دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

سبک‌های یادگیری

Learning Styles
نویسندگان

نظریه ‏ها و مدل‏های سبک یادگیری

سبک‏های یادگیری ویژگی‏های ثابتی نیستند که فرد به‌طور معمول از خود نشان می‏دهد. فراگیران می‏توانند در شرایط متفاوت سبک‏های مختلفی را گزینش کنند (Pritchard, 2009). روش‏های زیادی برای دسته‏بندی سبک‏های یادگیری وجود دارد (Wong & Nunan, 2011). به‌همین‌سبب، نظریه‏ها و مدل‏های سبک یادگیری رو به افزایش‏اند، اما متخصصان بسیاری از آنها را به‌دلایل مختلف تأیید نمی‏کنند. تاکنون بیش از هفتادویک مدل برای سبک‏های یادگیری شناسایی شده است (Coffield et al., 2004) و از میان آنها، موارد زیر با توجه به اعتبار، روایی و امکان استفاده ارائه شده است. ابتدا سه نوع طبقه‏بندی کلی از الگوهای مختلف سبک‏ها و سپس 11 دسته‏بندی براساس تفاوت‏های افراد در یادگیری مطرح می‌شود.

 

1. یادگیری استرنبرگ و گریگورنکو 

استرنبرگ و گریگورنکو‏ (1977) سبک‏های یادگیری را به‌صورتی بسیار جامع به چهار رویکرد کلی زیر تقسیم‏بندی کردند:

سبک‏های شناخت‏محور: از این دیدگاه، سبک‏ها می‏توانند پلی بین مطالعة شناخت و شخصیت فراهم آورند و بیشتر این سبک‏ها به مفهوم شناخت نزدیک‏اند تا شخصیت؛ مانند سبک وابسته به زمینه، مستقل از زمینه، رفتار طبقه‏بندی و تکانشیتأملی.

سبک‏های شخصیت‏محور: این رویکرد که به‏منظور درک سبک‏ها صورت گرفته بیشتر شبیه روش مفهوم‏سازی و اندازه‏گیری شخصیت است تا شناخت. مانند سبک‏های شخصیتی مایرزبریگز و گریگورک.

سبک‏های فعالیت‏محور: این نظریه‏ها نسبت به نظریه‏های شناخت‏محور و شخصیت‏محور جهت‏گیری عملی‏تری دارند، ازقبیل سبک یادگیری کلب و دان (Sternberg, 1977).

سبک‏های خودحکومتی ذهنی: فرض اساسی این نظریه این است که انواع حکومت‏های موجود در جهان نه تنها ساختارهای قراردادی و احتمالاً تصادفی ندارند بلکه به‏طورکلی آیینه‏هایی از ذهن‏های افرادند. به‌عبارتی دیگر، منعکس‏کنندة روش‏های مختلف افراد در کنترل و سازمان‌دهی خود هستند (همان).

 

2. سبک یادگیری حلقه پیاز کوری

کوری (1983) در تلاش برای کاهش سردرگمی در مورد سبک‏های یادگیری، از مدل «حلقه پیاز» برای توصیف چارچوب سبک یادگیری استفاده کرد. این مدل مبتنی‌بر پیاز فرضی است و هر لایه جنبه‏ای از اولویت سبک یادگیری را نشان می‏دهد. مطابق شکل (1)، درونی‏ترین لایه بیانگر سبک شناختی-شخصیت یا رویکرد فرد برای جذب اطلاعات است و پایدارترین بعد یادگیری محسوب می‏شود. لایة میانی، شیوة پردازش اطلاعات فرد است و رویکرد فکری در جذب اطلاعات را مورد بررسی قرار می‏دهد. بیرونی‏ترین لایه، ترجیح آموزشی یا انتخاب محیط یادگیری را درنظر می‏گیرد. این لایه کمترین ثبات ترجیح سبک یادگیری است. بعداً یک لایة چهارم به‌اصطلاح تعامل اجتماعی گنجانده شده است که ترجیح فرد برای تعامل اجتماعی در هنگام یادگیری را شرح می‏دهد (McKenna et al., 2018).

 

 

شکل 1. مدل حلقه پیاز کوری (Coffield et al., 2004)

 

 

3. سبک‏های یادگیری ناساپ

در دهة 1980، انجمن ملی مدیران مدارس متوسطه ناساپ سبک‏های یادگیری را به سه دسته تقسیم‏بندی کردند:

1. سبک‏های شناختی: روش‏های ارجح ادارک، سازمان‌دهی، حفظ و حل مسئله توسط فراگیران؛

2. سبک‏های عاطفی: دربرگیرندة ویژگی‏های شخصیتی و هیجانی یادگیرنده مانند پشتکار، تنها کار کردن یا با دیگران کار کردن و پذیرش یا رد تقویت‏کننده‏های بیرونی؛

3. سبک‏های فیریولوژیکی: نیز حالت‏های بدنی یا مستعدات، ازجمله تفاوت‏های مربوط به جنس، سلامتی و تغذیه و واکنش به محیط فیزیکی مانند ترجیحات نور، صدا و دما (Jaleel & Thomas, 2019).

