پشتیبان: منظور خدمات حمایتی اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند که برای کمک به شاغلین خانگی در کل فرایند تولید و ارائه خدمات، اعم از آموزش تهیه و توزیع مواد اولیه، ابزار کار مشاوره، طراحی، نوآوری، بستهبندی، بازاریابی و فروش فعالیت میکنند.
امروزه کسبوکارهای خانگی از بخشهای حیاتی و ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشوند. کسبوکارهای خانگی در مقایسه با کسبوکارهای دیگر، بهدلیل تنوع در عرضه محصول و خدمات یا تنوع در زمان و مکان عرضه خدمات و محصول، طرفداران زیادی پیدا کرده است و بسیاری از دولتها سعی میکنند راهاندازی آن را در میان اقشار مختلف مردم بهویژه زنان رواج دهند. درحالیکه سالیان طولانی است، زنان ایرانی در شهرهای مختلف کشور از طریق فعالیتهایی مانند خیاطی، قالیبافی و صنایع دستی در خانه هزینههای زندگی خود را تأمین میکنند اما این روزها طرح مشاغل خانگی با پیشبینی امتیازات و حقوق قانونی، فرصتی برای ایفای بهتر نقش مادری فراهم میکند. کسبوکار خانگی از نظر ایجاد شغل، نوآوری در عرضه محصول یا خدمات، موجب تنوع و دگرگونی زیادی در اجتماع و اقتصاد هر کشوری میشوند. همچنین برای جوانان و زنان، کسبوکارهای خانگی نقطه شروع مناسبی برای راهاندازی کسبوکار شخصی است، زیرا راهاندازی آن در مقایسه با دیگر انواع کسبوکار، ساده و آسان است.
امروزه با پیشرفتهای زیادی که در زمینه علوم رایانه و دیگر وسایل ارتباطی به وجود آمده، محیط خانه محل مناسب و کاراتری برای کسبوکار شده است (ابراهیمی سالاری و سیدحسینی: 16). در ایران دلائل عمده و قویتری برای توسعه کسبوکار خانگی بهشرح ذیل وجود دارد که باید در کانون سیاستهای دولت قرار گیرد (جزنی، 1383: 10):
1. تحصیلات بالای نیروی کار بهویژه فارغالتحصیلان دانشگاهی جویای کار؛
2. نرخ بالای بیکار جوانان؛
3. نرخ بالای بیکاری زنان؛
4. نرخ بالای بیکاری روستاییان؛
5. ضرورت جلوگیری از به هدر رفتن سرمایه انسانی و استعدادهای خانمها در راستای کمک به افزایش چشمگیر تولید ناخالص داخلی؛
6. هزینههای بسیار سنگین اجاره یا خرید مرکز کسبوکار خصوصاً در کلانشهرها؛
7. توجه و علاقه خاص زنان ایرانی به مسائل تربیتی و فرهنگی فرزندان؛
8. علاقه ویژه زنان برای بروز خلاقیتهای خود در عرصه خدمت به جامعه از طریق انجام کسبوکارهای اقتصادی؛
9. علاقه کمرنگ مردان به کار کردن همسرانشان در فضای بیرون از منزل؛
10. علاقهمندی زنان به کسب استقلال مالی و اقتصادی؛
11. کاهش چشمگیر هزینههای تولید و سربار در فعالیتهای اقتصادی مرتبط با کسبوکارهای خانگی.
