منظور از تأمینکنندگان کسبوکارهای خانگی اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند که مسئولیت حمایت از تعدادی از شاغلین خانگی را در کل فرایند تولید و ارائه خدمات، اعم از آموزش، تهیه و توزیع مواد اولیه و ابزار کار (حسب مورد)، سرمایه، مشاوره، طراحی، نوآوری، بستهبندی، بازاریابی و فروش، به عهده بگیرند.
از زمانی که راه و رسم زندگی از شکار و شبانی به کشاورزی تغییر یافت، کار دارای نقش محوری و اصلی در زندگی بشر بوده است. کار را میتوان کوشش جسمی و فکری انسان برای نیل به هدفهایی غیر از لذّت بردن از نفسِ کوشش، تعریف کرد. دیدگاه توسعه انسانی، با ویژگی خویشتنکاری در جامعه پساصنعتی بهوجود میآید و جامعه را بهسوی تمرکز زدایی و خوداتکایی بیشتر در تهیه و تدارک انرژی سوق خواهد داد (حسینی و دیگران، 1386: 15).
اصطلاح کسبوکار خانگی برای آن دسته از فعالیتهای اقتصادی استفاده میشود که در قدم نخست از یک اقامتگاه خصوصی انجام میشوند یا بر یک بنیاد خانگی متمرکز شده باشند. بهعلاوه محل استقرار، معمولاً محل سکونت مالکین میباشد (موسکه و ودز، 2005). به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات و وسائل منزل راهاندازی گردد، کسبوکار خانگی میگویند (احمد پور داریانی، 1385: 3). همچنین فعالیتهایی که صرفاً در محل سکونت افراد بهعنوان نوعی فعالیت سرگرمکننده برپا میشوند و فردی از قبال آن درآمد کسب میکند نیز در زمره این کسبوکارها قرار دارند. چنین کسبوکارهایی در توسعه اقتصادی کشورها، بهبود شرایط اجتماعی، توسعه داخلی، ارتقا وضعیت اشتغال و شرایط کاری و افزایش سرزندگی در جامعه نقشی عمده ایفا میکنند (گلابی و دیگران، 1389: 16).
هر روز که جوامع به پیشرفتهای بیشتری نایل میگردند، به همین موازات، نقش خدمات در ساختار این جوامع پررنگتر شده و احساس نیاز به آن ملموستر میشود. اگرچه محدوده خدمات بهقدری گستردهاست که بهراحتی نمیتوان زیربخشهای آن را برشمرد اما به لحاظ سنخیت، در چند دسته قابل قرارگیریاند. گروه خدمات فرهنگی و آموزشی، گروه خدمات اجتماعی، گروه خدمات محیط زیست، گروه خدمات بهداشتی، گروه خدمات اداری و دولتی، گروه خدمات اطلاعات و انفورماتیک، گروه خدمات شهری، گروه خدمات حملونقل و گروه خدمات ورزشی، تفریحی و توریستی از این دست میباشند (ترکاشوند، 1391: 174).
آموزش: رویکرد جامعه به تحصیلات و آموزش جوانان در زمینۀ ارزشهای آموخته، مهارتهای خوداشتغالی، رفتارها و شیوههای یادگیری نیز یک عامل اساسی برای فعالیتهای کارآفرینی بهحساب میآید. آموزش مهارتها باید دقیقاً متناسب با نیازهای بازار باشد. ازاینرو توجه ویژه به کاربردی کردن آموزشهای مقاطع راهنمایی و دبیرستان و وجود سیستم مشاوره شغلی در این مقاطع همراه با سنجش هوشیاری کارآفرینانه در این مقاطع بهعنوان عامل مهم تشخیص فرصت میتواند در ایجاد انگیزه برای کارآفرینی جوانان مؤثر باشد، افزون بر این همیشه کارآفرینان موفق لزوماً دارای تحصیلات آکادمیک نبوده اما دارای مهارتهای فراوانی میباشند. در غیراین صورت آموزش بهجای زمینهای بودن به یک مانع مبدل میگردد و اینچنین است که به جهت سادگی در راهاندازی و نیاز نسبتاً پایین به مهارتهای تخصصی کسبوکارهای خانگی میتوانند برای جوانان بهعنوان یک مدرسه آموزشهای لازم برای ورود به کسبوکارهای بزرگتر و جدیتر را با ایجاد هوشیاری کارآفرینانه مهیا نمایند. بدون شک داشتن تحصیلات به افراد در گرفتن کار و همینطور خوداشتغالی کمک میکند اما ظاهراً مردان توانایی بهتری برای استفاده از این توان تکمیلی در فرایندهای مربوط بهخوداشتغالی دارند (Roche, 2012, P.112). برنامههای آموزش اشتغال هم تأثیر مثبتی بر شروع کسبوکار برای افراد بیکار داشته است و هم افراد را کمک کرده تا به شکل مؤثرتری در کار شرکت کنند (Michaelides, 2012, P.695).
