اثری است که بهکارگیری فنّاوری اطلاعات در کسبوکارهای خانگی در عملکرد این کسبوکارها دارد.
کسبوکار خانگی یکی از مهمترین بخشهای کسبوکار میباشند که درسالهای اخیر مورد توجه و حمایت قرار گرفته است. انعطافپذیری، کاهش هزینهها و متنوع بودن انگیزه مضاعفی برای گرایش افراد بهسمت این کسبوکارها ایجاد نموده است. سرعت بالای تغییرات و تحولات در حوزه فنّاوری، روند جدیدی را در حوزه کسبوکارهای خانگی و عملکرد آنها ایجاد کرده است. نتایج فنّاوریهای نوین در بعد اقتصادی ظهور پدیدههایی چون کسبوکار الکترونیک، تجارت الکترونیک و غیره است. بهکارگیری مناسب و استفاده از ابزار فنّاوری اطلاعات برای تجزیه و تحلیل دادهها به ایجاد هوشمندی در کسبوکار منجر شده است.
فنّاوریهای نوین
فنّاوریهای اینترنت تغییرات عمدهای در کسبوکار به ارمغان آوردهاند. عملیاتیشدن کسبوکار الکترونیکی نیاز به تغییرات قابل توجهی در ساختار، فرهنگ، استراتژی، روشها و شیوه پاسخگویی دارد. و در عین حال دارای چالشهایی میباشد.
قبلا این تصور وجود داشت که کسبوکار خانگی (HBB) یک کار نیمهوقت در خانه است که بیشتر مناسب خانمها بوده و به شکلهایی مانند خیاطی، تهیه شیرینیهای خانگی و ترشیجات، در کنار انجام کارهای معمول خانواده صورت میگیرد. ولی امروزه با گسترش فنّاوری اینترنت این برداشت تغییر پیدا کرده است. بهطوریکه کارکنان حرفهای ازطریق اینترنت و برنامههای تحت وب کارهای خود را در خانه انجام میدهند (Rosnafisah, 2009, P. 22).
فانگ و همکاران (2000) معتقدند، که کسبوکار خانگی، کسبوکاری است که اصل فعالیت آن خارج از خانه است ولی از خانه بهعنوان دفتر کار استفاده میشود. کسبوکارهایی که صرفنظر از اندازه و نوع آنها محل کار اصلیشان در خانه باشد (Rosnafisah, 2009, P. 22).
با توجه به رشد تولید و رشد صنعتی رویکردی جدید در توسعه کسبوکارهای خانگی به وجود آمد. این رویکرد برای کسبوکارهای کوچک قواعدی وضع نمود تا با بهرهگیری از آن بتوانند بهراحتی در منزل شخصی به فعالیتهایی که امکانات کافی جهت تولید در بیرون از خانه را نداشتند بپردازند (Edwards, 2006).
ظهور فنّاوریهای نوین بهویژه مبتنی بر وب روند جدیدی برای کار در خانه ایجاد کرده است که شامل خدمات به مشتریان، ارائه محصولات و خدمات آنلاین، استفاده از برنامههای کاربردی IT در فعالیتهای کسبوکار و سیستمهای کسبوکار الکترونیکی میباشند. کسبوکار الکترونیکی بهعنوان یک روش جدید، رویه کسبوکار خرید و فروش سنتی را به خرید و فروش آنلاین تغییر داده است و باعث تغییر رویکرد مردم نسبت به استفاده و سرمایهگذاری در اینترنت شده است (Rosnafisah, 2010, P.1236).
تمرکز بر نیازهای مشتری هدف اصلی هر کسبوکار است. مالکین کسبوکارها بدون در نظر داشتن علاقمندی در خرید نمیتوانند در مورد سود، حجم معاملات و یا بهرهوری کسبوکار صحبت کنند. شرکتهای نوآورانه قبل از اینکه کاری انجام دهند ابتدا شناسایی میکنند مشتریان چه میخواهند. سپس با ایجاد تغییرات مناسب در شرایط محصولات و خدمات به مشتریان کسبوکار خود را متناسب با بازار پیش میبرند. نتیجه فنّاوری، ایجاد یک بازار جهانی است که به مشتریان اجازه میدهد تا انتخابهای بیشتر داشته باشند. کسبوکارهایی که بخشی از خدمات خود را ازطریق اینترنت عرضه میکنند هزینههایشان را پایین آورده و سود بیشتری خواهند داشت و تمرکز خود را از فروش محصول بهسمت ارضای نیاز مشتریان سوق میدهند (Prediscan, 2014, P.218).
با توجه به رشد روزافزون رقابت در عرصه کسبوکار و نیاز به فنّاوری های جدید برای بقا و ادامه حضور در بازار رقابتی استفاده از ICT اهمیت و جایگاه خاصی پیدا کرده است (Consoli, 2012).
سرویسدهندههای خدمات مبتنی بر شبکه، مدلی از فعالیتهای تجاری در عرصه اینترنت میباشد که روش جدیدی را برای ارائه نرمافزار و خدمات نرمافزاری مطرح نموده است (Bayrak, 2013, P. 14).
فنّاوری کسبوکار هوشمند بهعنوان چشماندازی برای تحولات فناورانه تلقی میشود که اثر مستقیم بر حوزه کسبوکارها دارد. بنابراین استفاده مناسب از ابزار تحلیل دادهها و فنّاوری های مطرح در کسبوکار هوشمند در ارتقا بهرهوری در حوزه کسبوکار از اهمیت خاصی برخوردار است (Tutuneaa,2012, P. 866)
امروزه کسبوکارهای خانگی از بخشهای حیاتی و ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشوند. توسعه شبکههای اینترنتی موجب شده تا فنّاوریهای این حوزه تغییرات شگرفی را در کسبوکار بهوجود آورند. کسبوکار الکترونیک در واقع روشها و ابزارهایی را برای تسهیل و تسریع کسبوکار ارائه میکند و درنهایت به ارائهدهندگان این روشها، مدلهایی از کسبوکار را معرفی مینماید. ظهور فنّاوری اینترنت و برنامههای کاربردی فرصتهایی برای کسبوکارهای کوچک بهویژه کسبوکارهای خانگی اتخاذ کرده است. بهرهبرداری از تکنولوژیهای جدید در کسبوکار، منجر به بهوجود آمدن کسبوکار الکترونیکی گردیده است و میتوان گفت که فنّاوری پایه و اساس کسبوکار الکترونیکی را تشکیل میدهد (Rosnafisah, 2009, P. 27).
