دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

ظرفیت‌سازی

Capacity Building
نویسنده

تعریف ظرفیت‌سازی

درحال‌حاضر، تعریفی جامع و جهان‌شمول از ظرفیت‌سازی، فرایندها و شاخص‌های آن وجود ندارد و بیشتر تعاریف متناقض و نادرستی از آن می‌شود؛ این واژه عموماً در پروژه‌ها به‌کار گرفته می‌شود؛ اما در عمل، اصول اساسی آن مدنظر قرار نمی‌گیرد (Verity, 2007). با این حال در ادامه سعی می‌شود که به مهم‌ترین تعاریف موجه در این زمینه براساس مستندات معتبر اشاره شود.

     هر نوع توسعه‌ای دربرگیرنده و مستلزم نوعی ظرفیت‌سازی است. ظرفیت‌سازی فرایندی پیوسته است. به بیان‌دیگر، ظرفیت‌سازی تغییرات ظرفیت را در طول زمان نشان می‌دهد. ظرفیت هر پدیده‌ای در ارتباط با زمینه تکامل می‌یابد. از دیدگاه سازمان ملل متحد، ظرفیت‌سازی مشتمل بر توانایی یک کشور در به‌کارگیری مطلوب از منابع و ظرفیت فنی موجود به شکل پایدار است (عباس‌پور و همکاران، 1396).

 
  Text Box: جدول 1. انواع ظرفیت‌ها (Wignaraja, 2009)
ردیف	نوع ظرفیت	تعریف
۱	کارکردی (Functional)	قابلیت‌ها یا توانمندی‌های مدیریتی لازم برای تدوین، پیاده‌سازی، پایش و بررسی سیاست‌ها، راهبردها، برنامه‌ها و پروژه‌ها
۲	فردی (Individual)	مهارت، تجربه و دانش انتقال‌یافته و شکل‌گرفته در افراد 
۳	محیطی یا محیط توانمندساز (Enabling Environment)	سیستم وسیع‌تری که افراد و سازمان‌ها در آن عمل می‌کنند و برای حضور و عملکرد آنها تسهیل‌گر یا بازدارنده است.
۴	سازمانی (organizational)	خط‌مشی‌های داخلی، مناسبات، رویه‌ها و چارچوب‌هایی که به سازمان امکان می‌دهد تا وظایف خود را عملیاتی و کالا و خدمات مورد‌‌انتظار را عرضه کند، ظرفیت‌های فردی در کنار یکدیگر قرار گیرد و افراد با همدیگر کار کنند تا به اهداف خود برسند.
۵	فنی (Technical) 	ظرفیت‌های مرتبط با حوزه‌های خاصی از کار (حرفه‌ای) و تخصص در بخش‌ها یا قلمروهای موضوعی ویژه؛ مانند تغییرات آب‌وهوایی، بهداشت یا کنترل بیماری‌های خاص، توانمندسازی قانونی، پیشبرد مردم‌سالاری با سازوکار انتخابات و مانند آن.
۶	سازگاری(Adaptive) 	توانایی سیستم برای انطباق با تحولات یا کنار آمدن با تغییرات، درک و بهره‌برداری از مزیت‌های نسبی، به‌‌کارگیری فرصت‌ها، گذر کم‌خطر از چالش‌ها، پیشگیری یا مدیریت مخاطرات و تعدیل عوارض فعالیت‌ها


مهم‌ترین تعاریف ظرفیت‌سازی بر این نکته تأکید دارند که داشتن توانایی لازم برای انجام کار خاصی مرتبط با هدف، اولین گام و اساسی‌ترین گام به‌شمار می‌آید. به‌همین‌دلیل نیز ظرفیت‌سازی مقدمه توانمندسازی به‌شمارمی‌آید. پس تعریف زیر را می‌توان به‌عنوان تعریف ظرفیت‌سازی پذیرفت (حیدری ساربان و جاوید، 1398): ظرفیت‌سازی به ابزاری بازمی‌گردد که اجتماع و یا افراد با آن می‌توانند به تحکیم موقعیت خود بپردازند. بنابراین ظرفیت‌سازی تأکید بر تقویت توانایی‌های موجود است و به مفهوم وارد کردن چیزی از بیرون و برون‌‌زا به داخل جامعه نیست، بلکه به مفهوم برخورداری از دارایی‌ها و تقویت و تحرک‌بخشی به دارایی‌های موجود (مادی و معنوی) در جامعه است. لذا نمی‌توان تحمیل‌‌شده و از بالا به پایین و برون‌زا باشد. ظرفیت‌سازی به مفهوم ایجاد روابط قوی و مجموعه مراحلی است که طی آن اعضای جامعه بتوانند، عقاید خود را در زمینه یک‌سری از اقدامات عرضه و براساس آن عمل کنند. همچنین به مفهوم افزایش قابلیت هدف‌گذاری و اجرای اقدامات خاص در یک طرح است. لذا به مفهوم برخورداری از قدرت مشترک و قوی در واکنش به محدودیت منابع موجود است (Peggy, 2003). بنابراین ظرفیت‌سازی ازنظر مفهومی، از آموزش افراد فراتر رفته و به معنی تقویت سازمان‌ها و چارچوب‌هایی است که آنها در آن فعالیت می‌کنند. در واقع ظرفیت‌سازی به‌‌منزله بخشی از فرایندی دائمی و پیوسته با محوریت منابع انسانی، وضعیتی فعال و اثرگذار است که ناظر بر توانایی‌های یک نظام، سازمان یا فرد در انجام کار یا تولید است (Honadle and Hannah, 1982,p.299). بر‌‌اساس تعریفی دیگر، ظرفیت‌سازی فرایندی است که به افزایش توانایی‌های افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و جوامع با تأکید بر موارد زیر انجام می‌‌شود (حیدری ساربان و جاوید، 1398):

- اجرای کارکردهای کانونی، حل مشکلات، تعریف و نگهداری وثبت و ضبط اهداف؛ و

- درک و درگیر شدن با نیازهای توسعه در حوزه گسترده و به شیوه‌های پایدار.

     جدول (2) مفهوم ظرفیت‌سازی را در دو سطح سازمانی و اجتماعی محلی تشریح کرده است.

