انکوباتورها یا مراکز رشد
جوامع بشری مجموعهای از سازمانها با اهداف مختلف ایجاد کردهاند که هرکدام وظایفی را انجام میدهند (Sabokro et al., 2018). اگر ساختار سازمانی دارای انعطاف و قادر به تطبیق و پاسخگویی به تحولات محیط خود باشد، میتواند به کارآفرین شدن سازمان کمک بسزایی کند (Ziyae & Tajpour, 2016). گاهی بازسازی مجدد ساختار سازمان یا تغییر فعالیت آن بر موضوع جدید باعث میشود افراد و کارآفرینان را موردحمایت و تشویق قرار دهد (Tübke, 2004). انکوباتورها بهعنوان شبکه حمایتکننده و زیرساخت اصلی برای شکلگیری شرکتهای زایشی و حمایت از آنها میباشند (Kolympiris & Klein, 2017).
در تعریفی دیگر انکوباتورها در اصطلاح پزشکی به دستگاه نگهداری نوزادان نارس اطلاق میشود. در کارآفرینی، انکوباتورها جزء ساختهای فنّی محسوب میشوند و نهادها یا چارچوبهایی هستند که برای پرورش یا ایجاد کسبوکارهای کوچک ایجاد میگردند (Bijaoui, 2015). انکوباتورها با تأمین تسهیلات سازمانیافته در کسبوکار، جذب سرمایهگذاران بیرونی و مشاوران حرفهای به دوام و رشد شرکتهای زایشی کمک میکنند (Guerrero et al., 2020). انکوباتورها ارائهکنندة فضا، خدمات حمایتی و تجهیزات مشترک برای شرکتهای کارآفریناند تا بتوانند کارآفرینان و شرکتهای کوچک را در ایجاد و توسعة مؤسسههایشان یاری کنند (Zotov et al., 2019). مرکز رشد یا انکوباتور یکی از ابزارهای رشد اقتصادی است که برای حمایت از کارآفرینان تأسیس میشود و با ارائه امکانات و تسهیلات عمومی زمینة تأسیس شرکتهای زایشی جدید را فراهم میکند (Wonglimpiyarat, 2016).
انکوباتورها در تقویت روحیة کارآفرینی، ایجاد اشتغال مولد، انتقال و تجاریسازی فناوری مفید میباشند (Sciarelli et al., 2020). انکوباتورها تلاش می کنند از ایجاد سازمانی حمایت کنند، اما منابع حمایتی موردنیاز همیشه وجود ندارد و فقط آن دسته از انکوباتورهایی میتوانند در این زمینه موفقتر عمل کنند که دارای خطمشی و زیرساختهای کارآفرینانه هستند (Adelekan & Eze, 2020). سیاستگذاران در بسیاری از کشورهای توسعهیافته پاسخ به این نیاز را همراه با احداث زیرساختی میدانند که برای تسهیل تجاریسازی خروجی تحقیقات درنظر گرفته شده است (حافظیان و همکاران، 1393).
تجاریسازی
برای دستیابی به اقتصاد دانشبنیان فقط تولید کافی نیست، بلکه هدف اصلی به کارگیری آنها و تبدیل دانش به محصول و تجاریسازی آن است(Bretschger & Smulders, 2007). در سازمانهای تحقیقاتی انجام یک پژوهش بدون تجاریسازی آن معنایی ندارد (Cahill et al., 2017). زیرا بدون دستیابی به مشتریان خاص یک دستاورد، تولید یا انجام آزمایش در مورد یک ایده بیفایده خواهد بود. بههمینجهت تجاریسازی فراگرد تبدیل و دگرگونی دانش نظری موجود در نهادهای دولتی و خصوصی در قالب برخی از انواع فعالیتهای اقتصادی است (Spilling, 2004). تجاریسازی شامل تولید ایدههای جدید و پیادهسازی آن روی محصول، فرایند و خدمت جدید است که به رشد پویایی اقتصاد ملی و افزایش اشتغال و سود خالص برای یک بنگاه کسبوکار و نوآور منجر میشود (Nieto Cubero et al., 2020). بههمینجهت ایجاد شرکتهای زایشی از مهمترین روشهای تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی است، زیرا ازسویی، بهصورت ملموس نشاندهندة آثار اقتصادی- اجتماعی فعالیتهای پژوهش و فناوری است و ازسویدیگر، برای دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی درآمدهای دائمی به همراه دارد و زمینهای برای توسعة فعالیتها محسوب میشود و همچنین برای نیروی انسانی آنها چشماندازهای جدید شغلی ایجاد میکند(Martins & Plonski, 2015).
انواع شرکتهای زایشی
فرایند ایجاد شرکت زایشی از سازمان مادر ازلحاظ قانونی، مالی، ساختاری و... را میتوان در دستهبندی مختلفی قرار داد. یکی از عمومیترین این دستهبندیها بهصورت زیر است:
1. شرکت تمامزایشی: در این مدل از ایجاد شرکتهای زایشی، تمام سهام شرکت تازهتأسیس توسط شرکت مادر به سهامداران منتقل میشود و شرکت مادر هیچ سهامی در مجموعه زایشی ایجادشده نخواهد داشت.

