دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

بازار محصولات خانگی: هفته بازار و بازارهای محلی روستایی

Household Products Market: Weekly Markets and the local markets in rural area
نویسنده

بازار محصولات خانگی یا بازارهای هفتگی محلی بازارهایی هستند که با هدف فروش مستقیم تولیدات و محصولات زراعی و دامی‌ توسط تولیدکنندگان روستایی در نواحی روستایی و برخی شهرهای کوچک منطقه‌ای دایر می‌گردد (ارشادی، 1384، ص. 7). این بازارها اصولاً دکان‏هاى موقت بى‏ترتیب در زیر چادرها و سقف‏هایى از پارچه است که هفته‏اى یک‌بار در بعضی روستاها برپا می‌شود و بیشتر در نواحى شمال ایران معمول است (دیوسالار، 1375، ص. 15).

     بری معتقد است که بازارهای هفتگی از ویژگی‌های جوامع روستایی در کشورهای روبه رشد است (Berry, 1976, 93). در نواحی روستایی پرجمعیت، مانند ساحل جنوبی دریای خزر و بخش‌هایی از آذربایجان و کوهپایه‌های شمالی هندوکش در افغانستان، وجود دارد. در فلات خشک مرکزی ایران، در واحد‌های از هم دور افتاده که جمعیت آنها اندک است، چنین بازارهایی یا نادر است یا اصلاً وجود ندارد (Bonine and Keddie,1981, P.185-182). این بازارها علاوه‌بر سرتاسر جنوب دریاى خزر (گیلان و مازندران) در خراسان و آذربایجان و نیز تشکیل می‌شوند و گروه‌هاى مختلف اجتماعى در آن شرکت مى‏کنند. بازارهاى هفتگى شمال ایران بازارهاى مناسب روستایى این منطقه است زیرا در محیط و شرایطى مناسب خود به‌وجود آمده‏اند، وضع اجتماعى خاص روستاها، نزدیکى روستاها به هم و نیز حاصل‌خیزى خاک و آب فراوان و در نتیجه کشاورزى پر رونق و دست یافتن دهقانان به مازاد تولید وجود بازارهاى روستایى را ایجاب مى‏کند و نقش مؤثرى در اقتصاد منطقه دارند. در این بازارها محصولات کشاورزى و صنایع دستى و سایر فراورده‌هاى روستایى به فروش مى‏رسد. روستاییان به‌طورمرتب یک یا دو روز در هفته در آن شرکت مى‏کنند و تولیدات زراعى و دامى و صنایع دستى خود را به فروش مى‏رسانند و از نظر نظام قیمت‌ها و ارزش کالاها تابع نظمى معین‏اند (افسر کشمیری، 1371، ص 179). مهم‌ترین عامل در پیدایش بازارهای هفتگی پراکندگی‏ خانه‌ها، نبودن تسهیلات ارتباطی و نیازمندی به فراورده‌های غیربومی‌و شهری است. به ‏عبارت دیگر، اگر پراکندگی خانه‌ها را عامل‏ مهم اول و ضرورت‏ها اقتصادی را عامل دوم به‏ شمار آوریم، نیاز به رابطة فی‏مابین بخش‏های‏ گوناگون اقتصادی اجتماعی موجود در هر ناحیه‏ را عامل سوم باید دانست. هریک از این بخش‏ها در سیستم عرضه و تقاضای بازار نقش ویژه‏ای‏ دارد (ارشادی، 1384، ص. 5).

     بازار در روستاهای ایران علاوه‌بر جنبة اقتصادی، نقش فرهنگی و اجتماعی نیز دارا هستند. در این بازارها ملاقات مردم با یکدیگر، تبادل اخبار و اطلاعات، انتخاب همسر، تفریح، اجرای مسابقات (مانند کشتی)، بزرگداشت رویدادهای مهم تاریخی، حل‌وفصل اختلافات، و جمع‌آوری مالیات‌ها نیز صورت می‌گرفت (خسروی، 1355، صص. 20- 29).

