پیشبینی، شناسایی، ارزیابی و کنترل مخاطرات کسبوکار خانگی برای اعضای کسبوکار و خانواده است.
بهداشت کار بهمنزلة علم پیشبینی، تشخیص، ارزیابی و کنترل خطراتی است که از محل کار پدید آمده و میتواند بر روی سلامتی افراد مشغول بهکار تأثیر گذاشته و به آن آسیب رساند (ALLI, 2008: P. 17).
حوزة بهداشت کار بهتدریج در پاسخ به تغییرات اجتماعی، سیاسی، فنّاوری و اقتصادی رشد کرده است، شرایط اقتصادی بیشترین فشار را بر روی تغییر دنیای کار و متعاقباً بهداشت کار به عمل آورده است (ALLI, 2008: P. 17). بشر اززمانیکه خود را شناخته، در پی تلاش و فعالیت بوده و طبیعتا در مسیر زمان، تحولاتی را پشت سرگذاشته است. اختراع ابزارهای گوناگون و به تبع آن تکمیل این ابزارها یکی از مهمترین عوامل تحول در شیوه زندگی انسان است. زمانی «ابزار سنگی» مورد استفاده قرار میگرفت و بعدها با پیدایش آهن و سایر فلزات «ابزار فلزی» جایگزین آن شد و تا موقعیکه آن ابزار جز با نیروی عضلانی انسان حرکت نمیکرد، ابزار دستی اساسیترین عنصر تولید بوده است. لیکن با ابداع کشاورزی و دامداری، آغاز شهرنشینی و گسترش شهرها، اختراع ماشینآلات و تجلّی عصر ماشین، انقلابی بس عظیم در گسترش فعالیتهای انسانی پدیدار شد. در دورههایی که زندگی بشر از شکار و صید و یا کشاورزی تأمین میشد بهلحاظ سادگی ابزار، عوارض وابسته به شغل (بهداشت محیط کار) ناچیز بوده است و در اکثر موارد از چند خراش یا زخم ساده تا حداکثر، شکستگی اعضاء تجاوز نمیکرده است؛ ولی بهتدریج که صنعت پیشرفت کرد و نیروی محرّکه مکانیکی و الکتریکی بهوجود آمد خطرات نیز به همان نسبت افزایش یافت (صنعی و فرشاد، 1385: ص 545).
توجه به خطرات شغلی افراد بهصورت نظاممند از قرن هفدهم در اروپا توسط Ramazzini Bernadin شروع شد. ازمیان خطرات مختلف ذکر شده عوامل عفونی منتقله ازطریق خون اهمیت اساسی دارد. باوجوداین خطرات شغلی محدود به عفونتها نمیشوند. استرسها نیز از عوامل خطر شغلی محسوب میشوند که علت آن میتواند کار زیاد و نبودن امکانات کافی باشد (Asuzu,1996: PP. 36-44).
براساس تعاریف عرضه شده از کسبوکار خانگی مبنی بر هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات و وسایل منزل راهاندازی میشود (Tassie,1997: PP. 179-186)؛ بهداشت کار در کسبوکار خانگی به سلامتی افراد در خانه، بهداشت محیط خانه و بررسی تناسب نوع کار با افراد خانه میپردازد.
ترکیب کار برای کسب درآمد، انتظارات اعضای خانواده برای روابط عاطفی، و تقاضاهایی برای نگهداری خانه، افراد و دارایی در یک محیط، بسیار پیچیده است (Own & Winter,1991: PP. 425-432). همة اعضا باید تعادلی بین تعارضات ارزشها، تقاضاها و اولویتها ازسوی سایر اعضا، ایجاد کنند. در این زمینه فرضیههایی وجود دارد که از جملة آنها: 1. از بین افرادی که در خانه کار میکنند، انتظار میرود زنان کمتر از مردان درکسبوکار خانگی دچار اختلال شوند و همچنین خانوادههایی که تعداد فرزندان آنها کمتر بوده و بهلحاظ سنی فرزندان بزرگتری دارند کمتر از خانوادههای با فرزندان بیشتر و سنین پایین دچار اختلال میشوند (Beach, 1989)؛ 2. افرادی که کسبوکارهای خانگی با درآمد بالا دارند، کمتر دچار اختلال میشوند؛ زیرا این کار را مثبت و در جهت رفاه بیشتر خانواده ارزیابی میکنند (Beach, 1989)؛ 3. هرچه مدت زمان انجام کسبوکار خانگی طولانی شود افراد کمتر دچار اختلال میشوند زیرا طول زمان آنها را مواجه با فرصتهای کسبوکار زیادی میکند(Beach, 1989)؛ 4. کسبوکارهای خانگی که افراد بیشتری از خانواده را درگیر کار کند، دچار اختلالات بیشتری میشود (Beach, 1989)؛ 5. افرادی که از روشهای مدیریتی در کسبوکار خانگی بهره میبرند کمتر دچار اختلال میشوند (Beach, 1989).
