طرق و روشهای تهیه سرمایة اولیه برای راهاندازی و شروع فعالیتهای کسبوکار خانگی
یکی از بزرگترین مشکلات هر کارآفرین در راهاندازی، بقاء و رشد کسبوکار، تأمین مالی است (Huff, 2007, P. 87). هر کسبوکار برای راهاندازی، بقاء و رشد به منابع مالی نیاز دارد و کسبوکار خانگی نیز از این قاعده مستثنی نیست. راهاندازی کسبوکار در منزل بهمعنای کاهش برخی هزینهها در مقایسه با کسبوکارهای دیگر است. بهعنوان مثال، نباید اجاره بیشتری پرداخت کرد، استفاده از امکانات بیشتر خواهد شد و صاحب کسبوکار میتواند از دوستان یا اعضای خانواده خود، حداقل برای تأمین بخشی از نیروی کار بهصورت رایگان یا با هزینه کمتر اقدام نماید (Williams and Cooper, 2004, P. 57). متأسفانه بسیاری از کسبوکارهای جدید به سادگی شکست میخورند، زیرا مالکان آنها در ابتدا مقدار هزینه لازم برای راهاندازی و بقاء کسبوکار را پیشبینی نمیکنند (Power, 2009, P. 19). تأمین مالی یکی از مهمترین ارکان در راهاندازی و اداره کسبوکار خانگی است. در این زمینه باید به دو موضوع توجه کرد: 1) سرمایه تأسیس: مقدار سرمایهای که فقط برای راهاندازی کسبوکار لازم است؛ 2) سرمایه کار (سرمایه در گردش): مقدار سرمایهای که برای اداره کسبوکار لازم است (Worthington, 2006, P.34). مالک کسبوکار در آغاز راهاندازی باید به سوالات زیر درباره تأمین مالی کسبوکار پاسخ دهد:
- کسبوکار چقدر پول لازم دارد؟
- کسبوکار قرار است چند سال فعالیت کند؟
- توان مالی خود فرد و کسبوکار چقدر است؟
- آیا وثیقه برای اخذ وام وجود دارد؟
- فرد چه مدت در این کسبوکار خواهد بود و سودش چقدر است؟
- برآورد مالی کسبوکار چقدر است؟
- در جستوجوی چه نوع منابع مالی باید بود؟ (Huff, 2007, P. 87).
روشهای مختلفی برای تأمین یا افزایش سرمایه لازم برای راهاندازی کسبوکار و سرپا نگاه داشتن آن تا زمان رسیدن به سوددهی وجود دارد. هیچ یک از این روشها کامل نیست و البته یک رویکرد که ذاتاً بهتر از رویکردهای دیگر باشد، وجود ندارد. هر یک از این روشها مزایا و معایبی دارند و شاید رویکرد صحیح برای کسبوکارهای خانگی، ترکیبی از این روشها است (Williams and Cooper, 2004, P. 57). در ادامه به انواع روشهای تأمین مالی در کسبوکارهای خانگی پرداخته میشود.
پسانداز شخصی
حدود 80 درصد از کارآفرینان برای شروع کسبوکار جدید بر پسانداز شخصی خود تکیه میکنند (Fullen, 2006, P. 35). سرمایهگذاری توسط خود فرد یقیناً راحتترین، سریعترین و کمخطرترین راه برای تأمین مالی کسبوکار خانگی است (Williams and Cooper, 2004, P. 58). همچنین این روش معمولاً آسانتر، ارزانتر و کمزمانبرتر از روشهای دیگر است. البته این روش مزیت مهم دیگری نیز دارد: فرد بعداً و در فرصت مناسب که کسبوکارش در حال رشد و فعالیت است، میتواند در شرایط بهتری از وام استفاده کند (Barrow, 2008, P. 169). این روش اگر فرد پول کافی برای راهاندازی و تأمین سرمایه در گردش لازم برای کسبوکار را داشته باشد، روش صریح و روشنی برای تأمین سرمایه است. استفاده از پسانداز شخصی به معنی آن است که فرد نباید فرایند طولانی و خستهکننده تأمین منابع مالی از طریق وامدهندگان را طی کند. این امر همچنین بهمعنای آن است که فرد پاسخگوی شخص دیگری نخواهد بود و نباید بهرهای را برای وام پرداخت کند که این کار باعث میشود پول کسبوکار خود را پسانداز کند و مجبور نباشد بهطور مرتب قسط پرداخت نماید (Williams and Cooper, 2004, 58; Power, 2009, P. 60). استفاده از پسانداز شخصی کنترل و مالکیت کسبوکار را نیز برای کارآفرین محفوظ میدارد و او مجبور نیست سود حاصل را با سرمایهگذاران تقسیم کند (Fullen, 2006, P. 35). اما این امکان وجود دارد که فرد پول کافی برای تأمین مالی کسبوکار خود پسانداز نکرده باشد یا ممکن است پسانداز خود را برای امور دیگری مانند آموزش فرزندان یا نگهداری از سالمند یا موارد دیگری که برای وی و خانوادهاش مهم میباشند، کنار گذاشته باشد. در چنین مواردی باید شیوههای دیگری را برای تأمین مالی کسبوکار جستجو کرد (Williams and Cooper, 2004, P. 58).
