شامل اقداماتی برای شناسایی نیازهای متمایز مشتریان و پاسخ مقتضی به آن نیازها برای جذب و حفظ مشتری
بازاریابی بهطور کل، یک عملکرد جامع و مجموعهای از فرایندها جهت ایجاد، برقراری ارتباط و خلق ارزش برای مشتریان و مدیریت روابط با آنها جهت ایجاد ارزش و سودآوری در یک کسبوکار میباشد.
بازاریابی سفارشی نوعی از بازاریابی رابطهمند بوده و مبتنی بر یک ایده ساده است: «رفتار مختلف با مشتریان مختلف». بازاریابی سفارشی بهعبارتی دیگر ایجاد و مدیریت بر رابطه فردی با تکتک مشتریان است. بازاریاب سنتی سعی دارد مشتریان بیشتری برای محصولات خود پیدا کند، حال آنکه بازاریاب سفارشی در پی پیدا کردن محصولات بیشتر برای مشتریانش است.
راه اندازی یک کسبوکار خانگی نیازمند برخورداری از مجموعهای مهارت اساسی است. در عین حال، با وجودی که راهاندازی این نوع از کسبوکار به سرمایه هنگفتی نیاز ندارد، لازمه درآمد زایی از مقداری سرمایه اندک نیز، برخورداری از مهارتهایی چون مهارتهای مدیریت مالی، مدیریت زمان، سازماندهی یک مجموعه کاری، مدیریت فردی و مهمتر از همه مهارت یا ذهنیت بازاریابی و بهعبارتی داشتن روحیه کارآفرینی است. در حقیقت مهم نیست که مالک کسبوکار چه مقدار سرمایه یا محصول اختیار دارد یا تا چه میزان فرایندهای تولیدی را به درستی انجام داده است، بلکه اگر فاقد توانایی کافی جهت ارائه محصولات و پیشبرد اهداف کسبوکار خود باشد، فرصت را از دست داده است و چنین تواناییای در واقع همان مهارت و توانایی بازاریابی است (خداد حسینی و دیگران، 1390).
فرایند بازاریابی بهطور کل، یک عملکرد جامع و مجموعهای از فرایندها جهت ایجاد، برقراری ارتباط و خلق ارزش برای مشتریان و مدیریت روابط با آنها جهت ایجاد ارزش و سودآوری در یک کسبوکار میباشد (Keefe، 2008). بنابراین لازمه یک کسبوکار خانگی، ایجاد روابط بلند مدت با مشتریان و خلق ارزش برای آنان میباشد. نتیجه چنین عملیاتی، دستیابی به مشتریانی وفادار است که به منبعی ارزشمند جهت اشاعه محصول/ خدمت میان سایر مصرفکنندگان تبدیل میشوند و در واقع این بازاریابی است که کارآفرین و مدیر مالک یک کسبوکار خانگی را قادر به کشف، خلق، برانگیختن، جلب رضایت و برآوردن تقاضاها و خواستههای مشتریان مینماید (Crane, 2010).
محوریت اصلی فعالیتهای بازریابی در کسبوکارهای خانگی، فرد کارآفرین میباشد. بدین معنا که بازارایابی در کسبوکارهای خانگی با محوریت فرد (Person) و ویژگیهای ترکیبی او شامل: ویژگیهای شخصیتی، تجارب پیشین و تکنیکهای کاری وی (Practice)، قوه ادراک و شهود وی (Perception)، سرعت و دقت عمل وی در قبال عملکردهای بازار (Proactiveness)، و پایبندی وی به اصول اخلاقی (Ethics) پیادهسازی میگردد (خداد حسینی و دیگران، 1390).
