دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی

Internationalization of family firms
نویسنده

ورود شرکت‌های خانوادگی به بازار بین‌المللی و ادامة فعالیت در آن بازار است.

 
  Text Box: سال	نویسنده/مجله	موضوع مقاله	یافته‌های مهم
1991	گالو و اسوین/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	این عوامل عموما سازمانی هستند: بی‌علاقگی در پذیرش عومل بیرونی، مشکلات استخدام مدیران با مسئولیت بین‌المللی، ترس از از دست دادن کنترل، سیستم‌های ضعیف کنترلی و اطلاعاتی
1993	اسوین و وینتون/FBR	مسائل راهبردی و مدیریتی	پیوستن کسب‌وکارها به هم در راستای بین‌المللی شدن منجر به موفقیت می‌شود
1996	گالو و پونت/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	عوامل بین‌المللی شدن کسب‌وکارهای خانوادگی عبارت‌اند از: محصول محوری برای مشتریان محلی، فقدان منابع مالی یا آمادگی اعضای خانواده برای بین‌المللی شدن، فشار تیم مدیریتی مبنی‌بر بین‌المللی شدن، عدم تمایل به ائتلاف و...
1999	اوکوروافو/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	کسب و کارها بایستی محیط بین‌المللی را مانیتور کنند و در نسل اول و دوم کسب‌وکار نباید اقدام به بین‌المللی شدن نمایند. نسل سوم بهترین زمان ممکن برای بین‌المللی شدن می‌باشد.
2000	دیویس و هاروستون/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	استفاده از اینترنت و تکنولوژی اطلاعات بر بین‌المللی شدن و رشد سازمانی تأثیر مثبت می‌گذارد.
2000	ینگ/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	تاثیر الگوگرایی، قوم پرستی، فردگرایی و جزگرایی در کسب‌وکارهای خانوادگی چینی درصورتی‌که شرکت در مقیاس منطقه‌ای یا جهانی فعالیت کند، کاهش می‌یابد.
2001	تسانگ/JSBM	فرآیند بین‌المللی شدن	موسس سهم زیادی در تاسیس فعالیت بین‌المللی دارد و می‌خواهد کنترلی کلی بر فعالیت‌ها داشته باشد. نقش شهود در تصمیم‌گیری بسیار مهم می‌باشد.
2002	تسانگ/JBV	فرآیند بین‌المللی شدن	در فرآیند سرمایه‌گذاری خارجی، کسب‌وکارهای خانوادگی نسبت به غیرخاوادگی، راه رسمی و ساختاریافته برای جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها دارند. شرکت‌های نیمه خانوادگی چیزی میان این دو فعالیت می‌کنند.
2002	چیلد و وونگ/IJGSB	فرآیند بین‌المللی شدن	کسب و کارهای خانوادگی به‌طور مرحله‌ای از فیزیکال به‌سمت روحی می‌روند.


     شرکت‌های خانوادگی در مسیر رشد خود با گزینه بین‌المللی شدن مواجه خواهند شد. ورود به بازارهای جدید با شرایطی کاملاً متفاوت با بازارهای داخلی، مخاطره تصمیمات مبنی‌بر بین‌المللی شدن را افزایش می‌دهد. مطالعات زیادی پیرامون بین‌المللی شدن کسب‌وکارها صورت گرفته است اما در شرکت‌های خانوادگی، عواملی مربوط به نهاد خانواده وجود دارند که تصمیم‌گیری پیرامون بین‌المللی شدن را نسبت به سایر شرکت‌ها، متفاوت می‌گردانند. به‌همین‌دلیل در سال‌های اخیر، مطالعات پیرامون این مسئله صورت گرفته است و درباره عوامل خانوادگی تأثیرگذار بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی مباحثی مطرح شده است. در این مقاله با بهره‌گیری از مطالعات و مرورهای صورت گرفته توسط کونتینن و اوجالا(2010)، کلاور و دیگران(2009) و گراوز و توماس(2006)، جمع‌بندی پیرامون این عوامل ارائه شده است.

     سال‌ها ادبیات تحقیق راهبرد و کسب‌وکار بین‌المللی بر بین‌المللی‌سازی کسب‌وکارهای بزرگ تمرکز داشته است(کوویلو و مونرو، 1995؛ دچیارا و مینگویزی، 2002؛ گانکما، اسنویت و ون دیجکن، 1997؛ لو و بیمیش، 2001؛ مک دوگال و اویات، 1996). اگرچه در دو دهه اخیر، تحقیق پیرامون بین‌المللی شدن کسب‌وکارهای کوچک و متوسط افزایش یافته است (کوویلو و مونرو، 1995؛ مانالوا، بوش، ادلمن و گرین، 2002).

