دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

سدیدالسلطنه

Sadid us-Saltaneh
نویسنده

     خاندان سدیدالسلطنه از خانواده‌های سرشناس در خطه جنوب است. اصل این خاندان، چنان‌که خود سدیدالسلطنه اشاره دارد، از اهالی بندر لنگه و به عبارت درست‌تر از بندر کنگ بوده‌اند (سدیدالسلطنه، 1370: 87). نیای نخست مرحوم سدیدالسلطنه، حاج‌علی‌شاه بود و سایر رجال این خاندان پس از وی حاج‌حسن‌شاه، حاج‌محمدعلی و حاج‌احمدخان- پدر سدیدالسلطنه- بودند که همگی بخشی از عمر خود را در خدمت امامان مسقط گذرانده‌اند. ازدیگرسو، مادر سدیدالسلطنه، حاجیه خدیجه، دختر شیخ‌احمد مینابی (همان: 96؛ سدیدالسلطنه، 1363: 76) بود که نزدیک به یقین فرزند شیخ عبدالرسول‌خان بحرانی (سدیدالسلطنه، 1371: 324) بوده است که هر دو از بزرگان بندر عباس و میناب بوده‌اند. سدیدالسلطنه و پدرش به چندین پسوند مشهور بوده‌اند که عبارت‌انداز: مسقطی، کبابی، ‌شیرازی، مینابی و بندر عباسی که رایج‌ترین آنها کبابی است (اقتداری، 1354: 551).

     حاج‌علی‌شاه از اهالی بندر لنگه و سنی‌مذهب بود و در 1155ق. همراه با سپاه نادر برای سرکوبی سیف‌بن سلطان، آخرین سلطان یعاربه، وارد مسقط شد (سدیدالسلطنه، 1370: 68 و 83؛ حسینی فسائی، 1367: 564). به نوشته سدیدالسلطنه، حاج‌علی‌شاه از‌سوی کلبعلی‌خان، فرمانده نادرشاه، به لقب دریابیگی ملقب شده و در زمان مرگ نادرشاه فرمانده نیروهای ایرانی مستقر در عمان بوده است. پس از حاج‌علی‌شاه، پسرش حاج‌حسن‌شاه وارث پدر شد. وی از مذهب اهل سنت به مذهب تشیع گرایید (سدیدالسلطنه، 1370: 86 -83)؛ چنان‌که به‌سبب نفوذ وی در مسقط، شیعیان از آزادی نسبی در اجرای مراسم مذهبی خود برخوردار شدند.

     حاج‌حسن‌شاه در آغاز از‌سوی امام مسقط عهده‌دار ریاست «قوای بحریه» و «مراکب حربیه» شد، اما پس از چندی استعفا داد و به کار تجارت پرداخت و از متمولین مسقط شد. سپس، بیشتر اقوام خود را از بندر کنگ به مسقط فرستاد. بعدها به وزارت سید حمدبن سعید منصوب شد و حکومت بندر عباس و مضافات، که در اجاره امام مسقط بود، نیز به وی تفویض شد. در این منصب بود که در‌گذشت و در قبرستان میامین، قبرستان اختصاصی شیعیان، مسقط به خاک سپرده شد (همان: 87 و 98).

     پس از حاج‌حسن‌شاه، فرزندش حاج‌محمدعلی به وزارت سید ‌سعیدخان، امام مسقط، ‌منصوب و از نزدیکان خاص و «‌محل وثوق» ‌و معتمد امام مسقط شد و مأموریت‌های بسیار مهم به وی واگذار می‌شد. وی با استفاده از نفوذ خویش در مسقط و به‌رغم مخالفت حکومت وقت، تکیه‌ای برای شیعیان بنا نهاد و برای ساخت آن مبالغ گزاف از جیب خود هزینه کرد (همان: 101 و 407). با به تخت نشستن محمدشاه در 1250ق‌.، سید ‌سعید‌خان وزیر خود حاج‌محمدعلی را با تحف و هدایای بسیار‌ برای عرض تبریک به دربار ایران فرستاد که «از جانب دولت نهایت احترام و محبت به رسول مزبور افتاد» (همان: 110؛ حسینی فسائی، همان: 747 و 805).