فروش داراییها
روش دیگر برای تأمین مالی کسبوکار خانگی توسط خود فرد، فروش داراییهای شخصی و استفاده از پول حاصل برای سرمایهگذاری در کسبوکار است (Williams and Cooper, 2004, P. 58). تبدیل داراییهای شخصی برای استفاده در کسبوکار مانند این است که پول نقد به کسبوکار اختصاص یافته است (Fullen, 2006, p.35). ممکن است بعضی داراییها پول قابل توجهی را به خود اختصاص داده باشند که فرد واقعاً به آنها نیاز نداشته باشد یا اهمیت آنها برای وی کمتر از راهاندازی کسبوکار شخصی باشد. باید به این موضوع فکر کرد که چه نوع داراییهایی را میتوان به پول نقد تبدیل کرد. داراییهایی نظیر ماشین اضافی، موتورسیکلت، قایق، طلا و جواهرات، کتابهای طنز، تمبر، سکه یا وسایل قدیمی دیگر، اثر هنری، کالاهای دست دوم یا قراضه، عتیقهجات، وسایل منزل، ویلا، ملک اجارهای و غیره از این دستهاند (Williams and Cooper, 2004, P. 58). برای بسیاری منزل شخصی بهعنوان بزرگترین دارایی است (Fullen, 2006, P. 35). اگر فرزندان به هر دلیلی (مانند تحصیل، ازدواج و غیره) از پدر و مادر جدا شده و خانه را ترک کرده باشند، میتوان به این گزینه فکر کرد که خانه را فروخت و خانه ارزانتری را خرید و مابهالتفاوت آن را به کسبوکار اختصاص داد. فروش داراییهای مازاد با وجود کسبوکارهای الکترونیکی و امکان فروش آنلاین، آسانتر از گذشته شده است (Williams and Cooper, 2004, P. 58).
شغل دیگر
قانونی وجود ندارد که بگوید باید کسبوکار خانگی خود را بهصورت تماموقت راهاندازی کرد و تمام انرژی و وقت خود را فقط به آن اختصاص داد. بسیاری از افراد کسبوکار خود را به شکل پارهوقت شروع میکنند، و بهصورت پارهوقت یا تماموقت در شغل دیگری مشغول به کارند. این روش رویکردی ساده و آسان برای رهاندن خود از بدهی و قرض است (Williams and Cooper, 2004, P. 59). بهعلاوه، در این روش لازم نیست بهرهای پرداخت شود و هرگز نباید پول را بازپس داد. هر قدر فرد بیشتر کار کند، پول بیشتری میتواند کسب کند و آن را در کسبوکار خود هزینه کند (Barrow, 2008, P. 171). مزیت این روش آن است که ریسک را کاهش میدهد و اگر کسبوکار خانگی با شکست مواجه شود، فرد فقط سرمایهای را که متعلق به خودش است، از دست میدهد. علاوهبر این، تا زمانی که وی کسبوکار جدید خود را راهاندازی کند، درآمدش تضمین شده است. اما جنبه منفی این روش آن است که فرد وقت بیشتری را برای کار دیگران و وقت کمتری را برای کسبوکار خود صرف میکند. این موضوع دو مشکل ایجاد میکند: اول، وقتی فرد زمان کمتری را به کسبوکار خود اختصاص میدهد، کسبوکارش کندتر رشد میکند و مسأله دوم آن که فرد وقت کمتری را به خانواده اختصاص میدهد، زیرا در دو جا مشغول به کار است و این امر ممکن است موجب بروز ناراحتیها و مسایل دیگر گردد.
اگر فرد شغلی داشته باشد که هم دستمزد نسبتاً بالایی داشته باشد و هم از نظر ساعات کاری انعطافپذیر باشد، ممکن است این مزیت را داشته باشد که وی در مرحله آغازین راهاندازی کسبوکار، وقت بیشتری به کسبوکار اختصاص دهد یا اگر او بتواند کار پارهوقتی را پیدا کند که از انجام آن لذت ببرد، به وی استرس وارد نمیشود و در خلال ساعات کاری، زمانی را برای مطالعه یا طراحی کسبوکار خواهد داشت که ممکن است حتی در صورت پایین بودن دستمزد آن، ارزشمند باشد. اما اگر کسبوکار خانگی به وقت و انرژی زیادی نیاز داشته باشد یا فرد تلاش کند بین زندگی خانوادگی و زندگی شغلی خود تعادل برقرار نماید، بهتر است بر کسبوکار خود تمرکز کند تا اینکه وقت و دقت خود را بین آنها تقسیم کند (Williams and Cooper, 2004, P. 59).