نتایج حاصل از بررسی و تحلیل چندین مقاله مرتبط با موضوع نقش و اهمیت فنّاوریهای نوین در حوزه کسبوکار خانگی، مسائل و چالشهای پذیرش فنّاوریهای نوین، آمادگیهای لازم برای راهاندازی کسبوکار الکترونیکی و بهکارگیری سرویسهای خدماتدهنده مبتنی بر اینترنت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت.
یافتهها در قالب عوامل مطلوب و عوامل نامطلوب از نظر موارد فنی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت براساس این عوامل پیشنهاداتی به مدیران IT و صاحبان کسبوکار خانگی براساس مدل و تئوریهای مطرح شده ارائه گردید (Bayrak, 2013, P.15).
اگر مدیران کسبوکارهای کوچک نیاز به الکترونیکی کردن کسبوکار خویش را احساس نکنند و یا بهعلت عدم دانش کافی ممکن است مشکلاتی در درک آن داشته باشند، قـادر به بهرهمندی از مزایای بالقوه منابع خود نخواهند بود. درک نحوه ارتباط دقیق فنّاوریهای جدید با کسبوکارهای خانگی و نیز چگونگی تضمین تداوم کسبوکار با توجه به امنیت چنین فنّاوریهایی، بسیار ارزشمند است. جهت حل این مسئله در این تحقیق به سؤالات زیر پاسخ داده خواهد شد:
کسبوکار خانگی چیست؟
چرا کسبوکار الکترونیکی؟ مزایای کسبوکار الکترونیکی چیست؟
از چه فنّاوریهایی و در چه زمانی برای پیاده سازی کسبوکار الکترونیکی استفاده کنیم؟
بهکارگیری فنّاوریهای نوین در بازاریابی کسبوکارهای خانگی چگونه است؟
چه زمانی مناسب برای اتخاذ فنّاوریهای نوین است؟
عوامل مثبت پذیرش کسبوکار الکترونیکی درکسبوکارهای کوچک چیست؟
موانع اصلی برای اتخاذ کسبوکار الکترونیکی چیست؟
عوامل مطلوب و نامطلوب سرویسدهندگان خدمات برنامههای کاربردی (ASPs) چیست؟
ازچه تئوریها و نظریههایی برای اتخاذ فنّاوریهای نوین در کسبوکار استفاده کنیم؟
راهاندازی یک کسبوکار خانگی به سرمایه هنگفتی نیاز ندارد، لازمه درآمدزایی از مقداری سرمایه اندک نیز با برخورداری از مهارتهایی چون مهارتهای مدیریت مالی، مدیریت زمان، سازماندهی یک مجموعه کاری، مدیریت فردی و مهمتر از همه مهارت یا ذهنیت بازاریابی و بهعبارتی داشتن روحیه کارآفرینی است.
در حقیقت مهم نیست که مالک کسبوکار چه مقدار سرمایه یا محصول در اختیار دارد یا تا چه میزان فرایندهای تولیدی را به درستی انجام داده است، بلکه اگر فاقد توانایی کافی جهت ارائه محصولات و پیشبرد اهداف کسبوکار خود باشد، فرصت را از دست داده است و چنین تواناییای در واقع همان مهارت و توانایی بازاریابی است
(Edwards, 2010).
فعالیتهایی که صرفاً در محل سکونت افراد بهعنوان نوعی فعالیت سرگرمکننده برپا میشوند و فردی از قبال آن درآمد کسب میکند نیز در زمره این کسبوکارها قرار دارند. چنین کسبوکارهایی در توسعه اقتصادی کشورها، بهبود شرایط اجتماعی، توسعه داخلی، ارتقا وضعیت اشتغال و شرایط کاری و افزایش سرزندگی در جامعه نقشی عمده ایفا میکنند (Carter, 2008).
در کسبوکار خانگی اصطلاحاتی بهکار برده میشود، که هر کدام دارای مفاهیم متفاوتی در حوزه کسبوکار خانگی میباشند. لیکن همگی با فنّاوریهای نوین در ارتباط هستند (Rosnafisah, 2009, P. 25).
دورکاری (Teleworking)
ارتباط از راه دور(Telecommuting)
شبکههای خانگی/ دفاتر تجاری کوچک ( (SOHO
کلبه الکترونیک (Electronic Cottage)
دستهبندی دیگری که در حوزه کسبوکار خانگی عنوان گردیده، چارچوب سالارز در سال 2001 میباشد که در شکل 1 آورده شده است.
1- کارمندان خانگی: کسانی هستند که در خانه کار میکنند ولی کارمند یک سازمان هستند و توسط سرپرستانشان برای ارائه یک خدمت اداری مدیریت میشوند در واقع کارمندان مجازی هستند.
2- پیمانکاران هستند که قسمتی از زنجیرة تولید و خدمتهای یک سازمان هستند که توسط مدیر کنترل میشوند ولی انعطاف بیشتری در انتخاب شغلشان دارند در واقع خودکارمند هستند.
3- کارمندان و مدیران حرفهای که در خانه کار میکنند. بیشتر تصمیمات کاری را خودشان میگیرند. در واقع خود مدیر هستند ولی در عین حال زیر نظر سازمانند.
