیدگاه نوازشریف، چهار جزء زیر را برای فناوری برشمرد (Sharif,1997,1993):
1. فنافزار: مجموعهای از ابزارها، ماشینآلات، تجهیزات و تسهیلات فیزیکی؛
2. انسانافزار: آن بخش از فناوری که در انسان تجلی یافته است (همانند تجارب، مهارتها، ابتکار عمل، ارزش و انگیزهها)؛
3. اطلاعاتافزار: آن وجهی از فناوری که ماهیت اطلاعاتی دارد و از آن در فنافزار استفاده میشود. مانند: اسناد، مدارک، دادهها، آمار، نقشهها، جزوات، کتاب، نشریات، نظریات، تکنیکها و روشها؛ و
4. سازمانافزار: ارگان (ارگانافزار)، تشکیلات، مناسبات، چارچوب عملیاتی، سازمان و ساختار دربرگیرنده که نقش کلیدی، هماهنگکننده و کنترلکننده سه جزء دیگر را عهدهدار است.
چهار رکن اشارهشده مکمل و لازموملزوم یکدیگرند و در هر فناوری بهطور همزمان موردنیاز هستند. ستاریفر (1374) برای بیان ضرورت حضور همزمان ارکان مزبور، از تابع کاپ داگلاس بهرهگرفته و رابطه زیر را برقرار کرده است.
|
Tcc = تابع ضریب تأثیر فناوری
A = محتوای تواناییهای انسانی فناوری (انسانافزار)
B = محتوای اطلاعات و دانش فنی فناوری (اطلاعافزار)
C = محتوای ماشینآلات فناوری (فنافزار)
D = محتوای سازمانی فناوری (سازمانافزار) و
βi = درجه و نقش هریک از ارکان چهارگانه بالا بر فناوری.
این تابع گویای این نکته است که هیچ تبدیلی بدون وجود همزمان چهار رکن فناوری امکانپذیر نیست و بهطور ضمنی نشان میدهد که هریک از ارکان مزبور باید بزرگتر از صفر باشند، در غیر اینصورت ارزش Tcc صفر خواهد بود. در این تابع Tcc هیچ وقت برابر صفر نیست و رقم مثبتی دارد و حداکثر مقدار آن برابر یک است. هر اندازه Tcc به یک نزدیکتر شود، مبین این حقیقت است که هماهنگی، همسویی، توازن و ارتباط متقابل میان چهار رکن مزبور، کاملتر است که این خود میتواند تفسیرکننده توان فناوری بالای کشور باشد. براین اساس، هرکشوری برای رسیدن به توسعه کشاورزی، نیازمند فناوری است و با چارچوبهای قدیمی نمیتوان فناوریها را تولید، توسعه و یا انتقال داد. باید به ابعاد چهارگانه آن در نظام تولید و انتقال فناوری توجه شود و دراین راستا وظیفه هر بخش از نظام، تبیین، هماهنگی، توازن و مدیریت مقتضی است.
فناوری مدرن عامل تولید با کمیت، کیفیت، سرعت و هزینه مناسب و عامل رقابت، کوتاهتر شدن عمر
محصولات، تنوع در محصولات و خدمات، افزایش حساسیت بازار به زمان و هزینه، تنوع ساختار اقتصاد و کسبوکار و افزایش نرخ کارآفرینی (کارآفرینی مبتنیبر فناوری و یا کارآفرینی فناورانه) و ارزشافزایی بهشمار میآید. شناخت و مدیریت فناوری نیازمند درک مؤلفههای فناوری است که عمدتاً بر چهار نوع هستند (حسینی و شریفزاده، ۱۳۹۳):
- تسهیلات فیزیکی تبلوریافته در اشیا، همانند ابزار، وسایل، تجهیزات، ماشینآلات، ساختارها که فنافزار نامیده میشود و میتواند، توان و اعمال کنترل (فیزیکی) بشر را که برای تمامی امور عملیاتی لازم است، افزایش دهد. این مؤلفه بیشتر به بعد سختافزاری فناوری و فناوری سخت یا مادی معطوف است. برای ارزیابی این مؤلفه به معیارهایی همانند گستره عملیات، گستره دستاوردها، کیفیت دستاوردها، امنیت عملیات، مناسب بودن محیط کار و ... توجه میشود؛
- تواناییهای بشری تبلوریافته در افراد، همانند مهارت، دانش، تخصص و خبرگی، تجربه، خلاقیت، و نوآوری و بنیه کارآفرینی که انسانافزار نامیده میشود و در بهرهبرداری بهرهورانه از منابع طبیعی و فناوری سهیم است. این مؤلفه که به نوعی دستاورد و تبلور مؤلفه