 
  Text Box: جدول 2. ظرفیت‌سازی برمبنای اهداف، فرایند و ابزار (رفیعیان و همکاران، 1393)
ظرفیت‌سازی	به‌‌منزله ابزار	به‌‌منزله فرایند	به‌‌منزله هدف
در سازمان	سازمان را برای انجام وظایف همچون ظرفیت‌سازی در اجتماعات محلی تقویت می‌کند.	فرایند انعکاس، راهبری و توجه به انسجام بیشتر میان اهداف/ ارزش‌ها و فعالیت‌ها 	تقویت سازمان جهت انجام مقاصد و اهداف
در جامعه مدنی	تقویت اعضای اجتماع محلی برای انجام مواردی که ازسوی آنان تعریف شده است.	پروراندن گفت‌وگو ارتباطات، برقراری روابط، پذیرش تنوع، برطرف کردن تعارضات	تقویت اعضای اجتماع در اجتماعات محلی جهت مشارکت در رسیدن به اهداف خاص خودشان


     ظرفیت‌سازی عبارت‌‌اند از، فرایند یادگیری فردی و سازمانی که در آن مهارت‌سازی، شبکه‌سازی و عملکرد در راستای افزایش دانش، سبب بهره‌وری سازمان و پیشرفت افراد شاغل در آن می‌‌شود(International Finance Corporation, 2010). ظرفیت‌سازی یعنی ارتقاء و توسعه توانایی‌ها در ‌‌راستای سنجش و ارزیابی و همچنین پاسخ به نیازهای کشور ازطریق انجام درست سیاست‌ها و الگوهای بهینه توسعه است. براساس تعریف ارائه‌شده از برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) ظرفیت‌سازی عبارت‌‌اند از، فرایند مستمر و طولانی که در آن کارگزاران دولتی غیردولتی، انجمن‌های علمی-تخصصی و سایر مراکز دانشگاهی برای توسعه منابع انسانی و نظام‌های مدیریتی و ایجاد محیطی توانمند با خط‌مشی شفاف و در چارچوب قانون مشارکت می‌کنند (Garriga, 2019). ظرفیت‌سازی معانی و تفاسیر متفاوتی دارد و بسته به اینکه چه کسی و در چه بافت اجتماعی با آن سروکار دارد، معانی متعددی پیدا می‌کند، این موضوع که در سال‌های اخیر همه‌گیرتر شده است و از سطح مؤسسه‌ای و سازمانی به سطح کشوری گسترش یافته است و با موضوعات آموزش عالی، آموزش حرفه‌ای و توسعه منابع انسانی مفهوم نسبتاً نزدیکی دارد. ظرفیت‌سازی علمی یعنی چیزهای متفاوت برای سازمان‌های متفاوت. ازنظر بنیاد ولز کالیفرنیا (TCWF) ظرفیت‌سازی در واقع نوعی معاونت علمی و فنی برای سازمان تلقی می‌شود. ظرفیت‌سازی یعنی توسعه دانش، مهارت‌ها و استعدادهای فردی و گروهی که سبب توسعه و ارتقاء مدیریت، حفظ و صیانت سازمان است و فراتر از آموزشی آکادمیک حرفه‌ای و منابع انسانی به زیرساخت‌های کاربردی و فرایندهای بومی می‌پردازد (Williamson, et al., 2003).

     راهبرد ظرفیت‌سازی نیاز به هماهنگی تمامی امکانات بالقوه و تمامی عوامل برای ایجاد شرایط زندگی بهتر در جوامع دارد و به مردم این فرصت را می‌دهد که شرایط زندگی خود را آن‌گونه که تمایل دارند، شکل دهند (Cuthill and Fien, 2005). باید توجه کرد که شناخت ظرفیت‌های مردمی با سطح آگاهی و اعتمادبه‌نفس مردم ارتباط دارد و هر دوی آنها (آگاهی و اعتماد به نفس) منشأ و ابزار اعمال قدرت در زندگی به‌‌شمار می‌‌آید (طالشی، 1390).

     ظرفیت‌سازی فرایندی است که براساس آن، افراد و سازمان‌ها مهارت، دانش، ابزار، تجهیزات و سایر منابع مورد نیاز برای انجام شایسته کار خود را به‌دست می‌آورند و بهبود می‌بخشند. ظرفیت‌سازی به افراد و سازمان‌ها امکان می‌دهد تا با ظرفیت بیشتری (مقیاس بزرگ‌تر، مخاطبان بیشتر، تأثیر بزرگ‌تر و مانند آن) فعالیت کنند (Potter and Brough, 2004). این اصطلاح بازتاب یک‌سری ابتکارات از دهه 1950 میلادی است که در آن مشارکت فعال اعضای جوامع محلی در توسعه اجتماعی و اقتصادی با برنامه‌های ملی و فراملی تشویق شده است. دراین‌باره، ظرفیت‌سازی (اجتماع) محلی رهیافتی مفهومی است که در پی تحولات اجتماعی و رفتاری است و سبب توسعه زیرساخت‌ها در سطح محلی می‌شود. این رهیافت بر درک و رفع موانع دست‌‌یابی مردم، دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و سازمان‌های غیردولتی به تحقق اهداف خود و دست‌‌یابی به نتایج پایدار، متمرکز شده است (Chandler, 2003; Kaplan, 2000).

 

ظرفیت‌سازی و توسعه ظرفیت

ظرفیت‌سازی مفهوم اصلی سیاست توسعه است. باورمندی به تقویت ظرفیت افراد و نهادها در کشورهای درحال‌توسعه برای موفقیت در سیاست توسعه به‌تدریج در میان عاملان توسعه شکل گرفت، و مباحث نظری درباره آن بین سال‌های 1995تا 2005 میلادی به اوج رسید. در‌‌نتیجه، رهیافت‌های توسعه مبتنی‌‌بر مفهوم ظرفیت‌سازی معرفی شدند. روی آوردن به رهیافت‌های مبتنی‌بر ظرفیت‌سازی در توسعه تا حدودی نتیجه آشکار شدن کاستی‌‌های شناسایی‌شده در جریان کمک‌های توسعه و کمک‌های فنی عرضه‌‌شده از دهه 1950 میلادی از سوی اهداکنندگان بزرگ بین‌المللی، بوده است. این کاستی‌‌ها شامل عدم احساس مالکیت کمک‌‌گیرندگان، عدم توانایی ابتکارات حمایت‌شده و گروه‌های هدف برای ایجاد تغییرات پایدار، عدم هماهنگی میان‌‌بخشی و اقدامات پیگیرانه ناکافی (بعد از اتمام پروژه‌ها و خاتمه کمک‌ها) می‌شود. اگرچه واژه «ظرفیت‌سازی» هنوز به‌طور گسترده‌ای به‌‌کار می‌‌رود، واژه «توسعه ظرفیت» که به تازگی ابداع شده، به گزینه مطلوب اجتماع توسعه تبدیل شده است. درحالی‌که «ظرفیت‌سازی» پیشنهاد می‌کند که چیز جدیدی از نخست (به‌اصطلاح عامیانه، از صفر یا روی خاک)، نه اینکه براساس طرحی از پیش ترسیم و تحمیل‌‌شده، شکل گیرد. گسترش ظرفیت توسعه که بیانگر رهیافتی است بر‌‌پایه مهارت‌ها و دانش‌های موجود، فرایندی پویا و انعطاف‌پذیر برای پیشبرد تغییر را دنبال می‌کند و اساساً از سوی کنش‌‌گران محلی آغاز می‌شود (Wagner, 2003; Eade, 1997).