     در 1270ق.، میان ایران و مسقط بر سر اجاره بندر عباس اختلاف افتاد و روابط دوستانه به دشمنی گرایید و به درگیری‌هایی انجامید. اما با تدبیر و کوشش حاج‌محمدعلی، روابط دوستانه پیشین دوباره برقرار و قراردادی بین دو کشور در 1272ق. منعقد شد (سدیدالسلطنه، 1370: 120؛ حسینی فسائی، همان: 805-802؛ خورموجی، 1344: 164). حاج‌محمدعلی در 1276 یا 1277ق. در مسقط از دنیا رفت و همانند پدر در گورستان میامین به خاک سپرده شد. پس از وی مناصب وزارت امام مسقط و حکومت بندر عباس به پسرش حاج‌احمدخان سرتیپ واگذار شد (حسینی فسائی، همان: 805-802؛ سدیدالسلطنه، همان: 120). ‌حاج‌احمدخان نیز پس از سال‌ها خدمت در مسقط در 1286ق. برای همیشه به ایران بازگشت و به خدمت دیوان‌سالاری حکومت قاجار درآمد. وی در 1315ق. پس از سفری به دارالخلافه تهران در شهر ری درگذشت و در ابن‌بابویه به خاک سپرده شد.

     سدیدالسلطنه آن هنگام ‌که پدرش نمایندگی ایران در بغداد را برعهده داشت، در آن شهر به دنیا آمد. درباره ‌تاریخ تولدش در نوشته‌های وی تناقضاتی وجود دارد و به سال‌های 1286 و 1289 و 1291ق. اشاره شده است. دو ساله بود که به همراه پدر به ایران بازگشت و ساکن بوشهر شد (اقتداری، همان: 551؛ تقی‌زاده، 1348: 41؛ سدیدالسلطنه، 1315، ضمیمة:300). پس از فراگیری قر‌ائت قرآن و آموزش زبان و خط فارسی نزد پدرش، به اساتید فقه آن زمان سپرده شد تا زبان و صرف‌ونحو عربی بیاموزد. «علوم عربیه، مقدمات فقه و اصول و جامع‌المقدمات و سیوطی را به‌ترتیب نزد حاج‌شیخ‌محمد [یا عبدالله] امام جمعه بوشهری و حاج‌سید‌جواد مجتهد یزدی طباطبایی مؤلف کتاب ماه و مهر فی تاریخ بوشهر فرا گرفت (سدیدالسلطنه، 1315، بخش ضمیمه : 3؛ سدیدالسلطنه، 1362: 38؛ اقتداری، 1354: 525؛ حمیدی، 1380: 495). عروض، قافیه و بدیع را نیز نزد میرزا‌حسین معتقد اهرمی آموخت. همچنین برای تکمیل تحصیل علوم ادبی مدتی نزد ملاحسن کبکانی متخلص به محمود به تلمذ پرداخت (حمیدی، همان: 41 و 498).

     سدیدالسلطنه همچنین حدود سه ماه  نزد سید ‌جمال‌الدین اسدآبادی به تحصیل علوم جدید پرداخت. گذشته از اشخاص نامبرده، هرجا‌ عالم یا دانشمندی می‌یافت، مطلبی می‌آموخت. چنان‌که در سفر به دارالخلافه تهران به روزگار مظفری و دوره اسارت رضاخانی، مدتی در محضر میرزا‌محمود خوانساری‌ و استاد ادیب پیشاوری‌ در ادبیات و حاج‌ملاعلی کنی و حاج‌‌ملاعلی واعظ کازرونی به تعلیم مشغول بود (سدیدالسلطنه، 1362: 529، 551 و 559). در 1304ق. به مدرسه تازه‌تأسیس پروتستان‌ها در بوشهر رفت و به مدت شش‌ ماه به تحصیل زبان انگلیسی مشغول شد، اما با تعطیل شدن مدرسه به فتوای علما، آموزش زبان انگلیسی ناتمام ماند (سدیدالسلطنه، 1315، ضمیمه اللطیفه: 3). به استناد نوشته‌های ‌1305 و 1306ق. وی،‌ در رکاب پدرش حاج‌احمدخان در فتح بندر لنگه و سرکوب شیخ آنجا در 1304ق. شرکت داشت و پس از پایان پیروزمندانه مأموریت، مفتخر به دریافت درجه سرهنگی شد.