راههای پشتیبانی و حمایت از کسبوکارهای خانگی:
1. حمایت از طریق قانون:
در ذیل این عنوان تمامی انواع قوانین اصلی و بخشی قرار میگیرند. در صورتی که حمایتها از محل قانونی برخوردار شوند، فراگیرتر بوده و ضمانت اجرای بیشتری خواهند داشت. در ادامه نمونههایی از این دست قوانین پشتیبانی ذکر میگردند. براساس دستورالعمل اجرایی قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی ابلاغی به شماره 53231 مورخ 23/3/89 بهمنظور دستیابی به مقاصد زیر میباشد:
الف. شناسایی و توسعه ظرفیتهای کسبوکار خانگی در جهت توسعه فرصتهای شغلی؛
ب. ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی و اشتغال اعضاء خانوار؛
ج. کاهش هزینههای تولید و خدمات برای حضور فعال و مستمر در بازار رقابت؛
د. افزایش بهرهوری سرمایه و صرفهجویی در هزینههای جانبی اشتغال و افزایش درآمد خانواده؛
ه. ارتقاء مدیریت کسبوکار خانگی از طریق پیوند با بنگاههای بالادستی و تشکلهای خوشهای، اتحادیهها، تعاونیها و صنوف.
و تسهیل مقررات مربوط به کسبوکار خانگی. ماده یک اساسنامه تشکیل شرکت تعاونی تأمینکننده نیاز مشاغل خانگی: نوعی تعاونی متعارف یا سهامی عام است که براساس بند(3) ماده (2) قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی و بهمنظور:
بهرهگیری ازظرفیتهای کسبوکار خانگی در جهت توسعه فرصتهای شغلی؛
افزایش بهرهوری و صرفهجویی در هزینههای اشتغال؛
تأمین نهادههای مورد نیاز و توزیع و فروش محصولات آنها با تأمین حداکثر منافع اعضاء؛
تأمین منابع مالی مورد نیاز با نرخ مناسب؛
توانمندسازی اعضاء در زمینه فنی و حرفهای و مدیریتی متناسب با نیاز مشتریان؛
کمک به افزایش کیفیت محصولات و رفتار حرفهای اعضاء تشکیل میشود.
2. پشتیبانی از راه تأمین سرمایه اولیه:
تأمین مالی با وجوه درونی و بیرونی نیز امکانپذیر است. دو شیوه تأمین سرمایه را باید بررسی کرد: تأمین مالی از راه قرض و تأمین مالی از راه سرمایه، تأمین مالی از راه قرض طریقهای است که به روشهای دستیابی به سرمایه، همچون وام، مربوط است و پرداخت آن بهصورت غیرمستقیم به حجم فروش و سود فعالیت کارآفرینانه بستگی دارد.
تأمین مالی از راه سرمایه نیاز به وثیقه ندارد و برای سرمایهگذار نوعی موقعیت مالکیت بر کارآفرینانه به ارمغان میآورد. سرمایهگذار در سود فعالیت کارآفرینانه و نیز هرگونه حق استفاده از دارییهای آن بهطور متناسب مشارکت خواهد داشت (فیضبخش، 1389).
در پژوهشی که آقایان اسلامی و بیگدلو در سال 1384 انجام دادند، منابع تأمین مالی کارآفرینان را به چهار دسته تقسیم کردند، که عبارت است از:
1- منابع خصوصی تأمین مالی؛
2- تأمین مالی از طریق بدهی یا استقراض؛
3- تأمین مالی از طریق سرمایه؛
4- روش داخلی تأمین مالی.
از سوی دیگر، بدون تأمین مالی کافی کسب و کارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایهگذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسبوکارهاست. بااینحال بهدلیل نرخ بالای مرگومیر کسبوکارهای کوچک جدید، مؤسسات مالی تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایهگذاری در آنها ندارد. نبود سرمایه کافی، کسبوکار نوپا را با رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف مستعد شکست خواهد بود (ضمیمه نشریه بازار کار، 1391).
روشهای تأمین سرمایه جهت راهاندازی یک کسبوکار روش اول: آهسته و پیوسته، یعنی شروع از یک شرکت بسیار کوچک که معمولاً فقط در طراحی مهندسی و انجام کارهای پروژهای فعال است.
روش دوم: شروع به فعالیت تجاری، کسب درآمد و ایجاد سرمایه برای فعالیت صنعتی و تولیدی در همان رشته تجاری است.