 

     در واقع، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط از طریق بین‌المللی شدن، وارد بازارهای جهانی می‌شوند.

 
  Text Box: سال	نویسنده/مجله	موضوع مقاله	یافته‌های مهم
2003	زهرا/JBV	مسائل راهبردی و مدیریتی	مدیر-مالکان کسب‌وکارهای خانوادگی درآمد را از بازار قطعی خارجی نسبت به بازارهای چندگانه بین‌المللی، بهینه می‌کند.
2004	گراوز و توماس/IJGSB	مسائل راهبردی و مدیریتی	کسب و کارهای خانوادگی نسبت به غیر‌خانوادگی کمتر بین‌المللی شدنی است و همچنین کمتر علاقه مند هستند برای حضور در شبکه‌های کسب‌وکار. 
2005	کاسیاس و آکدو/IJGSB	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	انتظار مخاطره بالا، سطح بین‌المللی شدن را کاهش می‌دهد. سن بالا و اندازه بزرگتر، سطح بین‌المللی شدن را بالا می‌برد. 
2005	اردنر و شاپیرو/MOR	مسائل راهبردی و مدیریتی	اهمیت توجه به مزایای مالکیت، موقعیت و درونگرایی
شرکت‌های خانوادگی بین‌المللی چینی از سایر شرکت‌ها، فاصله دارند. 
2005	فرناندز و نیتو/FBR	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	گذر نسل‌های کسب‌وکار خانوادگی بر روند بین‌المللی شدن تأثیر مثبت می‌گذارد. کسب‌وکارهای خانوادگی نسبت به غیر‌خانوادگی کمتر علاقه مند به بین‌المللی شدن، هسنتد. 
2005	گئورگ و دیگران/JOM	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	مالکیت سرمایه‌گذاران مخاطره جو و نهادی، مقیاس بین‌المللی شدن را افزایش می‌دهد. این سرمایه‌گذاران نقش مهمی در بین‌المللی شدن بازی می‌کنند. همچنین تیم مدیریتی و هیات مدیره، دایره مخاطره را گسترش می‌دهند و موجب افزایش مقیاس بین‌المللی شدن می‌شوند. 
2005	منندز/IJGSB	عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	نسل‌های جدید تأثیر مثبتی بر بین‌المللی شدن کسب‌وکارهای خانوادگی دارند. 
2005	توماس و گراوز/JBE	مسائل راهبردی و مدیریتی	بدون آزادی مدیران کسب‌وکار برای فعالیت مستقل، منافع بین‌المللی شدن کاهش پیدا می‌کند. مالکان کسب‌وکارهای خانوادگی از منابع خارجی برای بین‌المللی شدن، قرض نمی‌گیرند. تصمیم بین‌المللی شدن در دوره‌های بلند مدت اتخاذ می‌گردد. 
2006	کریک و دیگران/JSBED	مسائل راهبردی و مدیریتی	کسب و کارهای کوچک و متوسط خانوادگی و غیرخانوادگی در گسترش منابع خود برای بین‌المللی شدن خیلی متفاوت عمل نمی‌کنند. 
2006	فرناندز و نیتو/JIBS	مسائل راهبردی و مدیریتی	کسب و کارهای خانوادگی در تهیه پورتفولیوی راهبردی مشکلاتی دارند و این موفقیت بین‌المللی را سخت می‌کند. مالکیت از طریق سهامداران یک شاخص مثبت برای بین‌المللی شدن می‌باشد. 
2006	گراوز و توماس/FBR	مسائل راهبردی و مدیریتی	ظرفیت‌های مدیریتی شرکت‌های خانوادگی، ایشان را نسبت به شرکت‌های غیرخانوادگی عقب نگاه می‌دارد. 
2007	باسلی/BJM	مسائل راهبردی و مدیریتی	شبکه‌ها تأثیر مثبت بر مقدار دانش بین‌المللی شدن میان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط خانوادگی می‌گذارد. 
2007	کلاور و دیگران/JGM	فرآیند بین‌المللی شدن	کسب و کارهای خانوادگی از مدل هایی که کمتر گرایش بین‌المللی شدن دارند، پیروی می‌کنند. بدون آنکه از صادرات آزمایشی و مخاطرات مشترک استفاده نمایند. 
2007	پینهو/IMR	مسائل راهبردی و مدیریتی	کسب و کارهای خانوادگی در مدل‌های عملیاتی با کسب‌وکارهای غیرخانوادگی، تفاوتی ندارند. آنها مدل‌های غیرمستقیم را به مدل‌های مستقیم ترجیح می‌دهند. 
2008	کلاور و دیگران/JSBED	مسائل راهبردی و مدیریتی	کسب و کارهای خانوادگی نسبت به غیرخانوادگی در بین‌المللی شدن، مخاطره بیشتری را متحمل می‌شوند. 
2008	گراوز و توماس/FBR	فرآیند بین‌المللی شدن و عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن FB	بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط خانوادگی برای بین‌المللی شدن از مدل آپسالا بهره می‌برند اما برخی از آنها به‌سرعت بین‌المللی می‌شوند و منجر به تولد مجدد کسب‌وکار در بستر بین‌المللی می‌شود که موفقیت را مشکل می‌نماید. سه ویژگی اساسی برای بین‌المللی شدن عبارتند از: سطح تعهد به بین‌المللی شدن، منابع مالی در دسترس، توانایی تعهد و استفاده از منابع مالی برای توسعه طرفیت‌های مورد نیاز. 
* مقالاتی که به مقایسه میان کسب‌وکارهای خانوادگی(FB) و کسب‌وکارهای غیرخانوادگی پرداخته‌اند

