دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

طراحی برنامه درسی

Curriculum Design
نویسندگان

طراحی برنامه درسی

طراحی برنامه درسی، نقشه مفهومی برای تولیدکنندگان برنامه درسی و یکی از اساسی‌ترین موضوع‌های برنامه درسی به‌شمار می‌آید که ناظر به تعیین منابع، شناسایی عناصر تشکیل‌دهنده برنامه و نوع تصمیم‌هایی است که درباره هریک از آنها گرفته می‌شود(Ornstein & Hunkinks, 2018). طراحی برنامه درسی، فرایندی است که مستلزم مراحلی مانند مبانی برنامه درسی (فلسفی، روان‌شناختی و جامعه‌شناسی)، تعیین اهداف، انتخاب محتوا، روش تدریس و روش ارزشیابی است(ملکی، 1385). نگاهی گذرا به اصول حاکم بر روش‌های گوناگون تدریس نشان می‌دهد که مهم‌تـرین تفـاوت روش‌ها به محتوای آموزشی آن، یعنی طراحی برنامه‌ درسی برمی‌گردد(حجازی، 1393). نخستین گام تحقق هدف، انتخاب محتوای آموزشی مناسب و مطلوب (ملکی، 1395)، در قالب عوامل و فعالیت‌هایی است که از امور دانشگاهی محض فراتر رفته و معانی و الزامات مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تربیتی دارند(حاجی آخوندی و همکاران، 1391). با توجه به دیدگاه‌ها و نظرات بیان‌شده در ارتباط با فرایند مراحل برنامه‌ریزی درسی، فردانش(1384)، این مراحل را به پنج مرحله اساسی دسته‌بندی کرده که از‌جمله: مرحله نیازسنجی، طراحی، تولید، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی است. طراحی برنامه درسی به‌معنی تصمیم‌گیری درباره اجزای فعالیت کلاسی و توالی اجرای آنها است. در‌واقع طراحی برنامه درسی، یکی از دو فعالیت اصلی برنامه درسی است که به همراه برنامه‌ریزی درسی، سبب نظم‌بخشی به فعالیت‌های تهیه برنامه درسی مناسب می‌شود. برخی عناصر مورد توافق برنامه درسی که موضوع طراحی قرار می‌گیرند، عبارت‌اند از: اهداف، محتوا، مواد آموزشی، راهبردهای یاددهی‌-‌یادگیری،
زمان، فضا، و ارزشیابی، و چهار عنصر محوری برنامه درسی شامل اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی است(فتحی واجارگاه، 1389).

 

عناصر طراحی برنامه درسی

پژوهشگران، عناصر تشکیل‌دهنده برنامه درسی را متفاوت دانسته‌اند. برخی به چهار و برخی به نه عنصر اشاره کرده‌اند. ولی به‌طور کلی هفت عنصر در برنامه درسی، اساسی و مهم است. عناصر مورد توافق عبارت‌اند از: اهداف، محتوا، مواد آموزشی، راهبردهای یاددهی‌-‌یادگیری، زمان، فضا و ارزشیابی، که در شکل (1)، رابطه عناصر در طراحی برنامه درسی آورده شده است.

 

جایگاه و مراحل طراحی برنامه درسی در برنامه‌ریزی درسی

مرحله طراحی برنامه درسی، یک زیرنظام از نظام کلان برنامه‌ریزی درسی است. این زیر‌نظام، به‌منزله یک نظام، همه ویژگی‌های نظام را دارد و عناصر اصلی آن را می‌توان، در قالب عناصر اصلی نظام عرضه کرد، که در شکل(2)، نشان داده شده است (قاسم‌پور مقدم، 1397). در این مطالعه، مرحله طراحی برنامه درسی بررسی شده است.

     پس از مرحله نیازسنجی و مشخص شدن نیازهای آموزشی، طراحی برنامه درسی صورت می‌گیرد. در این مرحله، برنامه‌ریزان پیش از اینکه به شیوه‌های اجرایی و عملی بپردازند، باید درباره عناصر برنامه‌ریزی تصمیم‌گیری کنند، که با توجه به نوع نگرش حاکم بر تهیه برنامه درسی، عناصر برنامه درسی و جهت‌گیری آنها نیز متفاوت خواهد بود. در مرحله طراحی برنامه درسی، تصمیم‌گیری و تعیین هر یک از عناصر مربوطه در قالب گام‌ها و فعالیت‌هایی به شرح زیر صورت می‌گیرد، که در این مرحله نیز همانند مرحله نیازسنجی، گام‌های اجرایی طراحی برنامه درسی بر اساس سه مؤلفه کلی درون‌داد، فرایند و برون‌داد انجام می‌شود (مهرمحمدی، 1391) و در تکمیل موضوع به محیط نظام، بازخورد و مرز نظام اشاره می‌شود.

