دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

بهینه‌سازی زمان در کسب‌وکار خانگی

Time optimization in home business
نویسنده

استفاده کارآمد از زمان به‌عنوان یک منبع مهم در کسب‌وکار است.

     با توجه به اینکه زمان منبع محدود و کمیاب اقتصادی است و چگونگی استفادة آن توسط صاحبان و کارکنان کسب‌وکار خانگی به جهت بهره‌وری آنان و در واقع برای موفقیت کسب‌وکار حائز اهمیت است. همچنین با توجه به اینکه راهبرد‌های مبتنی بر زمان، راهی در افزایش رقابت‌پذیری کسب‌وکارها می‌باشد (طالقانی و عسگری، 1389: 9)؛ کسب‌وکار خانگی با دارا بودن مزیت‌های بسیار در بکاربردن مدیریت زمان به‌عنوان ابزاری برای حل تعارضات کار- خانواده و نیز کسب موفقیت در رقابت‌پذیری، می‌تواند در استفاده از زمان به‌کار بردن راهبرد‌های مبتنی بر زمان و مدیرت مؤثر آن، به بهترین نتایج و پیامد‌ها به‌عبارتی به بهینگی در استفاده از زمان دست یابد. بهینه‌سازی زمان در کسب‌وکار خانگی عبارت است از استفادة کارا و مؤثر از زمان در دستیابی به بهره‌وری، رشد و رقابت‌پذیری.

     زمان از دیرباز معمای پیچیده‌ای بوده است و تعاریف و تفاسیر مختلفی دارد. تمام اتفاق‌هایی که در این جهان رخ می‌دهد با گذر زمان همراه است و با زمان مفهوم پیدا می‌کند. از یک سو دستیابی به معنای حقیقی زمان بسیار دشوار است و از سوی دیگر آنچه ما زمان می‌نامیم، چیزی نیست جز وقتی که در اختیار داریم.

از ویژگی‌های زمان می‌توان به موارد زیل شاره داشت:

ثروتی نامرئی: عامه مردم ثروت را پول، اتومیبیل، طلا و جواهر و... می‌دانند. چون این قبیل چیزها دیدنی و لمس کردنی است. اما در تجارت و بازار داشتن اعتبار بهتر از داشتن نقدینگی است. زمان برای آدمی‌ به معنای عمر، اعتبار برای کار، حضور در جهان، تلاش، موفقیت، استراحت و به‌طورکلی کسب لذت از زندگی است. زمان یک منبع حقیقی غیرقابل تکثیر، تولید و تبدیل است.

غیرقابل ذخیره بودن: یکی از دلایلی که نمی‌توان از وقت استفاده کرد، داشتن تصور اشتباهی از زمان است. به‌صورتی‌که هنگام مواجه با کمبود وقت برای جلوگیری از تکرار مجدد، تصمیم به صرفه‌جویی در زمان و تمرکز بر روی این مسئله صورت گرفته می‌شود. ولی زمان را نمی‌توان ذخیره کرد به‌صورتی‌که مازاد آن کنار گذاشته شود که اضافه‌اش برای استفاده بعدی پس انداز شود. صرفه‌جویی در زمان امکان دارد این ذهنیت اشتباه را تداعی کند که مشکل کمبود وقت نیست که با صرفه‌جویی در زمان حل شود.

تساوی: زمان تنها دارایی انسان‌هاست که تمام افراد هر کجای دنیا به هر سن، جنس، شغل و در آمد به تساوی از آن برخوردار می‌باشند. اما عده‌ای از مهارت‌هایی برخوردارند که از این زمان مساوی بیشتر استفاده کرده و به نسبت استفاده بیشترشان از وقت، در پیشرفت و نیل به خواسته‌ها نسبت به دیگران پیشگام می‌باشند. برای کسب موفقیت باید بهره‌وری زمانی را افزایش داد. چرا که تنها تعداد ساعات کار مهم نیست. مسلم است افرادی که می‌توانند از زمان مساوی خود بهتر استفاده کنند که بهره‌وری یا بازده چند برابر داشته باشند، در عرض چند سال به خواسته‌های خود دست یابند و از مابقی عمر خود لذت برند.