     به این‌گونه که محصولات و دانش خود را در مقیاس جهانی مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند. بین‌المللی شدن به‌عنوان «فرایندی که با افزایش آگاهی شرکت‌ها از تاثیرات مستقیم و غیر‌مستقیم گذار به بین‌المللی شدن در آینده، منجر به انتقال فعالیت شرکت‌ها به سایر کشورها می‌شود»، تعریف شده است (بیمیش، 1990، ص 77). اگرچه هرکدام از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به میزانی از راهبرد‌های بین‌المللی شدن مختلف بهره می‌برند (لیسانس دهی، گسترش فروش یا گسترش خطوط تولید) اما ایشان مترصد ورود به بازارهای خارجی با مخاطره حداقل و رسیدن به سرمایه مرود نیاز هستند (لئونیدو و کاتسیکیس، 1996).

     چارچوب‌های نظری متفاوتی برای انجام تحقیقات مورد استفاده قرار گرفته است نظیر: پارادایم گزینش (دانینگ، 1981) و اقتصاد هزینه‌گذار (ویلیامسون، 1975)، نظریه مدل مرحله‌ای (کاوسگیل، 1980؛ جانسون و ویدرشیمپول، 1975)، نظریه شبکه (چتی و هولم، 2000؛ کاویلو و مونرو، 1995) و نظریه مبتنی بر منابع (بارنی، 1991؛ ایزنهارت و مارتین، 2000).

     بررسی این نظریه‌ها در بین‌المللی شدن کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کارآفرینانه و شرکت‌های خانوادگی مورد توجه محققین قرار گرفته است. این درحالی‌است که این مسئله همچنان برای بسیاری از کارآفرینان و شرکت‌های خانوادگی ناشناخته باقی مانده است.

     امروزه با دسترسی به سطح وسیعی از اطلاعات در مورد ترجیحات مصرف کنندگان، روند گسترش بازارها که ناشی از پدیده جهانی شدن می‌باشد، در حال افزایش است. این اتفاق موجب افزایش میزان مشارکت و ادغام فرایندها به‌عنوان راهبرد ائتلاف شده است. بنابراین بسیاری از شرکت‌ها و صنایع در دهه‌های اخیر، گرایش به بین‌المللی شدن یافته‌اند تا به سطح وسیع‌تری از بازارها دسترسی یابند، امری که شرکت‌های خانوادگی نیز به‌عنوان ابزاری برای گسترش و رشد شرکت، از آن آگاه شده‌اند (اوکوروافو، 1999).