دانشافزاری بهشمار میآید، بعد نرمافزار فناوری و فناوری نرم را بازتاب میدهد. سطح تحصیلات عمومی، سطح سواد اطلاعاتی، گستره تحصیلات تکمیلی، سطح حرفهآموزی، ترکیب و تنوع تخصصها، مناسبت آموزش و بازآموزی با حرفهها و مشاغل، تجربه مفید و مرتبط، انگیزش و... ازجمله معیارهای ارزیابی این مؤلفه بهشمار میآیند؛
- حقایق (علمی) تبلوریافته در مستندات یا نهادافزار، همانند پارامترهای طراحی، طرح و نقشهها، مشخصات، مواد چاپی، دستورالعملهای مهندسی، عملیات، نگهداری و خدماتدهی که اطلاعاتافزار نامیده میشود و بنیان و درونداد یادگیری و اقدام بهرهورانه از دید صرفهجویی در زمان و منابع و کاهش ضایعات، پردازش هدفمند برای رسیدن به شناخت، دانش و بصیرت و ارتقاء توانمندیهای انسانی(دانشافزار و انسانافزار) بهشمار میرود. معیارهایی همانند قابلیت دسترسی و گردش آزاد اطلاعات، سطح دسترسی و بهرهگیری از فناوری اطلاعات (نفوذ اینترنت)، سواد اطلاعاتی و سطح بهرهبرداری از اطلاعات، مرتبط و مناسب بودن، بههنگامی و مطلوبیت، پایایی و قابل اعتماد بودن اطلاعات در ارزیابی مؤلفه اطلاعاتافزار بهکار میآیند؛ - شبکههای سازمانی تبلوریافته در مؤسسات و نهادها، همانند روشها، فنون، پیوندها، شبکهها، قوانین و مقررات، سیاستها و راهبردها که سازمانافزار یا نهادافزار نامیده میشود و بهمثابه چتری حمایتگر یا چارچوبی هدایتگر، تمامی فعالیتها و امور مبتنیبر کاربست هدفمند و ترکیب بهرهورانه سایر مؤلفههای برشمرده شده (فنافزار، انسانافزار، اطلاعاتافزار) و نیز منابع موجود را هماهنگ میکند. در ارزیابی این مؤلفه به معیارهایی مانند درجه هماهنگی، تعدد و تنوع پیوندها، اثربخشی سازمانی، کامل بودن سازوکار بازار، ظرفیت فناوری، پتانسیل تحول و نوآوری و پایداری نهادی پرداخته میشود.
قابلیتهای فناوری

فناوری مؤلفههای گوناگون سختافزاری و نرمافزاری، اعم از انسانافزار، اطلاعاتافزار و سازمان افزار را دربر دارد. در این میان، هر چند دسترسی به تمامی مؤلفههای فناوری شرطی ضروری برای تحقق دستاوردهای مورد انتظار است، اما نمیتواند شرطی کافی بهشمار آید و درواقع، افزونبر این، برخورداری از ظرفیت یا قابلیت فناوری برای بهرهبرداری کامل از فناوری نیز ضروری است. در بیشتر موارد، بر پایه پندارهای ناراست، ظرفیت فناوری با توانایی انجام دادن تحقیق و توسعه همتراز پنداشته میشود. هرچند کارکرد تحقیق و توسعه در فرایند توسعه فناوری از جایگاهی مهم برخوردار است؛ باوجوداین، مهمترین جنبه ظرفیتسازی در حوزه فناوری، توانایی پیشبرد و مدیریت پایدار تغییر و تحولات فناوری است. بهطور کلی، واردات (جذب یا انتقال) فناوری و توسعه فناوری (درونزا یا بومی) در سطح محلی دو گزیدار مهم بهرهگیری از فناوری در کشورهای درحالتوسعه است. بهرهگیری از این گزیدارها نیازمند بهرهمندی توأمان از بنیه «توان عملیاتی»و «یادگیری نهادی» برای پیشبرد فناوری است. بهطور کلی، ظرفیتهای فناوری را میتوان به گونههای زیر دستهبندی کرد (شریفزاده و همکاران، ۱۳۸۸):
- قابلیت استفاده از فناوری، ازجمله عملیاتی کردن، پایش و نگهداری مؤلفههای فناوری در فرایندهای مربوطه؛
- قابلیت گردآوری و استقرار فناوری، ازجمله تأمین تسهیلات فیزیکی، تنظیم روند عرضه و تقاضا و تأمین و بسیج (گردآوری و انباشت) منابع مورد نیاز؛