ارزش دلخواه: عقاید افراد در مورد ارزش وقت متفاوت است عده‌ای آن را طلا می‌دانند گروهی با ارزش‌تر از طلا و جمعی هم ارزشی برای آن قائل نیستند. ارزش زمان به مقدار ارزش کاری که در زمان معینی انجام می‌شود، بستگی دارد؛ یعنی هرچه کار مهم‌تری در زمان کم‌تری انجام شود ارزش زمان یا ارزش عمر افزایش می‌یابد. چون انتخاب نوع کار و اهمیت آن و همچنین سرعت انجام کار به میل فرد بستگی دارد، ارزش زمان دلخواه فرد است.

عدالت: عدالت به معنای تساوی نیست، هرچند که در مورد طول زمان همه به تساوی از آن برخوردار هستند. عدالت در اینجا به معنای لیاقت در استفاده است و زمآن‌هم نتیجه استفاده از آن برای همه یکسان نیست و هر کسی به‌اندازه لیاقتش از زمان سود می‌برد (شهرکی، 1383، 37-38).

 

بهینه سازی

آرزوی انسان برای رسیدن به کمال مبین بهینه‌سازی است. انسان می‌خواهد بهترین را تجسم و توصیف کرده و به آن دست یابد (بیت‌لر و دیگران، 1979). اما از آنجایی‌که می‌داند نمی‌تواند تمام شرایط حاکم بر بهترین را به‌خوبی شناسایی و تعریف نماید در بیشتر موارد به‌جای جواب بهترین یا بهینه مطلق، به یک جواب رضایت‌بخش (وارنر، 1996) بسنده می‌کند. هم‌چنین انسان در قضاوت عملکرد دیگران، معیار بهترین را در نظر نمی‌گیرد بلکه آنان را به‌صورت نسبی مورد ارزیابی قرار می‌دهد (گلدبرگ، 1989).

     بیت لر و دیگران(1979) بهینه‌سازی را چنین شرح می‌دهند: فعل «بهینه‌ساختن» که کلمه قوی‌تری نسبت به «بهبود» می‌باشد عبارت‌است از: دستیابی به «بهینه». «بهینه‌سازی» اشاره به عمل بهینه ساختن دارد. بنابراین تئوری بهینه‌سازی شامل مطالعات کمی ‌بهینه‌ها و روش یافتن آنهاست. هم‌چنین «بهینه» به‌عنوان یک واژه فنی دلالت بر اندازه‌گیری کمی‌و تحلیل ریاضی دارد درحالی‌که بهترین دارای دقت کمتر بوده و بیشتر برای امور روزمره استفاده می‌شود.

     بنابراین «بهینه‌سازی» هنر یافتن بهترین جواب در بین وضعیت‌های موجود است. بهینه‌سازی در طراحی و نگه‌داری بسیاری از سیستم‌های مهندسی، اقتصادی و حتی اجتماعی به‌منظور مینیمم‌کردن هزینه لازم و یا ماکزیمم‌کردن سود کاربرد داد. به‌دلیل کاربرد وسیع بهینه‌سازی در علوم متفاوت، این مبحث رشد بسیاری کرده است، به‌طوری‌که در ریاضیات، مدیریت، صنایع و بسیاری از شاخه‌های علوم مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد.

     همان‌طورکه بیان شد، زمان با ارزش‌ترین منبعی است که در اختیار انسان‌ها قرار دارد. چراکه تمامی‌منابع دیگر به‌شرط وجود زمان ارزش می‌یابند. استفاده از این منبع ارزشمند نیازمند به‌کارگیری فنون خاصی است که استفاده از این منبع با بهترین نتایج توأم باشد. به‌عبارتی بهینه‌سازی را به همراه داشته باشد. یافتن راهی که استفاده از این منبع بهترین پیامدها را به همراه داشته باشد. یکی از بهترین راه‌های استفاده از زمان محدود به‌کارگیری دائمی‌و هوشیارانه «مدیریت زمان» است (روحی عزیزی، 1384، 71).

     جواهری (1379) به نقل از کریتز در کتاب «مدیریت: فرایندی برای حل مسئله» مدیریت را چنین تعریف کرده است: «مدیریت عبارت است از فرایندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدف‌های سازمانی به‌نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر». مدیریت عبارت‌است از دستیابی به هدف‌های کسب‌وکار از طریق هدایت و رهبری. بنابراین هر کسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یک مدیر است. جواهری(1379) در جای دیگر مدیریت را تأمین حداکثر نتایج با حداقل مساعی به‌نحوی که حداکثر رفاه و رضایت خاطر را برای کارفرمایان و کارکنان فراهم کند و بهترین خدمات و یا مرغوب‌ترین کالاها را به مشتریان و یا عامه مردم ارائه دهد، تعریف کرده است.

