دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

پیش‌بینی تنش‌های کسب‌وکار خانگی

Predicting stress of home business
نویسنده

شناسایی مشکلات کسب‌وکارهای خانگی پیش از وقوع است.

     تنش به‌معنای استرس است و تنش‌زا عاملی است که می‌تواند با تأثیر برروی فرد، در وی تنش ایجاد نماید. این عوامل تنش زا می‌توانند موجب تغییر در الگوهای عملکردی شده و فرد را دچار دگرگونی نمایند (وثوقی و دیگران، 1389). تنش‌های کسب‌وکار خانگی، باعث اخلال در کار این کسب‌وکارها می‌شود و مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد که روند عادی آنها را به‌مخاطره می‌اندازد.

     کسب‌وکار خانگی به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات و وسایل منزل راه‌اندازی شود گفته می‌شود (احمدی، باغبان و فاتحی‌زاده، 1388). یک کسب‌وکار خانگی به‌عنوان یک کسب‌وکاری که در یک محل اقامتی بدون مرکزیت دیگری انجام شود، تعریف می‌شود (Beale, 2004).

     کسب‌وکارهای خانگی در ایران سابقه دیرینه دارد. افرادی که در حوزه کسب‌وکارهای خانگی از گذشته مشغول به‌کار بوده‌اند را می‌توان به 3 دسته تقسیم نمود. 1. افرادی که به فعالیت در بخش صنایع دستی مشغول هستند. 2. افرادی که به‌صورت غیر‌قانونی و به‌اصطلاح « زیرپله‌ای » مشغول به‌کار در این بخش هستند. 3. افرادی که خدماتی را در منازل ارائه می‌کنند همچون خدمات اینترنتی، خیاطی، آرایشگری، آشپزی و... که قریب به اتفاق از بانوان هستند (انجمن کارآفرینی دانشگاه پیام نور تنکابن، 1391).

     شناسایی تهدیدها در این کسب‌وکارها به همان نسبت شناسایی فرصت‌های آن از اهمیت وافری برخوردار است. از تهدیدهایی که می‌توان به آنها اشاره کرد، امکان تحت‌الشعاع قرار گرفتن و سرایت مسایل کسب‌وکار خانگی و وارد نمودن آسیب به نهاد خانواده، ناهمسازی فضای مسکونی با فضای کسب‌وکار و به تبع سلب آرامش افراد و امکان بروز اختلاف نظر میان خانواده‌ها، افت تحصیلی فرزندان خانوارها، عدم تکافوی توان مالی دولت به پوشش کامل اجتماعی و حمایت از کسب‌وکارهای خانگی، ایجاد انتظار و توقع کسب‌وکارهای خانگی از دولت و با توجه به محدودبودن امکان بروز نابسامانی و نارضایتی وجود خواهد داشت (مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1388).

     روزنافیسا و همکاران (2009) در پژوهش خود به بررسی کامل تنش‌ها در کسب‌وکارهای خانگی پرداخته‌اند. از دید آنها، تنش ناشی از تضاد نقش افراد به‌عنوان فرد شاغل در خانه از یک سو و فرد به‌عنوان عضوی از خانواده می‌باشد. عوامل فردی و خانوادگی از مهم‌ترین دلایل ایجاد این تضاد نقش‌ها می‌باشد. عوامل ایجاد‌کنندة تنش در کسب‌وکار خانگی به دو دستة عوامل خانوادگی و عوامل محیطی تقسیم می‌شود:

1) عوامل خانوادگی: ناشی از ساختار خانواده، روابط بین افراد خانواده و به‌طور خلاصه کلیة عواملی که برفرد، روحیه، تصمیم و قدرت قضاوت و هم‌چنین نحوة اجرای کارهای وی تأثیر می‌گذارد.

2) عوامل محیطی: عواملی که به بیرون از محیط خانواده و خانه برمی‌گردند. ازجمله مسایل مربوط به همسایگان و محل کسب‌وکار. به‌عنوان مثال، هر عاملی که آسایش همسایگان را مختل کند، با اعتراض آنها و در نهایت تنش همراه خواهد بود.