     در میان این سه نوع سبک، سبک‏های یادگیری شناختی از اهمیت ویژه‏ای برخوردارند و بیشتر محققان و پژوهشگران این نوع سبک‏ها را مبنای پژوهش‏هایشان قرار دادند. سبک‏های شناختی نیز شامل انواع مختلفی است که مهم‏ترین آنها عبارت‌اند از سبک تکانشی-تأملی، سبک وابسته به زمینه و سبک مستقل از زمینه (امامی‏پور و شمس‌اسفندآباد، 1393).

     فراگیران تکانشی به ‌سرعت پاسخ‏دهی اهمیت می‏دهند. در مقابل، فراگیران تأملی به دقت و صحت پاسخ تأکید می‏ورزند. افرادی که از سبک وابسته به زمینه برخوردارند بیشتر تحت‌تأثیر محیط اطراف خود قرار می‏گیرند، کلی‏گرا هستند، و حل مسئله را مشکلی کارکردی می‏پندارند. برعکس، فراگیرانی که از سبک یادگیری مستقل از زمینه برخوردارند، تمایل دارند که به دنیای پیرامون به‌صورت نقادانه و تحلیل‏گرایانه بنگرند و حل مسئله را راحت می‏پندارند (Jaleel & Thomas, 2019).

 

4. سبک یادگیری تسلط مغز هرمن

مدل تسلط یا مغز کامل هرمن ادعا می‏کند تسلط مغز باعث ایجاد تفاوت در سبک‏های یادگیری می‏شود. این مدل به‏طور عمده با هدف فعال کردن تمام قسمت‏های مغز در طی فرایند یادگیری انجام می‏شود. براساس این مدل، مغز دارای چهار ربع (A, B, C, D) است. ربع‏های فوقانی بیشتر مربوط به عملیات شناختی و فکری است و ربع‏های پایین به غرایز و عملیات عاطفی مربوط می‏شوند. در حین یادگیری، افراد ممکن است به‏طور عمده از یک یا چند قطعه از ربع‏ها استفاده کنند یا ممکن است از تمام مغز آنها استفاده کنند. ویژگی‏های هر ربع در شکل (2) آورده شده است (Hughes et al., 2016).

     می‏توان استنباط کرد، در بخش  Aسبک مبتنی‌بر واقعیت و کمی؛ در بخش D نیز سبک شهودی و خلاقیت؛ در بخش B سبک سازمان‏یافته، متوالی، برنامه‏ریزی‌شده، و با جزئیات در بین دانشجویان رشته‏های علمی-کاربردی
کاربرد دارند.

 

شکل 2. مدل تسلط مغز هرمان (Hughes et al., 2016)

 

5. سبک یادگیری گریگورک

در این نظریه براساس مدل انرژیک سبک‏های گریگورک و از ترکیب دو بعد اساسی فضا و زمان، چهار سبک مختلف ایجاد می‏شوند:

عینی-متوالی: اشاره به نظم، تمرین و ثبات دارد. افراد تمایل به تمرکز بر واقعیات عینی و اشیای فیزیکی دارند.

انتزاعی-متوالی: اشاره به تحریکات ذهنی محیط دارد. افراد تمایل به تمرکز بر جهان عقلانی و تفکر ترکیبی و منطقی دارند.

انتزاعی-تصادفی: اشاره به آزادی فیزیکی و هیجانی دارد. افراد تمایل به تمرکز بر جهان احساس‏ها و هیجان‏ها
دارند.

عینی-تصادفی: اشاره به محرک‏های محیطی آزاد دارد. افراد تمایل به تفکر شهودی و غریزی دارند (Gregorc, 2005; Reid, 2005; Labib et al., 2017; Jaleel & Thomas, 2019).

     از بین سبک‏های مختلف گریکورک، سبک یادگیری عینی- متوالی در بین دانشجویان علمی-کاربردی همخوانی و مطابقت بیشتری دارد. زیرا افراد علاقه‌مند هستند در واقعیات عینی و اشیای فیزیکی درگیر شوند و دلالت بر حیطة مهارتی روانی آنها دارد.

