پیامدهای ایجاد کسبوکارهای خانگی برای جامعه و اعضای آن مورد توجه است.
مشاغل خانگی در طول سالها و قرنها همواره یکی از مهمترین منابع تولید و درآمد در جوامع انسانی بوده است. تبدیل مشاغل خانگی به کارگاههای بزرگتر خانگی در طول یک قرن اخیر باعث شکلگیری کارخانههای بزرگ صنعتی و تولید انبوه شد. با این وجود تأسیس صنایع بزرگ و متوسط، هیچگاه نتوانست چیزی از ارزش اقتصادی و نقشآفرینی مشاغل خانگی بکاهد (انتظاریان و طهماسبی، 1389، ص. 84).در ابتدا وقوع شوک اقتصادی حاصل از بحران انرژی اپک در سال 1973 باعث شد بیش از پیش توجهات به خانه بهعنوان محل کار جلب گردد؛ بهطوریکه کارشناسان و سیاستگذاران اقتصادی به بازگشت دوباره فعالیتها به خانه برای صرفهجویی در هزینه و انرژی تأکید کردند (Roberts, 1998, P.5). پس از آن و در سالهای اخیر نیز عوامل متعددی باعث افزایش اهمیت مشاغل خانگی شدند که به چند مورد از آنها اشاره میگردد:
ظهور و گسترش فناوریهای جدید
تغییر ساختار صنعتی و کوچکتر شدن سازمانها؛ تغییر ارزشهای اجتماعی و افزایش تمایل افراد به آزادی و استقلال بیشتر در کار و حضور بیشتر در کنار اعضای خانواده ارتقای سطح استاندارد زندگی در میان خانوادههای امروزی که نیاز به درآمد بیشتر و شغل دوم را طلب میکند (خنیفر و دیگران، 1389، صص. 12-11). توسعه کسبوکارهای کوچک (مشخصه اقتصاد پیشرفته سالهای گذشته) و به دنبال آن گسترش کسبوکارهای خانگی ظهور فرصتهای فراوان و نوین شغلی در کسبوکارهای خانگی با ایجاد تغییرات چشمگیر در اقتصاد، فرهنگ و تکنولوژی (mason, 2008, p.1).
اهمیت کسبوکارهای خانگی از بعد اقتصاد کلان
کاهش نرخ بیکاری: در علم اقتصاد، نرخ بیکاری شاخصی برای ارزیابی میزان توسعهیافتگی کشورهاست و بههمیندلیل دولتها میکوشند تا به شیوههای گوناگون از جمله توسعه مشاغل کوچک و متوسط که مشاغلی کاربر هستند (در قبال مشاغل سرمایهبر که از سرمایه بیشتر و از نیروی کار کمتر استفاده میکنند)، نرخ بیکاری را کاهش دهند (کارگر شورکی، 1389، ص35).
به اعتقاد کارشناسان کاهش نرخ بیکاری یکی از وظایف اصلی و رسالت مشاغل خانگی می باشد و بسیاری از فرصت های شغلی جدید در نتیجه تشکیل شرکتهای کوچک ایجاد میشود (Tipple, 2006, p170).
مشاغل خانگی بهدلیل ساختار ساده و زودبازدهی و نیاز اندک به سرمایه در جهت متعادل کردن بازار کار مؤثر بوده و علاوهبر کاهش نرخ بیکاری، افزایش درآمد و تولید ثروت را در جامعه بهدنبال خواهند داشت (Swan, 2001, P.31).
رشد و توسعه اقتصاد محلی و منطقهای: کسبوکار خانگی که فرصتهای کسبوکار را برای افراد ساکن در یک منطقه فراهم میآورد، نشست اقتصادی منطقه را کاهش داده و موجب رشد اشتغال و کم کردن هزینههای سربار اقتصادی شده و در نهایت وسیلهای برای رشد اقتصاد منطقهای است. در واقع این امر که افراد بیشتر ترجیح میدهند نیازهای خود را در نزدیکترین مکان ممکن به محل سکونت خود تأمینکنند، دلیلی برای بوجود آمدن کسبوکارهای خانگی در مناطق مختلف است؛ همین مسأله موجب حفظ حجم پولی و فعالیتهای مبادلهای در مناطق و در نتیجه باعث افزایش فرصتهای کاری بیشتر و افزایش اشتغال محلی و منطقهای میشود (ابراهیمی سالاری، سیدحسینی، 1391، ص. 12).