گود و لوی در مقالة خود اشارهای به مزایا و معایب کسبوکارهای خانگی کردهاند که ذکر آن معایب موضوع بسیار مهمی در بحث بهداشت کسبوکار است. آنها عنوان میکنند که از مزایای کسبوکار خانگی میتوان کاهش هزینههای مربوط به راهاندازی کسبوکار، تجهیزات اداری و کنترل کامل بر روی امور شخصی را نام برد. در کسبوکار خانگی افراد بهطور مستقل به خانواده و فرزندان خود رسیدگی میکنند؛ اما از معایب آن میتوان مشکلاتی را نام برد که از دل کار کردن در خانه پدید میآید، یکی از عمدهترین مشکلات مربوط به جدا نبودن زندگی کاری و شخصی افراد است که اختلالات بسیاری را در بستر خانواده پدید میآورد، مجهز نبودن بستر خانه و محدودیت در انجام برخی کارها باعث بروز مشکلات فیزیولوژیکی بسیاری میشود (Good&Levy، 1992: PP. 34-46).
بهداشت و ایمنی قبل از ایجاد تشکیلات نظام یافته امروز در دنیا تحت عنوان HSE، در صنایع گوناگون با سابقهای حدود دو قرن تحت یک واحد فعالیت داشته و وظایف آنها از یکدیگر تفکیکناپذیر است. در این میان بهداشت کار یا بهداشت حرفهای (Occupational Health)، بخش مهمی از سلامت افراد را تشکیل میدهد بهطوریکه با عرضه خدمات کاملاً فنی و با کنترل عوامل زیانآور محیط کار از وقوع بیماری در افراد پیشگیری کرده با ایجاد محیطهای سالم کاری، مخاطرهپذیری فرد و محیط را در بروز خطر به حداقل ممکن کاهش میدهد.
ویک در مقاله خود برخی از فعالیتهای بهداشت کار را اینگونه برمیشمارد:
1. شناسایی، اندازهگیری، ارزیابی و کنترل خطرهای بهداشتی (عوامل زیانآور محیط کار) شامل عوامل زیانآور فیزیکی، شیمیایی، زیستشناختی، ماشینی) آرکونومیکی.
2. پیشگیری از وقوع بیماریهای ناشی از کار شاغلین و اطمینان از سلامت آنها؛
3. پیشگیری از وقوع حوادث، آسیبها و حفاظت از افراد (Vicki, 2004).
کمیته مشترک کارشناسان سازمان جهانی بهداشت (WHO) سازمان بینالمللی کار (ILO)، هدف و تعریف بهداشت حرفهای را اینگونه بیان کردهاند: «بهداشت حرفهای، عبارتاستاز علم و هنر تأمین بالاترین حد سلامتی برای کارگران، تطبیق کار با مقتضیات روحی و جسمی کارگران، حفظ سرمایه ازطریق ایجاد محیط کار سالم، انتخاب کارگر مناسب برای هر کار، پیشگیری از حوادث و بیماریهای شغلی و غیرشغلی و آموزش بهداشت شخصی، تشخیص زودرس و درمان بیماریها و توجه به مسائل کارگران و افراد وابسته به آنان تا هر کارگر بتواند با برخورداری از حداکثر سلامتی و رفاه، فردی مؤثر برای اجتماع باشد و دربرگیرنده اهداف زیر است:
الف) تأمین و ارتقاء بهداشت و سلامت جسمی، روانی و اجتماعی شاغلین؛
ب) پیشگیری از بیماریها و حوادث ناشی از کار؛
ج) تطابق شرایط کار با انسان بهمنظور کاهش اثرات و ابزار کار بر سلامت انسان.
با توجه به این تعریف، طرح سازمان جهانی بهداشت در مورد سلامت کارگران، برنامه جدیدی است که در راستای راهبرد جهانی «بهداشت حرفهای برای همه»، صورت گرفته است و با این دید، امنیت شغلی، میزان درآمد، سواد، میزان مشارکت در تصمیمگیریها، رفتارها، سنتها و آداب و رسوم همه و همه از جمله موضوعاتی است که در بهداشت حرفهای بهمثابه علم ناظر بر سلامت نیروی کار مطرح است (WHO, 1995). در ایران نیز در مرداد 1325 وزارت کاروامور اجتماعی تشکیل و قانون موقت کار را تدوین کرد و در 1337 قانون مزبور با اصلاحات و تغییراتی بهصورت قانون به تصویب رسید و اجرای وظایف مربوط به بهداشت و ایمنی مندرج در قانون کار وقت بهعهدة اداره کل بازرسی کار قرار گرفت. قانون کار فعلی در 1369 به تصویب شورای نگهبان رسید. در فصل چهارم آن باعنوان حفاظت فنی و بهداشت کار، وظایف بازرسین کار شرح داده شده است (صنعی و فرشاد، 1385: ص. 547).