     رحمانی(1377) بر این باور است که در میان منابع و امکاناتی که افراد و مدیران در اختیار دارند با اهمیت‌ترین، با ارزش‌ترین، کمیاب‌ترین آنها زمان در دسترس است، تنها منبعی که قابل جایگزین کردن و بازیابی نیست. جواهری(1379) طبق فرهنگ آکسفورد «زمان» را به‌عنوان «تمام روزهای گذشته، حال و آینده: و طبق فرهنگ وبستر زمان را «کل دوران هستی جهان شناخته شده یا انسانیت» تعریف می‌کند.

     پارکینسون(1376)، معتقد است با توجه به اینکه مهم‌ترین و گرانبهاترین دارایی یک سازمان، کارکنان آن هستند و گرانبهاترین دارایی یک انسان نیز زمان بسیار کوتاهی است که در طول زندگی در اختیار دارد. بنابراین، زمان جز نادرترین منابعی است که چنانچه به‌درستی مورد استفاده قرار گیرد، تغییرات و تحولات به‌موقع را در تمام ارکان کسب‌وکار به‌وجود می‌آورد.

     بنابه تعاریف جواهری(1379) بهره‌وری ترکیبی است دقیق و استفاده‌ای است بهینه از نیروی انسانی و منابع مادی موجود. همین‌طور بهره‌وری عبارت است از: استفاده مطلوب، مؤثر و بهینه از مجموعه امکانات، ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها، سرمایه‌ها، نیروها، منابع و فرصت ها. بنابراین شاید بتوان گفت با توجه به این که زمان تنها عاملی است که قابل جایگزینی نیست، بهره‌وری و استفاده مؤثر و بهینه از آن؛ ارزش حاصل از سرمایه عمر، فکر، اندیشه، توانایی‌ها و استعدادها در یک واحد زمان و استفاده مطلوب از همه لحظات است. یکی از مبانی اصلی مدیریت، مهارت در به‌کارگیری«وقت» است. نکته حائز اهمیت این است که بهبود در بهره‌وری با معجزه اتفاق نمی‌افتد بلکه باید برای آن برنامه‌ریزی کرد. اگر از زمان استفاده صحیح و منطقی شود
-که در فرمول بهره‌وری منبع اصلی را در بخش بازخورد تشکیل می‌دهد- می‌توان بهره‌وری لازم را در حیطه فعالیت‌های خود به دست آورد (کرمی، 1388: 2-3).

     به گفتة رضاییان(1372) عده‌ای از صاحب‌نظران، اعلام کرده‌اند که بهره‌وری صرفاً تابع ویژگی‌های فردی نیست بلکه به سازمان و محیط هم وابسته است. ممکن است افراد دارای انگیزه شدید باشند و تمامی‌ مهارت‌های لازم برای انجام کار را دارا باشند ولی مؤثر بودن آنها وابسته به حمایت و هدایت از طرف کسب‌وکار است.

     جواهری(1379) عوامل مؤثر در بهره‌وری را این‌گونه ذکر کرده است: نظم و انضباط در کارها، برنامه ریزی و زمان‌بندی امور، قدرشناسی نسبت به زمان و استفاده از فرصت‌ها، ایجاد انگیزه و روحیه مسئولیت پذیری، عشق به خدمت و کار، آموزش نیروی انسانی، رشد علوم و فنون، ارزیابی و اصلاح نقاط ضعف و تبدیل آنها به نقاط قوت. وی معتقد است هوای نفس، تمایل به خوشحال کردن دیگران، ترس از آزردن دیگران، ترس از برخوردهای جدید، عدم اطمینان و عدم احساس امنیت، غرور نسبت به توانایی‌های خود، حسد نسبت به برتری جویی‌های دیگران و... از خصوصیات کم و بیش نامتعارف انسان‌هاست و به لحاظ همین خصوصیات است که دشوار بتوان با وجود این همه محرک‌های روانی و درونی از وقت به‌طور مؤثر و عاقلانه بهره گرفت.

     پارکینسون(1376) می‌گوید دراکر روی این نکته تأکید می‌کند که یک مدیر باید بیاموزد که در وقت خود صرفه‌جویی کند و برای آن برنامه داشته باشد، در غیر این‌صورت در کار غرق می‌شود بی آنکه نتیجه‌ای به دست آورد.

