در یک کسبوکار خانگی، «برون سپاری» را میتوان بهعنوان انتقال برخی از مسئولیتها و یا فرایندهای داخلی کسبوکار به یک شرکت توانمند دیگر در حوزه مورد نظر اطلاق نمود (Nagurney, Li, & Nagurney, 2013).
در تبیین اهمیت و ضرورت برون سپاری در کسبوکارهای خانگی بهعنوان یکی از حوزههای رو به رشد شغلی، باید اظهار داشت که کسبوکارهای امروزی، بهمنظور بهرهمندی از فرصتهای زودگذر عصر حاضر، ناچار به ایجاد ساختاری منعطف و همچنین بهرهمندی بیشتر از امکانات گسترده بیرون از کسبوکار هستند. این امر، ضرورتی راهبردی در جهت قاعده رقابت یعنی ایجاد ارزش بهتر از رقیب برای مشتری میباشد. کمی تأمل در این ضرورتها، نکات اساسیتری را روشن میسازد. بهعنوان نمونه، چنانچه تأمینکنندگان بیرونی بتوانند فعالیت پیشنهادی کسبوکار را با شرط حفظ کیفیت در کارکرد و شرایط اجرا، با هزینه پایینتری عهدهدار شوند، میتوان فرایند برون سپاری را بهعنوان استفاده از تفکر و اندیشه جهت بهکارگیری بهتر از منابع در اختیار یک کسبوکار پیشنهاد نمود. در اغلب موارد، کسبوکارها، خدمات خود را به دلایلی از قبیل «افزایش تمرکز بر یک فعالیت خاص»، «کاهش و کنترل هزینهها»، «آزاد کردن منابع برای دیگر اهداف»، «مدیریت وظایف مشکل یا کنترل ناپذیر»، «پرهیز از دوباره کاریها»، «افزایش سرعت در حصول اثربخشی»، «بهرهمندی از تواناییهای سایر سازمانها»، برون سپاری مینمایند (فرجی و علیدادی تلخستانی، 1387)؛ (Harrigan, 1985).
در نخستین نگاه به مفهوم «برون سپاری در یک کسبوکار خانگی»، میبایست آشنایی اجمالی با دو مفهوم کسبوکار خانگی و برون سپاری حاصل نمود. در ادامه سعی گردیده است به طور اجمالی به این مفاهیم پرداخته شود.
1. کسبوکارهای خانگی: یک کسبوکار وقتی یک کسبوکار خانگی محسوب میگردد که اکثر وظایف کسبوکار توسط نیروی کار خانگی انجام پذیرد و یا کسبوکاری که محلی جز در اجاره و مالکیت نیروها و منابع انسانی خانگی، برای آن فرض نشده است. به بیان دیگر، میتوان کسبوکارهای خانگی را به هر نوع فعالیت اقتصادی اطلاق نمود که در محل سکونت و با استفاده از وسایل و امکانات منزل راهاندازی میگردند (Loscocco & Smith-Hunter, 2004; Redmond & Waker, 2010) و از نظر قوانین و مقررات داخلی کشور، منظور از مشاغل یا کسبوکارهای خانگی، آن دسته از فعالیتهایی است که با تصویب قانون ساماندهی مشاغل خانگی، توسط عضو یا اعضاء خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسبوکار بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل میگیرد و منجر به تولید خدمت و یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی میگردد (مجلس شورای اسلامی، 1389).
2. برون سپاری: در تبیین مفهوم برون سپاری، باید گفت برون سپاری، استفاده راهبردی از منابع خارجی میباشد بهمنظور انجام فعالیتهایی که بهطور سنتی، توسط منابع و کارکنان داخلی کسبوکار اداره میشدند و یک راهبرد مدیریتی است که بهوسیله آن یک کسبوکار، وظایف اساسی اما غیرمحوری خود را برای بهتر انجام پذیرفتن به فراهمکنندگان خدمات که کارا هستند، واگذار مینماید (طالبی و محمدکریمی، 1383)؛ (Gunasekaran, et al., 2015).
به سخنی سادهتر میتوان اینگونه بیان نمود که در یک کسبوکار خانگی، «برون سپاری» را میتوان بهعنوان انتقال برخی از مسئولیتها و یا فرایندهای داخلی کسبوکار به یک شرکت توانمند دیگر در حوزه مورد نظر اطلاق نمود (Nagurney, Li, & Nagurney, 2013).