الف) درون‌داد مرحله طراحی برنامه درسی: در مرحله درون‌داد، توجه به مبانی برنامه‌ریزی درسی، شامل مبانی فلسفی، مبانی جامعه‌شناختی، مبانی روان‌شناختی و مبانی دانشی است(زین‌الدینی میمند و همکاران، 1389).

ب) فرایند مرحله طراحی برنامه درسی: درون‌دادی که به نظام وارد می‌شود، بر‌اساس برنامه نظام در جریان تغییر و تبدیل قرار می‌گیرد. در مرحله فرایند طراحی برنامه درسی، گام‌ها و فعالیت‌های زیر اهمیت دارد :

1. تعیین اهداف برنامه درسی بر اساس نیازها؛

2. تعیین شرایط و استانداردهای فراگیران برای ورود به دوره و درس؛

3. تعیین محتوا (عناوین و سرفصل‌های دروس)؛

4. تعیین زمان‌بندی (دوره، دروس و سرفصل‌ها) و تقدم و تأخر آنها؛

5. تعیین مواد و وسایل کمک آموزشی؛

6. تعیین روش‌های یاددهی و یادگیری؛

7. تعیین روش‌های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی؛

8. تعیین فضاهای آموزشی(کارگاه، آزمایشگاه و ...)؛

9. تعیین شیوه نظارت، کنترل و راهنمایی بر اجرای درست برنامه درسی دوره؛

10. تعیین مهارت‌های مدرسین هر درس.

ج) برون‌داد مرحله طراحی برنامه درسی: دستاورد گام‌ها و فعالیت‌های سپری‌شده در مرحله قبل برنامه درسی(تفصیلی) دوره آموزشی است که این دستاورد به‌منزله برون‌داد مرحله طراحی است. دانشجویان فارغ‌التحصیل، تحقیق و پ‍ژوهش، برخی از ستاده‌های نظام دانشگاهی به‌شمار می‌رود.  

د) محیط نظام: در نظام طراحی برنامه درسی، جامعه و فرهنگ موجود، عوامل سیاسی، جغرافیایی و مراکز فرهنگی مانند آموزش عالی، آموزش‌و‌پرورش، شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی و ... می‌تواند به‌منزله محیط برای نظام در نظر گرفته شود(حسین‌پور، 1395).

ه) بازخورد: بازخوردها فرایندهایی چرخشی هستند که به‌دلیل عدم تطابق محتوا، سرفصلها، زمانبندی و ... با نیازهای واقعی، بهعنوان اطلاعات به درون‌داد پس‌خورانده شده و ضرورت اصلاحات در نظام طراحی برنامه درسی را نشان میدهند. برای مثال، چنانچه به‌دلیل عدم تطابق آموزش‌های دانشگاهی با نیازهای واقعی بازار کار، دانشجوی فارغ التحصیل نتواند جذب بازار کار شود، ایجاد اصلاحاتی در نظام آموزشی دانشگاه ضرورت دارد.

و) مرز نظام: مرز نظام، محیط را از نظام متمایز می‌کند؛ یا مشخص می‌کند، چه چیزی بخشی از نظام هست و چه چیزی بخشی از آن نیست؛ مرز نظام، مرحله طراحی برنامه درسی را از دیگر مراحل برنامه‌ریزی درسی مانند نیازسنجی، تولید، اجرا و ارزشیابی جدا می‌کند. نیشـن و مکالیسـتر(2010)، مراحل گوناگون طراحی برنامه‌ای سنجیده و حساب‌شده را در قالـب مراحل زیـر بیان کرده‌اند:

1. تحلیل نیاز / نیازکاوی؛

2. تحلیل محیط؛

3. انتخاب اصول آموزشی؛

4. چینش و دسته‌بندی محتوا؛

5. تعیین قالب و نحوه ارائه؛

6. نظارت و سنجش؛

7. ارزشیابی(Nation and Macalister, 2010).