     سدیدالسلطنه مسافرت‌های تحقیقاتی خود را از 1306ق. آغاز کرد و سرزمین‌های داخلی ایران و سرزمین‌های جنوبی خلیج فارس از‌جمله عمان و مسقط را درنوردید و مقدمات نگارش‌های خود را فراهم آورد (سدیدالسلطنه، 1315: 4). در‌ 1313ق.، هنگام قتل ناصرالدین‌شاه، مأمور حفظ امنیت بندر عباس و مرزهای آن حدود شد. در همین سال، در غیاب حسام‌السلطنه والی بوشهر و با تصویب ملک‌التجار و معین‌التجار بوشهری به نیابت حکومت و در [ابتدای] 1314ق. به حکومت بوشهر منصوب شد (حمیدی، همان: 246). پس از چندی به دربار ملوکانه احضار شد (سدیدالسلطنه، 1315: 4؛ سدیدالسلطنه، 1362: 22) و نخستین سفر به داخل ایران را تجربه کرد. در هنگامه این سفر‏، کتاب التدقیق فی السیر الطریق را نوشت (همان). در تهران بود که به خواست نظام‌السلطنه مافی، مفاتیح الادب را نگاشت و به مظفرالدین‌شاه تقدیم کرد (سدیدالسلطنه، 1315: 4). شاه در 1315ق لقب «سدیدالسلطنه» را به وی اعطاء کرد (سدیدالسلطنه، 1362: 410-411).

     پس از دو سال توقف در تهران در ابتدای 1316ق. به بوشهر بازگشت (حمیدی، همان: 496) و به ریاست تذکره بوشهر منصوب شد (همان؛ سدیدالسلطنه، 1362: 445 و 468). در ‌این زمان، حکومت بنادر با احمدخان دریا‌‌بیگی بود و وی در غائلة‌ بندر لنگه همراه با محمدبن خلیفه شرکت کرد (سدیدالسلطنه، 1362: 609-608 و 628). با از‌خود‌گذشتگی که در فتح بندر لنگه از خود نشان داد، پله‌های ترقی را با شتاب بیشتر پیمود. در 1317-1316ق. به ریاست تذکره خلیج فارس و در 1318ق. به کفالت کارگزاری بنادر و دریافت پالتوی شمسه مرصع- خورشیدنشان- نائل شد. در 1319ق. موفق به دریافت تمثال ملوکانة همایونی شد (سدیدالسلطنه، 1362: 468؛ اقتداری، همان: 527). سپس به‌سبب تحقیقات گسترده به‌ویژه در‌خصوص‌ خلیج فارس، نشان درجه سوم «سنت آنا» را در 1903م./ 1321ق./ 1282ش. از دولت روسیه دریافت کرد (سدیدالسلطنه، 1362: 468؛ حمیدی، همان: 497). در 1903م وکالت کنسولگری روس در بندر لنگه و بندر عباس را پذیرفت و این سمت را تا 1908م. در بندر لنگه و از 1921-1908م. در بندر عباس عهده‌دار بود. در 1906م/ 1324ق. از‌طرف دولت فرانسه نشان «پالم آکادمیک» را دریافت کرد (سدیدالسلطنه، 1371: 282؛ حمیدی، همان: 497).

