بازاریابی شبکهای یا چند سطحی عبارت است از مجموعه حاصل از بازاریابی رابطهای و تبادلی که اغلب به آن فروش مستقیم نیز اتلاق میشود (هویی و مون، 2011). از آنجاکه بازاریابی شبکهای بر فروش، قابلیتهای کارآفرینانه و ارتباطات شخصی اتکا دارد و نیز سرمایه اندکی برای راهاندازی متصور است در کسبوکار خانگی بهعنوان بخشی از کسبوکارهای کوچک که به این صورت تعریف میشوند هر نوع کسبوکاری که در محل سکونت شخص و با استفاده از وسایل و امکانات منزل راهاندازی شود (مهاجری، 1388) میتوان آن را چنین تعریف کرد:
بازاریابی شبکهای یک نوع فعالیت اقتصادی و یکی از راههای متعدد فعالیت در زمینة توزیع کالاها و خدمات است که در آن برای فروش محصولات به مصرفکننده، شبکهای از توزیعکنندگان بهکار گرفته شده و از طریق ارتباطات فردی، محصولات به مصرفکنندة نهایی فروخته میشود. (صاحبقدم و یوسفیان، 1385، ص. 7).
ویژگیهای خاص این قبیل کسبوکارها موجب میشود تا شیوههای بازاریابی خاصی را نیز اتخاذ کنند از جمله این ویژگیها محدودیت منابع مثل منابع مالی، زمان، دانش بازاریابی؛ کمبود کارشناسان متخصص؛ تأثیر محدود در بازار اشاره کرد. این محدودیتها آشکارا بر مشخصات بازاریابی این قبیل کسبوکارها تأثیر میگذارد و در حقیقت میتوان گفت که تعیینکننده هستند. با توجه به ماهیت این فعالیتها صاحبان آنها عمده تصمیمگیریها را در رابطه با امور مختلف اتخاذ میکنند و بههمیندلیل بازاریابی این بنگاهها از مشخصات بازاریابی رایج عنوان شده در منابع نظری بازاریابی پیروی نمیکند و توسط محدودیتهای پیش گفته تعیین میشود. بازاریابی این بنگاهها بهطور کامل غیررسمی، اتفاقی، آزاد، غیرساختاری، خودبهخود، انفعالی و سازگار با هنجارهای صنعتی صورت میپذیرد (صراف، 1386).
در این روش تولیدکننده به مصرفکننده بسیار نزدیک میشود و دیگر احتیاج به هزینههای گزاف تبلیغات نیست و از تبلیغات سینهبهسینه و شفاهی که بسیار هم اثر بخش است، استفاده میشود. (سالاری، 1386، ص. 10)
بهترین و آسانترین راه برای شروع یک کارخانگی، بازاریابی شبکهای است. (عابدینی فرد و همکاران، 1387، ص. 13) در این روش بازاریابها باید نیروی فروش خود را از طریق عضوگیری و آموزش اعضا در جهت فروش محصولات، سازماندهی و مدیریت کنند و درآمدها علاوهبر کارمزد فروش هر شخص، شامل درصدی از کارمزدهای فروش زیرمجموعة فرد نیز میشود (صاحبقدم و یوسفیان، 1385، ص. 7).
نام این صنعت طی سالیان گذشته از «شیوه فروش مستقیم» به «بازاریابی چند سطحی»، «بازاریابی شبکهای» و «بازاریابی شبکهای الکترونیک» تکامل یافته است. اصول اصلی و زیربنایی همه اینها با هم هیچ فرقی ندارد و عبارتاست از توزیع و بازارداری محصولات و خدمات. این صنعت هنوز نوپاست و پتانسیل عظیمی برای رشد جهانی دارد. (عابدینی فرد و همکاران، 1387، ص. 15).
امروزه، بازاریابی شبکهای یک کسبوکار چند میلیارد دلاری است و درحالحاضر یک روش عمدة تجارت محسوب میشود که هر روزه شرکتهای بیشتری از آن استفاده میکنند. این روش آنقدر رشد کرده که نیروی محرکه قرن 21 لقب گرفته است و از نظر پیشروان آن بهعنوان کسبوکار آینده مطرح میشود (سالاری، 1386، ص. 11).