     بین‌المللی شدن می‌تواند رقابت‌پذیری شرکت‌های خانوادگی را در درازمدت ارتقا دهد و موجب کسب منافع برای این شرکت‌ها گردد. همچنین به شرکت اجازه دستیابی به بازارهای بیشتر، دسترسی به مقیاس اقتصادی بیشتر و مخاطره متنوع یا اجتناب از مضرات رقابت را خواهد داد (گالو و اسوین، 1991). اگرچه بین‌المللی شدن همواره با کسب مزایا همراه نخواهد بود. در حقیقت، برخی از شرکت‌ها چنین فکر می‌کنند که بهتر است ایده‌های مربوط به پذیرش پروژه‌های بین‌المللی را نادیده بگیرند و مخاطره از دست دادن ارزش‌های خانوادگی را با مراقبت‌های کنترلی بالای ناشی از بین‌المللی شدن، نپذیرند (اوکوروافو، 1999).

     مرور مطالعات انجام شده بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی نشان می‌دهد که محققین هم از دیدگاه نظری و برخی دیگر از مطالعات به بررسی تعهدات بین‌المللی پرداخته‌اند. همچنین برخی از مطالعات از روش‌شناسی کمی با داده‌های جمع‌آوری شده از این‌گونه شرکت‌ها پیرامون عواملی که موجب ورود به سطح وسیع‌تری از بازارها می‌شود، انجام شده‌اند. بنابراین به این موضوع از منظر روش‌شناسی، از نظر کیفی و کمی و همچنین حوزه‌های متنوع پیرامون کسب‌وکارها پرداخته شده است.

 

عوامل مؤثر بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی

کونتینن و اوجالا(2010) با مرور مقالات انجام شده حول بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی، جدولی مطابق زیــر ارائه می‌دهند که مباحث مطرح در مقالات مربوط به بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی را نشان می‌دهد.

 

عوامل خانوادگی مؤثر بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی

فرایند بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی، از عوامل قطعی و مشخصی تأثیر نمی‌پذیرد. بلکه علاوه‌بر دو دسته عوامل داخلی و خارجی شرکت، با این حقیقت که شروع این شرکت‌ها با یک کسب‌وکار خانوادگی بوده است، نیز مطرح خواهد بود. بنابراین برای بررسی پیشینه تحقیق فرایند بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی، بر بسیاری از مسائل مدیریتی و مالکیتی این شرکت‌ها که مربوط به نهاد خانواده می‌باشد، تمرکز می‌شود. یعنی با وجود عوامل تأثیرگذار بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی که در محیط خارجی وجود دارد، نظیر جهانی شدن و تبعات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... و یا عوامل سازمانی مختلف، عواملی وجود دارند که به‌طور مستقیم به نهاد خانواده مربوط می‌شوند. کلاور و دیگران(2009) به‌طور مشخص به این عوامل اشاره می‌نمایند. ایشان در مقاله خود نشان می‌دهند که سه دسته از عوامل مربوط به خانواده، بر بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی تأثیر می‌گذارند:

1. تمایل به تغییر

2. ویژگی‌های مدیریتی

3. ساختار مالی شرکت

1. تمایل به تغییر: گالو و لوستارینن(1991) بیان می‌کنند که بین‌المللی شدن، یک فرایند تغییر را از جنبه‌ها مختلف پدید می‌آورد؛ تغییر به‌سمت محصولات، عملیات و بازارهای جدید، تغییر در اطلاعات، برنامه ریزی، سیستم‌های کنترل، ساختار سازمانی و در نهایت در ویژگی‌های مدیریتی شرکت.

     میزان سطح مالکیت و کنترل بر شرکت بر انگیزه‌ها، هزینه‌های نظارت، رفتار راهبردی و حتی عملکرد مالی شرکت تأثیرمی‌گذارد (میلر و لی، 2006). مطابق تئوری شرکت، شدت تمرکز، هزینه‌های نظارت را کاهش می‌دهد زیرا مالکان شرکت‌های بزرگ دارای انگیزه و حتی مهارت برای نظارت بر مدایران شرکت هستند (جنسن و مکلینگ، 1976). شرکت‌های خانوادگی دارای مالکیتی متمرکز هستند و سرمایه شرکت در دست اعضای خانواده می‌باشد. معمولاً در چنین حالتی شرکت پایدار به‌نظر می‌رسد و همچنین مطابق نظرات اندرسون و پین(1975) شرکت نسبت به ساختارها، فرایندها و سنت‌ها متعهدتر می‌باشد. همه این موارد منجر به عدم پویایی موقعیت منابع در این شرکت‌ها می‌شود چیزیکه مانع بروز فعالیت‌های کارآفرینانه( زهرا، 2005) یا راهبرد‌های بین‌المللی شدن می‌شود(گالو و گارسیا پونت، 1996).