برخی صاحبنظران برون سپاری را فرایندی تعریف میکنند که در آن، یک معامله که قبلاً در داخل صورت میپذیرفته است، به صورت یک قرارداد درازمدت به یک تهیهکننده و فروشنده خارجی واگذار میشود. بر طبق این تعریف، آنها پنج عنصر راهبردی خصوصیات برون سپاری را به شرح ذیل اعلام میکنند:
1. ارتباط نزدیک بین فرایندها ی برون سپاری و عوامل اصلی موفقیت بنگاه اقتصادی در صنعت؛
2. انتقال مالکیت کارکرد و وظایف یک کسبوکار خانگی که قبلاً در داخل انجام میگرفت. این مسئله بعضی مواقع، شامل انتقال نیروی کار خانگی و دارایی منقول(فیزیکی) به ارائهکننده خدمات میباشد؛
3. یک قرارداد بلندمدتتر و انبوهتر از قراردادهای فرعی کلاسیک و مرسوم؛
4. یک تعهد بلندمدت میان مشتری و ارائهکننده خدمات؛
5. تعریف و تشریح قرارداد برای سطوح مختلف دریافت خدمت (مختاری، 1392).
میتوان از نظر سطح تصمیمگیری، برون سپاری در یک کسبوکار خانگی را به دو طبقه کلی برون سپاری راهبردی و برون سپاری تاکتیکی (سنتی) تقسیمبندی نمود. برون سپاری تاکتیکی، به این معنا است که کسبوکار خانگی، خدمت بهتری را با سرمایهگذاری کمتر و زمان کوتاهتر از نقطه نظر مدیریتی دریافت خواهد کرد (تفکر سنتی به برون سپاری). از برون سپاری تاکتیکی، بیشتر زمانی استفاده میشود که کار برون سپاری شده نسبتا ساده است و از درجه اهمیت و الویت دوم در کسبوکار برخوردار است. از سوی دیگر، کسبوکار خانگی، وقتی به برون سپاری راهبردی روی میآورد، در واقع، تصمیم میگیرد فعالیتها و وظایف مشخصی را برون سپاری کند تا بتواند بر فعالیت اصلی و شایستگی محوری خود متمرکز شود. برون سپاری راهبردی ارتباط بسیار عمیق بین کسبوکارها را میطلبد و ارتباط ساده فروشنده خریدار را به مشارکتی راهبردی مبدل میسازد (Gunasekaran, et al., 2015).
با توجه به آنچه پیشتر بیان گردید، با انجام برون سپاری، همواره یک کسبوکار خانگی تولید یک محصول، ارائه یک خدمت و یا حق تصمیمگیری مرتبط به خود را به یک موجودیت خارجی محول مینماید. بدین ترتیب، در انجام هر تراکنش برون سپاری در یک کسبوکار خانگی، سه مؤلفه نقش دارند:
1. کسبوکار خانگی: کسبوکار خانگی بهعنوان مشتری، در فرایند برون سپاری، کسبوکاری است که تمایل دارد تا محصول یا خدمت مورد نیاز خود را از طریق یک موجودیت خارجی به دست آورده و یا مسئولیت یا حق تصمیمگیری مرتبط به خود را به آن واگذار نماید. این مؤلفه به برون سپاری به دید یک ابزار راهبردی برای تحقق اهداف خود مینگرد و از آن بهره میگیرد؛
2. فروشنده: این مؤلفه در روند برون سپاری، خدمتدهندهای است که مسئولیت هدایت و راهبری انجام مورد برون سپاری شده را بر عهده دارد. در مورد مؤلفه فوق، باید این نکته را یادآور شد که فروشندگان خدمات برون سپاری، به واسطه موقعیت جغرافیایی آنان در مقایسه با مشتریان این خدمات ممکن است، به یکی از سه گروه Offshore، Nearshore و یا Onshore تقسیم گردند. در حالت Onshore فروشنده و مشتری دقیقا در یک کشور قرار گرفتهاند اما در مقابل این حالت فروشندگان Offshore فرسنگها دورتر از مشتری خود واقع هستند. نمونه این نوع فروشندگان، ارائهکنندگان هندی خدمات برون سپاری شده به مشتریان انگلیسی آنها میباشند. در حالت سوم، یعنی حالت Nearshore؛ مشتری و فروشنده در دو کشور همسایه، قرار گرفتهاند. نمونه این نوع فروشندگان، فروشندگان کانادایی ارائه کننده خدمات برون سپاری به مشتریان آمریکایی هستند؛
