طبقهبندی انواع مهارت
مهارتهای شناختی و مهارتهای حرکتی
مهارتها را میتوان به روشهای مختلفی طبقهبندی کرد. در دنیای امروز تغییرات فناوری باعث تحول در دنیای کار و اقتصاد شده است و همة افراد برای اینکه بتوانند خود را با الزامات مشاغل و اقتصاد مدرن تطبیق دهند به طیف گستردهای از مهارتها نیاز دارند (Sommerville, 2007). درگذشته مفهوم مهارت بسیار محدودتر بوده و تنها شامل هنر، صنعت، مهارتهای دستی و فنّی میشد. بهتدریج، اهمیت مفاهیم کیفیتهای ذهنی مورد تأیید قرار گرفت و در طبقهبندیهای جدیدتر، مهارتهای حرکتی و مهارتهای شناختی از هم تفکیک شدند. مهارتهای حرکتی برای رسیدن به یک هدف به حرکت داوطلبانة بدن نیاز دارند و مهارتهای شناختی شامل فعالیتهایی مانند حل مسئله، بهخاطر سپردن یا خواندن میشوند (Tomporowski, 2003). مهارتهای شناختی مهارتهای اصلی مغز برای تفکر، خواندن، یادگیری، بهیادآوردن، استدلال و توجه است. با استفاده از مهارتهای شناختی اطلاعات دریافت میشوند، در بانک دانش پردازش میشوند و در محیط آموزشی، محل کار و زندگی بهکار برده میشوند. همچنین به کارکردهای شناختی، تواناییهای شناختی یا ظرفیتهای شناختی نیز مهارتهای شناختی گفته میشود که مهارتهای مبتنیبر مغز هستند که برای دستیابی به دانش، دستکاری اطلاعات و استدلال موردنیاز هستند. آنها بیشتر بر سازوکارهای یادگیری، بهیادآوردن و حل مسئله توجه دارند تا ارتباط با دانش واقعی. مهارتهای شناختی حوزههای ادراک، توجه، حافظه، یادگیری، تصمیمگیری و تواناییهای زبان را دربر میگیرد(Kiely. 2014). اقتصاددانان و روانشناسان آموزشی، اصطلاح مهارت را بهعنوان سطح عملکرد فردی در راستای دقت و سرعت در انجام فعالیتهای خاص تعریف میکنند و مهارتها را در سه دستة مهارتهای شناختی، مهارتهای دستی و مهارتهای اجتماعی طبقهبندی میکنند (Encyclopedia, 2020). در تعاریف ارائهشده توسط چارچوب صلاحیتهای اروپا نیز، مهارتها در دو دستة کلی شناختی (شامل استفاده از منطق، شهود و تفکر خلاق) و عملی (شامل مهارت دستی و استفاده از روشها، مواد، ابزار) طبقهبندی میشوند (DISCO, 2020a).
مهارتهای سخت و مهارتهای نرم
در یک نوع طبقهبندی دیگر میتوان انواع مهارت را در دو دستة مهارتهای شناختی یا سخت و مهارتهای غیرشناختی یا نرم و طبقهبندی کرد (Clark, 2013). مرور ادبیات پژوهش نشاندهندة آن است که تا به امروز مهارتهای سخت بیشتر مورد تأکید قرارگرفتهاند، درحالیکه مهارتهای نرم نیز میتوانند تأثیر زیادی بر قابلیتهای اشتغال داشته باشند و متقاضیان مشاغل و کارکنان مشاغل تخصصی میتوانند با افزایش مهارتهای نرم، خود را از دیگر متقاضیان متمایز کنند. همچنین در مشاغل سنتی، کارکنان مشاغلی که به مهارتهای سخت نیاز دارند، معمولاً از سطح مهارتهای نرم پایینی برخوردارند. مهارتهای نرم، فرد را به یک عضو باارزش گروه تبدیل میکنند و میتوانند به اندازة مهارتهای سخت، نشانگر نحوة عملکرد شغلی افراد باشند (Doyle, 2019). صاحبنظران مختلف نظرات متفاوتی دربارة اهمیت مهارتهای سخت و نرم ارائه دادهاند تا جایی که برخی معتقدند مهارتهای سخت از اهمیت کمتری نسبت به مهارتهای نرم برخوردارند (Singh et al., 2013). ازطرفدیگر براساس نظرسنجیهای مختلف،
ازنظر کارفرمایان، مهارتهای نرم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است که متأسفانه دانشآموختگان و متقاضیان شغلی جدید از ضعفهایی در دارا بودن این دسته از مهارتها برخوردارند (در انگلستان) (Oxford reference, 2020).