2. شرکت نیمهزایشی: در این مدل از ایجاد شرکتهای زایشی، سازمان مادر تمام سهام شرکت را به غیر واگذار نمیکند. بهطور معمول در این روش سازمان مادر قصد باقی ماندن در شرکت زایشی را بهعنوان سهامدار اصلی در بلندمدت نخواهد داشت، اما نسبت به ایجاد جریان نقدی از شرکت ایجادشده برنامهریزیهای مالی انجام داده است.
3. شرکت انتقالی: در این روش، سازمان مادر از
مجموعه شرکتهای زیرمجموعة خود اقدام به واگذاری سهام کرده و در حالتی خاص حتی نحوة توزیع سهام به شکل سهامی عام خواهد بود و شرکتی که سهام آن توزیع شده است بهعنوان مجموعهای مستقل به فعالیتهای خود ادامه میدهد (نقیزاده و همکاران، 1396).
دستهبندی دیگر شرکتهای زایشی برمبنای دو معیار انگیزه و نوع سازمان به همراه تقسیمبندی با معیارهای فرعی مانند دوستانه یا خصمانه بودن صورت گرفته است
شکل (1) (Tübke, 2004).

شرکتهای زایشی مثل یک چرخ برای انتقال فناوری و تجاریسازی عمل میکنند و راهی مستقیم برای جذب نیرو و تولید شغل و راهبردی قوی برای قوت بخشیدن به رابطه بین شغلهای محلی در نواحی دور از مرکز و ساخت اقتصاد محلی هستند (Benneworth & Charles, 2004).
شرکتهای زایشی دانشگاهی
شرکتهای زایشی دانشگاهی شرکتهای کارآفرین دانشمحور یا تکنولوژیمحور هستند که نقش ویژهای را در توسعة صنایع با تکنولوژی بالا بازی میکنند و زمینة بازارهای جدید را فراهم میکنند (Ritala & Hurmelinna Laukkanen, 2013). در تعریفی دیگر، شرکت زایشی دانشگاهی شرکتی است که بهمنزلة بخشی از شرکتهای زایشی که با هدف تجاریسازی فناوریهای جدید با نتایج تحقیق و توسعه در دانشگاهها شناخته شدهاند و اساسشان در دانشگاهها است و برای انتقال دانش از دانشگاهها به صنعت کار میکنند (Van Geenhuizen & Soetanto, 2009).
شرکت زایشی دانشگاهی برای بهرهگیری از نتایج پژوهش دانشگاهی تشکیل میشود (Blair & Hitchens, 2018). این شرکتها ابزار مهمی برای انتشار دانش، ایجاد شغل و رشد اقتصادی هستند (Hayter, 2013). بسیاری از شرکتهای زایشی دانشگاهی بهمنظور توسعة تکنولوژی خود در مرحلة پیش از تجاریسازی از برنامههای دولتی بهنحو چشمگیری بهره میگیرد (Sternberg, 2014).
شرکتهای زایشی پژوهشی
برای شرکت زایشی پژوهشی تعاریف مختلفی ارائه شده است (Tübke,2004). در سادهترین تعریف هر شرکتی که فقط یکی از شرایط زیر را داشته باشد شرکت زایشی پژوهشی تلقی میشود:
1. بنیانگذاران شرکت قبلاً یا اکنون در استخدام دانشگاه یا مؤسسة پژوهشی باشند.
2. شرکت براساس یک دستاورد پژوهشی شکل گرفته
باشد.
3. شرکت براساس قرارداد انتقال حقالامتیاز (انتقال مالکیتهای فیزیکی) از یک سازمان پژوهشی ایجاد شود (Diánez-González et al., 2020).
فرایند ایجاد یک شرکت زایشی پژوهشی دارای دو بُعد اصلی دانشی و مالی است. بُعد دانشی این فرایند تحولات در دانشها و مهارتها را در طول مراحل تبدیل یک ایدة پژوهشی به محصولی بازارپسند در قالب یک شرکت جدید مدنظر قرار میدهد (Helm & Mauroner, 2007). بُعد مالی به جریان نقدی، منابع و مصارف آن در طول این مراحل میپردازد. دیگر ابعاد این فرایند مانند نحوة انتقال مالکیتها و افراد، تحول در مدیریت و جنبههای حقوقی تا حدود زیادی در دل این دو جنبه قابلتوضیح هستند، اما این به معنی کماهمیتی آنها نیست (Stephan, 2014). بهعبارتی ماهیت ایجاد شرکتهای زایشی پژوهشی تجاریسازی است. تجاریسازی راهکارهای اجرایی تبدیل علم به ثروت
است.