بازاریابی بهعنوان فرایندی مدیریتی- اجتماعی تعریف میشود که بهوسیله آن افراد و گروهها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواستههای خود اقدام میکنند (کاتلر، ترجمه فرزنده، 1388، صفحه 46). بازاریابی دارای انواع نختلفی است که عبارتاند از:
· بازاریابی صنعتی؛
· بازاریابی مصرفی؛
· بازاریابی چندسطحی؛
· بازاریابی پارتیزانی؛
· بازاریابی مویرگی؛
· بازاریابی چریکی؛
· بازاریابی دهان به دهان؛
· بازاریابی اینترنتی؛
· بازاریابی ربایشی؛
· بازاریابی سفارشی یا تک به تک؛
· بازاریابی شبکهای؛
· بازاریابی ویروسی؛
· بازاریابی سیستماتیک؛
· بازاریابی محتوا؛
· بازاریابی مفهوم.
سطوح قسمت بندی بازار
سطوح قسمت بندی بازار دارای پنج سطح میباشد که عبارتاند از (کاتلر، ترجمه فرزنده، 1388، صفحه 284):
الف) بازاریابی انبوه: فروشنده به تولید، توزیع و انجام تبلیغات پیشبردی انبوه برای یک کالا اما برای تمام خریداران میپردازد.
ب) بازاریابی قسمتی: یک قسسمت از بازاراست که از یک گروه بزرگ قابل تشخیص در داخل بازار تشکیل شده است.
مزایای بازاریابی قسمتی نسبت به بازاریابی انبوه عبارت است از:
- در بازاریابی قسمتی شرکت قادر است محصولی به مراتب سفارشیتر و نزدیکتر به خواسته مشتری را عرضه کند.
- در بازاریابی قسمتی، انتخاب کانالهای توزیع و کانالهای ارتباطی به مراتب آسانتر است.
- در این نوع بازاریابی اگر تعداد رقبایی که به این قسمت بازار توجه دارند محدود باشند، شرکت ممکن است با تعداد کمتری رقیب روبرو گردد (کاتلر، ترجمه فرزنده، 1388، صفحه 284).
ج) بازاریابی محلی: بازاریابی هدفمند بهصورتی روز افزون هویت بازاریابی محلی و منطقهای به خود میگیرد، بر این مبنا کوشش به عمل میآید که برنامههای بازاریابی دقیقاً براساس نیازها و خواستههای گرو های مشتری محل نظیر مناطق تجاری، محلهها و حتی فروشگاههای منفرد تهیه و تنظیم گردند.
د) بازاریابی انفرادی: سطح نهایی قسمت بندی بازار به قسمتهای تکی یا بازاریابی سفارشی، ختم میشود. فنّاوریهای جدید این امکان را پیش روی شرکتها قرار میدهد تا بازگشت به بازاریابی سفارشی یا سفارشی سازی انبوه را مورد بررسی قرار دهند. سفارشی سازی انبوه عبارت است از قابلیت فراهم سازی کالا با طراحی خاص به صورت انبوه و برقرار ساختن ارتباط برای تأمین نیازهای هریک از مشتریان.
ه) خود بازاریابی(self-marketing): گونهای از بازاریابی انفرادی است که در آن هر مصرفکننده در تعیین این که کدام نام تجاری یا کالا را بخرد مسولیت بیشتری برعهده میگیرد (کاتلر، ترجمه فرزنده، 1388، صفحه 284).
بازاریابی سفارشی
اگرچه از اوایل پیدایش اینترنت نوعی از بازاریابی سفارشی استفاده میشده است ولی شروع عملی آن با گسترش اینترنت و توسعه فنّاوریهای مرتبط با آن همراه بوده و از شروع علمی آن نیز با انتشار کتاب «آینده بازاریابی نفر به نفر» در سال ۱۹۹۳ توسط دان پپرز و مارتا راجرز مقارن است. به باور نویسندگان این کتاب میتوان از مشتریان بهطور کامل و ۱۰۰٪ منفعت کسب نمود و برای این منظور بایستی تمرکز از «سهم بازار» را به «سهم مشتری» یا میزان درآمد قابل کسب از هر یک از مشتریان تغییر داد (Chaffey, 2004).