6. سبک‏ یادگیری فلدر-سیلورمن

در طبقه‏بندی این سبک‏ها، فلدر و سیلورمن (1988) چهار پیوستار و هشت گزینه ارائه دادند:

فراگیران فعال-تأملی: فراگیران فعال ترجیح می‏دهند دربارة اطلاعات با دیگران بحث کنند؛ ولی فراگیران تأملی ابتدا با آرامش دربارة اطلاعات فکر می‏کنند.

فراگیران حسی-شهودی: فراگیران حسی تمایل به یادگیری واقعیت‏ها دارند؛ درصورتی‌که فراگیران شهودی اغلب ترجیح می‏دهند، امکانات و روابط را کشف کنند.

فراگیران دیداری-کلامی: فراگیران دیداری آنچه را می‏بینند نظیر جداول و فیلم‏ها، تصاویر و نمودارها بهتر به‌یاد می‏آورند. اما فراگیران کلامی کلمات را بهتر به‌یاد می‏آورند.

فراگیران متوالی-کلی: فراگیران متوالی تمایل به درک مطالب و حل مسائل در مراحلی منظم دارند و فراگیران کل‏نگر مطالب را غالباً تصادفی، بدون توجه به روابط آنها درک می‏کنند (Jaleel & Thomas, 2019).

     از بین هشت گزینة فوق، سبک‏های یادگیری تأملی، شهودی، دیداری و متوالی در بین دانشجویان رشته‏های علمی-کاربردی، مطابقت بیشتری دارد.

 

7. سبک یادگیری شناختی رایدینگ

مدل سبک شناختی رایدینگ یک مدل دو بعدی طراحی شده است. به‌عبارت دیگر، بعد کلی/ تحلیلی از سبک وابسته به زمینه و مستقل از زمینه ویتکن گرفته شده است که براساس آن افراد کل‏نگر می‏توانند اطلاعات را در سطح جهانی درک و پردازش کنند، درحالی‌که افراد تحلیلی می‏توانند اطلاعات را در تعدادی از بخش‏های کوچک سازمان‌دهی و پردازش کنند. ازسوی‌دیگر بعد کلامی/ تصویرسازی، اقتباس از تئوری رمزگذاری دوگانه پیویو، بیان ذهنی انسان از اطلاعات را توصیف می‏کند. فراگیران کلامی ترجیح می‏دهند اطلاعات را با کلام نشان دهند، درحالی‌که تصویرگراها ترجیح می‏دهند اطلاعات را به‏صورت تصویری ارائه دهند. در نهایت چهار سبک از این دو بعد استخراج شد: سبک‏های یادگیری تصویری-کلی؛ کلامی-کلی؛ تصویری-تحلیلی؛ و کلامی-تحلیلی (Labib et al., 2017).

     از بین سبک‏های فوق، سبک یادگیری تصویری-تحلیلی با آموزش‏های علمی-کاربردی همخوانی بیشتری دارد زیرا این دسته فراگیران بیشتر به جزئیات توجه دارند، تمایل دارند بیشتر به دنیای پیرامون خود به‌صورت نقادانه بنگرند و در نتیجه در علومی که با جزئیات سروکار دارند، عکس‏العمل نشان می‏دهند (حجازی، 1385).

 

8. سبک یادگیری دیداری، شنیداری و جنبشی (مدل فلمینگ، وارک یا واک)

این دسته سبک‏های یادگیری را، که به‏طور خلاصه واک می‌نامند، اورتن، گیلینهام و مونتسوری ساختند که در حلقه میانی پیاز کوری قرار گرفته است. وارک مخفف چهار سبک است:

سبک یادگیری دیداری: فراگیران اطلاعاتی را که به‏صورت بصری ارائه می‏شود، مانند تصویر، نمودار، فیلم، اعلامیه، نقشه و... ترجیح می‏دهند؛

سبک یادگیری شنیداری: فراگیران ترجیح می‏دهند اطلاعات ارائه‌شده به آنها را بشنوند؛

سبک یادگیری خواندنی/ نوشتنی: فراگیران ترجیح می‏دهند اطلاعات ارائه‌شده را به‌عنوان کلمات در کتاب‏های درسی و نگارش متن به‌کار ببرند؛

سبک یادگیری جنبشی: فراگیران ترجیح می‏دهند که ازطریق شبیه‏سازی و تجربیات زندگی واقعی یاد بگیرند (Fleming & Baume, 2006; Frcpch, 2015; McKenna, 2018).

     از بین چهار سبک فوق، سبک یادگیری جنبشی با آموزش‏های علمی-کاربردی مطابقت بیشتری دارد. زیرا دانشجویان این رشته‏ها ازطریق محیط شبیه‏سازی‌شده مطالب را در دنیای واقعی می‏آموزند و دارای جنبة عملیاتی و کابردی بیشتری است و با اهداف این نوع آموزش‏ها مطابقت بیشتری دارد.