4- خود اشتغال و خود مدیر: صاحبان کسبوکار، در تصمیمگیری استقلال دارند ولی در عین حال نیاز به کسب درآمد دارند. روز به روز بیشتر درگیر کسبوکار میشوند. خودشان مروج کسبوکارند. تمرکز تحقیق ما روی این قسمت است که همان کسبوکار خانگی است که صاحبان کسبوکارند که شغل آزاد دارند و خودشان مدیر کسبوکارشان هستند (Rosnafisah, 2009, P. 26).
دسته چهارم با شناسایی بهرهگیری از فرصتهای بهوجود آمده نقش قابل توجهی در توسعة اشتغال ایفا میکنند. مطالعات انجام شده (ماتیس، 2004؛ لوسکوکو و اسمیت، 2004؛ والکر و همکاران، 2008) نشان دادند که خانمها بیشتر به این نوع کسبوکار روی میآورند. البته بیشتر این کسبوکار را برای سرگرمی راهاندازی کردهاند، اما پس از مدتی درگیر آن شدهاند و فرصتی برای کمک به اقتصاد خانواده برای آنها به وجود آمده است. ولی گزارشات نشان میدهد، کسبوکار خانمها در مقایسه با آقایان رشد کمتری داشته است که آن هم بهدلیل برخی محدودیتها است و اینکه زنان دوست دارند کسبوکارشان را کوچک نگه دارند و پارهوقت کار میکنند.
در گذشته تنها سازمانهای بزرگ به کامپیوتر و دیگر تجهیزات الکترونیکی برای کسبوکار دسترسی داشتهاند ولی درحالحاضر صاحبان کسبوکار خانگی نیز از این فنّاوریها استفاده میکنند.
سلگ و تن (2007) معتقدند که یک شرکت کوچک نیاز دارد تا ارتباطش با تأمینکنندگان و مشتریان رشد پیدا کند. کنفرانسها، برنامههای دولت، انجمنها منبع مهمی برای آگاه سازی جهت پذیرش کسبوکار الکترونیکی میباشند (Rosnafisah ,2009, P. 29).
![]() |
کسبوکارخانگی الکترونیکی (e-HBB)
e-HBB توسط (Sulaiman, 2007) بهشرح زیر تعریف گردید:
کسبوکاری است که، فعالیتهای اصلی آن به دور از یک دفتر رسمی تعریف میشود و اجرای آن ازطریق یک کامپیوتر متصل به شبکه انجام میشود و معمولاً براساس ساختار مجازی است (Rosnafisah, et al ,2009, P. 31).
در این تعریف استفاده از ساختارهای مجازی مثل وب، ارتباطات و پرداخت الکترونیکی و غیره بیان میشود.
کسبوکار خانگی الکترونیکی از اینترنت بهعنوان ابزاری جهت بررسی بازار و توسعه طراحی جدید مطالب برای خرید و فروش محصولات و خدمات استفاده میکنند، که باعث کاهش زمان تحقیقات و بهبود کیفیت کار میگردد. و از ایمیل یا تلفن برای برقراری ارتباط و بحث و مذاکره با تأمینکنندگان و مشتریان استفاده میکند همچنین برای برقراری قرار ملاقات جلسات مربوط به کسبوکار.
اینترنت بهعنوان یک بستری برای ترویج محصولات و خدمات است. توسعه وبسایت با گرفتن اطلاعات بیشتر درباره شرکت و ارتباط با مشتریان آینده لازم است و با استفاده از دریافت ایمیلها ارتباط با مشتریان آتی را فراهم میسازند (Rosnafisah, 2009, P. 33).
کنترل امنیتی در سیستم بانکداری آنلاین و ارائه رسید انتقال وجه بهعنوان مدرک پرداخت، به فرایند پرداخت مشتری و شرکت سرعت بخشیده است و درنهایت به بررسی و توصیفات از مشتریان قبلی خود برای ارزیابی رضایتشان از محصولات یا خدماتشان میپردازند. استراتژی پیادهسازی آن در شکل 2 آورده شده است.
کسبوکارهای خانگی از اینترنت بهعنوان ابزار تحقیقات برای بررسی بازار و توسعه ازطریق طراحی جدید محصولات و خدمات استفاده میکنند.
همچنین از پست الکترونیکی و دیگر امکانات اینترنتی برای برقراری ارتباط و بحث و مذاکره با تأمینکنندگان بالقوه و مشتریان استفاده مینمایند (Rosnafisah, 2009, P.33).
برخی کسبوکارهای خانگی از اینترنت برای فروش محصولات و خدمات استفاده میکنند که فرایند آن بستگی به نوع خدمات ارائهشده توسط شرکتها دارد. این درحالی است که برخی دیگر از پول نقد و استفاده از روش حملونقل یا تحویل کالا توسط پست به مشتریان خدمات میدهند.
ترویج محصولات و خدمات درحال حرکت با فنّاوری روز است. وبسایتهای توسعهیافته برای تهیه اطلاعات بیشتر درباره شرکتها و پست الکترونیکی مشتریان برای ارتباط با آنها درآینده ثبت شده است. این درحالی است که هنوز برخی از کسبوکارهای خانگی برای حفظ کسبوکار ازطریق بازاریابی ویروسی و یا محدود کردن آنها در یک منطقه خاص استفاده میکنند (Rosnafisah, 2009, P.33).
هدف اصلی بازاریابی در کسبوکارهای خانگی، شناسایی نیازهای بالقوه مشتریان هدف و سپس برقراری ارتباط و تعامل دو جانبه با آنها جهت تأمین آن نیازها میباشد. ازاینرو پایش مستمر محیط بازار، جمعآوری اطلاعات در خصوص مشتریان، رقبا، تأمینکنندگان، توزیعکنندگان و استفاده بهینه از اطلاعات جمعآوری شده، مقدمات موفقیت یک کسبوکار خانگی را فراهم میآورد.