هم اکنون بیش از 4500 شرکت صرفاً از این طریق به توزیع کالای خود میپردازد و بیش از 14500 شرکت در کنار روشهای سنتی خود از بازاریابی شبکهای نیز استفاده میکنند. رشد سریع این صنعت بهگونهای است که پیشبینی میشود تا سال 2100، هفتادوپنج درصد توزیع کالا در سراسر دنیا از این طریق انجام پذیرد (سالاری، 1385، ص.11).
در تعریف بازاریابی شبکهای به دو واژه بازاریابی تبادلی و بازاریابی رابطهای اشاره شد که لازم است مورد تعریف قرار گیرند تا به روشنتر شدن بحث کمک کنند.
بازاریابی تبادلی همان بازاریابی مطرح در نظریهها کلاسیک مدیریت است که تأکیدشان بیشتر بر 4 پی کاتلر قرار دارد و عبارتاند از قیمت، محصول، ترفیع، توزیع (بورلند و لیندگرین، 2002). این نوع بازاریابی کوتاهمدت است و تصورش بر حساسیت مشتری نسبت به قیمت قرار دارد. بازاریابی رابطهای نیز بر اعتماد و ضمانت شخصی، ارتباطات، ارزشهای مشترک، همدلی و تلاش متقابل برای ایجاد اعتماد و درنهایت مبادله قرار دارد (سین و همکاران، 2002). در مقایسه با بازاریابی تبادلی هدف بازاریابی رابطهای ایجاد ارزش افزوده برای مشتری است. تمرکز این نوع بازاریابی فقط بر سود نیست بلکه نیات مشتری نیز مدنظر قرار دارد (هارود و گری، 2006).
در اواخر دهه 40 میلادی، مفاهیمی جدید در زمینه بازاریابی و فروش بهوجود آمد که در آن زمان با توجه به مفاهیم و تعاریف ناقص و اولیه آن، با اقبال عمومی مواجه نشد و مخالفتهای جدی با آن صورت گرفت. اما در طول بیش از 4 دهه این مفاهیم و تعاریف مورد مطالعه و پژوهش و اصلاح قرار گرفت و سرانجام، در دهه 90 میلادی مفاهیم اصلاح شده و اجرایی آن باعنوان «بازار یابی شبکهای» مطرح شد (زرگر، 1385، ص.36).
هم اکنون بازاریابی شبکهای صنعتی با قدمت 50 ساله است که در 125 کشور دنیا رواج دارد و در هفته حدود 150 هزار نفر در سراسر دنیا به شاغلان در این صنعت در حال اضافه شدن هستند که این رقم معادل 21400 نفر در هر روز است (عابدینی فرد و همکاران، 1378، ص. 13).
یکی از موضوعاتی که همیشه در مورد بازاریابی شبکهای موجب بحثهای گسترده شده است، تعریف بازاریابی شبکهای میباشد که با توجه به تغییر شیوهها و ارزشها و تعاریف فروش و بازاریابی در سالهای اخیر، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.
شبکهسازی را میتوان بهعنوان یک فعالیت کارآفرینانه در نظر گرفت. که در آن مدیر کارآفرین یک بنگاه کوچک یا متوسط بهعنوان نقطه مرکزی مطرح است. هرچند که فرد کارآفرین ممکن است ضرورتاً بهعنوان فرد محوری شبکه مطرح نباشد و تنها بهعنوان جزئی از اجتماع بزرگتر برای انجام فعالیتها دیده میشود. این شبکهها بر طبق موقعیتهای جاری متفاوت خواهند بود. بهطور مثال بین یک شبکه تازه ایجاد شده با شبکهای چندساله که متعلق به یک کارآفرین است تفاوتهای زیادی وجود دارد. شبکه ارتباطی مدیران بنگاههای کوچک و متوسط توسط افراد کارآفرینی که میتوانند آنان را در رسیدن به تصمیماتی برای توسعه بنگاه کمک کنند تقویت میشود. این شبکهها برحسب نیاز درحال تغییر هستند. مثلا هنگامیکه برخی زمینههای جدید فعالیت بهطور بالقوه یا بالفعل ایجاد میشوند، ممکن است افراد جدیدی هم در شبکه وارد شوند. برخی از این افراد نظیر دوستان نزدیک، خانواده، حسابدارشرکت یا مدیر بانک ممکن است به شبکه فرد کارآفرین بهعنوان مشاوران عادی خدمت کنند، درحالیکه برخی دیگر بخشی از فرایند پیوسته جمعآوری اطلاعات مورد نیاز را شکل میدهند (صراف، 1386).