امروزه توانمندسازی بهعنوان یکی از ابزارهای سودمند ارتقای کیفی کارکنان و افزایش اثر بخشی سازمانی تلقی میگردد. بهمنظور موفقیت در محیط در حال تغییر کسبوکار امروزی، سازمانها به دانش، نظرات، انرژی و خلاقیت کلیه کارکنان خط مقدم تا مدیران سطح بالا، نیازمندند (David & Bishnu, 2009).
ازاینرو نتیجه حاصل شده حاکی است، علاوهبر ترویج و گسترش کارآفرینی مبتنی بر دانش در صنعت و دانشگاهها، باید نظام آموزشعالی را بهگونهای متحول ساخت که دانشآموختگانی خلاق، نوآور و کارآفرین تربیت کنند (انتظاری، 1392: 35).
آموزشهای لازم برای افراد میتواند شامل:
آشنایی با مباحث حسابداری و مالی: این مباحث جهت توانمندسازی صاحبان کسبوکار جهت انجام کلیه کارهای اجرایی مورد نیاز در بازار و تهیه و تنظیم صورتهای مالی و تمدید دفاتر طراحی میشود.
آشنایی با قوانین و حقوق تجارت: مسائلی مانند بار مالیاتی، بار هزینههای نیروی انسانی، محدودیتهای فعالیت و گسترش فعالیت مسائلی هستند که بسته به نوع شرکت تجاری متفاوت است. برای رسیدن به یک تصمیم صحیح، آشنایی اجمالی با انواع شرکتهای تجاری میتواند ما را در انتخاب بهینه کمک کند.
آشنایی با فنون مذاکره: برای موفقیت در کسبوکار بایستی به فنون مذاکره آشنا بود تا بتوان بهترین نتیجه را کسب نمود.
آشنایی با مدیریت پروژه: مدیریت پروژه عبارت است از کاربرد دانش، مهارت، ابزارها و روشها، در انجام فعالیتهای پروژه بهصورتی که بتوان به نیازمندیهای پروژه دست یافت.
آشنایی با مبانی تهیه طرح کسبوکار: طرح کسب و کار ابزاری مؤثر برای هر کسبوکار است. برنامه کسبوکار، سندی مکتوب است که جزئیات کسبوکار پیشنهادی را مشخص میکند. این سند باید ضمن تشریح موقعیت فعلی، نیازها، انتظارات و نتایج پیشبینی شده را شرح دهد (احمد پور داریانی و مقیمی، 1387: 253).
تهیه و توزیع مواد اولیه و ابزار کار: تهیه مواد اولیه و تجهیزات داخلی مورد نیاز مشاغل خانگی ازطریق تشکلهای کارآفرینانه یا شرکتهای معتبر بازرگانی وابسته و بدون دخالت واسطهها میتواند انجام شود؛
فروش و بازاریابی: طرح بازاریابی بخش مهمی از طرح تجاری «طرح کسبوکار خانگی» است، چراکه مشخص میکند چگونه باید تولیدات و خدمات را توزیع، قیمتگذاری وتبلیغ کرد (بابایی اربوسرا، و دیگران، 1390: 156).