با توجه به اینکه یک بنگاه خانگی جهت دستیابی به مشتریان هدف خود تلاش بسیاری نموده، قبل از ورود به یک بازار جدید همواره به دنبال راهی جهت حفظ این دسته از مشتریان فعلی میباشد. مدیر مالک بهطور مداوم به دنبال راهی جهت فروش بیشتر محصولات به مشتریان فعلی بوده و برای حفظ و نگهداری آنها تلاش میکند. پس در این راه عمده تلاش خود را بر فعالیتهایی چون: تحلیل نیازهای متفاوت در گروههای متفاوت مشتریان، تمرکز بر گوشههایی از بازار که میتواند بهراحتی به آنها نفوذ نماید، تمرکز عمده تلاشها بر 20 درصد از مشتریان که 80 درصد از سود از طریق آنها تأمین میشود، رقابت تنها از طریق قیمت، و تسریع فرایند رشد متمرکز مینمایند (Stokes, 2010).
شروع کسبوکار الکترونیکی
«کسبوکار الکترونیکی» یا همان کسبوکار اینترنتی بهعنوان یک روش امن و قابل انعطاف در فرایند یکپارچهسازی کسبوکار مبتنی بر یک سیستم دقیق تعریف میگردد (Rosnafisah, 2009, P.23).
اتخاذ استراتژی پیادهسازی کسبوکار الکترونیکی ازطریق ابزار مبتنی بر اینترنت جهت بهبود کیفیت ارائه خدمات به مشتریان، و راهی برای ارتباط با سهامداران و شرکای تجاری میباشد که در دو مرحله اجرا میگردد:
1- بهبود بهرهوری ساختار موجود و زنجیره تأمین
2- تبدیل به ماهیت صنعتی
نوآوری ازجمله راهکارهای افزایش قدرت رقابتی در محیط پویای کسبوکار امروزی است، چرا که امروزه همه چیز در حال تغییر و تحول بوده و رقبا همیشه به دنبال افزایش سهم بازار خود ازطریق کسب مزیت رقابتی هستند (Rowley et al, 2011, p25).
علاوه بر کسبوکارهای خانگی مطالعاتی در خصوص SMEها انجام پذیرفته است که نشان میدهد عامل سازمان مهمترین عامل جهت پذیرش در هرکسبوکار است. که در دو بعد مورد بررسی قرار میگیرد:
الزامات شرکت
موانع موجود در حرکت شرکت بهسوی کسبوکار الکترونیک
تمرکز بر سرمایهگذاری کسبوکار خانگی بسیار مهم است. استفاده از داراییهای داخلی ازجمله محل زندگی، وسیله نقلیه، اسباب در طول یک دوره مثبت و کوتاه واضح است. اما این کسبوکارها برای بقا نیاز به رشد دارند (Lawanson, 2012)
لذا انگیزش و نگرش مدیران این کسبوکارها در تأکید حرکت بهسوی کسبوکار الکترونیک عامل اصلی موفقیت در پذیرش کسبوکار الکترونیکی میباشد. مدیرعامل، کنترل کامل در تصمیمگیری، طراحی مدل کسبوکار و استراتژی و تعیین مسیر آینده شرکت دارد. از عوامل دیگر مؤثر در پذیرش کسبوکار الکترونیکی میتوان موارد زیر را نام برد:
- صاحبان کسبوکار که از برنامههای کاربردی کسبوکار الکترونیکی و مزایای آن آگاه هستند، انگیزه بیشتری جهت به دست آوردن دانش و دیدگاه صحیح از کسبوکار الکترونیک و شیوههای اجرای آن دارند. پس نگرش مثبت مدیران از عوامل مؤثر میباشد (Rosnafisah, 2010, P.1237).
- آمادگی کسبوکار الکترونیک، آمادگی مشتریان، تأمینکنندگان، واسطهها، رقبا و عموم
- نقش دولت، سیاست و عوامل داخلی دیگر که بر عملیات کسبوکار تأثیر میگذارند.
![]() |
تأثیر افزایشی پیشرفتهای فنّاوری در کسبوکار الکترونیک نیز میتواند بهعنوان فرصتهایی برای شرکتهای کوچک تلقی گردند. ولی مطالعاتی نشان دادهاند که کسبوکار الکترونیکی برای همه شرکتها در تمام بخشهای صنعت مناسب نیست (Rosnafisah, 2010, P.1237). چراکه بهکارگیری کسبوکار الکترونیکی، توسط شرکتهای کوچک و متوسط بسته به نوع صنعت متفاوت است. در واقع کسبوکار خانگی یک نوع کسبوکار است که میتوان آن را در صنایع مختلف ازجمله تولید، گردشگری، هنری، آموزشی و غیره اعمال نمود.
کسبوکارهای خانگی در ابتدا بدون آموزش مهارتها و فرصتهای محدود ایجاد میشوند. ولی تلاش برای رشد و باقی ماندن در کسبوکار نیاز به استفاده از فنّاوریهای نوین برای حفظ سرمایهگذاری و کم کردن هزینههای سربار ازطریق استفاده از منابع داخلی در فعالیتهای تولیدی و صنعتی دارند (Lawanson, 2012).
![]() |
شرکتهای کوچک میتوانند سود حاصل از کسبوکار الکترونیکی را در جهت دسترسی به اطلاعات گسترده و بهبود ارتباطات داخلی و خارجی خود بهکار برند و باعث ایجاد محصولات و خدمات جدید و استفاده از مزایای رقابتی باشند.
عوامل مثبت پذیرش کسبوکار الکترونیکی در کسبوکارهای کوچک، اعتماد، امنیت اطلاعات، حفظ حریم خصوصی برای انجام معاملات آنلاین، دانش و مهارت، آگاهی در فنّاوری از عوامل مثبت انتخاب کسبوکار الکترونیکی است.
