دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

سدیدالدوله کبابی

Sadid ud-Dowleh Kabābi
نویسنده

     حاج احمدخان سدیدالدوله کبابی بندر عباسی (1353-1315ق.) پدر محمدعلی‌خان سدیدالسلطنه کبابی، نویسنده و مورخ نامی عصر قاجار و پهلوی اول و چهارمین فرد از خاندان کبابی. احمدخان در 1253ق./1216ش. در خانواده‌ای بندر لنگه‌ای و درست‌تر بندر کنگی (سدیدالسلطنه، 1370: 193؛ همو، 1363: 88-87) و به احتمال زیاد در مسقط به دنیا آمد. نیای نخستِ سرتیپ حاج احمدخان، حاج علی‌شاه بود و در لشکرکشی نادر به فرماندهی محمدتقی‌خان افشار به مسقط در 1155ق. (همان: 83 و 87-86؛ حسینی فسائی، 1367: 564) منصب دریابیگی داشت. پس از وی دیگر رجال این خانواده عبارت‌انداز: حاج حسن‌شاه، حاج محمدعلی، پدر حاج احمدخان، و محمدعلی‌خان سدیدالسلطنه کبابی، فرزند وی. از دورة کودکی حاج احمدخان هیچ اطلاعی در دست نیست. نخستین‌بار در 1274ق. زمانی‌که سید سعیدبن حمد (حک. 1856-1806م.)، امام مسقط، در 1273ق. درگذشت و سید ثوینی (1856-؟م.) جانشین پدر شد (حسینی فسائی، همان: 823)، وزارت خود را به احمدخان سپرد که 21 ساله بود. سید ثوینی سپس در کنار منصب وزارت، سمت پیشکاری و حکومت بندر عباس را، که در اجارة حکومت مسقط بود، در 1276ق. به او واگذار کرد (همان).

     سید ثوینی را پسرش، سید سالم، پس ‌از چندی کشت و خود بر جای پدر نشست. در آغاز، حاج احمدخان از پذیرش وزارت امام جدید خودداری کرد و به شیراز رفت و خواهان حکومت لنگه شد. اما پس ‌از چندی به‌سبب کارشکنی عمال و دیوانیان آزرده‌خاطر و با پافشاری انگلیسی‌ها و بزرگان آن خطه به مسقط بازگشت و وزارت سید سالم را پذیرفت و شورش‌هایی را که ضد امام جدید به وقوع پیوسته بود، با تدبیر مهار کرد. اما ثوینی برای حفظ جان خویش و خانواده‌اش از دست شورشیان عمان به جزیرة قشم فرار کرد. متعاقب آن، حاج احمدخان به‌سرعت عموی وی، سید ترکی، را که زندانی بود بر تخت سلطنت نشاند، اما خود از پذیرش وزارت او عذر خواست و راهی ایران شد (سدیدالسلطنه، 1363: 159-158).

     حاج احمدخان در آغاز 1286ق. به ایران بازگشت و پس از ورود، حکومت بندر عباس را از حسام‌السلطنه، والی فارس، درخواست کرد که مورد موافقت قرار گرفت و در همان سال، حکم حکومت بندر عباس به نام وی صادر شد. سال‌های پیشکاری و سپس حکومت او بر بندر عباس با دو رویداد مهم همراه بود:

1. فتح اول بندر لنگه و شکست حاکم قاسمی آن، که مردم به‌ویژه بازرگانان از دست وی به تنگ آمده بودند (سدیدالسلطنه، 1370: 195-194)؛

2. فتح بندر عباس و شکست سپاه شیخ سعید مسقطی و مصطفی‌خان بستکی، حاکم بستک، که با یکدیگر متحد شده و بر بندر عباس هجوم آورده بودند. اهمیت این فتح برای حکومت چنان بود که حاج احمدخان ازسوی والی فارس و شخص ناصرالدین‌شاه مورد لطف و محبت قرار گرفت و خلعت و هدایای ارزشمند همراه با فرمان دوبارة حکومت بندر عباس برای او فرستاده شد.