     در 1329ق. و در سن چهل سالگی، اطلاعاتی را که درباره بندر عباس با عنوان اعلام الناس فی الاحوال بندر عباس گردآوری کرده بود را به چاپ رساند (سدیدالسلطنه، 1363: 1). در 1345ق./1305ش. از بندر عباس به بندر بوشهر نقل مکان کرد و عهده‌دار منصب معاونت کارگزاری بنادر شد. در همین دوره بود که به گردآوری گزارش‌های یمین‌الممالک میرزا اسدالله‌‌خان اسفندیاری نوری، کارگزار خلیج فارس در 1301ش.، پرداخت و آن را تحت عنوان سفرنامه یا سیاحت‌نامه میرزا اسدالله‌خان اسفندیاری نوری چاپ کرد.

     سدیدالسلطنه معاونت کارگزاری بنادر را عهده‌دار بود که در 1306 یا 1307ش. از‌سوی سردار انتصار، حاکم بنادر جنوب، به نیابت حکومت بنادر جنوب منصوب کرد (حمیدی، همان: 497). این آخرین منصب سیاسی وی بود. زیرا با ظهور رضان‌خان، سردار سپه، در آسمان سیاست ایران، ستاره بخت سدیدالسلطنه رو به افول گذارد و مورد غضب رضاخان قرار گرفت (یاحسینی، 1379). در نتیجه، در 4‌ اردیبهشت 1307ش.، آنچنان‌که از سروده‌های حبسیات او برمی‌آید‌، به اتهام مالی در بوشهر دستگیر و به تهران اعزام‌ و زندانی شد. اما پس از 67 روز حبس، با وساطت و کفالت محمدجواد‌‌خان امیر‌همایون پسر حاج‌آقا‌محمد معین‌التجار، نماینده اول تهران در مجلس شورا، و با کمک سرتیپ درگاهی، رئیس کل شهربانی وقت، و سرهنگ فضل‌الله‌خان بهرامی، رئیس تامینات نظمیه‌، در 11 تیر/13 محرم از زندان رهایی یافت. سپس، آزرده‌خاطر از بوشهر به بندر عباس رفت و باقی عمر را در میناب و توابع عباسی‌ به مطالعه و نگارش پرداخت. سدید‌السلطنه‌ پس از نزدیک به 11 سال انزوا در 14 مرداد 1320/11 رجب 1360 در‌گذشت و در قبرستان «سید‌کامل» بندر عباس به خاک سپرده شد (حمیدی، همان: 405؛ سدیدالسلطنه، 1362: 411- 404 و 381).

     سدیدالسلطنه در عصر خود با بیشتر رجال آن دوره همچون محمد مصدق، محمدجواد‌‌خان امیرهمایون سعدالدوله، نظام‌السلطنه مافی، مخبرالدوله، سید ‌عبدالله بهبهانی، ملا‌علی کنی، فروغی، فسائی، اقبال آشتیانی، تقی‌زاده، ادیب پیشاوری، فرصت، شوریده شیرازی و ... مراوده داشت. در زمان حضور در تهران به‌ویژه در سفر نخست، در جلسات ادبی حضوری فعال داشت. همچنین با روزنامه‌های آن عصر همچون روزنامه‌های بامداد، ستاره جهان، تربیت، کاوه، آینده، ارمغان و ... مکاتبه داشت و مقالاتی برای آنها تألیف یا ترجمه می‌کرد.

     سدیدالسلطنه یکی از پرکارترین پژوهشگران عصر خویش به‌ویژه در جنوب ایران به‌شمار می‌آمد و آثار فراوان از وی بر جای مانده است. از ویژگی مهم و ارزشمند آثار وی، تأکید بسیار بر صحت و درستی مطالب است و تا امری بر وی محقق نمی‌شد، به ثبت آن نمی‌پرداخت. فرامرزی در کتاب کریم‌خان زند دراین‌باره می‌نویسد: «سدیدالسلطنه مردی بسیار راستگو بود و بسیار تحریر حقیقت می‌نمود و اهل مطالعه در اوضاع خلیج فارس بود و سعی داشت که در معلومات و اطلاعات خود حقیقتی را بیان کند» (فراشبندی، 1365: 58). همچنین تقی‌زاده در‌باره او می‌نویسد: «از نوشته‌های مشارالیه پیداست که به طریق انتقادی ضبط و تحقیق علمای سلف عرب و معاصرین فرهنگی آشناست و در تواریخ و اسما دقت لازم دارد» (تقی‌زاده، همان: 48).