     تشکیل بازارهای روستایی از نظر مکانى و از نظر زمانى با احتیاجات روستاها تناسب دارد. انتخاب محل بازارها تابع برنامه‏ریزى دقیق قبلى نیست و برمبناى تجربه حاصل گردیده است. دسترسى روستاییان به این بازارها به آسانى صورت مى‏گیرد و اگر بازارى در یک روز هفته براى تعدادى از روستاها دور است یا بدان دسترسى نیست، بازار بعدى که در روز دیگر هفته و در مکان دیگر تشکیل می‌شود این وضع را جبران مى‏کند. اغلب روستاییان سعى مى‏کنند محصولات خود را در زمان بازار به فروش برسانند و مایحتاج خود را نیز در همین محدوده زمانى بخرند. درواقع بازارهاى هفتگى روستایى با روستاهاى اطراف خود ارتباط متقابل اقتصادى و اجتماعى دارند. وجود بازارهاى هفتگى، روستاییان را از مراجعه به شهر بى‏نیاز مى‏کند و آنان تمایل کمترى به مسافرت به مرکز شهرها براى فروش تولیدات و خرید مایحتاج خود دارند. از سوى دیگر بازار همچون رابط میان روستاهاى پیرامون خود عمل مى‏کند و کارکردهایى مانند انتقال نیروى انسانى از یک ده به ده دیگر را هم به‌طور ضمنى انجام مى‏دهد. علاوه‌بر آن‌ هم مرکز روابط اقتصادى و مالى است و هم مرکز مبادلات اجتماعى. سفر هفتگى روستاییان به بازارهاى هفتگى با فاصله روستاها به بازار و زمان و روز تشکیل آن رابطه مستقیم دارد. به‌همین‌دلیل بازارها در مکانى مناسب براى همه و در روز و زمان معین برپا می‌شوند (افسر کشمیری، 1371، ص. 184).

     مدت بازار در هر منطقه فرق می‌کند. اغلب زارعان سعی می‌کنند محصولات خود را تا ظهر به فروش برسانند. امروزه در روستاهای ایران، اگرچه بعضی از بازارها رنگ مذهبی گرفته‌اند، مانند بازار سالیان بندپی بابل که در اعیاد فطر و قربان برقرار می‌شود، ولی به‌طورکلی رونق بازارهای روستایی، بیشتر دراوایل فصل پاییز و اواخر زمستان است که علت این امر نیز کاهش حجم کار زراعی و برداشت محصولات در اوایل پاییز و نیز نزدیکی بهار و آغاز کار زراعی است (خسروی، ۱۳۸۱، ص. 5).

     بازارهای هفتگی از نظر ریخت‌شناسی گاه مانند بازار لشت نشاء در گیلان میدان وسیعی است که راهروها یا تیمچه‌های روباز آن را به چند شعبه تقسیم می‌کنند. گاه چون بازار شهرهای خطی مانند خمام، لولمان، پره سر و کوچصفهان در کنار جادة اصلی و ارتباطی تشکیل می‌شوند و گاه چون بازارهای بندرانزلی و قائمشهر و بابل و بازارهای هفتگی روستایی از تمام امکانات بازارهای ثابت شهری استفاده می‌کنند و در آنها ادغام می‌شوند و گاه در اطراف زیارتگاه‌ها یا امامزاده‌ها تشکیل می‌شوند که مردم هم برای رفع نیازهای اقتصادی و هم به‌منظور زیارت در آن شرکت می‌کنند (برآبادی، 1374، صص. 108-109).

     پایین‏بودن حجم معاملات ممکن هفتگی‏ در حوزة تشکیل بازار، دوری فاصله تا بازار و نبودن‏ تسهیلات حمل‌‏ونقل و جاده، عدم وقت و انگیزه کافی برای مراجعة‏ مکرر به چند بازار موجب شده است تا بازارهای محلی فقط یک‌‏بار در هفته تشکیل شوند (ارشادی، 1384، ص. 6).

     امروزه علی‌رغم توسعة تجارت در شهرها و روستاها، هنوز برای مبادلة کالاهای کشاورزی و موادمصرفی، بازارهای هفتگی تشکیل می‌شود زیرا هم امکان عرضة مستقیم محصولات تولیدی در این نوع بازارها برای تولیدکنندگان فراهم است و هم از هزینه‌های فروش و بازاریابی کشاورزان به‌دلیل فروش مستقیم محصولات کاسته می‌شود. علاوه‌براین مصرف‌کنندگان نیز کالاهای مصرفی خود را به‌صورت تازه و سالم و با قیمت مناسب تهیه می‌کنند. این بازارچه‌ها صرف نظر از ابعاد آن، تأثیر قابل‌‌توجهی بر اوضاع اقتصادی خانواده به‌ویژه خانوارهای روستایی دارند و از طرف دیگر گستردگی و تنوع بازارچه‌های سنتی روستایی و رواج آن به‌عنوان فرهنگی ملی و منطقه‌ای به‌ویژه در بین خانوارهای روستایی می‌تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد (زنگی‌آبادی، ۱۳۷۱، ص. 137).