     ظرفیت‌سازی، فرایندی است که فقط از مراحل اولیه ایجاد و توسعه ظرفیت پشتیبانی می‌کند و فرض می‌کند که هیچ ظرفیتی در آغاز برای شروع کار وجود ندارد. این نگرانی، یا محدود بودن ظرفیت‌سازی به مراحل اولیه توسعه ظرفیت، معطوف به پیشگیری از وابستگی یا اتکا به بیرون است. بدین‌ترتیب، ظرفیت‌‌سازی را می‌توان گام اولیه توسعه ظرفیت نام نهاد. دراین‌باره، توسعه ظرفیت فرایندی است که با آن افراد، سازمان‌ها و جوامع توانایی‌های لازم برای تنظیم و دست‌‌یابی به اهداف توسعه در طی زمان را به‌دست آورده، تقویت و حفظ می‌کنند. در این میان، حفظ ظرفیت به نگهداری ظرفیت که یک بار (در مرحله ظرفیت‌سازی) در همان سازمان یا واحد شکل‌گرفته و تقویت شده است، اشاره دارد. بهره‌برداری از ظرفیت نیز مستلزم به‌‌کارگیری مؤثر از ظرفیت‌های موجود و نوین برای تحقق اهداف مورد‌‌نظر و دست‌‌یابی به منافع توسعه است. در مواردی ممکن است توسعه ظرفیت، نیازمند جذب ظرفیت از بیرون اجتماع، سازمان و یا کشور مورد‌‌نظر با عرضه مشوق‌های مناسب و تأمین شرایط مورد درخواست (برای نمونه، واگذاری مسئولیت و موقعیت‌های سازمانی کلیدی یا پرداخت حقوق و مزایا) باشد. بنابراین، هرچند توسعه ظرفیت و ظرفیت‌سازی اغلب مترادف پنداشته می‌شوند؛ اما، مفهوم نخست، فرایندی گسترده‌تر و مداوم است که مراحل چندگانه‌ای را دربر می‌‌گیرد و ظرفیت‌سازی محدود به یکی از مراحل اولیه آن می‌شود (Wignaraja, 2009).

 

سطوح ظرفیت‌سازی

ظرفیت‌سازی می‌تواند در چندین سطح بررسی شود (UNESCO, 2011). نخست، سطح خرد، جایی که مختص افراد به‌شمار می‌آید (شکل 1). ظرفیت در این سطح بسیار اساسی بوده و پایه‌ای برای ظرفیت در سطح سازمان محسوب می‌شود. این سطح اشاره به خواست و توانایی فرد برای تنظیم اهداف و دست‌‌یابی به آنها از راه دانش و مهارت‌های خود دارد؛ دوم، سطح میانه که مختص سازمان‌ها و سیستم‌های کوچک است. ظرفیت سازمانی در این سطح، ظرفیت بالقوه هر شرکت در به‌کارگیری موفقیت‌آمیز مهارت‌ها و منابع سازمانی برای دست‌‌یابی به هدف‌های سازمان و برآورده‌کردن انتظارات سهام‌داران است؛ سوم، سطح کلان که مختص جامعه و یا حوزه عمومی (نهادی) است و آن را محیط حامی می‌نامند. این سطح به‌صورت گسترده به توانمندسازی، سرمایه اجتماعی، حفظ محیط‌زیست، فرهنگ، ارزش‌ها و روابط فرهنگی اشاره دارد. در‌‌واقع، این سطح توسعه قواعد و وضعیتی است که به سازمان‌ها اجازه می‌دهد، کارکرد مناسبی داشته باشند (عباس‌پور و همکاران، 1396).

 

 

شکل 1. سطوح ظرفیت‌سازی (UNESCO, 2011)

 

     در برداشتی دیگر، ظرفیت‌سازی نهادی هم در سه حوزه توسعه منابع انسانی، توسعه و تقویت ساختارهای درون سازمانی و روابط میان‌‌سازمانی و اصلاح و بهبود بسترهای قانونی و مقرراتی و ابزارهای سیاسی شکل می‌گیرد (Brown, 2008). از دیدگاهی گسترده‌‌تر، ظرفیت‌سازی همانند توسعه سازمانی، بهره‌وری سازمانی و یا مدیریت اجرایی و فنی سازمانی سطوح گوناگونی را دربر می‌گیرد (Connolly and Lukas, 2002):

الف) سطح فردی: این سطح به نیازهای فردی در‌‌راستای تقویت عملکرد در سازمان توجه می‌‌کند. توسعه نیازمند انسان‌های توسعه‌یافته و آموزش‌دیده است. بنابراین هرچه نیروی انسانی به‌‌منزله ثروت و سرمایه ملی بهتر پرورش یابد، مسیر توسعه هموارتر می‌شود‌. سنجش ظرفیت و توسعه آن در این سطح بسیار اهمیت دارد. ابعاد ظرفیت در سطح فردی، مواردی همچون برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاهی و کاربردی؛ آموزش رشته‌هایی که شکاف میان تخصص و تجربه را پر می‌‌کنند و تربیت افرادی با شرایط مطلوب برای پیشبرد امور کشور را در‌‌بر می‌‌گیرد.