- قابلیت جذب فناوری، ازجمله کاوش، گزینش، رایزنی و تنظیم مناسبات مربوط به تأمین، تهیه و تجهیز بههنگام فناوری؛
- قابلیت تولید فناوری، ازجمله شناسایی نیازهای بازار، توسعه محصولات و فرایندهای جدید، شناسایی ایدهها، ابتکارات و نوآوریها، گزینش و عملیاتی کردن آنها، طراحی فناوری، فراهمسازی ملزومات و تجهیزات مورد نیاز، ساخت نمونههای اولیه و آزمون آنها، یافتن منابع سرمایهگذاری برای تأمین مالی و توسعه فناوری؛ و
- قابلیت توسعه و اشاعه فناوری، کارآفرینی در توسعه فناوری بر پایه رویکردهای بازارگرا و تقاضامدار برای تجاریسازی محصولات فناوری ازطریق معرفی و تبلیغ فناوری، شناسایی بازارهای جدید فناوری، یافتن شرکای جدید برای سرمایهگذاری و توسعه فناوری، تنظیم مناسبات مورد نیاز برای فروش محصولات فناوری و خدمات حمایتی مربوطه، ارزیابی فناوری و پیامدهای مربوطه، شناسایی نوآوریهای مورد نیاز برای ارتقاءی فناوری و مانند آن.
دو قابلیت نخست، یعنی بهکارگیری و گردآوری فناوری را میتوان در رده یادگیری توأم با عمل و قابلیت جذب فناوری و تولید فناوری را میتوان در رده یادگیری برای تغییر قرار داد. قابلیت توسعه و اشاعه فناوری نیز ترکیبی از دو صورت یادگیری مزبور را شامل میشود. بهطور معمول ارتقاء قابلیت بهکارگیری فناوری به افزایش مقیاس عملیات، پایش و نگهداری بستگی دارد و زمینههای پیشرفت تدریجی برای بهکارگیری بهینه از تمامی مؤلفههای فناوری در دسترس را فراهم میکند. قابلیت استقرار و گردآوری مبین توانایی بسیج تمامی منابع مورد نیاز برای دستیابی به کارآیی بهینه و مزایای اقتصادی و افزایش گستره عملیاتی برای پاسخگویی به وضعیتهای گوناگون بازار است. قابلیت جذب فناوری توانایی یک بخش، صنعت و بنگاه را برای هدایت مدیریت تغییرات فناورانه بازتاب میدهد. اقدامات نهادی و مالی مورد نیاز برای تهیه فناوری نیز به این قابلیت مربوط میشود. ارتقاء قابلیت تولید فناوری رسیدن به خودکفایی و توان کنترل عرضه مؤلفههای اساسی فناوری برای افزایش بهرهوری و توان رقابت بر پایه فناوری را نوید میدهد (اسدی و همکاران، 1388؛ شریفزاده و همکاران، 1388).
نظام فناوری
مفهوم نظام فناوری برای اولین بار توسط توماس هوگس در کتاب «شبکههای قدرت» بهکار رفت. ادوارد ونک و توماس کوهن در سال 1977 م این واژه را معادل نظام انتقال فناوری مطرح کردند. به اعتقاد هوگس، نظامهای فنی مسائل و مشکلات مشخصشده یا ایجادشده بهوسیله سیستم را حل میکنند (Hugbes, 1987). شناسایی یک مسأله معمولاً شامل شناسایی تقاضا و منابع دردسترس است. اختراع و توسعه فناوری جدید نیازمند حمایت مالی، ظرفیتها و منابع تکمیلی است. سایر کارکردهای مهم، انتقال و پذیرش فناوری است. همچنین هوگوس به اهمیت عوامل نهادی (برای مثال ارزشهای جامعه و قانونگذاری در انتخاب راهحلهای فنی، سازمانی و اجتماعی) اشاره کرده است. در اوایل دهه 1990 م کارسون و استنکیویتز مفهومی از نظام فناوری را گسترش دادند که مستقل از مفهوم هوگوس بود (Carlsson and Jacobsson,1997). آنها نظام فناوری را «مجموعهای از سازمانها در تعامل با محیط اقتصادی/ صنعتی تحت زیرساختهای نهادی خاص یا مجموعهای از زیرساختها در فرایند تولید، انتشار و بهرهبرداری از فناوری» تعریف کردند (رضوی و اکبری، 1392).