سیاست دولتی: درحالیکه عملکرد بهینه عوامل اقتصادی در برقراری و حاکمیت اقتصاد بازار، مکانیسم قیمتها و مقایسه منافع قابل دستیابی است اما سیاست هدایت و تنظیمگری دولتها در نیل به این هدف، محوریترین و بحث برانگیزترین موضوع در بین نهادهای اقتصادی بینالمللی، اقتصاددانان نهادگرا و تصمیمسازان اقتصادی میباشد. این نگرش نه تنها آزادسازی صرف در عرصههای مختلف اقتصادی و حداقلسازی دولت را تجویز نمیکند بلکه دولت را در کنار بازار قرار میدهد و آنها را مکمل هم میداند (شاهآبادی و پورجوان، 1389: 131).
ازآنجاییکه توسعه بخش خصوصی در یک اقتصاد بازار بر مجموعه پیچیدهای از قوانین، زیرساختهای گسترده فیزیکی و نهادی، محیط با ثبات اقتصاد کلان، توسعه بازارهای مالی، جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی توسعه صنایع کوچک و متوسط، مقررات بازار کار، سیستمهای ارتقا فنّاوری، آموزش و یادگیری مبتنی است تا در مسیر تغییر دایمی ابعاد توسعه، توانایی حرکت همگام با این تغییرات را داشته باشد و فراهم شدن این مجموعه بهمنظور پیادهسازی الگوی توسعه در یک اقتصاد بهصورت خودکار اتفاق نمیافتد، ایجاد زیرساختهای نهادی و زیربنایی برای توسعه و رفع موانع کسبوکار از الزامات اولیه اجرای این سیاست و در زمره وظایف ضروری دولت و نهادهای مدنی ازجمله اتاق بازرگانی و اصناف است (ترکاشوند، 1391: 174).
براساس ماده 2 قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی، منظور از کسبوکار خانگی: مشاغل خانگی آن دسته از فعالیتهایی است که با عضویت اعضای خانواده در فضای مسکونی و در قالب یک طرح کسبوکار مجاز بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل میگیرد و به تولید خدمت و یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی منجر میگردد.
عمدهترین سیاستهای قابل پیگیری توسط شوراهای استانی کسبوکار خانگی براساس برنامه چهارم توسعه:
شناسایی و برطرف نمودن تمامی موانع قانونی موجود بر سر راه توسعه کسبوکارهای خانگی در مناطق شهری، روستایی و عشایری؛
بازنگری و اصلاح سیاستهای مالیاتی، تعرفهای، بازرگانی، صادراتی، قانون کار، قانون تأمین اجتماعی و سایر قوانین حقوقی در ارتباط با کسبوکارهای خانگی؛
اتخاذ سیاستهای تشویقی و حمایتی در امر ایجاد، حفظ و توسعه کسبوکارهای خانگی؛
توسعه توانمندیهای مهارتی و تکنولوژیک کسبوکارهای خانگی؛
بکارگیری شیوهای نوین آموزشی و آموزش از راه دور بهمنظور ارتقا مهارتهای تخصصی شاغلین خانگی؛
تأمین اعتبارات خرد و تسهیلات مالی برای کسبوکارهای خانگی؛
اطلاع رسانی جامع و گسترده و تبلیغات در سطوح ملی و بین المللی؛
اتخاذ راهبردهای استراتژیک در رابطه با توسعه صادرات محصولات خانگی؛
تشویق کارآفرینان کسبوکارهای خانگی به ارتقا کیفیت و استانداردسازی محصولات خانگی؛
اتخاذ سیاستهای حمایتی مؤثر و کارآمد در امر بازاریابی خارجی و بازارشناسی در ارتباط با کالاهای خانگی؛
بسترسازی برای حضور مؤثر کارآفرینان مشاغل خانگی بهمنظور شرکت در نمایشگاههای کشورهای هدف با حق فروش؛
سوق دادن پساندازهای خرد مردمی بهسوی کسبوکارهای خانگی؛
اتخاذ سیاستهای راهبردی در کوتاه نمودن زمان بازگشت سرمایه در ارتباط با مشاغل خانگی؛
شناسایی طرحهای کسبوکار ویژه مشاغل خانگی؛
توسعه کسبوکارهای خانگی براساس مزیتهای منطقهای؛
سیاستهای ایجاد شبکه ارتباطی بین مشاغل خانگی با بنگاههای اقتصادی و تولیدی بزرگ، تعاونیهای تولید و خوشههای صنعتی؛
اتخاذ سیاستهای اصولی در سوق دادن اقتصاد غیررسمی به رسمی با بهرهگیری از اهرم کسبوکارهای خانگی.
