فردی که در جایی شاغل است در اوقات فراغت خود براساس کار در خانه برای خود شغل دوم ایجاد کند.
اوقات فراغت یا وقت آزاد به زمانی اطلاق میشود که در آن فرد کاری انجام نمیدهد و یا کاری برای انجام دادن ندارد (www.Dictionary.Cambridge.org, 2013)، بر همین اساس و با تکیه بر تعریف کسبوکار خانگی که عبارت است از هر نوع کسبوکاری که در منزل و با استفاده از امکانات منزل راهاندازی میشود (Loscocco, 2004, P.164) ایجاد کسبوکار خانگی در زمانهای آزاد فرد که او از انجام فعالیتهای شغلی و خانوادگیاش فارغ است، موضوع بحث حاضر است.
در کسبوکار خانگی که عبارتاست از کسبوکاری که در منزل و محل سکونت کارآفرین استقرار یافته و در کنار زندگی خانوادگی اداره میشود (عزیزی و همکاران، 1388، ص.1196). فَراغت به زمانهایی اطلاق میشود که افراد کار ضروری برای انجام ندارند و معمولاً در این مواقع تمایل به انجام فعالیتهای فرح بخش و نشاطآور بیشتر است.
فرق بین اوقات فراعت و فعالیتهای پرهیزناپذیر بهصورت دقیق مشخص نیست و اغلب مردم در اوقات فراغت خود نیز معمولاً کارهایی را انجام میدهند که در راستای نفع آتی آنهاست (Goodin, 2005, P. 66).
زمان موجود برای تفریح از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. دراینباره دانشمندان دریافتهاند که جوامعی با فرهنگهای ساده در مقایسه با جوامع پیچیده، تمایل بیشتری به لذت و خوشی دارند. شروع یک کسبوکار دربرگیرندة دامنهای از زمان است که صرف فعالیتهای ابتدایی میشود. در آغاز فعالیت زمان برای فرد کارآفرین نایاب است و باید فراتر از ساعات کار کند. مخصوصاً زمانیکه کار در خانه انجام میشود و باید زمانی را نیز صرف دیگران کرد. استفاده مؤثر از وقت برای سپری کردن موفقیتآمیز این مرحله از کار بسیار با اهمیت است (Forsyth & Gelderen, 2005).
یکی از راههای کاهش خطر در شروع کسبوکار جدید که مالکیت آن با خود فرد است راهاندازی کسبوکار در وقت اضافه یا بهعبارتی زمانهای فراغتی است که فرد در هنگام عصر و یا آخر هفتهها به آن دسترسی دارد. درحالحاضر مردمان بسیاری کسبوکار خانگی خود را در اوقاغت فراغت خود راهاندازی میکنند که به آنها با اشاره به ساعات انجام کار، کسبوکارهای 5- 9 نیز گفته میشود (Bridge, 2013, p.1).
زمان از دیرباز معمای پیچیدهای بوده است و تعاریف و تفاسیر گوناگونی دارد. همة اتفاقهایی که در این جهان رخ میدهد با گذر زمان همراه است و با زمان مفهوم مییابد. از یکسو، دستیابی بهمعنای حقیقی زمان بسیار دشوار است و ازسویدیگر آنچه ما زمان مینامیم، چیزی نیست جز وقتی که در اختیار داریم (شهرکی، 1383).
زمان منبعی جهانی است که همه انسانها را با هر تخصصی، تحت فشار قرار میدهد؛ بنابراین باید برای زمان برنامهریزی کرد و استفاده هوشمندانهای از آن به عمل آورد (Yavuz, 2002, P. 323). زمان سرمایهای است که ذخیرهپذیر یا قابل بازیابی نیست، و فقط مورد استفاده قرار میگیرد تجدید نمیشود. زمانیکه بهوسیله یک ساعت نشان داده میشود، بسیار متفاوت از زمانی است که احساس میکنیم، زمان به سه دسته تقسیمبندی میشود:
1. زمان واقعی: آن چیزی که ساعت نشان میدهد و قابل اندازهگیری است؛
2. زمان روانی: آن چیزی که احساس میشود. در واقع در این مفهوم آنچه که ساعت بهعنوان زمان نشان میدهد اهمیتی ندارد؛
3. زمان زیستی: در حقیقت میتوان این نوع را گونهای دیگر از زمان روانی تقسیمبندی کرد که کیفیتر از مورد اول است.