ب) سطح سازمانی: ظرفیت‌سازی در سطح سازمانی شامل سازمان‌های دولتی و غیردولتی اغلب در مواردی همچون نقش سازمان، ارتباط آن با مخاطبین، علاقه‌مندان، سهام‌داران و ظرفیت‌سازی فرایندهای سازمانی (انسانی، مالی، اطلاعاتی) و ترویج فرهنگ رقابت و اصلاح زیرساخت‌های ارتقای جایگاه و نقش سازمان صورت می‌پذیرد.

ج) سطح اجتماعی: بالاترین سطح ظرفیت‌سازی، سطح اجتماعی است، یعنی سطح محیطی که توسعه ملی در متن آن آغاز می‌شود. فرایند ظرفیت‌سازی اجتماعی به گونه‌ای است که دربرگیرنده کل کشور و یا جامعه و همه زیربخش‌های آن می‌شود. نمونه‌هایی از ظرفیت‌سازی در سطح اجتماع در برنامه‌ها و سیاست‌های کلان، چارچوب‌های حقوقی و مدنی، چشم‌انداز‌های بلندمدت کشور به چشم می‌خورد. کشورهایی که اقدام به ترسیم برنامه‌‌های بلندمدت و چشم‌اندازهای آینده می‌‌کنند، برای تحقق و دست‌‌یابی اهداف خود، زیرساخت‌های لازم را فراهم می‌آورند و با تفکری استراتژیک به نیازهای کشور ازطریق درک درست سیاست‌ها و پیروی از الگوهای موفق، اقدام به ظرفیت‌سازی همه‌جانبه به‌ویژه از انواع علمی آن می‌کنند.

 

پیش‌نیازهای موفقیت در راستای ظرفیت‌سازی

ظرفیت‌سازی مستلزم توانمندسازی افراد، سرمایه اجتماعی و توانمند کردن محیط‌زیست و همچنین فرهنگ، ارزش‌ها و روابط فرهنگی تأثیر‌‌گذار بر زندگی، است (کاظمیان و همکاران، 1392). تحقق و تداوم ظرفیت‌سازی نیازمند شرایط مناسب و ملزوماتی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. مدیریت کارآمد و توانا: پژوهشگران بر این باورند که مدیریت نقش مهمی در سطوح مختلف سازمانی دارد. تشویق به‌موقع و تغییرات سازمانی لازم و در‌‌نتیجه ظرفیت‌سازی موفق زمانی به وقوع می‌پیوندد، که مدیریت کارآمد در سطوح مختلف اعمال شود (Light, 2002؛ به نقل از موسوی موحدی و همکاران، 1384)

2. استعدادهای بالقوه: ظرفیت‌سازی بدون وجود استعدادهای بالقوه از‌‌جمله نیروی انسانی توسعه‌یافته و بسترهای محیطی و فیزیکی و ترویج فرهنگ آن در جامعه امکان‌پذیر نیست. بنابراین باید استعدادهای بالقوه به‌سوی سازمان‌ها هدایت شوند و سپس به‌عنوان بازوی توسعه و ظرفیت‌سازی ایفای نقش کنند. (موسوی موحدی و همکاران، 1384).

3. تعادل زمانی: برای ظرفیت‌سازی بهینه نباید به‌‌شتاب و یا به‌‌کندی عمل کرد، بلکه رعایت تعادل و تناسب زمانی فرایند ظرفیت‌سازی را به‌طور بهینه به‌‌پیش خواهد برد(همان).

4. ارزیابی: نیازهای سازمانی ‌باید به‌طور مداوم ارزیابی شده و سپس با برنامه‌ریزی لازم نسبت به رفع آنان و ارتقاء سطح سازمانی اقدام شود(همان).

5. ارتباطات تخصصی: باید برای موفقیت در‌‌راستای ظرفیت‌سازی فرصت‌های تخصصی ازجمله ایجاد شبکه‌های علمی بین‌المللی و مشارکت در جامعه جهانی اطلاعات بیشترین بهره‌برداری را کرد. برای ظرفیت‌سازی باید در‌‌راستای توسعه و ایجاد مراکز هم‌‌سو و همگن اقدام کرد. این‌گونه توسعه سبب برخورداری مراکز، مؤسسات، سازمان‌ها و انجمن‌های همسو از دانش و مهارت، نوآوری و تجارب علمی و فرصت‌های مالی، اطلاعاتی، ارتباطی،
منابع انسانی و سیاست‌های راهبردی بین‌المللی می‌‌شود(همان)
.

6. نظارت: نظارت بر عملکرد و رفع نواقص احتمالی که در مسیر برنامه تا عمل انجام می‌‌شود، فقط با نظارت سازمانی امکان‌پذیر است و اگر این فرایند به‌صورت خودنظارتی درآید، سازمان پویا و خلاق می‌شود. چنین پویایی نوعی ظرفیت‌سازی علمی نامیده می‌شود(همان).

     برای تشریح ملزومات ظرفیت‌سازی به‌ویژه در بعد نهادی می‌توان از دیدگاه استین (2008) بهره گرفت که ظرفیت نهادی را در مجموعه گسترده‌تری به نام ماتریس نهادی تبیین کرده است. از دیدگاه وی برای رسیدن به سطحی از استاندارد زندگی، چارچوب‌های نهادی جدیدی از‌‌جمله هنجارها، مقررات، ظرفیت‌ها، سازمان‌ها و مشوق‌هاست، مورد نیاز است (به نقل از کاظمیان و همکاران، 1391). شکل(2) این الگو را به خوبی نشان می‌‌دهد.

 

 

شکل 2. ماتریس نهادی استین (کاظمیان و همکاران، 1391)

 

ابعاد یا گونه‌های مختلف ظرفیت‌سازی

ظرفیت‌سازی برای توسعه، مسیری را برای ارتقاء فرصت‌های مشارکت عمومی و دست‌‌یابی به نتایج موفق برای توسعه پایدار فراهم می‌‌کند (آقاعلیخانی و برک‌پور، 1391). به‌بیان‌دیگر، ظرفیت‌سازی در رسیدن به تغییرات پایدار با تأثیرات ماندگار، بسیار کلیدی است (رفیعیان و همکاران، 1393). بنابراین، پیشرفت و توسعه پایدار مستلزم ظرفیت‌سازی در همه ابعاد است. در ادامه برخی از ابعاد ظرفیت‌سازی معرفی شده است.