با توجه به تغییر دائم مفاهیم بازاریابی شبکهای و فروش مستقیم و ارائه تفاسیر و تعابیر مختلف در این رابطه، و همچنین با عنایت به عمومیت یافتن روز افزون بازاریابی شبکهای در سطح جهان و سوءاستفاده از این مفهوم در قالب شرکتهای هرمی، شفافسازی تعاریف بازاریابی شبکهای و فروش مستقیم برای جلوگیری از ایجاد مفاهیم نادرست در میان عامه مردم و متخصیص، امری ضروری بهنظر میرسد. از آنجایی که بازاریابی شبکهای زیر مجموعهای از «فروش مستقیم» است، در اینجا ابتدا به ارائه تعریفی از مفهوم فروش مستقیم میپردازیم (زرگر، 1385، ص. 36).
در میان تعاریف متعدد و متنوع فروش مستقیم، فدراسیون جهانی اتحادیههای فروش مستقیم (دبلیو- اف-دی- اس- اِی)، فروش مستقیم را اینگونه تعریف میکند :
فروش مستقیم عبارتاست از بازاریابی مستقیم محصولات و خدمات به مصرفکنندگان نهایی به شیوة چهرهبهچهره، عموماً در منازل یا در محل کار آنها یا سایر مکانهای خارج از محلهای خرده فروشی (زرگر، 1385، ص. 36).
به بیان دیگر، این شیوه عبارت است از نوعی کانال فروش که بر تماس فردی و فروش کالا و خدمات از طریق تشریح و ترویج مستقیم محصولات برای کاربر نهایی در محیطی غیرفروشگاهی تأکید دارد. این شیوه اساساً به حضور فروشنده جهت ایجاد محیطی برای برقراری ارتباط و تأثیرگذاری بر تصمیمگیری خرید مشتری مبتنی است. محیطهای غیرفروشگاهی شامل منازل یا ادارات هستند که در آنها لزومی بر داشتن محلی ثابت برای فروش کالا یا خدمات وجود ندارد (زرگر، 1385، ص. 37).
براساس تعاریف ارائه شده توسط فدراسیون جهانی اتحادیههای فروش مستقیم، بازاریابی شبکهای زیر مجموعهای از فروش مستقیم است که با این عناوین شناخته میشود:
· بازاریابی شبکهای؛
· بازاریابی چندسطحی؛
· بازاریابی ماتریسی؛
· بازاریابی ساختاری؛
· فروش مستقیم چند سطحی.
لازم به ذکر است که منظور از کاربرد صفت «شبکهای» در مورد این نوع بازاریابی، ساختار شبکهای و زنجیرهای این شیوه بازاریابی است و این مفهوم، نباید با مفهوم شبکهای در بازاریابی اینترنتی، بهعنوان استفاده از شبکههای رایانهای اشتباه گرفته شود.
این زیر مجموعه از صنعت فروش مستقیم دارای «طرح پاداش» است که این امکان را به فروشنده یا توزیعکننده میدهد که در ازای فروش مجموعهای از کالا و یا جذب توزیع کنندگان جدید به شبکه توزیع، پاداش دریافت کند. گروه فروش در شیوه بازاریابی شبکهای متشکل از همان گروه خریداران/ توزیع کنندگان است که به ادامه جذب و پشتیبانی مشتریان جدید بهعنوان توزیع کنندگان جدید در شبکه ادامه میدهند.