3. پروژه برون سپاری: مؤلفه سوم رویکرد برون سپاری، کار یا فعالیتی است که واگذار میگردد. در گذشته، پروژههای برون سپاری تنها به بخشهای از فرایند ساخت و تولید و یا بعضی فعالیتهای مرتبط با نیروی کار محدود میشد اما امروزه این پروژهها شکلهای پیچیدهتری از فعالیتهای کسبوکار نظیر روند خلاقیت و نوآوری و نیز تحقیق و توسعه را نیز در برگرفته است. این نوع پروژهها در مقایسه با فعالیتهای سنتی برون سپاری شده تولید به دلایل گوناگونی متفاوت هستند؛ نخست آن که تعریف این پروژهها به دلیل وجود ارتباط کمتر بین اجزاء آنها با دشواری بیشتری همراه است. برای نمونه، تعریف یک پروژه نرمافزاری به مراتب به صرف خلاقیت بیشتری در مقایسه با یک خط تولید یا مونتاژ نیاز دارد. دوم آن که به دلیل سطح بالای دانشگرایی این پروژهها، انجام آنها به نیروی کار ماهرتر و خبرهتری نیاز دارد. سوم آن که به دلیل بهکارگیری تیمهای چندتخصصی، منابع کلیدی متعدد در موقعیتهای جغرافیایی متفاوت و نیز بهکارگیری فنّاوری اطلاعات، روندهای ارتباطی در این پروژهها دچار تغییر شده است (Power, 2006).
برای اجرای اثربخش برون سپاری در یک کسبوکار خانگی، لازم است فعالیتهایی انجام پذیرد که در ادامه، به برخی از آنها اشاره خواهد گردید. در این زمینه، ذکر این مورد ضروری میباشد که باید نوع کار و سطح ارائه خدمات را در نظر گرفت. همچنین، در مورد نوع و سطح کیفیت خدمات تأمینکننده فعلی، باید ادراک کاملی داشت و سپس نوع و سطح خدمت قابل قبول در آینده را مشخص کرد (Koh, Ang, & Straub, 2004).
از سوی دیگر، بهمنظور دستیابی به موفقیت در اجرای برون سپاری، دارنده کسبوکار خانگی باید به مواردی همچون بیانیه ماموریت، فرهنگ، محیط کسبوکار، نیازهای آینده نیروی کار خانگی، مهارتهای فعلی نیروی کار خانگی، شایستگیها و ساختار فعلی و هدف کسبوکار توجه داشته باشد (Embleton & Wright, 1998).
مدلهای برون سپاری قابل استفاده در یک کسبوکار خانگی
مدلهای مختلفی بهمنظور برون سپاری در یک کسبوکار خانگی قابل ارائه هستند. با این حال، در ادامه سعی گردیده است به چهار مورد از فراگیرترین و کاربردیترین آنها در یک کسبوکار خانگی اشاره گردد.
1. برون سپاری مستقیم: در این شیوه، کسبوکار خانگی به طور مستقیم برای پیمانکار برون سپاری، سرمایهگذاری میکند. بدینمعنا که کسبوکار خانگی، متولی تصمیمگیریها است و بدون واسطه و به طور مستقیم با پیمانکاران تعامل دارد؛
2. برون سپاری پیمانکار طرف سوم: در این شیوه، کسبوکار خانگی از خدمات مشاوره یی یک پیمانکار طرف سوم در فعالیتهای مرتبط با سرمایهگذاری و معاملات برون سپاری استفاده مینماید. همچنین، فعالیتهایی مانند حمل و نقل، انبارداری، مدیریت موجودی و توزیع میتواند به این پیمانکار واگذار شود .بهطور مشخص، پیمانکار طرف سوم، وظیفه ایجاد هماهنگی بین کسبوکار خانگی و سایر پیمانکارهای برون سپاری را به عهده دارد؛
3. سرمایهگذاری مشترک: در این روش، کسبوکار خانگی با پیمانکار برون سپاری به جای عقد یک قرارداد معاملاتی ساده، به یک سرمایهگذاری مشترک روی میآورند. در این حالت ریسک و منافع بین آنها تسهیم میشود؛
4. ایجاد یک زیرمجموعه مکمل: در این روش، ضمن این که کسبوکار خانگی، کماکان فعالیتهای خود را ادامه میدهد، یک زیرمجموعه مستقل در ناحیه جغرافیایی دیگری ایجاد میکند تا فعالیتهایی مشابه با تمام یا بخشی از فعالیتهای کسبوکار خانگی را انجام دهد. بهاینترتیب، شبکه توزیع کسبوکار خانگی بدون صرف هزینه و
منابع زیادی گسترش مییابد (برومند و کیخاونی موسی، 1389).