 

نقش بازارهای محلی در عرضة محصولات تولیدی روستاییان

یکی از اهداف اصلی تشکیل بازارهای محلی روستایی، عرضة محصولات تولیدی روستاها توسط روستاییان در این‌گونه بازارهاست که درحال‌حاضر کمتر به این مسئله توجه می‌گردد. تقریباً در تمامی ‌بازارها به وضوح مشاهده می‌شود که محصولات عرضه شده از مرکز شهر وارد روستا گردیده و به فروش می‌رسد. بیشتر فروشندگان بازار محلی اظهار می‌کردند که اگر کشاورزان بتوانند محصولات تولیدی خود را مستقیماً در بازار محلی عرضه نمایند در آن بازار شرکت خواهند کرد. البته در این مورد باید اقداماتی صورت پذیرد تا فروشندگان بتوانند مستقیماً محصولات تولیدی روستاییان را خریداری نموده و در معرض فروش قرار دهند. اقداماتی مانند:

· حمایت از فروشندگان روستایی؛

· تبلیغ و ترویج برای عرضة محصولات تولیدی روستا؛

· افزایش فضای تولید برای روستاییان؛

· بالا بردن فرهنگ خرید و فروش؛

· برقراری نظم و امنیت و ایجاد جا و فضای مناسب برای تولیدکنندگان و فروشندگان محصولات روستایی؛

· کوتاه کردن دست واسطه‌ها از طریق رقابتی کردن بازارها؛

· گسترش بازارهای محلی؛

· برقراری امکان معاوضة کالا؛

· ادارة خودجوش بازار توسط روستاییان (احمدی و همکاران، 1385، ص.116).

     مرکزتحقیقات روستایی پنسیلوانیا (Center for Rural Pennsylvania) مهم‌ترین ویژگی بازارهای روستایی را شامل موارد زیر می‌داند:

· عدم وجود سازمان در میان تولید‌کنندگان؛

· توافق میان فروشندگان و مالک/ مدیر بازار؛

· توافق غیررسمی ‌میان تولید‌کنندگان؛

· توافق رسمی‌ میان تولیدکنندگان (2002, P. 11).

 

بازارهای محلی و نقش آن در اقتصاد و درآمد خانوار روستایی

1- حذف هزینه‌های حمل‌ونقل به شهر: هزینه‌ها حمل‌ونقل محصولات یکی از موارد افزایش قیمت تمام شده محصولات به‌حساب می‌آید. این مسئله در بازارهای هفتگی و روستایی برای محصولاتی که مستقیماً توسط روستاییان به بازار عرضه می‌گردد، وجود ندارد و این فرایند موجب پایین بودن قیمت نهایی محصول برای مصرف‌کننده است.

2- نقش بازارهای محلی در کاهش یا حذف واسطه ها: با عرضة مستقیم کالا و اجناس در بازار، در درجة اول واسطه‌ها حذف و در مرحلة بعدی قیمت اجناس به نسبت جاهای دیگر (فروشگاه‌های ثابت، مغازه‌ها و...) با قیمت ارزان‌تری عرضه می‌گردد. باتوجه به اینکه بیشتر کالاها و اجناس در بازارچه‌های روستایی به‌صورت مستقیم در اختیار مصرف‌کنندگان و خریداران قرار می‌گیرد.

3- تفاوت قیمت اجناس در بازار محلی و بازار غیرمحلی: یکی از عوامل پایداری بازارهای محلی کارکرد اقتصادی آن بوده است زیرا یکی از مهم‌ترین روش‌های جذب مشتری، عرضة کالا و اجناس به قیمت مناسب است. هرچند عوامل دیگری مانند جوربودن جنس، نزدیکی به محل زندگی و... نیز بی‌تأثیر نیست. البته قیمت برخی از کالاها تفاوت چندانی با بازار شهر ندارد زیرا بیشتر واحدهای فروش کالا را فروشندگان بازار شهری تشکیل می‌دهند اما مردم معمولاً از روی عادت اجناس مورد نیازشان را از بازارهای محلی (هفتگی) تهیه می‌کنند (احمدی و همکاران، 1385، صص. 120- 118).