موانع اصلی برای اتخاذ کسبوکار الکترونیکی، نگرش منفی صاحبان مشاغل، عدم آگاهی از قوانین و مقررات معاملات آنلاین، قیمت، هزینههای بالای پیادهسازی میتوانند موانع اصلی برای اتخاذ کسبوکار الکترونیکی باشد (Rosnafisah, 2010, P.1237).
در اینجا یک سؤال مطرح است:
«عوامل و مشکلات استفاده از کسبوکار الکترونیکی چیست؟» (Rosnafisah, 2010, P.1239).
یافتهها نشان داد شرکتهای مورد نظر به مزایای کسبوکار الکترونیکی اذعان داشتند، ولی بااینحال آنها به دلایلی (مانند: عدم آمادگی زیرساختها، عدم آمادگی مشتریان و تأمینکنندگان، پاسخگویی به تقاضای سهامداران و ازهمه مهمتر فقدان دانش فنی صاحبان کسبوکار) نیاز به اتخاذ آن در آینده نزدیک نمیدیدند.
تغییر در درک و شناخت ذینفعان نیز میتواند در سرمایهگذاری در کسبوکار الکترونیکی مؤثر باشد. یافتهها نشان میدهد که اگر سهامداران آمادگی خود را برای اجرای الکترونیکی کسبوکار خانگی اعلام کنند، میتوان این تغییر را پیادهسازی نمود. پس تغییرات در کسبوکار خانگی نیاز به صبر و زمان دارد. سهامدارانی که در آغاز تلاش برای ایجاد کسبوکار الکترونیکی هستند، باید ترکیبی از کسبوکار متعارف و الکترونیکی را در ابتدا پیاده کنند. کسبوکار الکترونیکی بهعنوان ارزش افزوده عملیات کسبوکار فعلی است (Rosnafisah, 2010, P.1240).
![]() |
اهمیت بهرهگیری از فنّاوری اطلاعات در کسبوکارهای خانگی
براساس یافتههای ماسون (2008)، در حدود 75 درصد از مالکین این کسبوکارها بیش از 40 ساعت در هفته را صرف فعالیت در کسبوکار خود میکنند. مالکین کسبوکارهای خانگی در اکثر موارد از اعتبارات شخصی خود مانند حساب بانکی شخصی یا وامهای شخصی جهت اداره امور استفاده میکنند (carter, 2008). شرط بقا در دنیای متلاطم کسبوکار، توجه به تحولات محیطی، نوآوری و درک ابعاد گوناگون ایجاد نوآوری در کسبوکار است.
در حال حاضر کسبوکارها به دنبال روشهایی جدید برای بهبود فنّاوری اطلاعات با سرمایهگذاری محدود یا کاهش هزینه هستند. شرکتها باید بین فنّاوری اطلاعات سنتی و فنّاوری اطلاعات نوین تمایز قائل شوند. فنّاوری اطلاعات سنتی کسب وکار را بهسمت اتوماسیون نیروی کار، ارتقا بهرهوری فردی کارکنان و انجام محاسبات در مقیاسی که انسان توانایی انجام آن را ندارد، رهنمون میسازد و همه کسبوکارها را بهطور یکسان به سطحی ارتقا داده که قرارگیری در پایینتر از این سطح به معنی خروج از میدان رقابت است؛ با پیشرفتهای اخیر در فنّاوریهای فراگیر ازجمله شبکههای حسگر بیسیم، در کسبوکارهای خانگی علاقه شدیدی در استفاده از این فنّاوری وجود دارد. بسیاری از این فنّاوریهای نوین در مرحله اولیه بلوغشان قرار دارند. برخی از آنها مثل برنامههای اتوماسیون، آزمایشگاههای تحقیقاتی در خانه و نظارت برکار کسانی که در خانه مشغول به کارند (افراد دورکار) استقرار یافتهاند (Fitzpatrick, 2007, P. 236).
![]() |
ساخت شبکههای کاری در خانه که در آن مردم با تخصصهای پیشرفته درگیر هستند مثل راهاندازی امکانات ارتباطات از راه دور برای کسانی که میخواهند تعطیلات آخر هفته را در خانه کار کنند.
یکی دیگر از فنّاوریهای نوین، که امروزه استفاده میشود فنّاوری ارتباط بین خانه و دانشگاه برای آموزش مجازی و سمینارها و ارتباط با مدرسه برای ارسال الکترونیکی تکالیف میباشد که این فنّاوری نیاز دارد که تجهیزاتی (افزایش پهنای باند) آمادهسازی شوند (Fitzpatrick, 2007, P.241)
تحول در مدلهای کسبوکار با استفاده از فنّاوری اطلاعات جدید بر روی خدمات دیجیتال، بر روی ارتقا بهرهوری تیمی تمرکز دارد. و میتواند منبعی برای ایجاد تمایز رقابتی و دستیابی به ثروت شگرف باشد.
همچنین، لازم به ذکر است که کسبوکارهای خانگی بهدلیل انداره کوچکشان با فرصتهایی ازجمله: افزایش تقاضا در یک بخش خاص از بازار، بکارگیری اینترنت جهت دستیابی به بازارهای جدید و بهرهبرداری از فنّاوریهای جدید جهت تقویت کیفیت محصولات، و در مقابل با تهدیداتی چون مقابله با رقبای بزرگ، قوانینی که هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد و رکود اقتصادی که منجر به کاهش تقاضا میشود، روبهرو میباشند (Nicholas, 2010).