هنگامیکه مشتری با پیشنهاد خرید کالا یا خدمات مواجه میشود، ابتدا سعی در آزمایش کالا یا خدمات دارد. به محض اینکه توزیعکنندة جدید/مشتری اقدام به خرید کالا یا خدمات میکند، به وی «امتیاز» مشخصی داده میشود که این میزان امتیاز در محاسبه تخفیفات و حق العملهای فرد مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
این امتیازات همچنین موجب ایجاد مزایایی برای پشتیبان آنها و پشتیبانان آن پشتیبان خواهد شد. بهعلاوه، هر توزیعکننده خود نیز اقدام به فروش کالا یا خدمات به کاربر نهایی دیگری که عضو گروه توزیع نیست مینماید.
بنابراین میتوانیم بازاریابی شبکهای را چنین تعریف کنیم: بازاریابی چند سطحی فرایندی است شامل جریانی از کالا یا خدمات از سوی تولیدکننده به سوی مصرفکننده، بهصورت مستقیم و از طریق توزیعکنندگان با استفاده از بازاریابی چهرهبهچهره، برای ایجاد رضایت در مشتریان و رسیدن سازمان به اهداف خود و سهامدارانش (زرگر، 1385، ص. 38).
![]() |
یکی دیگر از ویژگیهای اصلی بازاریابی شبکهای، «اثر تصاعدی» است. در این روش بازاریابی، هر فرد از طریق جذب مشتریان جدید و فروش کالا، مجموعهای با تعدادی توزیعکننده را حمایت میکند، هر کدام از این افراد نیز همین نقش را در شبکه توزیع ایفا میکنند، لذا، بهعنوان مثال در یک طرح بازاریابی شبکهای که مبنای آن بر جذب 5 زیر مجموعه توسط هر توزیعکننده باشد، پس از مدتی کوتاه و با هزینهای بسیار کم برای شرکت، شرکت تنها با واسطه توزیع کنندگان پایین ترین سطح خود با 15625 خریدار روبهرو میشود (زرگر، 1385، ص. 38).
هدف از ایجاد شبکهای از توزیع کنندگان:
هدف خرده فروشی به معنای ارائه و فروش کالا به مصرفکنندة نهایی با طراحی ساختار عرضة کالای با کیفیت و با قیمت مناسب به مصرفکنندة واقعی به مقدار مورد استفادة این مصرفکنندگان غیرعضو و همچنین به مقدار مصرف توزیعکنندگان محصول برای مصارف شخصی و خانوادگی است (صاحبقدم و یوسفیان، 1385، ص. 9).
در بازاریابی سنتی، بازاریاب واسطهای است که تلاشش مصروف فروختن کالا به واسطههایی دیگر است که نهایتاً آن را با قیمتی بیشتر به مشتری نهایی میرسانند. حال آنکه یک بازاریاب شبکهای اولاً «خریدار» و «مصرفکننده» یک کالا است و ثانیاً معرف آن به خریداران و مصرفکنندگان دیگر، و از طرفی از طریق حذف واسطههای بازاریابی سنتی، کسب درآمد هم میکند و بههمین دلایل، او هم «جانشین بازار» شده است و هم بازار را در دست دارد. (عابدینی فرد و همکاران، 1387، ص. 14).
فرایند بازاریابی شبکهای در شکل زیر ارائه شده است. همانطورکه در این شکل نیز مشاهده میشود بازاریابی شبکهای از ترکیب فروش مستقیم و فروش تعاملی ایجاد میشود که در آن منافع مشتری نیز مد نظر است و ضمن آن بنگاه این توانایی را دارد که از بازاریابی بالقوه مشتریان خود در کنار کسب تعهد و وفاداریشان بهرهمند گردد.
مزایای بازاریابی شبکهای
کاهش هزینههای بازاریابی
هزینه نهایی یک کالا متاثر از عوامل متعددی از قبیل هزینه مواد اولیه، هزینه تولید، هزینههای جاری و... است ولی همانگونه که در شکل زیر نشان داده شده است، از آنجاکه در بازاریابی به شیوه سنتی، برای اینکه کالا به دست مصرفکننده نهایی برسد، باید مراحل توزیع متعددی شامل عمده فروش، توزیعکننده، و خرده فروش را بگذراند، در شیوه سنتی، درصورتیکه تولیدکننده قصد کاهش قیمت را داشت باید از سود خود صرف نظر میکرد یا از هزینههای جاری و هزینههای تولید میکاست که اینها همه در نهایت منجر به عدم انگیزش تولیدکننده میشد. دلیل لین امر این است که در بازاریابی به شیوه سنتی عوامل متعدد واسطه بین تولیدکننده و مصرفکننده نهایی هر کدام درصد مشخصی از قیمت کالا را بهخود اختصاص میدادند و مجموع این ارقام، خود یکی از بیشترین هزینههای یک تولید کنند بود.