     بازارهای روستایی از بخش‌های متفاوتی مانند بازار خواروبار و مایحتاج عمومی، مال بازار: (محل خرید و فروش انواع گاو و گوسفند و بز)، بازار صنایع دستی، بازار طیور، و گاهاً بازار کتاب تشکیل شده است (بزی، 1380، ص. 40).

عمده اثرات اقتصادی- اجتماعی‏ بازار‌های محلی در منطقه عبارت است از:

· ایجاد درآمد برای اهالی منطقه و نیز مدیریت‌های محلی به جهت دریافت عوارض‏ از فروشندگان کالا تحت به‌عنوان‏ حق الارض

· توسعه حمل‌ونقل و رفت‌‏وآمدهای‏ روزانه در حوزه نفوذ بازارهای محلی.

· نقش بازدارندگی بازارهای هفتگی در تسلط اقتصادی فروشگاه‌های معتبر روستایی.

· ایجاد اشتغال برای جوانان بیکار به‌صورت جذب در برپایی این بازار ها.

· نقش بازار در قوام بخشیدن به رابطة شهر و روستا. (بزی، 1380، ص. 40)

 

حوزه عملکردی بازارهای هفتگی روستایی

بازارهای هفتگی روستایی در ابتدا، محل دادوستد فراورده‌های زراعی، باغی و دامی ‌و صنایع دستی روستایی بود که مبادلة تولیدات شهری نیز در کنار آن انجام می‌شد. با اجرای اصلاحات ارضی و تقسیم زمین و آزادی عمل زارعان در تولید انواع محصولات کشاورزی، بازارهای هفتگی نیز رونق بیشتری گرفت. بهتر شدن راه‌ها و احداث جاده‌های جدید نیز باعث شد تا شهرنشینان بیشتری وارد روستاها شده و از بازارهای روستایی خرید کنند و در نتیجه بازارهای هفتگی از محل دادوستد انحصاری روستاییان خارج شده و شهرنشینان نیز در آن دخالت یافتند که در این میان سهم سلفخران بسیار مهم است (خسروی، ۱۳۸۱، ص.5).

     اهلرس بر این عقیده است که نفوذ بازارها در نواحی روستایی فراتر از تأمین سرمایه و سازماندهی کشاورزی است و بلکه فعالیت بسیاری از اصناف، مانند نانوایان و قصابان و بقالان، برای رفع نیازهای اساسی جمعیت شهری بود. این فعالیت‌ها اعم از ذخیره و آماده‌سازی سادة محصولات کشاورزی و توزیع کود و تولید وسایل و ابزار کشاورزی بود. سوداگران، بخش عظیمی‌از کالاها و خدمات مورد نیاز دهقانان و دامداران را نیز تولید و تأمین می‌کردند. بنابراین نوسان درآمد این گروه از بازاریان، متکی به درآمد روستاییان (به‌ویژه سطح تولید کشاورزی) بود، نه درآمد جمعیت شهری (تحویلدار، 1342، ص. 107؛Ehlers, 1983, PP.32-61).

     بازارها در شعاع فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی روستاها، بخشی از نیازهای روستاییان را منعکس می‌کنند. این بازارها همواره با روستاهای اطرافشان ارتباط دارند. نبود کانون‌های مشابه دادوستد شهری در روستاها و دوری نقاط روستایی از شهرها و نبود راه‌های ارتباطی مناسب میان شهر و روستا و تفاوت ارزش‌های رفتاری مردم شهر و روستا، روستاییان را ناگزیر از ایجاد و حفظ بازارهای هفتگی روستایی و فرهنگ تجاری خاص خود کرده است (برآبادی، ۱۳۷4، صص.120-111).

