دولت بعث عراق در حالی جنگ با ایران را خاتمه داد که قدرت نظامی آن در خاورمیانه اعجابانگیز بهنظر میرسید. عراق در 1980م. فقط 10 سپاه داشت؛ اما 10 سال بعد 55 سپاه، یک میلیون سپاهی، 500 هواپیما و 5500 تانک در اختیار داشت. گرچه این کشور با بیش از 100 میلیارد دلار بدهی با ورشکستگی اقتصادی مواجه بود. صدام حسین پس از پایان جنگ با ایران انتظار داشت، عربستان سعودی، امارات عربی متحده و کویت در بازپرداخت بدهی به آن کشور کمک کنند (سالینجر و لوران، 1370: 2). اما کویت در 9 اوت 1988/ 15 مرداد 1367 تصمیم گرفت تولید نفت خود را بهخصوص از چاههای رومیله- مورد اختلاف با عراق- افزایش دهد. این اقدام کویت ازنظر صدام، خیانت و تحریک به جنگ بود چراکه باعث افزایش عرضه و کاهش قیمت نفت میشد؛ درحالیکه عراق نیازمند درآمد بیشتر نفتی بود (دفتر سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی، 1370: 29). صدام حسین در 14 فوریۀ1990/ 25 بهمن 1368 در دیدار با حسنی مبارک، رئیسجمهور وقت مصر و شاه حسین، پادشاه وقت اردن، از 30 میلیارد دلاری یاد کرد که عربستان و کویت در جنگ با ایران به عراق وام داده بودند. وی گفت: «اگر از دریافت آن منصرف نشوند و 30 میلیارد دلار دیگر وام ندهند، من تلافی خواهم کرد» (ژاکار، 1370: 15). صدام در دیدار 26 فوریۀ 1990/ 7 اسفند 1368 با امیر کویت سه تقاضا را مطرح کرد: 1- رفع اختلافات مرزی با کویت بهخصوص در حوزۀ نفتخیز فوقالعاده غنی رومیله؛ 2- اجارۀ دو جزیرۀ وربه و بوبیان برای دسترسی به خلیج فارس؛ 3- استمحال وامی که در جریان جنگ با ایران از کویت دریافت کرده بود (سالینجر و لوران، همان: 12). دولت کویت با این درخواستها مخالفت کرد. در نتیجه، ارتش بعث عراق در 1 اوت 1990/ 10 مرداد 1369 به کویت حمله کرد و در عرض چند ساعت این کشور را به اشغال نظامی درآورد (دفتر سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی، همان: 15). با تصرف کویت، امریکا و همپیمانانش دست به کار شدند و عملیات طوفان صحرا را طرح ریزی و به اجرا گذاشتند که عملیات ترابری هوایی آن به عملیات سپر صحرا معروف شد.
عملیات سپر صحرا در 7 اوت 1991/ 16 مرداد 1370 آغاز شد. چندین واحد از هواپیماهای شکاری اف 15و اف 16 از امریکا به مقصد عربستان حرکت کردند. 4 هزار نفر از تیپ هشتادودوم هوابرد نیز اعزام شدند. نخستین واحدهای نظامی امریکا در شهر ظهران عربستان و مرکز آرامکو- کنسرسیوم نفتی امریکایی- استقرار یافتند. جورج بوشِ پدر، رئیسجمهور وقت امریکا، دستور افزایش نیروهای ویژۀ اعزام شده به عربستان را صادر کرد (Crabb & Mulcahy, 1995: 253) تا نیروهای واحد سیل/ SEAL نیروی دریایی و واحدهای دلتا/ DELTA وابسته به نیروی زمینی عازم منطقه شوند. مأموریت این نیروها، حفاظت از حوزههای نفتی و آمادگی برای مقابله با گروگانگیری احتمالی امریکاییان بود. همچنین، پنتاگون دستور بهکارگیری 600 فروند هواپیما را در این عملیات صادر کرد؛ بهگونهایکه هر پنج دقیقه یک هواپیمای غولپیکر C-141 در فرودگاه عربستان بر زمین مینشست (سالینجر و لوران، همان: 198). از 7 اوت 1991/ 16 مرداد 1370 بیش از 25000 دستۀ نظامی شامل 000/966 نفر و 000/774 تن کالا و مهمات به منطقۀ خلیج فارس حمل شد (Michael et al., 1992: 131).