خانواده و دوستان
درخواست کمک از نزدیکان حرکت هوشمندانه دیگری برای تأمین سرمایه است (Fullen, 2006, P. 38). دوستان و نزدیکان ممکن است مایل به قرض دادن پول یا سرمایهگذاری در کسبوکار باشند. این امر فرد را از درخواست کمک از بیگانگان بینیاز میکند. کمک دوستان و خویشاوندان بهویژه زمانی ارزشمند است که فرد بهدلیل مسائل مالی و غیره، نتواند از مؤسسات مالی و بانکها وام بگیرد (Barrow, 2008, P. 179). همچنین قرض کردن از خانواده یا دوستان گزینه نسبتاً بهتری برای تأمین مالی کسبوکار است، زیرا میتوان بدهی را با انعطاف بیشتری پرداخت کرد (Worthington, 2006, P. 34). اخذ وامهای بدون بهره یا با بهره کم از دوستان یا خویشاوندان به کسبوکارهای جدید کمک میکند تا سرمایه مهمی را به دست آورند بدون این که از بانک وام بگیرند یا کنترل و سود کسبوکار را به سرمایهگذاران بدهند. ممکن است حتی در خانواده یک فرشته برای سرمایهگذاری وجود داشته باشد (Fullen, 2006, P. 38). قرض کردن پول از دوستان و خانواده چندین مزیت دارد که عبارتاند از:
1) میتوان نرخ بهرة کمتری در مقایسه با بانک پرداخت کرد (Barrow, 2008, P. 179)؛
2) میتوان شرایط آسانتری را برای دریافت پول لحاظ کرد؛
3) میتوان مدت زمان بیشتری را برای بازپرداخت پول تعیین کرد؛
4) در صورت لزوم میتوان پول بیشتری را طلب کرد(Williams and Cooper, 2004, P. 60)؛
5) اگر تأخیر در بازپرداخت به وجود آید خانواده و دوستان، فرد را بیشتر درک میکنند؛
6) اگر بازپرداخت فراموش شود یا با تأخیر انجام شود، به جایگاه اعتباری فرد صدمهای وارد نخواهد شد؛
7) نیاز به خطر کردن برای واگذاری منزل یا ملک دیگر بهعنوان وثیقه وجود ندارد. البته این روش با اشکالاتی نیز همراه است که عبارتاند از:
1) مقروض بودن به خانواده و دوستان میتواند حس ناخوشایندی در فرد ایجاد کند؛
2) تأخیر یا فراموش کردن بازپرداخت میتواند تأثیر عمیقی بر روابط با خانواده و دوستان بگذارد(Barrow, 2008, P. 179; Konx, 2007, P. 117)؛
3) اگر کسبوکار شکست بخورد، همه از آن مطلع میشوند؛
4) خانواده یا دوستان ممکن است بخواهند در اداره کسبوکار دخالت کنند، در حالی که فقط در تأمین سرمایه کسبوکار کمک کردهاند.
نظر به این که ارتباطات خانوادگی و دوستانه اهمیت زیادی دارند، اندیشیدن دوباره درباره انجام هر چیزی که ممکن است بهطور بالقوه آنها را گرفتار کند، دارای اهمیت است. اگر کاستیهای فوق فرد را نگران میکند، ممکن است بهتر باشد او ابتدا به گزینههای دیگری که در اختیار دارد، توجه کند. در ذیل رهنمودهایی برای انجام این کار ارائه میشود:
- هرگز از کسی که استطاعت مالی ندارد، پول طلب نکنید؛
- شخصاً رد نکنید (اگر فکر میکنید با این مورد مشکل دارید، درخواست نکنید)؛
- به اعضای خانواده و دوستان اجازه دهید بدانند که مجبور نیستند و اگر جواب رد دهند آسیبی به آنها نخواهد رسید؛
- هیچکس را تحت فشار قرار ندهید؛
- درباره نرخ بهره و برنامه بازپرداخت توافق کنید (نرخ بهره باید ثابت و کمتر از نرخ بهره بانک باشد)؛
- درباره این که اگر کسبوکار با مشکل مواجه شود، چه اتفاقی خواهد افتاد توافق کنید؛
- اجازه دهید دوستان یا اعضای خانواده کسبوکار را در فواصل معین بررسی کنند و صورتحسابهای مالی را در اختیار آنها قرار دهید؛
- هر کار انجام شده را ثبت کنید و مطمئن باشید که همه افراد درگیر در کسبوکار یک کپی از توافقنامه دارند (Williams and Cooper, 2004, P. 61)؛
- تصور نکنید که آنها باید به شما پول بدهند یا پتانسیل ایده کسبوکار شما را ببینند (Fullen, 2006, P. 39).