توسعه خوشهو شبکههای صنعتی: یکی از مدلهای فعالیت صنایع خانگی، فعالیت در قالب خوشههای صنعتی است. در این مدل مجموعهای از بنگاههای تولیدی و خدماتی در یک رشته صنعتی در مناطق مختلف جغرافیایی به فعالیت مشغول هستند و هر بنگاه یا واحد تولیدی خریدار واحد قبلی و فروشنده واحد بعدی است. در این مدل هم کالای واسطهای و هم کالای مصرفی تولید میشوند. افزایش کسبوکارهای خانگی و فعالیت آنها به صورت خوشه، رشد و گسترش خوشههای صنعتی را بهعنوان یکی از مهمترین استراتژیهای توسعه اقتصادی در پی خواهد داشت (نجاحی و قاسمپور، 1389، ص. 102).
نمونهای از فعالیت کسبوکارهای خانگی بهصورت خوشه را میتوان در کشور ایتالیا دید، این کشور سیاستهای حمایتی خود را در صنایع کوچک و خانگی و بهویژه در بخش تولیدات کفش و کیفهای چرمی متمرکز کرد. بدینمنظور در مناطق و محلههایی که جمعیت از تراکم بالایی برخوردار بود، واحدهای تولیدی خانگی خود را در قالب خوشههای صنعتی تقسیمبندی نمود و با تعریف ارتباط واحدهای تولید خانگی در قالب این خوشهها، توانست نرخ رشد اقتصادی را افزایش و نرخ بیکاری را 12 درصد کاهش دهد. از سوی دیگر سیاستگذاران این کشور با تقسیم کار بین واحدها توانستند هم کارها را تخصصی نمایند و هم تعداد مناطق صنعتی را افزایش دهند. (رابلوتی، 1382، ص. 56).
جلوگیری از مهاجرت روستاییان: گرچه دلایل مهاجرت از روستا به شهر، ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد اما به نظر میرسد که عمدهترین آن، وضع نامطلوب درآمد روستاییان باشد. در شرایط نامطلوب درآمدی نیازهای اساسی و حیاتی خانوار روستایی برآورده نشده و ناگزیر مهاجرت صورت میگیرد (موسوی شاهرودی، 1383، ص.49).
مهاجرت از روستا به شهر در آغاز ممکن است طبیعی و منطقی به نظر برسد اما آثار و پیامدهای نامطلوب آن مشکلزا تلقی میشود. لذا صاحبنظران بر این باورند که باید به امر توسعه روستاها پرداخت و در این میان، کسبوکار خانگی بهعنوان گزینهای مناسب مطرح میشود (پورآتشی، 1389، ص. 195).
مشاغل خانگی در روستاها غالباً خودجوش بوده و طی سالیان متمادی از بطن روستاها و در کنار کشاورزی بهوجود آمده و به درآمد و اشتغال روستا کمک نمودهاند؛ ولیکن برای افزایش اشتغال و درآمد روستاییان و در نتیجه جلوگیری از مهاجرت آنها به شهرها و کاهش وابستگی به صنایع کشور، ایجاد و گسترش کسبوکارهای خانگی ضروری به نظر میرسد (موسوی شاهرودی، 1383، ص. 179). از دیگر دلایل اهمیت کسبوکارهای خانگی از نظر اقتصادی میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
رشد و توسعه کارآفرینی
رشد و گسترش صنایع کوچک و بنگاههای زودبازده صرفهجویی در مصرف انرژی (کارگر شورکی، 1389، ص. 37).
پویایی صنعت؛
افزایش تولید ناخالص ملی؛
کاهش خروج ارز از کشور؛
کاهش نرخ فساد مالی ناشی از قاچاق کالا و زد و بندهای آن (نجاحی و قاسمپور، 1389، ص. 97)؛
اهمیت کسبوکارهای خانگی از بعد اجتماعی و فرهنگی.
افزایش تمایل به کارآفرینی در کارمندان: امروزه فضای کسبوکار و شدت رقابت، شرایطی سخت و گاهی طاقت فرسا را به بعضی از کارمندان تحمیل میکند. ساعات طولانی کار و وظایف و مسئولیتهای مختلف، نمونهای از این شرایط سخت بوده و این شرایط روزبهروز در حال تشدید هستند. همین مسئله موجب شده که بسیاری از افراد تمایلی به کسب درآمد از طریق استخدام و کار برای شرکتها نداشته و در جستوجوی شغل و منبع درآمد مناسبی باشند. با این حال راهاندازی فعالیتاقتصادی ممکن است برای این افراد دشوار به نظر برسد ولیکن مشاغل و کسبوکارهای خانگی با داشتن ویژگیهایی همچون ساعات کاری انعطافپذیر، پایین بودن هزینه راهاندازی، پایین بودن میزان ریسک، اختصاص وقت بیشتر به خانواده و... میتوانند بهترین گزینه محسوب شود (ناطقی و دیگران، 1389، ص.32).