 

9. سبک‏ یادگیری مایرز-بریگز

مایرز و بریگز براساس نظریة یونگ برای جنبه‏های فعالیت ذهنی هشیار چهار شاخص را ارائه دادند که از ترکیب این چهار شاخص هفت دسته سبک یادگیری استخراج کردند:

فراگیران درون‏گرا: فراگیران در فرایند حل مسئله، قبل از شروع بحث، فکر می‏کنند و نظریه‏های خود را روشن می‏سازند.

فراگیران برون‏گرا: این افراد به‌منظور روشن ساختن نظریه‏های خود به بحث می‏پردازند.

فراگیران شهودی: فراگیران برای تخیل و نوآوری ارزش قائل هستند.

فراگیران فکور: این افراد تمایل به تصمیم‏گیری براساس منطق، انصاف، اصول و قواعد دارند.

فراگیران احساس درونی: فراگیران مایل‏اند ارزش‏ها و احساسات را در فرایند حل مسئله به‏کار گیرند.

فراگیران قضاوتی: این افراد ساختار و سازمان‌دهی را ترجیح می‏دهند؛

فراگیران ادراکی: این افراد بیشتر به انعطاف‏پذیری و سازگاری گرایش دارند (امامی‏پور و شمس‌اسفندآبادی، 1393).

     از بین شاخص‏های فوق، فراگیران درون‏گرا، شهودی و قضاوتی دارای ویژگی‏های متناسب با اهداف آموزش‏های علمی-کابردی می‏باشند.

 

10. سبک یادگیری-انگیزشی آپتر

براساس نظریة معکوس آپتر (1982)، چهار جفت موقعیت فراانگیزشی برای سبک‏های یادگیری وجود دارد:

موقعیت‏های هدفمند و غیرهدفمند: موقعیت هدفمند بسیار جدی است و فرد در آن خود را مشغول فعالیت‏های هدفمندی می‏بیند. در مقابل، در موقعیت غیرهدفمند فعالیت‏های کم‌اهمیت انجام می‏شود.

موقعیت‏های هم‏نوایی و منفی‏کاری: در موقعیت‏های هم‏نوایی فرد مایل است از تمامی قوانین پیروی کند. اما در موقعیت منفی‏کاری، فرد مایل است قوانین آزاد باشد؛

موقعیت‏های برتری‏جویی و همدلی: در موقعیت برتری، فرد برای کسب قدرت می‏کوشد. اما در موقعیت همدلی، موقعیت فرصتی برای مهربانی کردن و مهربانی دیدن قلمداد می‏شود.

موقعیت‏های خودخواهی و نوع‏دوستی: در موقعیت خودخواهی، آنچه برای فرد اتفاق می‏افتد مهم است. در مقابل، در موقعیت نوع‏دوستی فرد خود را با فرد یا افراد دیگر برابر می‏داند (Apter, 2001).

     از بین سبک‏های یادگیری انگیزشی آپتر نیز، سبک یادگیری هدفمند، هم‏نوایی، همدلی و نوع‏دوستی با اهداف آموزش‏های علمی-کاربردی همخوانی داد.

 

11. سبک یادگیری دان و دان

دان و دان (1978) ضمن تعیین سبک‏های یادگیری، برخی از خصوصیات رشدی را موردتوجه قرار دادند. آنها این مدل را ازطریق پنج محرک زیر ارائه دادند:

متغیرهای محیطی: عناصری مانند صدا، نور و دما؛

متغیرهای عاطفی: از متغیرهای انگیزه، پایداری و مسؤلیت‏پذیری تشکیل شده است؛

متغیرهای جامعه‏شناختی: شامل خود، جفت، همسالان، تیم، بزرگسال و متغیر است؛

متغیرهای فیزیولوژیک: شامل ادارک، مصرف، زمان و تحرک است.

متغیرهای روان‌شناختی: دارای سه مؤلفة پردازشگرهای جهانی-تحلیلی، نیمکره و بازتاب‏دهنده تکانشی است (Reid, 2005).

     از بین متغیرهای فوق، متغیرهای محیطی و جامعه‏شناختی در بین دانشجویان علمی-کاربردی کاربرد بیشتری دارد.