نظام فناوری ملی در سطح کلان جامعه بهوسیله عناصر متعدد و پیوندهای چندگانه میان آنها شکل میگیرد. این عناصر و پیوندها که از چیدمان اقتضایی، نهادمند و پویا برخوردارند، فرایندهای تولید، عرضه، کاربرد، سودمندی اقتصادی و سرمایهگذاری در توسعه فناوری را سامان میدهند (1997 , Edquist). هرچند مفهوم نظام نوآوری و فناوری که نخست ازسوی لاندوال در سال 1992 م مطرح شد، به یک گستره ملی معطوف بود، اما پژوهشهای بعدی نشان داد که نظامهای فناوری کشورهای گوناگون و حتی مناطق گوناگون در یک کشور _ بسته به عواملی همانند ساختار اقتصادی، مناسبات نهادی و نهادهای تولید دانش، و نیز نهادهای تخصصی اجتماعی تفاوت معناداری با هم دارند (Nelson,1993). از همینرو اخیراً پژوهشگران بیشتر به بررسی نظامهای نوآوری و فناوری در سطوح منطقهای و محلی روی آوردهاند (1998 , Autio, 2000.Cook et al 1998,.Braczyk et al).
از دید نظام فناوری، عوامل مؤثر بر توسعه فناوری نیز با نگاه نظاممند در سه طبقه ورودیها، خروجیها و مؤلفههای فرایندی قابل بررسیاند (سلطانی،1384):
- مؤلفههای ورودی: نیروهای متخصص، سرمایهگذاری خارجی و داخلی، اختراعات و دانش فنی.
- مؤلفههای خروجی: فناوری جدید، کاهش هزینه، بهبود محصولات و افزایش فروش.
- مؤلفههای فرایندی: تولید، کارآفرینی، تعیین اولویتهای فناروی، ارتقاء دانش فنی و مهندسی معکوس.
- عوامل محیطی: شبکههای اطلاعرسانی، قوانین و مقررات مالکیت فکری، مراکز رشد و پارکهای فناروی و نگاشت فناوری مرتبط با شبکه نهادی درگیر در امور توسعه فناوری.
ویژگی بارز نظام فناوری در این است که جریان نوآوری، ابداع، تولید، انتقال، کاربرد، تعدیل و سازگارسازی فناوری در محدودهای مشخص و معین، برپایه تعامل کمابیش مستقیم کنشگرانی که در آن محدوده در تحرک بوده و نیز یک فرایند بازخورد تکرارشونده چرخهای متقابل میان بازار و واحدهای تحقیق و توسعه، سامان مییابد. ویژگیها، کارکردها، کاربردها و دستاوردهای این نظام بر پایه تعامل با سایر نظامها و نهادها و سایر عوامل تأثیرگذار و نیز، یک جریان همسازی و یادگیری مستمر مشخص میشود. بنابراین« نظام فناوری ملی» بدنهای پازلگونه دارد که قطعات پازل را خرده نظامهای منطقهای و سایر نهادهای ملی تشکیل میدهند (دلانگیزان و همکاران، 1383).