     بازارهای هفتگی روستایی فرصت مناسبی برای خرید روستاییان به‌وجود می‌آورد. ممکن است بنا به‌دلایلی روستاییان نتوانند تمام وسایل مورد نیاز خود را از آن محل تهیه و خریداری نمایند یا برخی از آنها به‌دلیل مشغلة کاری موفق به خرید کالا و اجناس مورد نیاز نشوند. گاهی نیز این گروه از افراد به‌منظور تهیة اجناس مورد نیاز خود به بازار یا بازارهای منطقه یا شهر مراجعه می‌نمایند. هرچند تشکیل بازارچه از نظر مکانی و زمانی با احتیاجات روستاییان تناسب دارد اما انتخاب محل بازار، تابع برنامه‌ریزی دقیق قبلی نیست و بیشتر برمبنای تجربه استوار است (احمدی و همکاران، 1385، ص. 118).

     فروشندگان بازارهای دوره‌ای محلی در استان گیلان به‌صورت چرخشی در هریک از شهرهای این استان در یک یا چند روز از روزهای هفته اقدام به فروش محصول خود می‌نمایند. این امر منجر به ایجاد یک شبکه بازاری وسیع در سراسر منطقه می‌گردد ( عزمی‌و همکاران، 1390، ص. 1).

     استاین برای اولین بار ارتباط بین آستانه عرضه کننده و برد کالا که سبب تحرک در بازار می‌شود، شناسایی کرد. یافته‌های وی نشان داد، فروشندگان متحرک می‌توانند حدود ناحیه‌هایی که آستانه آنان را احاطه کرده، وسیع‌تر نمایند. به‌طوری‌که هنگامی ‌برد کالا کم‌تر از آستانه مصرف‌کننده باشد، عرضه‌کنندگان متحرک می‌شوند. اسکینر در چین نشان داد، تراکم و حجم تقاضای جمعیت، دوره زمانی بازارهای ادواری را تعیین می‌کند.

     در منطقه مورد مطالعه او، بازار در مراکز کوچک به‌صورت ادواری و در مراکز بزرگ دایمی‌ فعالیت می‌کرد که تأییدی بر دیدگاه فوق بود (شفیعی ثابت و دیگران1386، 4) برطبق این نظریه فروشندگان بازارهای دوره‌ای می‌توانند کالاهای اساسی را در چند بازار و با یک برنامه منظم بگردانند و این عامل سودآوری آنها را تضمین می‌کند. به‌عبارتی به‌جای استفاده از وظایف مکان مرکزی ثابت، می‌توان از طریق وظایف گردشی، به کمک چرخش، سیستم مکان مرکزی را حفظ کرد. طول مدت ادوار بازار بسیار متغیر است.

     معمولاً هر قدر جمعیت و درآمد بیش‌تر باشد، کل تجارت بیش‌تر و طول دوره کوتاه‌تر می‌شود. هرجا میزان تقاضای کالا به‌قدر کافی بالا باشد، بازار هر روز باز می‌شود و مکان مرکزی دائم شکل می‌گیرد و هر جا تقاضا کم باشد، فاصله ادوار چنان طولانی می‌شود که فراهم آمدن خدمات ناحیه اصولاً قطع می‌شود (هاگت، 1386، ص. 205) به لحاظ کارکردی بازارهای روستایی در نظام سلسله مراتبی مکان‌های مرکزی اصولاً به سه سطح تقسم می‌شوند. برای مثال در تالش این سه سطح عبارت است از:

 

مراکز خرده نواحی: بازارهایی که به روستا شهرها تبدیل شده‌اند و مراکز اداری- سیاسی در آنها مستقر گردیده است.

 

مراکز محلی: بازارهای روستایی حوزه‌های کوچک‌تراند و این بازارها و روستاهای حوزه نفوذ آن برای سطح بالاتری از خدمات به روستا شهرها وابسته‌اند. این مراکز عمدتاً معادل بازارهای مراکز دهستان هستند.

بازارهای کوچک: این بازارها در گرهگاه رودهای کوچک شکل گرفته‌اند و تنها بر آبادی‌های یک حوضه رودخانه مرکزیت دارند (ضیاء توانا و امیر انتخابی، 1385، ص. 129).