ولی در شیوه بازاریابی شبکهای، از آنجاکه حلقههای واسطه بین تولیدکننده و مصرفکننده نهایی حذف شدهاند، تولیدکننده میتواند علیرغم اختصاص دادن درصدی از فروش بهعنوان پاداش به توزیع کننده، سود خود را افزایش داده، و در ضمن قیمت نهایی کالای تولیدی خود را برای مصرفکننده کاهش دهد که این امر خود به شبکه توزیع کمک میکند تا بتوانند با استفاده از ابزار قیمت در بازار رقابتی از سایر رقبا سبقت بگیرد.
لذا استفاده از شیوه بازاریابی شبکهای هم میتواند موجب رضایت بیشتر مشتری و هم موجب سود بیشتر برای تولیدکننده و هم موجب درآمد بالا برای توزیع کنندگان باشد (زرگر، 1385، صص.40-41)
![]() |
یکی از مهمترین دغدغههای یک تولیدکننده، به دست آوردن سهم بازار است. این دغدغه امروزه شدت بیشتری یافته است، چرا که با گسترش ابزارهای ارتباطی، تولیدکننده حتی نمیتواند در مورد سهم خود در بازار محلی مطمئن
باشد چرا که بازاریابان موفق امروزه کسانی هستند که بتوانند از این سوی جهان و از طریق ابزارهای مانند اینترنت، برای افرادی در آن سوی جهان، نیازی را ایجاد کرده و سپس کالای وخود را به آنان بفروشند. لذا زنجیره فروش ماهر و گسترده در تجارت امروز نقشی تعیینکننده در موفقیت شرکتهای تولیدی ایفا میکند.
از طرف دیگر همانگونه که قبلاً بیان شد، یکی از ویژگیهای منحصر به فرد و شاخص بازاریابی شبکهای، اثر تصاعدی است. بنابر اثر تصاعدی، در زمانی کم تعداد توزیع کنندگان یک شرکت بهصورت توانی از تعداد سرشاخهها افزایش مییابند و این امر موجب میشود که در مدتی بسیار کوتاه و با هزینهای بسیار کم، تعداد توزیعکنندگان شرکت بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کند. از طرف دیگر همانگونه که در بخش آموزش به آن اشاره کردیم، در صورت توسعه صحیح فرایند آموزش شیوههای بازاریابی، این افراد هر کدام به بازاریابان خبرهای تبدیل میشوند. و این امر، این فرصت را در اختیار شرکت قرار میدهد که تنها توجه خود را به کیفیت و نوآوری محصولات معطوف کند (زرگر، 1385، ص. 41).
زنجیره توزیع گسترده
بازاریابی شبکهای به شرکت در ایجاد نیروی فروش عظیم در زمانی کوتاه کمک م کند. پس از توسعه ساختار پاداش مناسب و قانونی و همچنین سیاست بازاریابی مناسب، شرکت اقدام به بهکارگیری تعدادی سر شاخه نموده وبه آنها دو مهارت را آموزش میدهد:
1. مهارت خرده فروشی محصولات به شیوه فروش مستقیم
2. مهارت بهکارگیری توزیعکنندگان جدید
حال درصورتیکه هر کدام از این سرشاخهها، همین اقدامات را برای زیر شاخههای خود تکرار کنند، در مدت زمانی بسیار کم و با هزینهای بسیار پایین، شرکت نیروی فروشی بسیار عظیم خواهد داشت. (زرگر، 1385، ص. 42).