کارتهای اعتباری
بیش از 50 درصد از مالکان کسبوکارهای خانگی از کارتهای اعتباری شخصی بهعنوان منبع اصلی تأمین مالی کسبوکار استفاده میکنند که دلیل آن روشن است. سهولت و انعطافپذیری کارتهای اعتباری این کارتها را به گزینهای مناسب تبدیل کرده است. اول، گرفتن کارتهای اعتباری آسان است. با رقابت زیادی که بین مؤسسات مالی برای صدور کارتهای اعتباری وجود دارد، اگر فرد سابقه مالی خوبی داشته باشد میتواند درخواست چندین کارت را دهد و آنها را دریافت کند؛ دوم، جذابیت بزرگ کارتهای اعتباری این است که انعطافپذیر میباشند، به این معنا که فرد مجبور نیست تمام موجودی کارت را یک مرتبه خرج کند و بهره آن را پرداخت نماید و مطابق با نیاز میتواند از آن برداشت کند (Williams and Cooper, 2004, P. 59). کارتهای اعتباری گزینه مناسبی برای سرمایه در گردش نمیباشند، زیرا بهره کارتها زیاد است و این بهرهها انباشته شده و کسبوکار مقروضتر خواهد شد (Carroll, 2005, P. 94). مالکان کسبوکارهای کوچک از کارتهای اعتباری برای پوشش هزینههای مختلف کسبوکار مانند خرید مواد و تجهیزات فنّاورانه، خرید خدمات تخصصی برای کسبوکار، مسافرت و غیره استفاده میکنند (Huff, 2007, p.91). برای استفاده مؤثرتر از کارتهای اعتباری میتوان از چندین راهبرد مهم مدیریت مالی استفاده کرد که عبارتاند از:
- کارتهای با نرخ بهره کم را انتخاب کنید؛
- ابتدا از کارتهای با کمترین نرخ بهره استفاده کنید؛
- ابتدا کارتهای با بیشترین نرخ بهره را بازپرداخت کنید؛
- کارتهایی که سود سالانه ندارند را انتخاب کنید (Williams and Cooper, 2004, P. 60).
وامهای بانکی
استفاده از وامهای بانکی یکی از رایجترین نوع تأمین مالی کسبوکار است. مزیت استفاده از وام بانکی این است که ممکن است فرد یا خانوادهاش در گذشته ارتباطاتی با بانک داشته باشند که فرایند اخذ وام را آسانتر نماید (Burk & Lehman, 2006, P. 72). در جهان، کسبوکارهای کوچک برای تأمین سرمایه خود به بانکها متکی میباشند (Barrow, 2008, P. 172). یک راز مهم را باید درک کرد: بانکها مایل به پرداخت وام هستند. آنها نیاز دارند وام بدهند و وام دادن روشی است که بانکها بیشترین سودشان را از آن به دست میآورند. مبالغی که افراد برای چک کردن حساب یا خدمات دیگر پرداخت میکنند، سود اندکی نصیب بانک میکند. اگر بانکها وام ندهند، پولی بهدست نمیآورند. بنابراین، بانکها مایلند وام بدهند. کلید موفقیت در آن است که بانکها را وادار کرد تا وام بدهند. برای انجام این کار باید متقاعد شوند که سرمایهگذاری در کسبوکار با خطر اندکی همراه است، زیرا بانکها تاحدی از ریسک بیزارند. سود بانکها در مابهالتفاوت وامهاست که نسبتاً اندک است و بنابراین نمیتوانند از عهده اشتباهات برآیند (Williams and Cooper, 2004, P. 62). هر قدر فرد بتواند خود را شخصی صلاحیتدار، وارد به کار و باتجربه نشان دهد (Chryssides, 2004, P. 121) و این اطمینان را القاء کند که قادر به بازپرداخت وام است، احتمال گرفتن وام بیشتر است (Williams and Cooper, 2004, P. 62). وظیفه وامگیرنده آن است که نشان دهد خوشحساب است و امکان بازپرداخت وام در زمان مقرر وجود دارد (Burk & Lehman, 2006, P. 73). برای اخذ وام از بانکها باید به دو نکته توجه کرد: - زمانی را به سر زدن به بانکها و مقایسه نرخهای بهره اختصاص داد، زیرا این نرخها تفاوت معنیداری با یکدیگر دارند؛ - از کارگزاران مالی برای پیشنهاد بهترین مبلغ مورد نیاز برای کسبوکار استفاده نمود، زیرا آنها با آمادهکردن بهترین طرح پیشنهادی، شانس دریافت وام را افزایش میدهند (Nicholson, 2010, P. 20). باید دقت کرد که اخذ وام زمانی مناسب است که برای خرید تجهیزات استفاده شود (Chryssides, 2004, P. 120). وامهای بانکی به شکلها و قالبهای مختلف مانند وامهای بلندمدت، کوتاهمدت، وام مختص کسبوکارهای کوچک و غیره پرداخت میشوند. بهعنوان مثال، وامهای بلندمدت وامهایی هستند که بانک برای چند سال پرداخت میکند. بهره این نوع وامها میتواند متغیر باشد و با نرخهای عمومی بهره تغییر کند یا برای چند سال پیشرو ثابت باشد (Barrow, 2008, P. 175). اکثر وامدهندگان از پنج (Character, Capacity, Capital, Collateral, Conditions) یا شش C اعتبار (Character, Capacity, Capital, Collateral, Coverage, Circumstances) برای ارزیابی شایستگی افراد برای دریافت وام استفاده میکنند که شامل خصوصیت، توان، سرمایه، وثیقه، پوشش و مقتضیات میباشد (Barrow, 2008, P. 172; Williams and Cooper, 2004, P. 62).