     با توجه به اهمیت برنامه‌های درسی در بهبود و پیشرفت جامعه ازیک‌سو و شکل‌گیری نیازهای جدید ازسوی‌دیگر، توصیه می‌شود، در فرایند طراحی برنامه‌های درسی، با به‌کارگیری روش‌های کنکاشی و آینده‌نگر، نیازهای آینده را شناسایی و بر اساس آن، محتوای برنامه‌های درسی تدوین شود(سلطانی عربشاهی و همکاران،1393)، تا بتواند هم‌سو با اهداف آموزش‌های علمی‌-‌کاربردی باشد. با توجه به اهداف آموزش‌های علمی‌-‌کاربردی، طراحی برنامه درسی مناسب، در دست‌یابی به اهداف آموزشی، اهمیت زیادی دارد، که این اهداف، شامل موارد زیر است:

- ایجاد بستر مطلوب برای فعالیت همه‌جانبه (صنعتی، نظامی و دانشگاهی) در گسترش اعتلای دانش و پژوهش علمی‌-‌کاربردی کشور؛

- ارتقاء شاخص‌های کمی و کیفی آموزش‌های کاربردی در جامعه؛

- فراهم‌سازی زیربنای مطلوب برای به‌کارگیری توان دانش‌آموختگان دوره‌های نظری در حل مسائل کاربردی؛

- زمینه‌سازی زیربنایی مطلوب، برای ایجاد انتقال فناوری نوین (اهداف دانشگاه علمی-کاربردی، 1390).

 

الگوی طراحی برنامه درسی


منظور از الگو یا طرح، شکلی معین، چارچوب و انگاره‌ای از فرصت‌های یادگیری است. الگوی طراحی برنامه درسی، چارچوبی برای سازمان‌دهی، اجرا و ارزشیابی برنامه است که نظمی انعطاف‌پذیر و قابل تغییر برای سازمان‌دهی مجموعه‌ای از فرصت‌های یادگیری ایجاد می‌کند(قاسم‌پور مقدم، 1397). راپاپورت و کبی، میان مفاهیم مدل‌های برنامه درسی و الگوریتم‌های برنامه درسی، تمایز قایل شده‌اند؛ به این معنی که مدل بیشتر به مفهوم‌پردازی و الگوریتم به فرایند و رویه اشاره دارد(Rapaport & Kibby, 2002). دی‌شمپ، معتقد است که بسیاری از الگوهای تدوین برنامه درسی که مدل نامیده شده‌اند، در‌واقع از نوع الگوریتم هستند، زیرا مراحل آنها مشخص و گام‌به‌گام است(Deschamp, 1983). در الگوی برنامه درسی که موضوعات درسی تدوین‌شده به‌‌منزله اصلی‌ترین منبع اطلاعاتی‌ به‌کار می‌رود، به پنج الگوی طراحی برنامه درسی گوناگون اشاره می‌شود که عبارت‌اند از: الگوی طراحی برنامه درسی روش‌محور، عمل‌گرا، محتوا‌محور، پیامدگرا و مبتنی‌بر چشم‌انداز که در ادامه در شکل‌های (3 تا 7) نشان داده شده است. هسته اصلی هر شکل با رنگ خاکستری مشخص شده است(Morcke & Eika, 2009).

 

الگوی طراحی برنامه درسی روش‌محور

الگوی طراحی برنامه درسی روش‌محور، الگوی بسیار ساده‌ای است. هسته اصلی این الگو، آموزشگرانی هستند که روش‌ها را انتخاب می‌کنند. برای نمونه آموزشگران، برنامه‌‌ریزی می‌‌کنند که چگونه سخنرانی کنند؛ اسلایدهای پاورپوینت خود را طراحی و نمایش دهند؛ و مواد درسی خواندنی را انتخاب می‌کنند؛ و آمادگی آموزشگر برای فعالیت در کلاس درس از هر چیزی مهم‌تر است.

الگوی طراحی برنامه درسی عمل‌گرا

همان‌طور که در شکل (4)، نشان داده شده است، هسته دربردارنده سازمان‌دهی، منابع و شرایط است. طراحی برنامه درسی در درجه نخست، سازمان‌دهی تدریس در دوره‌ها و نمونه‌ها و سپس عملی کردن با منابع و امکانات موجود است. آموزشگران از برنامه‌ریزی مستثنی نیستند، اما سهم چندانی در آن ندارند. بنابراین در خارج از هسته قرار می‌گیرند.