 

ظرفیت‌سازی علمی

هرگونه اقدامی که منجربه ارتقای ظرفیت‌های فردی مؤسسه‌ای و سازمانی در‌‌راستای مشارکت مؤثر و فعالانه در پیشبرد علوم و تکنولوژی و توسعه پایدار شود، ظرفیت‌سازی علمی نامیده می‌شود. ظرفیت‌سازی علمی نیازی مبرم و الزامی ملی برای کشورهای درحال‌توسعه و کشورهای پیشرفته صنعتی به‌‌شمار می‌‌آید. ظرفیت‌سازی با آموزش‌های دانشگاهی، حرفه‌ای و تخصصی و به‌‌کارگیری فرصت‌های شغلی، ‌باید سرلوحه کار سیاست‌گذاران، صنعت‌گران و متولیان علمی، آموزشی و پژوهشی جوامع قرار گیرد. تعیین اولویت‌ها در زمینه‌های گوناگون توسعه علمی و اجرای راهکارهای به‌‌دست آمده از دستاوردهای پژوهش، به‌گونه‌ای که جامعه بتواند از منافع سرمایه‌گذاری در تحقیقات بهره‌برداری کند ،خود ظرفیت‌سازی به شمار می‌‌آید (فکور، 1383).

 

ظرفیت‌سازی فناورانه

ظرفیت‌سازی فناورانه، فراهم‌سازی قابلیت‌ها یا زیرساخت‌های لازم برای توسعة فناوری در بلند‌مدت است. نوازشریف (sharif, 1997) صاحب‌نظر بنام مدیریت فناوری در مؤسسه آسیایی فناوری از این فرایند به‌‌عنوان تکامل و تحول راهبرد فناوری کشورهای درحال‌توسعه، از مزیت نسبی (منطق و معیاری مهم در جذب و انتقال فناوری) به مزیت رقابتی (نشانگر کنش‌گری در جریان جهانی فناوری و سهیم شدن در بازار فناوری در پرتو رقابت‌مندی فناورانه) یاد کرده است. ظرفیت‌سازی در حوزه فناوری افزون‌‌بر توسعه زیرساخت‌های فناوری (مانند زیرساخت‌های آزمایشگاهی، توسعه نیروی انسانی، تأمین منابع مالی، سیاست‌گذاری راهبردی و نظایر آن)، نیازمند درنظر گرفتن پویایی محیط فناوری است. تعهد ملی در قبال فناوری، پذیرش اجتماعی-فرهنگی فناوری و اثربخشی سازوکارهای ملی برای تلفیق سیاست‌های حوزه علم و فناوری در برنامه‌ریزی‌های توسعه ملی، ازجمله ترسیم‌کننده‌های پویایی محیط فناوری به‌شمار می‌روند. افزون‌‌بر سیاست‌های دولت، نیروهای بازار و جنبه‌های فرهنگی نیز در ترسیم محیط فناوری سهیم هستند. محیط فناوری مسنجم نیازمند توسعه زیرساخت‌های فناوری، همگام و همنوا با شرایط بازار و سیاست‌های دولت است. به‌طورکلی، توسعه ظرفیت‌های فناورانه مستلزم پرداختن به کارکردهای زیر است (حسینی و شریف‌زاده، 1393):

- پیوند‌دهی مؤلفه‌های گوناگون: شامل عناصر پیوند، مانند نهادها و مؤسسات برقرارکننده پیوندها؛ جریان میان پیوندها شامل تسهیم منابع و تسهیلات، تبادل دانش و مؤلفه‌های گوناگون فناوری، داد‌‌و‌‌ستد اقتصادی و غیره.

- تداوم زنجیره نوآوری فناوری: در ابعاد محصول-فرایند(کاوش، طراحی، خلق، و تعدیل)، دانش-مهارت (تشریح، آموزش، بازآموزی و ارتقاء)، و روش‌ها (ذهنیت‌پردازی، تدوین و فرموله کردن، مهیاسازی و تکمیل‌ کردن).

- کارکرد تسهیل‌گرانه خبرگان فناوری: از‌‌جمله مؤسسات تأمین مالی مشترک و سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز، و مؤسسات فعال در زمینه اعتباربخشی، آزمون، تضمین کیفیت و استانداردسازی در‌‌راستای تعیین و تصدیق مناسبت فناوری‌های وارداتی و نیز تجاری‌سازی فناوری‌های
داخلی.

- کارکرد حمایتی راهنمایان فناوری: از‌‌جمله مؤسسات فعال در زمینه خدمات اطلاعات علمی و فناوری و سایر نهادهای فعال در زمینه خدمات مشاوره‌ای ازجمله فعالان عرصه انتقال فناوری به لحاظ گستره و پوشش، قابلیت‌‌‌دسترسی، به‌‌هنگامی، اعتبار و غیره.

 

ظرفیت‌سازی نهادی

ظرفیت نهادی به توانایی نهاد در اجرای وظایف آن مربوط می‌شود و قانون‌گذاری داخلی برای اعضای گروه است که باید در مراحل اجرایی به آن توجه کنند (Turner, 2012)، و لازم است با بهره‌گیری از توانمندی‌های خود به‌سوی وضعیت مطلوب حرکت کنند (ایروانی، 1377). ظرفیت نهادی صرفاً به‌معنی تعداد و تراکم نهادها در درون یک منطقه نیست، بلکه بر قوت و توانایی، کیفیت و چگونگی تعاملات آنها با هم اشاره دارد (لاله‌پور، 1396). ظرفیت نهادی از دیدگاه بوروکراسی شامل تقسیم‌‌کار، قوانین و سیاست‌ها، حقوق مالکیت، سلسله‌مراتب سازمانی و جایگاه شغلی می‌‌شود (Barman and Maclndoe, 2012). ظرفیت‌سازی نهادی، نوعی بازمهندسی با رویکردی نوین بر‌‌پایه نظام ارزشی حاکم بر جامعه است که نقش‌آفرینی تمام ذی‌نفعان در فرایند تصمیم‌گیری راهبردی را تأمین می‌کند (ایروانی، 1377). تجربه حاصل از دهه‌های گذشته نمایانگر این نکته است که به‌منظور تضمین و تداوم موفقیت‌ها، فعالیت‌های ظرفیت‌سازی، ‌باید نه‌‌تنها فردی بلکه مؤسسه‌ای و گروهی نیز باشد، به‌بیان دیگر ارتقاء توانایی مؤسسات موجود و هدایت آنان به‌سوی توسعه پایدار ظرفیت‌سازی نهادی محسوب می‌شود. این موضوع، سازمان‌های مرتبط با سیاست‌گذاری همچون آکادمی‌های ملی علوم را بیشتر از سایر سازمان‌های درگیر می‌کند. دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و صندوق‌های علمی را که بستر توسعه و خاستگاه ایجاد مرکز تحقیق و توسعه جدید و ساختارهای بین‌رشته‌ای بوده و در فعالیت‌های ظرفیت‌سازی از جایگاه ویژه برخوردارند. درحال‌حاضر ایجاد مؤسسات جدیدی که در تعامل مداوم و مستمر با دانشمندان علوم پایه، علوم اجتماعی، مهندسان و متخصصان توسعه اقتصادی و سیاست‌گذاری باشند، ضروری به‌نظر می‌رسد. برخی از دانشگاه‌های جهان نسبت به ایجادآن اقدام کرده‌اند، برای مثال مؤسسه بین‌المللی تحلیل سیستم‌های کاربردی دانشگاه کلمبیا را می‌توان نمونه‌ای از این دست به‌شمار آورد. چنین مؤسساتی زیرساخت‌های لازم و بستر مطالعه و تحقیق متخصصان را فراهم می‌کنند تا مهارت‌های خود را به‌خوبی به‌‌کار برده و برای مدت طولانی در حوزه تخصصی خود فعالیت کنند (موسوی موحدی و همکاران، 1384).