 

انواع بازارهای هفتگی روستایی

بازارهای هفتگی روستایی بر دو نوع‌اند: بازارهای روستایی که در شهر تشکیل می‌شوند و بازارهای روستایی که در بعضی روستاها شکل می‌گیرند. غالب بازارهای هفتگی شمال ایران از بازارهای نوع دوم هستند. این بازارها هفته‌ای یک یا دو روز در روستاها یا حاشیة روستاها در محل برخورد راه‌های اصلی تشکیل می‌شوند. عمدة محصولات آنها کشاورزی است، هرچند محصولات کارخانه‌ای نیز در این‌گونه بازارها مشاهده می‌شود. در روز بازار، چادرهای فروشندگان افراشته و محصولات گسترده می‌شود. بعد از خاتمة بازار همة چادرها برچیده می‌شوند و تنها داربست‌ها می‌مانند. این‌گونه بازارها از نظم و انضباط چندانی برخوردار نیستند و ساعت کار آنها نیز کوتاه و از ۷ صبح تا ۴ بعدارظهر است (توجه و نوری‌زاده، ۱۳۸۰، ص. 381، خوشفر، 1378، ص. 61). لزوم توجه به این بازارها می‌تواند گامی ‌مؤثر در ایجاد اشتغال برای افراد، به‌ویژه جوانان روستایی و حتی برخی روستاییانی باشد که کشاورزی کفاف مخارج زندگی آنها را نمی‌دهد (احمدی و همکاران، 1385، ص.120).

 
  Text Box: جدول شماره1. بازارهای محلی (هفتگی) روستایی استان مازندران

ردیف	بازارهای محلی
(هفتگی) روستایی	مکان برپایی	تعداد
1	شنبه بازار	کردکلا (جویبار) - گتاب (بابل) - اجاکسر (بابلسر) - آبندانکش (ساری) 	4
2	یکشنبه بازار	بالا احمد چاله پی (بابل) -کوهیخل (جویبار) - لیماک -(رامسر) زوارده (بابل) -حسین آباد (بهشهر) 	5
3	دوشنبه بازار	مشک آباد (جویبار) - هلیدشت (بابل) - باقر تنگه (بابلسر) - شهریارکنده (ساری) - زاغمرز (بهشهر) 	5
4	سه‌شنبه بازار	پهناب(جویبار) - خشرود پی (بابل) - میربازار (بابلسر) - بیشه سر پایین (بابل) - سورک (ساری) - امیرآباد (بهشهر) 	6
5	چهار‌شنبه بازار	پایین مرزبال(بابل) - کاظم بیگی (بابل) - لاریم (جویبار) - سلطان محمد طاهر (بابل) 	4
6	پنج‌شنبه بازار	بهنمیر(بابلسر) - گلوگاه (بندپی بابل) - زینوند (بهشهر) - پایین احمد چاله(بابل) - دارابکلا (ساری) 	5
7	جمعه بازار	شهید آباد (بابل) 	1

ماخذ: احمدی و همکاران، 1385، ص. 113


     پابرجاترین بازارهای هفتگی در سواحل جنوبی دریای خزر و به‌ویژه در دشت مرکزی گیلان تشکیل می‌شود (bazin, 1980, P. 152). در سال‌های اخیر در حدود ۳۰ بازار محلی یا روستایی در سطح استان مازندران فعال بوده و در جهت معرفی تولیدات و کالاهای روستایی عمل می‌کرده‌اند (سازمان جهاد کشاورزی استان مازندران، ۱۳۸۴).

 

محصولات قابل عرضه در بازاراهای روستایی

نوع محصول قابل عرضه توسط فروشندگان شهری و روستایی همیشه با فصول سال تغییر می‌کند. در هر فصل محصولات به‌خصوصی به فروش می‌رسد، به‌جز در مورد تولیدات دامی ‌که فقط از نظر کمیت تغییر می‌کنند. فروشندگان شهری، کالاهایی را برای فروش به بازار روستایی می‌آورند که در درجة اول جزء مصارف اولیه و اساسی افراد خانواده‌اند مانند البسه، کفش، جوراب، انواع ظروف، چراغ‌های آشپزخانه، چراغ‌های روشنایی. فروشندگان روستایی نیز در فصول مختلف سال تولیداتی مانند انواع سبزیجات، مرکبات، سیب، به، گوجه فرنگی، گوجة درختی، بادمجان، کاهو، خیار، خربزه، هندوانه، انگور، انجیر، ازگیل، سیر، پیاز، سیب‌زمینی و انواع طیور مثل بوقلمون، غاز، مرغ، خروس، اردک، جوجه و تخم آنها و فراورده‌های دامی‌مانند کشک، شیر، ماست، پنیر، کره، پوست و در بعضی از بازارها نیز صنایع دستی روستایی مانند قاشق چوبی، جوراب، دستکش، جارو، حصیر و... را به فروش می‌رسانند (پورموسی عربانی، 1352).