انواع راهبردهای برون سپاری در یک کسبوکار خانگی
سه نوع راهبرد عمده برون سپاری، با مسائل مدیریتی، راهبردی و اقتصادی مختص خود وجود دارد که یک کسبوکار خانگی میتواند از آنها بهره جوید. این راهبردیها عبارتند از:
1. واگذاری راهبردها: این نوع راهبرد، جامعترین شکل برون سپاری است که در آن یک فعالیت به طور کامل واگذار میگردد. برای مثال، در یک کسبوکار کشاورزی، کل فعالیت کشاورزی از مرحله کاشت تا برداشت واگذار میشود؛
2. واگذاری بخشی: در این راهبرد، فعالیتها یا پروژههای فرعی عمده، واگذار میگردد. برای مثال، در یک واحد کارخانه، فعالیت فرعی تعمیر و نگهداری و پشتیبانی به بخش خصوصی واگذار میشود و یا در مثال فوق هریک از عملیات کاشت، داشت و بــرداشت به طور مجزا توسط تأمینکننده انجام میگیرد؛
3. واگذاری قراردادی: این شیوه، عمومیترین شکل برون سپاری است که شامل قراردادهای واگذاری قسمتهایی از یک پروژه یا فعالیت فرعی است. برای مثال، یک مدیر پروژه قسمتهایی از فعالیت فرعی نرمافزاری همچون تحلیل و طراحی سیستم یا برنامهنویسی را که قبلاً توسط نیروهای داخلی انجام میپذیرفته است، در قالب یک قرارداد به فرد یا سازمانی واگذار میکند. در مثال کسبوکار کشاورزی نیز، بخشی از یک فعالیت فرعی برداشت نظیر حمل محصول از مزارع میتواند به بخش خصوصی واگذار گردد (کنعانی و حسنپور، 1382؛ ادب و جمالی، 1389).
برون سپاری، بهطورحتم، اثرات متعددی بر عملکرد و فعالیتهای کسبوکار به همراه دارد که در سه طبقه کلی عملکرد، روابط کاری و قابلیتهای کسبوکار قابل طبقهبندی هستند. میتوان مهمترین این تأثیرات را به شرح زیر خلاصه نمود: 1. بهبود کیفیت خدمات؛ 2. کاهش هزینههای ارائه خدمات در بلندمدت؛ 3. تحصیل آن بخش از تخصصها و مهارتهای متخصصان که در کسبوکار خانگی وجود ندارد؛ 4. آزاد شدن وقت کارآفرینان خانگی جهت تمرکز بر اولویتهای اصلیتر؛ 5. خلاقیت و نوآوری بیشتر برای بهبود فرایندها؛ 6. تسریع فرایند تحویل؛ 7. کاهش هزینهها؛ 8. متمرکز کردن کسبوکار بر شایستگیهای محوری آن؛ 9. افزایش بهرهوری؛ 10. دستیابی به بهترین استعدادها و فنّاوریها؛ 11. انتقال ریسکها و خطرات مرتبط با توسعه کسبوکار به دیگران؛ 12. افزایش قابلیت بازیابی در مقابل حادثههای ناگوار و استمرار برنامهها در چنین حالاتی (خداوردی و بروجردی احسان، 1389؛ مختاری، 1392)؛ (Chou, Techatassanasoontorn, & Hung, 2015).