تأمین پشتوانه فکری و تحقیق و توسعه در حمایت از نوآوری در کسبوکارهای خانگی کوششهایی مانند افزایش فرصتهای کارآفرینی، افزایش علاقه و انگیزه شهروندان برای انجام فعالیتهای کارآفرینانه، توانمندسازی آنها برای موفقیت در اجرای فرایند کارآفرینی، ایجاد مکانیزیمهای حمایت و هدایت کارآفرینان، بیانگر اقدامات توسعهای در یک کشور است (http://www.gemiran.ir، 1388).
توسعه قابلیتهای کارآفرینی: یکی از سیاستهای مهم دولتها در توسعة کارآفرینی و ایجاد قابلیتهای کارآفرینی است. این قابلیتها شامل:
- دانش کارآفرینی: شامل ایدهپردازی، انتخاب ایده، تدوین طرح کسبوکار و...؛
- مهارتهای کارآفرینی: شامل کار گروهی، مذاکره، ارتباطات و...؛
- نگرش کارآفرینی: شامل دیدگاه نسبت به زندگی، دیدگاه نسبت به نقش فرد در جامعه و بینش فرد نسبت به آینده است.
بهطورکلی فقدان تجربه منجر به شکست خواهد شد، مگر آنکه کارآفرین بتواند دانش لازم را کسب کند یا با شخصی که آن دانش را دارد، همگروه شود. ازآنجاکه بسیاری از کارآفرینان ابتدایی، نظرات بلندپروازانه دارند و در مورد کار خود نیز تجربه زیادی ندارند و بهدلیل عدم تجربه در حیطه خاص مورد نظر، عدم فهم صحیح صنعتی که پروژه اقتصادی در حیطه آن قرار دارد و نداشتن تصویری واضح از این موضوع که پروژه چرا و چگونه باید کار کند و چه کسی باید آن را قبول کند، با شکست مواجه میشوند؛ لذا ضروری است که کارآفرینان پیش از ورود به هر کسبوکاری، تجربه و تخصص مورد نیاز آن را داشته باشند (رودگرنژاد و کیاجوری، 1389).
انتقال فنّاوری به کسبوکارهای خانگی
فنّاوری اطلاعات یا IT جزء اصلی مدیریت کسبوکار دنیای امروز است، فارغ از اینکه چه نوع بنگاهی مدیریت میشود. وقتی از کامپیوتر برای هرگونه فعالیتی اعم از ذخیرهسازی، انتقال، بازیابی یا ارسال اطلاعات استفاده میشود، میتوان با کمک فنّاوری اطلاعات و اپلیکیشنهای کامپیوتری، کسبوکار را با دقت و کارایی بیشتری مدیریت کرد. انتقال فنّاوری شامل تحقیق و توسعه ملی است که به ایجاد فرصتهای تجاری و جدید منجر میشود.
انتقال فنّاوری میتواند شامل تجهیزات، ماشین آلات و ابزار، مهارت و تجربه انسانی، دادهها، دانش، فنون و همچنین مدیریت باشد. در عمل ترکیبات متفاوتی از اجزای مذکور، یک کسبوکار را شکل میدهد. یکی از تصمیمات مهم کارآفرینان در ایجاد کسبوکار، انتخاب و انتقال فنّاوری مناسب است. در این تصمیم کارآفرین باید ترکیب مناسبی از اجزای فوق را بهکار گیرد تا در راهاندازی و توسعه کسبوکار جدید موفق باشد. برای یک انتقال فنّاوری مناسب، آمیزهای از به حداکثر رساندن آثار مثبت و به حداقل رساندن آثار منفی باید مورد توجه قرار بگیرد برای کاستن فاصله فنّاوری بین کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه انتقال فنّاوری بهترین گزینه است. بهطورکلی میتوان گفت که انتقال فنّاوری مناسب به معنای فنّاوری ساده یا پیشرفته مقیاس بزرگ یا کوچک کاربر و یا سرمایهبر و دستی یا اتوماتیک نیست بلکه منظور ترکیب مناسبی از اجزای فنّاوری است که در تعامل نقاط قوّت و ضعف کسبوکار با تهدیدها و فرصتهای محیطی مزیت رقابتی پایداری برای کسبوکار جدید ایجاد نماید (زارعی و دیگران، 1391: 1).