روش سوم: جذب شریک و سرمایهگذار، این روش شاید نزدیکترین روش به الگوهای جهانی باشد یعنی سرمایهگذار در کنار مجری قرار بگیرد تا فعالیت صنعتی را پایهگذاری کرده و توسعه دهند.
منابع تأمین سرمایه:
سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام:
مطابق نتایج بررسیهای دیدهبان جهانی کارآفرینی(GEM)، اعضای نزدیک خانواده، دوستان و بستگان از بزرگترین منابع سرمایهگذاریهای غیررسمی برای راهاندازی کسبوکار هستند بهعنوان مثال براساس گزارش «تأمین مالی» سال 2006 GEM، کارآفرینان برای تأمین مالی ایجاد کسبوکار، از خویشاوندان نزدیک (9/15 درصد) بیش از بقیه آشنایانشان انتظار دارند. به همین دلیل در 9/48 درصد موارد، سرمایهگذاران غیررسمی کارآفرینان، خویشاوندان نزدیکشان بوده و 4/26 درصد نیز از دوستان یا نزدیکانشان میباشد ادوارد دی، 1386).
فرشتگان نجات کسبوکار:
شبکه فرشتگان کسبوکار سازمانی است که هدف آن تسهیل ارتباط کارآفرینان با فرشتگان (کمکرسانان) کسبوکار میباشد.
افرادی که سرمایه اولیه لازم جهت راهاندازی یک کسبوکار جدید را برای کارآفرینان در مقابل سهیم شدن در کسبوکار فراهم مینمایند. این افراد اغلب دارای دانش صنعتی و ارتباطاتی هستند که میتوانند در اختیار کارآفرینان قرار دهند.
فرشتگان کسبوکار اشخاصی هستند که بهطور غیررسمی و غیرشرکتی فعالیت میکنند. آنها علاقمند به سرمایهگذاری یا مشارکت با شرکتهای کوچک نوپایی هستند که در مرحله اولیه باشند.
فرشتگان نجات کسبوکار که معمولاً پیشقراولان سرمایهگذاران نامیده میشوند، کسانی هستند که متخصص رشتههایی با رشد خیلی بالا هستند و اغلب خودشان را مستقیماً درگیر با کار میکنند (صمد آقایی، 1383).
تهیهکنندگان و مشتریان:
گاهی اوقات کارآفرینان از طریق پیشفروش محصولات تولیدی خود یا خدمات، منابع مالی راهاندازی کسبوکار را تهیه مینمایند و یا با خرید امانی مواد اولیه مشکل سرمایه جاری فعالیت اقتصادی را برطرف میکنند.
مؤسسات وامدهنده:
مؤسسات وامدهنده مؤسساتی غیراز بانکها هستند که حاضرند در قبال پذیرفتن شرایط آسانتر به مشتریان خود وام دهند، مثل مؤسسات مالی اعتباری و... در کشورمان.
سرمایهگذاران مخاطرهپذیر:
اساساً سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، سرمایهای است که برای تأمین مالی یک شرکت نوپا بهکار میرود.
بانکهای تجاری
مؤسسات مالی و تخصصی:
برخی از مؤسسات در زمینه فعالیتهای تخصصی خود حاضر به اعطای وام به کارآفرینان هستند. مثل شرکت سرمایهگذاری پتروشیمی که فقط به طرحهایی که در زمینه پتروشیمی هستند وام اعطاء مینمایند. و یا سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران که بهصورت یک شرکت مادر تخصصی در بخش صنایع عمل میکند.
عرضه سهام:
فروش سهام یکی از راههای تأمین سرمایه است که مالک اصلی شرکت هیچ التزام قانونی جهت بازپرداخت وجه یا بهره به آن ندارد.
استفاده از وجوه حاصل از فروش سهام احتیاج به بازپرداخت مثل آنچه در وام گرفتن است، ندارد.
کمکهای دولتی:
گاهی اوقات کارآفرین از کمک مالی دولت برای توسعه و عملی کردن ایده نوآورانه خود استفاده میکند مانند:
- تکفا که برنامه کمکهایی است که ازسوی دولت به شرکتهای کوچک در زمینه IT طراحی گردیده است.