     میلز و همکاران حل و پیش‌بینی کلیة تنش‌های کسب‌وکارهای خانگی را در گروی شناختن عوامل خانوادگی و عوامل محیطی است که به کسب‌وکار مربوطه باز می‌گردد.

     کسی که در کسب‌وکار خانوادگی شاغل است خود را با توقعات نقش‌های مختلف روبه‌رو می‌بیند و برای او دشوار است که به‌طور هم زمان جواب‌گوی الزامات هریک از آنها باشد ایفای نقش‌های شغلی و خانوادگی به‌طور هم زمان باعث تداخل نقش می‌شود. گاهی این تداخل مانع ایفای صحیح نقش‌ها می‌گردد و تعارض کار- خانواده به‌وجود می‌آید. این تعارض تنها با همدلی و همکاری در خانواده می‌تواند تا حد زیادی رفع گردد. توجه به ارتقای سطح همدلی بین اعضای خانواده می‌تواند از طریق جلب حمایت همگان به کاهش تعارض کمک کند (گروسی و آدینه‌زاد، 1389).

     علاوه‌بر حمایت‌ها و پشتیبانی‌های خانواده، فرد نیاز به حمایت‌های اجتماعی نیز دارد. هدف حمایت اجتماعی کمک به فرد گیرنده حمایت است و حمایت اجتماعی می‌تواند دربردارنده ایجاد حس همدلی، مراقبت، عشق و اعتماد (حمایت عاطفی) کمک عملی از نظر مالی، زمانی یا صرف انرژی (حمایت عملی) و مشورت و ارایه اطلاعات و پیشنهادات (حمایت مشورتی) باشد، درواقع سه شکل رایج حمایت اجتماعی عبارت است از: حمایت عاطفی، حمایت عملی و حمایت اطلاعاتی (گروسی و آدینه‌زاد، 1389). هافمن و هوستون بیان می‌دارند، هنگامی‌که سازگاری شغلی مادر و حمایت اجتماعی او در سطح پایین باشد اشتغال مادر بر کیفیت مراقبت از کودک تأثیر می‌گذارد و خطر تحول ضعیف اجتماعی- هیجانی کودک را افزایش می‌دهد.

      پیرو پاسخ به نیاز جوامع برای حضور مؤثرتر زنان در اجتماع به‌منظور نیل به‌جامعه آرمانی و به‌منظور اینکه مشارکت زنان، خود به‌عنوان یک بحران در جوامع نمود پیدا نکند، نیاز است که تغییر و تحولاتی در سیستم جوامع که اغلب برپایه نظام تک قطبی مردان به‌عنوان تنها فعالان اجتماعی ساختار یافته‌اند، صورت گیرد تا با ایجاد شرایط لازم، زمینه حضور مؤثرتر زنان در جامعه مهیا شود.

     کار کردن در کنار فرزندان که خودشان دارای برنامه‌های روزانه می‌باشند، از مفید بودن افراد در طول روز می‌کاهد، به‌گونه‌ای که فرد مجبور می‌شود که ساعاتی از صبح زود یا اواخر شب را به‌کار اختصاص دهد، برخی از والدین مجبور می‌شوند برای جلوگیری از این مشکلات به پرستار بچه روی آورند که این کار نیز فلسفه کار خانگی و مراقبت از فرزندان را زیر سؤال می‌برد. برای رفع این مشکل نیز فرد می‌تواند به ایجاد مرزبندی مشخص و ملموس بین ساعات کار و زندگی عادی غیرکاری بپردازد (قلی‌پور و دیگران، 1387).