     تألیفات سدیدالسلطنه را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: 1. تألیفات اصلی؛ 2. مقالات و رساله‌ها؛ 3. ترجمه‌ها، خلاصه‌شده‌ها و گردآوری‌شده‌ها؛ 4. سفرنامه‌ها و دفتر خاطرات.

     تألیفات اصلی او به شرح زیر است:

1. مفاتیح الادب فی التواریخ العرب. سدیدالسلطنه این کتاب را به امر حسین‌قلی‌خان نظام‌السلطنه در 1314ق. نگاشت: «در احوال سلسله حالیه شیوخ و امرای جزیرة‌العرب و بر چار مفتاح ساخته: مفتاح اول راجع‌‌به مسقط و عمان، مفتاح دوم راجع‌‌به بحرین، مفتاح سوم و چهارم راجع‌به کویت و نجد که مفاتیح اول و دوم در همان‌جا به پایان رسیده و تقدیم دربار ملوکانه عصر مظفرالدین شاه داشته...» (سدیدالسلطنه، 1315: 2). در 1315ق. مفتاح دوم را در باب بحرین همراه با اضافاتی چاپ و به دربار مظفرالدین‌شاه تقدیم کرد. این کتاب‌ در چهار بخش و یک تقریض به چاپ رسید: بخش اول در تاریخ بحرین؛ بخش دوم به نام بقیه نقیه در شرح حال استاد خویش میرزا‌حسین معتقد اهرمی؛ بخش سوم ضمیمه‌‌اللطیفه در شرح حال خودش؛ بخش چهارم شامل سروده‌های وی است همراه با تقریضی از ذکاءالملک فروغی بر مفاتیح الادب.

2. شقایق‌النعمان فی احوال مسقط و عمان. این کتاب باید همان مفتاح اول مفاتیح ادب باشد که خیلی کوتاه بوده و در حاشیه کتاب سال نگارش آن 1307ق. آمده است (دانش‌پژوه: 370-350).

3. برهان‌السدید فی احوال آل بوسعید. این کتاب همان کتاب پیشین است که سدیدالسلطنه چنانچه خود اشاره دارد اطلاعات و آگاهی‌های خود را وسعت بخشیده و به‌صورت جداگانه در احوال مسقط و حکومت امامان آنجا یعنی خاندان حمد‌بن سعید نگاشته و در 1333ق. به پایان رسانده و آن را به سید تیموربن فیصل، امام مسقط در عصر خود، تقدیم کرده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین تألیفات اوست و از جهت استناد و میزان دقت مورد توجه است (سدیدالسلطنه، 1363: 288-277).

4. المغاص اللئالی و منار اللیالی. در احوال بنادر و جزایر خلیج فارس که در چهل سالگی آن را نگاشته و به سال 1332ق. به پایان رسانده است (دانش‌پژوه، همان: 356). این کتاب در دو جلد: جلد نخست درباره بخش‌های جنوبی و دیگری دربارة بخش‌های شمالی خلیج فارس است و مطالب مربوط به سواحل شمالی خلیج فارس به همت احمد اقتداری به نام سرزمین‌های شمالی پیرامون خلیج فارس در یک‌صد سال اخیر به چاپ رسیده است.

5. اعلام‌الناس فی احوال بندر عباس. این کتاب در احوال بندر عباس و مضافات آن است که نگارش آن در 18 صفر 1347 به پایان رسیده است (سدیدالسلطنه، 1371: 21؛ سدیدالسلطنه، 1363: 287). قابل توجه است که سدیدالسلطنه در جای دیگر تاریخ نگارش آن را 1311 می‌داند. گرچه شاید اولی سال نگارش و دومی سال انتشار آن باشد. این کتاب به همت احمد اقتداری به نام بندر عباس و خلیج فارس به چاپ رسیده است.