- مراکزی که بهعنوان مرکز رشد، مسئولیت حمایت از کارآفرینان را برعهده دارند.
(استقراض) و دیگر منابع دستهبندی شده بودند. در یک تقسیمبندی دیگر، کاردلو (1999) منابع مالی در دسترس کارآفرینان را به دو دسته تقسیم کرده است: منابع غیررسمی و منابع رسمی. در این مقاله با تلفیق تقسیمبندیهای فوق، منابع به چهار دسته تقسیم شده است. این چهار دسته عبارتاند از:
1- منابع خصوصی تأمین مالی؛
2- منابع تأمین مالی از طریق بدهی (استقراض)؛
3- منابع تأمین مالی از طریق سرمایه (حقوق صاحبان سهام)؛
4- منابع داخلی تأمین مالی.
3. حمایت از کسبوکارهای خانگی از راه ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان:
ارائه آموزشهای حوزه کسبوکارهای خانگی ضرورت دارد. مسئول ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تأکید بر لزوم آموزشهای مورد نیاز در حوزه کسبوکارهای خانگی اظهار داشته است: در این خصوص پیشنهاداتی در جهت پیشبرد اهداف آییننامه اجرایی در حوزه مشاغل خانگی ارائه شده است (سایت باشگاه خبرنگاران، سال 92).
فضای عمومی فرهنگی و فرهنگ عامه: یکی دیگر از بازیگران این صحنه است. محدویتها، ممنوعیت، تفکرات حاکم بر عرف و قوانین شرعی، هریک به نوبهخود بر این عامل مؤثرند و تأثیرات خود را بر فضای کسبوکارهای خانگی اعمال مینمایند. البته با اینکه نمیتوان گفت که بهدلیل ایجاد محدودیت از این جانب برای کسبوکارهای خانگی پس این عوامل به کلّی مردودند اما آنچه که از نتایج برخی پژوهشها به دست آمده است، حکایت از این دارند که این موانع یا بیش از حدّ مورد اشاره اعمال میگردند و یا اینکه به برخی از قشرها که میرسند به نهایت شدت عمل خود مبدّل میگردند. در این مورد عدم ممنوعیت اشتغال و فعالیت اقتصادی در شرع اسلام برای زنان را عنوان نمود که در عمل منجر به تصمیماتی در حد ممنوعیت میگردد (تاجیک، 1391: 91) و سایر موانع فرهنگی از قبیل برتری مردان در استعداد، جسم، روحیات و تفکرات (شربتیان، 1387: 90) و اختصاص صرف زنان در خانواده به نقش مادری و همسری (Maume & Sebastian, 2012, P. 2 ).
4. خدمات و زیرساختهای عمومی برای پشتیبانی از کسبوکارهای خانگی:
زیرساختها: در رشد فضای کسبوکارهای خانگی وجود زیرساختها یا تلاش برای ایجاد آنها نقش به سزایی ایفا مینمایند. این مجموعه را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم نمود. این دو بخش عبارتاند از: 1- زیرساختهای انتقال انرژی و 2- زیرساختهای اطلاعاتی و ارتباطی.