 
 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4. الگوی طراحی برنامه درسی عمل‌گرا
(
Morcke & Eika, 2009)

 

الگوی طراحی برنامه درسی محتوامحور

الگوی طراحی برنامه درسی محتوا‌محور، نسبتاً پیچیده است. همان‌طور که در شکل(5)، نشان داده شده است، هسته دربر‌دارنده محتوا و سازمان‌دهی است. محتوا یا موضوع درسی با برنامه درسی و کتاب‌های درسی تعریف شده است. کتاب‌های درسی به‌طور خاص محتوا را تنظیم می‌کنند و محتوا به‌شدت روش‌های تدریس را کنترل می‌کند. آموزشگران، در خارج از هسته قرار دارند و با ارائه مطالب درسی و توضیح آن به فراگیران در برنامه‌درسی مشارکت می‌کنند. کتاب‌های درسی را آموزشگران انتخاب نمی‌کنند و آموزشگران تأثیر چندانی در سازمان‌دهی ندارند.

الگوی طراحی برنامه درسی پیامدگرا

الگوی طراحی برنامه درسی پیامدگرا، پیچیده‌تر است. با توجه به شکل(6)، هسته دربر‌دارنده پیامدهایی است که سازمان‌دهی و ارزیابی را هدایت می‌کند. پیامدها نقطه آغاز طراحی برنامه درسی است. پیامدها در درجه اول، رفتار فراگیر را توصیف می‌کنند درحالی‌که، پیامدهای یادگیری بیشتر تمرکزشان بر روی محتوا است. منابع و شرایط بر عناصر اصلی تأثیر می‌گذارند. آموزشگران نیز خارج از هسته اصلی این الگو قرار دارند، اما می‌توانند در پیامدهای خاص یادگیری نقش داشته باشند. آنها همچنین، روش تدریس را انتخاب می‌کنند؛ انتخاب یک روش تدریس به‌طور مستقیم با سه عنصر اصلی در ارتباط نیست.

 

 

الگوی طراحی برنامه درسی مبتنی‌بر چشم‌انداز

 
  Text Box:  

شکل 5. الگوی طراحی برنامه درسی محتوا‌ محور (Morcke & Eika, 2009)


مدل طراحی برنامه درسی مبتنی‌بر چشم‌انداز، بسیار پیچیده است. همان‌طورکه در شکل (7)، نشان داده شده است، همه عناصر طراحی برنامه درسی به‌طور منسجم در هسته گنجانده شده‌اند. یک گروه تصمیم‌گیری، چشم‌انداز خاصی را تعریف و طراحی برنامه درسی را در قالب تعامل با بخش‌ها کنترل می‌کند. این الگو بر اساس پیامدهای یادگیری، روش‌های تدریس، سازمان‌دهی و ارزشیابی تنظیم و از گروه تصمیم‌گیری به آموزشگران منتقل می‌شود. منابع و شرایط در طراحی برنامه درسی تأثیر می‌گذارند، اما فرایند را هدایت نمی‌کنند.

     بررسی الگو‌های طراحی برنامه درسی گوناگون، بیان‌گر آن است که آموزشگر الزاماً نقش اصلی را در طراحی برنامه درسی ندارد و باید به مؤلفه‌های دیگر هم پرداخت. در آموزش‌های علمی‌-‌کاربردی باید الگوهایی در طراحی برنامه درسی به کار برد که ضمن ایجاد هم‌افزایی، تحقق اهداف آموزشی را تسهیل کند.

 

 

 

روش‌ها و رویکردهای طراحی برنامه درسی


برنامه درسی که دستاورد برنامه‌ریزی درسی است، مجموعه‌

تجربیاتی است که در اختیار فراگیران قرار می‌گیرد. برای طراحی برنامه درسی روش‌های گوناگونی وجود دارد که روش موضوعی، روش موازی، روش میان‌رشته‌ای، روش چند‌رشته‌ای و روش فرارشته‌ای از مهم‌ترین آنها به‌شمار می‌آید. در جدول (1)، مراحل، محاسن و معایب هر کدام از روش‌های طراحی برنامه درسی آورده شده است (سلیمانی، 1394).