 

12. سبک یادگیری گراشا و ریچمان

گراشا و ریچمان (1996) سبک‏های یادگیری را تعامل اجتماعی می‏دانند و آنها را به شش دسته طبقه‏بندی می‏کنند:

اجتناب‏کننده: این گروه بی‏علاقه به‌نظر می‏رسند و در کارها مشارکت نمی‏کنند؛

مشارکت‏طلب: این افراد به مشارکت در امور اشتیاق نشان می‏دهند و سخنرانی همراه با بحث را ترجیح می‏دهند؛

رقابت‏طلب: این فراگیران با سایر شاگردان رقابت می‏کنند و کلاس‏های معلم‏مدار و توأم با فعالیت را ترجیح می‏دهند؛

همکاری‏خواه: این افراد افکار خود را با دیگران در میان می‏گذارند و کار در گروه‏های کوچک به سرپرستی شاگردان را ترجیح می‏دهند؛

وابسته: این یادگیرندگان پیرو اشخاص مقتدرند و به دریافت دستورالعمل‏های واضح و بدون ابهام تمایل دارند.

مستقل: افراد مستقلاً فکر می‏کنند و در پروژه‏های مستقل حاضر می‏شوند (Jaleel & Thomas, 2019).

     از بین شش سبک فوق نیز، سبک یادگیری مشارکتی، همکاری‏خواه و مستقل برای دانشجویان علمی-کاربردی مناسب‏تر است و این موارد توصیه می‏شود.

 

13. سبک یادگیری کلب

سبک‏های یادگیری کلب براساس نظریة یادگیری تجربی شکل گرفته است. این مدل در حلقه میانی پیاز کوری قرار گرفته است. مطابق شکل (3)، از دیدگاه کلب، یادگیری فرایندی چهارمرحله‏ای است که هرکدام نوع درک اطلاعات فرد را نشان می‏دهد و فراگیر ابتدا عملی را انجام می‏دهد (تجربه عینی)، سپس دربارة آن عمل به تفکر می‏پردازد، (مشاهدة تأملی) ، به‌دنبال آن نظریه می‏سازد (مفهوم‎سازی انتزاعی) ، و سرانجام دربارة آن به انجام آزمایش می‏پردازد (آزمایش‏گری فعال). این وضعیت معرف دو بعد پیوستار است که عبارت‌اند از: 1. تجربة عینی در برابر تفکر انتزاعی؛ و 2. مشاهدة تأملی در برابر آزمایشگری فعال. این ابعاد، مطابق شکل (2) چهار سبک را تشکیل می‏دهند: (Kolb & Kolb, 2005; Labib et al, 2017;؛ قلی‏زاده و قدسی‏‏احقر، 1390؛ ولی‏زاده و همکاران، 1385).

سبک واگرا: شیوه‏های یادگیری تجربی عینی و مشاهدة تأملی را ترکیب می‏کند. افراد دارای این سبک روی‏آوردشان به موقعیت‏ها بیشتر برمبنای مشاهده است تا عمل و بیشتر به‌صورت مشارکتی و بحث در گروه آموزش می‏پذیرند؛

سبک همگرا: شیوة مفهوم‎سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال با هم ترکیب می‏شوند و افرادی که از این نوع سبک بهره‏مند هستند بیشترین توانایی را در کابرد اندیشه‏ها و نظریه‏ها دارند و به فکر کردن درباره موضوع و آموختن عملی مانند سروکار داشتن با مسائل فنّی و آزمایشگری تمایل دارند.

شکل 3. سبک یادگیری کلب (Jaleel, & Thomas, 2019)

 

سبک جذب‏کننده: از ترکیب شیوة‏ مفهوم‏سازی انتزاعی و مشاهدة تأملی به‏وجود می‏آید. دارندگان این سبک دارای بیشترین توانایی در درک و ترکیب اطلاعات فراوان به‏صورت موجز و منطقی می‏باشند و ازطریق فکر کردن می‏آموزند و کمتر به کارهای عملی علاقه‌مند هستند؛

سبک انطباق‏دهنده: شیوه‏های یادگیری تجربة عینی و آزمایشگری فعال را با هم ترکیب می‏کنند. افراد این سبک بیشترین توانایی را در یادگیری تجارب دست اول دارند و با محیط سازگار می‏باشند و با واقعیت‏ها پیش می‏روند (McKenna et al, 2018; Jaleel, & Thomas, 2019).

     براساس تحقیقات، رایج‏ترین سبک ازنظر اعتبار، روایی، قابلیت استفاده و جامع بودن سبک کلب می‏باشد. از بین چهار نوع سبک کلب، سبک همگرا و واگرا برای آموزش‏های علمی-کاربردی مناسب هستند. در همین راستا برای مطابقت بین سبک یادگیری و سبک تدریس در آموزش‏های علمی-کاربردی، به مدرسان پیشنهاد می‏شود در فرایند یاددهی-یادگیری برای فراگیران با سبک یادگیری واگرا، روش‏های دریافت مفاهیم و گزارش از بخش، برای فراگیران با سبک همگرا، روش‏های سمعی بصری، آزمایشگاهی و محاوره گروهی را به‏کار گیرند (کهخایی و ناستی‏زایی، 1395). همچنین این دو نوع سبک با روش حل مسئله در فرایند یادگیری در آموزش‏های علمی-کاربردی نسبت به سایر سبک‏ها مؤثر بودند (زارع داویجانی و آقایی، 1395).