خصوصیت
فردی که میخواهد وام دریافت کند، چه جور آدمی است؟ به خصوص، آیا وی فردی است که بتوان به او اعتماد کرد تا چیزی را که قرض میکند، پس دهد؟ وامدهندگان سابقه مالی فرد را ارزیابی میکنند تا مشخص شود چگونه وی بدهیهای خود را مدیریت میکند. جزئیاتی که وامدهندگان به آن توجه میکنند، عبارتاند از:
- نوع اعتبار مالی که فرد داشته است؛
- میزان وامهایی که گرفته است؛
- بهموقع بودن بازپرداخت اقساط؛
- سرعت فرد در بازپرداخت وامها؛
- آیا فرد هرگز در بازپرداخت کوتاهی داشته یا اعلام ورشکستگی نموده است؟
با عنایت به این که پیشینه مالی فرد عامل مهم در ارزیابی وام است، وی باید این اطمینان را ایجاد کند که از سابقه خوبی برخوردار است (Williams and Cooper, 2004, P.63).
توان
واژه توان به توانایی مالی فرد در بازپرداخت وام اشاره دارد. توان مالی به چندین عامل بستگی دارد که عبارتاند از:
- درآمدهای برنامهریزی شده کسبوکار؛
- درآمد شخصی دیگر (از شغل پارهوقت یا تماموقت، شغل همسر، مقرری سالانه و غیره)؛
- مخارج شخصی و خانوادگی؛
- حجم بدهیهای موجود از قبیل وام خودرو، وام دانشجویی، رهن و غیره؛
- مدت و مقدار وامی که فرد درخواست کرده است. چیزی که برای وامدهندگان اهمیت دارد، نسبت بدهی به درآمد فرد است. به عبارت دیگر، هزینه خدمات وام و مخارج دیگر در مقابل درآمد ماهانه چقدر است؟ هر قدر نسبت بدهی به وام کمتر باشد، توان فرد بالاتر است. وامدهندگان به دوام کسبوکار نیز توجه میکنند. به همین دلیل، بهتر است طرح کسبوکار همراه با درخواست وام به بانک ارائه شود. باید توجه داشت که بسیاری از بانکها علاقهای به سرمایهگذاری در کسبوکار خانگی ندارند، مگر این که فرد تجربه قبلی در زمینه کسبوکار داشته باشد (Williams and Cooper, 2004, PP. 63-64).
سرمایه
مؤسسه وامدهنده معمولاً تنها مؤسسهای نیست که خطر میکند و پول در اختیار کسبوکار خانگی قرار میدهد. وقتی فرد خود بخشی از سرمایه کسبوکار را تأمین میکند، نشان میدهد شدیداً به آنچه انجام میدهد اعتقاد دارد. هر قدر پولی که خود فرد برای کسبوکار میدهد بیشتر باشد، اعتماد بانک به فرد بیشتر شده و احتمال پرداخت وام بیشتر میشود. در مقابل، اگر فرد از بانک بخواهد تمام سرمایه لازم را تأمین کند و تمایل به ریسک درباره سرمایه شخصی خود نداشته باشد، اخطار قرمز بزرگی برای بانک خواهد بود (Williams and Cooper, 2004, P. 64).
وثیقه
بانکها نگرانیهای زیادی دارند و یکی از چیزهایی که آنها را بسیار نگران میکند این است که اگر فردی در برابر وام کوتاهی کند، چه اتفاقی میافتد و این جایی است که موضوع وثیقه مطرح میشود. وثیقه داراییای است که فرد در مقابل ارزش وام در اختیار بانک قرار میدهد تا وقتی وی در بازپرداخت وام کوتاهی کرد، دارایی بانک از این طریق تأمین شود. برخلاف آنچه که عموم مردم به آن اعتقاد دارند، بانکها واقعاً از مصادره و فروش اموال لذت نمیبرند و این فرایند هزینههای زیادی را به آنها تحمیل میکند و بازگشت سرمایة آنها بسیار کمتر از زمانی است که وام در موعد مقرر بازپرداخت میگردد (Williams and Cooper, 2004, P. 64).
پوشش
وامدهندگان براساس تجربه دریافتهاند که وامگیرندگان برای کاهش خطرات ناشی از سیل، آتشسوزی و غیره و به حداقل رساندن ریسک، باید پوشش بیمهای داشته باشند. هر قدر انواع پوشش بیمهای (شخصی و کسبوکار) و مقدار بیمه بیشتر باشد، شانس فرد برای تأمین مالی بیشتر میشود (Williams and Cooper, 2004, P. 65).