     هدف، تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده است که آگاهانه انتخاب و برای تحقق آن، برنامهها و اقدامات مناسب تربیتی، طراحی و اجرا میشود(موسی‌پور و همکاران،

Text Box: جدول 1. مراحل، محاسن و معایب روش‌های طراحی برنامه درسی(سلیمانی، 1394)
روش‌ها	مراحل طراحی برنامه درسی	محاسن	معایب
موضوعی	- در این رویکرد، هدف ایجاد مهارت در فراگیران در زمینه ساختار موضوع‌های گوناگون است.
- دیدگاه موضوعی بر موضوع‌های درسی، شیوه تکوین و سازمان‌دهی آنها تأکید می‌کند.
- از بسیاری جهت‌ها در اغلب مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، اولویت نخست با این رویکرد است.
- در این مراکز آموزشی، موضوع‌های درسی در شکل‌دادن به ساختار کل برنامه درسی نقش اساسی دارند.	- این رویکرد از شایع‌ترین رویکردهاست.
- نظام ارزشیابی و نمره‌گذاری آن کاملاً روشن و ساده است چون اهداف هر درس و موضوع مشخص است.
- آموزشگران در رشته خاص تخصص لازم را پیدا می‌کنند. بنابراین تدریس خود را کاملاً حرفه‌ای انجام می‌دهند.	- میان موضوعات مرزبندی می‌کند و نگرش مجزا به یادگیرندگان می‌دهد.
- یادگیرندگان از یک موضوع به موضوع دیگر می‌روند، بدون اینکه ارتباط محتواها و دیسیپلین( نظم) را درک کنند و یاد بگیرند.
- این رویکرد افراد را برای چرخه زندگی منسجم آماده نمی‌کند، درحالی‌که زندگی بیرون و درون افراد در یک طرح در هم‌تنیده قرار دارد.
موازی	- مفاهیم و مهارت‌های متوالی درس الف انتخاب می‌شود.
- مفاهیم و مهارت‌های متوالی درس ب مشخص می‌شود.
- مهارت‌های مربوط به درس الف که برای یادگیری درس ب لازم است، مشخص می‌شود.مهارت‌های مربوط به درس ب که برای یادگیری درس  الف ضروری است، مشخص می‌شود.
- میان مؤلفان محتوی الف و ب هماهنگی لازم به‌وجود می‌آید.	- این نوع طراحی، ساده است.
- در این نوع طراحی، تغییراتی در برنامه درسی صورت نمی‌گیرد.	- در ایجاد ارتباط عمیق میان دیسیپلین‌ها عاجز و ناتوان است.
- از آنجا که موضوع‌ها به‌طور جداگانه تدریس می‌شوند، کلاس‌ها پویایی لازم را ندارند.
- در عمل، یادگیرندگان هر درس و موضوع را جداگانه مطالعه می‌کنند، بنابراین نمی‌توانند ارتباط میان آنها را درک کنند.
میان‌رشته‌ای	- انتخاب موضوع برای مطالعه (انتخاب مسأله)، مسأله یا موضوع نه خیلی جزیی و نه خیلی وسیع باشد و باید متناسب با علاقه فراگیران باشد.
- بررسی و تعیین محورهای قابل‌مطالعه در رابطه با موضوع (مرتبط با علاقه فراگیران)
- تبدیل محورهای مطالعه به سؤالات تحقیق. سؤالات باید قابل پاسخ‌دهی بوده و فراگیران را به تلاش وادار کند.
- تعیین وظایف و فعالیت‌های فراگیران.
- گزارش و دست‌یابی به شناخت واحد تنظیم و ارائه گزارش از نتایج مطالعات از‌سوی هر یک از گروه‌ها. 	- کمک به انتقال مفاهیم و تحلیل مسائل جدید
- امکان وسعت نظر و کاهش جرم
- تحریک و برانگیختن فراگیر 
- انعطاف‌پذیری و توجه به شرایط 
- هماهنگی با نظام منسجم جهانی و ارائه آموزش منسجم
- تناسب با ویژگی یکپارچه‌پسندی ذهن بشر	- سطحی‌نگری و ضعف طراحی
- نادیده گرفتن بیش از اندازه پیش‌نیازها 
- عدم توجه به ساختار خاص هر رشته 
- زمان‌بر بوده و نیاز به بودجه فراوان دارد.
چندرشته‌ای	- در این روش برای بررسی یک ماده درسی یا یک موضوع یا یک مسأله چندین شیوه به کارگرفته می‌شود.
- تمرکز دیسیپلین‌های گوناگون روی یک موضوع استوار است، بدون اینکه تلاش مستقیمی برای ارتباط بین آنها صورت گیرد.
- یادگیرنده پس از آموختن یک موضوع کلی به موضوع دیگر می‌رود.	- بررسی پدیده و موضوع به‌طور جامع و کلی
- آموزش درباره واقعیت‌های زندگی
- وسعت دید و کاهش جزم‌اندیشی (خشک‌اندیشی)
- تسهیل ارتباط میان آموزش و رشته
- عدم نیاز به زحمت و تلاش زیاد 
- برقراری ارتباط راحت و مناسب	- عدم توجه به پیش‌نیازها و ساختار درسی مواد درسی
- انجام تعمیم‌های شتاب‌زده در ذهن
- مشکلات ناشی از ایجاد وحدت رویه در میان استادان و معلمان
- سهل‌گیری و عدم تجزیه‌وتحلیل دقیق مسائل از سوی یادگیرنده