 

14. سبک یادگیری هانی و مامفورد

هانی و مامفورد (1982) سبک‏های یادگیری کلب را خلاصه کرده و چهار سبک جایگزین ارائه کرده‌اند.

فعال: فعالان ابتدا عمل می‏کنند و بعد به پیامدهای عمل خود می‏اندیشند. آنان تجربة مستقیم را دوست دارند و از هر چیز تازه‏ای با آغوش باز استقبال می‏کنند؛

نظریه‏پرداز: نظریه‏پردازان به منطق علاقه‌مندند و کمال‏گرا هستند. آنان تمایل دارند مشاهدات خود را با نظریه‏های جدید تکمیل کنند؛

عمل‏گرا: عمل‏گرایان صرفاً دوست دارند که اندیشه‏ها را به آزمایش درآوردند؛

متفکران: متفکران پیش از تصمیصم‏گیری و اقدام به عمل به‌دقت می‏اندیشند (Honey & Mumford, 2000; Labib et al, 2017; Jaleel, & Thomas, 2019).

     در بین چهار دسته سبک فوق نیز، سبک یادگیری عمل‏گرا و فعال با آموزش‏های علمی-کاربردی همخوانی بیشتری دارند.

     در مجموع، آگاه کردن دانشجویان با سبک‏های یادگیری مربوطه، به‌ویژه برای دانشجویان تازه‏وارد به‏منظور کمک به آنان برای هماهنگی روش‏های مطالعه با سبک یادگیری خویش دارای اهمیت است (حجازی و رضایی، 1390). همچنین انتخاب شیوه‏های متنوع تدریس براساس سبک یادگیری دانشجویان و به‏کارگیری گسترة وسیعی از فعالیت‏ها و استراتژی‏های آموزشی، موفقیت بیشتر برنامة درسی و کیفیت بهتر آموزش را تضمین می‏کند (زمانی و همکاران، 1396). علاوه‌براین، سبک‏ها در رشته‏های مختلف علمی-کاربردی نیز با یکدیگر متفاوت می‏باشند. برای مثال، در بین رشته‏های گروه کشاورزی مانند جنگل‌داری، آبخیزداری، مرتع‌داری، احیا مناطق بیابانی، مکانیزاسیون زراعی و باغی، گیاهان دارویی، تکنولوژی پرورش دام و ...)؛ گروه مدیریت و خدمات اجتماعی (هتل‌داری، آتش‏نشانی، امور اداری، امور تعاون و ...)؛ گروه فرهنگ و هنر (سفال‏گری، نوازندگی، هنرهای تجسمی و..)؛ گروه صنعت (هواشناسی، هوانوردی، نقشه‏کشی، نگهداری از قنات و...) از سبک‏های خاصی استفاده می‏کنند. مثلاً پورآتشی و همکاران (1388) و پاپ‏زن و همکاران (1390) در تحقیق خود نشان دادند که سبک دانشجویان رشته‏های کشاورزی عمدتاً همگرا است و در تحقیق دیگری سبک غالب دانشجویان کشاورزی، انطباق‏یابنده بود (اسکندری و صالحی، 1387). 

     سلطانی و پیروی (1394) نیز نشان دادند که دانشجویان رشته‏های مهندسی و فنّی از سبک مستقل از زمینه استفاده می‏کنند.

     تحقیق یزدی (1388) نیز حاکی از آن بود که دانشجویان رشتة هنر بیشتر از سبک واگرا- انطباق‏یابنده، رشته‏های فنّی از سبک جذب‏کننده و رشته‏های علوم پایه نیز از سبک همگرا استفاده می‏کنند.

     به‌طورکلی، یافته‏ها حاکی از وجود سبک‏های متنوع در بین دانشجویان می‏باشد. همچنین هیچ سبکی بهترین نیست و به‌تنهایی کافی نمی‏باشد، بنابراین ضرورت دارد یادگیرندگان را تشویق نمود تا از سبک‏های مختلفی استفاده کنند. فراگیران می‏توانند سبک یادگیری خود را اصلاح یا تعدیل کنند یا تغییر دهند و در دورس مختلف از سبک‏های یادگیری مختلفی استفاده کنند (حجازی، 1385). ازاین‌رو، به مدرسان پیشنهاد می‏شود که روش‏های تدریس متناسب با سبک‏های دانشجویان را به‏کار گیرند.