![]() |
بازاریابی شبکهای، یک دیدگاه فروش است که طی آن، شرکت تولید کننده، محصول خود را به افرادی باعنوان «توزیعکننده مستقل» میفروشد و این افراد نقشی همانند نقش نمایندگان فروش را ایفا میکنند (زرگر، 1385، ص. 42). تفاوت عمدة شرکتی که از بازاریابی شبکهای استفاده میکند با یک شرکت تجارت سنتی، در این است که نرمافزاری که در شرکتهای بازاریابی شبکهای استفاده میشود، این امکان را فراهم میآورد که مشتریان با ارجاع دادن بی انتهای مشتریان جدید، نفع مالی ببرند. (سالاری، 1386، ص. 12)
اساساً این توزیع کنندگان، کالا را با درصدی تخفیف از شرکت تولیدکننده خریداری میکنند و سپس این کالا را با قیمت پیشنهادی، مجدد به مصرفکننده نهایی میفروشند و بدینوسیله، بهازای تفاوت قیمت خریدوفروش از سود آن بهرهمند میشوند. فرایند فروش مجدد غالباً در میهمانیهای خانگی، جلسات گروهی، و به شیوه فروش خانه به خانه و از طریق فروش محصولات به دوستان، آشنایان، همسایهها و وابستگان انجام میپذیرد (زرگر، 1385، ص. 43).
بسیاری از شرکتهای موفق هم اکنون در کنار روش سنتی توزیع، از بازاریابی شبکهای برای توزیع کالاها و خدماتشان بهره میگیرند. این شرکتها شامل: کوکاکولا، ژیلت، جنرال موتورز و آی- بی- ام میباشند. (عابدینی و همکاران، 1387، ص. 14).
لیکن، ویژگی و جذبه اصلی بازاریابی شبکهای در ساختار پاداش پیچیده آن نهفته است، که توزیعکنندگان را برای بهکارگیری و آموزش توزیعکنندگان جدید جهت کسب درصدی از فروش آنها تشویق میکند. این نظم ممکن است تا چند سطح گسترش یابد، و این بدان معنا است که اگر یک توزیعکننده در بهکارگیری توزیعکنندگان جدید جهت فروش محصولات شرکت تولیدکننده موفق باشد، سهم کوچکی از فروش آنها را بهعنوان پاداش دریافت میکند که درصورتیکه تعداد لایههای زیر شاخه وی زیاد باشند، این مبالغ، اعدادی چشمگیر و قابل توجه خواهند داشت. (زرگر، 1385، ص. 43).
عامل انسانی
اولین نقطه ضعف شیوه بازاریابی شبکهای، متکی بودن این شیوه به ساختار متشکل از عوامل انسانی است. وجود عامل انسانی در این ساختار، موجب ایجاد هزینههای آموزش و بروزرسانی آموزشهای ارائه شده برای سازمان شده و از طرف دیگر، در صورت عدم موفقیت حتی یک توزیعکننده در بهکارگیری توزیع کنندگان جدید، با توجه به اثر تصاعدی موجود در ساختار شبکهای شرکت، تعداد توزیعکنندگان و در نتیجه میزان فروش شرکت به میزان قابل ملاحظهای کاهش خواهد یافت و بازاریابان شبکهای همواره به دنبال روشهایی برای تضمین ارتباط بلندمدت با مشتری / توزیعکننده هستند و در صورت استفاده ازاینروشها در کنار بازاریابی شبکهای بهصورت ترکیبی یکپارچه میتوانند این نقطه ضعف را پوشش دهند. (زرگر، 1385، ص. 47).
ساختار شبکهای خاص
یکی از اساسیترین مشکلات شیوه بازاریابی شبکهای، ساختار خاص آن است که مورد سوءاستفاده شرکتهای هرمی قرار میگیرید و یک شرکت بازاریابی شبکهای باید همواره با اعمال نظارتها و کنترلهای هزینه بر، فعالیت اعضای شبکه را در نظر بگیرد تا حتی جزئی از شبکه نیز به طرح هرمی تبدیل نگردد.
با توجه به نقاط ضعف مورد اشاره، بهنظر میرسد استفاده از مفاهیم و سیستمهای نوین در جهت مدیریت بهینه ارتباط مشتری برای فروش کالا و خدمات دارای ارزش افزوده و رونق بازار، از مزایای بیشتری نسبت به بازاریابی شبکهای برای فراهم آوردن وفاداری در مشتری برخوردار است (زرگر، 1385، ص. 47).