هنگامیکه مشخص شد عملیات سپر صحرا چندان کوتاهمدت نخواهد بود، فرماندهی عملیات از گروه تحلیلگران/ Analysis Group (AG) درخواست کمک کرد. این گروه از 24 کارشناس خبرۀ پژوهش عمـــلیاتی تشــکیل شده بود. ابزار برنامهریزیِ بیشتر پروژهها عبارت بودند از: سامانه تجزیه و تحلیل تحرکات/ The Mobility Analysis Support System (MASS)؛ الگوی شبیهسازی بسیار حجیم که با استفاده از نرمافزار فُرترن/ Fortran برای برنامهریزی و آزمون مأموریت هوایی بههنگام تراکم هوایی و طولانی و یا جهانی شدن جنگ طراحی شده بود. ابزار دیگر، الگوریتم کارمارکار/ Karmarkar روی کامپیوتر Atetkorrbx برای تجزیه و تحلیل سامانههای توزیع برای فرماندهی نظامی ترابری هوایی بود. پروازها از ایالات شرقی امریکا آغاز میشدند و هواپیماها در طول مسیر 7500 مایلی میتوانستند در پایگاههای اروپایی سوختگیری کنند و عملیات بازبینی و تعمیر را انجام دهند. اما در مقصد یعنی عربستان سعودی مشکلات بسیار ازجمله تعدد پرواز و فرود وجود داشت که کل فرایند نظارت و برنامهریزی را تحت تأثیر قرار میداد. بههمینعلت، گروه تحلیلگران برای حل نسبی مشکل با استفاده از شبیهسازی، احداث پایگاه بازیافت/ Recovery را در عربستان پیشنهاد دادند تا هواپیماها پس از تخلیۀ بار بهسرعت برای سوختگیری و اقدامهای لازمِ دیگر به آنجا منتقل شوند (Michael et al., Ibid: 143-144).
نبرد هوایی فوقالعاده پیچیده بود بهنحویکه در شب نخست عملیات 160 تانکر سوخترسان در عملیات هوابرد شرکت داشتند و سوخت 300 هواپیمای تهاجمی و صدها نوع دیگر را تأمین میکردند (بلکول، 1372: 229). جتهای جی17/ G-17 مکدانلد- داگلاس برای حملونقل بینقارهای یا در مسیرهای طولانی نیروهای نظامی، تجهیزات و دیگر مایحتاج جنگی طراحی شدند. جی 17 دارای مخزنی باری با قاعده 18 در 68 فوت و ارتفاع 5/13 فوت است که قابلیت حمل حدود 65 تن بار را دارد. جی 17 قادر است در مناطق عملیاتی کوچک و دشوار فرود آید، اما عربستان فاقد این حداقلها بود؛ بههمینعلت تحلیلگران تخلیه بدون فرود را پیشنهاد دادند. هواپیماهای 141C- نوع دیگر هواپیماهای جت بودند که بیشتر برای حمل نیروی انسانی در عملیات سپر صحرا پیشبینی شده بودند. در حین جنگ، تحلیلگران پیشنهاد انتقال مصدومین با 141C- و مداوای اولیۀ آنها در مسیر و سپس انتقال به بیمارستانهای اروپا و امریکا را پیشنهاد دادند. برای نظارت نهایی بر عملیات ترابری هوایی، فرماندهی ترابری هوایی ارتش باید از همه مراحل عملیات مطلع میشدند (Michael et al., Ibid: 139). در عملیات سپر صحرا، امریکا از هواپیماهای «ای اف 111ریوِن»/EF-111 Ravan نیز بهره برد که فقط ذرات الکترومغناطیسی/ Electrons را حمل میکنند. وظیفۀ آنها مختل کردن رادارهای عراقی بود. همچنین در آن عملیات از جنگندههای نامرئی/ Stealth Fighter «اف-117» بهطور گسترده استفاده شد که بهلحاظ طبقهبندی فوق سری بودند (بلکول، همان: 29-28).