     حاج احمدخان تا پایان 1289ق. حکومت بندر عباس را در دست داشت و در پایان این سال به‌‌رغم همة شایستگی‌ها با دسیسه و کارشکنی دیوانیان مورد بی‌مهری بزرگان دولت قرار گرفت و معزول شد (حسینی فسائی، همان: 840؛ سدیدالسلطنه، 1363: 71). او پس ‌از این رویداد، ازسوی والی فارس به‌سمت نمایندگی ایران در بغداد منصوب شد (تقی‌زاده، 1348: 49-47؛ سدیدالسلطنه، 1315: 2) و تا 1291ق. این آخرین سمت و منصب سیاسی و حکومتی را عهده‌دار بود. پس ‌از این، دیگر سمتی را نپذیرفت و فقط به‌سبب نفوذ و احترامی که داشت برای کیاست و کاردانی، مأموریت‌هایی مهم به او واگذار می‌شد. در 1304ق. مأمور فتح دوم لنگه و اخراج همیشگی قواسم از آن بندر شد (سدیدالسلطنه، 1315: 2 و 3) و این مأموریت را، که فرزندش سدیدالسلطنه در رکابش بود با پیروزی به پایان رسانید و ازطرف دولت مفتخر به دریافت یک قبضه شمشیر همراه با هدایای دیگر شد (سدیدالسلطنه، 1370: 197-196). پس ‌از چندی، دولت ایران با مشاهده رونق تجارت مروارید در خلیج فارس، به فکر استخراج و تجارت آن افتاد. ازاین‌رو، گروهی را به سرپرستی حاج احمدخان به همراه کشتی پرسپولیس مأمور صید مروارید کرد (همان: 18). اما به‌علت کارشکنی خوانین و حکام قبلی، که منافع خود را در خطر می‌دیدند، از این مأموریت نتیجه‌ای حاصل نشد. در 1309ق. او در رکاب حسینقلی‌خان نظام‌السلطنه مافی مأمور بازرسی از جزایر و بنادر خلیج فارس شد که حاصل این مأموریت، سفرنامه‌ای است که او پس‌ از بازگشت نوشت و نسخه خطی آن در دانشگاه تهران موجود است (سدیدالدوله، [بی‌تا]: 3-1).

     پس از قتل ناصرالدین‌شاه و آغاز به کار مظفرالدین‌شاه در 1313ق. مأموریت یافت با سفر به ابوظبی بر سر جزایر چهارگانه مورد ادعای شیوخ آن مصالحه کند. اما این مذاکرات به‌رغم کوشش‌های فراوان حاج احمدخان به‌سبب کارشکنی نمایندة انگلستان نتیجه‌ای نداشت (جناب، 1349: 165).

     در آن هنگام، شیخ رأس‌الخیمه ادعای مالکیت بر جزایر چهارگانة ابوموسی، تنب کوچک و بزرگ و جزیرة سیری را داشت. حاج احمدخان دست به کاری بزرگ زد که امروزه یکی از اسناد حقانیت مالکیت ایران بر این جزایر است. بدین شرح که او نزد رؤسای طوایف عرب منطقه، مانند شیخ حسن‌بن عبدالله معین از شیوخ بنی‌معین، عبیدبن جمعه از طایفه بنی‌یاسِ هنگام، شیوخ هُوله ساکن جزیره سیری، طایفه سودانی سکنة جزیره سیری و طوایف عرب ساکن بندر کنگ و بندر لنگه رفت و از آنها دست‌خطی به زبان عربی و ممهور به مهر رؤسای این طوایف گرفت. همگی آنها تأیید و تأکید کردند که جزایر مزبور از دیرهنگام در مالکیت ایران بوده و نیاکانشان این جزایر را از حاکم لنگه اجاره کرده‌اند و ادعای شیخ رأس‌الخیمه در مورد آنها بی‌پایه و اساس است (سدیدالسلطنه، 1370: 375-373).