     ظرفیت‌سازی نهادی در چندین حوزه، از‌‌جمله توسعه منابع انسانی، توسعه و تقویت ساختارهای درون‌سازمانی و روابط بین‌سازمانی و اصلاح و بهبود بسترهای قانونی و مقرراتی و ابزارهای سیاستی برای توانمند ساختن سازمان‌ها و نهادها صورت می‌گیرد (Brown, 2008). از شاکله‌های بنیادین ظرفیت‌سازی نهادی، ارتباطات و اطلاعات است تا با ایجاد سازوکارهایی مبتنی‌بر توانمندی‌های مردمی و منطبق با نظام ارزشی سرانجام منجربه نظامی نهادی شود. ارتباطات در سطوح میان فردی، سازمانی و بین‌سازمانی لازمه ادامه بقا در محیط است، چراکه مسیرهای ارتباطاتی به‌سان رگ‌های بدن که عهده‌دار رساندن خون به تمامی سلول‌ها هستند، وظیفه مهم جابه‌جایی اطلاعات را برعهده دارند؛
به‌گونه‌ای که در طی این مسیر اطلاعات صحیح، دقیق و مرتبط در زمان مناسب به افراد ذی‌صلاح رسانده شود. مهم‌ترین ویژگی ظرفیت‌سازی نهادی ایجاد
ساختاری انطباق‌پذیر با بعد ارزشی بسیار قوی است که با اعضای خود پیوند مستحکمی دارد تا در پرتو آن هم‌راستایی منافع بین تمامی ذی‌نفعان کلیدی فراهم شود (ایروانی، 1377).

     ظرفیت‌ نهادی از شکل‌گیری و ترکیب هم‌افزای برخی از منابع و دارایی‌ها، از‌‌جمله توانایی، دانش، یادگیری، مناسبات و چیدمان قانونی مناسب به‌دست می‌آید و می‌تواند توسعه یابد در جدول (3) به این موارد اشاره شده است (کاظمیان و همکاران، 1391).

 

ظرفیت‌سازی ازطریق آموزش‌های
علمی-کاربردی

یکی از وجوه بارز ظرفیت‌سازی در سطح فردی، فراهم‌سازی محیطی توانمندساز برای توسعه شغلی است. توانمندسازی فردی و توسعه شغلی جنبه مهمی از ظرفیت‌سازی در حوزه توسعه منابع انسانی به‌شمار می‌رود (Nussbaum, 2011; James, 2018). در این میان، توسعه شغلی دربرگیرنده برنامه‌ریزی مداوم برای پیشبرد شغلی و حرفه‌ای افراد با کسب تجربه و یا گذراندن هر نوع آموزش منجر‌‌به ارتقاء مدارج و مدارک تحصیلی و یا احراز صلاحیت‌های جدید آنها، است.

     یکی از سازوکارهای مهم ظرفیت‌سازی در جهان تقویت

 

آموزش علمی به‌ویژه از سطوح ابتدایی، متوسطه و عالی است. باید از افزایش ساختارهای گوناگون، متنوع و کاربردی آموزش به‌‌منزله مصادیق اقدامات فوری برای ملت‌ها نام برد. البته در‌‌راستای تحقق اهداف توسعه پایدار، باید آموزش نوآورانه و خلاقیت آموزشی چه در آموزش‌های حرفه‌ای و چه در آموزش‌های دانشگاهی تشویق و ترغیب شود. آموزش‌های دانشگاهی و حرفه‌ای باید حلقه اتصالی میان علوم طبیعی و علوم اجتماعی ایجاد کنند، توسعه مطالعات و فناوری کاربردی و رشته‌های مهندسی، مثال‌هایی برای ظرفیت‌سازی علمی هستند. شرایط کنونی جهان ایجاب می‌کند که دانشگاه‌ها هم‌‌زمان افرادی را واجد مهارت‌های فنی، تخصصی و اجتماعی تربیت نمایند تا به‌‌خوبی مسأله‌گشایی کنند (آراسته، 1382).

     در دنیا نظام‌های گوناگونی از آموزش علمی-کاربردی وجود دارد. در بیشتر کشورها دانش‌آموزان از آموزش‌های فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای در مقطع دبیرستان وارد دانشگاه‌های فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای و علمی‌‌-‌‌کاربردی می‌شوند. به‌طورکلی آموزش‌های فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای و علمی-کاربردی برخلاف آموزش‌های دانشگاهی و نظری به‌صورت مهارت‌‌
شایستگی بر‌‌محور آموزش فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای یا آموزش عالی برنامه درسی‌‌محور با تأکید بر آموزش‌های کاربردی است. بنابراین نظام‌های آموزشی در سطوح عالی را می‌توان به دو صورت نظری و نیز علمی-کاربردی تقسیم‌ کرد (مهرعلی‌زاده و همکاران، 1395). آموزش‌های علمی-کاربردی‌، آموزش‌هایی است که ضمن توجه به مبانی علمی،
بیشتر معطوف به ایجاد مهارت‌های حرفه‌ای و کاربرد علوم در محیط واقعی کار است (بینقی و سعیدی رضوانی، 1383). آموزش‌های علمی-کاربردی، به‌دلیل مهیاسازی فراگیران برای موفقیت در بازار کار ازطریق کسب قابلیت‌های شغلی و حرفه‌ای مورد نیاز، نقش بارزتری نسب به سایر آموزش‌ها در ظرفیت‌سازی و توسعه ظرفیت‌های فردی دارند.