در عملیات سپر صحرا ارتش امریکا از توان فنّاوری سامانه ماهوارهای- ارتباطی پیشرفته برای پیروزی بهره برد. 5 ماهوارۀ شناسایی و بازرسی «کی. اچ.11»/ KH-11 و «کی. اچ. 12»/ KH-12 در هر دقیقه 12 عکس از نخستین تحرکات واحدهای ارتش عراق را مخابره میکردند. همچنین ماهوارهای به نام «الینت»/ ELINT مکالمات تلفنی و رادیویی را بهطور مداوم گزارش میداد. ارتباطات عراق بهوسیله دو ماهوارۀ ماگنوم/ Magunm و شالِت/ Chalet دنبال میشد. علاوهبراینها، پنتاگون یک سلسله ماهوارههای ارتباطی ازجمله «دی اس سی اس 2»/ DSCS2 و «دی اس سی اس 3»/ DSCS3 را نیز در عملیات سپر صحرا بهکار گرفت. مأموریت این ماهوارهها کمکرسانی به تسهیل ارتباطات نظامی میان قرارگاههای فرماندهی مختلف در عملیات سپر صحرا بود. نیروی دریایی نیز از شبکههای خاص خود بهره میبرد که مجهز به ماهوارههای سینکوم4/ Syncom4 و فیتساتکوم/ Fitsatcom بود. فرانسه نیز بهوفور از دادههای ماهوارۀ اسپوت/ SPOT بهره میبرد؛ ماهوارهای که قادر بود از وضعیت نیروهای حاضر در کارزار و محل آنها اطلاعات بسیار دقیق در اختیار بگذارد (ژاکار، همان: 101). همچنین، مکالمات تلفنی صدام با فرماندهان ارتش عراق بهوسیله ماهوارۀ «پراجت پی -415»/ Projet P-415 رصد و بهوسیله کامپیوترهای بسیار پیشرفته به نام اشلون/ Echelon هدایت میشد (همان: 105).
سرانجام در 17 ژانویۀ 1991/27 دی 1369 در ساعت 2:35 دقیقه صبح و اندکی کمتر از 19 ساعت بعد از پایان زمان اولتیماتوم تعیینشدة شورای امنیت، با پرتاب موشک تومهاوک/ Tomahawk به بغداد از عرشۀ ناو «ویسکانین»، عراق با نخستین بمباران نیروهای خارجی مواجه شد (بلکول، همان: 22؛ ژاکار، همان: 86). پنج کشور امریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان و کویت در این عملیات شرکت داشتند (دفتر سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی، همان: 19). دولت امریکا در 22 فوریه تا ساعت 17 به وقت گرینویچ/ 20:30 به وقت تهران به عراق مهلت داد که خروج خود را از کویت آغاز کند و در عرض یک هفته آن را به پایان برساند. در 24 فوریه حملۀ زمینی امریکا و متحدانش به عراق آغاز شد (بارنز، 1373: 13). در 25 فوریه، رادیو بغداد به نقل از سخنگوی رسمی دولت عراق اعلام کرد که نیروهای عراقی براساس قطعنامۀ 660 سازمان ملل از کویت خارج و به مواضع پیش از 2 اوت 1990 باز میگردند (پریماکف، 1370: 82). در 28 فوریۀ 1991/ 9 اسفند 1369 پس از 100 ساعت جنگ زمینی و کشته و مجروح شدن بیش از صدها هزار تن، آتشبس در جبهههای عراق و کویت برقرار میشود (دفتری سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی، همان: 21).