اساساً، آنچه که به فضا معنای لازم را میبخشد، خطوط ارتباطی هستند که پس از تشکیل، در سر راه خود به نقاط یا محلهای تلاقی میرسند و پس از آن گرهها، عبارت از: بنادر، شهرها و روستاها، تشکیل میشوند و به هرگونه خطوط انتقال انرژی و امکان رساندن آن به دست مصرفکننده، زیرساختهای انتقال انرژی، اطلاق میگردد. تا قبل از دوره مدرن، اطلاعات، جریان عمده خود را از طریق انتقال کالاها پی میگرفته اما با پدید آمدن دوره مدرن و در ادامه آن، انفجار اطلاعات، جابهجا شدن سریع، دقیق و در دسترس بودن آن از اهمیت بالایی برخوردار گردید. بنابراین نیاز به خطوط یا در واقع زیرساختهای مستقل ارتباطی و اطلاعاتی از ضرورتهای کار اقتصادی و ایجاد نوآوری در کسبوکار بهحساب میآید. جمعبندی بحث و گفتوگو در شاخصهایی است که میتواند در گزارش پژوهشهای منطقهای دریافت گردد، آن است که مجموعهای از شاخصها که اغلب مورد استفاده و در مقایسه بین منطقهای تحت اروپا معرفی و ارائه میگردد، یکی از این شاخصهای پراهمیت، زیرساختهای حملونقل، سیستم حملونقل، سیستم راه آهن است (Nermend, 2009, P. 29).
فنّاوری اطلاعات با ایجاد زیرساختهایی که سازمانها برای دادوستد و ادارة کارها در مقیاس جهانی به آن نیازمند هستند و همچنین با راهاندازی جریان به هم پیوسته دادهها در میان بخشهای مختلف سازمانها، کارآمد ساختن گردش کارها، ایجاد ارتباط الکترونیکی با مشتریان، عرضهکنندگان و سازمانهای دیگر موجب کاهش چشمگیر هزینهها، ظهور سازمانهای مجازی، افزایش کارآیی، افزایش قابل توجه سود، بهبود عملکرد زنجیره تأمین و درنهایت بهبود عملکرد کلی سازمان و ارتقای سطح خدمتدهی به مشتری میشود (آزادیخواه سلیمی، 1386، 161). فنّاوری اطلاعاتی قابلیتهایی برای انتقال بهروزتر اطلاعات با تقاضا و موجودیها در زنجیره تأمین مهیا میکند. گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث میشود که فرایند، مؤثرتر و کارآتر عمل کند. مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث تأثیرات فزایندهای در سرعت، کیفیت دقت و... میشود (حیدری قرهبلاغ، محبربانی و زند حسامی، 1388، 42). تصمیمگیری در توسعه اقتصادی منطقهای لزوماً چند وجهی و به ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و سیاسی مربوط است و اجرای طرحهای استراتژی توسعه اقتصادی منطقهای بهطور معمول درگیر رویارویی با برنامههای منطقهای در رابطه با ارائه زیرساخت و زمین به حمایت از فعالیتهای اقتصادی خواهد شد (Stimson & et al., 2006, P. 349).
5. پشتیبانی از کسبوکار خانگی از طریق زنجیرههای تأمین:
هر سازمانی اعم از شرکتهای بزرگ، شرکتهای دولتی، یا کسبوکارهای کوچک میخواهند، خواستههای مشتریان و سهامداران گوناگون را برآورده سازند. بنابراین نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمینکنندگانی از سازمانهای دیگر هستند (رحمانسرشت و افسر، 1387، 38). سازمانها به شیوههای مختلف به بازبینی و بازنگری استراتژیهای خود پرداخته و رمز بقا را در رضایتمندی هرچه بیشتر مشتریان خود یافتند. لذا شرایط رقابتپذیری، انعطافپذیری و تنوع محصولات مورد توجه سازمانهای تولیدی قرار گرفت. یکی از فلسفههایی که در این راستا مورد توجه قرار گرفت، فلسفه «مدیریت زنجیره تأمین» بودهاست. نیازها و علایق مشتری میتواند شامل کاهش قیمت، تحویل بهموقع، کیفیت مناسب و... باشد. مدیریت زنجیره تأمین نگرشی است که بر مبنای آن ارضای این نیازها نه فقط از طریق محصول نهایی که تحویل مشتری میگردد، بلکه توسط سایر تأمینکنندگان بالادستی نیز صورت میگیرد. به عبارت دیگر در این نگرش نه یک تأمینکننده بلکه تعدادی از تأمینکنندگان مدنظر قرار میگیرند. این توالی تأمینکنندگان در راستای ارضای نیاز یک مشتری، زنجیره تأمین نام دارد (رجبزاده، خدیور و کاظمی، 1386، 187).