 
کتابشناسی
اسکندری، ف. و صالحی، م. (1387). تأثیر انگیزه و علاقه بر رابطه سبک‏های تدریس-یادگیری و عملکرد درسی (مورد: دانشکده‏های کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه کردستان). مجله علوم ترویج و آموزش کشاورزی ایران، 4(2)، 101-114.
امامی‏پور، س. و شمس‏اسفندآباد، ح. (1393). سبک‏های یادگیری و شناختی، نظریه‏ها و آزمون‏ها. چاپ چهارم. تهران: سمت، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.
ایمانی، ا. و صیادی مانک هلاتی، م. (1394). مروری بر سبک‏های یادگیری دانشجویان پرستاری در ایران. مجله راهبردهای توسعه در آموزش پزشکی، 2 (2)، 1-12.
پاپ‏زن، پ.، یعقوبی، ج.، فکری مهین، ش. و سپه‏پناه م. (1390). تحلیل مراحل و سبک‏های یادگیری دانشجویان کشاورزی و منابع طبیعی براساس تئوری چرخه یادگیری تجربی؛ مطالعه موردی دانشگاه رازی کرمانشاه. مجله آموزش عالی ایران، 3(2)، 70-88.
پورآتشی، م.، موحدمحمدی، ح. و شعبانعلی فمی، ح. (1388). شناخت سبک‏های یادگیری دانشجویان رشته‏های کشاورزی و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی. علوم ترویج و آموزش کشاوزی ایران، 5(1)، 37-46.
حجازی، ی. (1385). چهار بنیان آموزش کشاورزی و منابع طبیعی. تهران: انتشارات پونه.
حجازی، ی. و رضایی، م. (1395). رابطه عامل‏های آموزشی با سبک‏های یادگیری دانشجویان کشاورزی دانشگاه تهران. فصلنامه پژوهش مدیریت آموزش کشاورزی، 37، 3247.
رسولی‏نژاد، س. و رسولی‏نژاد، و. (1385). بررسی سبک یادگیری دانشجویان پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال 1384. گام‏های توسعه در آموزش پزشکی. مجله مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی، 3(1)، 26-32.
زارع داویجانی، ع. و آقایی، آ. (1390). رابطه سبک‏های یادگیری با حل مسأله در بین دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی ساپکو. سومین کنفرانس روان‌شناسی، علوم تربیتی و سبک زندگی با رویکرد بین‏المللی، 4 شهریورماه.
زمانی، ب.، رکن‏آبادی، ز. و سعیدیان، ن. (1396). رابطه سبک‏های یادگیری با روش‏های تدریس ترجیحی دانش‏آموزان دوره متوسطه شهرستان میبد. پژوهش در برنامه‏ریزی درسی، 2(28)، 174- 185.
سلطانی، ن. و پیروی، ع. (1394). مقایسه سبک‏های یادگیری و خودکارآمدی دانشجویان رشته‏های پزشکی، هنر، فنی و مهندسی و علوم انسانی. مجله علوم پیراپزشکی و بهداشت نظامی.، 10(2)، 36-40.
قلی‏زاده، ر. و قدسی ا. (1390). بررسی نقش سبک‏های یادگیری در تبیین خودکارآمدی دانش‏آموزان دوره متوسطه. مجله اندیشه‏های نوین تربیتی دانشگاه الزهرا، 8(3)، 67- 84.
کهخایی، م. و ناستی‏زایی، ن. (1395). رابطه بین سبک‏های یادگیری (مدل Kolbe) با الگوی تدریس انطباقی (مطالعه موردی: دانشجویان مرکز علمی کاربردی جهاد دانشگاهی زاهدان، نیم‏سال دوم سال تحصیلی 94-1393). گام‏های توسعه در آموزش پزشکی. مجله مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی، 13(2)، 171- 181.
ولی‏زاده، ل.، فتحی‏آذر، ا. و زمان‏زاده، و. (1385). سبک‏های یادگیری دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، 6(2)، 140-136.
یزدی، م. (1388). بررسی و مقایسه شیوه‏ها و سبک‏های یادگیری دانشجویان دانشکده‏های مختلف دانشگاه الزهراء (راهکاری به منظور شناسایی مسیر حرفه‏ای). مجله اندیشه‏های نوین تربیتی دانشکده علوم تربیتی و روان‏شناسی، 5(2)، 123-145.
An, D. & Carr, M. (2019). Learning styles theory fails to explain learning and achievement: ecommendations for alternative approaches. Personality and Individual Differences. 116(2017), 410–416.
Andreou, C., Papastavrou, E. & Merkouris, A. (2014). Learning styles and critical thinking relationship in baccalaureate nursing education: a systematic review. Nurse education today, 34(3), 362-371.
Apter, M. j. (2001). Motivational style in everybody life: a Guide to reversal theory. washington DC: american pshygological association: 120-138.
Asiry, M. A. (2015). Learning styles of dental students, The Saudi journal for dental research, Re-trieved 23 May 2015, from: http:// dx. doi. org/ 10. 1016/ j. sjdr. 2015. 02. 002
Cassidy, S.,)2004(. Learning styles: an overview of theories, models and measures. Educ. Psychol. 24 (4): 419–444.
Coffield, F., Moseley, D., Hall, E. & Ecclestone, K. (2004). Learning Styles and Pedagogy in Post 16 Learning: a Systematic and Critical Review. Published by Learning and Skills Research Centre, London. Pp: 8-10. Retrieved  from: http: // www. lsrc.ac. uk/.