بازدهی انسانها به زمانی مربوط میشود که آنان برای انجام وظایفشان استفاده میکنند و موفقیت در انجام وظایف بستگی دارد به زمانیکه جهت انجام دادن آن اختصاص داده شده است (Akçay, 2004, P. 170). بهعبارت دیگر تخصیص زمان بین فعالیتهای خانه و سایر فعالیتها اعم از کسبوکار خانگی یا کارهای دیگر به توانایی فرد در تنظیم فعالیتها در چهارچوب مدیریت زمان بستگی دارد.
باتوجه به اینکه امروزه کسبوکار خانگی جزو بخش حیاتی و ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشود، کسبوکارهای خانگی مسیر خوبی برای جوانان در شروع و راهاندازی کسبوکار برای خودشان است. بنابراین راهاندازی آن در مقایسه با سایر انواع کسبوکارها سادهتر و آسانتر است (Holmes, 1997,p. 69) برای موفقیت این کسبوکارها باید تلاش زیادی را انجام داد و گامهای مؤثری را طی کرد. این گامها شامل موارد زیر هستند:
گام نخست: برگزیدن نوع فعالیت کسبوکار خانگی؛
گام دوم: تهیه طرح کسبوکار (برنامهریزی کسبوکار)؛
گام سوم: تأمین مالی طرح؛
گام چهارم: تطبیق منزل با شغل انتخابی؛
گام پنجم: برپایی یک فضای کاری جداگانه؛
گام ششم: ایجاد تعادل شغل و زندگی خانوادگی؛
گام هفتم: مدیریت زمان؛
گام هشتم: توجه به امنیت و سلامت شغلی؛
گام نهم: انتخاب ساختار کسبوکار؛
گام دهم: انتخاب و ثبت برند یا نام تجاری؛
گام یازدهم: ثبت رویدادهای مالی کسبوکار خانگی؛
گام دوازدهم: بازاریابی، تبلیغات شبکهای.
همانطور که ملاحظه میشود، مدیریت زمان نیز از اهمیت بسزایی در موفقیت کسبوکارهای خانگی برخوردار است و همچنین یکی از گامهای مورد توجه و مهم در راهاندازی این کسبوکارها است.
وقتی فرد زمان را مدیریت میکند، احساس میکند که کارها در کنترل اوست. مهارتهای مدیریت زمان بازدهی فرد را زیاد و از اضافهکاری و بیهودهکاری جلوگیری مینماید (تصوری و زعفریان، 1386).
مدیریت زمان مجموعهای از مهارتهاست که فرد را در استفاده مؤثر از زمان کمک میکنند. رهنمودهای عمومی وجود دارند که میتوانند برای مدیریت زمان درحوزههای متفاوت مانند خانه، مدرسه وکار استفاده شوند. در این بخش ابتدا دلایل استفاده نکردن مردم از مدیریت زمان و مزایای حاصل از مدیریت زمان مورد بررسی قرار میگیرد. احتمالاً روشنترین دلیل عدم استفاده از مدیریت زمان این است که مردم نمیدانند مدیریت زمان چیست. دلیل دوم سستی و تنبلی است. بعضی مردم فاقد هدف و انگیزش لازم برای برنامهریزی مؤثر هستند. گروه سومی که از مدیریت زمان استفاده نمیکنند آْنهایی هستند که دوست دارند تحت فشار و تنگی وقت (دقیقه نود) و شرایط بحرانی کار کنند (هیندل، 1383).
رفتارهای کارآفرینی تحت عنوان گامهای شناختی و رفتاری تعریف میشود که از آغاز شکلگیری یک ایده به وجود میآید و یا نخستین رفتارهای مرتبط با فعالیتهای کسبوکار جدید است تا جایی که کسبوکار مدنظر شکل بگیرد و به جریان فروشی نظاممند دست یابد (Davidson, 2004, P. 410).
شروع یک کسبوکار دربرگیرنده طیفی از فعالیتها مانند ارزیابی یک ایده کسبوکار، جستوجو برای تأمین مالی، پایهریزی یک سازمان و بازاریابی است. انجام این فعالیتها در شروع کسبوکار زمان بسیاری را به خود اختصاص میدهند. معمولاً کارآفرینان حرفهای یا نوپا میتوانند در جریان انجام کارهای خود اقدام به تأسیس یک کسبوکار کنند. در مقایسه با کارآفرینان حرفهای برای کارآفرینان تازه کار شروع کسبوکار جدید از محیط کار فعلی سخت است و معمولاً از محیط بیرون کار اقدام به چنین کاری میکنند (Delmar, 2000,p. 4).