در واقع بازاریابی سفارشی نوعی از بازاریابی رابطهمند بوده و مبتنی بر یک ایده ساده است: «رفتار مختلف با مشتریان مختلف» (Chaffey, 2004).
تجربهها نشان میدهد برای اینکه مدیری در این نوع از بازاریابی به یک مدیر موفق تبدیل شود باید قادر باشد رفتار شرکت خود را براساس مشتریان منحصر به فرد تغییر دهد با توجه به اینکه (Chaffey, 2004):
- اطلاعات در دست ما از مشتریان
- درخواستهای مشتریان از ما
بازاریابی سفارشی بهعبارتی دیگر ایجاد و مدیریت بر رابطه فردی با تک تک مشتریان است. تفاوت بازاریابی سنتی با بازاریابی سفارشی در این است که در بازاریابی سنتی شاخص موفقیت، سهم بازار (market share) محصول است ولی در بازاریابی سفارشی شاخص موفقیت، سهم از تعداد مشتری (customer share) است. بازاریاب سنتی سعی دارد مشتریان بیش تری برای محصولات خود پیدا کند، حال آنکه بازاریاب سفارشی در پی پیدا کردن محصولات بیشتر برای مشتریانش است. بازاریاب سنتی محصولاتش را مدیریت میکند و مدیرانش، مسئول میزان فروش فعلی محصولاتش هستند. در حالیکه بازاریاب سفارشی مشتریان را مدیریت میکند و مدیرانش مسئول پاسخگویی به رشد ارزشهای مورد انتظار این مشتریان طی زمانی که شرکت فعالیت میکند میباشند (پبرز و راجرز، ترجمه علی عیاری، 1391).
بازاریابی سفارشی در پی حمایت از مشتریان در طول زمان، مدیریت بر یکسری تعاملات با مشتریان و سنجش میزان خرید مشتری از محصولات گوناگون است با توجه به اینکه بازاریابی سفارشی دارای ماهیتی یکپارچه است لذا باید فرآیندهای درون سازمانی بهگونهای باشد که امکان برخورد ویژه و انفرادی با تک تک مشتریان را به کلیه واحدها، بخش ها و عملیات سازمان بدهد. به همین دلیل است که برای داشتن بازاریابی سفارشی باید هر شرکت تبدیل به یک مؤسسه سفارشی شود (پبرز و راجرز، ترجمه علی عیاری، 1391).
مزایا بازاریابی سفارشی: از جمله مزایای بازاریابی سفارشی می توان به موارد زیر اشاره کرد (Chaffey, 2004):
- افزایش فروش: همانند بازاریابی سنتی یکی از معیارهای موفقیت بازاریابی سفارشی میزان فروش میباشد.
- کاهش هزینههای پردازش و تبادلات: اساس بازاریابی سفارشی این است که تا حد امکان خرید را برای مشتریان راحت و آسان نماید. با تسهیل خرید، هزینههای پردازش و مدت زمان لازم برای پیگیری تبادلات نیز کاهش مییابد که این کار خیلی سادهتر از بالا بردن وفاداری مشتریان است.
- کاهش فرسایش مشتریان: ایجاد وفاداری بیشتر در مشتریان از دیگر مزایای بازاریابی سفارشی است. باید میزان نارضایتی آنها را شناسایی نمود دلایل آن را شناخت و راهی را برای بر طرف کردن آن پیدا کرد.
- تسریع در امور خرید و سایر تبادلات: راحتی برای مشتری به معنای تسریع در انجام کار مربوط به آنها است. پس اگر مشتری بخواهد برای انجام امور خویش وقت کمتری صرف کند باید سرعت پردازش و انجام فعالیتها را افزایش داد.