     از دیدگاه خاکی(1379) مدیریت زمان دارای دو بعد است:

بعد نگرشی(فرهنگی): در این بعد فرد ابتدا با تأکید بر هدف‌ها و الگوها و تعامل بر فاصله با آنها به حساس‌سازی ذهن خود می‌پردازد و سپس با ورود در فرایند «خود انتقادی تکاملی» با یک ذهن هوشیار با پدیده‌ها روبه‌رو می‌شود و سعی می‌کند بر پایة اصول حاکم بر زندگی شخصی و کار خود، زمان را به امور گوناگون به‌نحو بهینه تخصیص دهد و با به‌کارگیری اصول اقتصاد زمان بهره‌وری خویش را افزایش دهد.

بعد فنی و کاربردی: اگر بپذیریم که زمان به‌عنوان اصلی‌ترین سرمایه بشری نیازمند به مدیریت و اداره کردن در راستای تحقق اهداف است، باید در جست‌وجوی روش‌ها و فنونی برآمد که با استفاده و به‌کارگیری آنها امکان مدیریت بهتر زمان فراهم آید. نیاز به فراگیری مدیریت زمان بر پایة این فرض استوار است که به هر چیز گران بها و با ارزشی، راه زنانی چشم دوخته‌اند تا آن را به شکل‌های گوناگون از چنگ صاحب آن بربایند. بنابراین مدیریت زمان به سه بخش اساسی تقسیم می‌شود:

حساس‌سازی نسبت به یک سرمایه عادی شده به نام زمان.

شناسایی آفات راه زنان، دام‌های زمان و دلایل اتلاف وقت.

ارائه راه‌حل‌هایی برای جلوگیری از اتلاف وقت.

     فنّاوری‌های نو، محیطی را فراهم آورده‌اند که تقریباً در مدت زمان کم می‌توان به اطلاعات بسیاری دسترسی پیدا کرد و کارهای بسیاری را سریع‌تر و آسان‌تر انجام داد، اما تمایل به سریع‌تر انجام دادن کارها و کار بیشتر انجام دادن روز به روز افزایش می‌یابد. این رویکرد که همواره با بشر همراه بوده است این احساس را برای وی به‌وجود آورده است که از زمان عقب می‌ماند و نمی‌تواند از آن به‌صورت مؤثر بهره گیرد (امیدوار، 1390: 9). از‌این‌رو می‌توان گفت استفاده مؤثر از زمان وابسته به مدیریت صحیح بر آن می‌باشد. البته منظور از مدیریت زمان متوقف کردن زمان و تحت کنترل در آوردن آن نیست (بیگی و اعما بصیر، 1390: 3).

     می‌توان مدیریت زمان را این‌گونه تعبیر نمود: مجموعه‌ای از روش‌ها، راهکارها و مهارت‌ها برای استفادة کاراتر و مؤثرتر از زمان. عوامل تنش زای زمانی، اغلب بزرگترین منابع اضطراب مدیران هستند. مدیریت مؤثر زمان، می‌تواند مدیران را برای اعمال کنترل بر زمان و سامان دادن به محیط مغشوش و به هم ریختة خود، توانمند سازد (جعفری مقدم، 1388: 415).

 

مدیریت زمان و کسب وکار

محیط کسب‌وکار امروز را می‌توان با رقابت شدید و سخت آن توصیف کرد. در هر ثانیه از روز اختراعات جدیدی صورت می‌پذیرد و روش‌های سنتی، طول عمر کوتاه‌تری پیدا می‌کنند. خبر تازه امروز، یک خبر قدیمی‌در فردا محسوب می‌شود و کسانی که با تغییرات پیش نروند عقب خواهند ماند. بزرگ‌ترین مانع موفقیت در این بازار، «زمان» است. روش استفاده از زمان تعیین‌کننده موفقیت صاحبان کسب‌وکار است. با‌این‌حال، فلسفه مدیریت زمان از فردی به فرد دیگر و از کسب‌وکاری به کسب‌وکار دیگر متفاوت است و مدیریت زمان برای افراد باید به‌گونه‌ای باشد که با کار ایشان مطابقت داشته باشد.