6. المناص فی الاحوال الغوض و الغوّاص. سدیدالسلطنه این کتاب را در پاسخ به پرسش سید‌ عبدالله‌خان معاضدالسلطان، نماینده دو وزارتخانة خارجه و فوائد عامه، در 1302ش نگاشت و پس از تکمیل آن با چند نقشه در 1303ش./ 1344ق. آماده چاپ کرد، ولی آن را با اجبار به نام رضاشاه پهلوی در 19 مرداد 1308 در تهران به چاپ رساند. اصل کتاب یک پیوست به نام حکومت جواسم بندر لنگه دارد (دانش‌پژوه: 263).

7. مشوش‌نامه. در حقیقت جُنگ شعری است که سدیدالسلطنه از شاعران و سرایندگان معاصر خود نقل کرده و پس از چندی بخشی از اشعار حبسیه خود را بدان افزوده است.

8. مجموعه الظرائف. در حقیقت مطالبی پراکنده است که با مقدمه‌ای عربی آغاز می‌شود و نخستین ظریفه، قصیده‌ای از فرصت شیرازی است. سپس مجموعه‌ای شعر نو،‌ نثر و قواعد حساب، اشعار شعرای متقدم و متأخر، قواعد تلگراف، خاطرات و شرح حال شعرا،‌ چند سروده فارسی و عربی را در خود جای داده است (سدیدالسلطنه، 1363، مقدمه).

     از سدیدالسلطنه مقالات و رساله‌هایی در موضوعات پراکنده بر جای مانده است که عبارت‌انداز: 1. رساله آقاخانی‌ها؛ 2. احوال بندر لنگه با بخشی درباره جواسم؛ 3. اخبار مسقط و عمان؛ 4. اصطلاحات کشتی و کشتیرانی؛ 5. اوزان چو؛ 6. لشکر؛ 7. بوشهر در 1332ق؛ 8. تجارت‌خانه‌های بوشهر؛ 9. تعلیقی بر خوارج؛ 10. حکومت جواسم در لنگه؛ 11. لغات محلی بندر عباس؛ 12. مملکت مسقط و عمان؛ 13. سوادنامة سدیدالسلطنه به مقامات تهران (در دو دفتر)؛ 14. احوال اهرم و تنگستان؛ 15. یادداشت‌های چهل ساله.

     ازآنجاکه سدیدالسلطنه مسلط بر زبان عربی و انگلیسی بود و فرانسه و روسی را هم به قدر نیاز می‌دانست، ترجمه‌های بسیار همراه با خلاصه‌نویسی‌ها و گردآوری‌ها از وی بر جای مانده است ازجمله: 1. ترجمه کتاب محرمانه انگلیسی‌ها به نام راپرت نظامی در ایران، چاپ 1912م، دربارة جزیره عبّادان و محمره و خوزستان که سدیدالسلطنه برای رونق، جلد دوم المغاص اللئالی و منار اللیالی را بر آن افزوده است؛ 2. مهدی سودانی؛ 3. تاریخچه وهابی‌ها؛ 4. خلاصه فارسنامه ناصری؛ 5. منتخب دیوان ازرقی؛ 6. انتخاب اشعار از جریده اکلیل؛ 7. تدوین و گردآوری و فهرست‌بندی سفرنامه یا سیاحت‌نامه یمین‌الممالک میرزا اسداله‌خان نوری اسفندیاری؛‌ 8. مجموعه النوادر که شامل مطالب تاریخی و اشعار شعرای جنوب ازجمله سروده‌های استادش ملاحسن کبکانی متخلص به محمود که نزدیک 6000 بیت است، این مجموعه به همت سدیدالسلطنه در بمبی به چاپ رسیده
است (همان).