Text Box: ادامة جدول 1. مراحل، محاسن و معایب روش‌های طراحی برنامه درسی(سلیمانی، 1394)
روش‌ها	مراحل طراحی برنامه درسی	محاسن	معایب
فرارشته‌ای	- این رویکرد بر فعالیت جامع و فراگیر تأکید دارد.
- در این روش ماورای قلمرو واقعیت‌ها و وسعت دیسیپلین‌ها در نظر گرفته می‌شود. یعنی یادگیرنده به درک و دریافت معنایی ماورای رشته یا موضوع‌های مجزا نیز نائل می‌شود.
- در این روش طراحی با یک مسأله آغاز و یا عنایت به دیسیپلین‌های گوناگون، دانش جدیدی خلق و ایجاد می‌شود.
- این روش به سه گروه افقی، قائم و مورب قابل تقسیم است.
- در حالت افقی، راه ورود به برنامه درسی بر‌گرفته از نظام‌های متعددی است(شیوه میان‌رشته‌ای).
- در حالت قائم، هر یک از نظام‌ها به‌طور مستقل مورد توجه است و تلاش بر تشخیص موقعیت مناسب برای هر فعالیت است.
- در حالت مورب، تدریس با یک چند رشته‌ای آغاز می‌شود و یادگیرنده با انواع فعالیت‌های ذهنی و عاطفی درگیر است .	- نیازمند تلاش کمتر بوده و به‌راحتی برای افرادی که تجربه نظری و عملی دارند قابل به‌کارگیری است .	- مستلزم تسلط بر دانش سازمان‌یافته بیشتر از یک دیسیپلین است و مهارت آموزی ویژه‌ای می‌خواهد.
۱۳۹۲). تغییرات مطلوب، شامل تغییر در دانش، نگرش و مهارت افراد است و این امر، یکی از اهداف مهم نظام تعلیم‌و‌تربیت محسوب میشود و تمام تلاشها و منابع در‌راستای رسیدن به این هدف است (مصطفی‌زاده، 1396). در‌واقع، برنامهها باید از چنان کیفیتی برخوردار باشد که اهداف تربیتی را به‌خوبی تأمین کند و نیازها و انتظارات افراد را به شکلی جامع و همه‌جانبه پاسخ دهد و قدرت سازگاری و سازندگی را در فراگیران ایجاد کند (احمدی و همکاران، 1393). آلن و فرانسیس(2013)، توافق روی طبیعت و اهداف آموزشی را مقدم بر پیروی از اهداف و مقاصد برنامه درسی میدانند (Allan & Francis, 2013). در این میان، رویکردها و روشهایی متفاوت برای طراحی برنامه درسی وجود دارد که هرکدام اصول، مراحل، محاسن و معایب خود را دارند. نمیتوان گفت کدام رویکرد یا روش از دیگری بهتر است، بلکه میتوان با توجه به محاسن، محدودیتها و شرایط مخاطب از هر کدام استفاده کرد. مخاطب با توجه به شرایط، توانایی و امکانات خود، بهترین روش یا رویکرد را انتخاب می‌کند(حجازی، 1393). در‌واقع، ازیک‌سو، با توجه به تمرکز نظام آموزش عالی ایران و نقش طراحی برنامه‌ درسـی بهعنوان ابزار مهـم و اساسـی پیش‌رونده و شایسـته در آمـوزشهای علمی-‌کاربردی، بهعنوان شـاهرگ اصلی در خون‌رسانی به سـایر اعضا و عناصر، هرگونه بهینهسازی در‌جهت بهبود آموزش، معطوف به کسب دانش و مهارتهایی از رشتههای درسی متنوع و بازنگری محتوای عناصر برنامه درسی است که زمینه بهینهسازی برنامه درسی برای رفع مسائل را فراهم میکند. ازسوی‌دیگر، با توجه به ماهیت چند‌بعدی مسائل در دنیای واقعی، آموزش‌گران و فراگیران باید چشم‌انداز بین‌رشتهای را در زمان تدوین برنامه درسی اتخاذ کنند و به جای تخصص‌گرایی بر جمعگرایی و هم‌بستگی میان موضوعها و رشتههای درسی متکی شوند(سلیمی و ملکی، 1389).