کسبوکار خانگی بخشی از فعالیتهای اقتصادی است که بهمنزلة راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد در سراسر جهان محسوب میشود و این امکان را فراهم میآورد تا افراد بتوانند در محیط خانه با استفاده از امکانات مختصر و وسایل جانبی مورد نیاز، به انجام کسبوکارهای گوناگون در این حوزه بپردازند (Chutubtim, 2005). در طی بیست سال گذشته کسبوکار خانگی سهم بسیاری در رشد اقتصادی کشورهای توسعهیافته داشته است و متعاقبا پس از بروز برخی مشکلات با دو مقولة بسیار مهم مراقبت از افراد و مناسب بودن نوع کار با فضای خانه روبهرو شدهاند، برخی از این مشکلات با آمدن فنّاوریهای جدید جبران شده است؛ اما سایر مشکلات به قوت خود باقی هستند یا اینکه مشکلات جدیدی از نتیجه کاربرد این فنّاوریها پدیدار شدهاند (Nossar et al., 2004: PP. 1-24). میهیو و کویینلن در مطالعه خود بر روی100 نفر از کسانی که در زمینة لباس، کسبوکار خانگی داشتند در مقایسه با افرادی که کار مشابه را در کارخانجات انجام میدادند متوجه شدند که جراحاتی که در طی انجام اینکار متوجه افراد میشود، برای افراد در خانه سه برابر بیشتر از افراد در کارخانه است (Mayhew & Quinlan, 1999: PP. 83-107 ). با توجه به رشد روز افزون، کسبوکار خانگی حجم نیروی کار قابل ملاحظهای را بهخود اختصاص داده است، بدین منظور در نظر گرفتن سلامت این دسته از افراد بهلحاظ جسمی، روحی و اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار است. این مهم در مقولهای به نام بهداشت کار در کسبوکار خانگی مورد بررسی قرار گرفته است.
کسب و کارهای خانگی شامل فرآیندهای کاری متعددی هستند ازجمله تولید، بستهبندی، خدمات و غیره. مطالعات نشان دادهاند کسانی که در خانه به فعالیت میپردازند، تحت شرایطی کار میکنند که غیرقابل مقایسه با کسانی است که همان کار را در محیط کاری معمول انجام میدهند ( Allen & Wolkowitz,1987: PP. 150-151).
در قرن نوزدهم میلادی، کار در خانه با مشخصاتی از قبیل حقوق کم، ساعت کاری زیاد، کارهای غیرقانونی و تحت قراردادهای تحمیلی نام داشته و بسیاری از افراد در خانه، از بیماریهایی رنج میبرند که در نتیجه محیط نامناسب کاری بهوجود میآمدند. این مهم امروزه تحت عنوان عوارض ناشی از کار زیاد دستهبندی میشود. (Thompson and Yeo, 1971).
ادبیات موجود در زمینة بهداشت و ایمنی افرادی که در خانه کار میکنند، نشان میدهد که عوارض کاری بسیاری متوجه آنهاست. این عوارض در سه بخش جسمی، روحی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.
1. در بخش جسمی؛ برای مثال کسانی که در زمینة نساجی در خانه کار میکنند بهعلت نداشتن محیط مناسب بسیار بیشتر از کسانی که در محیط بیرون کار میکنند، به بیماری آسم ناشی از گرد نخ، مبتلا میشوند و یا در مورد افرادی که ساعات غیرمعمولی را بهکار میپردازند بیماریهای چشمی بسیاری گزارش شده است (Dawson & Turner, 1989).
2. در بخش روحی و بهخصوص در مورد زنان، استرس ناشی از تداخل برنامه زندگی و کاری با نرخ بالایی وجود دارد برای مثال 71 درصد از زنان مورد مطالعه در استرالیای جنوبی گفتهاند که مشکلات ایمنی و سلامتی ناشی از کار را تجربه کردهاند و عمده مشکلات آنها استرس و خستگی روحی است. مخصوصاً در کارهایی که سفارشی میباشد و باید در زمان مقرر، کار را تحویل دهند بسیار استرس دارند. 3. در بخش اجتماعی نیز مشکلات ناشی از انزوا، بهعلت قرار گرفتن بیشتر ساعات روز در خانه، بسیار دیده میشود (Di Martin0 & Wirth, 1990: PP. 529-554).