     موفقیت یا شکست کسب‌وکار در گرو توانایی آن در تعریف یک راهبرد اثربخش برای کسب مزیت رقابتی پایدار جهت خلق ارزش بلند مدت است. برای کسب قابلیت رقابت پذیری، مدیران باید با اتخاذ تصمیمات مناسب در حوزه‌های تولید و عملیات، اهداف عملکردی کسب‌وکار از جمله سرعت و انعطاف را تأمین کنند. کسب‌وکارهایی که قبلا از طریق کاهش هزینه، تمایز، صرفه‌جویی به مقیاس و کیفیت رقابت می‌کردند، اکنون به دنبال کسب مزیت رقابتی به واسطه راهبرد‌های مبتنی بر زمان هستند.

     تلاش برای رسیدن به‌سرعت مناسب در عملیات، از تازه‌ترین اقدامات انجام شده برای کسب مزیت رقابتی است. در در دهه گذشته، دامنه وسیعی از فلسفه‌های راهبردی و عملیاتی ایجاد شده‌اند تا کسب‌وکارهای امروز را متناسب با فضای بازار جهانی با رقابت بسیار شدید، منعطف سازند. این فلسفه‌ها، شامل رقابت مبتنی بر زمان، مدیریت کیفیت جامع، برون سپاری منابع، باز مهندسی کسب‌وکار و مدیریت تغییر می‌باشند. این اصول و فلسفه‌ها و ابزارهای مرتبط با آنها، شکل دهنده راهبرد‌های عملیاتی و کسب‌وکار برای رهبری کسب‌وکار در بخش‌های تولیدی و خدماتی در اقتصاد جهانی هستند(طالقانی و عسگری، 1389: 10).

     از اوایل دهه 1990، مفهوم رقابت مبتنی بر زمان که توسط «هوت» و «استاک» مطرح شد، به یکی از اثربخش‌ترین راهبرد‌ها برای کسب مزیت رقابتی منحصر به فرد مبدل شده است. به‌دلیل رقابت شدید، مزیت‌های رقابتی به ندرت دوام می‌آورند، پس رویکردها در طول زمان متکامل می‌شوند. در چند سال اخیر کسب‌وکارها راهبرد خود را از کیفیت محوری از طریق تمرکز بر راهبرد‌های مشتری مداری به راهبرد‌های مبتنی بر زمان تکامل بخشیده‌اند.

     اتخاذ یک راهبرد مبتنی بر زمان می‌تواند برای سنجش قابلیت ارزش افزوده کسب‌وکار و شناسایی محدودیت‌ها و موانع کاربرد داشته باشد. راهبرد مبتنی بر زمان، تمرکز کسب‌وکار را بر مسائل مهم و مرتبط سوق می‌دهد نه اینکه به مسائل خارجی و نامربوط توجه کند. چنین راهبرد می‌تواند مزیت رقابتی واقعی خلق کند.

     در کنار تأثیرات مدیریت زمان بر کسب‌وکار و رقابت میان آنها، اندیشمندان نشان داده‌اند که مدیریت زمان بر بهبود و بهره‌وری زندگی کاری و شخصی افراد نیز تأثیر گذار است.

     کار و خانواده دو سیستم اساسی زندگی هر فرد هستند که هر یک جنبه‌ای منحصر به فرد از رفتار انسانی را شکل می‌دهند و هر فرد باید میان آنچه که هر کدام از این دو جنبة زندگی از او طلب می‌کنند تعادل برقرار سازد. آدامز و همکاران(1996) بیان می‌کنند تعارض کار- خانواده وقتی اتافق می‌افتد که خواسته‌های یکی از این دو حیطه (مثلاً کار) با تقاضاهای حیطة دیگر (مثلاً خانواده) ناسازگار باشد که این تعارض می‌تواند هم بر کیفیت زندگی خانوادگی و هم بر کیفیت زندگی کاری تأثیر بگذارد.

     محققان انواع متفاوتی از تعارض را با توجه به رفتار، زمان و مقدار تنش ایجاد شده توصیف کرده اند (کارلسون، 1999: 238؛ کورابیک، و همکاران، 2003: 291).

تعارض زمان محور به طول مدت زمانی که فرد باید به وظایف مربوط به شغلش بپردازد مرتبط است.

تعارض تنش محور زمانی ایجاد می‌شود که فشار روانی انجام یکی از نقش‌ها با توانایی فرد برای انجام مؤثر وظایف مربوط به نقش دیگر فرد تداخل پیدا می‌کند.

تعارض رفتار محور به نیازمندی‌های رفتاری هر نقش که برای نقش دیگر ناسازگار تلقی می‌شود، اشاره دارد.