کارمندان، دانشجویان، کارکنان خانگی، بازنشستگان و یا اخراج شدگان از کار، مرحلة قبل از شروع کارهای خود را از خانه انجام خواهند داد. دو خصیصه فوقالذکر ممکن است منجر به افزایش فشار زمانی شود. معمولاً وقت اضافة اندکی برای افراد بعد از انجام کارهای روزانه باقی میماند تا بتوانند در این وقت اضافه کسبوکار خود را شروع کنند. همچنین شروع کسبوکار در خانه ممکن است منجر به تعارض در تقاضای وقت سایر اعضای خانه شود. محدودیت زمانی یکی از تهدیدات بالقوه در پیادهسازی موفقیتآمیز دورة شروع کسبوکارهاست (Van Gelderen, 2005).
کسبوکار خانگی جزو بخشهای حیاتی و ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشود. کسبوکارهای خانگی از نظر ایجاد شغل، نوآوری در عرضه محصول یا خدمات، موجب تنوع و دگرگونی زیادی در اجتماع و اقتصاد کشور هستند. همچنین کسبوکارهای خانگی مسیر مناسبی برای جوانان در شروع و راهاندازی کسبوکار مستقلاند؛ زیرا راهاندازی آن در مقایسه با سایر انواع کسبوکارها ساده و آسان است (Holms, 1997, P. 69).
از مزایای کسبوکار خانگی میتوان به پایین بودن مخاطرات راهاندازی، ساعات کاری انعطافپذیرتر و داشتن فرصت و زمان بیشتر اشاره کرد (عزیزی و همکاران، 1388).
زمان با همة ویژگیهای منحصربهفردش برای هر مدیر و هر کسبوکاری از جمله کسبوکار خانگی وجود دارد. که البته کسبوکار خانگی مزیتهای بیشتری را در برخورداری زمانهای منعطفتر و بیشتر در اختیار دارد. اما تنها برخورداری از بیشترین زمان و منعطفترین زمان کافی نیست؛ زیرا استفادة کارا و بهینه از زمان است که موجبات موفقیت کسبوکار را ایجاد میکند. بهکارگیری رهنمونهای مدیریت زمان، که برای هر کسبوکار و هر فردی متفاوت و متمایز است، راهی در پیشبرد استفادة کارا و بهینه از زمان محسوب میشود. بهطوریکه بهکارگیری راهبردهای مدیریت زمان از سوی صاحبان کسبوکار و مدیران کسبوکار خانگی، مزیتی را در برنامهریزی و برخورداری از مناسبترین زمان فراهم میآورد.
با توجه به اینکه راهبردهای مبتنی بر زمان، راهی در افزایش رقابتپذیری کسبوکارهاست، و هر کسبوکاری برای بقای عمر خویش نیازمند بهکارگیری راهبردهای مناسبی جهت بقا و رقابتپذیری است؛ میتوان گفت کسبوکار خانگی با دارا بودن مزیتهای بسیار در زمینة تقلیل و بهرهوری از زمان و با به کار بردن راهبردهای مبتنی بر زمان، میتواند به مزیت رقابت، رشد و موفقیت دست یابد.
همانطورکه بیان شد سرعت و انعطاف دو مورد مهم در عملیات هر کسبوکاری است، که کسبوکار خانگی بهعلت مزیتهای بیشتر نسبت به دیگر کسبوکارها سریعتر به این دو مقوله دست مییابد. بهکارگیری راهبردهای مبتنی بر زمان، و کاهش زمان انتظار و توسعة محصول یا خدمت و همچنین انعطافپذیری ساعات کاری و فعالیت کسبوکار، راهی برای برخورداری از تک منبع محدود اقتصادی (زمان) و توسعه فعالیتهای اقتصادی کسبوکار است.
ایجاد کسبوکار دوم در خانه به مدیریت زمان وابسته است. مدیریت زمان را میتوان در غالب دو زیر عنوان مفهوم و فرایند تعریف کرد. مدیریت زمان سنتی که مفهوم اصلی آن بر کنترل و برنامهریزی، تعیین اولویتها، تفویض اختیار و حذف متغیرهای مزاحم استوار است. رویکرد نوین مدیریت زمان مبتنی بر آشکار کردن ارزشها و تخمین اهداف است. فعالیتهایی که ارزش اوقات فراغت را افزایش میدهند و برای توسعه اجتماعی مورد نیاز هستند (Kucukali, Ada & Ustun, 2009,p. 1).