     در 1313ق. شورشی به‌وسیله ملک‌التجار بوشهری در بندر بوشهر علیه محمدرضا‌خان قوام‌الملک حکمران ترتیب داده شد که حاج احمدخان و تنی چند از بزرگان از حکمران پشتیبانی کردند. اما شورشیان توانستند حکمران را معزول کنند. ازاین‌رو، در پی آزار حامیان قوام‌الملک برآمدند. حاج احمدخان تصمیم سفر به دارالخلافه و زیارت حضرت رضا (ع) را گرفت (سدیدالسلطنه، 1362: 11-10) و در همین سال رهسپار سفر شد. نخست در اصفهان خدمت ظل‌السلطان رسید و مورد لطف وی قرار گرفت. سپس به تهران رفت و ازسوی مظفرالدین‌شاه در 1315ق. به دریافت لقب «مجاهد دیوان» مفتخر شد (همان: 273) پس‌ از آن، عازم زیارت حضرت رضا (ع) شد و در راه بازگشت در 17 جمادی 1315 در شهر ری جان را به جان‌آفرین تسلیم کرد. پیکر او پس از ادای نماز به امامت سید عبدالله بهبهانی در ابن‌بابویه در بقعه حاج آقا عارف محلاتی به خاک سپرده شد (همان: 283-282؛ سدیدالدوله، همان: 1). او غیر از کبابی (اقتداری، 1354: 553-552) پسوندهای مسقطی، شیرازی، مینابی و بندر عباسی هم داشت و از دربار قاجار القاب و درجاتی چون سرهنگ، سرتیپ، میرپنجه، مجاهد دیوان و سدیدالدوله را دریافت کرد.

     وی مورد ستایش شعرای بنام عصر خویش چون وقار، مشتری، نجات، ضیغم، اختر، میرزا حسین معتقد اهرمی، پیغمبر دزدان و غیره بود. دستی در سرودن شعر داشت و احمد تخلص می‌کرد (دانش‌پژوه، [بی‌تا]: 355) و سروده‌های بسیار در سوگ ائمه و غزلیات و مثنوی‌هایی از وی بر جای مانده است. او همچنین تألیفاتی دارد که عبارت‌انداز:

1. سفرنامه به زبان فارسی (همان: 357) که شرح مسافرتی است در رکاب نظام‌السلطنه مافی برای بازرسی از جزایر و بنادر در 1309ق.؛

2. انساب العرب (همان: 358) به زبان عربی که در نسب‌شناسی و شرح نسب برخی از صحابه و دیگر بزرگان صدر اسلام است و تألیف آن در 1311ق. به پایان رسید؛

3. الاحجار و المعدنیات (همان: 359) به زبان عربی که در دانش معدن‌شناسی، کانی و گوهرشناسی است؛

4. دیوان اشعار (همان: 370-360) که جُنگ شعری است از شعرایی که به ستایش احمدخان پرداخته‌اند. همچنین بخشی از اشعار و سروده‌هایش در این دیوان آمده است؛

5. گزارشات حاج احمدخان شامل گزارشات و نامه‌های حاج احمدخان که با امضا و مهر وی در مرکز اسناد وزارت خارجه در بخش دوره ناصری نگهداری می‌شود.

اقتداری، احمد. 1354، کشته سدیدالسلطنه کبابی. راهنمای کتاب. سال هجدهم، بخش دوم.
تقی‌زاده، سید حسن. 1348، سید جمال‌الدین اسدآبادی. تبریز: سروش.
جناب، محمدعلی. 1349، خلیج فارس و آشنایی با امارات آن. تهران: چاپ شریعت و شرق.
حسینی فسائی، میرزا حسن. 1367، فارسنامه ناصری. به تصحیح منصور رستگار فسایی، ج 1، تهران: امیرکبیر.
دانش‌پژوه، محمدعلی. [بی‌تا]، فهرست نسخ خطی دانشگاه تهران. ج 17. تهران: دانشگاه تهران.
سدیدالدوله کبابی، حاج احمدخان. [بی‌تا]، سفرنامه. نسخه خطی، کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران، شماره 9385.
سدیدالسلطنه کبابی، محمدعلی‌خان. 1315، مفاتیح الادب فی التواریخ العرب. تهران: چاپ سنگی کتابخانه مجلس به شماره 323/5.
____. 1362، التدفیق فی السیر الطریق (سفرنامه). تصحیح احمد اقتداری، به کوشش علی ستایش بهنشر. تهران: جهان معاصر.
____. 1363، اعلام الناس فی احوال بندر عباس (بندر عباس و خلیج فارس). احمد اقتداری، به کوشش علی ستایش، چ 2. تهران: جهان کتاب.
____. 1370، مغاص اللئالی و منار اللیالی (سرزمین‌های شمالی پیرامون خلیج فارس در یک‌صد سال اخیر). تصحیح و تحشیه احمد اقتداری، به کوشش علی ستایش، چ 1. تهران: جهان معاصر.
.