 
  Text Box: جدول 3. مؤلفه‌ها و شاخص‌های ظرفیت نهادی  (کاظمیان و همکاران، 1391)
مولفه‌‌ها	شاخص‌ها
توانایی 	- سرمایه انسانی (تجربه، تخصص، مهارت‌های خاص، تناسب شغل با تخصص، با انگیزه بودن، متعهد بودن، خلاق بودن)
	- برخورداری از منابع (فضای ساختمانی و تجهیزات متناسب با وظایف، منابع مالی)
	- هدفمند بودن (وجود اهداف روشن و مشخص، دارا بودن چشم‌انداز، داشتن نظام ارزیابی عملکرد)
	- نظام مشوق‌ها (وجود مشوق‌های مادی و غیرمادی، ارتقاء جایگاه براساس شایستگی)
	- روابط درون نهادی (مشارکت اعضا / کارکنان در تصمیم‌گیری، اعتماد اعضا/کارکنان به هم)
	- انعطاف‌پذیری (انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری، انعطاف‌پذیری در اجرای کارها، انعطاف‌پذیری در مواجه با شرایط پیش‌بینی‌نشده، پذیرش ایده‌های بیرونی)
یکپارچگی 	- روابط درون‌منطقه‌ای نهادها (هماهنگی در تصمیمات و اقدامات، همکاری و مشارکت نهادها در تصمیم‌گیری برای امور، شراکت نهادها در انجام کارها، ایجاد اتحادهای پایدار و بادوام بین نهادها، وجود اعتماد در بین نهادها، دستیابی به اجماع در تصمیم‌گیری ازطریق گفت‌وگو، فرصت برابر برای مشارکت نهادها در تصمیم‌گیری در امور، درجه تأثیرپذیری نهادها از هم)
	- توان جمعی نهادها (تمایل جمعی نهادها برای تعامل با سطوح بالاتر، میزان تأثیرپذیری نهادها از سطوح بالاتر، وجود احساس و ارزش‌های مشترک از شرایط منطقه، تعهد جمعی در میان نهادها برای توسعه منطقه، وجود افراد مهم و مجرب برای هدایت، میزان تراکم نهادهای مختلف در سطح منطقه)
دانش 	- دانش رسمی (دانش تخصصی در حوزه فعالیت، میزان آگاهی نهادها از دانش تخصصی همدیگر، میزان توانایی تولید ایده‌های نو در درون نهادها)
	- دانش بومی (میزان آگاهی نهادها از شرایط منطقه، میزان مراجعه به دانش و تجربیات مردم محلی)
یادگیری 	- یادگیری تعاملی (وجود آموزش بین بخشی در سطح منطقه، انتقال دانش و تجربیات نهادها به هم، ترویج و انتشار دانش و اطلاعات موجود در درون نهادها، تشویق کارکنان به تسهیم دانش و تجربیات خود با دیگر اعضا)
	- یادگیری تجربی (میزان استفاده عملی از دانش موجود، میزان استفاده از تجربیات کسب‌شده در درون نهادها)
	- یادگیری پیوسته (ارتقاء مداوم دانش اعضا/کارکنان، دسترسی به منابع یادگیری)
مناسبات و چیدمان قانونی مناسب	- خوانا بودن (شفاف بودن قوانین و مقررات، عدم تعدد قوانین و مقررات)
	- بستر قانونی (اختیار نهادها در تدوین مقررات و دستورالعمل‌ها، میزان انعطاف‌پذیری قانونی نهادها، میزان الزام قانونی در زمینه هماهنگی و همکاری نهادها، پوشش قلمروی و موضوعی توسعه منطقه‌ای، تناسب قوانین و مقررات با شرایط محلی)

 