مقتضیات
حتی اگر پنج مورد فوق به اندازهای که باید قوی نباشند، سرنوشت بدی در انتظار فرد نخواهد بود. اکثر وامدهندگان اموال غیرملموس و غیرعینی که قابل اندازهگیری نیستند، اما میتوانند مهم باشند را نیز بررسی میکنند. اوضاع و شرایط شخصی وامگیرنده و مقتضیات خاص بانک میتواند وضعیت را به نفع وامگیرنده تغییر دهد. برخی از عواملی که برای وامگیرنده مزیت ایجاد میکنند، عبارتاند از:
- دارای طرح کسبوکار قوی و با برنامهریزی بسیار دقیق باشد که توسط یک حقوقدان، حسابدار و یا مشاور کسبوکار بازبینی شده باشد؛
- یک یا چند دوره درباره کسبوکار و کارآفرینی گذرانده باشد؛
- در زمینه فروش، بازاریابی و یا مدیریت دارای تجربه باشد؛
- کسبوکار او مشتری داشته باشد؛
- قرارداد بزرگی با یک مشتری جدید داشته باشد؛
- معرفینامه از افراد مرجع داشته باشد که وی را تأیید کنند؛
- توصیهنامه از مالکان کسبوکارهای دیگر داشته باشد که ایدة وی را تأیید کنند؛
- نامه حمایت از سوی مربی کسبوکار داشته باشد؛
- یک حساب طولانیمدت یا چندین حساب در بانک داشته باشد؛
- فرد شخصاً با رئیس بانک یا مسئول وام آشنا باشد؛
- وامی را در گذشته از بانک اخذ کرده و بازپرداخت آن با موفقیت انجام شده باشد (Williams and Cooper, 2004, PP. 65-66).
- دارای تجربه در کسبوکاری مشابه باشد (Chryssides, 2004, P. 120).
برخی از شرایط بانک که ممکن است به نفع وامگیرنده باشند عبارتاند از:
- مؤسسه وامدهنده کوچک باشد و بهطور ویژه به کسبوکارهای کوچک وام دهد؛
- مؤسسه وامدهنده بزرگ باشد و بتواند از عهده ریسکهای بزرگتر برآید؛
- بانک پول نقد مازاد داشته باشد و بخواهد وامهای بیشتری دهد؛
- بانک تلاش کند دسترسی به مناطق جغرافیایی، جنسیت یا نژاد خاص را بهبود بخشد و
- بانک در منطقه جدید باشد و تلاش کند تا حد امکان سریع به مشتریان محلی دسترسی یابد (Williams and Cooper, 2004, P. 66).
برای دریافت وام از بانک باید نکات زیر را مدنظر قرار داد:
- طرح کسبوکار برای وامدهنده و نه برای سرمایهگذار آماده شود؛
- برآوردها و اظهارنامههای مالی قابلقبول ارائه شود که نشان دهند کسبوکار گردش مالی کافی برای بازپرداخت بدهی دارد و به بودجه عملیاتی نیز توجه شده است؛
- با وامدهنده قبل از ارسال درخواست مصاحبه شود تا مشخص گردد دقیقاً چه نوع اطلاعاتی لازم است (Burk & Lehman, 2006, P. 75).
اخذ وام براساس ارزش خانه
این روش اخذ وام روشی است که اساساً داراییای پشت وام اخذ شده وجود دارد (Burk & Lehman, 2006, P.77; Burk & Lehman, 2004, P.68). اخذ وام در برابر سند منزل برای سرمایهگذاری در کسبوکار ممکن است منبعی ارزشمند برای تأمین سرمایه باشد، اما ریسک بالقوه نیز در آن وجود دارد. مهمتر از همه خانه احتمالاً با ارزشترین چیزی است که فرد مالک آن است و ریسک کردن با آن، به خصوص برای کسبوکار تازه میتواند خطرناک باشد (Fullen, 2006, P. 36). زیرا اگر کسبوکار شکست بخورد، بانک حق دارد مالک ملک شود و آن را برای بازپرداخت وام به فروش رساند (Worthington, 2006, P. 34). البته این روش معمولاً معاف از مالیات و مقرونبهصرفهترین روش برای تأمین مالی کسبوکار خانگی است (Carroll, 2005, P. 94).
استقراض با بیمه عمر
در برخی کشورها این امکان وجود دارد که با استفاده از بیمه عمر برای کسبوکار خود وام دریافت کرد که معمولاً این نوع وامها از نرخ بهره کمتری نیز برخوردارند (Burk & Lehman, 2004, P. 69).
عاملیت
اگر پیش از این مشتریانی بودهاند که هنوز پول پرداخت نکردهاند، میتوان از عاملیت یا عامل تنزیل برای کسب نقدینگی استفاده کرد. شرکتهای مالیای وجود دارند که اسناد قابل وصول را میخرند و فوراً پول آن را پرداخت میکنند. این فرایند «عاملیت» نامیده میشود که سریع، مناسب و انعطافپذیر است. عاملیت مسیرهای مالی دیگر را شفاف میکند و در کار و زمان صرفهجویی میشود. از طرف دیگر، اگر اسناد قابل وصول به شرکت مالی واگذار شود، جمعآوری آنها به عهده آنان خواهد بود و چنانچه مشتری هرگز پول را پرداخت نکند، شرکت عامل ضرر خواهد کرد (Williams and Cooper, 2004, PP. 61-62).