فناوری و نظام نوآوری
فناوری یکی از مؤلفههای کلیدی زیستبوم نوآوری است. فناوری بسان مؤلفهای از نظام اجتماعی و نظام نوآوری در یک برهمکنش تکاملیابنده با مؤلفههای دانش، فرهنگ و ارزشها، سازمان اجتماعی و نظام زیستی یا بیولوژیکی به سر میبرد. یک نظام ملی نوآوری، کلیه کنشگران فعال در فرایند تولید، نشر، پذیرش، و بهرهگیری از دانش و نیز زمینه نهادی و سیاستی ساماندهنده فرایند مزبور را دربر میگیرد. دستاورد غایی یک نظام نوآوری با عملکرد خوب، تأمین نیازهای دانش و فناوری بخشهای اقتصادی بر پایه یکپارچهسازی زیرساختهای علم و فناوری با ظرفیتهای بخشهای اقتصادی است. عناصر مهم یک نظام ملی نوآوری را میتوان به شرح زیر معرفی نمود (Borrás and Edquist, 2015). نظامهای نوآوری به انواع گوناگون بخشی (مربوط به یک بخش خاص همانند نظام نوآوری ساختمان)؛ ناحیهای یا منطقهای (همانند نظام نوآوری یک استان)؛ ملی (مربوط به یک کشور خاص) و فناورانه (متمرکز بر فناوری خاص همانند نظام نوآوری زیستفناوری) تقسیم شدهاند. نظام نوآوری به چگونگی شکلگیری و کارکرد شبکههای کنشگران در تولید، نشر، و بهکارگیری نوآوریها و نیز، چگونگی تأثیرگذاری نهادها و مؤسسات بر انگاره تعاملات در این شبکه معطوف است. نظام نوآوری کارکردهای گوناگونی دارد (Hekkert et al., 2007): (۱) پیشبرد فعالیتهای کارآفرینی؛ (۲) توسعه یا خلق دانش بر پایه تحقیق و یادگیری؛ (۳) انتشار دانش که به معنی انتقال و تسهیم دانش میان کنشگران گوناگون است و در این مورد تمایل به یادگیری کنشگران، داشتن هنجارهای لازم و نزدیکی جغرافیایی، اشتراک زبانی و فرهنگی انشار دانش را تسهیل میکند؛ (۴) هدایت و راهبری کنشگران که متضمن گزینش موضوع و محور مناسب برای همکاری، تخصیص منابع و ترسیم چشمانداز توسعه فناوری نوظهور است؛ (۵) شکلدهی به بازار مطمئن و رقابتی؛ (۶) تسهیل و تأمین منابع، اعم از منابع مالی، انسانی، مادی و مکمل؛ (۷) مشروعیتبخشی و توسعه سرمایه اجتماعی ازطریق شکلدهی به شبکهها و ائتلافهای پشتیبان برای مدیریت چالشهای سرمایهگذاری، تضاد منافع و مانند آن. بهطور کلی، از چارچوب نظام نوآوری میتوان برای همگراسازی آموزشهای علمی - کاربردی با مؤلفههای مهم دیگر، مانند فناوری، بازار و غیره بهره برد.
مدیریت فناوری

مدیریت فناوری، همه فعالیتهای مرتبط با دستیابی به فناوری ازطریق تحقیق و توسعه یا انتقال فناوری، بومیسازی و بهکارگیری فناوری در زنجیره ارزش محصولات و خدمات را در برمیگیرد. مدیریت فناوری از دو سو اهمیت دارد: نخست اینکه مدیریت خود یکی از مؤلفههای اساسی فناوری است و دوم تأثیری که این مؤلفه بر ارتقاء و پیشرفت مؤلفههای دیگر فناوری دارد. مدیریت فناوری درعینحال که مؤلفهای از نظام فناوری است، ولی در عمل مؤلفهای مهمتر از سایر مؤلفهها بوده و نقش هدایتگر و پیشبرنده را برای سایر مؤلفههای توسعه فناوری ایفا میکند. این مهم ازطریق تعیین و تشخیص نیازهای فناوری، تسهیل انتقال فناوری، ارزیابی فناوری، و توسعه نظامها و خدمات اطلاعات فناوری به انجام میرسد (شکل ۲).