فروشندگان بازارهای هفتگی و روستایی

فروشندگان بازارهای هفتگی و روستایی به دو دستة فروشندگان زارع و غیرزارع تقسیم می‌شوند:

 

الف- فروشندگان زارع کسانی هستند که شغل اصلی آنها کشاورزی است و محصولات تولیدی خود مانند انواع سبزیجات، مرکبات، گوجه‌فرنگی، گوجة درختی، کاهو، هندوانه، سیر، پیاز و... را در فصول مختلف سال در بازارهای روستاییِ محل سکونت خود به فروش می‌رسانند. دستة دیگری ازاین فروشندگان، محصولات تولیدی خود را در بازارهای روستایی به‌صورت خرده فروشی عرضه می‌کنند. بخشی از زارعان نیز فروشندة فصلی هستند که تولیدات روستایی خود شامل محصولات کشاورزی و دامی، طیور و صنایع دستی را که در فصول مختلف به عمل می‌آیند، برای فروش به بازار عرضه می‌کنند. تعداد زیادی از این فروشندگان، زنان روستایی‌اند که بیشتر فروشندة لبینات، انواع سبزی، مرغ، خروس، میوه، کنجد و سایر محصولات خانگی هستند.

 

ب) فروشندگان غیرزارع کسانی هستند که از شهرهای اطراف اجناس غیرکشاورزی مثل پارچه، کیف، کفش، ظروف آشپزخانه، لباس و... را خریداری نموده و در طول سال در هر هفته به بازار عرضه می‌کنند. این فروشندگان خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1. فروشندگان ثابت که همه هفته در بازارهای هفتگی شرکت می‌کنند. اینان اغلب دکه‌داران و دوره‌گردهای روستایی هستند که در تمام فصول سال به فروشندگی اشتغال دارند و در واقع کار عمدة آنها فروشندگی است.

2. فروشندگان سیار که علاوه‌بر شرکت در یک بازار هفتگی، سایر روزهای هفته، در بازارهای اطراف نیز فعالیت دارند. این گروه از فروشندگان کالاهای فروشی را از شهر یا از روستاییان خریداری نموده و در روستاهای دور و نزدیک و بازارهای روستایی می‌فروشند (برآبادی، 1374، صص.113-114).

 

زنان و تولید کنندگان خرده پا در بازارهای هفتگی

در بازارهای دوره‌ای محلی، زنان و تولید کنندپان خرده پا نقش پر رنگی دارند. بسیاری از این تولیدکنندگان خرده پا (به‌ویژه زنان) تولید اندک طول هفته خود را به این بازارها آورده و با عرضه به قیمت این محصولات درآمد درخوری را برای خانوار ایجاد می‌نمایند که برای اقتصاد خانوار روستایی و شهری بسیار اهمیت دارد. در حقیقت بازارهای دوره‌ای مهم‌ترین مکان برای عرض اندام فرشندگان خرد و عمدتاً کشاورزان کوچک مقیاس است که امکان عرضه وسیع تولیدات خود را در غیر از این بازارها ندارند. بنابراین بازارهای دوره‌ای محلی، باعث افزایش انگیزه بیشتر زنان برای بهره‌وری اقتصادی و خود اتکایی است. (مطیعی لنگرودی و همکاران، 1390، ص. 36) زنان به‌‏طور متوسط حدود یک ‏چهارم تعداد مردان را در بازارهای هفتگی تشکیل می‏دهند. آنها از خانه تعدادی مرغ، تخم‏مرغ، جوراب بافته‏، دستکش، سبزی محلی، شیر و سایر اقلام لبنیات را با خود می‏آورند و پس از فروش وسایلی را که لازم دارند خریداری می‌نمایند (ارشادی، 1384، ص. 7).