محیط کسبوکار امروز را میتوان با ویژگی رقابت شدید و سخت آن توصیف کرد. بزرگترین مانع موفقیت در این بازار، زمان است. با ساعات نامحدود روزانه میتوانستیم سرعت کار را بهاندازة رضایتبخش پایین بیاوریم. متأسفانه زمان چیزی است که بشر نمیتواند آن را کنترل کند و بهعلت این شرایط کنترلناپذیر، باید با زمان کار کنیم. درک محدودیتهای حاصل از زمان و منافع مدیریت زمان کمک میکند تا با زمان کار کنیم نه اینکه در مقابل آن قرار بگیریم (امیدوار، 1384).
روشی که فرد زمان خود را استفاده میکند تعیینکنندة موفقیت اوست بااینحال، فلسفه مدیریت زمان از فردی به فرد دیگر متفاوت است و مدیریت زمان برای فرد باید بهگونهای باشد که با کار شما مطابقت داشته باشد.
مدیریت زمان مجموعهای از روشها، راهکارها و مهارتها برای استفادة کاراتر و مؤثرتر از زمان است. عوامل تنشزای زمانی، اغلب بزرگترین منابع اضطراب مدیران هستند. بررسیهای مینزبرگ و کاتر نشان میدهد که بیش از 50 درصد از فعالیتهای مدیران پس از 9 دقیقه یا کمتر، دچار وقفه و مزاحمت میشود. مدیران بهندرت به برنامهریزی بلندمدت میپردازند و بهنحوی مجزا، اجمالی و متنوع از وقت خود استفاده میکنند. بهطور متوسط هیچ مدیری در یک زمان بیش از 20 دقیقه بیوقفه بهکار خود ادامه نمیدهد و بیشتر وقت مدیران در اختیار دردسرسازترین، سمجترین، و پرانرژیترین افراد قرار میگیرد. برای اداره مؤثر زمان و برای حذف عوامل تنشزای زمانی، دو دسته متفاوت از مهارتها مهم هستند. یک دسته از آنها بر استفاده کارآمد از اوقات روز تأکید میکنند و دسته دیگر بر استفاده اثربخش از زمان در بلندمدت، تمرکز دارند (جعفری مقدم، 1388، ص. 1296).
تفویض زمان بیشتری ایجاد میکند، اما این کار همیشه به سادگی قابل انجام نیست. در حقیقت خیلی از افراد با تفویض کارها مشکل دارند. این به چند دلیل رخ میدهد، گاهیاوقات توضیح انجام یک کار به فرد دیگر بیش از انجام کار توسط خود فرد طول میکشد. اما اگر فرد آیندهنگر باشد متوجه میشود که اگر کمی وقت اضافی صرف کند میتواند در آینده نیز کار مورد نظر را تفویض کند. دلیل دیگر تفویض نکردن کمالگرایی است. وقتی تفویض میکنید به افراد اجازه میدهید که اشتباه کنند. اگر شما تحمل تصحیح اشتباهات را داشته باشید، آنگاه افراد بیشتری یاد میگیرند که کار مورد تفویض را بهصورت مناسب انجام دهند. دلیل آخر تفویض نکردن ترس از کاهش قدرت است این وجه از تفویض چیزی است که ما با آن روبهرو خواهیم بود بهچیزی که از تفویض بهدست میآورید، فکر کنید نه به چیزی که از دست میدهید.
وقتی فرد بتواند بر ترسهای خود از تفویض کردن غلبه کند و یاد بگیرد که چگونه بهصورت اثربخش تفویض کند، ابتدا باید تعیین کند که چه چیزی باید تفویض شود. داشتن فهرست اولویتبندی کارها در این زمینه بسیار مؤثر است. سپس باید افراد توانا و مشتاق انجام کار انتخابشده، برای تفویض را انتخاب کرد (شفیعالهی، 1383، ص. 7).