تأمین سرمایه اولیه: تأمین مالی با وجوه درونی و بیرونی نیز امکانپذیر است. دو شیوه تأمین سرمایه را باید بررسی کرد: تأمین مالی از راه قرض و تأمین مالی از راه سرمایه، تأمین مالی از راه قرض طریقهای است که به روشهای دستیابی به سرمایه، همچون وام، مربوط است و پرداخت آن بهصورت غیرمستقیم به حجم فروش و سود فعالیت کارآفرینانه بستگی دارد. کارآفرینی نوعی اشتغال در بخش غیر مزدبگیری است که فرد شاغل با اتکاء به توان شخصی (ابتکار و خلاقیت) خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه، کسب درآمد میپردازد (Rosti & Chlli, 2009, 527).
تأمین مالی از راه سرمایه نیاز به وثیقه ندارد و برای سرمایهگذار نوعی موقعیت مالکیت بر کارآفرینانه به ارمغان میآورد. سرمایهگذار در سود فعالیت کارآفرینانه و نیز هرگونه حق استفاده از دارییهای آن بهطور متناسب مشارکت خواهد داشت (فیض بخش، 1389).
در پژوهشی که آقایان اسلامی و بیگدلو در سال 1384 انجام دادند، منابع تأمین مالی کارآفرینان را به چهار دسته تقسیم کردند، که عبارت است از:
- منابع خصوصی تأمین مالی؛
- تأمین مالی از طریق بدهی یا استقراض؛
- تأمین مالی از طریق سرمایه؛
- روش داخلی تأمین مالی.
آغاز هر فعالیت اقتصادی در همه بخشهای اقتصادی، فارغ از بزرگ و کوچکی فعالیت، مستلزم سرمایهگذاری است. هر سرمایهگذاری نخست نیازمند تأمین مالی از بدو سرمایهگذاری تا مرحله تثبیت است. یکی از بزرگترین چالشهای کارآفرینان و شروعکنندگان کسبوکارهای خرد (خوداشتغالی و خانگی) برای راهاندازی کسبوکارشان، کمبود منابع مالی برای تأمین نیازهای سرمایهای است. شاید فرایند به دست آوردن وجوه مورد نیاز، ماهها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه خود منصرف کند. فعالیت در بخش خانگی، بهطور فزایندهای در حال به رسمیت شناخته شدن بهعنوان عاملی مهم برای درک انواع مسائل اقتصاد کلان هستند (Silver & Verbrugge, 2010, 297).
از سوی دیگر، بدون تأمین مالی کافی کسبوکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایهگذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسبوکارها است. بااینحال بهدلیل نرخ بالای مرگومیر کسبوکارهای کوچک جدید، مؤسسات مالی تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایهگذاری در آنها ندارد. نبود سرمایه کافی، کسبوکار نوپا را با رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف مستعد شکست خواهد بود (حسیننژاد، 1391).
راههای تأمین سرمایه کسبوکار خانگی:
1- سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام:
مطابق نتایج بررسیهای دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM)، اعضای نزدیک خانواده، دوستان و بستگان از بزرگترین منابع سرمایهگذاریهای غیررسمی برای راهاندازی کسبوکار هستند بهعنوان مثال براساس گزارش «تأمین مالی» سال 2006 GEM، کارآفرینان برای تأمین مالی ایجاد کسبوکار، از خویشاوندان نزدیک (9/15درصد) بیش از بقیه آشنایانشان انتظار دارند. بههمیندلیل در9/48 درصد موارد، سرمایهگذاران غیررسمی کارآفرینان، خویشاوندان نزدیکشان بوده و 4/26 درصد نیز از دوستان یا نزدیکانشان میباشد (تصوری و زعفریان، 1386).