- افزایش رضایت مشتریان: میتوان با انجام کار بهطور بهینه رضایت مشتری را افزایش داد و چنانچه مدیریت در تمام سطوح سازمانی به رضایت مشتریان پایبند باشد احتمالاً سازمان در اجرای برنامه بازاریابی سفارشی سریعتر به نتیجه خواهد رسید (Chaffey, 2004).
مراحل اجرای بازاریابی سفارشی
برای اجرای بازاریابی سفارشی چهار مرحله وجود دارد (Chaffey, 2004):
1- شناسایی مشتریان: مشتریان از دو جنبه با هم تفاوت دارند:
- سطوح متفاوتی از ارزش را به شرکت ارائه میکنند.
- نیازهای متفاوتی دارند.
2- متمایز کردن مشتریان
- فعالیتها را اولویتبندی کرده و بیشترین مزیت را از مشتریان با ارزش کسب نماییم.
- رفتار شرکت را متناسب با نیازهای مشتریان تغییر دهیم.
- میزان و نوع تمایزی که بین مشتریان قائل میشویم به ما کمک میکند تا تصمیم بگیریم کدام راهبرد بازاریابی نفربه نفر را در شرایط خاص بهکار بریم.
4- تعامل با مشتریان
5- مشتری مداری
شما میتوانید با ارائه خدمات و مشاورهها مشتریان خود را هدایت و راهنمایی کنید. چهار مدل مشاوره که پیشنهاد میشود به شرح ذیل است (پبرز و راجرز، ترجمه علی عیاری، 1391):
مدل پزشک: در این مدل که رویکرد متعارف و معمولی میباشد فرض میشود طرف مقابل نوعی بیماری دارد که باید درمان شود. مشاور در این مدل سعی مینماید که ماهیت بیماری را بفهمد و در جستجوی مغایرتها از حالت نرمال باشد. در این مدل مشتری مانند بیماری رفتار میکند که توانمند نیست و در مقابل مشاور میتواند بهواسطه داشتن بعضی دانشهای تخصصی، درست و غلط را به روشنی تشخیص داده و مشتری را بهسوی روشنی سوق دهد.
مدل کارآگاه: در این مدل فرض بر این است که چیز اشتباهی وجود دارد و نیازمند این است که افرادی این را پیدا کنند و بنابراین میتوانند آن را تغییر داده و یا از بین ببرند. این مدل برمبنای این رویکرد است که نشانههایی در ارتباط با «قانون شکنی» وجود دارد که با یافتن آن، مشاور نظرات خود را در مورد جلوگیری از وقوع آنها اعلام مینماید و مسئله حل میشود. قوت این مدل در این است که روش سیستماتیک را در جمعآوری دادهها پیگیری مینماید.
مدل فروشنده: در این مدل فرض میشود که مشاور محصول یا خدمتی دارد که پاسخگوی یک سری از مسائل و مشکلات است. تصویری که میتواند به ذهن متبادر نماید فردی است با یک صندوقچه جادویی که برای هر مشکلی راهی دارد. مشاوران در این مدل انتظار ندارند که زمانی را برای تجزیه و تحلیل مسئله و طراحی جوابها و راه حلهای خاص برای نیازهای ویژه اختصاص دهند. بهطور مثال ارائه دهندگان پکیجهای کامپیوتری را میتوان مثال زد. مسئله مهم در این مدل این است که راهحلها با نیازهای خاص هر مشتری سازگار باشد.
مدل آژانس مسافرتی: در این مدل مشاور فرض میکند که مشتری قصد سفر دارد. مشتری ممکن است همیشه نداند که واقعاً کجا برود یا چگونه برود. بلکه، وظیفة مشاور است که مقاصد سفر را ارائه نموده و بهترین وسیله را برای رسیدن به مقصد در اختیار او قرار دهد. رویکرد آژانس مسافرتی برای مشاوره بیش از ارتباط با ریشهها و عوامل با نتایج و تأثیرات در ارتباط است. اغلب اوقات بسیار مهم است که گذشته را بشناسید و روی جاهایی که مشتری تجربه کرده است تمرکز نمایید (پبرز و راجرز، ترجمه علی عیاری، 1391).