     کار در خانه ممکن است نتایج منفی را نیز برای اهداف طولانی‌مدت کارکنان داشته باشد. برای مثال زنانی که به‌دنبال یک مسیر شغلی در یک سازمان بزرگند، کارکردن در خانه به احتمال زیاد مضراتی را برای دستیابی به اهداف حرفه‌ای آنها در بردارد (Pratt, 1987). به احتمال زیاد محدودیت در دسترسی به این‌گونه افراد یا ورود به شبکه‌های حرفه‌ای، مانع احتمالی برای توسعه فرد است و وی برای کسب مهارت‌های حرفه‌ای و دانایی سیاسی نیازمند مانور در جهان کاری فراتر از درهای اتاق است. چنانچه کمالی و اسکندری (1390)، اعتماد اجتماعی را جزء اصلی و لازمه تعاملات در دنیای مدرن دانسته‌اند. به‌عنوان یک محقق، برای کسانی که اهداف حرفه‌ای قوی دارند، واضح است که افرادی که در خانه کار می‌کنند به نسبت همکارانشان در مرکز قابل رؤیت نیستند واضح است که همه کارکنان نمی‌خواهند بدین روش به کسب‌وکار بپردازند و این موضوع برای مردان نیز به‌اندازه زنان صدق می‌کند.

     برخلاف مدیران و کارکنان حرفه‌ای، کارکنان خانگی اغلب خود را به‌عنوان دارنده شغل تصور نمی‌کنند. به‌عنوان مثال زنان شاغل در خانه پردازش کلمه یا وارد کردن داده‌ها را در خانه در قبال پولی که دریافت می‌دارند، انتخاب می‌کنند تا به‌طور هم‌زمان یک همسر و مادر خوب نیز باشند. اگرچه آنها با نخریدن گازولین، نهار یا لباس پول ذخیره می‌کنند، با نداشتن یک درآمد ثابت، وقتی که کارفرمایان قادر به عرضه آنها به‌طور مداوم با سهمیه کاملی از کار نیستند، هزینه‌ای پرداخت می‌کنند که به‌حساب نمی‌آورند. پرسش در مورد وضعیت اشتغال کارکنان خانگی به یک موضوع بحثی داغ تبدیل شده است (همان). بعضی اتحادیه‌های کار، به‌علت اینکه پیمانکاران مستقل توسط کارفرمایان مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند، بر ممنوعیت همه کارهای خانگی رأی داده‌اند. یک دادگاه ارشد برخی از این مسایل را مورد توجه قرار داده است (آبستر و خانجانی، 1388).

     پرات (1984) در مقاله خود به موضوع انزوا در کارکنان دفتری خانگی اشاره کرده و بیان نموده است که برخی کارکنان دفتری خود را به‌عنوان انزواطلبان، افرادی ضد اجتماعی و یا درونگرا تصور کرده‌اند. این موضوع یکی از مشکلاتی است که ممکن است برای افرادی که کار خانگی دارند رخ دهد. زنان حرفه‌ای که کودکانی در خانه دارند و کار خانگی انجام می‌دهند تماس فکری خود را با همسالان خود از دست می‌دهند.

     از موارد دیگری که کسب‌وکارهای خانگی ممکن است با آن روبه‌رو شوند، عدم رضایت همسایگان و یا ایجاد مشکل برای آنان است. بعضی از این نوع کارها مشکلاتی را برای ساکنان محل ممکن است فراهم آورد مانند ایجاد گردو غبار، دخالت‌های الکتریکی، صدا و مواردی دیگر که اگرچه شاید برای خود کسب‌وکارها منطقی باشد اما دیگران نمی‌توانند آنها را بپذیرند. مانند آموزش موسیقی در خانه. در بهترین استاندارد عملکرد به‌نظر می‌رسد باید هر دو جزء سطح و کیفیت مدنظر قرار گیرد. برای مثال، گردوغبار، دخالت الکترونیکی، حساسیت به نور، صدا، بو، دود یا ارتعاشات ناشی از یک شغل خانگی نباید بیش از سطح معمول در آن منطقه مسکونی باشد و نباید موجب اعتراض یا ضرر گردد (Beale, 2004).

     از سوی دیگر کسب‌وکارهای خانگی نباید به‌سمت استفاده از افراد خانواده و به‌ویژه کودکان سوق یابند به‌صورتی‌که حقوق آنها ضایع گردد و سبب عدم رضایت آنان شود (مهدوی مزینانی و مزینانی، 1390). این موضوع بسیار مهم است و باید به آن توجه بیشتری شود تا کار خانگی موجب اخلال در دیگر جوانب تربیتی و پرورشی کودک نگردد و همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، مثلاً افت‌تحصیلی فرزند نتیجه کار خانگی والدین نشود و در کنار تحصیل و دیگر کارهایش به‌عنوان آموزش مهارت برای وی باشد، تا در آینده او مفید واقع گردد.