برخی از مهمترین کاربردهای فنّاوری اطلاعات در کسبوکار خانگی عبارتاند از:
1- کسبوکار هوشمند(BI)
2- فنّاوری ASP
3- اهمیت استفاده از ICT
4- بهرهبرداری کسبوکارهای کوچک و متوسط از شبکههای اجتماعی
کسبوکار هوشمند (Business Intelligence)
ازآنجاییکه تصمیمگیری سازمانی و ارتقا بهرهوری در کسبوکارهای مختلف مورد توجه است، آنگاه اهمیت و نقش کسبوکار هوشمند بیشتر احساس میشود. هانس پیتر لون از پژوهشگران IBM در مقالهای در سال 1958، برای اولین بار از عبارت کسبوکار هوشمند (BI) استفاده کرد. او هوشمندی را اینگونه تعریف کرده بود: توانایی درک روابط متقابل بین حقایق موجود بهگونهای که فعالیتها را بهسمت هدف مطلوب هدایت کند (M.F. Tutuneaa, et al, 2012, P.866).
در سال 1989، هوارد درسنر که بعدها از تحلیلگران مؤسسه گارتنر شد، کسبوکار هوشمند را بهعنوان عبارتی برای «توصیف مفاهیم و روشهایی برای بهبود تصمیمگیریهای مربوط به کسبوکار با استفاده از سیستمهای پشتیبان مبتنی بر دادهها و واقعیتها» به کار برد و از اواخر سال 1990 بود که این مفهوم بهطور گسترده مورد استفاده قرار گرفت ( M.F. Tutuneaa, et al, 2012, P.866). کسبوکار هوشمند، ترکیبی از فنّاوری های زیر است:
انبارههای داده (Data warehouse): برنامههایی که اطلاعات را برای صاحبان خود جمعآوری نموده و پس از تجزیه و تحلیل با آنها به مشاوره میپردازند.
OLAP: شامل برنامههای کاربردی گزارشهای تجاری مرتبط با فروش و بازیابی، مدیریت فرایند کسبوکار، تعیین بودجه و پیشبینی آن و گزارشهای مالی از این دست میباشند.
سیستم پشتیبانی تصمیمگیری (DSS): ابزاریست برای تحلیل دادهها، یافتن ارتباط بین دادهها، تولید گزارشهای کارآمد، دسترسی سریع به دادهها، راهکارهای نمایش اطلاعات در انواع مختلف، قابلیت پاسخ به سؤالات، چاپ اطلاعات، انتقال دادهها به صفحات گسترده، جستوجوی اطلاعات و یا بهروزرسانی اطلاعات
سیستمهای اطلاعات مدیران اجرایی (EIS): این دسته از برنامهها از ابزارهای DSS قویتر، سادهتر و کارآمدتر هستند. همچنین به یک زمینه تجاری خاص نزدیکتر و طبیعتاً گرانتر هم هستند.
دادهکاوی (Data Mining): ابزارهای دادهکاوی با جستوجوی حجم عظیم دادههای ما میتوانند تکه طلای کوچکی را که در گوشهای پنهان شده بیابند. بازگشت هزینه صرف شده در این ابزارها غالباً بسیار سریع است.
لزوم اتخاذ برخی از راهحلهای ICT برای تصمیمگیری و استفاده از ابزارهای هوشمندی کسبوکار توسط همه کارآفرینان بدون در نظر گرفتن صنعتی که درآن هستند، به رسمیت شناخته شده است (M.F. Tutuneaa, et al, 2012, P.866).
هوشمندی کسبوکار در گام اول از کامپیوترهای دارای شبکه جهت به اشتراکگذاری سختافزار و نرمافزار، بهمنظور افزایش بهره وری منابع و عملکرد در پردازش اطلاعات استفاده میکند. در گام بعدی، با ایجاد شبکههای خصوص، اینترانت متشکل از ارتباط تنگاتنگ شبکههای محلی ازجمله اتصال به کامپیوتر دارای مدخل دسترسی به اینترنت، سودمندی زیادی برای کسبوکار ارائه میدهد. افتتاح شبکه اینترانت محیط کسبوکار میتواند گام مهم دیگری برای شرکتهای کوچک متوسط باشد (Tutuneaa, 2012, P.867).
فنّاوری ASP (Application Service Provider)
ASP مدلی از فعالیتهای تجاری در عرصه اینترنت میباشد که روش جدیدی برای ارائه نرمافزار و خدمات نرمافزاری را مطرح نموده است. مراکز ASP در طی سالیان اخیر و همزمان با گسترش و توسعه اینترنت و وب بهشدت فراگیر شده و بهعنوان مدلی جدید برای ارائه خدمات نرمافزاری مبتنی بر وب و اینترنت مطرح شدهاند. در واقع یک شیفت پارادایم مدل نرمافزاری سنتی به مدل مبتنی بر ASP رخ داده است (Bayrak, 2013, P.15).
مراکز ارائهدهنده سرویس فوق با تهیه سختافزار، نرمافزار و پهنای باند لازم امکان میزبانی وب، سرویس پست الکترونیکی و برنامههای کاربردی را با استفاده از یکی از روشهای موجود در اختیار مؤسسات و سازمانها و یا افراد قرار میدهند.
کسبوکاری کوچک و متوسط میتوانند با داشتن این امکان بهطور مؤثر با کسبوکارهای بزرگ رقابت کنند. همچنین راههای جدیدی برای بهبود IT پیدا کنند تا نیازهای شرکت را در سرمایهگذاری محدود برآورده سازند (Bayrak, 2013, P.15).
بههمیندلیل پیچیده و سخت بودن برنامههای کاربردی موجود در مقیاس بزرگ، خیلی از شرکتها با تشخیص منافع، مدل ASP را به مدل نرمافزاری سنتی ترجیح میدهند.
بسیاری از مدیران صنایع تصمیم میگیرند که کدام یک از برنامههای کاربردی باید در سازمان باشند و کدام یک را با تبعیت از روش برونسپاری به فنّاوری ASP بسپارند.