یکی از قابلیتهایی که جهت دستیابی به رقابتپذیری زنجیره تأمین ضروری است، تسهیم اطلاعات است. تسهیم اطلاعات به توانایی شرکت جهت تسهیم دانش با شرکای زنجیره تأمین به شیوهای اثربخش و کارآ اشاره دارد (رحمانسرشت و افسر، 1387، 39). بنابراین SCM با هدف کاهش هزینههای تولید کل از طریق روانسازی جریان محصولات با پروسههای تولید و توسعه جریان اطلاعات بین شرکای تجاری، همچنین کاهش هزینههای موجودی بهوسیله هماهنگ کردن تولید و تقاضا، درنهایت درصدد ارتقای رضایت مشتری بهوسیله ارائه خدمات، ارسال سریع سفارش و انعطاف بیشتر در همکاری با توزیعکننده میباشد (حیدری قرهبلاغ، محبربانی و زند حسامی، 1388، 43).
در بازار جهانی امروز موفقیت یک شرکت بستگی زیادی به توانایی هماهنگی آن در شبکه پیچیدهای از ارتباطات تجاری در میان اعضای زنجیره تأمین خواهد داشت. در این فضای رقابتی شدید کلید مزیت رقابتی پایدار در ارائه خدمات با کیفیت بالا است که در نهایت به رضایت نهایی مشتری منجر خواهد شد. برای محققان، روابط بین کیفیت خدمات با عملکرد کسبوکار کاهش هزینهها، رضایت مشتری و سودآوری ثابت شده است (آذر و محمدلو، 1389، 24). زنجیره تأمین مشتمل بر تمام تلاشهای مربوط به تولید و تحویل محصول نهایی از تأمینکنندگان تا مشتریان میباشد. پنج فرایند اصلی زنجیره تأمین شامل برنامهریزی، منبعیابی، ساخت، تحویل و بازگشت، به شکل گستردهای این تلاشها را توصیف میکنند که شامل مدیریت تأمین و تقاضا، یافتن منابع مربوط به مواد خام و قطعات مربوطه، ساخت و مونتاژ، انبارداری و ردیابی موجودیها، دریافت سفارشات و مدیریت سفارشات، توزیع در تمام کانالهای مربوطه و تحویل به مشتری است (زند حسامی، رجبزاده و طلوعی، 1388، 132).
6. حمایت از کسبوکارهای خانگی از طریق خوشهای شدن آنها:
خوشه صنعتی به مجموعهای از واحدهای کسبوکار اطلاق میشود که در یک منطقه جغرافیایی و یک گرایش صنعتی متمرکز شده و با همکاری و تکمیل فعالیتهای یکدیگر، به تولید و عرضه تعدادی کالاها و خدمات میپردازند و از چالشها و فرصتهای مشترک برخوردارند (منصوری، 1386، 5).
یکی از مهمترین مسایل و مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط در کشور، محدودیتهایی است که به خاطر اندازه کوچک به آنها تحمیل میشود. از آنجایی که این بنگاهها با برنامهریزی صحیح میتوانند به یکی از عوامل اصلی توسعه اقتصادی کشور تبدیل شوند، لذا برنامهریزی برای توسعه و تقویت آنها از اهمیت بالایی برخوردار میشود. یکی از بهترین راهکارهای ارائه شده برای حل مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط، راهکار خوشهسازی و تجمیع آنها در قالب خوشه است (ناطق و محترمقلاتی، 1385، 28).