آبستر، عزیزه. خانجانی، زینب. (1388). تحلیلی بر نقش ویژگی‌های جمعیت‌شناختی والدین در بروز اختلالات روانی کودکان. زن و مطالعات خانواده، سال اول، شماره سوم، بهار 1388، صص 23-9.
احمدی، نهال؛ باغبان، ایران و فاتحی‌زاده، مریم السادات. (1388). کسب‌وکار خانگی: راهی به‌سوی خود اشتغالی زنان و کارآفرینی در خانه. همایش نقش زنان در توسعه علوم، فرهنگ و تمدن اسلامی.
داوودی راد، ناصر. (17/12/1389). ضرورت شکل گیری نهاد متولی توسعه کسب‌وکارهای خانگی. روزنامه بازار کار، سه شنبه 17 اسفند 1389، سال یازدهم، شماره 595.
قلی پور، آرین. پیران نژاد، علی. بد، مهدیه. ناصر شریعتی، فرناز. (1387). تسهیم شغل: پاسخی به چالش‌های کاری زنان دانشور. مجله علمی- پژوهشی تحقیقات زنان، پاییز 1387، سال دوم، شماره سوم.
کمالی، افسانه. اسکندری، لاله. (1390). زنان و اعتماد: مطالعه اعتماد اجتماعی زنان تهران. مطالعات زنان، بهار 1390، سال 9، شماره 1، صص97-118.
گروسی، سعیده. آدینه زاد، راحله. (1389). بررسی رابطه عوامل اجتماعی با تعارض نقش‌های شغلی و خانوادگی در بین زنان شاغل شهر کرمان. علوم اجتماعی (ادبیات و علوم انسانی سابق) دانشگاه فردوسی مشهد، بهار و تابستان 1389، صص 139-121.
مهدوی مزینانی، زهرا. مزینانی، مجتبی. (1390). آسیب‌شناسی حقوقی کار کودکان و نوجوانان در کسب‌وکارهای خانوادگی. فصلنامه خانواده پژوهی، سال هفتم، شماره 26، تابستان 1390. صص 125-143.
وثوقی، نازیلا. اللهیاری، ایراندخت. ابوطالبی، قاسم. بخشی، فتانه. نوروزی، حسین و فتحی، سولماز. (1389). ارزیابی فاکتورهای تنش زا در آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اردبیل. مجله علمی‌ - پژوهشی دانشکده پرستاری و مامایی، سال دوازدهم- تابستان 89.
انجمن کارآفرینی دانشگاه پیام نور تنکابن. (1391). بررسی نقش کسب‌وکارهای خانگی در توسعه اشتغال و کارآفرینی زنان.
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. (1388). کسب‌وکار خانگی؛ تهدید یا فرصت؟ ماهنامه بازار بین‌الملل، سال اول، شماره چهارم، اسفند 88. ص56.
Beal, Henry B. R. (2004). Home-Based Business and Government Regulation. Microeconomic Applications, Inc. Washington, D. C. for SBA office of advocacy. under contract number SBA-HQ-02-M-0464.
Pratt, Joanne H. (1987). Legal Barriers To Home-Based Work. NCPA Policy Report No. 129. National Center for Policy Analysis 12655 N. Pratt, Joanne H. (1984). Home Teleworking: A Study of Its Pioneers. TECHNOLOGICAL FORECASTING AND SOCIAL CHANGE 25, 1-14.
Rosnafisah, Sulaiman. Site Salbiah, Mohamed Sheriff. Mohd Sharifuddin, Ahmad. (2009). The e-Business Potential for Home-Based Businesses in Malaysia: A Qualitative Study. International Journal of Cyber Society and Education- Pages 21-36, Vol. 2, No. 1.