پژوهشهای کلایسنس و همکاران وی در بررسی 32 تحقیق تجربی انجام گرفته در زمینه مدیریت زمان نشان داد که رفتارهای مدیریت زمان از رابطهای مثبت با کنترل ادراک شده از زمان، رضایت شغلی و سلامت برخوردار است. این پژوهش همچنان نشان داد که رابطة رفتاری رفتارهای مدیریت زمان و تنش رابطهای منفی است و نیز رابطه رفتارهای مدیریت زمان با کار و عملکرد عالمانه همچنان آشکار نیست. از دیگر دستاوردهای این بررسی آن بود که بهنظر میرسد، مهارتآموزی مدیریت زمان میتواند مهارتهای افراد در مدیریت زمان را افزایش دهد (Claessens, et al, 2007, P. 97). تحقیق دربارة نحوة ادراک و تفکر افراد دربارة زمان، موضوع پژوهشی روانشناختی است که به زمان در کسوت سازهای ذهنی مینگرد. براساس شماری از نظریههای پیشنهاد شده، ادراک و رفتار افراد در واکنش به زمان تحت تأثیر فرهنگ آنان قرار دارد. متغیرهای شخصیتی یا تفاوتهای فردی نیز احتمالاً بر نحوة ادراک فرد از زمان و معنا دادن به آن مؤثر هستند و به تبع آنها رفتار فرد را تحتتأثیر قرار میدهند. این موضوع عموماً پذیرفته شده است که طرز تلقی فرد نسبت به زمان در شخصیت آنان منعکس است. بهبیان دیگر شخصیت افراد از یک دیدگاه انعکاسی از طرز تلقی آنان دربارة زمان است (Nonis, et al., 2005, P. 187). یک بعد فرهنگی ادراک فرد نسبت به زمان که بهنحوی گسترده دربارة آن بحث شده است، موضوع مونوکرونیک یا پلیکرونیک بودن زمان از دیدگاه فرنگهای گوناگون است. براساس این نظریه فرهنگهای مونوکرونیک زمان را بهنحوی خطی، مجزا و تقسیمپذیر به واحدهای متفاوت درک میکنند، پس بر انجام یک کار در یک زمان تأکید میدارند.
در مقابل فرهنگهای پلیکرونیک زمان را بهنحوی مستمر و همیشگی ادراک میکنند، پس بر انجام کارهای زیاد در یک زمان تأکید دارند. البته این پدیده مطلق نیست؛ برای مثال در فرهنگهایی که عموماً از نوعی جهتگیری مونوکرونیک تبعیت میکردند میتوان افرادی را مشاهده کرد که رفتارهای سازگار با گرایشهای پلیکرونیک از خود نشان میدهد. ادراکهای افراد از ساختار و هدف در استفاده از زمان ممکن است در کاهش نگرانی افراد مؤثر باشد نه رفتارهای واقعی مدیریت زمان (Kelly, 2003, P. 1126).
راهاندازی کسبوکار در وقت اضافه
برای افراد شاغل در سازمانها که اغلب باید هشت ساعت در روز کار کنند، زمان زیادی برای راهاندازی یک کسبوکار باقی نمیماند؛ اما در همین زمان به وجود آمده نیز میتوان کسبوکار کوچکی را راهاندازی کرد. دراینباره بیشتر صاحب نظران به بیش از 50 مورد کسبوکار اشاره کردهاند که در زیر برخی از آنها را مرور خواهیم کرد (www.lifehack.org., 2013):
1. فروش مجموعههای گردآوری شده؛ برای مثال کتابهای قدیمی، عروسکها، تمبرها و...؛
2. پیدا کردن آپارتمان برای اجاره؛
3. تربیت کودکان، والدین عصر حاضر ترجیح میدهند تا محیط مناسب و امنی برای تربیت کودکانشان مهیا باشد؛
4. خوشنویسی کردن؛
5. تحقیق در مورد شجره خانوادگی؛
6. کشاورزی در وسعت محدود؛
7. آموزش موسیقی؛
8. فعالیتهای مشاورهای و پژوهشی؛
9. عرضه خدمات کامپیوتری؛
10. تعلیم حیوانات خانگی.
مواردی که در راهاندازی این کسبوکار باید رعایت شود عبارتاند از:
در محیط کار و در وقت اداری بهندرت درمورد ایدهای که دارید با دیگران بحث کنید، مگر اینکه نیاز به کسب اطلاعات داشته باشید.
به کسی اجازه ندهید که ایدة شما را سرکوب کند و در انجام کار روزمرة خود دقت و وسواس به خرج دهید. دقت داشته باشید که فقط وقت فراغت خود را صرف کسبوکار جدید کنید و حتی از لوازم التحریر، تلفن و مکالمات و ارتباطات اداری نیز برای هدف شخصی خویش استفاده نکنید.
سعی کنید حمایت خانواده را بهدست آورید و در حد امکان به آنها اطلاعات بدهید؛ زیرا شما نمیتوانید هم کار روزمره را انجام دهید، هم کسبوکار جدیدی راه بیاندازید و هم به فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی برسید.