کارگزاران مالی
استفاده از کارگزاران مالی روش دیگری برای تأمین مالی کسبوکار است. آنها بهصورت فردی یا در قالب شرکت فعالیت میکنند و معمولاً براساس کمیسیون یا حقالعمل کار میکنند و بخشی از موجودی کسبوکار را بهعنوان دستمزد دریافت میکنند. وقتی از کارگزاران مالی برای تأمین مالی کمک خواسته میشود، باید توجه کرد که آنها دارای پروانه یا جواز معتبر برای این کار باشند (Burk & Lehman, 2006, P. 78; Burk & Lehman, 2004, P. 70).
فرشتگان کسبوکار
فرشتگان کسبوکار کارآفرینان موفق دیگری هستند که بهمنظور مشارکت در کسبوکار، وام میدهند تا فرد کسبوکار خود را شروع یا توسعه دهد. مزیت فرشتگان کسبوکار فقط سرمایهگذاری آنان در کسبوکار نیست، بلکه از تخصص آنها نیز میتوان در کسبوکار استفاده کرد (Power, 2009, P. 60).
لیزینگ یا اجاره تجهیزات
داراییهای فیزیکی مانند ماشین، رایانه، تجهیزات اداری و غیره را میتوان از طریق لیزینگ تأمین کرد. این امر باعث میشود که بخشی از سرمایه آزاد شود و از آن برای پوشش سایر هزینهها یا فعالیتها استفاده گردد. لیزینگ روشی برای استفاده از تجهیزات، بدون پرداخت یکجای هزینة کامل آنها است (Barrow, 2008, P. 176).
مشارکت در سود
مشارکت در سود زمانی اتفاق میافتد که یک سرمایهگذار درصدی از سود آینده کسبوکار را میخرد. این نوع تأمین مالی چنانچه فروش، سود نداشته باشد یا کسبوکار برای مدتی به سود نرسد، میتواند برای سرمایهگذار با ریسک همراه باشد (Burk & Lehman, 2006, P. 80).
رهن منزل
اگر فرد مالک منزل مسکونی باشد، میتواند در بخشی از آن ساکن شود و بخش دیگر را رهن دهد تا از این راه مبلغی را برای کسبوکار خود تأمین کند. اگر فرد به منابع مالی نسبتاً کم نیاز داشته باشد یا پول را برای دورهای کوتاه بهمنظور تأمین سرمایه در گردش لازم داشته باشد، این روش گزینه خوبی نیست (Barrow, 2008, P. 170).
بانک بازرگانی
از نظر تاریخی بانکهای بازرگانی بانکهای تجاری با قبول سپرده نبودهاند، اما بانکهای خصوصی با دسترسی برابر به سرمایههای خصوصی میباشند. گفته میشود در سالهای گذشته بسیاری از بانکهای سنتی وامدهنده، در بازار خصوصی سرمایه فعالیت میکردهاند. علاوهبر بانکهای بازرگانی، گروههای خصوصی غیربانکی مانند شرکتهای بیمهای، فرشتگان کوچک و بزرگ، دادوستد تأمینی و دیگر سرمایهگذاران رسمی نیز به تأمین مالی در مراحل اولیه کسبوکار اقدام میکنند. معرفی به گروه، بهخصوص توسط فردی که قبلاً از این نهادها پول گرفته است میتواند کمک فوقالعادهای در این زمینه باشد (Burk & Lehman, 2004, P. 72).
جذب سرمایهگذار
جذب سرمایهگذار فرصت بالقوه ارزشمندی برای بهدست آوردن پول بدون ریسک برای کسبوکار است. این روش برای بنیانگذار کسبوکار خانگی ریسک ندارد، اما گاهی برای فردی که پول را در اختیار کسبوکار قرار میدهد، خطرات زیادی دارد. فروش بخشی از کسبوکار نیز روشی برای افزایش سرمایه کسبوکارهای تازه راهاندازی شده یا رشد کسبوکار است (Barrow, 2008, P. 180).
شرکتهای مالی تجاری
در سالهای اخیر شرکتهای مالی تجاری گزینه مطلوبی برای کارآفرینانی بودهاند که دنبال اخذ وام برای کسبوکارهای کوچک میباشند. مؤسسات مالی تجاری عموماً نرخ بهره بیشتری از بانکها و اتحادیههای اعتباری دریافت میکنند، اما احتمال موافقت با درخواست وام از سوی آنها بیشتر است. اکثر وامهایی که شرکتهای مالی پرداخت میکنند با وثیقه است و اگر کارآفرین در بازپرداخت وام کوتاهی کند، داراییهایی که بهعنوان وثیقه در اختیار شرکتها قرار گرفتهاند، مصادره خواهند شد. این شرکتها وامهایی را به کسبوکارهای کوچک به منظور خرید تجهیزات و اموال پرداخت میکنند که منبع خوبی برای تأمین سرمایه در مرحله تأسیس کسبوکار است. بهطور کلی، شرکتهای مالی از داراییهای ارزشمند بهعنوان پشتیبان وام استفاده میکنند و این داراییها را با دقت بسیار زیاد بررسی میکنند، اما از طرف دیگر طرح بازپرداخت وام آنها انعطافپذیرتر از بانکها است (Hillstrom, 2007, P. 495).