     به‌علاوه کنترل مستقیم خانواده بر شرکت، با وجود همه مزایایی که می‌تواند داشته باشد، ممکن است منجر به تبدیل این مسئله به هدف گردد (آلن و پانیان، 1982). در نتیجه امکان به‌وجود آمدن عدم تمایل به مخاطره پیش می‌آید و این مسئله موجب ایجاد بی میلی در رهبری شرکت در دست یافتن به بازارهای جدید و مزایای رقابتی نو خواهد شد. بنابراین شرکت خانوادگی تمایل زیادی برای حصول اطمینان در حفظ شرکت تحت نظارت خانواده دارد و به‌همین‌دلیل منافع زیادی را از دست خواهد داد.

     همه دلایل بالا چنین پیشنهاد می‌کند که سطح تعهد به بین‌المللی شدن، محدود به میزان پایین مخاطره‌پذیری در شرکت‌های خانوادگی می‌باشد. برای مثال بیزاری از مخاطره موجب توقف رشد شرکت در زمانیکه نیاز به کسب منابع خارجی می‌باشد، خواهد شد (پنرز، 1959؛ وال، 1998).

بنابراین همه این عوامل منجر به میزان تمایل یا عدم تمایل به تغییر در شرکت‌های خانوادگی خواهد شد که در صورت مخاطره‌پذیری اعضای خانواده، امکان بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی قوت خواهد گرفت.

2. ویژگی‌های مدیریتی: نظریه نظارت فرض می‌نماید که برخی از رهبران و مدیران اجرایی، اهداف بزرگی برای شغل خود، آرزو می‌کنند. ایشان به‌طورمعمول افرادی دارای خودخدمتی اقتصادی نیستند اما گاهی افراد نوع‌دوست برای منافع شرکت و سهام‌داران فعالیت می‌نمایند (دیویس، اسکرومن و دونالدسون، 1997؛ فوکس و همیلتون، 1994). این ویژگی‌ها خصوصاً در میان کسب‌وکارهای خانوادگی رایج می‌باشد، بگونه‌ای که رهبران که خود از اعضای خانواده هستند، دارای پیوندی عاطفی با اعضای خانواده می‌باشند (میلر و برتون، 2006).

     همچنین اگر یک شرکت خانوادگی خواهان دست یافتن به موفقیت باشد، باید از راهبرد‌های نوین بهره ببرد، نظیر: توسعه یک شرکت یا بخش جدید، بین‌المللی شدن و همچنین اعضای موفق به سایر اعضای خانواده کمک نمایند تا به مهارت‌های مورد نیاز که ایشان هنوز کسب نکرده اند، تسلط یابند. اگرچه کسانی که اقدام به راه‌اندازی کسب‌وکار می‌نمایند به‌طور معمول خودمختار، مذاکره‌کننده و ناتوان یا بی میل برای تسهیم قدرت هستند(بیرلی، 1986؛ دیلی و دولینگر، 1991؛ گرارتز، 1984؛ لوینسون، 1971)، وارثان شرکت به‌طور معمول مشتاق به معرفی تغییرات راهبردی، دسترسی به استقلال فردی و داشتن بخت برای ارتقای مهارت‌هایشان هستند. ایشان در پی فرصت‌هایی برای خلق ارزش و سفر به خارج از کشور می‌باشند. بنابراین حضور این افراد با این ویژگی‌ها در ساختار مدیریتی شرکت منجر به تسهیل فرایند بین‌المللی شدن خواهد شد.

     بعضی از اعضای خانواده می‌توانند به‌عنوان جایگاه مهم منابع ناملموس (به دیدگاه مبتنی بر منبع توجه شود، بارنی، 1991؛ پتراف، 1993) یا مزایای مالکیت (مبتنی بر پارادایم گزینش، دانینگ، 1981) مطرح باشند.

     فرستادن دیگر اعضای خانواده به خارج از کشور یا وجود اعضای خانواده که در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند، موجب افزایش تعهد نسبت به بین‌المللی شدن شرکت‌های خانوادگی می‌شود (گالو و اسوین، 1991؛ رید، 1981). اعضای خانواده کسانی هستند که می‌توانند فرصت‌ها و مخاطرات در بازارهای ناشناخته را به بهترین شکل، تشخیص دهند. بنابراین این دسته از اعضای خانواده مسئولیت توسعه فعالیت‌های شرکت در کشورهای دیگر که خود زندگی می‌کنند، می‌پذیرند(گالو و گارسیا پونت، 1996).