ASP کسبوکاری است که از سرویسهای مبتنی بر کامپیوتر تهیه شده که بر روی یک شبکه اشتراکی به مشتریان خدمات میدهد. و دسترسی به نرمافزارهای خاص تحت شبکه اینترنت را با استفاده از پروتکل HTTP فراهم کرده است (Bayrak, 2013, P.15).
محصولاتی که توسط فنّاوریهای جدید بهویژه علم نرمافزار پشتیبانی میشوند دو مزیت دارند: اولاً تولیدکنندگان به کانالهای جدیدی از سودآوری دست مییابند، ثانیاً چون اغلب این محصولات بهنحوی با استفاده از اینترنت و ثبت اطلاعات مربوط به مشتریان همراه است، تولیدکنندگان به منابع اطلاعاتی غنی از تمایلات و ترجیحات مشتریان دست مییابند که میتوان از آن برای طراحی محصولات منطبق برخواست مشتریان استفاده کرد.
خدمات ارائه سرویس پشتیبانی فنی ASPها توسط متخصصان معمولاً 24 ساعته است. که نتیجه آن صرفهجویی بیشتر برای کسبوکار است.
![]() |
پیشرفتهای قابل توجه در زیرساختهای شبکه، فنّاوری محاسبات و مدلهای مبتنی بر هزینه و سرویسهای مالی باعث شده است یک پارادایم جریان غالب در صنعت محاسبات رخ دهد (Bayrak, 2013, P.15).
عوامل مطلوب و نامطلوب برای استفاده از ASP
در این قسمت عوامل مطلوب و نامطلوب استفاده از برنامههای کاربردی و سرویسهای ارائه شده توسط ASPها و مسائل و چالشهای ASP در فنّاوری اطلاعات کسبوکارهای کوچک و متوسط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
بهطورکلی نیاز به ASP با توجه به مزایای گفته شده درکسبوکارها بیشتر احساس میشود. ولی این نکته باید در نظر گرفته شود که تمام کسبوکارهای کوچک و متوسط نیاز به استفاده از ASP ندارد (Bayrak, 2013, P.19).
با توجه به مطالب گفته شده برای درک بهتر مدیران IT برای پذیرش ASP، از مدل پذیرش فنّاوری (TAM) استفاده نمودیم و براساس گزارشات و مطالعات انجام شده آن را برای ASP تغییر دادیم.
مدل TAM که توسط Davis در سال 1989 ارائه شد بر دو عامل اصلی پذیرش فنّاوری بنا شده است:
سودمندی ادراکی: درجهای که یک فرد معتقد است استفاده از سیستم خاص عملکرد وی را ارتقا میبخشد.
سهولت استفاده ادراکی: درجهای که یک فرد معتقد است استفاده از سیستم خاص بدون نیاز به تلاش زیاد امکانپذیر است.
![]() |
با توجه به شکل 4، انگیزه کسبوکارهای کوچک از استفاده سرویس یا فنّاوری بهطور مستقیم به سه عامل اصلی ربط دارد: (T.Bayrak, 2013, P.16)
1- فواید ادراکی
2- ریسکهای ادراکی
3- گرایش بهسویASP
این سه عامل از عوامل اصلی نگرش کسبوکارها و تمایل استفاده از برنامههای کاربردی است. در واقع مدیران IT احتیاج به مطالعه فواید ادراکی و ریسکهای ادراکی هستند.
از آنجا که خدمات و برنامههای کاربردی ارائه شده توسط ASP ممکن است دچار خطاهایی بشوند، SMEهای بالقوه نیاز دارند تا سرویس و برنامههای کاربردی را از نظر فواید و ریسکها ارزیابی کنند. خطراتی مثل عدم امنیت و از دست دادن حریم خصوصی میتواند از عوامل اصلی منفی نپذیرفتن این فنّاوری باشد. همچنین این مدل نشان میدهد نگرش از عوامل مهم در پذیرش فنّاوری است.
پس میتوان نتیجه گرفت مدیران IT برای پذیرش این فنّاوری نیاز به مطالعه فواید و ریسکهای ادراکی و گرایش بهسوی ASP دارند.
اگر شرکت از ASP مناسب با کسبوکارش استفاده کند، تاحد زیادی به نفع شرکت در کوتاه مدت و بلند مدت خواهد بود. در این میان باید عوامل مطلوب و نامطلوب (با شکست سیستم اطلاعاتش از بین نرود، راههای کاهش هزینه برای شرکتهایی که تخصص کار در خانه را ندارند) را هم در نظر بگیرد. مسلماً اتخاذ تصمیم مناسب ازسوی مدیرانIT در شیوه بهکارگیری فنّاوری ASP در موفقیت کسبوکارهای کوچک در قرن 21 تأثیر قابل توجهی خواهد داشت (Bayrak, 2013, P.20).
امروزه استفاده از ICT بههمیندلیل مزایای رقابتی، اثربخشی و نوآوری آن، بهعنوان یک فنّاوری جدید اهمیت خاصی پیدا کرده است. ولی بهدلیل محدود بودن منابع، کسبوکارهای کوچک در اغلب موارد نمیتوانند از پتانسیلهای ICT بهرهبرداری کنند. بنابه اظهار دایرسون و اسپینلی در سال 2011 فرایند پذیرش ICT پیچیده بوده و برای عملیاتی شدن آن شرایط زیر بایستی فراهم شود: (Consoli, 2012, P.96)
1- شرایط کسبوکار: حساسیت و تعهد استراتژیک مدیر ارشد
2- شرایط سازمانی: حضور محوری ICT (کارآفرین، مدیر، کارمند اداره IT یا مشاور)
3- شرایط مدیریت: استفاده مناسب از ابزار ICT توسط منابع انسانی ماهر
مطالعات نشان میدهد کسبوکارهای کوچک و متوسط که در آن برای ICT سرمایهگذاری میشود، افزایش گردش مالی و امکان تبدیل شدن به شرکتهای موفق در آن زیاد است.