کتاب‌شناسی
احمدی، پ.، سبحانی‌نژاد، م.، امیری، م. (1393). سازمان‌دهی میان‌رشته‌ای برنامه درسی با تأکید بر اثربخش‌سازی محتوای دروس، پژوهش‌های آموزش و یادگیری (دانشور رفتار)، 22(6)، 97-122.
اهداف آموزش‌های علمی کاربردی(1390). در معرفی دانشگاه، پورتال دانشگاه جامع علمی کاربردی، قابلیت دسترسی در:http: // isouni. isiri. gov. ir
حاجی آخوندی، ز.، امام‌جمعه، م. ر.، سرمدی، م.ر. (1391). عناصر اصلی برنامه درسی در نظریه آموزش‌و‌پرورش پائولوفریره. فصلنامه مطالعات برنامه درسی ایران، 6(20)، 142-171.
حجازی، ی. (1393). چهار بنیان آموزش کشاورزی: آموزش کشاورزی و منابع طبیعی ویژه دانشجویان، مربیان، کارشناسان و مروجان کشاورزی منابع طبیعی. تهران: نشر پونه(به سفارش دفتر ترویج و مشارکت مردمی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور).
حسین‌پور، ر. (1395). تجزیه‌و‌تحلیل سیستمی مرحله طراحی برنامه درسی در نظام برنامه‌ریزی درسی، ارائه شده در اولین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در حوزه علوم تربیتی و روان‌شناسی و مطالعات اجتماعی ایران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی سروش حکمت مرتضوی.
خرقانی، س و سلسله، م. (1388). آموزش علمی کاربردی: نظام آموزشی مجاور یا رکنی اساسی در آموزش عالی؟، ارائه‌شده در کنفرانس آموزش مهندسی در 1404، تهران: دانشکده فنی دانشگاه تهران، فرهنگستان علوم.
زین‌الدینی میمند، ز.، نادری، ع.، شریعتمداری، ع.، سیف نراقی، م.(1389). ارائه الگوی راهنمای تدوین برنامه درسی بر اساس بررسی میزان آگاهی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان از محورهای اساسی برنامه‌ریزی درسی، فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، 4(4)، 99-128.
سلطانی عربشاهی، س. ک.، بیگدلی، ش.، گوهری‌نژاد، س.، امینی، ب. (1393). لزوم توجه به آینده‌نگاری در طراحی و بازنگری برنامه‌های درسی، فصلنامه مرکز مطالعات و توسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد(ویژه پانزدهمین همایش آموزش علوم پزشکی، 9 تا 11 اردیبهشت)، 9(13)، 123.
سلیمان‌پور، ج.(1384). برنامه‌ریزی درسی با تأکید بر تدوین محتوای درسی فعال و کاربرد تحلیل محتوا. چاپ دوم. تهران: انتشارات احسن.
سلیمانی، ف. (۱۳۹۴). بررسی تطبیقی انواع روش‌ها و رویکردهای طراحی برنامه درسی، ارائه شده دردومین همایش الکترونیکی پژوهش‌های نوین در علوم و فناوری(دوره 2)، کرمان: دانشگاه آزاد اسلامی.
سلیمی، ج.، ملکی، ح.(1389). طراحی برنامه درسی میان رشته‌ای در حوزه آموزش عالی، فصلنامه مطالعات میان رشته‌ای در علوم انسانی، 2(4)، 39-68.
فتحی واجارگاه، ک. (1389). الگوی پویا و جامع نیازسنجی برنامه درسی، برنامه درسی نظرگاه‌ها، رویکردها و چشم‌اندازها، تهران: انتشارات سمت، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی، شرکت به‌نشر.
فتحی واجارگاه، ک.، شفیعی، ن. (1386). ارزشیابی کیفیت برنامه درسی دانشگاهی (مورد برنامه درسی آموزش بزرگسالان)، فصلنامه مطالعات برنامه درسی، 1(5)، 1-26.
فردانش، ه. (1384). طراحی نظام‌های آموزشی، چاپ دوم، تهران: انتشارات سمت.