تحقیقات نشان میدهند که حدود 55% از کسبوکارهای تازه تأسیس در 5 سال اول با ورشکستگی مواجه میشوند درحالیکه این میزان در کسبوکارهای خانگی بین 20 تا 25% است (Smit, 1997, P. 5). همین ویژگیها و مزایا، افراد و بالاخص کارمندان را به راهاندازی کسبوکاری مستقل تشویق نموده و تمایل به کارآفرینی را در جامعه نیز افزایش خواهد داد.
افزایش میزان اعتماد به نفس و خوداتکایی بانوان: مشکلات و موانع اشتغال برای زنان در همه کشورها اعم از صنعتی و درحالتوسعه وجود دارد. موانع غیرتوسعهای چون وضعیت فرزیولوژیک زنان و نظام شخصیتی آنان که از نظام فرهنگی و ارزشهای جامعه تأثیر میپذیرد و موانع توسعهایکه به ساختار کشورها و بالاخص کشورهای درحالتوسعه مربوط است، موجب ایجاد بازار نامناسب اشتغال میشود. در چنین شرایطی اشتغالهای خرد و متوسط و مخصوصاً کسبوکارهای خانگی برای جمعیت وسیعی از زنان که دارای مهارت کافی در انجام برخی کارها هستند اما بهدلیل همین بازار نامناسب اشتغال نمیتوانند جذب بازار شوند، بسیار مفید خواهد بود (ابراهیمی سالاری، سیدحسینی، 1391، ص. 12).
روشن است، اشتغالی که در خانهها برای زنان خانهدار شکل میگیرد از یک سو موجب افزایش تعداد زنان شاغل بهعنوان بخشی از جمعیت فعال کشور، افزایش درصد اعضای خانوارها مشغول به کار و به تناسب آن افزایش درآمد خانوار و رفاه آنها میشود؛ (Tipple, 2006, p.1). و از سوی دیگر فرصت ترکیب دو نقش کاری و خانوادگی را به زنان داده و افزایش میزان اعتماد به نفس و خوداتکایی را در آنها به همراه دارد (Loscocco & smith, 2004, p.165).
تحکیم بنیاد خانواده: مفهوم خانه در اقتصاد فراصنعتی از مکانی برای استراحت از کار روزانه به مکانی برای کار و کسب درآمد تغییر یافته و بدین جهت مفهوم خانه در حال تغییر است (mason, 2008, p.1). فعالیتهای اقتصادی در محیط خانه، امکان مشارکت اعضای خانواده را برای انجام یک فعالیت مشترک فراهم نموده و زمان بیشتری را برای در کنارهمبودن برای آنها بهوجود میآورد. این بدان معنی است که فرد وقت زیادی را با خانواده خود خواهد گذراند و همچنین اعضای خانواده نیز بیشتر اوقات در جریان کسبوکار خواهند بود (دانشنامه کارآفرینی، 1388، ص. 1198).
مشاغل خانگی از یک سو باعث کاهش اختلافات خانوادگی و از سوی دیگر با بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی خانواده، باعث کاهش آسیب های اجتماعی نیز میشود. فرزندانی که در این خانواده ها پرورش مییابند آینده بهتری از لحاظ موقعیت اجتماعی خواهند داشت و از نظر سلامت جسمی و روحی هم خانواده در شرایط بهتری قرار میگیرد.
اشتغال اقشار خاص جامعه: مشاغل خانگی زمینه کسبدرآمد را برای اقشار خاص جامعه که دارای ویژگیها و اقتضائات خاصی هستند، مانند زنان سرپرست خانوار، افراد معلول و کم توان و ... بهوجود میآورد (کارگر شورکی، 1389، ص. 37). بهعنوان نمونه معلولین از اقشار خاصی هستند که در هر جامعه وجود داشته و جزیی از آن جامعهاند. اشتغال به کار و امرار معاش معلولین یکی از مشکلات آنان و جامعهمیباشد که در هر کشور تدابیری برای آن اندیشیدهاند (علوی و کابلی، 1373، ص. 1).
مشاغل خانگی برای افراد معلول از اهمیت خاصی برخوردار است و میتواند این مشکل را تا حدودی برای آنان برطرف نماید. زیرا رفتوآمد به محل کار و بیرون از خانه ممکن است برای این افراد مشکل باشد.