     سفرنامه‌ها و خاطرات سدیدالسلطنه به شرح زیر است:

1. مجموعه سفرنامه‌های به نام التدفیق فی السیر الطریق که شرح سفری است که سدیدالسلطنه به روزگار قاجاریه در 1309ق به دارالخلافه تهران و زیارت حضرت رضا داشته است؛ 2. خاطرات و روزنامه‌ها از 1275-1309ق؛ 3. خاطرات 1304ق؛ 4. خاطرات 1311 و1310؛ 5. خاطرات 1314 ؛ 6. خاطرات 1318ق؛ 7. خاطرات 1904؛ 8. خاطرات 1916؛ 9. خاطرات 1339؛ 10. خاطرات 1301-1302؛ 11. خاطرات 1304-1306ش؛ 12. خاطرات تهران 1307-1309؛ 13. خاطرات از 21 ربیع‌الاول.

     سدیدالسلطنه به سرودن شعر نیز علاقه داشت و سه تخلص به‌کار می‌برد: «عاری» که تخلص اصلی وی بود و آن را به درخواست استادش، معتقد اهرمی، پذیرفته بود. «نهانی» و «سدید» از دیگر تخلص‌های وی بودند. از او سروده‌های بسیار بر جای مانده که ازنظر موضوعی و قالب به چهار گروه تقسیم می‌شود:

1. غزلیات سدیدالسلطنه که در مفاتیح الادب به چاپ رسیده است؛ 2. مثنوی‌ها و قطعاتی که در مدح و ستایش بزرگان ازجمله مظفرالدین‌شاه، نظام‌السلطنه مافی،‌ مخبرالدوله و سایرین سروده است؛ 3. حبسّیات یا اشعار حبسیه که همان سروده‌های وی در زندان است که به تأسی و پیروی از مسعود سعد سلمان در شکایت و گله از زمانه سروده است؛ 4. اشعاری با موضوعات متفرقه، مانند سروده‌های کوتاه و ترهات.

 

اقتداری، احمد. 1354، «سدیدالسلطنه»، مجله راهنمای کتاب. سال هجدهم، بخش دوم.
تقی‌زاده، حسن. 1348، سید جمال‌الدین اسدآبادی معروف به افغانی. تبریز: سروش.
حسینی فسائی، حسن‌بن ‌حسن. 1367، فارسنامه ناصری. ج 1. تهران: امیرکبیر.
حمیدی، جعفر. 1380، فرهنگ‌نامه بوشهر. تهران: سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی.
خورموجی، محمدبن ‌جعفربن ‌محمدعلی. 1344، حقایق الاخبار ناصری، تاریخ قاجار. به کوشش حسین خدیوجم، تهران: زوار.
دانش‌پژوه، محمدعلی. فهرست نسخ خطی دانشگاه تهران. ج 17. تهران: دانشگاه تهران.
سدیدالسلطنه، محمدعلی. 1315، مفاتیح الادب فی تواریخ العرب. تهران: چاپ سنگی، کتابخانه مجلس ش 323/5.
سدیدالسلطنه، محمدعلی. 1362، سفرنامه سدیدالسلطنه «التدقیق فی سیر الطریق»، تصحیح و تحشیه از احمد اقتداری. تهران: به‌نشر.
سدیدالسلطنه، محمدعلی. 1363، بندر عباس و خلیج فارس «اعلام الناس فی احوال بندر عباس»، تصحیح و مقدمه از احمد اقتداری، به کوشش علی ستایش. تهران: دنیای کتاب.
سدیدالسلطنه، محمدعلی. 1370، تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران، تصحیح و تحشیه احمد اقتداری. تهران: دنیای کتاب.
سدیدالسلطنه، محمدعلی. 1371، سرزمین‌های شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان در صد سال پیش 1324-1332ق. تهران: جهان معاصر.
فراشبندی، علیمراد. 1365، جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری. تهران: انتشار.
یاحسینی، قاسم. «ویژه‌نامه احمد اقتداری»، فصلنامه فرهنگی پژوهش. شیراز: بنیان فارسی‌شناسی، سال دوم، ش 4، 1379.