دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

بوی پیراهن یوسف

نویسنده
فیلمی به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا با موضوع آزادی اسیران ایرانی.
فیلم سینمایی بوی پیراهن یوسف در 1374 به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا ساخته شده است. مضمون فیلم، انتظار امیدباورانة پدری برای بازگشت فرزند رزمنده‌اش است.
دایی غفور پدرِ این رزمنده و رانندة تاکسی فرودگاه است؛ همة اسناد و مدارک دلالت بر این دارند که پسر دایی غفور، یوسف، در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به شهادت رسیده است، اما او بر این باور است که پسرش زنده است. دایی غفور نه تنها حرف دامادش اصغر را، که همرزم یوسف بوده، نمی‌پذیرد، بلکه به پلاک یوسف، که از شکم یک کوسه بیرون آمده است، نیز باور ندارد. او امیدوارنه منتظر است تا پسرش بازگردد.
در این روزها، شهر حال‌وهوای خاصی دارد؛ در هر کوی و برزن، آزاده‌ای بر دوش مردم به خانه برمی‌گردد. دایی غفور در فرودگاه، با مسافری آشنا می‌شود که از اروپا به ایران آمده است؛ شیرین در پیِ یافتن نشانی از برادرش خسرو است که به جنگ رفته و خبری از او ندارد. دایی غفور تمام تلاشش را به‌کار می‌گیرد تا به شیرین کمک کند. شیرین آن شب، نمی‌تواند به خانة پدری‌اش برود؛ بنابراین دایی غفور او را به خانه، نزد دخترش می‌برد و همین آشنایی دوستی صمیمانه‌ای میان شیرین و دخترِ دایی غفور را در پی دارد. دخترِ دایی غفور