بازاریابی سفارشی در کسبوکار خانگی
کارآفرینان و مدیر مالکین کسبوکارهای خانگی عمدتاً متخصص بازاریابی نمیباشند به همین دلیل ادبیات و اصول بازاریابی رسمی برای آنها ناآشنا است. رایجترین و شایعترین مشکلات بازاریابی در کسبوکارهای خانگی، فقدان دانش درباره بازار، نحوه طراحی کالاها و دستیابی به مشتریان میباشد. دارندگان کسبوکارهای خانگی دارای خصوصیاتی چون فقدان صلاحیت کافی برای توسعه فعالیتهای بازاریابی و در مقابل دارای مهارتهای تخصصی و اجرایی در استفاده از فنّاوریهای مدرن میباشند. آنها ممکن است که آشنایی چندانی با ادبیات و مفاهیم بازاریابی مرسوم نداشته باشند اما بهطور هوشمندانه از ارزش یک بازاریابی خوب آگاهی دارند. در حقیقت مزیت اصلی بازاریابی در این شرکتها در مقابل کسبوکارهای بزرگ، همان صراحت آنها در برقراری ارتباط نزدیک با مشتریان است. آنها بیش از هر چیز تعامل و ارتباطات محاورهای با مشتریان را ترجیح میدهند. کارآفرین کسبوکار خانگی وقت بیشتری را صرف تعامل مستقیم و دوجانبه با مشتریان و گفت و شنود با آنها نموده و از نظرات و پیشنهادات مشتریان در بهبود فرایندهای خود بهرهبرداری مینماید. از سوی دیگر روابط اجتماعی و شبکههای ارتباطی که زیربنای فعالیتهای بازاریابی را در کسبوکارهای خانگی تشکیل میدهند فعالیتهای بنیادینی میباشند که مدیر مالک کسبوکارهای خانگی جهت گسترش مرزهای کاری خود از آن بهرهبرداری مینماید. همچنین مدیران کسبوکارهای خانگی اطلاعات مورد نیاز خود را جهت شناسایی و ارزیابی روندهای بازار از طریق ارزیابی میزان تقاضای بازار برای محصول/ خدمت مربوطه، شناسایی روندهای اقتصادی و بازاریابی، برقراری شبکههای اجتماعی و تعامل با مشتریان، تأمینکنندگان و سایر ذینفعان و بررسی رفتار خرید مشتریان، کسب مینمایند (خداد حسینی و دیگران، 1390).
نتایج مطالعات رودگرنژاد و همکاران (Roodgarnezad etal., 2011) با عنوان (چالشها و موانع توسعه کسبوکارهای خانگی) از جمله مهمترین راهکارهای توسعه این نوع کسبوکارها را بهکارگیری سیاستهای تشویقی و حمایتی از صنایع کوچک بهویژه تولیدات خانگی، اتخاذ راهکارها و راهبردهای توسعه صادرات تولیدات خانگی، سیاستهای حمایتی در بازاریابی، بازارشناسی و تبلیغات در سطح جهانی، توسعه همه جانبه توانمندیهای فنی وتکنولوژیکی از راه برنامههای اجرایی در سطح کلان کشور، استفاده از شیوههای آموزشی جدید، تشویق و ترغیب کارآفرینان خانگی به استفاده از نوآوری و خلاقیتهای تولید محصولات ویژه و منحصربه فرد، تأمین نیازهای مالی و اعتباری از راه تعدیل سیاستهای مالی و پولی برای تأمین نیازهای مالی، محدودیتهای بازرگانی، صادراتی و قوانین حقوقی (تقی بیگی و همکاران، 1391).