اعتبارات خرد
در این باره اتفاقنظر وجود دارد که عدم دسترسی به اعتبارات مالی یکی از دلایل اصلی فقر شهروندان کشورهای در حال توسعه است. بازارهای مالی رسمی در این کشورها یا وجود ندارند و یا ضعیف عمل میکنند و تعداد اندکی از وامگیرندگان دارای وثیقه با ارزش برای اخذ وام هستند. از این رو، پروژههای کارآفرینانه ارزشمند بدون بودجه میمانند و توسعه اقتصادی به تعویق میافتد. طرح اعتبارات خرد راهحل مناسبی برای این مسأله میباشد. این طرحها توسط سازمانهای غیرانتفاعی اجرا میشوند و این سازمانها وجوهی را به کسانی که به دلیل نداشتن وثیقه قادر به دریافت وام از بانک نیستند، پرداخت میکنند. اکنون بسیاری از این طرحها در جهان، به خصوص در کشورهای در حال توسعه به اجرا درمیآیند که از آن جمله میتوان به بانک گرامین در بنگلادش، بانک رعیت (کشاورز) در اندونزی و بانکوسول در بولیوی اشاره کرد. با آغاز قرن 21، بیش از 2/3 میلیون نفر از این طرح برای دریافت وامهای بدون وثیقه برای فعالیتهای خوداشتغالی غیرکشاورزی استفاده کردهاند که 95 درصد آنها زنان میباشند (Parker, 2009, PP. 251-252).
خرید نسیه از فروشندگان
اگر مالک کسبوکار خانگی فرد خوشحسابی باشد، این امکان وجود دارد که از مزیت اعتبار تجاری که توسط فروشندگان ایجاد میشود، بهرهمند شود. این روش معمولاً به فرد امکان میدهد تا کالاها و خدمات را از فروشندگان قبل از آنکه پولی بابت آنها پرداخت کند، دریافت نماید. البته فروشندگان ممکن است قبل از انجام این کار، اعتبار مالی فرد را بررسی نمایند. بههمین دلیل، مالکان کسبوکار خانگی باید همیشه اعتبار خود را بررسی کنند تا بدانند دیگران آنها را چگونه میبینند (Barrow, 2008, PP. 178-179).
طرحهای تعاونی
از طرحهای تعاونی (خودیار) نیز میتوان برای تأمین مالی کسبوکار خانگی استفاده کرد. تعاونیهای اعتباری، صندوقهای پسانداز چرخشی و انجمنهای مالی و طرحهای ضمانت متقابل از این دست میباشند. در تعاونیهای اعتباری که شامل گروهی از افراد داوطلب است، وجوه از اعضاء دریافت میشود و سپس بهصورت وام در اختیار آنان قرار میگیرد. این تعاونیها از نظر اینکه از اعضاء سپرده دریافت میکنند، شبیه بانکها هستند، اما وام هم میدهند و کل تعاونی در برابر وام هر یک از اعضاء پاسخگو است. صندوقهای پسانداز چرخشی و انجمنهای مالی شبیه تعاونیهای اعتباری هستند. اعضای آنها پول را طبق یک قاعده پسانداز میکنند و بخشی از پول را بهصورت دورهای و از طریق قرعهکشی یا پیشنهاد، به فرد خاصی پرداخت میکنند. این فرایند تا جایی ادامه مییابد که کسانی که قبلا پول دریافت کردهاند حذف میشوند تا هر فرد یکبار از این پول استفاده کند. طرحهای ضمانت متقابل، نسخه خصوصی ضمانت وام از طریق دولت (مانند کارکنان دولت) هستند. در طرحهای ضمانت متقابل نیز مانند تعاونیهای اعتباری، گروهی بهصورت داوطلبانه گردهم میآیند، اما در حالی که تعاونیهای اعتبار مستقیماً وام پرداخت میکنند، در ضمانت متقابل فقط ضمانت هر یک از اعضا در یک بانک در موارد معین و بر اساس کسری از مبلغ وام که قبلاً مشخص شده است، پذیرفته میشود. سرمایه طرح از طریق پسانداز یا پرداخت پول توسط اعضاء تأمین میشود. این طرحها در اروپا، به خصوص ایتالیا و آلمان گسترش یافتهاند. مقادیر ضمانت در این طرحها متفاوت و بین 50 تا 100 درصد مبلغ وام را شامل میشود (Parker, 2009, PP. 257-258).