مهارتهای نرم شامل ارتباطات مؤثر، خلاقیت، انعطافپذیری، آمادگی برای تغییر، رهبری، گروهسازی و غیره هستند. همچنین در سالهای اخیر ویژگیها و نگرشهای شخصی و تعریف بسیاری از موارد انسانی و انتزاعی انسانی نیز بهعنوان مهارت معرفی شدهاند (Laker & Powell, 2011). بانکهای مشاغل نمونههای مختلفی برای مهارتهای نرم ارائه دادهاند. برای مثال: مهارتهای ارتباطی و مهارتهای بینفردی، انعطافپذیری، مذاکره،
فن بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، مهارتهای حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق حرفهای، تفکر خلاق،
وجدان کاری، همکاری، شبکهسازی، تصمیمگیری، انگیزه، تفکر انتقادی و حل اختلافات، مهارتهای فناورانه، مهارتهای پژوهشی، مهارتهای مدیریت پروژه، نگرش مثبت، اعتمادبهنفس، انتقادپذیری، خلاقیت، مهارت ترغیب و متقاعدسازی، در دستة مهارتهای نرم قرار میگیرد. در دنیای امروز فرد برای عملکرد مناسب شغلی به مهارتهای هیبریدی، که ترکیبی از مهارتهای سخت و نرم است، نیازمند است (Doyle, 2019). با مرور پژوهشهای گذشته میتوان تعاریف ارائهشده در جدول (1) را برای این دو دسته مهارت
ارائه داد.
وزارت کار آمریکا طبقهبندی دقیقتری برای انواع مهارت ارائه کرده است و مهارتهای لازم برای شاغلان در
جهان نوین امروزی را در سه دسته: مهارتهای
فنّی یا سخت، مهارتهای انسانی یا نرم و
مهارتهای مفهومی طبقهبندی کرده است (Sommerville, 2007).
انواع دیگر طبقهبندی انواع مهارت
فرهنگ لغت دولت کانادا براساس مهارتهای موردنیاز بازار کار، مهارتها را در پنج دستة مهارتهای بنیادی، تحلیلی، فنّی، مدیریت منابع و بینفردی به شرح جدول (2) تقسیمبندی کرده است (Canada.ca, 2020). این تعاریف با تعاریف ارائهشده در بانک اطلاعات شغلی O*NET هماهنگ است.
براساس آخرین طبقهبندی ارائهشده در فرهنگ لغت اروپایی شایستگی و مهارت دیسکو، مهارتها به سه دستة کلی طبقهبندی میشوند:
1. مهارتهای فردی: ویژگیها، نگرشها و ظرفیتهای فردی مانند انگیزه، رهبری، ابتکار، انعطافپذیری، سازگاری و انطباقپذیری، قدرت بدنی، بینایی خوب و غیره است.
2. مهارتهای هستهای: مهارتهای عمومی، مهارتهای کلیدی و مهارتهای قابلانتقال موردنیاز برای موفقیت در بازار کار مانند ارتباطات، حل مسئله، کار گروهی، مهارتهای پایه فناوری اطلاعات و غیره است. مهارتهای پایه مانند سواد خواندن و نوشتن، محاسبات و ارتباطات شفاهی بخشهای مختلف مهارتهای هستهای هستند.
3. مهارتهای شغلی: کاربرد دانش تخصصی مربوط به یک شغل خاص یا یک گروه شغلی. برخی مهارتهای شغلی مانند مهارتهای فناوری اطلاعات در کلیة مشاغل قابلانتقال هستند (DISCO, 2020a).
![]() |


طبقهبندی چندزبانه اروپایی مهارتها، شایستگیها، صلاحیتها و مشاغل اسکو بهعنوان یک فرهنگ لغت برای انواع مهارت است و مشاغل حرفهای، مهارتها و مدارک تحصیلی مرتبط با بازار کار اتحادیة اروپا و آموزش و مهارتآموزی را توصیف، شناسایی و طبقهبندی
میکند (ESCO, 2020). در اسکو 2942 شغل و 13485 مهارت موردنیاز برای این مشاغل تعریفشده است. طبقهبندی مهارت اسکو نیز تا حدی زیادی مبتنیبر عناصر طبقهبندی موجود در بانک اطلاعات شغلی O*NET (که دپارتمان کار، اشتغال و آموزش ایالاتمتحده
ارائه داده است) و واژهنامة مهارت و دانش کانادا است. در طبقهبندی انواع مهارت در این فرهنگ لغت، هشت طبقة اصلی برای انواع مهارت به شرح جدول (3)
درنظر گرفته شده است.