مدیریت فناوری حوزهای میانرشتهای است که هدفش برنامهریزی و توسعه و پیادهسازی توانمندیهای فناورانه برای شکلدهی و دستیابی به اهداف عملیاتی و راهبردی نظامها، بخشها و سازمانها است. هسته اصلی مدیریت فناوری، پیشرفت فناوری و وظایف مدیریتی یا به بیان دیگر، هدایت تغییرات فناوری است. مدیریت فناوری جدید همچون دستآورد همگرایی میان مهندسی، علوم و مدیریت در پی برنامهریزی، توسعه و بهرهبرداری از قابلیتهای فناورانه برای شکلدهی و تحقق اهداف راهبردی و عملیاتی یک سازمان، شرکت یا نظام است و کلیه وجوه مدیریت آن سازمان، شرکت یا نظام را دربر میگیرد (جعفرنژاد، 1388). مدیریت فناوری بهمنزله نظام و فرایند، کارکردی چندسطحی داشته و در سطوح گوناگون، ازجمله سازمانها، شرکتها، کارخانهها و صنایع، بخشها و زیربخشهای اقتصادی، ملی، منطقهای و بینالمللی قابل تعریف است. کارکرد مدیریت فناوری در سطوح گوناگون شامل مأموریتها و وظایف معینی است. برای نمونه در سطح بخشی و ملی، تدوین سیاستها و اولویتهای فناوری، آیندهنگاری فناوری، تهیه نقشه جامع فناوری (همتراز یا ذیل نقشه جامع علمی کشور)، برنامهریزی فضایی یا آمایش سرزمین در حوزه فناوری، ارتقاء فرهنگ و سواد فناوری، شبکهسازی (شبکه آزمایشگاهی کشور) و نهادسازی (مانند شورای ملی علوم، تحقیقات و فناوری) ضروری است. درهرحال هماهنگی کارکردهای نظام مدیریت فناوری در سطوح گوناگون که پیامد تکامل و انسجام و پویایی نظام است، عامل مهمی در پیشرفت، همزمانی، همگرایی و برابری فناوری میان بخشها، زیربخشها و مناطق گوناگون بهشمار میرود (شکل ۳).
مدیریت فناوری سبب تکمیل زنجیره ارزش فناوری و رساندن ایدهای فناورانه به مرحله بهرهبرداری تجاری در بازار میشود (شکل 4).
اگر ایدهای فناورانه بخواهد از مرحله نوزادی به مرحله بلوغ صنعتی و سودآوری برسد (نوآوری فناورانه)، نهتنها باید به جنبههای علمی و مهندسی توجه شود، بلکه به همان میزان و همزمان باید جنبههای مالی، اقتصادی، بازار و کسبوکار آن نیز مورد توجه قرار گیرد. به بیان دیگر، در جریان توسعه فناوری چند عامل و مشخصه درآنواحد با هم رشد میکنند. مهمترین این عوامل عبارتانداز: مفاهیم و

نظریههای علمی، طراحی، محیط ارزیابی، آزمون و اثبات فناوری، ابعاد تجاری، اقتصادی، بازار و کسبوکار فناوری و ... . بنابراین دیدگاه، موفقیت توسعه یک فناوری مستلزم رشد و بلوغ همزمان این عوامل در هنگام اجرای پروژه توسعه آن فناوری است. تنها ازطریق پیمودن مسیر متوازن که در آن بخشهای «علمی- فنی» و «تجاری» همزمان پیشرفت میکنند، میتوان ایدۀ فناورانه جدیدی را به مرحله بیشینه تولید ارزش هدایت کرد. این مهم بهدست نمیآید، مگر آنکه فردی کارآفرین (فناور پیشرو) هدایت این مسیر را بهعهده گیرد. فردی که از قوانین پیمودن مسیر متوازن به خوبی آگاه باشد و آموزشهای لازم را بهویژه در بعد تجاری فناوری (توسعه کسبوکارهای فناورانه) دیده باشد (Markam, 2002). تقویت زنجیره ارزش فناوری مستلزم همگرایی فناوری و کارآفرینی و تقویت ظرفیت کارآفرینی فناورانه بهمنزله مجموعهای از عوامل زیرساختی، مدیریتی و نهادی و انسانی است که برای پیشبرد کارآفرینی فناورانه با رویکرد تجاریسازی دانش لازم است (Pett & Zhang, 2011).
فناوری در آموزشهای علمی-کاربردی
موقعیت و مناسبت فناوری در آموزشهای علمی – کاربردی از دو دیدگاه اهمیت دارد. نخست، کاربرد فناوری در آموزشهای علمی - کاربردی برای ارتقاء فرایند آموزش و تسهیل یادگیری است. از این دیدگاه، بهطور مشخص میتوان به کاربرد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در آموزشهای علمی - کاربردی پرداخت. پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات طی سالهای اخیر، بر ابعاد گوناگون زندگی آدمی اثرگذار بوده است. با گسترش فناوری اطلاعات و نفوذ وسایل ارتباط از راه دور، ابزارها و روشهای آموزش نیز دچار تحول شده است؛ به گونهای که افراد میتوانند با بهکارگیری امکانات دردسترس به یادگیری بپردازند. لذا توسعه دورههای آموزش الکترونیکی بهسرعت رشد و گسترش یافته و در کنار ارتقاء کیفیت آموزش به یکی از محبوبترین روشهای آموزشی تبدیل شده است (رضایی و زاهدی، 1397).