راهبردهای بازارداری شبکهای
بازارداری در یک کسبوکار خانگی، پیچیدگی و یا هزینه زیاد ندارد. در بازارداری شبکهای نگه داشتن افراد مجموعه بسیار بیشتر از جذب مشتریان جدید تلاش میبرد. اگر مشتریان از خدمات شرکت راضی باشند، در این کسبوکار باقی خواهند ماند و سازمان فروش رشد میکند. بدون کسب مهارت در تخصصهای پایهای و بدون دستیابی سیستماتیک، نمیتوان در این کسبوکار به درآمد دست یافت. چهار راهبرد برای رشد سریع شبکه عبارتاست از:
1- تربیت و راهبری افراد توسط یک فرد متخصص در مورد مهارت ها، تجارب و دانش کسبوکار بازاریابی.
2- آموزش گام به گام افراد مبتدی در مورد چگونگی ساختن سازمان فروش خود، درک فرصت و نحوی ارائه فرصت به دیگران
3- کار گروهی و مناظره گروهی برای به اشتراک گذاشتن دانش مربوط به بازاریابی شبکهای و بررسی موارد تکنیکی حل مسئله
4- بازارسازی حرفهای برای مشتریان بالقوه از طریق همایشهای منظم، ارائه و پرزنت کار و پیگیریهای مستمر (سالاری، 1386، ص. 176).
تربیت راهبر
راهبران آگاه و آموزش دیده، موفقیت کاری کسبوکار بازاریابی شبکهای را برای همیشه تضمین میکنند. آنها کلید اصلی پیشرفت و کسب درآمدهای بالا هستند و مهمترین مسئله در این کسبوکار محسوب میشوند. برای موفقیت باید تلاشها در جهت تربیت 3 یا 4 راهبر متمرکز شود تا با تربیت 3 یا 4 فرد آگاه و آموزش دیده که با مجموعه هم فکر هستند، شکستناپذیری تضمین شود. چشمانداز و دیدگاه راهبران موفق از این قرار است:
- راهبران موفق نقایص طبیعی آدمها را برطرف نمیکنند بلکه یاد میگیرند که چگونه مشکلات را مدیریت کنند، نه این که آنها را موقتاً حل کنند.
- راهبران و توزیعکنندگان موفق عقیده دارند که تمام شرکتها مشکلاتی دارند، آنها باید شرکتی را انتخاب کنند که تمایل دارند در مشکلاتش سهیم شده، آنها را پذیرفته و شروع بهکار کنند.
- راهبران افراد مثبت اندیشی هستند که برای خود هدف مشخصی دارند.
- یک راهبر قوی در اندیشة کشف و تربیت راهبرانی بهمراتب قویتر از خودش است (سالاری، 1386، صص. 215-198).
زیر مجموعة قدرتمند یکی از با ارزشترین چیزهایی است که میتوان در کسبوکار بازارداری شبکهای در اختیار داشت (کریس براون، 2004/سالاری، 1386، ص. 190).
باید توجه داشت که بازاریابی شبکهای به معنای بازاریابی هرمی قلمداد نشود چرا که این نوع فعالیتهای اقتصادی در اکثر کشورها ممنوع است در کشور ما نیز از سال 1384 قانونی مبنی بر غیرقانونی بودن این سبک از بازاریابی تصویب شده است. بهنظر میرسد در رابطه با بازاریابی شبکهای برای کسبوکارهای خانگی بسنده کردن به تبلیغات دهان به دهان مفیدتر و سازندهتر است. چرا که در مورد اخیر مشتریان به خاطر کیفیت ارائه خدمات یا محصول نسبت به شرکت نوعی وفاداری و احساس تعهد حاصل میکنند که در نهایت منجر میشود محصولات یا خدمات ارائه شده را به دیگران نیز توصیه کنند. شایان ذکر است اثربخشی این نوع از تبلیغات و بازاریابی برای کسبوکارهای خانگی بهمراتب بیشتر از سایر موارد ازجمله بازاریابی شبکهای است.