توسعه یک استراتژی بازاریابی، یکی از اصول حیاتی در هر کسبوکاری بهشمار میرود. در حقیقت بدون وجود یک برنامه بازاریابی، کلیه تلاشهای سازمانی تصادفی و بینتیجه خواهند بود. طبق نظر کارسون و گیلمور (2000)، بازاریابی فرایندی است که بر کلیه فرایندهای سازمانی احاطه دارد. به اعتقاد او اغلب کارآفرینان، بازاریابی را نه تنها بهعنوان یک عملکرد در نظر نمیگیرند. بلکه چیزی که بهدنبال آن هستند بازاریابی جهت دستیابی به مشتریان است. بهعبارت دیگر از دید آنها بازاریابی هسته اصلی کسبوکار را شکل میدهد (خداد حسینی و دیگران، 1390).
در بنگاههای خانگی، فعالیتهای بازاریابی بهعنوان تاکتیکی جهت بهرهبرداری از موقعیتهای تجاری انگاشته میشود. در این کسبوکارها به بازاریابی بهمثابه یک فلسفه سازمانی و یا یک فرایند استراتژیک توجه نشده، بلکه بازاریابی فعالیتی معادل با فروش محصول و استفاده از تکنیکهای ترفیع تلقی میشود. اغلب بنگاههای خانگی فروش خود را بدون طراحی و برنامهریزی عملیات بازاریابی انجام میدهند (خداد حسینی و دیگران، 1390).
شیوههای بازاریابی این شرکتها از شیوههای قراردادی و مرسوم پیروی نمیکند و فعالیتهای بازاریابی آنها کاملاً منحصر به فرد و مبتنی بر شرایط است (خداد حسینی و دیگران، 1390).
در بنگاههای خانگی بر جلب مشتری تأکید فراوانی میگردد، ادوارد و همکاران (2006 )، بیان میکند که زمانی که از مالکان و کاربران کسبوکارهای موفق خانگی درخواست میشود تا به سودآورترین و درآمدزاترین فعالیت خود اشاره نمایند، هر بار پاسخ مشابهی دریافت میشود. آنها بزرگترین منبع خود را جلب رضایت مشتری میدانند (خداد حسینی و دیگران، 1390).
اولین گام بازاریابی در این بنگاهها در جهت شناسایی کامل بازار و تعیین مشتریان هدف برداشته میشود. در واقع هدف اصلی بازاریابی در کسبوکارهای خانگی، شناسایی نیازهای بالقوه مشتریان هدف و سپس برقراری ارتباط و تعامل دو جانبه با آنها جهت تأمین آن نیازها میباشد. از اینرو پایش مستمر محیط بازار، جمعآوری اطلاعات در خصوص مشتریان، رقبا، تأمینکنندگان، توزیعکنندگان و استفاده بهینه از اطلاعات جمعآوری شده، مقدمات موفقیت یک کسبوکار خانگی را فراهم میآورد.
با توجه به اینکه یک بنگاه خانگی جهت دستیابی به مشتریان هدف خود تلاش بسیاری نموده، قبل از ورود به یک بازار جدید همواره به دنبال راهی جهت حفظ این دسته از مشتریان فعلی میباشد. مدیر مالک بهطور مداوم به دنبال راهی جهت فروش بیشتر محصولات به مشتریان فعلی بوده و برای حفظ و نگهداری آنها تلاش میکند. پس در این راه عمده تلاش خود را بر فعالیتهایی چون: تحلیل نیازهای متفاوت در گروههای متفاوت مشتریان، تمرکز بر گوشههایی از بازار که میتواند بهراحتی به آنها نفوذ نماید، تمرکز عمده تلاشها بر 20 درصد از مشتریان که 80 درصد از سود از طریق آنها تأمین میشود، رقابت تنها از طریق قیمت، و تسریع فرایند رشد متمرکز مینمایند (خداد حسینی و دیگران، 1390).