قاسم‌پور مقدم، ح. (1397). الگوی طراحی برنامه درسی سیلور و الکساندر، دانشنامه ایرانی برنامه درسی. قابلیت دسترسی در: http:// www. daneshnamehicsa.ir
مصطفی‌زاده، ا.(1396). الزامات برنامه درسی پیش‌دبستانی، تخته سفید، روزنامه شرق، شماره ۲۸۸۹. قابلیت دسترسی در:https:// www. magiran. com/article/3577560
ملکی، ح. (1385). سازمان‌دهی محتوای برنامه درسی، تهران: انتشارات مدرسه.
ملکی، ح. (1395). برنامه‌ریزی درسی(راهنمای عمل)، چاپ سوم، تهران: انتشارات منادی تربیت.
مهرمحمدی، م. (1391). برنامه درسی: نظرگاه‌ها، رویکردها و چشم اندازها، تهران: انتشارات سمت.
مهرمحمدی، م. (1391). نظریه‌های برنامه درسی، تهران: انتشارات سمت .
موسی‌پور، ن. ‌ا.، صدر، آ.، رُست، م. (1392). برنامه درسی ملی و تغییر در برنامه‌های درسی، ارائه در همایش ملی تغییر در برنامه درسی دوره‌های آموزش‌و‌پرورش، (صص312- 314)، بیرجند.
نجفی، ح.، ملکی، ح. (1395). پدیدارنگاری تجربه زیسته متخصصان از تأثیر فلسفه تعلیم و تربیت انتقادی بر طراحی عناصر برنامه درسی، ارائه در هفتمین همایش ملی انجمن فلسفه تعلیم و تربیت انسانی، فلسفه تعلیم و تربیت و قلمرو علوم اجتماعی و انسانی،شیراز: دانشگاه شیراز.
واکر، اف. دکر. (1390). نظریه برنامه درسی برای هرکس معنایی دارد.(ترجمه محمدحسن امیرتیموری)، در محمود مهر‌محمدی(مؤلف). برنامه درسی: نظرگاه‌ها، رویکردها و چشم‌اندازها. مشهد: به‌نشر.
Allan, C. O & Francis, P. H.(2013). Curriculum fundations, principles, and issues. United State of America: Pearson education.
Chaube, N.S. (2010). Curriculum Planning and Instruction, New Delhi:Wisdom Press.
Deschamp, P. (1983). A study of teachers ' intentions in planning. (Unpublished) Doctoral Thesis,Perth,WA: Murdoch University.
Krahnke, K .(1987). Approaches to Syllabus Design for Foreign Language Teaching. Prentice Hall Regents: Englewood Cliffs.
Lonenberg, F; Orneshtain, A. (2011). Curriculum development and implementation analyzing and improving teaching. (Translate by Mustafa Sharif). Esfahan Jahad Daneshgahi Presss, [Persian].
Morcke, A. M., & Eika, B. (2009). Medical faculty and curriculum design1?‘No, no, it's like this: You give your lectures…’. Medical Teacher, 31(7), 642-648.
Nation, I.S.P., & Macalister, J. (2010). Language Curriculum Design. Routledge.
Nunan, D. (1988). Syllabus Design. Oxford: Oxford University Press.
Ornstein, A, Hunkinks, F.(2018). Curriculum : foundations, principles, and issues. Seventh edition. Harlow, England: Pearson Education Limited.
Rapaport, W. J., Kibby, M. W. (2002). Contextual Vocabulary Acquisition: A Computational Theory and Educational Curriculum, Retrieved from: https:// www. researchgate. net
Stenhouse, L. (1975). An Introduction to Curriculum Research and Development. London: Heinemann.
Wiles, J., & Bondi, J. (2007). Curriculum Development: A Guide to Practice. 7th ed., Upper Saddle River, NJ: Pearson Education.