     در گذشته این باور وجود داشت که هرکدام از حیطه‌های کار و خانواده براساس قوانین مخصوص به‌خود عمل می‌کنند و باید به‌طور جداگانه مطالعه گردند. این استدلال امروزه با عقیده‌ای که رابطة بین کار و خانواده را پویا و متقابل می‌داند جایگزین شده است؛ بدین معنا که نه تنها عامل‌های محیط کاری بر زندگی خانوادگی تأثیر دارند بلکه مسائل خانوادگی هم تأثیری قوی بر زندگی کاری می‌گذارند (عریضی سامانی و همکاران، 1390: 153). براین‌مبنا تعارض کار- خانواده از دو منبع می‌تواند ناشی شود؛ تداخل مسائل کار با خانواده؛ زمانی روی می‌دهد که وظایف شغلی مانع انجام وظایف خانوادگی می‌گردد.

تداخل مسائل خانوادگی با کار؛ زمانی روی می‌دهد که نقش فرد در خانواده از انجام مؤثر وظایف کاری وی جلوگیری می‌کند (بویار و همکاران، 2008: 219).

     تعارض پایدار بین دو حیطة کار و خانواده با مواردی همچون فرسودگی شغلی فزاینده، استرس‌های خانوادگی و کاری، نشانه‌های بیماری جسمانی، افسردگی، سوء مصرف الکل، رابطة نامناسب کودک- والد، رفتارهای منفی کودکان، کاهش رضایت شغلی و افزایش ترک شغل و غیبت شغلی ارتباط دارد(لامبرت و همکاران، 2006: 382؛ فرن، 2003: 148؛ هیل؛ 2005: 799).

     ساعتچی و رضایی بهبهانی(1389)، در پژوهشی به بررسی رابطه میان مدیریت زمان و تعارض کار -خانواده با بهره‌وری کارکنان کارخانه سیمان خوزستان پرداختند. نتایج تحقیقات ایشان نشان دهندة رابطة معنادار مثبت میان مدیریت زمان و بهره‌وری و همچنین رابطة معنادار منفی میان تارض کار- خانواده با بهره‌وری بود است.

     ایشان بیان داشتند که: هستة اصلی برنامه‌های کار
- زندگی توانمندسازی است. در این برنامه‌ها موضوعات مطرح شده عبارتند از: مهارت مدیریت زمان، مدیریت اثربخش، مهارت تصمیم‌گیری، مدیریت جلسات و مهارت حل مسئله (کلوتربوک، 2003: 286). در میان موضوعات مطرح شده مهارت مدیریت زمان نقش مؤثری در کاهش تعارض کار- زندگی دارد، به‌طوری‌که نتایج مطالعه آدامز و جکس (1999) نیز می‌نویسند، مدیریت زمان اثر تعدیل‌کننده بر ارتباطات بین کار و خانواده و تعارض کار با خانواده دارد. مدیریت زمان در اواخر دهه 1950 توسط مکن مطرح گردید. این روش شامل فنونی برای تعیین اهداف کوتاه‌مدت، چگونگی تبدیل این اهداف به وظایف و فعالیت‌ها برای اجرای سریع‌تر آنها، چگونگی برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کردن کارهای روزانه، چگونگی جلوگیری از وقفه‌کاری که محدودیت در انجام وظیفه می‌کند، می‌باشد (ساعتچی و رضایی بهبهانی، 1389: 13).

     با توجه به تحولات اخیر کسب‌وکار خانگی جز بخش حیاتی و ضروری فعالیت‌های اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب می‌شود. به این دلیل بسیاری از مردم به‌عنوان یک کار و شغل به این نوع کسب‌وکار روی می‌آورد.

     اگرچه مفهوم کسب وکارهای خانگی قدمت دیرینه‌ای داشته اما در مورد تعریف آن هنوز اتفاق نظر کلی وجود ندارد. نقطة مشترک در تأکید بر خانه به‌عنوان محل اصلی و عمدة کسب‌وکار است (موسکه، 2005: 1) به‌طوری که فانگ و همکاران(2001) اعتقاد دارند کسب‌وکارهایی را می‌توان خانگی نامید که صرف نظر از اندازه و نوع آنها محل کار اصلی‌شان در خانه باشد. این نوع کسب‌وکار یا با کارکنان خانگی و یا کارآفرینان خانگی شناخته می‌شود.