کتاب‌‌شناسی
ایروانی، محمدجواد. (1377). نهادگرایی و جهاد سازندگی. تهران: وزارت جهاد سازندگی، اداره کل روابط عمومی.
آراسته، ح. ر. (1382). نقش آموزش عالی در چشم‌انداز توسعه ایران 1404. فصلنامه رهیافت،13(31)، 38-44.
آقاعلیخانی، ز.، برک‌پور، ن. (1391). مقایسه ظرفیت‌های اجتماعی و نهادی توسعه پایدار در شهرهای کرج و قزوین. فصلنامه مطالعات شهری.1(4) ،81-94.
بینقی، ت، و سعیدی رضوانی، م. (1383). آموزش علمی-کاربردی در آموزش عالی، درنادر قلی قورچیان و حمید رضا آراسته(ویراستاران)، دایرةالمعارف آموزش عالی، (جلد 2)، تهران: انتشارات بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
حسینی، س. م.، و شریف‌‌زاده، ا. (1393). توسعه دانش بنیان کشاورزی (مدیریت دانش، فناوری و نوآوری در کشاورزی). تهران: جهاد دانشگاهی.
حیدری‌ ساربان، و.، جاوید، ق. (1398). تحلیل اثرات ظرفیت‌سازی اجتماعی بر بهبود مدیریت توسعه روستایی (مطالعه موردی: شهرستان گرمی). مطالعات برنامه‌ریزی سکونتگاه‌های انسانی، 14 (2)، 411-426.
رفیعیان، م.، خدایی، ز.، داداش‌پور، ه. (1393). ظرفیت‌سازی اجتماعات محلی به‌مثابه‌ رویکردی در توانمندسازی نهادهای اجتماعی. جامعه‌شناسی نهادهای اجتماعی، 1 (2)، 133-160.
شریف‌زاده، ا.، اسدی، ع.، شریفی، م. (1390). ارزشیابی پیامدگرا در فرآیند توسعه پایدار: راهنمای پایش و ارزشیابی پروژه‌های توسعه روستایی. تهران: جهاد دانشگاهی، 468-497.
طالشی، م. (1390). برنامه‌ریزی روستایی در ایران. تهران: مؤسسه توسعه روستایی ایران.
عباس‌پور، ع.، فرج‌الهی، ر.، رحیمیان، ح.، دلاور، ع. (1396). کاوش عوامل نهادی و سازمانی اثرگذار در توسعه ظرفیت دانشگاه‌های دولتی کشور. فصلنامه علمی- پژوهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، 8 (29)، 209-230.
فکور، ب. (1383). تجاری‌سازی نتایج تحقیقات. فصلنامه سیاستگذاری علم و پژوهش رهیافت، 14(34) ، 53-83.
کاظمیان، غ.، فرجی‌راد، خ.، رکن‌الدین افتخاری، ع.، پورطاهری، م. (1392). رابطه ظرفیت نهادی و توسعه پایدار منطقه‌ای (مطالعه موردی: شهرستان‌های بوکان و ارومیه). فصلنامه جغرافیا. 11(38)، 171-153.
کاظمیان، غ.، فرجی‌راد، خ.، رکن‌الدین افتخاری، ع.، پورطاهری، م. (1391). سنجش و تدوین راهبردهای مناسب ارتقاء ظرفیت نهادی منطقه‌ای (مطالعه موردی: شهرستان‌های بوکان و ارومیه). فصلنامه مطالعات شهری. 1(2)، 23-39.
لاله‌پور، م. (1396). تحلیلی بر ظرفیت نهادی‌‌-‌‌مدیریتی فضاهای شهری در ارتباط با مشارکت شهروندان در ادارة شهرها (مطالعه موردی: منطقه 8 شهر تبریز). فصلنامه جغرافیا و توسعه. 15(49)، 59-80.
موسوی موحدی، ع ا.، کیانی بختیاری، ا.، اسکندری، ع. (1384). ظرفیت‌سازی ملی. فصلنامه سیاستگذاری علم و پژوهش رهیافت، 15 (36)، 16-21.
مهرعلی‌زاده، ی.، شفیعی، م.، همایون‌نیا، ا.، و جمالزاده، ع. (1395). مقایسه تطبیقی ماهیت تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌های نظری و علمی-کاربردی: بررسی تجربه ایران. آموزش عالی ایران، ۸(۱)، 53-36.
Arefi, M. (2004). Neighborhood jump-starting: Los Angeles neighborhood initiative. Cityscape, 7 (1) , 5-22.
Barman, E & Maclndoe, H. (2012, March). Institutional Pressures and Organizational Capacity: Case of Outcome Measurement. Sociological Forum. 27(1), 70-93.
Brown, RR. (2008, Feb). Local institutional development and organizational change for advancing sustainable urban water futures. Environmental Management. 41(2), 221-233.
Chandler, S. (2003). Writing Proposals for Capacity Building. Grantsmanship Center Magazine. 50, 21–22.
Connolly, P., & Lukas, C. A. (2002). Strengthening nonprofit performance: A funder's guide to capacity building. Amherst H. Wilder Foundation.
Cuthill, M., & Fien, J. (2005). Capacity building: Facilitating citizen participation in local governance. Australian Journal of Public Administration, 64(4), 63-80.
Eade, D. (1997). Capacity-building: An Approach to People-centered Development. Oxford, UK: Oxfam UK and Ireland.
Garriga, M. (2019): The Capacity Building Concept. Retrieved from:http://www. coastalwiki. org/wiki/ The_ Capacity_ Building_Concept.
Honadle, G. H., & Hannah, J. P. (1982). Management performance for rural development: packaged training or capacity building. Public Administration and Development, 2(4), 295-307.
International Finance Corporation. (2010). Investing in Capacity Building.(p.p.47-57).In Strategic Community Investment: A Good Practice Handbook for Companies Doing Business in Emerging Markets. World Bank. Retrieved from: https: // b2n.ir/ 398003
James, P. (2018). Creating Capacities for Human Flourishing: An Alternative Approach to Human Development. In Paola Spinozzi and Mazzanti Massimiliano (Eds.). Cultures of Sustainability and Wellbeing: Theories, Histories, Policies. Routledge.
Kaplan, A. (2000). Capacity Building: Shifting the Paradigms of Practice. Development in Practice. 10(3-4), 517–526.
Light, P. C. (2004). Pathways to nonprofit excellence. Brookings Institution Press.
Linell, D. (2003). Evaluation of Capacity Building: Lessons from the field. Washington, D.C: Alliance for Nonprofit Management.
Nussbaum, M. C. (2011). Creating Capabilities: The Human Development Approach. Harvard University Press.
Oxford Advanced Learner’s Dictionary. (2000). Capacity. Oxford University Press.
Peggy, A. (2003). Community Capacity Building & Mobilization in Youth Mental Health Promotion. Health Ministry of Canada.
Potter, C. ,& Brough, R. (2004). Systemic capacity building: a hierarchy of needs. Health Policy and Planning, 19 (5), 336–345.
Ranjan Panigrahi, M. (2012). Capacity Building of Teachers through Distance Mode Using Teleconferencing as an Innovative Tool. Turkish Online Journal of Distance Education, 13(2), 256-266.
Sharif, M. N. (1997). Technology strategy in developing countries: evolving from comparative to competitive advantage. International Journal of Technology Management,14(2-4), 309-343.
Turner, B E. (2012). Cooperation, Competition and the Development of Institutional Capacity: Civil Rights and Public Transportation in Southern Nevada. University of Nevada, Las Vegas.
Ubels, J., Acquaye- Baddoo, N A & Fowler, A. (Eds). (2010). Capacity Development in Practice. Earthscan.
UNESCO. (2011). Capacity Development for Education for All. The CapEFA Programme. United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization.
Verity, F. (2007). Community capacity building – A review of the literature, Retrieved from: http: // www. health. sa. gov. au.
Wagner, L. D. (2003). Why Capacity Building Matters and Why Nonprofits Ignore It. New Directions for Philanthropic Fundraising, (40), 103–111.
Wignaraja, K. (2009). Capacity development: A UNDP primer. United Nations Development Programme( UNDP), USA.
Williamson, I. P., Rajabifard, A., & Feeney, M. E. F. (Eds). (2003). Developing spatial data infrastructures: from concept to reality. CRC Press.