 

احمدی، غلامرضا و شریفی، محمدعلی، شعبانعلی نوروزی. بررسی بازارهای محلی روستاهای استان مازندران، فصلنامه روستا و توسعه، شماره 34، صص. 125-105. تابستان 1385
ارشادی، شاداب. «جغرافیای بازار و بازارهای ایرانی». مجله رشد آموزش جغرافیا، شماره 71. صص. 11-3. تابستان 1384.
افسر کشمیری، بیژن. «بازارهای هفتگی در شمال ایران». نامة علوم اجتماعی، جلددوم، ش ۶ اول چ اول، تهران : مؤسسة مطالعات و پژوهشهای بازرگانی۱۳۷۱.
برآبادی، غلامحسین. «بررسی وضعیت بازارهای هفتگی روستایی شهرهای استان مازندران(منطقة گرگان و گنبد)» پایان‌نامة کارشناسی رشتة مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور گنبد. ۱۳۷۴
بزی، خدارحم. «تأملی بر بازار هفتگی آق قلا، پنج شنبه بازار». مجله رشد آموزش جغرافیا،  شماره 58 صص 40-38. تابستان 1380.
پورموسی عربانی، رقیه. «مطالعه در بازارهای روستایی صومعه‌سرا». پایان نامة کارشناسی رشتة علوم اجتماعی، تهران، دانشگاه تهران، دانشکدة علوم اجتماعی. ۱۳۵۲.
توجه، کامران و نوری زادة دهکردی، شیدا. بازارشناسی کشورهای اسلامی، جلد اول، چاپ اول، تهران: مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی. ۱۳۸۰.
حسین‌بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان، چاپ ستوده، تهران: 1342.
خسروی، خسرو. بازارهای روستایی در ایران. راهنمای کتاب ش 1- 3. سال 19. 1355.
خسروی، خسرو، جامعه‌شناسی روستایی ایران، ده مقاله چ اول، تهران: دانشگاه. ۱۳۸۱.
خوشفر، غلامرضا. بررسی بازارهای هفتگی استان گلستان گرگان: وزارت جهادسازندگی، معاونت ترویج و مشارکت مردمی. ۱۳۷۸
دیوسالار، اسدالله. مطالعه و شناسایی بازارهای محلی در استان مازندران. ساری. سازمان جهاد سازندگی استان مازندران، مدیریت ترویج و مشارکت مردمی. ۱۳۷۵
زنگی آبادی، علی. بازار، عناصر کالبدی و برنامه‌ریزی شهری. مجله هنر و مردم، ش ۱۴، 1371.
سازمان جهادکشاورزی استان مازندران. اطلاعات آماری ساری، ادارة ترویج و مشارکت مردمی. ۱۳۸۴.
شفیعی ثابت، ناصر و همکاران. نقش بازارچه‌های هفتگی روستایی در تحولات اقتصادی روستاهای استان تهران. ششمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی. ایران، تهران. بیست و هشتم بهمن ماه، صص 21-18 سال 1386.
ضیاء توانا، محمد حسن، امیر انتخابی، شهرام. نقش بازارهای روستایی در فرآیند شکل گیری سازمان فضایی و شبکه سکونتگاهی نمونه: شهرستان تالش، مجله جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، شماره 8، بهار و تابستان، صص 135-115 سال 1385.
عزمی، آئیژ و مطیعی لنگرودی، سیدحسن، مجتبی قدیری معصوم، محمدرضا رضوانی، شبکه‌بندی بازارهای دوره‌ای محلی در استان گیلان، فصل نامه جغرافیایی آمایش محیط، شماره 14. 1390.
مطیعی لنگرودی، سیدحسن و قدیری معصوم، مجتبی، محمدرضا رضوانی، آئیژ عزمی، تبیین انگیزه‌های پیش‌روی زنان از فعالیت در بازارهای دور‌های در محلی استان گیلان مجله جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، سال22، شماره پیاپی 44، شماره 4، زمستان. 1390.
هاگت، پیتر. جغرافیا ترکیبی نو. ترجمه شاپور گودرزی نژاد. انتشارات سمت. صفحه 205. سال 1386.
B. J. L. Berry, Geography of market centers and retail distribution, Englewood Cliffs 1967.
Center for Rural Pennsylvania. Starting and Strengthening Farmers’Markets in Pennsylvania, 2nd edition. The Center for Rural Pennsylvania, Harrisburg, PA. 2002.
E. Bonine and N. R. Keddie, eds. , Modern Iran. The dialectics of continuity and change, Albany 1981.
E. Ehlers, “Rent-capitalism and unequal development in the Middle East. The case of Iran.” in Work, income and equality. Payment systems in the third world, ed. F. Stewart, London p. 32-61. 1983.
Marcel Bazin, idem, Le Tlech, unergion ethnique au nord de l'Iran, Paris. 2 vols; 1980.