عوامل مؤثر بر شکلگیری شرکتهای زایشی
شرکتهای زایشی معمولاً در محیطهای پویا و نامطمئن کار میکنند. بههمینجهت شکلگیری، رشد و توسعة این نوع شرکتها یکی از مهمترین موضوعات دنیای کسبوکار است (Buratti et al., 2020). بقا شرکت، ابتکار و نوآوری در تغییرات، برخی از دلایلی هستند که نشاندهندة اهمیت شرکتهای زایشی است. این شرکتها با تحول در اقتصاد فعلی منجر به ایجاد ثروت میشوند (Vega-Gómez et al., 2020). شرکتهایی که رشد مناسبی دارند برای سرمایهگذاران اهمیت بیشتری دارند و مدیران نیز در رأس اهداف شرکت بهدنبال یافتن عوامل مؤثر در رشد شرکت بوده و همواره کوشیدهاند تا در برنامهریزیهای خود به این عوامل توجه کرده و رضایتمندی مالکان را بهدست آورند (Sciarelli et al., 2020). لذا، عملکرد یکی از ابزارهای مناسب برای رشد شرکتهای زایشی است (Ferretti et al., 2020). ادبیات شرکتهای زایشی، عوامل مؤثر بر عملکرد این شرکتها را که در جهت رشد و توسعة آنها است به سه دسته عوامل فردی، سازمانی و محیطی تقسیمبندی 
کردهاند. جدول (1)
عوامل موفقیت شرکتهای زایشی
موفق یا موفق نبودن شرکت زایشی به موقعیت، انگیزة نیروی انسانی، اهداف سرمایهگذار و تفسیر ذینفعان و افراد از موفقیت بستگی دارد (Brown & Davis, 2020). در بسیاری از صنایع نوآورانه، اعماز قدیمی و مدرن، بالغ بر 20 درصد از شرکتکنندگان در صنعت در شرکتهای زایشی هستند (Buenstorf & Klepper, 2009). در شرکتهای زایشی عواملی مانند تجربة کاری اعضا، اندازة تیم در موفقیت این شرکتها مؤثر هستند (Visintin & Pittino, 2014). برخی متغیرها مانند مجوزهای چندگانه، تجربیات قبلی اعضای هیئت علمی و سرمایهگذاری مشترک در موفقیت تجاریسازی شرکتهای زایشی مؤثر میباشند (Hayter, 2013). عوامل موفقیت شرکتهای زایشی را میتوان حمایتهای منطقهای، حمایتهای دولتی، اقتصاد منطقهای، تخصصهای دانشگاهی، فنّاوریهای برتر، حمایتهای دانشگاه و ارائه ضمانتهای کافی دانست (Sternberg, 2014). همچنین عوامل دیگر در موفقیت شرکتهای زایشی ازجمله تدوین خطمشیهای تجاریسازی، درنظر گرفتن موقعیت اقتصادی، توسعة فرهنگ تجاریسازی، ایجاد شرکتهای زایشی برمبنای استعدادهای منطقهای و ارزیابی عملکرد میتوان عنوان کرد (Al Ghabid et al., 2015). همچنین دستیابی به اهداف خاص و متنوع، بقا و ماندگاری در محیط پویا و رشد در بازار را عامل موفقیت شرکتهای زایشی میباشد (Vega-Gómez et al., 2020).
موفقیت شرکتهای زایشی میتواند با معیارهای متفاوتی ازقبیل تعداد کسبوکارهای منشعب (زایششده) از شرکت
زایشی، توسعة فناوریهای نوین، و میزان نوآوری بیان شود (Rasmussen et al., 2014). اگرچه انگیزهای که اغلب برای اینگونه شرکتهای زایشی است تمرکز شرکتها یا تمرکز مجدد و فواید مزایای تجدید ساختار این شرکتها است (Comment & Jarrell, 1995). عوامل و انگیزههای مختلفی وجود دارد که برخی از این عوامل از جنس سیاستی و قوانین هستند که سازمانها را ناگزیر از واگذاری کردن و کوچک شدن یا از انحصار درآمدن میکنند. گاهی سازمانها برای کاهش هزینهها به این پدیده روی میآورند (Ahlström Söderling, 1999).
با توجه به افزایش آموزش کارآفرینی در جوامع و دانشگاهها، ایجاد شرکتهای زایشی بهعنوان عاملی مفید در پیشرفت اقتصادی بسیار موردتوجه میباشد. تجاریسازی پژوهشها برپایة انتقال تکنولوژی برخاسته از پژوهشهای دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی میتواند یکی از مهمترین حلقههای واسطه بین پژوهش و صنعت باشد. شبکههای دانشی در تولید و بهرهبرداری از علم یکی از مهمترین مؤلفهها در کمک به توسعة دانایی کشور است. هرچند که سرمایهگذاری و ناآشنا بودن سرمایهگذاران با زمینههای فعالیت شرکتها با فناوری نوین، مشکل بزرگی برای تأمین سرمایه اولیه ایجاد میکند.