ماجرای شهادت یوسف و عدم پذیرش پدرش را برای شیرین تعریف می‌کند و فیلمی نیز از یوسف به او نشان می‌دهد.
تا اینکه اسیری آزاده، که در عراق هم‌بندِ خسرو بوده، با شیرین تماس می‌گیرد و می‌‌گوید اطلاعاتی از خسرو دارد. شیرین به همراه دایی غفور به دیدن این آزاده می‌روند و خبر سلامتی و آزادی قریب‌الوقوع خسرو را دریافت می‌کنند. اما این، حقیقت ماجرا نیست؛ چرا که آزاده، دایی غفور را به کناری می‌کشد و با عذر اینکه نتوانسته حقیقت را به شیرین بگوید، پرده از سرنوشت خسرو برمی‌دارد:
«اسیر: من تا اینجا هر چی از دکتر گفتم، دروغ نبود.
دایی غفور: خوب؛ خدارو شکر.
اسیر: ولی یه چیزی را جرأت نکردم بگم، اونم...
دایی سکوت کرده است. ناگهان با حالتی به کوچه نگاه می‌کند. شیرین سر کوچه رسیده است.
اسیر: یه روز تو اردوگاه شورش شد. همین اواخر، سر فوت امام. بچه‌ها ریختند سر ضابط‌ها. یه افسر بعثی که بی‌احترامی کرده بود، خیلی کتک خورد. دیگه از حال رفت. اونا دکتر مسعود رو برای پانسمانش بردن، ولی مثل اینکه افسر تموم می‌کنه. اونا یخة دکتر رو می‌گیرن که تو عمداً کشتی.
دایی: خوب!
اسیر: دکتر رو بردن.
دایی: خوب!
اسیر: دیگه هیچی.
دایی نگاه می‌کند.
اسیر: من جرأت نکردم به خواهرش بگم.
دایی: چی رو بگی؟
اسیر: اعدام دکتر رو.
دایی: مگه اعدامش کردن؟
اسیر: این‌طور میگن.
دایی: میگن؟! شما خودت دیدی؟
اسیر: نه قرار همین بود. بردنش.
دایی لحنی عصبی گرفته است. اسیر متوجه شده است.
دایی: کسی اعدامشو دیده؟
اسیر: نه!
دایی: جَوون ببخش. چطور دلتون میاد چیزی را که هیچ‌کس ندیده و فقط شنیده براش حکم بدین؟ این‌قدر زود تصمیم نگیرید؛ زندگی این‌قدر هم ساده نیست.» (حاتمی‌کیا، 1380: 45-46)
اصغر، داماد دایی غفور که برای معالجة مجروحیتش در جنگ به آلمان رفته، سفرش را ناتمام می‌گذارد و به ایران برمی‌گردد؛ او هم مانند دایی غفور تا حدودی به این باور رسیده است که یوسف زنده است؛ بنابراین به مرز قصر شیرین، محل ورود آزادگان، می‌رود.
شیرین، که در تدارک برپایی مراسم استقبال از خسرو است، از حقیقت ماجرا آگاه می‌شود و به دایی غفور معترض می‌شود که می‌خواسته او را هم مانند خودش، اسیرِ توهمِ بازگشت عزیزش کند و بدین‌ترتیب قصد بازگشت می‌کند. شبی که شیرین قصد رفتن به پاریس را دارد، اصغر تلفنی به دایی غفور خبر می‌دهد که اطلاعاتی از خسرو به‌دست آمده و او به‌زودی به ایران بازمی‌گردد. دایی غفور به همراه شیرین، شبانه به‌سمت قصر شیرین حرکت می‌کنند. صبح روز بعد، درحالی‌که شیرین در میان آزادگان به دنبال خسرو می‌گردد، ناباورانه یوسف را می‌بیند و مژدة بازگشت پسر دایی غفور را به او می‌دهد.
نویسندگی و کارگردانی بوی پیراهن یوسف را ابراهیم حاتمی‌کیا، برعهده داشته است. او متولد 1340 در تهران و فارغ‌التحصیل فیلم‌نامه‌نویسی از دانشکدة سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. حاتمی‌کیا فعالیت هنری خود را با ساخت فیلم‌های مستند و کوتاه دربارة دفاع مقدس آغاز می‌کند. دیده‌بان، مهاجر، آژانس شیشه‌ای، از کرخه تا راین، به نام پدر، به رنگ ارغوان، دعوت، گزارش یک جشن، چ و بادیگارد از دیگر آثار این کارگردان است. بسیاری از فیلم‌های حاتمی‌کیا موفق به کسب جایزه از جشنواره فیلم فجر شده است.
در این فیلمِ 96 دقیقه‌ای، علی نصیریان در نقش دایی غفور، نیکی کریمی در نقش شیرین، جعفر دهقان در نقش اصغر، شیرین بینا در نقش دخترِ دایی غفور، قاسم زارع در نقش اسیر آزاده ایفای نقش می‌کنند. مجید انتظامی با ساخت موسیقی متن این فیلم، اثری ماندگار خلق می‌کند. علی نصیریان، به‌سبب بازی در این فیلم، بازیگر برگزیدة ششمین دوره جشنواره فیلم دفاع مقدس می‌شود.
فیلم‌نامة بوی پیراهن یوسف در 1380 در قالب کتاب توسط انتشارات کاووش به چاپ رسیده است.
«بوی پیراهن یوسف دربارة انتظار و منتظران است. منتظرانی که برخی عاقل‌اند و برخی عاشق، برخی باور دارند و برخی تردید و برخی صبورند و برخی ناپایدار. اما نتیجه به‌هر‌حال فرقی نمی‌کند. معجزة ایمان، عاقلان و عاشقان را یکسان به وصل می‌رساند (امتیاز فیلم در این تلقی است.)» (جعفری‌نژاد، 1374)

کتابشناسی
حاتمی‌کیا، ابراهیم (1380). بوی پیراهن یوسف. تهران: فرهنگ کاوش.
جعفری‌نژاد، شهرام (1374). ماهنامه سینمایی فیلم، ش. 191.