کاربرد فناوری در آموزشهای علمی - کاربردی میتواند به تغییر و تحول اساسی در رویکردهای یادگیری منجر شود. این تحولات با ورود اینترنت، شتاب بیشتری گرفته و بر فرایند تدریس و یادگیری اثری عمیق گذاشته است. فناوریهای نوین و ازجمله، رسانههای اجتماعی با داشتن مزیتهای بسیار، مانند تعاملی بودن، مشارکت در خلق و تدوین دانش بهدست فراگیر یا کاربر، تسهیم مهارتهای فراشناختی شود. با بهکارگیری از شبکههای اجتماعی، یادگیرنده فعالانه در تولید محتوا مشارکت دارد و آموزهها، شکلدهی به محیطهای جذاب و متنوع که در آن استعدادهای متفاوت فراگیران امکان بروز مییابد و افزایش انگیزه، میتواند موجب افزایش توان شناختی، پرورش تفکر انتقادی و خلاق، افزایش مهارت حل مسأله و دستیابی به سطح یادگیری از دانش و فهمیدن به ارزیابی و ترکیب به دلیل نظردادن درباره فعالیتها و محتوای سایر یادگیرندگان افزایش مییابد. همچنین بهرهگیری از فناوری شبکههای مجازی موجب ایجاد محیط یادگیری غیررسمیتر، مشارکتیتر و تعاملیتر میشود و فاصله و موانع ارتباطی میان آموزشگر و یادگیرنده را کمتر میکند. دستیابی به اطلاعات روز در کمترین زمان و با کمترین هزینه، برای فراگیران و آموزشگران از دیگر نتایج بهکارگیری از فناوریهای نوین در آموزشهای علمی - کاربردی است. با آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)، امکان
را دگرگون، مدلهای موجود آموزشی را غنیتر و شیوههای آموزشی جدیدی را نیز ایجاد میکند. این مدلها ویژگیهای آموزش مبتنی بر فناوری را به اشتراک میگذارند و شیوههای «یادگیری بدون محدودیت زمانی و مکانی» متناسب با نیازهای دانشجو فراهم میشود. بهکارگیری از فاوا نماد دوره جدیدی از آموزش است. فاوا، الگوی فکری آموزش جدید آموزش و یادگیری را پیشنهاد میکنند که در آنها، یادگیرنده نقش فعالی داشته و بر یادگیری خود راهبر، مستقل، انعطافپذیر و تعاملکننده پافشاری دارد (فرجاللهی و ظریف صنایعی، 1388). البته کاربرد فناوری در آموزش، با عنوان فناوری آموزشی سابقه طولانی دارد و پیش از ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات هم رایج بوده و به مرور زمان تحول چشمگیری یافته است (فردانش، 1387؛ ثمری و آتشک، 1388).
بعد دیگر مناسبت فناوری و آموزشهای علمی - کاربردی، به چگونگی آموزش فناوری در این نظام آموزشی معطوف است. در بیشتر کشورها، در دوره آموزش عمومی، حوزهای از یادگیری با هدف تربیت فناورانه تعریف شده است. این حوزه در گذشته از الگوی آموزشهای حرفهای و فنی پیروی میکرد. در دهه آخر قرن بیستم میلادی این الگو تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه بهسمت آموزش فناوری نوین تغییر جهت داد. توجه به سواد فناوری برای زندگی در قرن بیستویکم میلادی بهمنزله چشماندازی است که ایجاد درک فناورانه، توانایی استفاده و ارزیابی فناوری هدفهای اصلی آن هستند. از همینرو بر تربیت فناورانه در سند چشمانداز بیستساله، سند تحول بنیادین در آموزشوپرورش و برنامه درسی ملی پافشاری شده است (ادیب و همکاران، 1395). بنابراین، توجه به آموزش فناوری در آموزشهای علمی - کاربردی که بر یادگیری فنون و فناوریها استوار است، از جایگاه خاصی برخوردار است. این مهم نیازمند ارتقاء سواد فناوری و قابلیت فناورانه آموزشگران، تجهیز محیطهای آموزشی به فناوری و امکانات کار با فناوری، ارتقاء محتوای مرتبط با فناوری در برنامه درسی دروس علمی - کاربردی و مانند آن است.