2- فرشتگان نجات کسبوکار:
شبکه فرشتگان کسبوکار سازمانی است که هدف آن تسهیل ارتباط کارآفرینان با فرشتگان (کمکرسانان) کسبوکار میباشد.
فرشتگان نجات کسبوکار که معمولاً پیشقراولان سرمایهگذاران نامیده میشوند کسانی هستندکه متخصص رشتههایی با رشد خیلی بالا هستند و اغلب خودشان را مستقیماً درگیر با کار میکنند (صمدآقایی، 1383).
3- تهیهکنندگان و مشتریان:
گاهی اوقات کارآفرینان ازطریق پیشفروش محصولات تولیدی خود یا خدمات، منابع مالی راهاندازی کسبوکار را تهیه مینمایند و یا باخرید امانی مواد اولیه مشکل سرمایه جاری فعالیت اقتصادی را برطرف میکنند.
4- مؤسسات وامدهنده:
مؤسسات وامدهنده مؤسساتی غیراز بانکها هستند که حاضرند در قبال پذیرفتن شرایط آسانتر به مشتریان خود وام دهند، مثل مؤسسات مالی اعتباری و... در کشورمان.
5- سرمایهگذاران مخاطرهپذیر:
اساساً سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، سرمایهای است که برای تأمین مالی یک شرکت نوپا بهکار میرود.
سرمایهگذاران مخاطرهپذیر شرکتهای سرمایهگذاری هستند که بهمنظور مشارکت، در شرکتهای تازه تأسیس و نوآور سرمایهگذاری میکنند. آنها باعث شکل گرفتن و تأسیس شرکتهای نوآور میشوند (صمد آقایی، 1383).
6- مؤسسات مالی و تخصصی:
برخی از مؤسسات در زمینه فعالیتهای تخصصی خود حاضر به اعطای وام به کارآفرینان هستند. مثل شرکت سرمایهگذاری پتروشیمی که فقط به طرحهایی که در زمینه پتروشیمی هستند وام اعطاء مینمایند و یا سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران که بهصورت یک شرکت مادرتخصصی در بخش صنایع عمل میکند.
7- عرضه سهام:
فروش سهام یکی از راههای تأمین سرمایه است که مالک اصلی شرکت هیچ التزام قانونی جهت بازپرداخت وجه یا بهره به آن ندارد.
استفاده از وجوه حاصل از فروش سهام احتیاج به بازپرداخت مثل آنچه در وام گرفتن است ندارد.
9- کمکهای دولتی:
گاهی اوقات کارآفرین از کمک مالی دولت برای توسعه و عملی کردن ایده نوآورانه خود استفاده میکند مانند:
- شورای سیاستگذاری استانی مشاغل خانگی و کارگاههای خانوادگی؛
- صدور مجوز برای متقاضیان مشاغل خانگی؛
- حذف مشاغل غیرقانونی؛
- تجهیزات و ماشین آلات خارجی مورد نیاز مشاغل خانگی؛
- تهیه مواد اولیه و تجهیزات داخلی مورد نیاز مشاغل خانگی ازطریق شرکتهای معتبر بازرگانی وابسته و بدون دخالت واسطهها اقدام شود؛
- حذف دلالان و واسطهها در مسیر دسترسی شاغلین خانگی به مواد اولیه مورد نیاز؛
- تشکیل خوشههای مشاغل خانگی در مناطق شهری و روستایی عملیاتی؛
- شناسایی و برنامهریزی خرید فنّاوریها و ماشین آلات کوچک مشاغل خانگی خصوصاً در عرصه کاربری مناطق روستایی در کشورهای پیشگام؛
- برپایی نمایشگاه صنایع خانگی در کشورهای هدف با حق فروش؛
- سیاستهای مؤثر در زمینه بازاریابی، فروش و صادرات محصولات مشاغل خانگی؛
- تسهیلات خرد مورد نیاز متقاضیان مشاغل خانگی؛
- تأسیس صندوقهای مشاغل خانگی در سطح کشور؛
- بازنشستگی و یا از کار افتادگی شاغلین مشاغل خانگی.