     همچنین شرکت خانوادگی باید از بقای خود از طریق انتخاب مدیران متخصص مطمئن شود. اگرچه دانش و مهارت مورد نیاز برای موفقیت در اجرای فرایند بین‌المللی شدن، ممکن است در اعضای خانواده وجود نداشته باشد زیرا آنگونه که وارد(1997) اشاره می‌نماید انگیزش وارثان کافی نیست؛ آنها باید مجموعه‌ای مهارت‌های خاص را دارا باشند. مدیران خارجی باید مجموعه‌ای از منابع که برای شرکت خانوادگی در مسیر بین‌المللی شدن ارزشمند هستند، فراهم نمایند. تجارب قبلی در مذاکره در زمینه‌های فرهنگی و دانشی متفاوت پیرامون بازارهای بین‌المللی به میزان مزایای مالکیت و منابع ناملموس برای بین‌المللی شدن شرکت مهم می‌باشند.

     اگرچه یک شرکت خانوادگی می‌تواند تخصص خود را با ارتقای اعضای خانواده به سطوح مدیریت، افزایش دهد اما این مسئله مربوط به فرایند تغییر می‌باشد و بنابراین به‌کارگیری یک یا دو متخصص که به کل فرایند بین‌المللی شدن تسلط داشته باشند، همواره نیاز می‌باشد.

     همچنین بین‌المللی شدن می‌تواند به رفع یکی از موانع مهم به‌کارگیری مدیران غیر‌خانوادگی کمک کند. به‌عبارتی انتظارات ساخته شده پیرامون ارتقای اعضای خانواده با توجه به لزوم به‌کارگیری مدیران متخصص در فرایند بین‌المللی شدن، تعدیل خواهد شد.

3. ساختار مالی شرکت خانوادگی: زمانی که یک شرکت تصمیم به شروع فرایند بین‌المللی شدن می‌گیرد، بایستی اقدام به تجزیه و تحلیل مالی و اقتصادی شرایط فعلی و موقعیت آتی خود نماید. این کار می‌تواند به انتخاب منابع که در برنامه‌ریزی سرمایه و مالی خواهد آمد، کمک نماید.

     یکی از ویژگی‌های عجیب شرکت‌های خانوادگی چالش در به‌کارگیری منطق اقتصادی در این‌گونه شرکت‌ها می‌باشد. در حقیقت، تصمیمات مالی گرفته شده توسط این شرکت‌ها به ویژگی‌های فردی و خصوصیات مالک مدیر بستگی دارد. چارچوب برای مطالعه رفتار مالی نشان می‌دهد که شرکت‌های خانوادگی به‌طور معمول مطابق با نظریه سلسله مراتب تشکیل می‌شوند(می‌یر، 1984؛ می‌یر و ماژلوف، 1984). این نظریه ساختار مالی را در دوره‌های سخت یا آسان برای دست یافتن به منابع، تحلیل نمی‌نماید اما با توجه به ترجیحات داخلی شرکت، اقدام به انتخاب منابع خواهد نمود. نهاد شرکت‌های خانوادگی بر به‌کارگیری منابع مالی داخلی و محدود کردن ظرفیت‌های بین‌المللی شدن و پذیرش بالای هزینه‌های فرصت از دست رفته، استوار می‌باشد. مطابق این نظریه، زمان انتخاب منابع که فعالیت‌های کسب‌وکار نیز در آن موقع خواهد بود، رفتارهای مالی مبتنی بر منابع خود شرکت، اولین گزینه خواهد بود. دومین گزینه به‌کارگیری منابع خارجی می‌باشد که خصوصاً توسط نهادهای مالی فراهم می‌شود. تأمین این دسته از منابع شامل دولت یا هر نهاد دیگری در کنار شرکت می‌باشد. این گزینه شامل به‌کارگیری منابع سرمایه خارجی با اجازه ورود به شرکت به سرمایه‌گذاران همراه می‌باشد( چیتندن، هال و هاتچینسون، 1996؛ گیبسون، 2002). این اتفاق با عدم تمایل مالک نسبت به ورود هر شرکت به‌عنوان مشارکت‌کننده همراه می‌باشد چراکه می‌تواند منجر مشارکت و مداخله در مدیریت توامان شود. مالک ا می‌دوار است که تمامی اطلاعات را تحت کنترل خانواده برای شرکت، حفظ نماید.