مهارتهای عمومی و مهارتهای شغلی
در یک نوع طبقهبندی دیگر میتوان مهارتها را به مهارتهای عمومی (یا حوزة عمومی) و مهارتهای اختصاصی (یا مهارتهای حوزههای اختصاصی) یا مهارتهای شغلی خاص تقسیمبندی کرد. برای مثال، در حوزة کار و شغل، برخی مهارتهای عمومی شامل مدیریت زمان، کار گروهی و رهبری، مهارت خودانگیزشی و انگیزهبخشی به دیگران هستند، درحالیکه مهارتهای اختصاصی فقط برای یک کار ویژه و خاص کاربرد دارند (ETA, 2018). در مورد تمایز بین مهارتهای عمومی
(یا مهارتهای قابلانتقال یا کلیدی) با مهارتهای شغلی یا شغلی خاص بحثهای زیادی صورت گرفته است. بنابر یک
تعریف، مهارتهای شغلی فقط در یک بخش یا صنعت خاص بهکار میروند درحالیکه مهارتهای عمومی در تعدادی از مشاغل دارای ارزش و کاربرد هستند
(صالحی عمران، 1386). در سطح بینالمللی،
مهارتهای عمومی بهوسیلة اصطلاحات مختلفی شناخته میشود مانند مهارتهای هستهای، مهارتهای کلیدی،
مهارتهای اساسی و مهارتهای پایه. در برخی از کشورها، مهارتهای عمومی بهطور خاص مربوط به شغل هستند، درحالیکه در برخی کشورها تأکید بیشتری
بر عوامل اجتماعی مهارتهای عمومی شده است (Gibb, 2004). همچنین کارفرمایان معتقدند که
جهت ارتقاء انعطافپذیری مشاغل خود، لازم است منابع انسانی نیز از انعطافپذیری بالاتری برخوردار باشند و این انعطافپذیری بیشتر، با کسب مهارتهای عمومی قابلانتقال علاوهبر مهارتهای خاص شغلی بهدست میآید. باوجوداین، پژوهشها نشاندهندة آن است که در بعضی از شغلها نیز ممکن است برخی از مهارتهای عمومی بهعنوان مهارتهای خاص درنظر گرفته شوند (صالحی عمران، 1386). دراینراستا انواع مهارتها در فرهنگ لغت اروپایی شایستگی و مهارت دیسکو در جدول (4) ارائه شده است:
اصطلاحات مختلفی برای مهارتهای عمومی ازسوی کشورها و سازمانهای مختلف بهکار برده شده که خلاصهای

از آنها در جدول (5) ارائه شده است.

این دستهبندی میتواند مبنای آموزشهای علمی-کاربردی مدنظر قرار گیرد. بدینصورت که با استفاده از روشهای نیازسنجی مهارتی و با تکیهبر نظریة «فاصله مهارتها»، نیازهای کارفرمایان و بازار کار بررسی و تبیین شود (صالحی عمران، 1386) و مؤلفههای مهارتهای موردنیاز برای دانشآموختگان در دو دستة مهارتهای عمومی یا مهارتهای اشتغالپذیری و مهارتهای شغلی تعیین گردد. مؤلفههای مهارت بهعنوان مبنای برنامهریزی آموزشی، برای برنامهریزی درسی و تدوین استانداردهای شایستگی مورداستفاده قرار میگیرند و اقدامات لازم برای پیادهسازی مؤلفههای مهارتهای لازم در برنامههای آموزشی انجام میگیرد. مهارتهای ویژة شغلی در قالب واحدهای تخصصی تعریف و آموزش داده میشوند. تجربههای جهانی مؤید آن است که رویکردهای مختلفی برای پیادهسازی مهارتهای اشتغالپذیری یا مهارتهای عمومی در برنامههای آموزش علمی-کاربردی بهکاربرده میشود: ادغام مهارتهای عمومی در مهارتهای شغلی و فنّی یا ارائه واحدهای درسی مجزا در قالب یک نگاه افزودنی به برنامة درسی، برای آموزش مهارتهای عمومی (صالحی عمران و عینخواه، 1399) که میتوانند بهصورت مجزا یا همزمان نیز در برنامههای درسی علمی-کاربردی اجرا شوند.