چنانچه این افراد بتوانند در خانه برای خود کسبوکار ایجاد کنند بسیار راحت و آسوده خواهند بود (دانشنامه کارآفرینی، 1388، ص. 1197). برای زنان سرپرست خانوار نیز که سرپرست مرد خانواده غایب بوده و زن مسئولیت نگهداری از فرزندان و امرار معاش را برعهده دارد، مشاغل خانگی بسیار مهم و مؤثر خواهد بود (کاظمی، 1386، ص. 61).
ارتقاء فرهنگ کار در نسلهای آینده: بنابر گزارشی بینالمللی، پیشرفت هر کشور با فرهنگ کار مردمانش رابطه مستقیمی دارد. بدون تردید یکی از دلایل موفقیتهای عظیم اقتصادی بسیاری از کشورها از جمله ژاپن و چین فرهنگ کار آنها بوده است. (کیا و احمدزاده، 1388، ص. 68). نگرش مثبت به کار و به تبع آن برخورداری از وجدان و اخلاق شایسته کاری بهعنوان بالاترین ارزشهای تشکیلدهنده فرهنگ غنی کار، تفکر کار بهتر و بیشتر را در ذهن آدمی به شکلی بارور مینماید که فرد را وا میدارد تا مهمترین بخش ظرفیتهای جسمانی و روانی خویش را به کار اختصاص دهد (سپهری، 1376، ص. 10).
نهاد خانواده از ارکانی است که میتواند نقش مؤثری در ایجاد فرهنگ کار در فرزندان و نسلهای بعدی جامعه داشته باشد زیرا خانواده است که در ساخت و پرورش شخصیت فرد نقش اساسی را ایفا میکند. خانواده میتواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سویی سوق دهد که آنها را از مشکلات پیش رو از جمله بیکاری، فقر و... برهاند و آنها را در مسیر شغلی که مولد سرمایه و فرصتهای جدید است، هدایت نماید. ارتقای فرهنگ کار از طریق آشنایی کودکان و نوجوانان با آن از همان سالهای ابتدایی از اهداف توسعه مشاغل خانگی است (انتظاریان و طهماسبی، 1389، ص. 79).
اشتغال جوانان و دانشآموختگان: در اکثر کشورهای درحال توسعه و توسعهیافته، اشتغال مؤثر نیروی متخصص (دانشآموختگان) از اهمیت ویژهایی برخوردار میباشد. مشاغل خانگی برای این افراد در گام اول ایجاد اشتغال و در گام دوم، فرصتی برای رشد و توسعه مهارتهای شغلی آنان برای راهاندازی فعالیتی گستردهتر است. برای جوانان نیز، کسبوکارهای خانگی نقطه شروع مناسبی برای راهاندازی کسبوکار شخصی است، زیرا راهاندازی آن در مقایسه با دیگر انواع کسب و کار ساده و آسان است (ناطقی و دیگران، 1389، ص. 34).
این کسبوکارها در محیط پر هرج و مرج و متغیر کنونی که شرکتها را با تهدیدات بسیاری روبهرو میکند، گزینهای امن برای افراد و بالاخص جوانان و دانشآموختگان به شمار میرود.
از آنجا که هزینههای راهاندازی، از جمله هزینههای ثابت در کسبوکار خانگی به میزان قابل توجهی پایین است، فرد بهسرعت مراحل اولیه راهاندازی را پشت سر گذاشته و عمده سرمایهگذاری خود را صرف اقدامات آتی از جمله فعالیتهای بازاریابی و توسعه محصولات و خدمات با کیفیتی بالاتر خواهد نمود (certer, 2004). از دیگر دلایل اهمیت کسبوکارهای خانگی از نظر فرهنگی و اجتماعی میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
کاهش نارضایتی در بین اقشار مختلف جامعه
کاهش احساس بیعدالتی اجتماعی
افزایش خودباوری عمومی و افزایش احساس مفید بودن اقشار طبقات پائین جامعه
کاهش نرخ بزهکاری و انحرافات اجتماعی ناشی از کمبود درآمد و یا بیکاری (نجاحی و قاسمپور، 1389، ص. 97).
اهمیت کسبوکارهای خانگی از بعد فردی
برقراری تعادل میان کار و زندگی: درصورتیکه افراد بنابر دلایلی، قادر به ترک خانه برای ساعتهای طولانی نبوده و همزمان مایل باشند که ایده خود را اجرا نموده و یا درآمدی داشته باشند، مشاغل خانگی بهترین انتخاب است (خنیفر و دیگران، 1389، ص. 18). این امر امکان فعالیت را در همان محل زندگی فرد و بهصورت کار در خانه و هماهنگ با دیگر فعالیتها فراهم مینماید (نجاحی و قاسمپور، 1389، ص. 90).