همچنین مشکلات بسیاری در زمینه ارگونومی دیده شده است. ارگونومی عبارتاستاز مطالعة علمی انسانها در ارتباط با محیط کارشان. ارگونومی به سنجش و ارزیابی توانمندی انسانی میپردازد. بدینترتیب مهندسان و طراحان را در هرچه متناسبتر ساختن سامانهها و فرایندها با ویژگیهای انسانی یاری میدهد (مردوخی، 1375: ص. 5).
در پژوهشی در انگلستان عواملی شناسایی شدهاند که به مشکلات ایمنی و سلامتی کار در خانه اشاره دارد این پژوهش بیان میدارد که خانه برای محل کار طراحی نشده است و قائدتاً از یک سری تسهیلات ازجمله تهویههای مناسب، ماشین آلات و ابزار کار مورد نیاز و وسایل استاندارد در زمینههای کاری متعدد، محروم است. همة افراد خانواده بهخصوص افرادی که آسیبپذیرتر هستند مانند بچهها، افراد پیر و افراد بیمار در خانه- متحمل عوارض ناشی از کار در خانه خواهند شد. رخداد یک سری اتفاقات با حضور بچهها، حیوانات خانگی و یا افرادی که بهصورت میهمان وارد خانه میشوند، این خطر را افزایش میدهد. بهلحاظ انزوای این قبیل افراد یا پنهان کردن این کارها توسط افراد در خانه، اطلاع رسانی در زمینة سلامتی و ایمنی به آنها را مشکل ساخته است و این موضوع برای کارگزاران قانونی که میخواهند از قانونی بودن این فعالیتها اطمینان کسب کنند، بسیار سختتر میشود. مطالعة مذکور اضافه میکند که این مشکلات برای کسانی که بیسواد هستند به مراتب بیشتر است (Huws, 1994). در ادامة این پژوهش مواردی از قبیل هزینههای احساسی نیز بیان شده است و گزارشی از سط بالای انزوا، سرخوردگی، استرس، خستگی و متعاقباً کاهش عزت نفس موجود است. همچنین ماهیت کار تأثیر چشمگیری برروی سایر اعضای خانواده میگذارد. پاول هارپور مقالة تحقیقی که در استرالیا انجام داده است، بیان میدارد افرادی که در خانه کار میکنند، آسیبپذیرترین قشر جامعه میباشند که البته بیشتر آنها مهاجر هستند و ممنوعیتهایی برای کار در محیط بیرون دارند. این قبیل افراد اکثراً به آشکار کردن نوع فعالیت خود مبادرت نمیورزند و برای همین هم جزو اقشار منزوی جامعه به حساب میآیند. برای حمایت از این افراد، کمیسیونهای صنعتی توانستهاند قوانین حمایتی و بهداشت و ایمنی حرفهای را در مورد آنان بسط دهند. اما این موضوع فرایند پیچیدهای است؛ زیرا لحاظ کردن همة شرایط کاری بسیار سخت است.
پس این قوانین حمایتی بیشتر برروی موضوع سلامت افراد بهلحاظ جسمی تأکید دارند. آنها بیان میکنند که اگر فردی دچار بیماری یا عارضهای شود، ممکن است سلامتی او تا آخر عمر به خطر بیفتد، اما مشکلاتی از قبیل پایین بودن میزان حقوق، قابل جبران است (Harpur, 2007: PP. 41-77).
مقولة بهداشت کار در کسبوکار خانگی، شامل وضع قوانین و دستورالعملهای مختص آن دسته از کسبوکارهای خانگی است که مجاز هستند؛ بدین معنی که آنها اقدام به اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح کردهاند. البته باید به این موضوع نیز توجه شود که بسیاری از کسبوکارهای خانگی هیچ نوع مجوزی برای فعالیت خود ندارند و سعی دارند که به دلایلی کار خود را پنهان کنند. برای مثال یا کارشان غیرقانونی است، یا تابعیتی در کشور محل زندگی خود ندارند یا نمیخواهند درآمد خود را در جایی به ثبت رسانند. اما باید به این موضوع توجه کرد که آنها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و باید اصول بهداشت کار را رعایت کنند؛ زیرا هر نوع ضرر و زیان ناشی از کار بر روی سلامت، متوجه خود فراد خواهد شد (Tassie,1997: P. 179-186).