Dag, F. & Geçer, A. (2009). Relations between online learning and learning styles. Procedia Social and Behavioral Sciences. 2(1), 862–871.
Demirbas, O. & Demirkan, H. (2007). Learning styles of design students and the relationship of academic performance and gender in design education. Learning and Instruction, 17(4), 345-359.
Dorca, F. A., Lima, L. V., Fernandes, M. A. & Lopes, C. R. (2013). Comparing strategies for modeling students learning styles through reinforcement learning in adaptive and intelligent educational systems: an experimental analysis. Expert system with applications, 40(6), 2092-2101.
Fleming, N. & Baume, D. (2006). Learning Styles Again, VARKing up the Right Tree! Journal of Education Developments, SEDA. pp. 4-7.
Frcpch, A.A.S. (2015). Learning styles and satisfaction with educational activities among paediatric physicians at King Abdulaziz Medical City Jeddah. Journal of Taibah University Medical Sciences. 10(1), 102 -108. Retrieved from: http: // dx. doi. org/ 10.1016/ j. jtumed. 2015. 02.002.
Gregorc, A. (2005). The mind styles model: Theory, principles and application. Published by AFC. 28th edition. Pp: 50-58.
Honey, P. & Mumford, A. (2000). The learning styles Helper's guide. Maidenhead: Peter Honey Publications Ltd. Pp: 24-28.
Hughes, M., Huges, P. & Hodgkinson, I. R. (2016). In pursuit of a ‘whole-brain’ approach to undergraduate teaching: implications of the Herrmann brain dominance mode. Studies in Higher Education, 2016 http:// dx. doi. org/ 10. 1080 / 03075079.2016. 1152463.
Jaleel, S. & Thomas, A. M. (2019). Learning system Theories and Implications for Teaching Learning. Horizon Research Publishing. Available in: http: // www. hrpub.org.
Kolb, A. & Kolb, D. (2005). The Kolb Learning Style Inventory - Version 3.1 2005 Traditional Specifications. Published by Hay Group Holdings, Inc, Boston. Pp: 6-10.
Labib, E. A., Canons, J. H. & Camen Penades, M. (2017). On the way to learning style models integration: a Learner's Characteristics Ontology. Computers in Human Behavior, 73(2017), 433-445.
Martin, S. (2010). Teachers using learning styles: Torn between research and accountability? Teaching and Teacher Education. 26, 1583-1591.
McKenna, L., Copnell, B., Butler, A. & Lau, R. (2018). Learning style preferences of Australian accelerated postgraduate preregistration nursing students: A cross-sectional survey. Nurse Education in Practice, 28(2018), 280-284.
Pritchard, A. (2009). Ways of learning: learning theories and learning styles in the classroom. European Journal of Teacher Education, 33(2), 219-221.
Reid, G. (2005). Learning styles and inclusion, Paul Chapman Publishing. Pp: 34-39. Available in http:// www.p aulchapmanpublishing.co.uk/.
Smith, P. & Dalton, J. (2005). Accommodating learning styles: Relevance and good practice in VET. Adelaide, South Australia: NCVER.
Sternberg, R. J. & Grigorenko, E. L. (1997). "Are Cognitive Styles Still in Style?", American Psychologis, 52 (7), 700.
Wetzig, S. M. (2004). Learning style preferences & learning strategies in intensive care nurse education. Paublished by: University of Queensland, school of Nursing and Midwifery,UQ Library. http://espace. library.uq.edu/eserv/UQ:10348/smwetzig.pdfAccessed:aprill 17 2011.
Williams, B., Brown, T. & Etherington, J. (2013). Learning style preferences of undergraduate pharmacy students. Journal of currents in pharmacy teaching and learning, 5(2), 110-119.
Wong, L. L. C. & Nunan, D. (2011). The learning styles and strategies of effective language learner. Journal of system, 39(2), 144-163.
Yamazaki, Y. (2005). Learning styles and typologies of cultural differences: A theoretical and empirical comparison. International Journal of Intercultural Relations, 29, 521–548.