     در حقیقت، این نظریه بازتابی نسبت به سیاست برخی از شرکت‌های خانوادگی می‌باشد، زیرا امتناع از مخاطره و آرزوی حفظ کنترل شرکت در دستان خانواده مد نظر بسیاری از این شرکت‌ها می‌باشد (مک کوناگی و دیگران، 2001؛ میشارا و مک کوناگی، 1999).

     مشکل در دسترسی به بازارهای سرمایه ممکن است که موجب کاهش رشد کسب‌وکار، در هر دو بازار ملی و بین‌المللی گردد(باری، 1975، گالو و ویلاسکا، 1996، مورک و یونگ، 2003). این حقیقت که به‌کارگیری سیاست‌های سنتی مالی توسط این شرکت‌ها با بدهکاری کم و یک انحصارگری وابسته به اتکای مالی به‌خود، می‌تواند موجب کاهش بخت گسترش این شرکت‌ها گردد، قابل توجه می‌باشد (میشارا و مک کوناگی، 1999).

 

Allen، M. P., & Panian, S. K. (1982). Power, performance, and succession in the large corporation. Administrative Science Quarterly, 27(4),538-547.
Anderson, C. R.,& Paine, F. T. (1975). Managerial perceptions and strategic behavior. Academy of Management Journal, 18(4),811-823.
Barney, J. (1991). Firm resources and sustained competitive advantage. Journal of Management, 17(1),99–120.
Barry, B. (1975). The development of organization structure in the family firm. Journal of General Management، 3(1),42-60.
Beamish, P. W. (1990). The internationalisation process of smaller Ontario firms: A research agenda. In A. M. Rugman (Ed. ),Research in global strategic management: International business research for the twentyfirst century (pp. 77–92). Greenwich, CT: JAI Press.
Birley, S. (1986). Succession in the family firm. Journal of Small Business Management, 24(3),36-43.
Cavusgil, S. T. (1984). Organizational characteristics associated with export activity. Journal of Management Studies, 21, 3-22.
Chetty, S. K.,& Holm, D. B. (2000). Internationalisation of small to medium-sized manufacturing firms: A network approach. International Business Review, 9, 77–93.
Chittenden, F.,Hall, G.,& Hutchinson, P. (1996). Small firm growth, access to capital markets and financial structure: Review of issues and an empirical investigation. Small Business Economics, 8(1),59-67.
Claver, Rienda and Quer (2009), “Family Firms’ International Commitment The Influence of Family-Related Factors”, Family Business Review Volume 22 Number 2 June 2009 125-135.
Coviello, N. E., & Munro, H. J. (1995). Growing the entrepreneurial firm: Networking for international market development. European Journal of Marketing, 29(7), 49–61.
Coviello, N. E. & Munro, H. J. (1995). Growing the entrepreneurial firm: Networking for international market development. European Journal of Marketing, 29(7), 49–61.
Daily, C. M., & Dollinger, M. J. (1991). Family firms are different. Review of Business, 13(1/2), 3-5.
Davis, J., Schoorman, R., & Donaldson, L. (1997). Towards a stewardship theory of management. Academy of Management Review, 22, 20-47.
De Chiara, A., & Minguizzi, A. (2002). Success factors in SMEs’ internationalization processes: An Italian investigation. Journal of Small Business Management, 40(2), 144–153.
Dunning, J. H. (1981). International Production and the Multinational Enterprise. London: George Allen & Unwin.
Dunning, J. H. (1981). International production and the multinational enterprise. London: Allen & Unwin.
Eisenhardt, K. M., & Martin, J. A. (2000). Dynamic capabilities: What are they? Strategic Management Journal, 21(10–11), 1105–1121.
Fox, M., & Hamilton, R. (1994). Ownership and diversification: Agency theory or stewardship theory. Journal of Management Studies, 31, 69-81.
Gallo, M. A., & García Pont, C. (1996). Important factors in family business internationalization. Family Business Review, 9(1), 45-59.
Gallo, M. A., & Luostarinen, R. (1991). Internacionalización: Un cambio desafiante para las empresas familiares [Internationalization. A Challenging Change for Family Business]. In M. A. Gallo & V. Font. (1993), La Empresa Familiar 4. Barcelona, Spain: Publicaciones de la Cátedra de Empresa Familiar, Estudios y Ediciones IESE.
Gallo, M. A., & Sveen, J. (1991). Internationalizing the family business: Facilitating and restraining factors. Family Business Review, 4(2), 181-190.