خوداشتغالی: قسمت عمدهای از نیروی کار فعال در هر جامعهای خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کارفرما یا مؤسسات خصوصی و دولتی ندارند و یا نمی توانند شغل استخدامی مناسب پیدا کنند (قویدل، 1387، ص. 21). این امکان وجود دارد که این افراد به کسبوکارهای خانگی روی آورند.
بنابراین یکی از برجستهترین ویژگیهای کسبوکارهای خانگی را میتوان خوداشتغالی فرد در نظر گرفت. فرد با راهاندازی کسبوکار خود بهصورت خانگی میتواند اختیار امور را در دست گرفته و مسیر شغلی و حرفهای خود را شخصاً هدایت نماید (گلابی و دیگران، 1389، ص. 20).
بهعنوان مثال، امروزه بهدلیل رشد و توسعه فنّاوری اطّلاعات و ارتباطات، افراد در منازل خود از طریق ایجاد شرکتهای مجازی در اینترنت اقدام به فعالیتهایی بسیار گسترده حتی در حد بینالمللی میکنند. اینگونه فعالیتها که توسط یک فرد به تنهایی و یا با استخدام دیگران انجام میشود حتی اگر با سپردن قسمتی از کار به سایر افراد و سازمانها بهصورت برونسپاری انجام پذیرد، جزء فعالیتهای خود اشتغالی و کسبوکارهای خانگی محسوب میشود (کیا و دیگران، 1386، ص. 7).
بهرهگیری از قابلیتهای فردی: در کسبوکارهای خانگی معمولاً فرد اقدام به راهاندازی کسبوکاری مینماید که در آن حوزه از دانش و تخصص کافی برخوردار است. در واقع کسبوکار خانگی راهکاری است که به فرد این امکان را میدهد تا با راهاندازی و اداره یک کسبوکار شخصی بتواند تجارب پیشین، قابلیتها و مهارتهای فردی خویش را بهورت عملیاتی مورد بهرهبرداری قرار داده و در این راه کلیه تعهدات و سرمایه لازم را شخصاً فراهم نماید (گلابی و دیگران، 1389، ص. 21).
فعالیت در محل زندگی: کسبوکارهای خانگی امکان فعالیت در مجاورت و یا در همان محل زندگی فرد را بهصورت کار در خانه و هماهنگ با دیگر فعالیتهای وی فراهم مینماید. فعالیت در خانه تأثیر دوسویه دارد، از یک طرف فرد میتواند از حمایتهای اعضای خانواده بهرهمند گشته و از سوی دیگر وظایف و مسئولیتهای خود را نسبت به اعضای خانواده به نحو شایستهتری بهانجام برساند (خنیفر و دیگران، 1389، ص. 26). همچنین در این مشاغل، فرد شغل خود را به منزل میآورد و به جای اینکه هزینههای زیادی برای اجاره یا خرید ساختمان بپردازد، میتواند در منزل خود، کار و شغل خود را بهانجام رساند، علاوه بر آن در این نوع از کسبوکار، ارزش افزودة کالاها و خدمات تولید شده، نصیب صاحب خانه میشود (نجاحی، قاسمپور، 1389، ص. 87).
افزایش خلاقیت: محدودیتها و مقررات خاص محیطهای اداری و تجاری به شدت از کارایی نیروی خلاقانه افراد میکاهد. بدیهی است که این محدودیتها در منزل وجود ندارد (انتظاریان و طهماسبی، 1389، ص. 86).
براساس یک اصل مدیریتی وقتی کارمندان در شرکت ذینفع باشند، مقدار خیلی زیادی از محدودیتهای فردی به خلاقیتهای فردی تبدیل میشود. همین امر در کسبوکارهای خانگی هم مصداق دارد. چون در این کسبوکار هر فرد یک انگیزه شخصی دارد و بدون این که زور بالای سرش باشد کارش را جلو میبرد، بنابراین خلاقیتش در کار افزایش مییابد (ناطقی و دیگران، 1389، ص. 33).
از دیگر دلایل اهمیت کسبوکارهای خانگی برای فرد میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
· ارتقای روحیه آزادی و استقلال عمل فرد؛
· تغییر و تنوع در فعالیت و ساعات کاری؛
· انعطافپذیری مشاغل خانگی و امکان بهبود کار با هزینه بسیار کم؛
· استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده؛
· کاهش استرسها و فشارها و امکان فعالیت در محیطی آرام (کارگر شورکی، 1389، ص. 37).