در واقع خوشههای صنعتی علاوهبر اینکه زمینهای برای ساماندهی واحدهای کوچک و متوسط در مراکز صنعتی میباشند، آثار و فواید متعددی را نیز در پی دارند. فوایدی مانند دستیابی به مزیت تولید انبوه، مزیتهای هدف، کارآیی گروهی، صرفههای حاصل از تجمیع (هممکانی)، صرفههای شهریشدن، صرفههای مقیاس و صرفههای تنوع ناشی از ارتباط متقابل صنایع، افزایش تولید واحدهای انفرادی پس از خوشهای شدن، افزایش قدرت رقابتی واحدهای کوچک و متوسط در بازار، تمرکز جغرافیایی واحدها و شکل دادن به مزیت رقابتی، اهمیت خوشههای صنعتی را در مراکز صنعتی نمایان میکنند (زیرک، 1388، 49).
عمدهترین سیاستهای قابل پیگیری جهت توسعه کسبوکار خانگی به قرار ذیل است (ابراهیمی سالاری و سیدحسینی: 23).
1- شناسایی و برطرف نمودن تمامی موانع قانونی موجود بر سر راه توسعه کسبوکارهای خانگی در مناطق شهری، روستایی و عشایری؛
2- اتخاذ سیاستهای تشویقی و حمایتی در امر ایجاد، حفظ و توسعه کسبوکارهای خانگی؛
3- توسعه توانمندیهای مهارتی و تکنولوژیک کسبوکارهای خانگی؛
4- بهکارگیری شیوههای نوین آموزشی و آموزش از راه دور بهمنظور ارتقا مهارتهای تخصصی شاغلین خانگی؛
5- تأمین اعتبارات خرد و تسهیلات مالی برای کسبوکارهای خانگی؛
6- اطلاعرسانی جامع و گسترده و تبلیغات در سطوح ملی و بینالمللی؛
7- اتخاذ راهبردهای استراتژیک در رابطه با توسعه صادرات محصولات خانگی؛
8- بسترسازی برای حضور مؤثر کارآفرینان مشاغل خانگی بهمنظور شرکت در نمایشگاههای کشورهای هدف با حق فروش؛
9- اتخاذ سیاستهای حمایتی مؤثر و کارآمد در امر بازاریابی خارجی و بازارشناسی در ارتباط با کالاهای خانگی؛
10- سوق دادن پساندازهای خرد مردمی بهسوی کسبوکارهای خانگی؛
11- اتخاذ سیاستهای راهبردی در کوتاه نمودن زمان بازگشت سرمایه در ارتباط با مشاغل خانگی؛
12- شناسایی طرحهای کسبوکار ویژه مشاغل خانگی؛
13- توسعه کسبوکارهای خانگی براساس مزیتهای منطقهای؛
14- سیاستهای ایجاد شبکه ارتباطی بین مشاغل خانگی با بنگاههای اقتصادی و تولیدی بزرگ، تعاونیهای تولید و خوشههای صنعتی.
پیشنهادهای سیاستی قابل ارائه در این زمینه عبارتاند از:
1- ایجاد ستاد راهبری توسعه کسبوکارها کوچک با هدف استفاده از توان همه وزارتخانههای اقتصادی و متشکل از نهادهای اجرایی با هدف تسهیل و رونق کسبوکار در کشور و گنجاندن طرح ساماندهی مشاغل خانگی؛
2- نظر به اهمیت و جایگاه مقدس نهاد خانواده در جامعه اسلامی و اینکه همه قوانین و مقررات باید در جهت پاسداری از قداست خانواده باشد، لزوم توجه شورای ساماندهی مشاغل خانگی به این موضوع در تدوین سیاستهای اجرایی مشاغل خانگی و سایر وظایف این شورا مورد تأکید قرار گیرد؛
3- اصل شناسنامهدار کردن و ساماندهی صنوف و شناسایی تهدیدها و فرصتهای این طرح: در اینکه محصولات و خدمات ارائه شده از سوی کسبوکارهای خانگی به بازار کالاها و خدمات کشور افزون میشود، تردیدی وجود ندارد، اما نظر به موجود نبودن آمار کافی و دقیق از این بخش نمیتوان در مورد ابعاد فعلی و آتی مشاغل خانگی از جنبه گستره بازار، میزان اشتغال و ارزشافزوده آن اظهار نظر قطعی کرد (مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1388).