     کسب‌وکارهای خانگی از نظر ایجاد شغل و نوآوری در عرضه محصول یا خدمات موجب تنوع و دگرگونی زیادی در اجتماع و اقتصاد کشور می‌شوند. همچنین کسب‌وکار خانگی مسیر مناسبی برای جوانان در شروع و راه‌اندازی کسب‌وکار مستقل است؛ زیرا راه‌اندازی آن در مقایسه با سایر انواع کسب‌وکارها ساده و آسان‌تر است(هولمز، 1997: 67).

     با نگاهی به مطالب بیان شده این نکته قابل اذعان است که کسب‌وکار خانگی با توجه به مزیت‌های عمده‌ای چون موارد زیر:

ارتقا و بهبود کیفیت زندگی و رشد شاخص‌های اقتصادی خانواده‌ها و کسب درآمد بیشتر برای انجام زندگی بهتر؛

اختصاص زمان بیشتر به خانه و خانواده و رسیدگی به مسایل و موضوعات خانوادگی از قبیل تربیت و پرورش فرزندان و ایجاد توازن میان کار و زندگی خانوادگی؛

آموزش کودکان وفراگیری آنان نسبت به مهارت‌های کسب‌وکار و کارآفرینی کودکان و همچنین نهادینه شدن فرهنگ متعالی کار در جامعه و تجلی گاه تأثیرات کار تیمی‌ومشارکتی مانند: افزایش تعهد ومسئوولیت‌پذیری و...

افزایش توان رقابتی بنگاه‌ها از حیث ایجاد سازوکار خوشه‌ای(کسب‌وکار خانگی بخشی از این خوشه‌ها هستند)؛

ایجاد ظرفیت و بازار جدید برای مبادله کالاها و خدمات خانگی در بازار کالاها و خدمات کشور؛

     نوعی از کسب‌وکار است که تعارض کار- خانواده در آن به حداقل ممکن خواهد رسید چرا که زمان کافی در مواجه با مشکلات ناشی از تداخل مسائل کار و خانواده و نیز خانواده و کار را دارد. ضمن بیان این نکته که یکی از ابزارهای مهم و تأثیرگذار بر حل تعارضات کار- خانواده استفاده بهینه از زمان و به‌عبارتی مدیریت زمان در دسترس کارکنان خانگی یا کارآفرینان خانگی است.

     زمان با تمام ویژگی‌های منحصربه‌فردش برای هر کسب‌وکاری ازجمله کسب‌وکار خانگی به‌عنوان منبعی کمیاب قلمداد می‌شود که مدیریت صحیح در استفادة بهینه و مناسب از آن به‌عنوان امری خطیر و قابل توجه در کسب‌وکار به‌حساب می‌آید. استفاده از مزیت‌های کسب‌وکار خانگی توام با مدیریت صحیح زمان، استفادة کارا و بهینه از زمان را امکان پذیر می‌سازد که موجبات موفقیت کسب‌وکار را هم در میان کارکنان خانگی یا کارآفرینان خانگی و هم در کسب رقابت‌پذیری فراهم می‌سازد. با توجه به اینکه راهبرد‌ها مبتنی بر زمان، راهی در افزایش رقابت‌پذیری کسب‌وکارها می‌باشد و هر کسب‌وکاری جهت بقا عمر خویش نیازمند به‌کارگیری راهبرد‌های مناسبی جهت بقا و رقابت پذیری است؛ می‌توان گفت کسب‌وکار خانگی با دارا بودن مزیت‌های بسیار در زمینه تقلیل و بهره‌وری از زمان و با به‌کار بردن راهبرد‌های مبتنی بر زمان، می‌تواند به مزیت رقابتی و رشد و موفقیت در برخورد با مشکلات دست یابد. به‌عبارتی به بهترین نتایج و پیامدهای ناشی از استفاده از زمان (بهینه‌سازی زمان).

 