عوامل مؤثر بر پذیرش و تأثیر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در کسبوکارهای کوچک در شکل 5 و تأثیر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در شکل 6 نشان داده شده است.
مدلهای کسبوکار خانگی در سالهای بسیاری مورد بررسی قرار گرفته است، ولی بیشتر مطالعه اخیر در جمعآوری اطلاعاتی است که منجر به پذیرش کسبوکار الکترونیکی برای کسبوکارهای خانگی میشوند. در این تحقیق با پژوهشهای انجام شده به روش کتابخانهای و تطبیقی به بررسی ادبیات مربوط به کسبوکار الکترونیکی و استراتژی تجارت الکترونیک برای کسبوکارهای خانگی پرداخته شد (Rosnafisah, 2009, P.34).
اگرچه این نوع از کسبوکار در مقیاس کوچک کار انجام میشود، اما با بهکارگیری فنّاوریهای نوین، پتانسیل رشد و موفقیت در صنایع مختلف از قبیل تولید، گردشگری، هنر، آموزش و غیره را دارد. یافتههای حاصل از این تحقیقات نشان میدهد پنج عامل عمده در اتخاذ کسبوکار الکترونیکی توسط کسبوکارهای خانگی عبارتاند از: نگرش و درک صاحبان کسبوکار، دانش و مهارت صاحبان کسبوکار، در دسترس بودن اطلاعات آنلاین در رابطه با کسبوکار و ذینفعان، قیمت، پشتیبانی و تقاضا.
در این میان کسبوکارهای خانگی بالقوه به اتخاذ الکترونیکی کسبوکار اذعان دارند اما بهعلت عدم دانش صاحبان کسبوکار ممکن است مشکلاتی در درک آن داشته باشند. پس میتوان گفت اجرای الکترونیکی کسبوکار نیاز به صبر و زمان دارد. پیشنهاد میشود سهامدارانی که در آغاز تلاش برای ایجاد کسبوکار الکترونیکی هستند، ترکیبی از کسبوکار متعارف و الکترونیکی را در ابتدا پیاده کنند (Rosnafisah, 2010, P.124).
برای اخذ یک چارچوب مفید برای مدیران IT که کمک کند به آنها برای پذیرش برونسپاری نرمافزارهای داخلی و پذیرش سرویس و برنامههای کاربردی ارائه شده توسط ASP، از مدل پذیرش فنّاوری (TAM) استفاده نمودیم و براساس گزارشات و مطالعات انجام شده آن را برای ASP تغییر دادیم (T.Bayrak, 2013, P.19).
از آنجا که این سیستمها ممکن است دچار خطاهایی بشوند، این مدل کمک خواهد کرد که مدیران شرکت سرویس و برنامههای کاربردی را از نظر فواید و ریسکها ارزیابی کنند. خطراتی مثل عدم امنیت و از دست دادن حریم خصوصی میتواند از عوامل اصلی منفی نپذیرفتن این فنّاوری باشد. همچنین این مدل نشان میدهد نگرش از عوامل مهم در پذیرش فنّاوری است (T.Bayrak, 2013, P.19).
![]() |
کسبوکار هوشمند طیف گستردهای از نرمافزارها را برای کسبوکارهای کوچک و متوسطها ارائه میدهد که خیلی از آنها گزینههای مناسبی برای افزایش کیفیت تهیه اطلاعات کسبوکار، ابزار قدرتمند برای تجزیه و تحلیل دادهها، هزینههای پایین تصمیمگیری، دسترسی مبتنی بر وب، افزایش بهرهوری و اثربخشی تصمیمگیریها هستند. در جهان رقابتی، یک تصمیم درست، در زمان مناسب و براساس کارآمدی هوشمندی کسبوکار میتواند به یک مزیت رقابتی سازگار برای هر کسبوکارهای کوچک و متوسط تبدیل شود (M.F. Tutuneaa, et al, 2012, P. 866).
تجزیه و تحلیل فاکتورهای ICT و روند سرمایهگذاری در فنّاوریهای جدید برای به دست آوردن این مزیت و عملکرد خوب کسبوکار منجر به ایجاد یک چارچوب برای اندازهگیری آمادگی شرکت در پذیرش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات گردید. در کل استفاده از ICT باید در یک طرح کسبوکار شرح داده شود و همسو با استراتژی کسبوکار باشد. اگر سازمانی بهطور کامل از پتانسیلهای فنّاوری استفاده نکند دو احتمال ممکن است وجود داشته باشد: 1- مدیر ارشد در سرمایهگذاری این فنّاوری مساعدت نمیکند؛ 2- مدیر علاقمند به سرمایهگذاری هست ولی ساختار و برنامهریری استراتژیک کافی ندارد. روشهای زیادی وجود دارد که نشان داده سازمانیکه در ICT سرمایهگذاری میکند، گردش مالی زیادی دارد و به شرکت موفق تبدیل خواهد شد (Consoli, 2012, P.95).
از آنجایی که مالکان و کاربران کسبوکارهای موفق خانگی بزرگترین منبع خود را جلب رضایت مشتری میدانند. و بهدلیل تحول در ماهیت رقابت در دنیای کسبوکار، مدیر مالک بنگاه خانگی پس از اندک زمانی از شروع کسبوکارش در مییابد که جهت ارائه کالای خود نه تنها با رقبای محلی بلکه با سایر شرکتهای موجود در سراسر دنیا باید به رقابت بپردازد. لذا جهت بقا در بازار کنونی باید همگام با پیشرفت سریع فنّاوری قدم بردارد و از طریق تبلیغات، پایش مستمر فعالیتهای رقبا از طریق وبسایتهای آنها فرصتهای جدید را دربازار کشف و از آنها در پیشبرد کسبوکارش استفاده کند.