تکنیکهای بازریابی سفارشی
1- گسترش شبکه
دوستان و خانواده یک کارآفرین میتوانند بهترین حامیان او باشند ولی الزاماً بهترین معرفی کنندگان او نخواهند بود. برای ایجاد شبکه، شرکت در جلسات بازرگانی، جلسات انجمن اولیا و مربیان، انجمنهای مدنی محلی، منطقهای، کنفرانسهای حرفهای، گروههای کاری و به اشتراک گذاری رسمی اطلاعات تماسهای تلفنی میتواند تماماً مؤثر باشد. استفاده از شبکههای آنلاین بهخوبی میتواند ایجاد این شبکه را تقویت کند. استفاده از سایت و ارائه اطلاعات محصولات و خدمات در گروههای تبلیغاتی مفید است، فقط باید توجه داشت که اطلاعات مفیدی به گروههایی که چشمانداز کاری مشابهی با شما دارند تخصیص دهید (Attard, 2014).
2- بهینهسازی پروفایل رسانههای اجتماعی
شما نیاز به راهاندازی یک پروفایل برای کسبوکار خود بر روی رسانههای اجتماعی بزرگ دارید. ارائه مشخصات شخصی در این شبکهها نشان از حرفهای بودن شماست. علاوهبر افراد مورد هدف شما کسانی که ممکن است قصد ایجاد ارتباط کاری با شما داشته باشند از صفحه شما بازدید کنند (Attard, 2014).
3- راهاندازی یک وبسایت برای حرفهای جلوه کردن لازم است.
بدون توجه به اینکه بسیاری از گروهها از پروفایل رسانههای اجتماعی شما بازدید میکنند، داشتن وبسایت برای جذب مشتریان بالقوه شما ضروری میباشد. مشتریان بالقوه قبل از تماس با شما تمایل دارند از وبسایت شما بازدید کنند و اگر امکان سفارش بهصورت آنلاین محصول فراهم باشد از این طریق اقدام کنند (Attard, 2014).
4- به نیازهایی که میتوانید با کسبوکارتان به آنها پاسخ بدهید توجه کنید.
بهخاطر داشته باشید که اگر شما از خودتان سوال نکنید، کسی خواهد رسید که آن را از شما طلب کند (Attard, 2014).
5- صحبت کردن با مردم
همه مردم در شرایطی برای گفتگو اجازه میدهند. در یک جلسه کنار فردی که نشستهاید یا در هواپیما با فردی که کنار شما نشسته است گفتگو کنید چون ممکن است یک مشتری برای شما باشد. هر گفتگویی به اینجا میرسد که شما چه کاری انجام میدهید و در بسیاری موارد شروع روابط کاری به همین ترتیب بوده است (Attard, 2014).
6- تبلیغات در وب
با توجه به آنچه که شما میفروشید تبلیغات در وب یک راه بسیار کم هزینه برای رساندن پیام خود به گوش مشتریان میباشد (Attard, 2014).
7- به مردم نگویید که شما یک کسبوکار خانگی دارید (Attard, 2014).
با وجود اینکه بسیاری از کسبوکارها خانگی میباشند ولی هنوز هم این نوع کسبوکار برای بسیاری از مردم با مخاطره میباشد. فقط محصول و خدماتی ارائه میشود مهم هستند (Attard, 2014).
8- خود را نمایش دهید.
با شرکت در کارهای عمومی خود را به نمایش بگذارید (Attard, 2014).
9- یادگیری از دیگران در صنعت خود
شرکت در جلساتی که در آن مردم در مورد موفقیتها و مشکلات خود صحبت میکنند. مطالعه نشریات تجاری که در مورد صنعت شما به چاپ میرسد (Attard, 2014).
10- در تماس باشید.
اگر کسی امروز محصول شما را نمیخرد به این معنی نیست که هرگز آن را نخواهد خرید. برخی از صنایع و برخی از محصولات دارای چرخه خرید بسیار طولانی است (Attard, 2014).