اجرای فرایند برون سپاری در کسبوکارهای خانگی مزایای بیشماری را برای این گروه از مشاغل به همراه دارد. برخی از مهمترین مزایای حاصل از برون سپاری عبارت است از: 1. افزایش قدرت رقابتپذیری کسبوکار خانگی با تاکید بر توانمندی بنیادین آن؛ 2. دستیابی و دسترسی به منابع تخصصی؛ 3. تمرکز بر فعالیتهای محوری کسبوکار؛ 4. مزایای مرتبط با هزینه؛ 5. نوآوری؛ 6. ارائه خدمات با کیفیت برتر؛ 7. صرفهجویی در وقت جهت انجام فعالیتهای دیگر کسبوکار؛ 8. کاهش ریسک از طریق شریک شدن با یک واحد دیگر در محیط تجاری نامطمئن؛ 9. دسترسی به تخصصی که در کسبوکار موجود نیست و افزایش رضایتمندی بهدلیل استفاده از نیروی کار متخصص؛ 10. افزایش رضایتمندی مشتریان بهدلیل اضافه شدن خدمات تخصصی خارج از محدوده کسبوکار خانگی؛ 11. کسب مهارتهای جدید و بهبود مهارتهای فعلی؛ 12. تزریق فنّاوری به کسبوکار خانگی (مختاری، 1392؛ الوانی و اشرفزاده، 1387)؛ (Chou, et al., 2015).
برون سپاری در کنار مزایای عمده ای که برای یک کسبوکار خانگی به همراه دارد، ممکن است تهدیداتی را برای کسبوکار خانگی برون سپار به همراه داشته باشد. توجه به این تهدیدها و معایب، به تصمیمگیری بهتر، مدیریت مخاطرات و کاهش آسیبپذیری از تهدیدات کمک شایانی میکند. برخی از این تهدیدات و مخاطرات به شرح ذیل میباشند: 1. کاهش نوآوری در کسبوکار برون سپار؛ 2. استفاده تأمینکنندگان از دانش حاصل از ساخت محصول برای بازاریابی و ورود به بازار به طور مستقل و با برند خود؛ 3. انتقال هزینههای بالاسری به سایر محصولات کسبوکار خانگی و نامطلوب شدن عملکرد مالی سایر محصولات؛ 4. مشکلات هماهنگی، ارتباطات و تحویل به موقع؛ 5. افزایش موجودی انبار؛ 6. هزینههای حمل و نقل پیشبینی نشده؛ 7. تعرفهها؛ 8. کاهش کنترل بر روی عرضهکننده خدمات برون سپاری که خود شامل موارد زیر است: دشواری کنترل پیمانکار در مقایسه با کنترل نیروهای کار خانگی، وابستگی کسبوکار خانگی به پیمانکار، کاهش انعطافپذیری، مدت طولانی قراردادهای برون سپاری، تغییر در شرایط کاری کسبوکار در طول زمان، دشواری بازگشت به شرایط پیش از برون سپاری، کاهش یافتن شفافیت، احتمال برون سپاری مضاعف (فرجی و علیدادی تلخستانی، 1387؛ خداوردی و بجنوردی احسان 1389) (مختاری، 1392).
میتوان ابعاد ارزیابی اثربخشی برون سپاری فرایندهای کسبوکار خانگی را در چهار بعد کیفیت، ریسک اقتصادی و فنی، تحویل و تکنولوژی بررسی نمود. بر این اساس، در بعد فناوری، شاخصههایی نظیر قابلیت تجهیزات، تجربه، تواناییهای محوری، مهارتهای فنی و پشتیبانی، ظرفیت و قابلیتهای تولیدی و فناوری مورد استفاده؛ در بعد کیفیت، استفاده از استانداردهای مورد نیاز، ایمنی و بهداشت صنعتی و خدماتی، نرخ ضایعات، گردش اطلاعات، گواهینامهها، روابط خوب و مثبت کارکنان، در بعد تحویل نیز شاخصههایی مانند زمان سفارش، زمان تحویل سفارش و تعهد به بهبود مستمر؛ و سرانجام در بعد ریسک اقتصادی و فنی، شاخصههایی مانند شرایط اقتصادی و سیاسی محل حضور تأمینکنندگان جهت واگذاری فرایند و برون سپاری در کسبوکار خانگی به یک تأمینکننده قابل ارزیابی میباشد (ادب و جمالی، 1389).