هرگز محاسبه نکنید که چقدر وقت دارید. هر هفته 168 ساعت است که اگر 44 ساعت آن برای کار ثابت شما و 8 ساعت آن برای خواب اختصاص داده شود هنوز 88 ساعت از آن باقی خواهد ماند که قابلیت بالقوه برای صرف شدن در کسبوکار خانگی شما را دارد.
در هر ثانیه از روز اختراعات جدیدی صورت میپذیرد و روشهای سنتی، طول عمر کوتاهتری پیدا میکنند. خبر تازة امروز، یک خبر قدیمی در فردا محسوب میشود و کسانی که با تغییرات پیش نروند، عقب خواهند ماند. بزرگترین مانع موفقیت در این بازار، زمان است. بهدلیل وجود شرایط کنترلناپذیر، باید با زمان کار کرد. درک محدودیتهای حاصل از زمان و منافع مدیریت زمان، به کار با زمان کمک میکند. روش استفاده از زمان تعیینکنندة موفقیت صاحبان کسبوکار است. بااینحال، فلسفة مدیریت زمان از فردی به فرد دیگر، و از کسبوکاری به کسبوکار دیگر متفاوت است و مدیریت زمان برای افراد باید بهگونهای باشد که با کار ایشان مطابقت داشته باشد. رهنمودهایی در این خصوص ارائه شدهاند، که عبارتاند از (امیدوار، 1390):
مرتب بودن مکان کاری، کار در مکان شلوغ و درهم برهم، بهطور متوسط موجب روزی یک ساعت و نیم اتلاف وقت میشود.
- هدفگذاری، اولین و مهمترین قدم در اتخاذ راهبرد مؤثر مدیریت زمان، تعیین اهداف کسبوکار است. اهداف مؤثر باید مشخص، قابل اندازهگیری، دسترسپذیر، واقعبینانه و زمان محور SMART باشند.
- اولویتبندی کارها:
· Do (انجام دادن)، شامل وظایفی که انجام دادن آن اهمیت دارند و خود فرد باید انجام دهد.
· Delegate (تفویضکردن)، تفویض اختیار بهصورت مؤثر و به افراد مستعد و توانا، سبب ایجاد زمان بیشتری میشود.
· Delay (تأخیر دادن)، بعضی از کارها را میتوان پس از مدتی تأخیر به انجام رساند و ضرورتی در انجام فوریتی آنها نیست.
· Delete (حذف کردن)، برخی کارها را میتوان با توجه به ضرورت انجام آنها حذف کرد و از انجام آنها صرف نظر کرد (بیگی و اعما بصیر، 1390).
یکی از مهمترین مباحثی که در مقالات مرتبط با مدیریت زمان افراد فعال در زمینة کسبوکارهای خانگی مورد توجه است بحث وجود تعارض بالقوه بین کار و زندگی است (Adams & Jex, 1999).
کار و زندگی به روشهای گوناگونی میتوانند در یکدیگر مداخله کنند که یکی از متداولترین این روشها تعارض مبتنی بر زمان است بهگونهای که زمان مورد تقاضا از جانب یک فرد با زمان تقاضاشده فرد دیگر در تعارض است. برای بسیاری از فعالان کسبوکار خانگی متوقف کردن کار برای صرف زمان نسبت به فعالیتهای غیرکاری مشکل است (Brayan, 2002).
این قضیه بیشتر برای کارآفرینان نوپایی مصداق دارد که سعی میکنند زمانهای غیرکاری خود را صرف کسبوکار کنند. کارکنان خانگی اغلب احساس گیج شدن و ناراحتی در مورد در دسترس بودنشان بهویژه برای کودکان دارند.
تعارض بین کار و خانواده برای زنان بیشتر پیش میآید برای اینکه آنها مسئولیتهای دیگری نیز در قبال خانه دارند و بههمین دلیل استرس زمانی بیشتری را متحمل میگردند. اینکه فکر کنیم افراد در صورتی که تنها باشند احساس مشابهی خواهند داشت اشتباه است. برای اینکه فقط اعضای خانه نیستند که این تعارض در رابطه با آنها ایجاد میشود؛ بلکه برخی مواقع دوستان، آشنایان و همسایگان نیز این موضوع را ایجاد خواهند کرد. برای نتیجهگیری از این کاری و غیرکاری بودن ضروری است تا کارآفرینان نوپا بتوانند ازطریق خودتنظیمی، ساختاری مناسب برای روزهای خود مهیا کنند (Forsyth & Gelderen, 2005).