امیدوار، مجید. (1390). مدیریت زمان. http://www. modireagah. com.
بیگی، سمیرا؛ اعما بصیر، زهرا. (1390). مدیرت زمان.
پارکینسون، ن. ام ک روستوم جی. (1376). مهارت‌های مدیریت. ترجمه: دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی. تهران. انتشارات آزاده. موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت.
جواهری، ع. (1379). مدیریت تحول. تهران: وزارت آموزش و پرورش دفتر همکاری‌های بین المللی.
خاکی، غ. ر. (1379). مدیریت زمان. تهران: نشر پویند.
رحمانی، ج. باقی نصرآبادی، ع. (1377). نکات مؤثر در مدیریت کارآمد. قم: نشر خرم.
رضاییان، ع. (1372). مدیریت رفتار سازمانی. انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.
روحی عزیزی، مهتاب. (1384). نقش مدیریت زمان در افزایش بهره‌وری. تعاون. شماره 165-166. صص 71-74.
ساعتچی، محمد. رضایی بهبهانی، نسرین. (1389). بررسی رابطه بین مدیریت زمان و تعارض کار- خانواده با بهره‌وری کارکنان کارخانه. تحقیقات روانشناسی. شماره 8.. صص1-19.
شهرکی، محمدرضا. (1383). تعاون. شماره 151. صص 37-41.
طالقانی، محمد و عسگری، محمد هادی. (1389). جایگاه بهینه‌سازی زمان در مدیریت تولید و عملیات و نقش ارزش افزوده زمان. مدیریت. سال 21. شماره 155-156. صص 6-10.
عریضی سامانی، حمیدرضا. دیباچی، سید میثمو صادقی، میثم. (1390). بررسی رابطة تعارض کار-خانواده با حمیات سازمانی ادراک شده، استرس شغلی و خود تسلط یابی در کارکنان اقماری. پژوهش هایروانشناختی بالینی و مشاوره. شماره 2. صص 151-170.
کرمی، شهره. پاپزدن، عبدالحمید. (1388). عوامل مؤثر بر مدیریت زمان با رویکرد بهره‌وری در کارها. همایش ملی تبیین علمی‌اصلاح الگوی مصرف. http://www. civilica. com
مقدم، سیدجعفری. (1388). مدیریت زمان. دانشنامه کارآفرینی. بنیاد دانشنامه نگاری ایران. موسسه کار و تأمین اجتماعی.
Adams GA, Jex SM. (1999). Relationships between time management, control, work-family conflict, and strain. J Occup Health Psychol. Jan; 4(1) : 72-7.
Adams, G. A. , King, L. A. ,& King, D. W. (1996). Relationships of job and family involvement, family social support, and work-family conflict with job and life satisfaction. Journal of Applied Psychology, 81, 411-420.
Beightler, C. S. , D. T. Phillips, and D. J. Wilde. (1979). Foundations of Optimization (2nd ed. ). Englewood Cliffs, NJ: Printice-Hall.
Boyar, S. L. , Maertz, C. P. , Mosley, D. C, & Carr, J. C. (2008). The impact of work/family demand on work-family conflict. Journal of Managerial Psychology, 23, 215-235.
Carlson, D. S. (1999). Personality and role variables as predictors of three forms of workfamily conflict. Journal of Vocational Behavior, 55, 236-253.
Clutterbuck D. (2003). Managing work life balance: a guide for HR in achieving organizational and individual change. London: Chartered Institute of Personnel and Development.
Fong A. , CS. Ching, Yip K. , Chan J. and Corpcom Services (2001). Working in home:AGuidebook for Working Women and Homemakers. Corpcom Services Sdn. BhdPublication: Singapore.
Frone, M. R. (2003). Work-family balance. In J. C. Quick & L. E. Tetrick (Eds. ) , Handbook of occupational health psychology (pp. 143–162). Washington, DC: American Psychological Association.
Hill, E. J. (2005). Work-family facilitation and conflict, working fathers and mothers, work-family stressors and support. Journal of Family Issues, 26, 793–819.
Holms, Scott. , Smith Sharyan, Cane Georgie(1997). Gender Issues in Homebased Business Operation and Training: an Australian Overview. Women in Management Review, Vol 12. Pp6873.
Goldberg, D. E. 1989. Genetic Algorithm in Search, Optimization & Machine Learning New York: Addison-Wesely Publishing Company.
Korabik, k. , Lero, d. s. , & Ayman, r. (2003). A multi-level approach to cross cultural work- family research: A micro and macro perspective. International Journal of Cross Cultural Management, 3, 289-303.
Lambert, E. G. , Hogan, N. L. , Camp, S. D. , & Ventura, L. A. (2006). The impact of work family conflict on correctional staff: A preliminary study. Criminology & Criminal Justice: An International Journal, 6, 371-387.
Musket Glenn, Mike Woods (2005) , Home Based Business: An Economic Development Alternative, Oklahoma Cooperative Extension Fact Sheets, from http://osufacts. okstate. Edu.
Warner, M. ed. 1996. International Encyclopedia of Business and Management Londen: Routledge.