Gallo, M. A., & Vilaseca, A. (1996). Finance in family business. Family Business Review, 9(4), 387-401.
Gankema, H. G. J., Snuit،H. R., & Van Dijken،K. A. (1997). The internationalisation process of small and medium sized enterprises: An evaluation of the stage theory. In R, Donckels & A. Miettinen (Eds. ), Entrepreneurship and SME research: On its way to the next millennium (pp. 185–197). Aldershot: Ashgate Publishing.
Geeraerts, G. (1984). The effect of ownership on the organization structure in small firms. Administrative Science Quarterly, 29(2), 232-237.
Gibson, B. (2002, January). A cluster analysis approach to financial structure in small firms in the United States. Paper presented at the annual national conference of the United States Association for Small Business and Entrepreneurship, Reno, Nevada.
Graves and Thomas(2006), “Internationalization of Australian Family Businesses: A Managerial Capabilities Perspective”, FAMILY BUSINESS REVIEW, vol. XIX, no. 3.
Jensen, M. C., & Meckling, W. H. (1976). Theory of the firm: Managerial behaviour, agency costs and ownership structure. Journal of Financial Economics, 3, 305-360.
Johanson, J., & Wiedersheim-Paul, P. (1975). The internationalization of the firm—Four Swedish cases. Journal of Management Studies, 12(3), 305–322.
Kontinen, T and Ojala, A(2010). The internationalization of family businesses: A review of extant research, Journal of Family Business Strategy 1 (2010) 97–107.
Leonidou, L., & Katsikeas, C. (1996). The export development process: An integrative review of empirical models. Journal of International Business Studies, 27(3), 517–551.
Levinson, H. (1971). Conflicts that plague family businesses. Harvard Business Review, 49(2), 90-98.
Lu, J. W., & Beamish, P. W. (2001). The internationalization and performance of SMEs. Strategic Management Journal, 22, 565–586.
Manolova, T. S., Brush, C. G., Edelman, L. F., & Greene, P. G. (2002). Internationalization of small firms: Personal factors revisited. International Small Business Journal, 20(1), 9–31.
McConaughy, D. L., Matthews, C. H., & Fialko, A. S. (2001). Founding family controlled firms: Performance, risk, and value. Journal of Small Business Management, 39(1), 31-49.
McDougall, P. P., & Oviatt, B. M. (1996). New venture internationalization, strategic change, and performance: A follow-up study. Journal of Business Venturing, 11(1), 23–40.
Miller, D., & Le Breton-Miller, I. (2006). Family governance and firm performance: Agency, stewardship, and capabilities. Family Business Review, 19(1), 73-87.
Miller, D., & Le Breton-Miller, I. (2006). Family governance and firm performance: Agency, stewardship, and capabilities. Family Business Review, 19(1), 73-87.
Mishra, C. S., & McConaughy, D. L. (1999). Founding family control and capital structure: The risk of loss of control and the aversion to debt.
Morck, R., & Yeung, B. (2003). Agency problems in large family business groups. Entrepreneurship Theory and Practice, 27(4), 367-382.
Myers, S. (1984). The capital structure puzzle. Journal of Finance, 39(3), 575-592.
Myers, S., & Majluf, N. (1984). Corporate financing and investment decisions when firms have information investors do not have it. Journal of Financial Economics, 13(2), 187-221.
Okoroafo, S. C. (1999). Internationalization of family businesses: Evidence from northwest Ohio, USA. Family Business Review, 12(2), 147-158.
Penrose, E. T. (1959). The theory of the growth of the firm. New York: John Wiley.
Peteraf, M. A. (1993). The cornerstones of competitive advantage: A resource-based view. Strategic Management Journal, 14, 179-191.
Reid, S. D. (1981). The decision-maker and export entry and expansion. Journal of International Business Studies, 12(2), 101-112.
Wall, R. A. (1998). An empirical investigation of the production function of the family firm. Journal of Small Business Management, 36(2), 24-32.
Ward, J. L. (1997). Growing the family business: Special challenges and best practices. Family Business Review, 10(4), 323-337.
Williamson, O. E. (1975). Markets and Hierarchies. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.